کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
***(مهم) واقعا چگونه میخواهی سنّی را شیعه کنی؟؟؟ مناظره؟؟؟
۱۲:۵۹, ۱۰/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۲۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم

از دیرباز، دو فرقه بزرگ شیعه و سنّی در اسلام، در بعضی از مباحث مهم اعتقادی اختلافاتی باهم دارند.
و هرکدام، با حق دانستن خود، سعی در تبیین عقاید مذهب خود و نقد عقاید مذهب مقابل دارند.
ما نیز با حفظ شرایط وحدت اسلامی، وظیفه ی تبیین عقاید راستین شیعه را داریم.
از زمان معصومین علیهم السّلام، مناظرات با اهل سنت وجود داشت. و خودِ اهل بیت علیهم السّلام، سردمداران این مناظرات و احتجاجات بودند.
امّا نکته ی اصلی اینجاست که مناظره تنها یکی از راه ها برای سوق دادن اهل سنّت به مذهب جعفری است.

إن شاء الله به 2 نکته اساسی و مهم اشاره میکنم که هم میتوان این دو را بعنوان شیوه هایی جداگانه برای گرایش اهل سنّت به تشیّع تلقی نمود، وهم میتوان این دو را شروطی اساسی جهت انجام شیوه مناظره دانست. یعنی این دو هم در شیوه مناظره کاربرد دارند و از ضروریات مناظره هستند و هم خودشان 2 راه متفاوت برای شناساندن مذهب شیعه بشمار میروند.



1. داشتن اخلاق حَسَنه شیعی با اهل سنّت و حفظ حرمت آنها:

ابتدا 4 روایت تقدیمتان میکنم و سپس توضیحاتی پیرامون این نکته ارائه مینمایم:

روایت اوّل:
معاوية بن وهب گويد: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: ما در ميان خود و هم مذهبان خود و با مردم ديگرى كه با ما آميزش دارند شايسته است چه كنيم؟
گويد: در پاسخ فرمود: امانت آنها را بپردازيد و گواهى حق بر سود و زيانشان بدهيد و بيمارانشان را عيادت كنيد و بر سرِ جنازه‏ مرده‏ هاشان حاضر شويد. (1)

روایت دوّم:
معاوية بن وهب گويد: به امام صادق (علیه السلام) گفتم:
چگونه سزاوار است كه ما با قوم خود و مردمى كه با آنها معاشرت داريم و هم مذهبِ ما نيستند عمل كنيم؟
فرمود: به امامانِ خود که از آنان پیروی می کنید، بنگرید. و همانند آنها رفتار کنید. بخدا سوگند كه امامان شما بيمارانِ آنها را عيادت مى‏ كنند و در تشییع جنازه هایشان شرکت می کنند و در مورد آنان اداش شهادت -چه به سود و چه به ضرر آنان- می نمایند و امانت را به آنها باز می گردانند. (2)


روایت سوّم:
زید شحام گوید: حضرت صادق علیه السلام بمن فرمود: به هر کس از مردم که می بینى از من پیروی می کند و به گفتار من عمل می کند، سلام مرا برسا؛ و من به شما سفارش کنم که نسبت بخدای عز و جل تقوى و پرهیزگاری داشته باشید و در دین خود پارسا باشید و برای خدا کوشش کنید، و به راستگویى و به اداء امانت و طول دادن سجده و نیکى با همسایه شما را سفارش می کنم. زیرا محمد صلى اللَّه علیه و آله همین دستورها را آورده است. هر که به شما امانت سپرده به او پس بدهید. چه نیک رفتار باشد و چه بدکار. زیرا رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله دستور می داد که سوزن و نخ را نیز به صاحبش پس دهید. و با خاندان خود پیوند داشته باشید. و در تشییع جنازه هایشان حاضر شوید. و بیمارانشان را عیادت کنید. و حقوقشان را بپردازید. زیرا هر کس از شما که در دینش پارسا باشد و راستگو باشد و امانت را به صاحبش برگرداند و اخلاقش با مردم خوب باشد می گویند: این جعفرى است و من از آن شادمان می گردم؛ و موجب خوشحالی من می شود. و گویند: این ادب (و فرهنگ) جعفر (بن محمد) است. و اگر جز این باشد، بلا و ننگ آن به من می رسد؛ و مردم می گویند: این ادب (و فرهنگ) جعفر است. و بخدا سوگند پدرم براى من حدیث کرد که مردى از شیعیان على علیه السلام در قبیله ‏اى بود و زینت آن قبیله بشمار می رفت، از همه امانتدار تر بود و بیش از همه حقوق دیگران را رعایت می کرد. و راستگو تر از همه بود. مردم همه به او وصیت می کردند. و امانت هایشان را به او می سپردند. اگر از قبیله درباره او پرسیده می شد، می گفتند: چه کسی همانند او است؟ او از همه ی ما امانتدار تر و راستگوتر است. (3)

روایت چهارم:
امام صادق (علیه السلام): بر مردم فشار نیاورید، مگر نمى دانى که فرمانروایى دولت بنى امیه به زور شمشیر و فشار و ستم بود، ولى فرمانروایى ما با مدارا و مهربانى و متانت و تقیه و معاشرت نیکو و پاکدامنى و کوشش است؟! پس کارى کنید که مردم به دین شما و مسلکى که دارید رغبت پیدا کنند. (4)

این چهار روایت شریفه و مخصوصا روایت سوّم و چهارم، گویای این مطلب است که اگر بخواهیم جذب کننده باشیم نه دفع کننده، باید اخلاق جعفری داشته باشیم. اخلاق حَسَنه. اخلاق شیعی. نمی شود با سیاست تند و کوبشی افراد را جذب مذهب کرد.
از علمای بزرگ و فرهیخته شیعی، علّامه عسکری (رحمة الله علیه) هستند. ایشان در کتابهایشان کمال احترام را برای اهل سنّت قائل بودند. نقد می کردند؛ امّا با حفظ احترام. همواره عایشه را با القابی مثل جناب عایشه یا أمّ المؤمنین عایشه خطاب می کردند. و همچنین خلفا را... و همین حفظ احترامات و اخلاق شیعی ایشان باعث شد که سخنانشان برای علمای اهل سنّت گیرا و دلچسب باشد. و آنها را جذب به مذهب تشیّع کند.
و یا علّامه سیّد شرف الدّین (رحمة الله علیه) صاحب کتاب المراجعات. ایشان خودشان دغدغه اتّحاد بین مسلمانان را داشتند. مناظره ایشان را وقتی می خوانید، مقدار کمی بی احترامی از ایشان نمی بینید. شخص مقابل مناظره کننده بخاطر همین اخلاق خوب ایشان در بحث، جذب ایشان می شوند...
بنوعی میتوان گفت که اخلاق حسنه و رفتار نرم، ویژگی حق پذیری را در دل دیگران بوجود می آورد و یا تشدید می کند. امّا اگر رفتار، تند و خشن بود، طبیعتا انسان حق پذیر هم آن مطالب را نمی پذیرد.
از علمای معاصر می توان آیت الله دکتر قزوینی را نام برد. سیاست ایشان و سبکه ایشان همین است. بسیاری از اهل سنّت تماس می گیرند و بخاطر اخلاق خوش ایشان و شاگردان ایشان، از ایشان تعریف و تمجید می کنند.
امّا از آن طرف افرادی مثل اللهیاری، یاسر الحبیب و... چکار می کنند؟؟؟ این از اصل اول.



2. نشان دادن زیبایی های کلام اهل بیت علیهم السّلام به اهل سنّت:

روایت اوّل:
عبدالسلام هَرَوِی‏ می گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که چنین می فرمود:
«خداوند رحمت کند کسی را که امر ما را زنده بدارد.»
عرض کردم: «چگونه امر شما زنده شود؟»
حضرت فرمودند: «علوم ما را بیاموزد و به مردم بیاموزاند، زیرا اگر مردم زیبایی های کلام ما را بدانند، قطعا از ما پیروی می کنند.» (5)


روایت دوّم:
امام صادق (علیه السلام):
رحمت خدا بر آن بنده ای که ما را نزد مردم [عامه] محبوب گرداند و منفور آنان نکند. به خدا قسم، اگر محاسن سخن ما را روایت می کردند، ارجمندتر بودند و هیچ کس نمی توانست بدانها هیچ نسبتی بدهد. (6)



اهل سنّت در این زمینه حقیقتا دارای یک خلأ هستند. داستان های زیادی شنیدم مبنی بر اینکه بسیاری از اهل سنّت که تابحال روایات و مناجات های اهل بیت علیهم السّلام را نشنیده بودند، پس از شنیدن اینها، اشک بر چشمانشان جاری شد و بعضا شیعه شدند.
نمونه اش جناب آقای حمید شیرانی از مستبصرین بزرگوار اهل سنندج. ایشان در وبلاگشان می گویند: «مناجات های اهل بیت علیهم السّلام مرا شیعه کرد.» (کلیک کنید)
ایشان می گویند: «بعد از مطالعه این کتاب ها مشتاق شدم تا در دعاهای ندبه، توسل و کمیل و زیارت عاشورا شرکت کنم. زمانی که دعای کمیل را می‌خواندم با دقت در معانی آن، به این فکر می‌کردم که چرا عمر و عثمان و ابوبکر چنین دعاهای پر محتوائی ندارند تا بیان‌گر فضای عرفانی بین آنها و خداوند باشد؟ چرا آنها دعائی مانند مناجات حضرت علی (علیه السلام) در مسجد کوفه با آن مضامین بلند ندارند؟...»

مقام معظّم رهبری، در سفرشان به کردستان در سال 1388، در جمع روحانیون و طلّاب شیعه و سنّی فرمودند: «من توصیه میکنم همه‌ی شما را که با صحیفه‌ی سجادیه انس پیدا کنید...»

جامعه اهل سنّت، حقیقتا نیازمند چنین زیبایی هایی هستند. واقعا ندارند. از نظر اخلاقی هم معمولا انسانهای تندی هستند. یکی از مسؤولین روم صدای اهل سنّت در مسنجر پالتاک، بعد از عصبانیت می گوید: «کاری نکن که من اخلاق عمری خودم رو نشون بدم.» این جمله یعنی خودشان هم می دانند که اخلاق عمر تند و خشن بود و آنها هم به تأسی از خلفایشان همین کارها را می کنند متأسفانه.

بنابراین:

ما شیعیان ادّعایی ائمّه علیهم السّلام وظیفه داریم در درجه اوّل علم خود را به حدّی برسانیم تا بتوایم باجرأت از مذهب خود دفاع کنیم. تا بتوانبم در مناظرات با برادران اهل سنّت حرفهایی برای زدن داشته باشیم. و در کنار این مناظرات با اخلاقی نیکو و شیعی جذب کننده اهل سنّت به مذهب جعفری باشیم. و در کنار اینها، زیبایی های کلام اهل بیت علیهم السّلام را به آنها نشان بدهیم تا خودشان جذب مذهب شوند اگر حق پذیر باشند...


التماس دعا...


منابع:
1. الکافی، طبع الإسلامیة، ج2، ص635
2. الکافی، طبع الإسلامیة، ج2، ص636
3. همان
4. الخصال، ص354 / وسائل الشیعة، ج16، ص164
5. عیون أخبار الرضا، ج2، ص275
6. الکافی، طبع الإسلامیة، ج8، ص229

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، مصباح ، عبدالرحمن ، Ali#59 ، یاســین ، حسن عزتي ، عبدالرحیم ، بیداری اندیشه ، مجید املشی ، عشقم کربلا ، Admirer ، ضحی ، ANTI satan ، Agha sayyed ، zahra11
۱۳:۱۳, ۱۰/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۲۲ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #2
آواتار
من یک سوالی دارم از دوست عزیزم

اصلا چرا باید شیعه بشوند؟

یا به عبارت دیگر آیا می توان شیعه بشوند؟

مگر آنها دشمنان امیرالمومنین نیستند؟

و اگر باشند مگر در خلقتشان .... و نحوه تولدشان....


"برادر و خواهر اهل سنتی که دارید مطلب رو میخونید من دارم از دیدگاه مخالفین وحدت حرف میزنم وگرنه توهین نمیکنم"
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، مجید املشی ، مصباح
۱۳:۲۱, ۱۰/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
قبل از اینکه جواب شما رو بدم، یک سؤال ازتون میپرسم:

بنظرتون چرا افرادی وهابی مثل عصام العماد که ضد امام علی (علیه السلام) کتاب نوشتند و یا سلمان حدادی و... که از وهابی های تندرو بودند، شیعه شدند؟؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، مجید املشی ، مصباح
۱۳:۲۴, ۱۰/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
در مورد سلمان حدادی خدمتتون عارضم تا آنجا که مطلعم یکی از شیعیان ایشون رو برده روضه امام حسین(علیه السلام)

نفر اول رو نمیشناسم

خب حالا الان که آقای حدادی به خواست خدا و لطف ائمه شیعه شدند از لحاظ خلقتشون فرق کردند؟

دوستان مخالف وحدت بیان جواب بدهند لطفا
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، مجید املشی ، مصباح
۱۳:۳۹, ۱۰/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۲۴ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #5
آواتار
حرامزاده بودن، اصلا ملاک شیعه بودن یا سنّی بودن نیست. تو شیعه هم حرامزاده داریم.

عصام العماد، یکی از علمای بزرگ وهابیت تندرو بود و بعد شیعه شد. Cool (حوصله توضیح دادن ندارم... Cool بزن اینترنت بخون.)


امّا پاسخ شما برادر عزیز؛

هر انسانی یک هدایت درونی داره و یک هدایت بیرونی. هدایت دورنی همون فطرت انسانیه که ذاتا دنبال خیر و نیکیه.
هدایت بیرونی هم پیامبرن و ائمه علیهم السّلام هستند که از جانب خداوند مأمور شدند تا فطرت انسانها رو بیدار کنند.
امام علی (علیه السلام) تو نهج البلاغه می فرمایند: پیامبران مبعوث شدند تا انسانها را به بجاآوردن میثاق فطرتشون راهنمایی کنند.

اینجا انسانها چند گروه میشن:
1. کسانیکه ولایت به گوششون خورده و پذیرفتند. (شیعه)
2. کسانیکه ولایت به گوششون خورده و نپذیرفتند. (غیرشیعه و جاهل مقصّر)
3. کسانیکه ولایت به گوششون نخورده و اگر میرسید، میپذیرفتند. (شیعه بالفطره و جاهل قاصر)
4. کسانیکه ولایت به گوششون نخورده و اگر میرسید، باز هم نمیپذیرفتند. (درب و داغونِ خاک تو سَر)


پس ملاک حق پذیر بودنه. حالا بعضی ها حق بهشون رسیده و بعضی ها نرسیده. افرادی مثل سلمان حدادی و عصام العماد و تیجانی و شیرانی و... فطرتا شیعه بودند. حتی اگه تا آخر عمرشون هم سنّی و وهابی میموندند، اون دنیا حسابشون با خدا بود و خداوند میدونه که اینها شیعه بودند. باورش سخته؟؟؟ ارسال شماره 2 این تاپیک رو حتما بخونید. علامه تهرانی تو کتاب معادشناسیشون داستانی نقل میکنند از زندگی یک پیر مرد سنّی بعد از مرگش.


سؤالی هست، در خدمتم...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، عبدالرحمن ، captaincharisma ، یاســین ، بیداری اندیشه ، مجید املشی ، Agha sayyed ، مصباح
۱۴:۰۷, ۱۰/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۲۰ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #6
آواتار
حالا یه سوال دیگر

در زیارت عاشورا داریم

انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم

و در جامعه کبیره داریم

فمعكم معكم، لا مع غيركم، آمنت بكم و توليت آخركم بما توليت به أولكم، و برئت إلي الله عزوجل من أعدائكم و من الجبت و الطاغوت و الشياطين وحزبهم الظالمين لكم، الجاحدين لحقكم و المارقين من ولايتكم و الغاصبين لارثكم، الشاكين فيكم، المنحرفين عنكم و من كل وليجه دونكم ،‌و كل مطاع سواكم، و من الائمه الذين يدعون إلي النار

میشه بگید تناقضی داره یا نه؟




به عبارت دیگه بگید برائت با تلاش برای هدایت افراد تناقضی داره یا نه


و در ضمن بگید برائت کجا لازمه و حرب کجا لازمه(زیارت عاشورا)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، بیداری اندیشه ، مجید املشی ، عبدالرحیم ، مصباح
۱۵:۳۴, ۱۰/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۳ ۱۵:۳۵ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #7
آواتار
نه. هیچ تناقضی نیست.
تولّی نسبت به اهل بیت علیهم السّلام و پیروان آنها و همچنین تبرّی نسبت به دشمنان اهل بیت علیهم السّلام و پیروان راستین اونها، دو بال پرواز شیعه هستن.
اصلا خود قرآن، دشمنان حقیقی اسلام رو لعنت میکنه.
خطوط اصلی رو نباید گم کرد یا محو کرد.
برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السّلام واجبه.
امّا با اصول. آیا الان جایزه جار بزنیم همه جا بگیم «... فی النّار»؟؟؟
لعن کلّی دشمنان اهل بیت و دشمنان اسلام جایزه. ولی اسم بردن از اشخاص باتوجه به اینکه پیروانی هم دارند، بصورت علنی کاری خلاف شرع و حرام هست.

پاسخ شما مفصّلا اینجاست. حتما مطالعه کنید.


این روایت هم تقدیم به تفرقه افکنان:


حضرت امام باقر علیه السّلام:
« بنده ی خدا روز قیامت محشور شود در حالیکه دستش به خونی آلوده نشده است. [ظرفی] همانند [ظرف] خونگیری حجامت یا بیشتر از آن را به دستش بدهند و بگویند: این سهم توست از خون فلان کس. عرض می کند: پروردگارا؛ تو خود می دانی. تو خود جان مرا گرفتی. من خون کسی را نریخته بودم. [و هیچ خونی بر گردنم نبود]. خداوند می فرماید: آری! [ امّا ] تو از فلانی روایتی چنین و چنان شنیدی؛ و به ضرر او بازگو کردی.پس زبان به زبان فلان ستمکار رسید و بدان روایت او را کشت. و این بهره ی تو از خون اوست.
(ترجمه اصول کافی، ج4، ص77)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، بیداری اندیشه ، مجید املشی ، عبدالرحیم ، مصباح
۱۵:۳۹, ۱۰/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #8
آواتار
خیلی ممنون بابت جوابهاتون

در مورد افشای اسرار اهل بیت در عموم هم توضیح بدهید

مثل گفتن نامهای مستعار برخی دشمنان اهل بیت که در قرآن هم داریم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، مصباح
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Rainbow یک سنّی از من پرسید: چه دلیلی برای شیعه بودن داری که در قرآن قبیله منتظر 15 4,957 ۱۸/بهمن/۹۳ ۰:۰۸
آخرین ارسال: قبیله منتظر

پرش در بین بخشها:


بالا