|
درمانی در طب برای چند شخصیتی شدن بر اثر ضربه مغزی وجود داره؟
|
|
۱۹:۳۳, ۱۱/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/فروردین/۹۳ ۱۹:۳۷ توسط arnh.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام.
من تقریباً 10 سال پیش بر اثر یک حادثه دچار ضربه مغزی شدم. و بعد از چند سال متوجه شدم که افراد در مورد کارهایی که از من سر زده باهام صحبت می کنند. در صورتی که من هیچ چیز رو بیاد نمی آوردم. تا اینکه چند سال پیش شدت گرفت و من خودم رو در شش ماه بعد دید، هیچ چیزی از شش ماه گذشته اش بیاد نمی آوردم. به پزشک متخصص مراجعه کردم که مشخص شد من دچار مشکل چند شخصیتی بودن شدم. و بعد هم معلوم شد که بر اثر اختلالی که در رابطه با قسمت های مغزم وجود داره این مشکل پیش اومده. هیچ درمان قطعی نداره و درمان دارویی هم عوارضی مثل خودکشی داشته. البته از چیزهایی که اطرافیان تعریف می کنند هیچ وقت هویت اصلی خودم رو که مربوط به سالهای پیش هست رو فراموش نمی کنم. می خواستم از دوستان بپرسم آیا درمانی در طب سنتی وجود داره برای این موضوع یا نه. مثلاً بعضی موقع ها می بینم یه جایی نشستم با یه نفر صحبت می کنم. ولی اصلا مسیر رو به یاد نمیارم. حتی جدیداً این اختلال برام ایجاد شده که برای دو بار در یک جا یا برای چند بار در یک زمان خودم رو حاضر می بینم. تنها چیزی که متوجه شدم که فعالیت نیمکره چپ و راست هر دو بیش از حد معمول هست. یعنی یک شعر خیلی قشنگ رو به دست خط خودم می خونم. بعد نمی دونم که این رو خودم نوشتم یا از جایی کپی کردم. البته دوستان خیلی در حقم لطف دارند و مسائل رو بهم یادآورری می کنند. که مثلاً توی اون شخصیت قبلی گفتم که به شخصیت جدیدم بگه فلان کار رو ادامه بده. و صحنه های مبهمی هم از اتقاقات در شخصیت های قبلی در خاطر دارم. |
|||
|
|
۱۲:۵۱, ۱۸/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۹۳ ۱۲:۵۵ توسط arnh.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
من این مشکل رو نوشتم تا ببینم از دوستان کمکی بر میاد یا نه.
ولی جالب بود رسم مسلمانی این شده که توی پیام خصوصی آدم رو روانی یا دچار آشفتگی های روحی می خونند. خوب پدر صلواتی اگه من مشکلی نداشتم یا به قول شما روانی نبودم و دچار آشفتگی های روحی نبودم که از شما کمک نمی خواستم. بهم میگه که تو معنای جبر و اختیار رو نمی فهمی .. اگر می فهمیدم که متوجه می شدم چرا باید این اتفاق برای من بیافته. یعنی من واقعا توی زمانی که نمی فهمیدم چی به چی باید همچین ضربه ای به سرم وارد بشه و خودم این اتفاق رو رقم زدم! یا موقعی که نمی دونم کی هستم دارم یه کار دیگه انجام میدم خودم خواستم که اینطور باشه! دوستان عزیز تمامی اتهاماتی که به من می زنید رو قبول می کنم / چون نمی دونم انجام دادم یا نه. ولی حداقل یه کمکی کنید. نه از این مشکل من برای گذشتن از من استفاده کنید. چون می دونم حداقل بخش تحلیل و منطق مغزم آسیب ندیده. ولی خودم هم خیلی موقع ها علت خیلی از حرفام رو نمی فهمم. اما بازم که می خونم می بینم منطقی. تا حالا شده بخوای نماز بخونی / بهترین آدمایی که قبولشون داری نذارن نماز بخونی چون یا از هوش میری یا خون دماغ یا وقتی که نمازت تموم شد از فضای دیگه انگار اومدی. آره من توی یه بیمارستان روانی، جایی بودم که به غیر از خودم 4 نفر دیگه هم ادعا داشتند امام زمان هستند. ولی الان اینجا هستم دارم می پرسم راه حل چیه؟ |
|||
|
|
۱۹:۴۲, ۱۸/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۹۳ ۱۹:۵۴ توسط اسکای.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
برای کسانیکه اتهام به شما زدن و کارشون تهمت و چرت و پرت گوییه متاسفم .
کسانیکه در پیام خصوصی برچسب زدن،خودشون مشکل دارن .شما دلگیر نشید.در ضمن اتهامات رو قبول دارید ؟؟؟؟ خودتون رو تو مقام ضعف و دوستان !!!!!!!!!!!!! رو در مقام قضاوت قرار ندید.جسور میشن . امیدوارم مشکلتون سریع حل بشه. یاد خدا و با خدا بودن رو فراموش نکنید. متاسفانه هیچ راهی به شخصه سراغ ندارم .اما امیدوارم دوستانی باشن کمکتون کنن .
|
|||
|
|
۱۹:۵۲, ۱۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله...
متاسفانه علم کمک بهتون رو ندارم،اما دعاگوی سلامتی شما هستم...تنها کاری که از دستمون بر میاد... ان شاءالله مقبول بیفته ... |
|||
|
|
۲۰:۰۷, ۱۸/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۹۳ ۲۳:۰۴ توسط میرزا احمد.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
به قول دوستمون ما علمش رو نداریم ولی براتون دعا می کنیم .
برای اونایی که خصوصی بهتون دادن متاسفم فکر نمی کردم اینجا هم همچین آدمایی باشه (نمی دونم کجا فکر کنم تو یه فیلم بود طرف دچار چند شخصیتی شده بود با شک الکتریکی درمانش کردن )میشه یکم بیشتر درمورد بیماریتون توضیح بدید ؟ |
|||
|
|
۲۰:۴۱, ۱۸/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۹۳ ۲۰:۴۶ توسط arnh.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۱۸/فروردین/۹۳ ۲۰:۰۷)wonder نوشته است: به قول دوستمون ما علمش رو نداریم ولی براتون دعا می کنیم . از لطف تمامی شما دوستان سپاسگذارم و محتاج دعای شما عزیزان هستم. آره به اون شک میگن ای سی تی که روی من جواب نداده. شاید براتون جالب باشه چرا ضربه مغزی شدم. عصر یه روز جمعه دلم خیلی گرفته بود رفته بودم علی بن حمزه(علیه السلام) خیلی بهم چسبید و بهم آرامش عجیبی داد، دعا کردم مشکلاتم حل بشه. بعدش رفتم شاهچراغ(علیه السلام) بازم بهم چسبید. یکم دیرتر از معمول برگشتم به خونه. برادرانم با مسائل دینی و آزادی های اعتقادی مشکل داشتن و از اینکه من رفتم بودم مکان های مذهبی ناراحت بودند. همین دیر به خونه اومدن بهانه ای شد برای درگیری؛ با من درگیر شدن و ضربه محکم به سرم وارد کردن. البته مسائل دیگه ای هم دخیل بود/ شایدم من مسیر اشتباهی رو می رفتم. یه بخش از مغز من بخاطر ضربه مغزی آسیب دید که البته آسیب های روحی اون بیشتر بود و عامل چند شخصیتی شدن اون بود. البته توی مراحل اولیه درمان اختلال دو قطبی (سیکل شیدایی و افسردگی ) تشخیص داده شده بود. عوارض داروها توی چند روز اول فکر کردن زیاد به خودکشی بود. که البته پزشک هیچی در مورد عوارض نگفته بود. بعد هم برای خودکشی دچار مسمویت داروئی شدم که یک سری از بافت های مغزم دچار آسیب شد که البته الان به نسبت ترمیم شده. اما بخشی از حافظه رو از دست دادم. روان درمانی هم روی من اثر نداره چون کلا با روش های روان درمانی آشنایی دارم و نقب زدن رو می فهمم. |
|||
|
۲۱:۰۹, ۱۸/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۹۳ ۲۱:۰۹ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
من چیز زیادی در این مورد نمیدونم،ولی فکر میکنم از راههای درمانش،هیپنوتیزم باشه... .
و یک پیشنهاد دوستانه، قرآن بخونین! ![]() نه به عنوان راه درمان،بلکه به عنوان یک همدم. |
|||
|
|
۲۱:۲۶, ۱۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
نقل قول:من چیز زیادی در این مورد نمیدونم،ولی فکر میکنم از راههای درمانش،هیپنوتیزم باشه... . با سلام در مورد هیپنوتیزم احتیاط کنید... در مستند سفر به ماورا الطبیعه توسط راجر به عنوان اسلحه شیطان معرفی شده است جناب ارنه انشا الله مشکل شما هم حل بشه |
|||
|
|
۱۰:۱۴, ۱۹/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۱۸/فروردین/۹۳ ۲۱:۰۹)Tishtar نوشته است: من چیز زیادی در این مورد نمیدونم،ولی فکر میکنم از راههای درمانش،هیپنوتیزم باشه... .سلام. از پیشنهادتون سپاسگذارم. یکی از پایه های هیپتونیزم القا هست. که القا روی من جواب نمی ده. افرادی که با ساز و کار هیپتونیزم آشنا هستند خیلی سخت یا اصلا هیپتونیزم نمی شند. دوم ECT (شوک) و هیپتونیزم بیشتر بر مواردی که آسیب مغزی وجود نداشته باشه کاربرد داره. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آیا نظارتی بر سایتهای "طب اسلامی" وجود داره؟ | سعدی | 31 | 8,412 |
۱۵/آبان/۹۶ ۲۳:۴۴ آخرین ارسال: سعدی |
|
| بررسی ابعاد پزشکی و حقوقی مرگ مغزی | -Ali- | 0 | 843 |
۲۰/مهر/۹۶ ۱۶:۴۸ آخرین ارسال: -Ali- |
|
| ضربه درمانی (ضربه تراپی) و حضور قلب در نماز | -Ali- | 0 | 1,199 |
۱/اسفند/۹۴ ۱۸:۲۵ آخرین ارسال: -Ali- |
|
| تفاوت مبنایی میان مرگ فقهی با مرگ مغزی مورد نظر پزشکان | ijtihad | 9 | 5,378 |
۱۲/فروردین/۹۳ ۱۶:۲۲ آخرین ارسال: A L I |
|












)