کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اختلاف بین مومنان ، حربه شیطان(گفتگو محور)
۱۴:۳۶, ۹/مهر/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


سلام به همه دوستان


یکی از حربه های شیاطین انس و جن در آخرالزمان همین اختلاف انداختن بین مومنان است


این اختلاف باعث می شود توانی که می توان صرف سازندگی و همچنین مبارزه با طاغوت کرد صرف زمین زدن طرف مقابل شود


این از مقیاس بین المللی شروع می شود و تا بین دوستان و حتی چنین تالار هایی ادامه پیدا می کند.


نوع معمول دیگر این اختلاف اندازی،تفرقه افکنی بین زن و شوهر است که در سوره بقره هم به این اشاره شده است

فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء وزوجه وما هم بضارين به من احد الا باذن الله(بقره102)


اگر زن و مردی از هم جدا شوند زمینه ساز فساد بزرگی در جامعه است


زن و مردی که در کنار هم آرامش می یابند بوسیله همین جدایی هم دچار تشویش و نگرانی و هم دچار وسوسه و هم باعث بهم ریختن محیط زندگی خود می شوند.

ومن آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها وجعل بينكم موده ورحمه ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون(روم21)

مطمئن باشید این اختلاف های بین زوجین و برادران و خواهران دینی عادی و طبیعی نیست.


دیر یا زود متوجه دخالت مستقیم شیاطین انس و جن در این مورد خواهید شد.


البته ان کید الشیطان کان ضعیفا


نقطه مقابل این مورد ایجاد وحدت است


اگر دیدید کسی خواست به هر وسیله ای و با هر توجیهی اختلاف بیندازد او را ارشاد کنید.


شیطان متوجه شده است که به آخر عمر خود رسیده و با این گونه کارها می خواهد خود و دوستانش را تسکین دهد چرا که افراد پست و حقیر وقتی می بینند در گردابی در حال غرق شدن هستند بقیه را نیز با خود به کام آن می برند.

قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين(ص82)

قال رب بما اغويتني لازينن لهم في الارض ولاغوينهم اجمعين(حجر39)

لطفا در این بحث شرکت کنید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: *ركن الهدي* ، عبدالرحیم ، mahdy30na ، Aryha ، Justice Bringer ، غربت تشیع ، یاســین ، سید ابراهیم ، ali.khm ، سیمرغ ، السا

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۹:۰۴, ۱۲/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مهر/۹۲ ۹:۱۱ توسط Justice Bringer.)
شماره ارسال: #11
آواتار
سلام،

تفرقه انداختن بین تالارهای مهدوی و کاربران و مدیران این تالار ها رو هم به لیست اضافه کنید !

بنده هم از کسایی هستم که از شیطان توی این زمینه بازی خوردم و واقعاً ازین ماجراها این درس رو گرفتم که توی این فضا (تالارها) بیشتر ازینکه حرف بزنی باید سکوت کنی، بیشتر ازینکه دنبال گرفتن حقت باشی باید گذشت کنی و نادیده بگیری مسائل رو ، باید متواضع باشی و بتونی دیگران رو ببخشی و مهمتر از همه باید بتونیم اول اشتباهات خودمون رو ببینیم !

که واقعاً سخته آدم بخواد همۀ اینا رو رعایت کنه !!!

خدا از سر تقصیراتمون بگذره !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، غربت تشیع ، سیمرغ
۹:۱۰, ۱۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #12
آواتار
(۱۲/مهر/۹۲ ۹:۰۴)MaTeY نوشته است:  سلام،

تفرقه انداختن بین تالارهای مهدوی و کاربران این تالار ها رو هم به لیست اضافه کنید !


نقل قول:
این از مقیاس بین المللی شروع می شود و تا بین دوستان و حتی چنین تالار هایی ادامه پیدا می کند.

در ارسال اول گفتم!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: غربت تشیع ، Justice Bringer ، سیمرغ
۹:۳۶, ۱۲/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مهر/۹۲ ۹:۴۱ توسط غربت تشیع.)
شماره ارسال: #13

شیطان همه جا هست
اینجا اونجا همه جا
حتی در بین مراجع
احتمالا داستان آن طناب ضخیم شیطان برای شیخ انصاری را شنیدید.





گنجينه معارف




شیخ مرتضی انصاری و پاره کردن طناب شیطان



نقل قول:شاگرد شیخ مرتضی انصاری خوابی دیده بود که می خواست برای استادش بازگو کند . نزد


استاد می رود و خوابش را تعریف می کند . می گوید: شیطان را در خواب دیدم که

ریسمان های زیادی در دستش بود . در میان ریسمان ها یکی از همه ضخیم تر بوده که پاره

شده بود . از شیطان سؤال کردم که این ها چیست؟ در جواب گفت: این ها را به گردن مردم

انداخته و به طرف خود می کشم
.











شاگرد شیخ از شیطان پرسید: این ریسمانی که از همه ضخیم تر است برای چه کسی است؟
شیطان می گوید: این ریسمان مربوط به شیخ انصاری است که آن را سه بار به گردنش


انداختم و در هر سه بار آن ریسمان را پاره کرد . شیخ بعد از شنیدن خواب شروع کرد به

گریه کردن و گفت: دیشب همسرم وضع حمل کرد و نیاز به مقداری جگر داشت تا ضعف جسمی او

برطرف شود . من برای خریدن جگر پولی نداشتم . با خود گفتم یک قران از سهم امام

برمی دارم و بعد آن را سرجایش قرار می دهم . پول را برداشتم که بروم، ناگاه به خود

آمدم که این پول، مال امام است . اگر نتوانی این پول را پرداخت کنی و عمر تو به

پایان برسد، چه کسی قرض تو را پرداخت خواهد کرد . لذا از تصمیم خود منصرف شدم و پول

را سرجایش گذاشتم
.

انسان هرچه رشد کند و مراتب کمال را طی کند باز هم شیطان برایش هست و دامهای پیشرفته تر را برای او طراحی می کند.

بین شیخ بهایی و مقدس اردبیلی سر موضوعی مباحثه‌ای شد. شاه عباس آنجا در مجلس نشسته بود و نگاه می کرد.



آیت‌الله مجتهدی رابطه خوبی با طلاب داشت، طوری که فضای گرم و صمیمی بر حوزه علمیه‌شان حاکم بود. این استاد برجسته اخلاقی، مباحث را چنان رسا ارائه می‌‌داد که بر دل می‌‌نشست؛ به طوری که حتی هم ‌اکنون نیز نشستن پای صحبت و کلاس اخلاق ایشان خالی از لطف نیست.

مراء و جدال و مخاصمه


مراء و جدال عبارت است از اعتراض کردن بر سخن غیر و اظهار نقص و خلل آن در لفظ یا در معنا به قصد پست کردن و اهانت رسانیدن به آن شخص و اظهار زیرکی وخصومت نیز نوعی از جدال است و آن جدال و لجاج کردن است در سخن به جهت رسیدن به مالی یا مقصودی.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «وَ إِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ» (1) هرگاه ببینی کسانی را که فرو می روند در آیات ما و مشغول نکته‌گیری بر آنها می شوند از ایشان کناره گیری کنید تا مشغول حدیثی دیگر شوند.

حضرت پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز فرمودند: «حقیقت ایمان بنده کامل نمی شود مگر وقتی که مراء و جدال را ترک کند؛ اگرچه حق با او باشد» و امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند: «هرگز مجادله و مراء نکن با صاحب حلمی و نه با سفیهی، چون صاحب حلم دشمن تو می شود و سفیه تو را اذیت می رساند».

ادب بزرگان در خدمت اساتید اخلاق

بزرگان حتی اگر کسی مطلبی در درس می گفت که به نظر شاگرد درست نمی آمد، اظهار می کرد که آقا این مطلب اگر اینطور باشه چطوره؟ استاد می فهمید که حق به جانب او هست، حق را به جانب او می داد. بحث نمی کرد و نمی خواست حرفش را به کرسی بنشاند، بعضی ها حاضر نیستند زیر بار بروند. اگر به آنها بگویند حرف شما درست نیست ولو بدانند درست نیست باز هم نفسش زیر بار نمی رود که بگوید من اشتباه کردم یکی از نکات اخلاقی این است که بعضی از مدرسین دقت کنند گاهی اگر اشتباهی کردند در درس، اگر شاگرد اظهار کرد قبول کند و بگوید بله شما درست می گویید.

درسی می خواهم که هم آدمیت به من دهد هم علم


عالمی در زمان مرحوم سید حسن اصفهانی، از ایران به نجف پای درس ایشان می‌رفت در راه، کربلا پیاده شد که زیارت کند بعد به نجف برود. آیت الله سید حسن قمی در کربلا درس می گفتند. با خودش می گوید امروز بروم پای درس حاج حسن قمی و از ایشان هم استفاده کنم و بعد به نجف بروم. پای درسش می نشیند و اشکالی می‌گیرد و آقای قمی صحبتی نمی‌کنند و می‌روند مطالعه می‌کنند و می بینند ایشان درست گفت. فردایش که به منبر تشریف می آورند می‌گویند آن آقایی که دیروز اشکال کردند، ما مراجعه کردیم و دیدیم بله ایشان درست می گویند و پیرامون صحبت حرف او صحبت کردند که حرف ایشان به این دلایل مطابق با فقه و کتاب و سنت است. نفس حاضر شد بگوید من اشتباه کردم .بعد آن شخص دیگر به نجف نمی رود. بعضی به او می گویند شما از ارومیه آمده بودید که به نجف پای درس آیت الله اصفهانی بروید ،چطور نرفتید؟ گفت من عقب درسی می خواستم بروم که هم آدم شوم هم درس بخوانم . هم درس آدمیت به من بدهد و هم درس علم. دیدم اینجا پیدا می شود. نجف نرفت و در کربلا پای درس آیت الله قمی ماند. چون دید ایشان نکات اخلاقی را مراعات می کنند.

اگرصلاح بود و حق به جانب بودی اظهار نکن

شیخ بهایی با مقدس اردبیلی در زمان شاه عباس به نجف مشرف می شوند.شیخ بهایی شیخ الاسلام ایران بوده که قبرش در مشهد است سر قبر ایشان بروید و فاتحه بخوانید .سه عالم مهم در مشهد است که خیلی ها متوجه نیستند بلکه چهارتا. ما هر وقت که می رویم مقیدیم یکی شیخ بهایی که داخل خود حرم است دیگر شیخ حر عاملی، شیخ طبرسی و حاج حسنعلی نخودکی را زیارت کنیم.

بین شیخ بهایی و مقدس اردبیلی سر موضوعی مباحثه‌ای شد. شاه آنجا در مجلس نشسته بود و نگاه می کرد. با اینکه حق به جانب مقدس بود، مقدس حق را به جانب شیخ بهایی می دهد و جلوی شاه عباس عرض اندام نمی کند بین آن دو مباحثه می شود و مجلس به نفع شیخ بهایی تمام می شود. فردا در کوچه مقدس به شیخ بهایی بر می‌خورد و شاه نبود. به او می گوید که آن مطلب که دیشب فرمودید به این دلایل آن نبوده و این است که من می گویم. شیخ بهایی می گوید چرا دیشب نفرمودید؟ دیشب می توانستم بگویم اما چون تو شیخ الاسلام ایران بودی و نزد شاه محترم بودی، اگر من می خواستم جلوی شاه شما را کوچک کنم ، این به ضرر اسلام بود و لذا حاضر شده بود که خودش را خرد کند که شیخ بهایی کوچک نشود. این ها درس اخلاق است و برای طلبه ها این ها خیلی چیزهای خوبی است. عیب کار این است که نفس وقتی که استاد اخلاق نبیند، تربیت نمی شود، به این چیزها اهمیت نمی دهد. مقدس اردبیلی مهم بوده، قبرش در نجف داخل حرم دست چپ و دست راست علامه حلی است.

اخلاق خوب این بود که ولو حق به جانب من است اگر صلاح نیست اظهار نکنم یک وقت دیگر اظهار کنم که صلاح است. آدم درس بخواند اما به این چیزها عمل نکند به درد نمی خورد لذا طلبه های سابق استاد اخلاق داشتند.

منابع:

1. سوره مبارکه انعام، آیه 68
خبرگزاری دانشجو
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، Justice Bringer
۲:۳۶, ۱۸/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۹۳ ۲:۳۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #14
آواتار
(۱۱/مهر/۹۲ ۷:۴۰)غربت تشیع نوشته است:  شیعه و سنی و وهابی و ... همه مسلمان هستند و نزاع دارند.
این هم یک نمونه نزاع درون شیعی:
http://ebnearabi.com/
سلام دوستان

این مطلبی که میگم با منبع کاملا موثقه

سایت ابن عربی توسط عده ای از اهل سنت (بخوانید وهابی) (احتمالا)از خارج از کشور اداره می شود


کاری به whois هم نداشته باشید

http://who.is/whois/ebnearabi.com


برای اهل انصاف اشاره ایست تا این شیطنت های شیاطین انسی را بشناسند

در آینده نزدیک ملعون بودن این افراد بیشتر مشخص می شود

خواستم فقط اشاره ای کرده باشم که گول این وهابی ها رو نخورند برخی مدعیان حب اهل بیت

و در ضمن این ابن عربی داستانی داره در آینده که فعلا نمیگم

ولی رو اسم "محی الدین" فکر کنید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، سیمرغ
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا