|
مبادا پوستین حق بر باطل پوشانده باشم؛
|
|
۱۵:۰۶, ۲۰/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بنام الله
غرض از گفتن حرفا اینست که زندگی در این جامعه اینگونه شده یعنی تشخیص حق و باطل بسیار دشوار شدهسلام خداوند در آيه 17 سورة رعد مي فرمايد: «اَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَل السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وِ مِمّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النّارِ اتْبِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللهُ الْحَقَّ وَ الباطِلَ فَاَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمّا ما يَنْفَعُ النّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْاَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللهُ الْاَمثالَ ـ خداوند از آسمان آبي فرستاد و از هر دره و رودخانهاي به اندازة آنها سيلابي جاري ساخت. سپس سيل بر روي خود كفي حمل كرد و از آنچه (در كورهها) براي به دست آوردن زينت آلات يا وسايل زندگي آتش روي آن روشن ميكنند نيز كفهايي مانند آن به وجود ميآيد. خداوند حق و باطل را چنين مثل ميزند. اما كفها به بيرون پرتاب ميشوند ولي آنچه به مردم سود ميرساند در زمين ميماند. خداوند اين چنين مثال ميزند.» تلازم حق و باطل در زندگی بشر (رعد آیه ۱۷) زمانی مسئله تشخیص حق از باطل را دشوار می سازد که بدانیم اصولا باطل همانند بسیاری از انگل ها به حقیقت می چسبد. به این معنا که باطل از خود حیات و بقایی ندارد و این حیات و زندگی را از پیوستگی و آمیختگی با حق به دست می آورد. از سویی باطل خود را به چهره حق نشان می دهد و هرگز در چهره باطل خودنمایی نمی کند؛ زیرا اگر به شکل واقعی خود نمایان شود جز پوچی نیست و کسی به سویش گرایش نمی یابد. از این رو باطل همواره در چهره حق خود را نشان می دهد و امکان تشخیص ساده و آسان حق از باطل را از مردم می گیرد. باطل از آن جایی که باطل است می کوشد تا با دروغ های بزرگ تر به گونه ای خود را نشان دهد که آدمی گمان برد که اصولا حق همین باطل است؛ زیرا در جلوه گری و آراستن خویش خیلی ماهرتر و فریبنده تر عمل می کند. این گونه است که باطل حق نما، همواره برجسته تر به چشم می آید و زودتر دیده می شود و آسان تر به دست می آید و راحت تر با طبیعت آدمی هماهنگ می شود؛ زیرا باطل حق نما، با طبیعت آدمی در دنیا سازگارتر و با هواهای نفسانی، مرتبط تر و هماهنگ تر است. وجود باطل نماها عرصه را برحق تنگ کرده است هرچه کشیده ایم از دست خودی های روزگار وباطل های حق نما ضربات هولناکی به ریشه ی دین وباور و اعتقاد و فرهنگ ما خورده است با دست خودی های زمانه با باطل های حق نما است. اگر سوار بر ماشین زمانه شده و به صدر اسلام سفر کنیم و یا پیرامون ماجرای سقیفه،بیعت از امیر مومنان علی (علیه السلام)،صلح قهرمانانه ی کریم اهل بیت(علیه السلام)،و وقایع و فجایع قیام خونین کربلا و ماجرای اسف بار،غم آلود اما به تعبیر عقیله ی بنی هاشم حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)((سراسر زیبایی))بنگریم باز هم ردپای خودی ها را مشاهده خواهیم کرد،بله آثار جرم خودی ها از سقیفه و ماقبل آن شروع شده و نه تنها با فتنه های ناکثین،مارقین،قاسطین،و خروج خودی های پست فطرت،همچون طلحه و زبیرها به پایان نرسیده بلکه در کربلا به اوج خود رسیده و تا به امروز نیز ادامه دارد.اوج ماجرا آنجاست که فردی که 16 حج پیاده را به جا آورده و پیامبر و آل او را درک کرده و در جنگ صفین از پا به رکابان فاتح خیبر-علی (علیه السلام)-بوده و به درجه ی جانبازی نائل آمده-شمر زلجوشن- نه تنها شرافت و مردانگی را زیر پا نهاده بلکه پا بر سینه امام غرق در خون گذاشته و دست خویش را به جنایتی بزرگ می آلاید. مرور ضربات هولناک خودی ها شاید برای ما کمی سخت باشد اما عبرت انگیز است.یکی از ویژگی های بارز این خودی ها نا آشنا این است که همیشه یک قدم جامانده و یا یک قدم پیشتر حرکت می کنند.آن ها حرکت های هم سو را نمی فهمند،همراهی را درک نمی کنند،خود را عالِم عالَم می دانند و درست وقتی که زمانْ،زمانِ گوش به فرمان بودن و گوش کردن است،زبان به نطق گشوده و از فاصله می فرمایند،حتی گاهی اوقات احساس می کنند که بیشتر می فهمند،ولی صد افسوس که جامانده اند و یا آنقدر پیش رفته اند،که دیگر امیدی به رسیدن یا با زگشتتشان نیست،آن جاست که زبان به توجیه گشوده و هزاران صغری و کبری را کنار یکدیگر قرار می دهنداما افسوس و بازهم افسوس که دیر شده است. تاریخ تکرار مکررات است و یا به عبارت دیگر می توان آن را به یک بازی تکراری تشبیه کردکه در گذر زمان ،قوانین و افراد تغییر می کنند اما به شکل،اصل و ساختار بازی لطمه ای وارد نمی شود. ،از بازی تکرار زمانه غافل نشویم،کمی از گذشته فاصله بگیریم،و به عصر ظاهراً پیشرفت، دموکراسی،عدالت،آزادی خواهی و تمدن نظاره کنیم و ببینیم که این خودی ها،خود را ترجیح می دهند یا حق را؟آیا گذر زمان بر آنها تاثیر نهاده است یا نه؟آیا دچار تغییر شده اند و یا در مسیر روزگار فقط تغییرات ظاهری بر آن ها عارض شده است؟ مرحوم شهید مطهری می فرمود((که هیچ خطری به جز از داخل انقلاب و کشورمان را تهدید نمی کند))امروز هم از این اشخاص کم نداریم،از یک طرف هم حیران مانده ایم،آنانی که در روز واقعه دیروز گریختند مدعی معرکه های امروزند و آنهایی که دیروز را ساختند،امروز محکوم به فنا شده اند،پس حواسمان جمع باشد که میزان حال فعلی افراد است،غرور وتکبر وجود ما را نگیرد. رفتن به جبهه،جانبازی،مدارج عالی تحصیلی و نظامی و...بر کبر ما نیفزاید،نباید از هوا و هوس و نفس اماره غافل شد،دشمن قسم خورده -ابلیس- را نباید فراموش کرد،عبادت چندین و چند ساله فریبمان ندهد،از طرفی باید عزم را جزم کرد،باید بر یزید های زمانه چیره شد، باطل های حق نما را شناخت حسین زمان را تنها نگذاشت و منتظِر موعود منتظَر بود مرز حق و باطل چه باریک است مبادا پوستین حق بر باطل پوشانده باشم؛ و به این امید واهی که در خیل حقمدارانم ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







