|
تا قرآن باشد علی ابن ابیطالب نیز هست!!!روایتی بی نظیر
|
|
۱۰:۴۰, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() معاویه علیه العنة و العذاب وارد مکه مکرمه شد.به او خبر دادند که ابن عباس کرسی تدریس برپا کرده و تفسیر قرآن را برای مردم می گوید. معاویه در پاسخ به این خبر گفت که عیبی ندارد،ابن عباس پسر عم پیغمبر اکرم است،از بنی هاشم است و قرآن در میان آنها نازل شده است،اگر این ها تفسیر قرآن نگویند پس چه کسی این کار را انجام بدهد شخصی دیگر که حاضر در جلسه بود خبر داد ای معاویه، کرسی تفسیر قرآن ابن عباس بهانه است. او به این بهانه فضایل علی ابن ابیطالب را برای مردم بازگو می کند!!! معاویه چنان برافروخت که از جا برخاست و با چهره ای درهم کشیده فریاد زد :خودم امروز بر این مجلس وارد می شوم و بساط این محفل را بهم زده و ریشه اینگونه نشست ها را بر می چینم!!! معاویه با خشم و غضب وارد مجلس ابن عباس شد؛ مردم آرام نشسته اند و سرا پا گوش هستند و ابن عباس در حال تفسیر آیات قرآن است،و آیات را با زبانی شیوا و لسانی بلیغ بحث و تفسیر می کند ،آن هم به کیفیت و حدی که معاویه هیچ جای تاختن و انتقاد نداشته و نمی تواند به هیچ بهانه ای بر پیکره مجلس تفسیر ابن عباس اشکال بگیرد. جلسه که تمام شد معاویه خطاب به ابن عباس فریاد زد:چکار میکردی؟ ابن عباس گفت:تفسیر قرآن می گفتم معاویه: تفسیر قرآن می گفتی یا فضائل علی ابن ابیطالب را برای مردم بازگو میکردی؟ ابن عباس گفت: ای معاویه، به کجای قرآن می توان اشاره کرد که در آن نشانه ای از فضل
.و منقبت علی ابن ابیطالب نیست؟؟؟؟!!!! ![]() . . ابن عباس گفت: آیه إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ (سوره رعد،آیه 7) در شان کیست؟ معاویه گفت: این آیه در شان علی است،چراکه پیغمبر فرمود منذر این امت منم و هادی وجود مبارک علی ابن ابیطالب است. ولی ابن عباس آیا باید همین آیه قرآن را بخوانی؟برو آیات دیگر را بخوان! ابن عباس گفت: این آیه چطور:إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (سوره احزاب،آیه 33) معاویه گفت : این قصه طهارت علی است ،قبول دارم،ولی باید همین آیه را بخوانی؟برو آیات دیگر را بخوان! ابن عباس آیه ای دیگر خواند: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ (سوره مائده،آیه 55) معاویه گفت زمانی که علی انگشترش را در راه خدا بخشید این آیه در حق علی ابن ابیطالب نازل شد،دیگران انگشتر ها بخشیدند ولی آیه ای نازل نشد! ولی باید همین آیه را بخوانی؟برو آیه ای دیگر بخوان! ابن عباس خواند: عَمَّ يَتَسَاءلُونَ ،عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ (سوره نبا،آیات 1 و2) معاویه گفت: پیغمبر فرمود خبر عظیم علی ابن ابیطالب است که هم مردم از تو می پرسند یا نبی الله و هم من از مردم در مورد علی می پرسم،ولی ابن عباس باید همین آیه را بخوانی؟آیه ای دیگر بخوان! ابن عباس گفت: ای معاویه این آیه در شان چه کسی است وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ (سوره آل عمران ،آیه103) معاویه گفت:پیغمبر فرمود حبل الله علی ابن ابیطالب است،دست به دامان علی بزنید و جای دیگر نروید ولی ابن عباس،ایه ای دیگر بخوان! ابن عباس خواند: كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ (سوره الرعد،آیه 43) معاویه گفت : این قصه علم علی ابن ابیطالب است که خدا همه علوم جاری را در سینه علی تعریف می نماید ولی ابن عباس قرآن این همه آیه دارد، برو آیه ای دیگر بخوان! جناب ابن عباس این آیات را خواند: فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ (سوره آل عمران ،آیه61) معاویه گفت: این قصه مباهله ی با اهل نجران است که خدا در این آیه شریفه علی را نفس پیغمبر می خواند. ولی تو برو و آیه ای دیگر بخوان . . ابن عباس فرمود: سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (سوره المعارج ،آیه1 ) معاویه گفت: در غدیر شخصی به پیامبر مراجعه کرد و گفت حرفهایت از جانب خدا بود یا از جانب خودت این حرف ها را زدی؟پیامبر فرمود من رسالت الهی را ابلاغ کردم آن شخص گفت من تاب و طاقت این مقام علی را ندارم و به خدا بگو من ولایت علی را نمیتوانم بپذیرم،اگر حق با علی است همین الان عمرم را تمام کن! همه مردم دیدند که پرنده ای در آسمان پیدا شد و ریگی را که در دهان داشت به زمین افکند و به این مرد اصابت کرد و آن شخص مُرد! این آیه در آنجا نازل شد و قصه ی آن مربوط به نابودی دشمن علی، به ید قدرت خداوند است. ولی ابن عباس،قرآن آیه ای دیگر ندارد که بخوانی؟! ابن عباس گفت: يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ . . .(سوره آل عمران ،آیه61) معاویه گفت این قصه ابلاغ ولایت علی است،قبول دارم ولی آیه ای دیگر نیست که بخوانی؟! ابن عباس خواند: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا . .(سوره المائده ،آیه3 ) معاویه گفت این هم آیه اکمال دیانت در پرتو ولایت علی ابن ابیطالب است ولی آیه ای دیگر بخوان . . جناب ابن عباس فرمود: کجای قرآن را بخوانم که حرفی از علی ابن ابیطالب در آن نباشد؟!!!! معاویه گفت این آیه را بخوان: إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا (سوره الزلزلة ،آیه 1) ابن عباس گفت: ای معاویه همین آیه هم در فضل و منقبت علی ابن ابیطالب است!!! معاویه گفت: علی چه ارتباطی با این آیه دارد؟؟؟ ابن عباس گفت: نشنیدی که یک سال بعد پیغمبر خدا زلزله ای در مدینه حاکم شده و همه مردم از شدت ترس و وحشت از خانه ها در آمدند و دیدند که علی ابن ابیطالب وارد شدو در بین مردم قرار گرفت و پای مبارک را بر زمین کوبید و این آیه را خواند: إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا و فرمود ابوتراب بر تو امر میکند که آرام باش . . . همه شاهد بودند زمینی که در زیر پای همه مردم می لرزید،به امر عالی علوی در زیر پای مولی الموحدین آرام گرفت ندیدم از آن پس کسی این آیه را بخواند و شرح و تفسیرش را علی ابن ابیطالب نداند معاویه که از غضب در خود می پیچید رو کرد به ابن عباس و گفت: پس راحت بگو تا قرآن باشد علی ابن ابیطالب نیز هست!!!.
. . .
یک دعایی می کنم رفقا برای این هم آمین بگویید اگر راه داشت لطفاً: کاش بمیرم که روی تو ببینم از نفحاتِ دَمَت خوشه بچینم . زیر لحد سر به پای تو گذارم با دَمِ تو پاک شود خاک مزارم . گرد و غبارم برآید ز هوایت خشتی از آن خاک بسازند برایت . در حرمت تا ابد معتکفم کن کاشی ایوان طلای نجفم کن . . . . و این که از نسل من و همسرم جز نوکران و کنیزان و محبان امیرالمومنین و اهل بیت در این کره ی خاکی پدید نیایند... . . اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا امينَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَالْمُؤْمِنينَ اَشْهَدُ اَنَّكَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَعَمِلْتَ بِكِتابِهِ وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ حَتّى دَعاكَ اللَّهُ اِلى جِوارِهِ فَقَبَضَكَ اِلَيْهِ بِاخْتِيارِهِ وَاَ لْزَمَ اَعْدائَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَكَ مِنَ الْحُجَجِ الْبالِغَةِ عَلى جَميعِ خَلْقِهِ اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ راضِيَةًبِقَضاَّئِكَ مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَدُعاَّئِكَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اَوْلِياَّئِكَ مَحْبُوبَةً فى اَرْضِكَ وَسَماَّئِكَ صابِرَةً عَلى نُزُولِ بَلاَّئِكَ ش اكِرَةً ِفَواضِلِ نَعْماَّئِكَ ذاكِرَةً لِسَوابِغِ آلا ئِكَ مُشْتاقَةً اِلىفَرْحَةِ لِقاَّئِكَ مُتَزَوِّدَةً التَّقْوى لِيَوْمِ جَزاَّئِكَ مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ اَوْلِياَّئِكَ مُفارِقَةً لاَِخْلاقِ اَعْدائِكَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيا بِحَمْدِكَ وَثَناَّئِكَ اَللّهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتينَ اِلَيْكَ والِهَةٌ وَسُبُلَ الرّاغِبينَ اِلَيْكَ شارِعَةٌ وَاَعْلامَ الْقاصِدينَ اِلَيْكَ واضِحَةٌ وَاَفْئِدَةَ الْعارِفينَ مِنْكَ فازِعَةٌ وَاَصْواتَ الدّاعينَ اِلَيْكَ صاعِدَةٌ وَاَبْوابَ الاِْجابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ وَدَعْوَةَ مَنْ ناجاكَ مُسْتَجابَةٌ وَتَوْبَةَ مَنْ اَنابَ اِلَيْكَ مَقْبُولَةٌ وَعَبْرَةَ مَنْ بَكى مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ وَالاِْغاثَةَلِمَنِ اسْتَغاثَ بِكَ مَوْجُودَةٌ وَالاِْعانَةَ لِمَنِ اسْتَعانَ بِكَ مَبْذُولَة وَعِداتِكَ لِعِبادِكَ مُنْجَزَةٌ وَزَلَلَ مَنِ اسْتَقالَكَ مُقالَةٌ وَاَعْمالَالْعامِلينَ لَدَيْكَ مَحْفُوظَةٌ وَاَرْزاقَكَ اِلَى الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْكَ نازِلَةٌ وَعَواَّئِدَ الْمَزيدِ اِلَيْهِمْ واصِلَةٌ وَذُنُوبَ الْمُسْتَغْفِرينَ مَغْفُورَةٌ وَحَواَّئِجَ خَلْقِكَ عِنْدَكَ مَقْضِيَّةٌ وَجَواَّئِزَ السّآئِلينَ عِنْدَكَ مُوَفَّرَةٌ وَ عَواَّئِدَالْمَزيدِ مُتَواتِرَةٌ وَمَواَّئِدَ الْمُسْتَطْعِمينَ مُعَدَّةٌ وَمَناهِلَ الظِّماَّءِ مُتْرَعَةٌ اَللّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعاَّئى وَاقْبَلْ ثَناَّئى وَاجْمَعْ بَيْنى وَبَيْنَ اَوْلِياَّئى بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَعَلِىٍّ وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ اِنَّكَ وَلِىُّ نَعْماَّئى وَمُنْتَهى مُناىَ وَغايَةُ رَجائى فى مُنْقَلَبى وَمَثْواىَ اَنْتَ اِلهى وَسَيِّدى وَمَوْلاىَ اِغْفِرْ لاَِوْلِياَّئِنا وَكُفَّ عَنّا اَعْداَّئَنا وَاشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا وَاَظْهِرْ كَلِمَةَ الْحَقِّوَاجْعَلْهَا الْعُلْيا وَاَدْحِضْ كَلِمَةَ الْباطِلِ وَاجْعَلْهَا السُّفْلى اِنَّكَ عَلى كُلِّشَى ءٍْ قَديرٌ یا علی علیه السلام مدد است. |
|||
|
|
۱۰:۵۳, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
(۲۳/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۴۰)حسن عزتي نوشته است: |
|||
|
|
۱۲:۰۰, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
ولادت امام علی (علیه السلام) یکی از زیبا ترین فضل های کتاب آفرینش است که نشان دهنده ی مقام والا و پرتوی
ازعظمت آن امام همام می باشد . در شب ولایت ایشان ، زمین غرق نور و معنویت بود و از آسمان باران فضل و رحمت میبارید . ابو طالب از شادی در پوست خود نمیگنجید ، فریاد میزد :« ای مردم ! دوست خدا در خانه ی خدا متولد شد. » رسول اکرم در این رابطه فرمودند : « به دنیا آمدن حضرت علی (علیه السلام) همانند تولد حضرت مسیح (علیه السلام) مهم و معجزه آساست و خداوند علی (علیه السلام) را از نور من آفرید و ما هر دو از یک نور هستیم .» آری تولد حضرت مسیح معجزه ای بزرگ بود و حضرت مریم در آن هنگام از خانه ی خدا (بیت المقدس) خارج شد ولی فاطمه بنت اسد (سلام الله علیها) به درون خانه ی خدا فرخوانده شد و مهمان مایده ی آسمانی گشت تا زیبا ترین تولد تاریخ بشریت ، به نام مبارک حضرت علی (علیه السلام) ثبت بشود . |
|||
|
|
۱۲:۰۳, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
ان شاءالله
متشکرم همون دوبیتی که همیشه دوست دارم برای امیرالمومنین تکرار کنم... قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد ایمان به جز از حب علی پایه ندارد گفتم بروم سایه لطفش بنشینم گفتا که علی نور بود سایه ندارد من هر بار که درباره شخصیت امیرالمومنین فکر میکنم هم احساس غرور و افتخار میکنم از شیعه بودنم و هم احساس اندکی ترس! از شخصیت بزرگ ایشون واقعا نمیتونم توضیح بدم مثلا در ماجرایمعراج پیامبر که حضرت امیر می فرمایند زمانی که پیامبر به آسمان عروج کرده بودن...تنها شخصی که ایشون رو از روی زمین میدیدن امیرالمومنین بودن... وجود حضرت علی در زمان حضرت نوح سخنان ایشون و تمام معجزاتی که داشتن... حضرت علی که از تمام انبیاء بنا بر حدیث خود ایشون٬ بالاتر بودن جز پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به خدا ما هم به خودمون ظلم کردیم و هم به حضرت امیر٬ اگر از همین امروز دنبال شناخت شخصیت ایشون و پیروی از ایشون نریم....همین یا حق |
|||
|
|
۱۲:۳۴, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)![]() انتخاب اهل بيت عليهم السّلام از ميان اهل زمين بدانيد كه خداوند نظرى به اهل زمين نمود و از بين آنان دو نفر را انتخاب كرد: يكى من كه بعنوان فرستاده و پيامبر مبعوثم نمود، و ديگرى علىّ بن ابى طالب و به من وحى كرد كه او را برادر و دوست و وزير و وصيّم و خليفهام قرار دهم. على عليه السّلام ولىّ هر مؤمن و سكون زمين و كلمۀ تقوىبدانيد كه او صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از من است. هر كس او را دوست بدارد خدا او را دوست دارد، و هر كس با او دشمنى كند خدا با او دشمنى مىكند. او را جز مؤمن دوست نمىدارد و جز كافر مبغوض نمىدارد. او قوام زمين بعد از من و باعث آرامش آن است. او كلمۀ تقواى خداوند و ريسمان محكم اوست. . . . . آنها مي خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولي خدا نور خود را كامل مي كند،هر چند كافران خوش نداشته باشند.(اشاره به آيۀ ٨ از سورۀ صفّ) (آیه ای که بیشتر وقت ها تو سر صفحه ی اصلی تالار هست)
برگرفته از کتاب اسرار آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) |
|||
|
|
۱۲:۵۶, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
به نام خدا الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت مولانا و مولاتنا امیرالمومنین علی بن ابیطالب و فاطمه الزهرا سیدة نساءالعالمین و اولادهما المعصومین علیهم السلام ![]() نمیدونم با این اوضاع و احوالم چی شد که شیعه هستم، شیعه شدم چی میتونه باشه جز لطف حضرت حق لطفی که شکرش رو نمیشه به جا آورد مثل باقی نعمتهاش کاش بفهمم کاش زبانی نباشه قلبی باشه و عملی من به خودم امیدی ندارم مگر شما به دادم برسید
|
|||
|
|
۱۴:۴۳, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام (۲۳/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۴۰)حسن عزتي نوشته است: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا امينَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَالْمُؤْمِنينَ اَشْهَدُ اَنَّكَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَعَمِلْتَ بِكِتابِهِ وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ حَتّى دَعاكَ اللَّهُ اِلى جِوارِهِ فَقَبَضَكَ اِلَيْهِ بِاخْتِيارِهِ وَاَ لْزَمَ اَعْدائَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَكَ مِنَ الْحُجَجِ الْبالِغَةِ عَلى جَميعِ خَلْقِهِ اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ راضِيَةًبِقَضاَّئِكَ مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَدُعاَّئِكَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اَوْلِياَّئِكَ مَحْبُوبَةً فى اَرْضِكَ وَسَماَّئِكَ صابِرَةً عَلى نُزُولِ بَلاَّئِكَ ش اكِرَةً ِفَواضِلِ نَعْماَّئِكَ ذاكِرَةً لِسَوابِغِ آلا ئِكَ مُشْتاقَةً اِلىفَرْحَةِ لِقاَّئِكَ مُتَزَوِّدَةً التَّقْوى لِيَوْمِ جَزاَّئِكَ مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ اَوْلِياَّئِكَ مُفارِقَةً لاَِخْلاقِ اَعْدائِكَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيا بِحَمْدِكَ وَثَناَّئِكَ اَللّهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتينَ اِلَيْكَ والِهَةٌ وَسُبُلَ الرّاغِبينَ اِلَيْكَ شارِعَةٌ وَاَعْلامَ الْقاصِدينَ اِلَيْكَ واضِحَةٌ وَاَفْئِدَةَ الْعارِفينَ مِنْكَ فازِعَةٌ وَاَصْواتَ الدّاعينَ اِلَيْكَ صاعِدَةٌ وَاَبْوابَ الاِْجابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ وَدَعْوَةَ مَنْ ناجاكَ مُسْتَجابَةٌ وَتَوْبَةَ مَنْ اَنابَ اِلَيْكَ مَقْبُولَةٌ وَعَبْرَةَ مَنْ بَكى مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ وَالاِْغاثَةَلِمَنِ اسْتَغاثَ بِكَ مَوْجُودَةٌ وَالاِْعانَةَ لِمَنِ اسْتَعانَ بِكَ مَبْذُولَة وَعِداتِكَ لِعِبادِكَ مُنْجَزَةٌ وَزَلَلَ مَنِ اسْتَقالَكَ مُقالَةٌ وَاَعْمالَالْعامِلينَ لَدَيْكَ مَحْفُوظَةٌ وَاَرْزاقَكَ اِلَى الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْكَ نازِلَةٌ وَعَواَّئِدَ الْمَزيدِ اِلَيْهِمْ واصِلَةٌ وَذُنُوبَ الْمُسْتَغْفِرينَ مَغْفُورَةٌ وَحَواَّئِجَ خَلْقِكَ عِنْدَكَ مَقْضِيَّةٌ وَجَواَّئِزَ السّآئِلينَ عِنْدَكَ مُوَفَّرَةٌ وَ عَواَّئِدَالْمَزيدِ مُتَواتِرَةٌ وَمَواَّئِدَ الْمُسْتَطْعِمينَ مُعَدَّةٌ وَمَناهِلَ الظِّماَّءِ مُتْرَعَةٌ اَللّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعاَّئى وَاقْبَلْ ثَناَّئى وَاجْمَعْ بَيْنى وَبَيْنَ اَوْلِياَّئى بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَعَلِىٍّ وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ اِنَّكَ وَلِىُّ نَعْماَّئى وَمُنْتَهى مُناىَ وَغايَةُ رَجائى فى مُنْقَلَبى وَمَثْواىَ اَنْتَ اِلهى وَسَيِّدى وَمَوْلاىَ اِغْفِرْ لاَِوْلِياَّئِنا وَكُفَّ عَنّا اَعْداَّئَنا وَاشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا وَاَظْهِرْ كَلِمَةَ الْحَقِّوَاجْعَلْهَا الْعُلْيا وَاَدْحِضْ كَلِمَةَ الْباطِلِ وَاجْعَلْهَا السُّفْلى اِنَّكَ عَلى كُلِّشَى ءٍْ قَديرٌ یا علی علیه السلام مدد است. شیعه هستم چون در عالم ذر به خدای خودم بلی گفتم «...وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ...»
اعراف (7)، آيه 172. «به خاطر بياور زمانى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم «ذريّه» آنها را برگرفت، آنان را گواه بر خودشان گرفت و از آنها پرسيد: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى، ما گواهى داديم. اين براى آن است كه در روز قيامت نگوييد: ما از اين مسئله (توحيد و معرفةاللَّه) غافل بوديم». اری من همانم که : عنِ الصّادِقِ ـ عَلَیْهِ السَّلامُ ـ قالَ شِیعَتُنا خُلِقُوا مِنْ فاضِلِ طِینَِتِنا وَ عُجِنُوا بِماءِ وَلایَتِنا یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا و یَفْرَحُونَ لِفَرَحِنا. «شجره طوبی، ج1، ص3» شیعیان ما از بقیه خمیرمایه اولیه آفریش ما آفریده شده اند ولایت ما در سرشت آنان عجین گشته است و آنان با خوشی ما خوشحال و با ناراحتی ما ناراحتند. من افتخار میکنم به راهم چون: با شناخت راهم را انتخاب کردم. عن سليمان بن خالد ، عن أبي عبد الله جعفر بن محمد الصادق ، عن آبائه عليهم السلام قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله لعلي عليه السلام : ... يا علي أنت قسيم الجنة والنار ، لا يدخل الجنة إلا من عرفك وعرفته ، ولا يدخل النار إلا من أنكرك وأنكرته . از سليمان بن خالد از امام صادق عليه السلام از پدرانشان از رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم به حضرت علي عليه السلام فرمودند : ... اي علي تو قسمت کننده بهشت و دوزخي وارد بهشت نمي شود مگر کسي که او تو را و تو او را بشناسي (جزء شيعيان واقعي تو باشد) و وارد دوزخ نمي شود مگر کسي که تو را انکار کند و تو او را انکار کني. امالي شيخ مفيد ص 213 ![]() |
|||
|
|
۱۸:۴۹, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۵۰ توسط منادی حق.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم. میلاد با سعادت حضرت امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) را خدمت همه دوستداران ایشان تبریک عرض میکنم. مطلب جالبی دیدم که خواستم شما دوستان عزیز هم از آن استفاده ببرید.
فضایل امیرالمؤمنین(علیه السلام) از زبان خویشتن حضرت علی(علیه السلام) پس از رحلت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «من پسر عموی رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستم و پدر دو فرزندش(علیهما السلام) و من صدیق اکبرم و من برادر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستم... اولین کسی هستم که اسلام آورده و نماز گزارده و من وصی پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و همسر دختر او سرور زنان بهشت(سلام الله علیها) هستم». ![]() به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، به مناسبت سالروز میلاد فرخنده مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به برخی از مواردی که آن حضرت(علیه السلام) نسبت به حقانیت و فضائل خود نزد پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) استناد و استشهاد کرده است، اشاره میشود. 1. استناد و استشهاد امیرالمؤمنین(علیه السلام) به واقعه غدیر امام علی(علیهالسلام) در ایام خلافت خود (سال 35 هجری) در «رحبه» (نام یکی از محلههای کوفه) به پا خواست و خطاب به جمعیتی که در آن روز جمع شده بودند فرمود: «سوگند میدهم آن مسلمانی را که مطلبی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) در روز غدیر خم شنیده، به پا خیزد و گواهی دهد، اما جز آن کسی که، با چشمانش پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دیده و با گوشهایش سخنان او را شنیده به پا نخیزد» (1). پس از سخنان امام علی –علیهالسلام- سی نفر از اصحاب رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به پا خاستند که 12 نفرشان از مجاهدان «بدر» بودند، همگی شهادت دادند که: پیامبر(صلی الله علیه و آله) دست علی(علیه السلام) را گرفت و فرمود: الست اولی بکم من انفسکم؟ در پاسخ گفتند: آری. آنگاه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه. نقل ماجرا از زبان احمد بن حنبل احمد بن حنبل نقل کرده که علی (علیه السلام) صحابه را در رَحَبَه جمع نمود و آنان را سوگند داد هر آن چه که در غدیر خم از پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنیدهاند، بر خیزند و گواهی دهند. تعداد زیادی از صحابه بر خاسته و شهادت دادند که رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در غدیر خم دست علی(علیه السلام) را گرفت و فرمود «أَتَعْلَمُونَ أَنِّى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» آیا میدانید که ولایت من بر مؤمنین از خود آنان بیشتر است؟ پاسخ دادند: بلی! آنگاه فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا مَوْلاَهُ» هر کس من مولای او هستم ، علی مولای او است. (مسند احمد، ج 4 ، ص 370 ) هیثمی گفته است: راویات حدیث مورد اعتماد و ثقه هستند: «و رجاله رجال الصحیح». (مجمع الزوائد ج 9، ص 104) البانی وهابی نیز گفته است: سند این روایت صحیح است و شرط صحیح بخاری را دارد: «و إسناده صحیح على شرط البخاری». (سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج4 ص331) بیان امام علی به طلحه از زبان حاکم نیشابوری بنا به نقل حاکم نیشابوری، علی (علیه السلام) در جنگ جمل، طلحه را فرا خواند و به او فرمود: تو را به خدا سوگند در غدیر خم از پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنیدی که فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاَهُ» هر کس من مولای او هستم، علی مولای او است؟ طلحه پاسخ داد بلی شنیدم! علی (علیه السلام) فرمود: فَلِمَ تُقَاتِلُنِی؟ پس چرا به جنگ با من آمدهای؟ پاسخ داد: فراموش کرده بودم؛ آنگاه طلحه از جنگ منصرف شد و رفت. (مستدرک ج 3 ص 419) هنگام بیرون رفتن از میدان جنگ با تیری که مروان از سپاه مخالف امام علی (علیه السلام)، به سوی او پرتاب کرد؛ کشته شد. (تاریخ اسلام ذهبی، ج 3، ص 486) 2. سخن امام علیهالسلام درباره «منصوب بودن خود از طرف خدا» پس از جریان «سقیفه بنی ساعده» امام علیهالسلام سئوال کردند که قریش و انصار در آنجا چه گفتند؟ در پاسخ سئوال امام(علیه السلام) گفتند: (2) انصار: از ما امیری باشد و از شما (قریش) امیری. امام(علیه السلام) فرمود: چرا در مقابل انصار دلیل و حجت نیاوردید که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده: «به نیکو کار انصار نیکوئی شود و از بدکردارشان درگذرید». به امیر المؤمنین(علیه السلام) گفتند: چگونه این سخن رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حجت و دلیل بر علیه انصار است؟ حضرت فرمود: اگر امارت در ایشان میبود (و لیاقت خلافت را داشتند) نیازی به سفارش پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای ایشان نبود که فرمود: به نیکوکار انصار نیکوئی کنید و از بدکردار درگذرید. قریش: ما درخت رسالت هستیم (پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از قوم قریش بود) امام علی علیهالسلام فرمود: قریش به درخت استدلال کردند، اما سیره آن (وجود مقدس خود امام «علیهالسلام») را تباه ساختند. امام علی علیهالسلام در جای دیگر فرموده: «نحن شجرة النبوة و محط الرساله.... یعنی: ما اهل بیت از شجره نبوت هستیم و از خاندانی هستیم که رسالت و پیغام الهی در آنجا فرود آمد و رفت و آمد فرشتگان در آنجا بود...». و در پاسخ قریش فرمود: «أین الذین زعموا انهم راسخون فی العلم دوننا...» یعنی: کجایند کسانی که گمان میکنند آنان راسخان علم هستند، نه ما اهل بیت(علیهم السلام)؟! ادعای آنان دروغ و ستم بر ماست، زیرا خداوند ما را برتری داده و ایشان را از فضائلی که ما داریم محروم ساخته، به وسیله ما هدایت و راهنمائی طلب میگردد و روشنائی از گمراهی به نور و روشنائی از ما خواسته میشود. مسلم و محقق است که ائمه دین از قریش هستند که از نسل هاشم باشند. (3) 3. لقب امیر المؤمنین کافی است نگاهی به نامههای آن حضرت(علیه السلام) بیندازیم که در ابتدای برخی از آنها حضرت مینویسد: من عبدالله علی امیر المؤمنین(علیه السلام). 4. شجاعت و دلاوری امام علی علیهالسلام در نامه خود به معاویه مینویسد: منم ابوالحسن (کنیه حضرت) کشنده جد تو (عتبة بن ربیعه پدر هند جگرخوار، مادر معاویه) و دائی تو (ولید بن عَتَبَه) و برادرت (حنظله بن ابی سفیان) که همه آنها را در جنگ بدر نابودشان ساختم و اکنون نیز آن شمشیر با من است و با همان دل دشمنم را ملاقات میکنم، و دین دیگری اختیار ننموده و پیغمبر جدیدی را برنگزیدهام...». (4) «فانا ابو حسن قاتل جدک و خالک و اخیک شدخاً یوم بدر...» 5. استشهاد امام علی(علیه السلام) به آیه تطهیر پس از رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) جناب ابوبکر و عمر نزد آن حضرت(علیه السلام) رفتند و از او خواستند که بیعت کند و حضرت(علیه السلام) نپذیرفت. پس از رفتن آنها امام(علیه السلام) به مسجد رفت و فرمود: «خداوند لطفهائی به اهل بیت نموده، چون که در میان آنها رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) را به پیامبری مبعوث نمود اهل بیت کسانی هستند که خداوند آنها را از هر پلیدی و زشتی مبری ساخته و بدون عیب و پاکیزه هستند. فلان و فلان نزد من آمدند و مرا به بیعت فرا خواندند بیعت برای کسی را از من خواستند که وظیفه او آن است که با من بیعت کند. من پسر عموی رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستم و پدر دو فرزندش و من صدیق اکبرم و من برادر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستم، کسی نمیتواند جز من این ادعا را بنماید، مگر آن که دروغگو باشد و اولین کسی هستم که اسلام آورده و نماز گزارده و من وصی پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و همسر دختر او سرور زنان بهشت(سلام الله علیها) هستم». در این حدیث شریف علاوه بر استشهاد امام(علیه السلام) به آیه تطهیر، حضرت(علیه السلام) خود را همسر فاطمه (سلام الله علیها) و وصی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز معرفی نموده است. 6. استشهاد امام علی(علیه السلام) به آیه تطهیر در غصب فدک حضرت(علیه السلام) خطاب به خلیفه اول فرمود: آیا کتاب خدا را میخوانی؟ گفت: آری. آنگاه حضرت(علیه السلام) فرمود: خبر ده مرا از آیه تطهیر، درباره چه کسانی نازل شده است؟ درباره ما نازل شده یا درباره غیر ما؟ وی پاسخ داد: درباره شما! (5) پاورقیها: 1. برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به کتاب نفیس رهبری امام علی در قرآن و سنت نامه 56. 2. فیض الاسلام، نهج البلاغه، خطبه 66:160، و مطهری، مرتضی، نهج البلاغه :15. 3. فیض الاسلام، نهج البلاغه، خطبه108:337. 4. همان مدرک نامه 10:850 و نامه 28، ص903. 5. مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم التماس دعا؛ در پناه حق زنده و پیروز باشید. |
|||
|
|
۱:۱۰, ۲۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
|
۲:۲۴, ۲۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: BESM2.png]](http://s5.picofile.com/file/8122315518/BESM2.png)
![[تصویر: ALI_ALI_3.png]](http://s5.picofile.com/file/8122375026/ALI_ALI_3.png)






الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)
![[تصویر: 3231e53eeef3.jpg]](http://unie.comule.com/up/3231e53eeef3.jpg)
![[تصویر: 28362810267198583371.jpg]](http://www.hankh.ir/wp-content/uploads/2011/08/28362810267198583371.jpg)
![[تصویر: 13910313000423_PhotoA.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/03/13/13910313000423_PhotoA.jpg)
![[تصویر: GoD.png]](http://s5.picofile.com/file/8124248492/GoD.png)