کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مصر شما چه اندازه بزرگ است؟
۱۳:۱۳, ۲۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

بقالى بود كه گاهى از او شير مى‏ خريدم. من دو شيشه شير مى‏خواستم، اما او مى‏گفت بايد يك ظرف ماست هم ببرى، در حالى كه مى‏ ديدم بعضى مى‏ آمدند و بدون اينكه او به آنها چيزى بگويد، ده تا ده تا شير مى ‏بردند.
با خنده گفتم پس يك شيشه شير بيشتر نمى ‏خواهم.

او هم گفت: نه آقا! همين كه گفتم!

وقتى به انسان اختيار چهار تا شير، چهار تا آفتابه، چهار تا آدم، چهار تا لباس و ... را مى‏دهند، او مقرراتى را به دلخواه و از پيش خود مى ‏آورد، درحالى كه خداوند حكمى را براى آن قرار نداده است، بلكه حكم را خودِ من تشريع مى‏كنم.

كاش اين مجعولات و اين منزّلات، لااقل مساوى و براى همه بود، اما اين طور نيست بلكه حدود و ثغور آن را، تفرعن من، ضعف‏ها و قدرت‏هاى من، اينكه به چه كسى بستگى دارم و در گرو چه كسى هستم، اندازه مى‏ گيرد.

گاهى كه با چند نفر همراه مى‏ شوم و در ماشينى مى‏ نشينيم، تفرعن مى‏ كنم و زير بار نمیروم و جبروت و كبريا و خودخواهى‏ هايم در آن مرحله، ظهور و بروز مى‏ كند.
و گاهى هم اين اتفاقات و اين حالت‏ها در محيط كارم متجلّى مى‏شود.
همه فرعونيم، فقط مصرهاى ما كوچك و بزرگ مى‏ شود.
من در محدوده خانه‏ ام، مادر و پدرم، فرزند و عيالم، فرعونى هستم و «أَنَا رَبُّكُمُ الاعْلى‏»

تلخیص و برگرفته از آثار علی صفایی حائری
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، یاســین ، soheyl68 ، aakbarib ، bagheri4 ، مجید املشی ، Havbb 110 ، soshiant ، عبدالرحیم ، SAViOR ، neyestan23 ، کربلا ، HermeS ، fiftynine ، ISOD
۲۲:۴۷, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
این مصرها خیلی مسئله ی مهمی اند
استاد ما میگفت هرجایی تو زندگی تصمیمی گرفتی که مطابق هوای نفس بود،همون اندازه فرعونی
چقدر این جمله ها رو شنیدیم:
دلم میخواد
همین که من گفتم
چون من میخوام
فلان حکم با عقل من جور در نمیاد
من ...
من ...
من...

منتها مثلا یه کسی به اندازه اعضای خانواده اش زیر دستشن و اوامر نفاسانی بهشون میکنه
یکی اندازه مصر

چه کسی تضمین میکنه که مثلا همین شخص با فرعون یه جا نباشه
به هر حال بروز و ظهورش فرق داشته
اما صفت یکی بوده
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، soheyl68 ، neyestan23 ، کربلا ، HermeS ، مصطفي مازح7610 ، سید ابراهیم ، ISOD
۳:۳۵, ۳/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/اردیبهشت/۹۳ ۳:۳۷ توسط HermeS.)
شماره ارسال: #3
آواتار
گاهی حتی نوع نشستن ما نوع تلقی فرعون گونه ما از اطرافمان را منعکس می کند که عملی ساده ست اما از تفرعنی بزرگ خبر می دهد.
این حکایت از اسرار التوحید ، شرح احوال و اقوال ابوسعید ابی الخیر ، جالب و خواندنی ست و البته نوع بیان ان هم نکات زیادی در خود دارد:


"و هم در اين عهد، شيخ بو عبد اللّه باکو، يک روز در مجلس شيخ ما ابوسعيد
قَدّس اللّهُ رُوحَهُ العزيز بی خويشتن نشسته بود، خواجه وار و پای بگرد کرده . شيخ ما
را چشم بر وی افتاد. پس شيخ با کسی خُلقی بکرد(شوخی کرد) در ميان مجلس و سخنی نيکو بگفت.
آن کس شيخ را گفت«خدايت در بهشت کناد »
شيخ گفت ما را بهشت نبايد با مشتی لنگ و لوک و درويش. در آنجا جز شلان و کوران و ضعيفان نباشند. ما را در دوزخ
بايد، جمشيد درو و فرعون درو و خواجه درو " و اشارت به شيخ بو عبد اللّه کرد
و "ما در او" و اشارت به خود کرد. شيخ بو عبد اللّه بشکست و با خويش رسيد و دانست که
تَرکی عظيم از وی در وجود آمد. با خويشتن توبه کرد و چون شيخ از منبر فرود آمد، پيش
شيخ آمد و او را تصديق کرد و استغفار کرد و بعد از آن، هرگز چنان ننشست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، یاســین ، captaincharisma
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا