|
آسیب شناسی شایعه در قرآن
|
|
۰:۳۶, ۲۶/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اردیبهشت/۹۰ ۰:۳۸ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
تعریف شایعه
پژوهشگران بسیاری تعریف شایعه را به بحث و بررسی نشسته اند. برای نمونه: ال پرت و پستمن از نخستین پیشگامان پژوهش در تعریف شایعه می گویند: «شایعه موضوع خاصی است که برای باور همگان مطرح می شود و از فردی به فرد دیگری منتقل می گردد و معمولاً این انتقال به طور شفاهی صورت می گیرد بدون آن که شواهد مطمئنی در میان باشد.»۱ نپ از دیگر پژوهشگران شایعه در تعریف شایعه می نویسد: «شایعه موضوعی است که برای باور همگان مطرح می شود بدون آ ن که به طور رسمی تأیید گردد».۲ تی شیبوتانی نیز می گوید: «شایعه خبری است که در نتیجه مباحثات گروهی به صورت بازسازی شده ای درآمده است.»۳ مجموعه تعاریف شایعه، هرچند کامل و جامع نیست، اما دست کم مارا با شماری از ویژگی های شایعه آشنا می سازد: ۱. شایعه خبری است درباره شخص یا حادثه ای که در زمان حاضر وجود دارد یا در این زمان اتفاق افتاده است. بنابراین شایعه، افسانه نیست ۲. شایعه با هدف باور کردن دیگران مطرح می شود و مانند جوک و لطیفه نیست. ۳. شایعه یک کار جمعی است. ۴. شایعه خبری تأیید نشده است. ۵. شایعه درباره افراد، مؤسسات، ادارات و نهادهای اجتماعی و… است که مردم نسبت به آنها حساس هستند. ۶. شایعه ممکن است از یک دروغ، تهمت و بهتان پدید آمده باشد. نمونه هایی از شایعات در قرآن از شایعه در آیات قرآن سخن بسیار رفته است. پیامبران با انبوهی از شایعات رودرو بودند. این شایعات که از سوی دشمن آگاه و دوستان نادان ساخته و پخش می شد مشکلات بی شماری برای پیامبران می آفرید. گاه شایعه ساحر بودن رواج می گرفت و گاه شایعه قدرت طلبی، گمراه گری، دیوانگی و… سرعت پخش شایعه گاه به اندازه ای زیاد بود که در همان آغازین روزهای دعوت پیامبران، گروهی بسیار، شایعه دیوانگی، قدرت طلبی و گمراهی آنان را شنیده بودند؛ برخی این شایعه را باور کرده و عده ای این شایعات را نمی پذیرفتند. قوم نوح، شایعه گمراهی، قدرت طلبی، ریاست خواهی و دیوانگی نوح را رواج می دانند: «قال الملأ من قومه إنّا لنراک فی ضلال مبین» اعراف/۶۰ مهتران قومش گفتند: تو را آشکارا در گمراهی می بینم. «ما هذا إلاّ بشر مثلکم یرید أن یتفضّل علیکم» مؤمنون/۲۴ این مرد، انسانی است همانند شما، می خواهد بر شما برتری جوید. «إن هو إلاّ رجل به جنّه» مؤمنون/۲۵ او مرد دیوانه ای بیش نیست. «و قالوا مجنون و ازدجر» قمر/۹ و گفتند: دیوانه است. و به دشنامش راندند. قوم هود، شایعه سفاهت و دروغگویی حضرت هود را ساخته و پخش کردند: «قال الملأ الذین کفروا من قومه إنّا لنراک فی سفاهه و إنّا لنظنّک من الکاذبین» اعراف/۶۶ مهتران قوم او که کافر شده بودند، گفتند: می بینیم که به بی خردی گرفتار شده ای و پنداریم که از دروغگویان باشی. شایعه شوم بودن صالح و طرفداران او نیز شایعه ای بود که ساخته و پرداخته قوم آن حضرت بود: «قالوا اطّیرنا بک و بمن معک» نمل/۴۷ ما تو را و یارانت را به فال بد گرفته ایم. ساحر بودن، مسحور شدن، دروغگویی و جنون موسی در شمار شایعاتی است که فرعون، قبطیان و نبطیان برای موسی درست کردند: «قالوا ما هذا إلاّ سحر مفتری و ما سمعنا بهذا فی آبائنا الأولین» قصص/۳۶ گفتند: این جادویی است بر ساخته، ما از نیاکان مان چنین چیزهایی نشنیده ایم. «قالوا هذا سحر مبین» نمل/۱۳ گفتند: این جادویی آشکار است. «إنّ هذا لساحر علیم» شعراء/۳۴ گفت: این مرد، جادوگری داناست. «فقال له فرعون إنّی لأظنّک یا موسی مسحوراً» اسراء/۱۰۱ و فرعون به او گفت: ای موسی، پندارم که تو را جادو کرده باشند. «فقالوا ساحر کذّاب» غافر/۲۴ و گفتند: که او جادوگری دروغگوست. «و قال ساحر أو مجنون» ذاریات/۳۹ و فرعون گفت: جادوگری است یا دیوانه ای. قوم شعیب بر اساس یک شایعه که معلوم نیست نخستین سازنده آن چه کسی بوده، حضرت شعیب را دروغگو، افسون شده و نادان می خواندند: «قالوا إنّما أنت من المسحّرین. و ما أنت إلاّ بشر مثلنا و إن نظنّک لمن الکاذبین» شعراء/۱۸۵ـ۱۸۶ گفتند: جز این نیست که تو را جادو کرده اند تو نیز بشری همانند ما هستی و می پنداریم که دروغ می گویی. در تاریخ اسلام نیز شایعات بسیاری، پیامبر و مسلمانان را درگیر ساخته و بخشی از جامعه اسلامی را گرفتار تردید، دو دلی، سستی، اضطراب و دلهره کرده است. شایعاتی که در عصر پیامبر رواج یافت از نظر محتوا مانند شایعاتی است که پیش از این دیگر پیامبران الهی را آزرده می ساخت: «کذلک ما أتی الذین من قبلهم من رسول إلاّ قالوا ساحر أو مجنون. أ تواصوا به بل هم قوم طاغون» (ذاریات/۵۳۵۴) بدین سان بر آنهایی که از این پیش بودند پیامبری مبعوث نشد؛ جز آنکه گفتند: جادوگری است، یا دیوانه ای است. آیا بدین کار یکدیگر را وصیت کرده بودند؟ نه خود مردمی طاغی بودند. . . ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۱:۱۸, ۲۶/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اردیبهشت/۹۰ ۱۱:۲۰ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
شایعات عصر پیامبر را به چند گروه می توان تقسیم کرد:
الف. شایعاتی که شخصیت پیامبر را نشانه گرفته بود. این گروه خود بر چهار گونه بود: 1. شایعه ساحر و شاعر بودن پیامبر درآغاز فراخوان پیامبر، یک یا چند نفر شایعه ساحر، کاهن، شاعر و… بودن را ساختند و دیگران با شنیدن این شایعات آنها را به سرعت میان مردم پخش کردند.۴ این شایعات به گونه ای رواج یافت که کفرپیشگان خود نیز باور کردند و پیامبر را ساحر، شاعر و مجنون خواندند و قرآن را سحر، شعر و اباطیل معرفی کردند: «و قال الکافرون هذا ساحر کذّاب» ص/۴ «بل هو شاعر» انبیاء/۵ «إنّک لمجنون» حجر/۶ «و یقولون أئنّا لتارکوا آلهتنا لشاعر مجنون» صافات/۳۶ ۲. 2.شایعه خیانت در میان غنایم جنگ بدر، مخمل سرخی وجود داشت، این مخمل مفقود شد، شماری این شایعه را ساختند که خود پیامبر این مخمل را برداشته است. این شایعه در میان مردم رواج یافت و پس از آن آیه شریفه زیر نازل گردید: «و ما کان لنبی أن یغلّ و من یغلل یأت بما غلّ یوم القیامه ثم توفّی کلّ نفس ما کسبت و هم لایظلمون» آل عمران/۴۱۶۱ هیچ پیامبر را شایسته نیست که خیانت کند و هر که به چیزی خیانت کند، آن را در روز قیامت با خود آورد. سپس جزای عمل هر کس به تمامی داده خواهد شد و بر کسی ستمی نرود. شمار دیگری از قرآن پژوهان و تفسیرگران، سبب نزول دیگری برای این آیه می آورند که بر اساس آن، گروهی ازنگهبانان تنگه در جنگ احد چنین شایع کردند که هر کس از غنایم چیزی برای خود نگیرد نباید امیدی به دریافت غنایم از پیامبر داشته باشد. وقتی پیامبر این شایعه را شنید در پاسخ گفت: «گمان می کنید که من به شما خیانت می کنم و سهم شما را از غنایم نمی دهم».۵ 3. شایعه عادل نبودن شایعه دیگری که شخصیت پیامبر را نشانه گرفته بود شایعه بی عدالتی آن حضرت بود. منافقان پس از جنگ حنین این گونه شایعه کردند که پیامبر در تقسیم غنائم به عدالت رفتار نمی کند۶: «و منهم من یلمزک فی الصدقات فإن اُعطوا منها رضوا و إن لم یعطوا منها إذاهم یسخطون» توبه/۵۸ و بعضی از ایشان تو را در تقسیم صدقات به بیداد متهم می کنند، اگر به آنها عطا کنند خشنود می شوند و اگر عطا نکنند خشم می گیرند. 4. شایعه زودباوری و سادگی این شایعه توسط منافقان ساخته و پخش شد. «و منهم الذین یؤذون النبی و یقولون هو أذن» توبه/۶۱ بعضی از ایشان پیامبر را می آزارند و می گویند که او به سخن هر کس گوش می دهد.۷ ب. شایعاتی که درباره شهادت پیامبر، شکست سپاه اسلام و شهادت برخی از صحابه پیامبر بود؛ مانند: ۱. شایعه شهادت پیامبر در جنگ احد در این جنگ، مصعب بن عمیر، پرچمدار سپاه اسلام به دست ابن قمیئه از جنگجویان بنام قریش به شهادت رسید. ابن قمیئه به گمان اینکه پرچمدار پیامبر است شایعه کشتن شدن پیامبر را ساخت. سپاه کفر وقتی شایعه را شنیدند یکصدا فریاد «قتل محمد» سر می دادند:۱۰ «و ما محمّد إلاّ رسول قد خلت من قبله الرسل أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابکم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرّ الله شیئاً و سیجزی الله الشاکرین. و ما کان لنفس أن تموت إلاّ بإذن الله کتاباً مؤجّلاً و من یرد ثواب الدنیا نؤته منها…» آل عمران/۱۴۴ـ۱۴۶ جز این نیست که محمد پیامبری است که پیش از او پیامبرانی دیگر بوده اند. آیا اگر بمیرد یا کشته شود، شما به آیین پیشین خود باز می گردید؟ هر کس که بازگردد هیچ زیانی به خدا نخواهد رسانید. خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. هیچ کس جز به فرمان خدا نمی میرد؛ مدت مکتوب است. هر کس خواهان ثواب این جهانی باشد به او می دهیم…. ۲. شایعه شکست سپاه اسلام درجنگ تبوک دو گروه از شرکت در جنگ تبوک سرباز زدند: یک. شماری از مؤمنان: «یا أیها الّذین آمنوا ما لکم إذا قیل لکم انفروا فی سبیل الله اثّاقلتم إلی الأرض أ رضیتم بالحیوه الدنیا من الآخره» توبه/۳۸ دو. منافقان: گروه دوم که با بهانه های واهی از همراهی سپاه اسلام سرباز زدند، در مدینه شایعه شکست سپاه اسلام و شهادت پیامبر را پخش کردند. به مناسبت بروز این شایعه آیه زیر فرود آمد: «إن تصبک حسنه تسؤهم و إن تصبک مصیبه یقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل» (توبه/۵۰) ۱۱ |
|||
|
|
۲۲:۳۱, ۲۶/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اردیبهشت/۹۰ ۲۲:۳۲ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
شایعه سازان
دشمنان، منافقان، رقیبان انتخاباتی، تجاری، اقتصادی و… سهم بسیار زیادی در شایعه سازی بر عهده دارند و بخش عمده ای از شایعات از سوی این گروه ساخته و پرداخته می شود. نمونه های بسیاری از این دست را امروزه در حاکمیت ها، شرکت ها، مؤسسات و مراکز گوناگون جهانی می توان دید.۱۲ در شایعات عصر پیامبر نیز نشانه های روشنی از حضور دشمنان، منافقان و رقبا، در ساخت شایعه دیده می شود. منافقان مدینه گاه شایعه تمرکز دشمن در نزدیکی مسلمانان و آمادگی ایشان را برای حمله را می ساختند و گاه از شکست، فرار، اسارت و شهادت پیامبر و سپاه اسلام خبر می دادند: «لئن لم ینته المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینه» احزاب/۶۰ ارجاف، در لغت به معنای پخش گزارش های ساختگی به منظور ایجاد وحشت، دلهره و اضطراب است.۱۲ در شایعه ساحر بودن پیامبر و شهادت پیامبر، ابوجهل و کفار مکه و ابن قمیئه به عنوان دشمن، ایفای نقش می کنند و شایعه توسط ایشان ساخته می شود. تحلیل و بررسی شایعات صدر اسلام نشان از نقش عمده منافقان در شایعه سازی و حضور کم رنگ دشمنان دارد. مشرکان و کافران در رویارویی با مسلمانان، تنها به اذیت و آزار مسلمانان و کشتن ایشان فکر می کنند، اما منافقان که درمیان مسلمانان زیست می کنند و خود را با آنها همراه نشان می دهند، ناگزیر از انتخاب شیوه ای متفاوت هستند. آنها بیشتر با اهرم شایعه به مخالفت و دشمنی با مسلمانان می پردازند و انتخاب دیگر شیوه ها را ناپسند و نشانگر دشمنی آشکار خویش با مسلمانان می دانند. شایعه پراکنان خودنمایی، دلواپسی، گوشه گیری، پرحرفی، تنهایی، تردید و دودلی، دشمنی و… از ویژگی های برجسته شایعه پراکنان است. عبدالله بن ابی و منافقان، بسیار نگران و مضطربند. عبدالله بن ابی با آمدن پیامبر موقعیت و جایگاه خود را از دست داده است. ازاین جهت او نیاز به خودنمایی دارد، شاید دیگران مانند گذشته به او روی آورند و وی را از تنهایی و نگرانی و اندوه درآورند. به این جهت او و دیگر منافقان جنگ روانی حساب شده ای علیه مسلمانان به راه انداخته و با ساختن و پراکندن شایعه و ایجاد اختلاف میان مسلمانان در پی رسیدن به اهداف خود هستند. تنها عبدالله بن ابی در جنگ بنی مصطلق دوبار فتنه کرد؛ یک بار میان انصار و مهاجرین اختلاف افکند و سخنانی در نکوهش مهاجرین گفت و بار دیگر دربارهٌ رابطه عایشه با صفوان. در نبرد احد نیز شایعه پراکنان در برابر مسلمانان خودنمایی می کنند و با فرافکنی از اضطراب و نگرانی خود می کاهند. مسلمانان نیز که از درستی و نادرستی شایعه بی خبرند و گرفتار شک و تردید هستند برای رهایی از رنجی که از عدم قطعیت گریبانگیر ایشان شده است شایعه را پخش می کنند. |
|||
|
|
۱۲:۵۲, ۲۷/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اردیبهشت/۹۰ ۱۲:۵۳ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بستر شایعه
شایعه به سراغ چه نوع رویدادها، حقایق و کدامین مردمان می رود؟ این پرسش درشمار نخستین پرسش هایی است که درباره شایعه مطرح می شود. بستر شناسی شایعات نشان می دهد شایعات موفق، ماندگار و تأثیرگذار، شایعاتی هستند که بر اثر ابهام یک خبر یا یک حادثه، بدبینی به یک یا چند نفر یا یک واقعه، پنهان کاری و محرمانه نگه داشتن فعالیت ها، وضعیت نگران کننده و سوء تفاهم ها به وجود می آید. در احد، حقیقتی اتفاق افتاده بود؛ بر اساس برخی روایات، ابن قمیئه ضربتی سخت بر پیامبر فرود آورد و بر اساس تعدادی از روایات، پرچمدار سپاه اسلام به شهادت رسیده بود.۱۶ این حقیقت برای کفار شادمانی آورد و برای مسلمانان نگرانی و اضطراب و دلهره۱۷. ابن قمیئه می دانست که پرچمدار اسلام را کشته است اما تصور می کرد این پرچمدار همان پیامبر است۱۸ و بر اساس برخی روایات تصور می کرد زخمی که بر پیامبر وارد ساخته او را از پا در می آورد.۱۹ به این جهت وقتی شایعه شهادت پیامبر کلید خورد کفار بسیار خرسند شدند و مسلمانان، بسیار نگران و مضطرب. بسترساز مهم دیگری که در این شایعه چهره می نماید، احساس خطر و نگرانی بسیار شدید سپاه اسلام است. این احساس، شماری از سپاهیان اسلام را ناگزیر از پخش شایعه و نقل آن برای دیگر مسلمانان می کرد. زمزمه پناهندگی به عبدالله بن ابی، تسلیم، بازگشت به دین گذشته۲۰ و فرار از جنگ۲۱ نشانگرهایی است که از احساس خطر بسیار شدید مسلمانان حکایت دارد. بسترشناسی شایعه ساحر بودن پیامبر نیز نشان می دهد بستر این شایعه بسیار مناسب است. پیامبر تأثیر شگرفی بر کفار و مشرکان دارد. وقتی آن حضرت آیات قرآن را می خواند عظمت آیات قرآن به گونه ای است که بزرگان مکه نیز تسلیم حق می شوند. وقتی عده ای مانند ابوجهل این تأثیرگذاری را می بینند، شایعه ساحر بودن پیامبر را می سازند و مردمی که تأثیر شگفت آور سخنان پیامبر را دیده و شنیده اند این شایعه را باور کرده به سرعت به دیگران منتقل می کنند، تا آنجا که شماری از بزرگان کفر، از رو در رویی با پیامبر فرار می کنند و گروهی دیگر برای نشنیدن سخنان پیامبر در گوش های خود پنبه می کنند. در شایعه خیانت پیامبر نیز بستر شایعه بسیار در خور توجه است. غنایم جنگ در اختیار پیامبر است. مخمل سرخی که در میان غنایم بوده مفقود شده، گم شدن مخمل در هاله ای از ابهام است، منافقان و شماری دیگر به همه بدبین هستند، کسی پاسخ گو نیست و اطلاع رسانی صورت نگرفته است. با این زمینه ها ناگهان منافقان شایعه خیانت پیامبر را می سازند و آن را به سرعت پخش می کنند. در شایعه سادگی پیامبر نیز تسامح و مدارای پیامبر برای منافقان در هاله ای از ابهام است، منافقان عینک بدبینی بر دیدگان خود زده اند. در نتیجه آنها شایعه سادگی پیامبر را می سازند و به دیگران این گونه القا می کنند که هرچه به پیامبر بگویید او باور می کند. زمینه های اصلی شایعه مسائل جنسی، مالی، بیماری، مرگ، روابط پنهانی افراد و حکومت ها و… ازمهم ترین زمینه های شایعه به شمار می آید. در شایعه شهادت پیامبر، زمینه اصلی شایعه، زخمی شدن پیامبر یا شهادت پرچمدار اسلام است. در این شایعه نیز جمله ابن قمیئه کشته شدن پیامبر را نمی رساند؛ به خصوص آن شایعه که با فعل مجهول «قتل محمّد» بیان شده است. اگر شایعه همان جمله ابن قمیئه بود مناسب بود به صورت معلوم به کار رود و ابن قمیئه فعل را به خود نسبت دهد. بنابراین، ابن قمیئه از زخمی شدن پیامبر و یا کشته شدن پرچمدار اسلام خبر داده است و دیگران این خبر را آب و تاب داده و در نهایت به شکل شعار «قتل محمّد» در آورده اند. در شایعه خیانت پیامبر، زمینه اصلی شایعه، مسائل مالی و ناسازگاری گفتار و رفتار پیامبر است، چنان که در شایعه سادگی پیامبر و ساحر، مجنون و شاعر بودن آن حضرت، زمینه اصلی شایعات اثبات بیماری پیامبراست. |
|||
|
|
۱۲:۲۷, ۲۸/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
عوامل اصلی شایعه پراکنی
عوامل اصلی پخش شایعه که بسیاری از شایعه پراکنان به آن جهت شایعه پراکنی می کنند عبارتند از: ۱. گزارش بودن شایعه از آن جهت که خبر است و موضوعی غیرعادی و غیرمنتظره را منتقل می کند مخاطبان و شنوندگان را جذب می کند. تا خبر نباشد شایعه شکل نمی گیرد و تا شایعه شکل نگیرد خواننده یا شنونده آن را برای دیگران نقل نمی کنند. شهادت پیامبر، ساحر بودن آن حضرت، خیانت و سادگی پیامبر از اخبار داغ و مهیج است. هر کس این شایعات را می شنود به سرعت به دیگران می رساند. گویا وظیفه ای اخلاقی و دینی در پخش چنین شایعاتی دارد. چنان که اخبار جهان سیاست بویژه در زمان ما این گونه است. مثلاً شایعه ترور کندی رئیس جمهور امریکا خبری بسیار داغ بود به گونه ای که در کمتر از نیم ساعت پس از ترور کندی ۶۸٪ و تا یک ساعت و نیم بعد از آن ۹۲٪مردم امریکا از حادثه با خبر شدند.۲۲ ۲. رهایی از فشار وقتی افراد، شایعات ناگوار را می شنوند فشار عصبی زیادی را تحمل می کنند، فشاری که از عدم قطعیت و ناآگاهی به وجود می آید. دراین موارد شنونده با پخش شایعه در پی رهایی از این فشار عصبی و نگرانی پدید آمده از شایعه است. او به این وسیله می خواهد دیگران را در نگرانی خود سهیم کند. اگر شایعه نادرست است دیگران نادرستی شایعه را اثبات کنند و اگر درست است همگی چاره ای بیندیشند. بنابراین وقتی بسیاری از اهل مدینه از ارتباط عایشه و صفوان می گویند این شایعه پراکنی از بی ایمانی و دشمنی ایشان با پیامبر حکایت ندارد، بلکه شمار درخور توجهی ازمردم در پی کاهش نگرانی، اضطراب و رنج حاصل از بی خبری خویش هستند. وقتی سپاه اسلام در جنگ احد ازشهادت پیامبر سخن می گویند در صدد تضعیف خود و تقویت دشمن نیستند. آنها با پخش شایعه نگرانی خود را به دیگران منتقل می کنند و منتظر تکذیب یا تأیید و تکلیف خود هستند. بر این اساس وقتی برخی از سپاه اسلام برای عده ای دیگر شایعه شهادت پیامبر را نقل می کنند آن عده می گویند اگر راست است ما نیز باید مانند او با دشمن جهاد کنیم تا شهادت را در آغوش گیریم و برخی دیگر از تسلیم به دشمن و پناه بردن به عبدالله بن ابی سخن می گویند. ۳. خشنود ساختن دیگران بسیاری شایعات را برای خوشایند دیگران نقل می کنند. «بسیاری از شایعات تنها بدین دلیل که سرگرم کننده و جالب هستند پخش می شوند و کسانی که آنها را پراکنده می کنند اعتقادی به محتویات آنها ندارند، اما مطمئن هستند بر روی کسانی که دورشان جمع می شوند تا خبرها را بشنوند اثر می گذارد.»۲۳ در نگاه این گروه، شایعه در مقایسه با جوک و لطیفه از کارآیی بهتری برخوردار است؛ در شایعات انبوهی از اطلاعات درست و نادرست وجود دارد که همه افراد خواهان شنیدن آنها هستند. عده ای ازاهل مدینه برای سرگرمی به پخش شایعه اقدام می کنند و برخی از کفار مکه سخن گفتن درباره ساحر بودن پیامبر و سحر بودن قرآن را نقل مجالس خویش ساخته اند. ۴. برون رفت از سکوت یکی از عوامل دیگر پخش شایعه شکستن سکوت حاکم بر مجالس است؛ وقتی خویشاوندان یا دوستان درکنار یکدیگر قرار می گیرند و چیزی برای گفتن ندارند با پخش شایعات خود را سرگرم می کنند. بنابراین می توان پخش شایعاتی همانند ساحر بودن پیامبر، خیانت آن حضرت و… را به عامل برون رفت از سکوت نسبت داد. دشمنی، مخالفت، نفاق، حسد و… شمار دیگری از عوامل پخش شایعه است. |
|||
|
|
۸:۵۹, ۲۹/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
اهداف شایعه
برخی از شایعات بی هدف ساخته و پخش می گردد. اما شماربیشتری از شایعات هدفدار است. تضعیف روحیه دشمن، بالا بردن روحیه نیروهای خودی، سنجش واکنش دشمن، برآورد واکنش نیروهای خودی، حذف رقیب اقتصادی، سیاسی و انتخاباتی، بیان واقعیات، ایجاد تفرقه و دوگانگی در صف دشمن، ترور شخصیت افراد، کسب اطلاعات درست، وادار کردن مردم به شورش و قیام، اعلام فساد مسئولین و مدیران… در شمار اهداف شایعات قرار دارد. در شایعه های: شهادت پیامبر، ساحر خواندن آن حضرت، خیانت، بی عدالتی و سادگی پیامبر، شایعه سازان و برخی از شایعه پراکنان اهداف خاصی را دنبال می کنند. اهداف شایعه شهادت پیامبر: در این شایعه نیز شایعه سازان و شایعه پراکنان اهدافی را دنبال می کردند برخی از مهم ترین این اهداف عبارتند از: ۱. تضعیف روحیه سپاه اسلام مهم ترین هدف شایعه پراکنان از شایعه «کشته شدن پیامبر» فرار سپاهیان اسلام و تسریع در شکست سپاه از هم گسیخته اسلام بود. شماری از کافران پس از ترک خدمت نگهبانان تنگه، مسلمانان را دور زدند و به محاصره درآوردند، عده ای در این محاصره شهید و گروهی در برابر دشمن ایستادگی کرده و درگیر جنگی سخت شدند. دشمن برای درهم شکستن مقاومت این گروه به جنگ روانی پرداخت و با پخش شایعه شهادت پیامبر، سپاه اسلام را ناگزیر از هزیمت ساخت. ۲. زمینه سازی برای تفرقه افکنی وقتی شایعه شهادت پیامبر در تمام صحنه جنگ طنین افکن شد منافقان که نقش ستون پنجم دشمن را بر عهده داشتند عملیات روانی خود را آغاز کرده مسلمانان را از برخورد خشن کافران می ترساندند، عبدالله بن ابی را پناهگاهی مطمئن برای فراریان معرفی می کردند و مسلمانان را تشویق به خروج از دین اسلام و بازگشت به گذشته می کردند: «أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابکم» ۳. القای باور ناتوانی پیامبر در برابر یکی از جنگجویان قریش در دیگر شایعات نیز هدف اصلی دشمن جلوگیری ازگرایش مردم به پیامبر و بی توجهی و فرار ایشان از پیامبر بود. برای نمونه وقتی طفیل وارد مکه می شود برای اینکه تحت تأثیر سحر پیامبر قرار نگیرد گوش های خود را پر از پنبه می کند تا صدای پیامبر را نشنود. |
|||
|
|
۲۳:۳۹, ۲۹/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
باورپذیری شایعات
باورپذیری شایعات چگونه است؟ چرا مردم شایعات را باور می کنند؟ چرا در بعضی از جوامع، روشنفکران به شایعات بیش از اخبار رسمی اعتماد دارند؟ پاسخ های گوناگونی می توان برای این پرسش ها یافت که تعدادی عبارتند از: ۱. مستند بودن شایعات یکی ازعوامل اصلی پذیرش شایعات، مستندسازی این شایعات است. شایعه سازان و شایعه پراکنان همیشه شایعات را به افراد مطلع و آگاه و منابع موثّق نسبت می دهند. این مستندسازی ها مخاطبان را تا حدودی نسبت به درستی شایعات مطمئن می سازد؛ به ویژه وقتی شایعه ساز و شایعه پراکن فرد قابل اعتمادی باشد. ۲. درستی برخی از شایعات عامل دیگر پذیرش شایعات، درست از کار درآمدن تعدادی از شایعات است. وقتی این رخداد چند بار اتفاق افتد و تجربه شود اطمینان و اعتماد مردم به شایعات بسیار می شود تا آنجا که مثلاً بنابر آمارهای اعلام شده ۹۵ درصد روشنفکران روسیه اعتماد بیشتری به شایعات به عنوان اخبار تأیید نشده دارند؛ تا اخبار رسمی. ۳. سادگی برخی از مردم بسیاری از مردم از اهداف شایعه سازان و شایعه پراکنان بی خبرند. آنها نمی توانند یا وقت ندارند درباره کسانی که از شایعات بهره می برند بیندیشند. همین عامل باعث می شود شایعات را باور کنند. ۴. احتمال درستی شایعات عامل دیگر باورپذیری شایعات، احتمال درستی یک شایعه است. هر مقدار احتمال درستی یک شایعه بیشتر باشد باور مردم بیشتر می شود. ۵. بدبینی یکی دیگر از عوامل مهم پذیرش شایعات، بدبینی شنوندگان شایعه نسبت به برخی افراد، مسئولان و شرکت ها و… است. |
|||
|
|
۱۱:۵۲, ۳۰/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/اردیبهشت/۹۰ ۱۱:۵۵ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
راهکار مبارزه با شایعات
دو راهکار مهم برای مبارزه با شایعات وجود دارد: ٭ مرحله اول: پیش گیری موفقیت این مرحله بسته به همکاری همه جانبه دو گروه است: الف. گروهی که شایعات درباره آنها ساخته و پخش می شود. ب. گروهی که شایعه سازی و شایعه پراکنی می کنند. گروه نخست با دو راهکار می توانند از بروز شایعات و پخش آن جلوگیری کنند و شمار دیگری از شایعات را ریشه کن سازند. یک. اطلاع رسانی سریع و دقیق؛ بخش عمده ای از شایعات بر بستر ابهامات می نشیند. اگر نهادها و گروه های اجتماعی همچون مؤسسات، شرکت ها، و نیز افراد و کلیه کسانی که شایعات درباره آنها رواج می یابد، ابهام زدایی پیشه کنند، به موقع و سریع اطلاع رسانی داشته باشند، مردم را با فقر اطلاعات درباره نوع فعالیت، ابزار و سازوکارو… روبرو نسازند و فعالیت های خود را در هاله ای از ابهام قرار ندهند، بخش عمده ای از شایعات شکل نمی گیرد و یا به سرعت در میان مردم پخش نمی شود. از باب نمونه امروزه و در عرصه فعالیت های دولتی و غیردولتی، روابط عمومی شرکت ها، وزارتخانه ها، ادارات، کارخانجات و… مهم ترین وظیفه را بر عهده دارند. آنها با اطلاع رسانی دقیق می توانند از بروز شایعه درباره محصولات، تولیدات، خدمات، روابط، سرمایه، عملکرد و… خود پیش گیری کنند. تأسیس مراکز اطلاع رسانی مستقل نیز تا حد زیادی از ساخت شایعات جلوگیری می کند. این مؤسسات می توانند اطلاعات مورد نیاز مردم را به آنها منتقل کنند و ساخت و پخش شایعه را ناممکن یا بی ثمر نمایند. افزون بر این، سرعت اطلاع رسانی نیز در کاهش شایعات و از میان رفتن آنها بسیار نقش آفرین است. بخش عمده ای از شایعات از اطلاع رسانی دیرهنگام پدید می آید. اطلاع رسانی هرچند بسیار مطلوب است، اما ابهام در اطلاع رسانی صدمات جبران ناپذیری برجای می نهد که این صدمات اگر بیشتر از سایر گزینه ها نباشد از آن کمتر نخواهد بود. برای نمونه اطلاع رسانی پیامبر از جنگ بدر بسیار پسندیده و به هنگام بود؛ اما استفاده یکی از دو فرستاده از شتر مخصوص پیامبر برای آنان که به دنبال نقاط ابهام بودند یک ابهام بزرگ بود، اگر مسلمانان آن گونه که فرستادگان می گویند پیروز جنگ هستند، چرا شتر پیامبر در اختیار زید بن حارثه است؟ همین ابهام در سبب پیدایش شایعه شکست مسلمانان در جنگ بدر شد به گونه ای که برخی از مردم مدینه نیز این شایعه را باور کرده و آمدن شتر پیامبر را نشان از شکست سپاه اسلام و فرار آن دو نفر خواندند. دو. اعتماد سازی اطلاع رسانی سریع و به هنگام، آن گاه نتیجه بخش است که مراکز اطلاع رسانی یا افراد و شخصیت هایی که شایعات در مورد آنها ساخته می شود اعتماد مردم را با خود داشته باشند. وگرنه هرگونه اطلاع رسانی به شایعات بیشتری می انجامد. رسانه ها، رادیو و تلویزیون، مطبوعات، مؤسسات خبر رسانی، روابط عمومی ها و… اگر نتوانند اعتماد مخاطبان خویش را جذب کنند آنها را به سمت دریافت اطلاعات از بنگاه های خبرپراکنی و سایت های خبررسانی و… سوق می دهند و چون این مؤسسات تا اندازه ای اعتماد مخاطبان را با خود دارند هر شایعه نادرستی را نیز می توانند به عنوان یک خبر درست منتقل سازند. برای نمونه اعتماد مردم کوبا به چه گوارا و انگلیسی ها به چرچیل در اعلام آمار و تلفات بمباران ها و اخبار جنگ، از نمونه های تاریخ سیاسی دهه های اخیر است.۲۶ |
|||
|
|
۹:۱۹, ۲/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
گروه دوم که شایعه به دست ایشان پراکنده می شود نیز در راستای پیش گیری و مبارزه با شایعات وظایفی دارند که برخی از مهم ترین وظایف ایشان عبارتند از:
۱. خوش بینی و حسن نیت؛ بسیاری از شایعات، نتیجه بدبینی و بی اعتمادی است. بر این اساس سوء ظن به دیگران، تهمت، غیبت و بهتان، گناه کبیره خوانده می شود: «یا أیها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم و لاتجسّسوا و لایغتب بعضکم بعضاً» حجرات/۱۲ «لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً و قالوا هذا إفک مبین» نور/۱۲ ۲. هوشیاری؛ گسترش و رواج بسیاری از شایعات، نتیجه سادگی شنوندگان و خوانندگان است. وقتی افراد اغراض شایعه سازان را به مطالعه نمی گیرند و چشم بسته هر آنچه را می شنوند درست دانسته و پخش می کنند صدمات جبران ناپذیری خواهد داشت، در صورتی که در نگاه قرآن هر خبری نیاز به تحقیق و تفحّص دارد: «یا أیها الذین آمنوا إن جاءکم فاسق بنبأ فتبینوا أن تصیبواً قوماً بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین» حجرات/۶ اگر فاسقی برای شما خبری آورد تحقیق و تفحص کنید، مبادا که قومی را نادانسته در رنج و مصیبت افکنید و سپس خود بر کردهٌ خویش پشیمان گردید. ۳. اطمینان از درستی شایعه؛ شایعات به دو گروه درست و نادرست تقسیم می شوند. بنابراین هر شایعه ای را نمی توان به دیگران رساند. احراز درستی شایعه شرط اساسی جواز انتقال آن به دیگران است. در آیات افک، کسانی که شایعه قذف را باور نداشته ولی درباره آن سخن می گفتند نکوهش شده و مورد بازخواست قرار گرفته اند که چرا وقتی شایعه قذف را شنیدند به خود حق دادند درباره آن سخن بگویند: «و لولا فضل الله علیکم و رحمته فی الدّنیا و الآخره لمسّکم فی ما أفضتم فیه عذاب عظیم. إذ تلقّونه بألسنتکم و تقولون بأفواهکم ما لیس لکم به علم و تحسبونه هینا و هو عندالله عظیم. و لولا إذ سمعتموه قلتم ما یکون لنا أن نتکلّم بهذا سبحانک هذا بهتان عظیم» نور/۱۴ـ۱۵ افزون بر این، علم به درستی یک شایعه نیز جواز انتقال را نتیجه نمی دهد، چه اینکه شایعه خبر است و پخش برخی اخبار، مصداق اشاعه فحشاء است: «إنّ الذین یحبّون أن تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم فی الدّنیا و الآخره» نور/۱۹ آنان که دوست دارند کار زشت در میان مؤمنان شایع گردد، عذابی دردناک در دنیا و آخرت برای ایشان است. پخش شماری از شایعات، صدمات جبران ناپذیری به همراه دارد، بنابراین از پخش این گونه شایعات باید اجتناب کرد. برای نمونه وقتی منافقان شایعه ای درباره شکست یا پیروزی می شنوند به سرعت آن را پخش می کنند؛ در صورتی که بهترین گزینه در این موارد انتقال آن به پیامبر و ولی امر و دیگر صاحب نظرانی است که می توانند این شایعات را تجزیه و تحلیل کنند و حقایق را به گوش همگان برسانند. چه اینکه انسان درنقل هر شنیده و دیده ای آزاد نیست و گوش و چشم و دل در آخرت مورد بازخواست قرار می گیرند: «و إذا جاءهم أمر من الأمن أو الخوف أذاعوا به و لو ردّوه إلی الرسول و إلی أولی الأمر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم» نساء/۸۳ «ولاتقف مالیس لک به علم إنّ السمع و البصر و الفؤاد کلّ أولئک کان عنه مسؤولاً» اسراء/۳۶ |
|||
|
|
۲۱:۱۷, ۴/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
٭ مرحله دوم: درمان
مرحله پیش گیری همیشه به نتیجه مطلوب و مورد انتظار نمی انجامد. بنابراین، مرحله درمان ضروری به نظر می رسد. در این مرحله با درپیش گرفتن راهکارهایی می توان شکل شایعات را از میان برد یا دست کم از گسترش و پیامدهای ناگوار شماری از شایعات کاست. ۱. تکذیب این راه حل، تأثیرگذارترین راه برای مبارزه با شایعات است. تکذیب شایعه هر چند به نوعی رواج شایعه است و افراد بیشتری را با اصل شایعه آشنا می سازد؛ اما در مجموع گزینه ای است که ناگزیر از انجام آن هستیم و در میان سایر گزینه ها بهترین است. بسیاری از گروه ها و احزاب،شرکت ها، مؤسسات و تمامی کسای که شایعات درباره آنها ساخته می شود با روش ها و وسایل گوناگونی به تکذیب شایعات می پردازند و در این میان آنان که تکذیب را در زمان مناسب، با بهترین وسایل و روش ها و بدون هیچ گونه ابهامی انجام می دهند از دیگران موفق تر هستند. تکذیب شایعه در آیات قرآن نیز راه حلی پسندیده و مناسب معرفی شده است، به گونه ای که تمام شایعاتی که درباره پیامبران الهی، پیامبر اسلام و قرآن صورت گرفته است تکذیب قرآن را به همراه دارد. برای نمونه قرآن وحی الهی و معجزه معرفی می شود و جنون، سحر، خیانت و… پیامبر به شدت تکذیب می گردد: «و ما کان لنبی أن یغلّ» آل عمران/۱۶۱ «قل أنزله الذی یعلم السرّ فی السموات و الأرض» فرقان/۶ «و إن کنتم فی ریب ممّا نزّلنا علی عبدنا فأتوا بسوره من مثله و ادعوا شهداءکم من دون الله إن کنتم صادقین» بقره/۲۳ «قال یا قوم لیس بی ضلاله» اعراف/۶۱ «إن الذین جاءوا بالإفک عصبه منکم» نور/۱۱ «إنّ الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدّنیا و الآخره» نور/۲۳ تکذیب شایعه یک اصل مهم در رودررویی با شایعات است؛ اما انتخاب زمان مناسب برای تکذیب، در خور اهمیت بسیار است. وقتی در نبرد احد، شایعه شهادت پیامبر در میدان جنگ پخش می شود، پیامبر تا ساعت ها هیچ گونه علامت و نشانه ای که حکایت از تکذیب شایعه باشد از خود بروز نمی دهد، و وقتی برای اولین بار «کعب مالک» پیامبر را زنده می یابد و در صدد تکذیب شایعه بر می آید پیامبر او را از این کار باز می دارد؛۲۷ چه اینکه تکذیب شایعه در زمانی که سپاه اسلام به هزیمت رفته اند و تعداد کمی محافظت پیامبر را بر عهده گرفته اند، دشمن را به حمله گسترده و تمام کردن کار تشویق می کند. در این موقعیت، نگه داشتن سپاه کفر، در موقعیتی که نه درستی شایعه را بدانند و نه نادرستی آن را، بسیار بهتر از تکذیب شایعه است و قدرت تصمیم گیری را از ایشان می گیرد. تا آنجا که ابوسفیان برای آنکه بتواند تصمیم بگیرد در میان شهدا به دنبال پیکر پیامبر می گردد و از عمر درباره درستی این شایعه پرسش می کند.۲۸ در این جنگ وقتی پیامبر از تیررس دشمن دور شد و در نزدیکی فراریان از جنگ قرار گرفت با نشان دادن خود عملاً شایعه را تکذیب می کند. تکذیب شایعات، همیشه تکذیب اصل شایعه نیست، بلکه در مواردی تکذیب آثار و فرایندهای شایعه است. برای نمونه وقتی شایعه شهادت پیامبر پخش می شود و عده ای تحت تأثیر این شایعه در برابر دشمن سست و ناتوان می نمایند و از تسلیم خود و بازگشت به دین گذشته خود و پناه بردن به عبدالله بن ابی سخن می گویند، قرآن می فرماید: «و ما محمّد إلاّ رسول قد خلت من قبله الرّسل أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابکم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرّ الله شیئاً و سیجزی الله الشاکرین. و ماکان لنفس أن تموت إلاّ بإذن الله کتاباً مؤجّلاً و من یرد ثواب الدنیا نؤته منها و من یرد ثواب الآخره نؤته منها و سنجزی الشاکرین. و کأین من نبی قاتل معه ربّیون کثیر فما وهنوا لما أصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله یحبّ الصابرین» آل عمران/۱۴۴ـ۱۴۶ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| زیاد شدن نشر اکاذیب و شایعه در زمان حال | قلب | 2 | 1,281 |
۳۰/اسفند/۹۵ ۱۵:۵۵ آخرین ارسال: قلب |
|
| آسیب شناسی تدریس علوم در ایران//نظربدیدلطفا...* | ضحی | 0 | 860 |
۱۱/تیر/۹۵ ۱:۱۹ آخرین ارسال: ضحی |
|
| امام خمینی و آسیب شناسی انقلاب اسلامی !!! | MESSENGER | 15 | 9,984 |
۱۷/بهمن/۹۳ ۱۱:۴۷ آخرین ارسال: MESSENGER |
|







