|
فلسفه ی وجودی گنبد و گلدسته در مساجد چیست؟
|
|
۱۷:۰۷, ۱۸/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
فلسفه ی وجودی گنبد و گلدسته در مساجد چیست ؟ متأسفانه هنوز بعضی از معماران عزیز از فلسفه گنبد و گلدسته، اطلاع ندارند؛ هنوز از رمز پردازیهای مسجد، بی خبرند؛هنوز نمی دانند که محراب، نمادی در غار حراست و هنوز ... و آن وقت برای طراحی مسجد، قلم می زنند. گزیده ای از کتاب نکاتی کاربردی در معماری مساجد (تألیف سیدتقی کاظمیان) پیامبر گرامی اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، پس از هجرت و ورود به مدینه، با کمک اصحاب و یاران خود،اقامتگاهی بسیار ساده که دیوار آن به ارتفاع 5/3 متر و از خشت خام بر روی لایه ایاز سنگ بود، که بعدها به دو برابر افزایش یافت. به دلیل تابش شدید آفتاب، دو سایبان از شمال و جنوب حیاط زده شد. ستون های سایبان ها از تن درخت خرما و پوشش آنها،برگهای درخت خرما، حصیر و پوست حیوانات بود. این، بنای ابتدایی مسجد النبی بود. درکنار همین مسجد، منزل همسران پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار داشت. پیامبر گرامی اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پس از رحلت در یکی از اطاق های همسران خود به خاک سپرده شد. رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اوایل هجرت، علاوه بر این مسجد، مسجد دیگری به نام قبا بنا کرد.مسجد النبی به منزله ی مسجد جامع شهر مدینه بود و در آنجا به امامت پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نماز جمعه برگزار می شد. غیر از این دو مسجد، 9 مسجد دیگر در محله های مختلف، به یاری و کمک حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)ساخته شد که در آنها نماز جماعت اقامه می شد و با اذان بلال، در آنها نماز می خواندند. بی شک اولین طراح و معمار مسجد در اسلام، پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده است. رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، به ساخت مساجد قبیله ها کمک می کردند. خانه ی پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که پس از رحلتش فقط محل عبادت شده بود، به تدریج به صورت الگوی اصلی همه مساجد اولیه اسلام درآمد این مساجد، دارای قسمت سرپوشیده تقریباً عمیقی در طول دیوار قبله بودند و اطراف دیوراها نیز رواق هایی و جود دات که تأمین کننده ی سایبانی برای مردم بود. مسجدها، ابتدا عاری از هر گونه زیور و تزئینات بودند. شکل و طرح هندسی آنها مربع و مربع مستطیل بود که بعدها در ساختن بسیاری ازمساجد و حتی مساجد امروزی، مورد استفاده قرار گرفت. به طور کلی، نیاز به مسجد،بیشتر از هر عامل دیگری، نظیر وسعت، تزئینات و ... مورد توجه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ویارانش بود. مسجد، حصاری از خشت خام بود ه حریم امت و مظهر ایمان و اعتقاد بود وچند اتاق برای پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت (علیه السلام) و حیاطی برای پذیرفتن پیروان و نیز دارایدو قسمت سرپوشیده بود که قسمت وسیع تر، نمایانگر دیوار قبله بود و به همین جهت، به مجموع بنا در رابطه با جهان بیرون و درون، وجهه ای مقدس می داد. قسمت سایه دار،تقدس بیشتری داشت و متوجه قطبی مذهبی بود و سرانجام منبری برای پیامبر که هنگام ایراد خطبه و پذیرفتن بیگانگان بر آن قرار گرفت. به این ترتیب، پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ،اصحاب و خلفا و پیروانش، هرگز به زیبایی این بنا نیندیشیده بودند و بی تردید، چنین مفهومی نیز برای آنان متصور نبوده است. به گمان آنان، همه ی زیبایی های جهان، در زبان شگفتی آور قرآن مجید خلاصه می شد. بر اساس بشارت و امیدی که رسول گرامی اسلام به مسلمانان آن دوره بخشیده بود، اعراب با شدت و سرعت از سرزمین های نیاکان خود خارج شده، با وحدت هر چه تمام تر، تحت لوای الله اکبر، سپاهیان نیرومند ساسانی را در نهاوند شکست دادند و بازماندگان ساسانی تار و مار شدند؛ اما با تسلط اسلام، زندگی سخت نشد؛ بلکه زندگی روزمره ی حکومت محلی و برخی هنرها، مطابق معمول مدت زیادی ادامه یافت و عناصر بنیادی فرهنگ ساسانی، مدت ها رواج داشت، فاتحین اسلامی، هیچ سبک معماری را عرضه نکردند؛ زیرانداشتند که عرضه کنند و به این ترتیب، معماری ساسانی تا مدتی تداوم یافت. دستاورد ایران اسلامی، این بود که این شکل های نیرومند را تهذیب کرد و توانایی آنها را تا حد یک معماری زیبا رشد داد و در نتیجه، آثاری سبک تر، احساسی تر، متنوع تر و مؤثر تر از پیشینیان پدید آمد. اصل مسجد سازی و این که مسلمانان به عظمت و شکوه مسجد اهمیت می دادند، از آیات قرآن و سخنان پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و روش آن حضرت سرچشمه می گیرد و فرهنگ مسجد، برخاسته از متن اسلام و تعالیم آن است. مساجدی را که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ساخت و یا در ساخت آنها شرکت و یا نظارت کرد، خیلی ساده و بی آلایش بودند و هیچ گونه نقش و نگاری در آنها به کار نرفته بود. بعد از رحلترسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که مسلمانان غنی و ثروتمند شدند و تمدن اسلامی گسترش یافت. مساجدی باشکوه و زیبا به وجود آمد و همه نوع هنر و صنعت در آنها به کار رفت. ائمه اطهار (علیه السلام)همه دستشان باز نبود تا در زمان خود و به مقتضای زمان خود مساجدی بسازند تا الگو شود. روایاتی از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در نهی از بلند ساختن مساجد و زینت کردن آنها با طلا وارد شده است و این موجب شده است که همیشه در میان مسلمانان و مؤمنان و پیروان اهل بیت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شبهه باشد که آیا این مساجدی که بعد از پیامبر و به دست خلفا و دستاندرکاران خلافت جور ساخته شده است، با اصول اسلام و تعالیم آن همخوانی دارند یا نه و پیوسته از کیفیت بنای مسجد پیامبر می پرسیدند و ائمه اطهار (علیه السلام) ، چندان حساسیتی نشان نمی دادند و می فرمودند: شما کار نداشته باشید و در این مساجد،نمازتان را بخوانید. علی بن جعفر نقل می کند که از برادرش حضرت امام موسی کاظم(علیه السلام)دربارۀ نماز در مساجدی که دیوارهای آن نقش دارد و در قبله اش آیاتی از قرآن یااحادیثی از پیامبر نوشته شده، سؤال کرد و امام (علیه السلام) در جواب فرمود: «که نماز در این نوع مساجد، اشکال ندارد.» شخصی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) دباره ی نماز در مساجدتصویر دار ونقش دار، سؤال کرد و حضرت در جواب فرمود: «من این گونه مساجد را دوست ندارم؛ ولی اکنون اشکال ندارد. هنگامی که قائم قیام کند، خودش می داند که با این مساجد چه کار کند.» بدین ترتیب، مخالفت جدی از ائمه (علیه السلام) درباره گسترش کیفی مساجد دیده نمی شود؛ البته نسبت به طلاکاری و نقاشی تصویر دارای روح در دیوار مساجد،فقیهان فتوا به حرمت داده اند و در بعضی از روایات، نهی از بلندی مناره ها شده است و علما هم به کراهت بلندی مناره فتوا داده اند. با توجه به سیره ی ائمه (علیه السلام)، میتوان فهمید که آن حضرات به طور کلی با این نوع مساجد مخالف نبودند و گاهی که درموارد جزئی انحرافی بوده، اشاره می کردند؛ چنان که حضرت علی(علیه السلام) دستور داد که مناره مسجدی را در کوفه خراب کردند. هنوز قرن اول هجری به پایان نرسیده بود که برای مسجد النبی مناره و مأذنه ساختند،بدین ترتیب بعضی از اشکال معابد مانند مأذنه و گنبد، وارد معماری مساجد شد و به تدریج، گنبد و مناره سمبل و نشانه مسجد گشت. البته این چنین نبود که مسلمانان با اقتباس گنبد و مناره از دیگر ادیان، مانند مسیحیان، زرتشتیان و یهودیان، مقهورمعماری آنها گردند؛ بلکه آنها به گونه ای به ترویج اسلام راستین پرداختند که ادیان دیگر آتشکده ها و معابد خود را به مسجد تبدیل می کردند و معماران خوش ذوق مسلمان،مخصوصاً ایرانیان، سبکی نوین، متفاوت و ماندگار به وجود آوردند. ایرانیان برخلاف کشورهای عربی که متأثر از معماری یونانی بودند، راه خود را کاملاً متمایز کردند.کشورهای عربی، برای پوشاندن درگاه ها و نیم گنبدها، از قوس های نیم دایره و هلالی که به قوس رومی معروف بود، استفاده کردند و ایرانیان قوس های ایرانی را که اکثراً تیزه دار و یا به عبارتی جناغی هستند، به کار بردند. از این رو در تمام بناهای معروف ایران، قوس های رایج نعل اسبی و یا قوس های گنگ رهدار و دالبری، مشاهده نمی شود. با توجه به وسعت و گسترش ایران بزرگ در آن زمان و ارتباطات و مشاهدات مختلف، باید بخشی از این تأثیر گذاری را امروز در معماری ایران شاهد باشیم؛ ولی هنرمندان و معماران با سلیقه ی ایرانی به هیچ وجه حاضر نشدند حتی برای نمونه، از قوس های رایج عربی استفاده کنند. با ملاحظه ی گنبدهای کشورهای اسلامی، مشاهده می شود که گنبد های مساجد سایر کشورهای اسلامی، نمی توانند همپای گنبدهای زیبای ایرانی باشند. انتخاب رنگ فیروزهای، با نقوشی اسلیمی و یا طرح های هندسی ساده، ولی با شکوه، جلال و ابهت خاصی به گنبدهای ایرانی داده است؛ حتی گنبد خاکی مسجد جامعه اصفهان که به نام گنبد تاج الملک معروف است و فاقد هر گونه پوشش کافی است، نمونه ای دقیق و حساب شده از طرح وساختمان یک گنبد ایرانی است. گنبدهای زیبای ایرانی در پهن دشت شهرهای کویری، مانندیزد و کاشان و در شهری مانند اصفهان، همانند نگین هایی فیروزه ای و ستاره هایی درخشان، در میان بناهای کرم رنگ آجری و یا کاهگلی می درخشند. تناسبات گلدسته ها و مناره ها و سردر ایوان ها با گنبد، از یک هماهنگی موزون برخوردار است؛ به نحوی که بیننده، هیچ کدام را بر دیگری ترجیح نمی دهد؛ بلکه همه این مجموعه را به صورت واحدمی نگرد. در مکاتب معماری، شاخص ها و عناصری وجود دارند که نماینده و بیانگر اهداف اصلی آنمکتب می باشند و در حقیقت، این شاخص ها یا مونومان ها، تعریف کننده هویت بنا،ساختمان و اشخاص استفاده کننده از آن هتسند که در یک نگاه مفهوم را می رسانند. این مونومان ها، در همه ی مکاتب عموماً و در مکتب مونومانتالیسم خصوصاً، تا آن جایی پیش رفته که به صورت شاخص های شهری و سازمانی نیز مطرح هستند و نگرش به آنها، تداعی کننده آن شهر یا سازمان و یا آن مجموعه می باشد؛ مثلاً با دیدن برج ایفل، همه مابه فکر پاریس می افتیم و با دیدن دیوار چین به یاد کشور چین و با دیدن اهرامثلاثه، به یاد کشور مصر می افتیم. البته نباید معانی والای گنبد و گلدسته را با مونومان های دیگر، یکی دانست؛ ولی همین گنبد و گلدسته است که با یک نگاه ، معانی الله، نماز و عبادت را در ذهن تداعی می کند. کارشناسان برای گنبد و گلدسته که یکی از اصلی ترین رمز پردازی ها در مساجد است، رموز و دلایل خاصی را مطرح کرده اند؛ بعضی می گویند که گنبد مانند سر انسان است ودو گلدسته، مانند دو دست که به حالت التجا و التماس و خواهش در کنار سر، رو بهآسمان و رو به ذات اقدس الهی بلند شده است؛ مانند کسی که دست هایش را در جلوی سر وصورت، حتی از سر بالاتر هم برده است و دعا می کند گرچه این تشبیه جالبی است، اما فلسفه ی اصلی گنبد و گلدسته، فراتر از این است و علاوه بر این، اهل تسنن که یک گلدسته در مساجد می سازند ، مطلب فوق را تا حدی بی اعتبار می کند . بعضی از صاحب نظران، گلدسته ها را عامل ایستایی و ایستادگی در کنار ایوان های بلند، برای حفظ ایوان ها می دانند تا از در رفتگی ایوان ها جلوگیری شود. گرچه وجود گلدسته ها تا حدودی برای حفظ ایوان ها بی تأثیر نیست، ولی دلیل اصلی اجرای گلدسته، آنهم دو تا نمی باشد؛ زیرا ما ایوان های رفیع و بسیار بلندی را می بینیم که بدون داشتن گلدسته در کنارشان، صدها سال بدون هیچ عیبی دوام آورده و حتی تعداد زیادی زلزله را هم پشت سر گذاشته اند؛ مانند ایوان بلند شبستان اصلی مسجد امام کرمان، ایوان های بلند حضرت ثامن الحجج(علیه السلام) در مشهد در واقع، معمار خوش ذوق و متبحر ایرانی، با گذاشتن پایه هایی قطور، آن هم به طور مخفی، در کنار ایوان های بلند نیاز خود را در مواقع غیر ضروری، آن هم به صورت ارزان تر، حل نموده است. پس این مطلب هم نمی تواند دلیل اصلی اجرای گلدسته ها باشد. عده ای دیگر گنبد و گلدسته را شاخص هایی بلند برای دید، شکوه سازی و راهنمایی از دور دانسته اند؛ ولی آن چه در بحث گنبد و گلدسته باید در نظر داشت، این است که طبق نظر پیش کسوتان معماری، ایده آل قضیه در عناصر معماری این است که هر عنصری درمعماری، باید هم عملکرد و هم زیبایی داشته باشد. مطالب فوق، گرچه لازم و تا حدی درست است، ولی کافی نیست و دلایل دیگری مکمل دلیل اخیر است و از طرفی، اگر تنها چنین باشد، فقط یک تک مناره هم می تواند مسئله دید و راهنمایی به طرف مسجد را حل کند و دیگر نیازی به ساخت گنبد و مناره ای دیگر نیست. بعضی دیگر، گنبد و گلدسته را برای قبله یابی می دانند در مکتب تشیع، خطر عمود منصف بر خط واصل دو گلدسته را ، تأمین کننده جهت قبله می دانند. در مکتب معماری اهل تسنن، خط گذرا از گنبد و گلدسته (تک گلدسته)، جهت قبله رامعلوم خواهد کرد. رمز پردازی فوق، درست است و در بسیاری از جاها، اجرا گردیده است؛ اما هنوز علت دوگلدسته بودن در مذهب تشیع و تک گلدسته بودن در مذهب تسنن ارائه شده است. صحت مطلب فوق را در چند مورد ذکر می کنم تا به دقت نظر معماران خوش ذوق ایرانی توجه شود. در حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها)، گرچه گلدسته های با شکوه و بلند کنار ایوان آیینه آن حضرت در صحن اتابکی ، به عنوان پرتناسب ترین و زیباترین گلدسته های دنیا، چشم هر بیننده ای را خیره می کند، ولی اینها گلدسته های اصلی نیستند که ترکیب فوق گنبد را تشکیل دهند؛ بلکه گلدسته های اصلی، همان دو گلدسته کوتاه تری هستند که در دو صحن عتیق (صحن کهنه) کنار ایوان طلا قرار دارند و با ترکیب گنبد، جهت قبله را تعیین میکنند. اتفاقاً معمار با سلیقه، کلاهک بالای این دو گلدسته را هم طلا کرده است تا همخوانی و با هم کارکردن این گلدسته ها را با گنبد نشان دهد. نمونه های دیگر، گنبد و گلدسته آقا امام حسین (علیه السلام) و آقا حضرت عباس(علیه السلام) در کربلا می باشند که معمار خوش ذوق صفوی، به گونه ای بسیار زیبا و ماهرانه، کج بودن قبله نسبتبه بین الحرمین را حل کرده است و با نماد گنبد و گلدسته ، جهت قبله را به خوبی به زائرین نمایانده است. اجرای کج حرمین ، دلیلی جز این مطلب نداشته است. والا برای او بسیار راحت تر و زیبنده تر بود که گلدسته ها را در جهت بین الحرمین در طرف دو حرم قرار دهد. همان گونه که گفته شد، گنبد و گلدسته، شاخص و مونومان و از رموز مساجد می باشند. گنبد مونومانی از هدف، یعین خداست و گلدسته ها، مونومانی از دو یار واقعی خدا، دوآفریده کامل حق، یعنی محمد و علی می باشند. در روایت داریم که پیامبر گرامی اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: یا علی! کسی خدا را نشناخت؛ جز من و تو. کسی تو را نشناخت؛ جز خدا و من و کسی مرا نشناخت؛ جز خدا و تو . حال گنبد و گلدسته ، یعنی خدا و محمد و علی کنارهم قرار گرفته اند. همان گونه که محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی (علیه السلام) در کنار خدا معنا می یابند، گلدسته هم در کنارگنبد معنای گلدسته و دسته گل می گیرد. بدون گنبد، مناری بیش نیست؛ حتی اگر دو عدد باشد. در مذهب تسنن که حساسیت بر روی مولای متقیان علی (علیه السلام) دارند تک گلدسته میگذارند؛ یعنی فقط گنبد و یک گلدسته (الله و محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)). هر چه از مناطق شیعه نشین به سمت مناطق سنی نشین می رویم، می بینیم که از تعداد مساجد دو گلدسته کاسته و بر تعداد مساجد تک گلدسته ای افزوده می شود. به همین خاطراست که تأکید می شود که علاوه بر رعایت و حفظ معانی قبلی گنبد و گلدسته، به ویژه جهت قبله، حتماً و به طور مؤکد ، مسئله ی دو گلدسته ای بودن رعایت گردد تا حتی ازفاصله های بسیار دور هم نوع مذهب دیگری به وسیله این عناصر معماری تداعی نگردد.این سه عنصر را حرکتی نمادین برای بیان این مهم می دانند. به این لحاظ، در مکتب تشیع، اگر تمکن مالی وجود ندارد، باید فقط گنبد ساخته شود؛ چون گنبد بدون گلدسته،باز معنای خود را دارد که معنای آن ازلی بودن خداوند است؛ ولی گلدسته بدون گنبد،معنایی ندارد؛ یعنی محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی(علیه السلام)، در کنار خداوند و با او هستند که معنا میگیرند و تمام ارزش محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ون علی(علیه السلام) و مکتب و مذهبشان، اتصال کامل به حق تعالیاست و اگر تمکن مالی وجود دارد، حتماً دو گلدسته ساخته شود. متأسفانه در عصر ما هستند معمارانی که بدون هیچ اطلاعی از رمز پردازی های مسجد، درتعداد گلدسته ها و جهت آنها، اشتباه می کنند و هستند کسانی که هنوز نمی دانند که محراب در معماری ایرانی، نمادی از غار حراست و خیلی چیزهای دیگر را نمی دانند؛ ولی دست به طراحی ظریف ترین و پرمغزترین فضای معماری می زنند. چرا باید در قم که مرکز مذهب تشیع است، مساجد تک گلدسته ای ساخته شوند؟ چرا باید در این شهر مساجدی بزرگ احداث گردند که حتی جهت قبله در آنها و در عناصر آنها رعایت نگردیده است و یا تک گلدسته ای هستند؟ چرا باید در مهد مشتاقان علی(علیه السلام) گلدسته های مسجد امام حسن عسگری(علیه السلام) با سبک معماری اهل تسنن مجوز ساخت بگیرند و در حال اجرا باشد؟ چرا بایدبعضی از مراکز حساس ایران با چهار گلدسته در اطراف، اجرا گردد؟ مگر معماران یادشان رفته که چهار و شش مناره، تداعی کننده فرهنگ بیزانسی است که اول بار سیناس پاشا،معمار یونانی الاصل مسیحی برای ساخت مساجد عثمانی ها به کار گرفت. به طور کلی،اعراب و ترک ها از هنرهای تجسمی، نقاشی و معماری، بهره زیادی نداشتند. با چنین زمنیه ای، معماری هنری بود که یونانی ها، سوری ها، قبطی ها و ایرانیان متخصص آن بودند. و به این ترتیب ، هنگامی که امیری مقتدر می خواست بنایی ایجاد کند و حاضربه پرداخت مبلغ زیادی هم بود، طبیعتاً افرادی را فرا می خواند که برجسته ترین معماران زمان آن بودند.شهرت معماران و هنرمندان یونانی، ایرانی، سوری و قبطی ، درمصر به حدی زیاد بود که مسلماً فرمانروایان ترک یا عرب، به معماران خود بسنده نمی کردند و از معماران دیگر نیز بهره می گرفتند. این گزینش، هنوز ادامه هم دارد و از راه مسابقات بین المللی یا مراجعه مستقیم امرای عرب به معماران غربی انجام میگیرد. با وجود معماری یونانی چون سینان پاشا، تحولی بزرگ در بناهای عثمانی در قسطنطنیه و ادرنه به وجود آورد، شبستان ها شکل مربع به خود گرفتند و گنبدها بزرگتر و بلندتر شدند. و چهار یا شش مناره نیز در اطراف بنا به وجود آمد و بناها ابتدا هشت ضعلی و سپس به دایره تبدیل شدند. سینان از معماران بزرگ دوره عثمانی است که یونانی الاصل و مسیحی بود و در سپاه عثمانی خدمت می کرد. سه مسجد شاهزاده و سلیمانیه شهر ادرنه، دو نیم گنبد شمالی و جنوبی را حذف و به جای آن، چهار گنبداضافه کرد؛ سینان در این مسجد، چهارمناره را در چهار گوشه ی شبستان جای داد. شاید ذهن و طبع حق ستیز و بهانه جوی بعضی از معماران غیر متعهد و ناآگاه بگوید که چرا معماران ایرانی در مرقد مطهر کاظمین، چهار گنبد ایجاد کرده اند و بعضی هم درجواب به طور ناآگاهانه بگویند که چون در آن مکان مقدس، دو امام، یعنی حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) و حضرت امام محمد تقی (علیه السلام) به خاک سپرده شده اند؛ چهار گلدسته گذاشته اند. در جواب باید گفت که به هیچ وجه، چنین نیست؛ مگر در سامرا، دو امام بزرگوارنداریم؛ پس چرا آن جا دو گلدسته است و چهار گلدسته نیست. دلیل این است که در کاظمین دو گنبد داریم و چهار گلدسته، یعنی هر گنبد با دو گلدسته آن هم در جهت قبله کار میکند و در سامرا، فقط یک گنبد داریم؛ پس دو گلدسته نیاز بوده است که همان اجراگردیده است. به طور کلی، درست است که گنبد اولاً علامتی برای مسجد (نقش مونومانی و معنایی وشکوه سازی) دارد و ثانیاً برای نورگیری کافی مسجد مفید است و ثالثاً، پوششی استاتیکی، مقاوم و مناسب برای دهانه بزرگ است و رابعاً فضایی کافی برای هوای مناسب ایجاد می کند تا هنگام ازدحام، مشکلی پیش نیاید و از طرفی گلدسته، اولاً نقش مونومانی و معنایی و شکوه سازی و جهت یابی قبله و مأذنه دارد، ولی نباید به گنبد وگلدسته، صرفاً به عنوان عناصر تأسیساتی و یا سازه ای نظر نمود؛ بلکه باید حق گنبد و گلدسته را در معماری اسلامی – ایرانی شناخت و از رمز پردازی های مسجد و دیگرمسائل کاربردی آن آگاه بود و آن گاه دست به طراحی مساجد زد. برگرفته از سایت امام هادی (علیه السلام) شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج3، ص 494 همان. محقق حلی، شرایع الاسلام، ج1، ص 117 همان، ص 118 وسایل الشیعه، ج3، ص 505 |
|||
|
|
۲۰:۴۵, ۱۸/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
فوق اعاده زیبا و عالی بود . خیلی چیز ها ازش یاد گرفتم و حتما تو پایان نامه ام ک طراحی فضای مذهبی و مسجد مانند یادمان بقیع در یزد هست دخیل میکنم این مطالبو و فهمیدم ک هنوز باید بیشتر مطالعات کارمو جدی بگیرم . ممنون
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
۰:۲۷, ۱۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
ممنون خوب بود اما خیلی طولانی بود!!!ندکی خلاصه!ادم حوصلش نمیاد بخونه !
|
|||
|
|
۰:۵۸, ۱۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام
خیلی ممنون بله بهتر بود تیتر بندی رنگی می کردید ، عکس می گذاشتید ، مسائل مهم رو نقل قول می گذاشتید. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









