کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هفته نامه ی عقیق و بیداری اندیشه
۲۲:۱۸, ۲۴/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/دی/۹۳ ۰:۱۲ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
آواتار




[تصویر: Besmellah4.gif]





[تصویر: Logo_bidari_andishe_S.jpg][تصویر: Logo_Aghigh1.jpg]



همانطور که مستحضرید یکی از اهداف تالار گفت و گو بیداری اندیشه تولید محتواست.
اما مسئله ی دیگر انتشار هرچه بهتر این محتوا و به این صورت اطلاع رسانی و آگاهی بیشتر هست.
راه های فراوانی را می توان برای رسیدن به چنین هدفی برگزید. از تولید مقالات از محتوی تولید شده، تبدیل این محتوا به صورت تصویری، مولتی مدیا، اینفوگرافی ها و ... .

با همکاری هفته ی نامه ی عقیق که در استان گیلان منتشر می شود؛ از مطالب محتویی تالار بیداری اندیشه استفاده نمودیم تا شاید قدمی هرچند ناچیز در بهتر انتشار دادن مطالب فرهنگی برداشته باشیم.
امیدوارم چنین همکاری هایی به شکل های گوناگون دیگری استمرار داشته باشد.



[تصویر: 24800308222178109165.jpg]



لزوم داشتن سبکی برای زندگی

قسمت اول


یکی از مباحثی که امروزه در محافل دانشگاهی و حوزوی کشور مطرح شده مسئله سبک زندگی است. رهبر معظم انقلاب اسلامی سبک زندگی را بخش اساسی و حقیقی پیشرفت و تمدن سازی نوین اسلامی خواندند و با دعوت از صاحبان فکر و اندیشه برای پرداختن به این مفهوم مهم، آسیب شناسی وضع موجود، سبک زندگی در ایران و چاره جویی در این زمینه تاکید کردند.
سبک زندگی آمیزه و معجونی است از فرهنگ و تمدن و به تعبیری می توان گفت مهمترین محصول فرهنگ و تمدن سبک زندگی است. اگر جامعه را به کارخانه ای تشبیه کنیم، فرهنگ بُعد مهندسی فکری و طراحی و نقشه کشی آن را شامل میشود و تمدن بُعد فیزیکی، ساختمان و امکانات آن را در بر میگیرد و محصول این دو، پدیده ای است به نام سبک زندگی. به بیان دیگر خروجی این نرم افزار و سخت افزار مسیری می سازد برای سلوک انسانی.
ما اگر از منظر معنویت نگاه کنیم که هدف انسان رستگاری و فلاح است باید به سبک زندگی اهمیت دهیم. اگر به معنویت و رستگاری معنوی هم اعتقادی نداشته باشیم، باز پرداختن به سبک زندگی مهم است. وقتی به ظاهر ماجرا نگاه می کنیم هزاران کالا از غرب صادر میشود. محصولاتی در حوزه فرهنگ و تکنولوژی، ارتباطات و اطلاعات، دانش و هنر و آموزش، تغذیه، پوشش و آرایش، کامپیوتر و فضای مجازی و ... اما سوال این است که مهمترین محصولی که غرب در پی ترویج ان است چیست؟
با عبور از ظواهر قدرت و قدری تامل در عمق ماجرا میتوان گفت محصول استراتژی تمدن غرب که سعی در فراگیری آن میشود سبک زندگی یا Life Style است. به نحوی که وقتی سخن از Life Style به میان میآید نخستین مفهوم ملازم آن American Life Style است و این خود گویای اپیدمی سازی فرهنگ زندگی آمریکاییست.
تعابیری همچون جهانی سازی، غربی سازی، دهکده جهانی و اصطلاحات مشابه آنها در واقع بیان دیگری از صدرو سبک زندگی مشترک با غرب یا همان American Life Style میباشد. اصطلاح سبک زندگی به مجموعه فرهنگ و تمدن یک جامعه بر میگردد و لزوماً به شیوه ای که یک فرد به صورت تصادفی به آن دست می یابد اطلاق نمیشود. از زاویه دیگر اینطور می توان گفت که اگر فردی تصور می کند برای خودش شیوه ای را که دوست دارد انتخاب کرده، در واقع باز هم تحت تاثیر یک یا چندین سبک زندگی قرار گرفته است.
برای ورود به این موضوع ابتدا باید به یک سوال اساسی پاسخ دهیم و آن اینکه آیا لزوماً برای زندگی باید شیوه و سبک خاصی داشته باشیم؟ آیا نمی توان بدون داشتن این سبک و قانون هم به اهداف عالیه خود برسیم؟
بدون پاسخگویی به این سوال صحبت کردن از تبیین سبک زندگی راه به جایی نخواهد برد. با توجه به این پرسش، سوالات بسیاری هم به ذهن متواتر میشود. از جمله اینکه: مگر انسان موجود آزادی نیست که هرگونه که بخواهد عمل می کند، چه لزومی دارد که برای زندگی اش از قوانین خاصی تبعیت کند؟ توجه داشته باشیم زمانی که از سبک زندگی صحبت می کنیم به یک معنا خارجی ترین لایه رفتارمان را مدنظر قرار داده ایم. آیا این خارجحی ترین لایه رفتارمان می تواند بدون سبک و قانونی باشید؟!
اول باید بپذیریم که به سبک زندگی برای سعادتمان نیاز داریم و سپس به بیان چگونگی آن بپردازیم.
ابتدا باید بین این دو واژه تفاوت قایل شویم:
مختار بودن و واژه های مقابل آن یعنی رها بودن و مستقل بودن. ای دو کاملاً از هم جدا هستند و این اختیار در ذات ما نهاده شده است. زمانی که میگوییم در ذات ما یعنی ما تکویناً مختار هستیم و یا به عبارت دیگر ما مجبوریم که مختار باشیم ولی این اختیار به معنای رها بودن و وجود استقلالی داشتن نیست.
تنها وجود از آن ذات اقدس ا... تعالی است و دیگر هیچ. موجود دیگری وجودی مستقل و جدا ندارد. همه ما در این سلسله و زنجیر فیوضات الهی قرار داریم و همه موجودات به هم پیوسته هستند و هر امر در امر دیگر این جهان هستی تاثیرگذار است. پس روشن شد که اولاً ما اختیار داریم و این اختیار هم ذاتی ماست. ثانیاً در عین اینکه مختار هستیم موجود رها و مستقلی نیستیم.
در این مجال به طرح موضوعی بنیادی و سوالات و ابهاماتی که در این مورد وجود دارد پرداختیم و به ذکر چند کلید واژه برای پاسخ به این مسئله حیاتی بشر بسنده کردیم. امیدوارم این مطلب توانسته باشد جزقه ای را در ذهن شما ایجاد نماید و به این سوال اساسی کمی بیاندیشید. در ادامه این مبحث خواهیم دید که چرا مسئوله ای تحت عنوان سبک زندگی اینقدر مهم و حیاتی است و چرا مقام معظم رهبری رویا این مسئله تاکید بسیار دارند.

تاپیک منبع



(۷/خرداد/۹۳ ۱۶:۵۸)مجید املشی نوشته است:  
هرکدام از عزیزان اگر تاپیک با محتوی فرهنگی خاصی رو مدنظر دارن و مناسب میدونن برای انتشار در هفته نامه ی عقیق به خصوص مطالبی که محتواش در تالار تهیه شده و یا خودشون مطلب رو نوشتن لطفا لینک تاپیک رو در همین تاپیک قرار بدن یا بهم پیام خصوصی کنن. ممنونم

(۷/خرداد/۹۳ ۱۶:۵۸)مجید املشی نوشته است:  




ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، m.hossein ، السا ، مجید املشی ، شیدا ، أین المنتظر ، هادی... ، Agha sayyed ، رضوانه ، رهگذر. ، amirhq21 ، soshiant ، Justice Bringer ، ترنم ، Havbb 110 ، بیداری اندیشه ، MohammadSadra ، Tolou ، ANTI satan ، سید ابراهیم ، captaincharisma ، Night_World ، N.Mahdavian ، مصباح ، MAHDI59 ، aboutorab ، عبدالرحیم ، fatemeh-55 ، AMINI ، Mohammad Trust ، MESSENGER ، help me ، mohamad ، قلب ، حضرت عشق ، فاطمه خانم
۱۹:۲۶, ۲۵/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۳ ۲۳:۳۹ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #2
آواتار



لزوم داشتن سبکی برای زندگی


قسمت دوم


با توجه به اهمیت مبحث سبک زندگی، در هفته گذشته سعی شد تا به طرح موضوعی بنیادی بپردازیم که همانا چرایی و لزوم داشتن سبکی برای زندگی بود و به ذکر چند کلیدواژه برای پاسخ به این مسئله حیاتی بشر بسنده کردیم. گفتیم که آیاد ما برای زیستن نیازی به برنامه ای مشخصی داریم یا نه؟ تا با پاسخ به این سوال به تبیین سبک زندگی بپردازیم؛ چرا که اول باید بپذیریم که سبک زندگی برای سعادتمان نیاز داریم و سپس به بیان چگونگی آن بپردازیم. گفتیم که باید بین دو واژه مختار بودن و واژه مقابل آن یعنی رها بودن و مستقل بودن تفاوت قائل شویم. بله ما مختار هستیم و این اختیار در ذات ما نهاده شده است. زمانی که می گوییم در ذات ما، یعنی ما تکویناً مختار هستیم، و یا به عبارت دیگر ما مجبوریم که مختار باشیم. ولی این اختیار به معنای رها بودن و وجود استقلالی داشتن نیست. تنها وجود از آن ذات اقدس ا... تعالی است و دیگر هیچ. هیچ موجود دیگری وجودی مستقل و جدا ندارد. همه ما در این سلسله و زنجیر فیوضات الهی قرار داریم و همه موجودات به هم پیوسته هستند و هر امری در امر دیگر این جهان هستی تاثیرگذار است. پس روشن شد که اولاً ما اختیار داریم و این اختیار هم ذاتی ما است، ثانیاً در عین اینکه مختار هستیم موجود رها و مستقلی نیستیم. حال با توجه به این نکته که خالق همیشه بر مخلوق و نیازهای او احاطه کامل دارد لذا جامع ترین برنامه را در اختیار مخلوقش قرار می دهد. اگر بخواهیم از بین سبکهای متفاوت زیستن، سبکی را برگزینیم همانا آن سبک زندگی الهیست. چرا که از منبع بی عیب و نقص و بی انتهایی نشأت گرفته است. در ادامه این مبحث آنچه حایز اهمیت است بیان چشم انداز یا قله مسیرمان است. اینکه بایدابتدا یک چشم اندازی باشد تا برای رسیدن به آن چشم انداز گام برداریم. حال باید روی این بحث کنیم که آن چشم انداز بر طبق دین مبین اسلام چیست؟ ما میخواهیم به چه هدفی برسیم؟ هدف اسلام از انسان سازی چیست و انسان از نظر اسلام باید به کجا برسد؟ زمانی که چشم انداز و قله مشخص شد مسلماً بعد از آن راه رسیدن به قله هم مشخص می شود تا بتوانیم از آن به عنوان قطب نمایی در طول راهنمان استفاده کنیم. اگر نوع نگاهمان یک نگاه و جهانبینی مادی باشد مسیر زندگی را بر اساس تفکر مادی تفسیر می کنیم. اما اگر نگاه دینی و الهی داشته باشیم مسیر زندگی و اهداف آن هم به تبع آن تغییر می کند. باید توجه داشت که تا افق و چشم انداز سبکی را که میخواهیم انتخاب کنیم مشخصی نباشد بحث در مورد چگونه زیستن هم به جای درستی ختم نمی شود. وقتی از منظر اسلامی نگاه کنیم مفهومی به عنوان رستگاری مطرح می شود و خداوند که منبع رحمت است. این بهره مندی از رحمت الهی نتیجه عبودیت و رسیدن به مرتبه کمال انسانی است لذا باید به سمت نزدیک شدن به صفات خداوند حرکت نماییم یعنی مظهر صفات الهی باشیم. مفهوم «قربتا الی ا...» در همین راستا قابل درک می باشد. به عبارت دیگر کارهایی را انجام دهیم که انسان را به خداوند نزدیک و شبیه می کند. یعنی کمک گرفتن از او برای نزدیک شدن به او. خداوند خلقت بشر را به نیکوترین شکل انجام داده است. به او اختیار عطا فرموده و زمین و آسمان را برای او آفریده و در اختیار او گذاشته است. انسان را به راه راست که بندگی خودِ اوست هدایت می کند و انسان باید با همه این آزادی تنها در راه بندگی خداوند سبحان بکوشد. بنابراین باید در سبک زندگی مورد نظرمان به سمت عبادت وقرب الهی پیش برویم و این عبادت صثرفاً تنها آنچه ما از مفهوم عبادت در ذهن داریم به معنای راز و نیاز و ... نیست. وقتی سعی می کنیم مانند کسی شویم در واقع در حال عبادت اوییم، لذا نوع زیستمان باید همسو با این نگرش باشد. در واقع ما در حال مشخص کردن قطب نمای خود هستیم تا به آن سمت حرکت کنیم. این که چه اندازه در راه رسیدن به قرب الهی موفق باشیم در گرو همین شناخت ما از راه است. اینجاست که ضرورت بحثی مثل سبک زندگی نمود پیدا می کند. تلاش ما باید برای عبد شدن و حرکت در مسیر الهی و قرب الهی باشد و برای عبد شدن باید در زیستنمان هم این عبد شدن را مدنظر بگیریم. به عبارت دیگر سبک زندگی ما و رفتارهای ما ابزاری برای رسیدن به مقام عبد شدن است. رشد واقعی انسان ها در پناه عبد شدن بدست می آید. انسانی که از روح خوداوند در اون دمیده شده و شایسته مقام خلیفه الهی و سجود فرشتگان است، تنها در سایه عبد شدن است که می تواند به رشد واقعی برسد. هر انسان به نوبه خود تاثیر و تاثراتی دارد که بسته به وُسع و گستره وجودی هر فرد فرق می کند. انسان هر قدر در عالم هستی از سعه ی وجودی بیشتری برخوردار باشد می تواند در عالم موثرتر باشد. آنچنان که انبیاء و اولیاء خاص الهی که عالمی را با عظمت خود دستخوش تغییرات اساسی کردند. بنابراین هرکس بسته به تلاشی که در جهت اصلاح خود و تزکیه نفس کرده و مقاماتی که در این راه نایل شده میتواند موثر در عالم و در انسان های دیگر باشد. با توجه به ارتباط تنگاتنگ مبحث سبک زندگی و فرهنگ و نامگذاری امسال به نام سال «اقتصاد و فرهنگ با عرم ملی و مدیریت جهادی» اهمیت موضوع سبک زندگی و تبیین آن پیش از بیش نمایان می گردد. بنابراین امید است تا هر چه بیشتر در راه رسیدن به یک سبک زندگی الهی گام برداریم. ان شاا...
در هفته آینده سبک زندگی و ارتباط آن با رسانه را بررسی می کنیم و به اهمیت رسانه ها در ساختن الگوهای فرهنگی می پردازیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، Ali#59 ، ballista ، m.hossein ، مجید املشی ، رضوانه ، amirhq21 ، Justice Bringer ، ترنم ، Havbb 110 ، بیداری اندیشه ، MohammadSadra ، أین المنتظر ، Tolou ، ANTI satan ، سید ابراهیم ، N.Mahdavian ، مصباح ، MAHDI59 ، aboutorab ، عبدالرحیم ، fatemeh-55 ، السا ، Mohammad Trust ، MESSENGER ، حضرت عشق
۲۲:۵۲, ۲۵/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
بسیار هم عالی!
الان فهمیدم چرا اکثر کاربرای تالار شمالی هستن!
پس بگو!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: soshiant ، مجید املشی ، Justice Bringer ، ترنم ، شیدا ، بیداری اندیشه ، MohammadMeraj ، MohammadSadra ، أین المنتظر ، Tolou ، ANTI satan ، سید ابراهیم ، fatemeh-55 ، AMINI
۱۳:۵۵, ۲۶/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۱۴ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #4
آواتار



سبک زندگی محصول رسانه
قسمت اول


[تصویر: 86480717395784526671.jpg]
تصویر با کیفیت اصلی


در جهان معاصر، انسان ها بخش عمده اي از شناخت و معرفت خود از دنياي پيرامون را از طريق رسانه و به طور غير مستقيم به دست مي آورند. اين که ميگوييم غير مستقيم به اين دليل است که گاهي ما برخي اشياء اماکن، افراد و افکار را اصلاً نديده ايم و درک نکرده ايم ولي رسانه واسطه مي شود و به طرو غير مستقيم به ما شناختي از آن مي دهد.
يعني اين رسانه است که به انسان ها مي گويد چهچيز هست و چه چيز نيست آنچه هست چگونه است.
در اين مجال برآنيم تا به تاثيرات رسانه ها بر سبک زندگي و نظر انديشمندان در اين حوزه بپردازيم و ببينيم که چگونه هر کدام از ما در بسياري از امور شيوه زندگي را بدون اينکه بخواهيم از رسانه فراگرفته ايم!
شکي در اين نيست که بيشتر مردم معتقدند خود بايد آزادانه سبک زندگي خويش را انتخاب کنند و اين جز اختيارات و حقوق قانوني آنها است. اما آيا در دنياي امروز اين اتفاق مي افتد؟!
دست اندرکاران رسانه ها اغلب مي گويند که اين خود مردم هستند که سبک زندگي خود را بر مي گزينند. آنان مي گويند که به طور مرتب از مخاطبان خود نظرسنجي مي کنند و براي نظر و عقيده ايشان احترام قائل مي شوند و به آنها اطمينان مي دهند که برنامه هايشان بر اساس نظر مخاطبان توليد مي شود. اما در همين زمينه سوالات اساسي وجود دارد و همه چيز به سادگي انجام نمي شود. رسانه تا حدود زيادي در شکل گيري نظام فکري و معرفي افراد موثر است و در نهايت اين نظام فکري است که پايه هاي سبک زندگي را مشخص مي کند و در نتيجه موضوع سبک زندگي نيز خواه ناخواه با آنها پيوند تنگاتنگ پيدا کرده است. تا بدانجا که بسياري از انديشمندان عصر ما،وسايل ارتباط جمعي را حتي محور شکل دهي به انديشه مي دانند.
از سوي ديگر رسانه ها و خصوصاً رسانه هاي ديداري – شنيداري مدام در حال آموزش سبک زندگي هستند؛ اينکه مردم چگونه اوغات فراغتشان را سپري کنند، چيدمان منزلشان چگونه است، قرارهاي گفت و گو را در کافي شاپ ميگذارند يا مسجد، سفرهايشان مجردي است يا خانواده محوريت دارد و ...
بنابراين ميتوان گفت سبک زندگي رابطه مستقيمي با نظام فکري ما دارد. اگر کسي موفق به تغيير نظام فکري ما شد، درواقع توانسته سبک زندگي ما را تحت کنترل خود بگيرد. اين نکته بسيار حائز اهميت مي باشد. رسانه با ساز و کار و تاثيرگذاري قدرتمند و وصف ناپذير توانسته است با ابزاري براي رسيدن به چنين مقصودي تبديل شود.
براي تبيين اهميت مبحث سبک زندگي بد نيست اشاره اي به صحبت هاي «ساموئل هانتينگتون» استراتژيست مشهور امريکايي داشته باشيم. «ساموئل هانتينگتون» در کتاب چالش هاي هويت در آمريکا موفقيت نظام سياسي امريکا را در هويت سازي عليرغم حضور افراد متعدد خارجي با رسوم، اعتقادات و فرهنگ هاي متفاوت و بعضاً متضاد با تمامي جهان خاکي و در يک کلمه آمريکاي کردن (Americanization) آنها ميداند. به اين معنا که: ما با دين شما، مذهب شما، رنگ پوست و موي شما کاري نداريم، فقط امريکايي زندگي کنيد.
هانتينگتون معتقد است که تداوم جامعه امريکا در پرتو فرايند امريکايي کردن ممکن مي شود. به نظريات زير توجه کنيد:
نخست نظريه دروازه باني خبر در رسانه (Gatekeeper)، اين نظريه مي گويد، "رسانه همه چيز را نمي گويد بلکه برخي مسائل را که با راهبردهاي او همخواني دارد پخش و منتشر مي کند.
نظريه دوم، نظريه برجسته سازي (Agenda setting) است. اين نظريه مي گويد: رسانه ها از ميان همه محتوي و اخباري که پخش مي کنند برخي مسائل را برجسته تر مي کنند در حاليکه ممکن استاين مسئله در واقعيت اينگونه نباشد.
و نظريه سوم، نظريه چارچوب سازي (Framing) است: اين نظريه مي گويد رسانه ها براي مخاطب يک چارچوب مفهومي مي سازند و همه مسائل را از آن چهارچوب مفهومي براي مخاطب تفسير مي کنند و مخاطب پس از مدتي با رسانه "هم تحليل" مي شود و از آن چارچوب فکري – معرفي به دنيا مي نگرد.
تا بدين جا به اهميت رسانه در تبيين سبک زندگي اشاره کرديم. در ادامه اين سخن در هفته آينده به تاکتيک هاي رسانه ها در چگونگي القاي سبک زندگي و همچنين ذکر مصاديق ملموس پيرامون آن مي پردازيم. با ما همراه باشيد.




سبک زندگی محصول رسانه
قسمت دوم


با توجه به اهمیت انکار ناپذیر تاثیر رسانه بر سبک زندگی در هفته گذشته مطالبی رو در این ارتباط خدمت اون ارائه کردیم. در قسمت اول دریافتیم که در جهان معاصر، انسان ها بخش عمده ای از شناخت و معرفت خود از دنیای پیرامون را از طریق رسانه و به طور غیر مستقیم به دست می آورند. این که می گویم غیر مستقیم به این دلیل است که گاهی ما برخی اشیاء، اماکن، افراد و افکار را اصلاً ندیده ایم و درک نکرده ایم ولی رسانه واسطه می شود و به طور غیر مستقیم واسطه می شود و به ما شناختی از آن می دهد. رسانه ها و خصوصاً رسانه های دیداری مدام در حال آموزش سبک زندگی هستند. اینکه مردم چگونه اوغات فراغت شان را سپری کنند، چیدمان منزلشان چگونه است، قرارهای گفت و گو را در کافی شاپ میگذارند یا مسجد، سفرهایشان مجردی است یا خانواده محوریت دارد و ... بنابراین می توان گفت سبک زندگی رابطه مستقیمی با نظام فکری ما دارد. اگر کسی موفق به تغییر نظام فکری ما شد، درواقع توانسته سبک زندگی ما را تحت کنترل خود بگیرد. در این مجال برآنیم تا به تاکتیک های در چگونگی القا سبک زندگی و همچنین ذکر مصادیق ملموس پیرامون آن بپردازیم.
طبق تعریف "مک لوهان" تلوزیون رسانه ای سرد است بدین معنا که تمام حواس شما را میگیرد و مجالی برای فکر کردن و تامل کردن برای شما باقی نمی گذارد و مثل یک ساندویچ آماده فقط می گوید: "بخور" . در حالی که کمتر به عناصر و مواد تشکیل دهنده این ساندویچ فکر می کنید و تنها به جذابیت ظاهری و مزه اش توجه دارید. تلوزیون به دلیل جذابیت های تصویری و قدرت داستان گویی بالا بر بُعد احساس انسان تاثیر بیشتری دارد تا بُعد عقلانی. در نتیجه تاثیر آن بر فرد بیشتر و به تدریج عمیق تر است تا جایی که استفاده زیاد از این رسانه جذاب، اعتیادآور است. این ابزار قدرتمند به طور همزمان هم حضور دارد، هم نفوذ دارد و هم ظهور. زیرا استفاده از این جعبه جادویی هیچگونه سواد رسانه ای نیاز ندارد و همین که آنرا روشن کنند انتقال پیام صورت می گیرد. تلوزیون موضوعات را برای شما ساده و ملموس تر و عینی تر می سازد در حالی که موضوعات داخل روزنامه ها و نشریات و سایت ها کمتر ملموس اند. بنابراین در حوزه سبک زندگی و ارائه الگو به دلیل جذابیت های زیاد، تلوزیون گوی سبقت را از دیگر رقبا ربوده است. در واقع می توان گفت که: دنیا دنیای تلوزیون شده است و نه دنیای رسانه ای!
بد نیست به سطر هشتم از پروتوکل یهود (1) که به عنوان مانیفستی (2) بنیادی پیش از صدسال پیش نگاشته شده و نقشه ای هدفمند را پایهریزی کرده است نگاهی بیندازیم:
«حیا و عفت و ناموس را توسط قهرمانان، آموزگاران و مجامع آموزشی و رسانه از مغزها بیرون بیاورید به طوریکه دیگر این مطالب در اجتماع مفهومی نداشته باشند.»
سوالی که باید از خود بپرسیم این است که تا چه میزان این امر محقق شده است. فکر می کنم در مورد بسیاری از کشورهای جهان این سوال نیازی به پاسخ نداشته باشد و بتوان به وضوح عملیاتی شدن این سند چشم انداز سردمداران یهودیت تحریف شده را به وضوح مشاهده نماییم.
با نگاهی بی طرفانه به نظر می رسد می توان به عینه شاخصه هایی از نفوذ و تاثیرات این نقشه شوم را در کشور خودمان هم ببینیم. تنها به عنوان یک مثال می توان به اصلی ترین مضمون و محتوای به کار رفته در سریال های ماهواره ای اشاره کرد که همانا از بین بردن حیاست. با نگاهی اجمالی به این سریال ها می بینیم که تماماً در حال تبلیغ روابط مثلثی و تایید روابط نامشروع و عدم پایبندی به خانواده و ... هستند که همه اینها ارتباط مستقیم با حیا دارند. اینجاست که باید گفت ریشه عقایدمان مورد حمله قرار گرفته است. این رسانه های به خوبی می دانند که برای از بین بردن ارزش های دینی و تمدن اسلامی باید به سراغ زنان جامعه رفت و با از بین بردن حیا این مسئله خیلی تدریجی در حال انجام است.
(1) سند است که توسط بزرگان یهود مبنی بر چگونگی سیطره بر دنیا در سال 1897 در شهر بال سوئیس نوشته شده و شامل 24 فصل است.
(2) مجموع قوانین تعیین شده برای رسیدن به هدفی مشخص

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، شیدا ، أین المنتظر ، مجید املشی ، محیصا ، Tolou ، ANTI satan ، ترنم ، Justice Bringer ، سید ابراهیم ، حسن عزتي ، N.Mahdavian ، مصباح ، MAHDI59 ، Havbb 110 ، aboutorab ، عبدالرحیم ، مرهم ، AMINI ، Mohammad Trust ، حضرت عشق
۲۲:۰۱, ۲۶/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اردیبهشت/۹۳ ۵:۲۵ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #5
آواتار



سبک زندگی محصول رسانه

قسمت سوم


امروز یکی از کارهایی که عموم رسانه ها و خصوصاً رسانه های غربی و البته رسانه ملی پیرامون ترویج سبک زندگی غربی انجام می دهند تولید نیاز کاذب است.
این امر بیشتر از طریق آگهی های بازرگانی صورت می گیرد، گاهی اینقدر در مورد یک کالا در جامعه از طریق رسانه تبلیغات می شود که آن کالا به یکی از نیازهای اساسی جامعه تبدیل می شود و برخی می گویند اصلا نمی توان بدون آن زندگی کرد!
مصرف گرایی یکی از شاخصه های سبک زندگی مدرن است که رسانه در ترویج آن تا به حال بسیار موفق عمل کرده است. غیر از رسانه های خارجی، رسانه های داخلی هم سهمی بسزا در این مورد ایفا کرده اند! کارشناسان معتقدند برخی افراد در جامعه تلاش می‌کنند تا با مصرف کردن به خشنودی و هم‌رنگی با دیگران برسند!
بت‌پرستی عمومی، ایده‌آل‌های مصرف‌کننده را جایگزین تجربیات فرهنگی، هنری، مذهبی و خانوادگی کرده است که در این هیاهو گم شده‌اند. صف‌های طولانی مشتریان برای خرید آخرین محصولات کمپانی‌های بزرگ، صرف هزینه‌های زیاد برای خرید مارک‌ها و برندهای مشهور، علاقه و گرایش به برنامه‌های مرتبط با دکوراسیون، مد، پوشاک و... مصرف و اشتیاق به کالاهای فرهنگی خاص و تلاش برای تعریف هویت خود بر اساس آن‌ها، تنها جلوه‌هایی از این مصرف گرایی هستند. رسانه ها از تاکتیک های زیادی برای رسیدن به مقصودشان استفاده می کنند که در این مجال تنها به سه مورد اصلی آن اشاره می نماییم:
عجله كنيد تا به واگن برسيد!:
در واقع مسابقه ای را میان مردم به اجرا در میاورند که که این حس به مخاطب القا شود که شما هم در این بازی شرکت دارید، پس بجنبید!
واگنی در حرکت است برسانید خود را که جا نمانید. به عبارت دیگر القا مي كنند كه همه با نظرات و مواضع آنان موافقند و يا آنچه را آنان مي گويند نظر همه است!
همه در حال خریدن فلان کالا هستن؛ شما چرا نمی خری؟! همه در فلان جا سرمایه گذاری می کنن؛ شما چرا نمی کنی؟! همه در حال برنده شدن هستن؛ چرا شما برنده نباشی؟! همه در حال ...
اصلا آیا تا به حال چنین مسئله را حس کرده اید؟!
فرار از هويت:
هويت كيستی و چيستي هر فرد است و هر فردي با هويتش معني پيدا مي كند، هويت ايراني داراي مولفه هاي اسلامي و تمدني است كه هر ايراني در هر كجاي جهان به آن افتخار مي كند.
اما رسانه هاي غرب براي جا انداختن مقابله با سبك زندگي اسلامي-ایرانی تلاش مي كنند كه با اين نوع از هويت مقابله كنند و به همين دليل به برجسته كردن زندگي افرادي كه از هويت اسلامي-ايرانی گريخته اند، مي پردازند.
نشان دادن و برجسته سازی افرادی که از فرهنگ و تمدن و هویت خود رضایت ندارن و یا به نوعی همه ی آمال خود را در رسیدن به سبک زندگی مدرن می بینن و ... نمونه هایی از کارکرد رسانه ها در این حوزه است.
انگاره سازی:
ارائه انگاره اي (تصويري) از شخصيت ها، مكان ها، اشيا و رويدادها به مخاطب انگاره سازي نام دارد.
در انگاره سازي با بازتاب واقعيت سر و كار داريم. واقعيت ها دست كاري و توأم با تفسير پنهان ارائه مي شوند.
انگاره سازي، تكنيك و كليد كارگشاي معناسازي در رسانه و توليدات آنها است.
در اين نظريه انديشمندان معتقدند كه اين فعاليت با برنامه ريزي ماهرانه اي صورت مي پذيرد. آنچه در اين فعاليت رسانه اي مهم نيست انعكاس واقعيت و رويداد است. در اينجا هدف و ماهيت كار، استفاده از دستمايه واقعيت يك رويداد براي ارائه تفسيري پنهان در لفافه آن است.
یک نکته ی بسیار کلیدی در بحث سبک زندگی می توان به آن اشاره کرد ضعفیست که رسانه ی ملی ما در بیان شیوه های ساده و عملیاتی سبک زندگی اسلامی-ایرانی به آن دچار است! این در حالیست که منابع گرانقدری از کتب و مقالات در این حوزه نگاشته شده.
وقتی آگاهی از تاثیرات بی حد و حصر رسانه در شکل دهی به سبک زندگی وجود دارد و کم و بیش در همین مبحث هم به ان اشاره شد؛ اما متاسفانه هنوز افراد صاحب نظر و کارشناسان حوزه ی رسانه، سبک زندگی دینی را به زبان امروز برگردان نکرده اند!
به عنوان مثال بخشی از سبک زندگی بطور مثال شیوه ی ذبح کردن است که به زبان امروزی برگردان شده و تقریبا قابل دسترسی است اما آن بخش های اخلاقی و بخش های که در حوزه رفتار از آن نام می بریم که سبک زندگی دینی در آنجا هم حرف برای گفتن دارد، این قسمت ها برای بسیاری از برنامه سازان ناشناخته است و طبیعتا برای جامعه هم همینطور.
بنابراین باید ابتدا بیاموزیم که چطور سبک زندگی دینی و اسلامی را در ابعاد و چارچوب های مختلف آن تبیین نماییم و سپس در فرم رسانه اشاعه و انتشار دهیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، ANTI satan ، ترنم ، Justice Bringer ، سید ابراهیم ، حسن عزتي ، N.Mahdavian ، مجید املشی ، مصباح ، MAHDI59 ، Havbb 110 ، aboutorab ، عبدالرحیم ، حضرت عشق
۱۵:۰۳, ۱/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۳ ۱۵:۲۶ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #6
آواتار


بایسته های حضور زن در عرصه های اجتماعی و سیاسی
قسمت اول

***
نظام اسلامی ایران و در راس آن دین مبین اسلام مخالف مشارکت زن در عرصه های اجتماعی نیست بلکه حضور در برخی از صحنه ها حتی برای زن واجب هم می باشد. آنچه مسلم است آن‏که با توجه به اهمیت فوق‏‌العاده خانواده از دیدگاه اسلام و نیز با عنایت به نقش ویژه‌‏اى که اسلام در این زمینه براى زن در نظر گرفته است، این حضور در عرصه اجتماع و سیاست، منوط به عدم ایراد لطمه به خانواده و مسؤولیت مهم‏تر بانوان خواهد بود. بنابراین از منظر اسلام، ایفاى نقش‏هاى اجتماعى و سیاسى براى زن غیر از شکل حضور مستقیم از طریق اساسى‏‌تر حمایت از همسر و فرزند و آماده‏‌سازى آن‏ها براى این‏گونه مسؤولیت‏ها به‌‏طور عامتر، واقع‌‏بینانه‌‏تر و متناسب‌‏تر با روحیات زنانه، میسر مى‌‏باشد.
به طور کلی :
انواع حضور زن در این عرصه‏‌ها از منظر دین سه‌‏گونه است : ممنوع؛ واجب؛ مباح
1.امورى که اسلام از شرکت و حضور زنان منع کرده است و با طبع و فطرت زنان سازگار نیست؛ همچون: حکومت، قضاوت، جنگ و کارهاى سنگین و طاقت‏‌فرساى دیگر.
2.امورى که اسلام نه تنها از حضور زنان با رعایت و حفظ حجاب و حقّ خانواده منع نکرده، بلکه (در صورت ضرورت و نیاز اجتماع) در حد کفایت واجب کرده است؛ چون: تحصیل علوم و معارف الهى، تعلیم و تعلّم در زمینه‏‌هاى مورد نیاز، پرستارى از بیماران و مجروحان، پزشکى مخصوص زنان، آموزش و پرورش دختران و نوباوگان و تمام کارهاى خاصّ زنانه و هر یک از ضرورت‏هاى اجتماعى دیگر.
اسلام نه تنها با کارکردن زنان مخالف نیست، بلکه آنان را به کارکردن، تشویق نموده است. رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود : "سه‌چیز حجاب‏ها را پاره مى‌‏کند و به پیشگاه عظمت حق مى‏‌رسد :
آ.صداى گردش قلم دانشمند به هنگام نوشتن. (تلاش فرهنگى)
ب. صداى قدمهاى مجاهدان در میدان جهاد. (تلاش دفاعى)
پ.صداى چرخِ ریسندگى که بیشتر کار زنان بوده است. (تلاش اقتصادى)
پیامبرخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فعالیت (سالم) اقتصادى زنان را در ردیف شریف‏ترین کارها دانسته است.
3.کارهایى که گرچه حضور زنان در آن‏ها ممنوع نیست، اما زنان به انجام آن‏ها تشویق هم نشده‌‏اند. اگر ضرورتى در کار نباشد، بهتر است زنان در خانه بمانند و در آن‏کار شرکت نکنند.
دسته سوم نیاز به دقت زیاد و رعایت شئونات خانواده و اجتماع دارد. اسلام براى این قسم هم حدّ و مرز معیّن کرده است. اسلام حضور زنان را به‌‏کلّى ممنوع نکرده، اما به آن‏ها سفارش کرده است تا ضرورت نباشد، از حضور در اجتماعات خارج از خانه پرهیز کنند.
اسلام بهترین و عالى‌‏ترین وظیفه را براى زنان، اهتمام به همسر و فرزن‏دارى و رسیدگى به امور خانه و خانه‏‌دارى دانسته است. حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، الگوى زنان عالم فرمود: «نزدیک‏ترین حالات زن به خدا، آن است که ملازم خانه خود باشد و بیرون از خانه نرود.»
على(علیه السلام) فرمود: «جِهادُ المَرْأَةِ حُسْنُ التّبعّل»؛ جهاد زن، خوب شوهردارى کردن است
حضور بى‌‏حدّ و مرز زنان در صحنه‌‏هاى اجتماعى به بهانه شعار دروغین"تساوى حقوق زن و مرد"عوارض و تبعاتِ خطرناک و جبران‌‏ناپذیرى دارد که هیچ عقلِ سلیم و فطرتِ پاکى پذیراى آن‏ها نیست. دنیاى غرب با همه پیشرفت‏هاى علمى و صنعتى، گرفتار همین پیامدهاى شوم است. متأسفانه کشورهاى اسلامى نیز به سرعت به آن سمت پیش مى‏‌روند!
بنابراین در ادامه ی این مطلب به آثار زیان بار حضور بى‌‏حدّ و مرز زنان در صحنه‌‏هاى اجتماعى خواهیم پرداخت به امید خدا

تاپیک منبع

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: N.Mahdavian ، مجید املشی ، مصباح ، Justice Bringer ، MAHDI59 ، یاســین ، شیدا ، Havbb 110 ، aboutorab ، عبدالرحیم ، حضرت عشق
۱۵:۲۴, ۷/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/خرداد/۹۳ ۱۵:۴۱ توسط MohammadMeraj.)
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
بایسته های حضور زن در عرصه های اجتماعی و سیاسی
قسمت دوم
***
[تصویر: 86786548762402903721.jpg]
***
آثار زيان بار حضور بى‌‏حدّ و مرز زنان در صحنه‌‏هاى اجتماعى
حضور بى‌‏حدّ و مرز زنان در صحنه‌‏هاى اجتماعى به بهانه شعار دروغين"تساوى حقوق زن و مرد"عوارض و تبعاتِ خطرناک و جبران‌‏ناپذيرى دارد که هيچ عقلِ سليم و فطرتِ پاکى پذيراى آن‏ها نيست. دنياى غرب با همه پيشرفت‏هاى علمى و صنعتى، گرفتار همين پيامدهاى شوم است. متأسفانه کشورهاى اسلامى نيز به سرعت به آن سمت پيش مى‏‌روند!
چند نمونه از تبعات و پيامدهاى حضور بى‌‏حدّ و مرز زنان در اجتماع را ذکر مى‌کنيم:
1. بحران‏هاى روحى و روانى (عدم آرامش)
از ديرباز، يکى از مشکلات اساسى انسان، پريشانى روحى و آشفتگى روانى و ناآرامى درونى ‏اش بود. امروز، در اوج تمدّن، اين مشکل صدچندان گريبانگير انسان شده است. حلّ تمام اين مشکلات و رفع اين اضطراب‏هاى روانى در گرو داشتن خانواده‌‏اى سالم است. خانواده سالم نيز تنها در گرو حضور دائم و با نشاط زن در خانه است.
2. پيرى زودهنگام و شکست روحى و جسمى
به بهانه تساوى حقوق زن و مرد! زن مجبور مى‌‏شود در عرصه‌‏هاى اجتماعى و شغلى، در کشاورزى و کار در مزارع، کارخانه‏‌ها، کارگاه‏ها، فروشگاه‏ها و .. پا به پاى مردان و با رقابتى تنگاتنگ کار کند و با تمام ظرافت و شکنندگى زنانه! همچون مردان تنومند و پر قدرت به کارهاى سنگين و خشن و خُردکننده بپردازد و طراوت و شادابى زنانه و احساسات و عواطف مادرانه را از دست بدهد و به موجودى (بر خلاف فطرت و طبعش) خشک و خشن و تندخوى و عارى از احساسات و عواطف زيباى زنانه که براى مادرى خوب و همسرى شايسته لازم است، تبديل بشود. چنين زنانى به پيرى زودرسِ روحى و جسمى مى‌‏رسند. چنين زنانى هرگز نمى‌‏توانند همسرى لايق و مادرى خوب باشند و خانواده‌‏اى سالم و سعادتمند بسازند. آثار سوء اين فاجعه به سرعت گريبانگير جامعه مى‌‏شود. پژوهشگران آمريکايى اعلام کردند: کارکردن زن و بر عهده گرفتن مشاغل سنگين توسط آن‏ها، سلامت همسرانشان را به خطر مى‌‏اندازد. تحقيقات پژوهشگران نشان داده که سلامتى مردانِ خانواده به ميزان قابل توجهى به همسرانشان بستگى دارد. در واقع، زنان نقش مهمّى در حفظ سلامت شوهرانشان و امنيّت اجتماعى خانواده ايفا مى‌‏کنند. اگر زنان زياد بيرون از خانه به فعاليت بپردازند، سلامت شوهرانشان پس از گذشت سه سال تا 25% کاهش مى‌‏يابد! اما اضافه کار کردن مردان در خارج از خانه، هيچ تأثيرى در ميزان سلامتى افراد خانواده ندارد!
3. فساد اخلاقى و فحشا
فساد اخلاقى و فحشا، يکى از پديده‏‌هاى بسيار زشت و ويرانگر جوامع بشرى است که پيامد حضور بى‏‌حدّ و مرز زنان در خارج از خانه است. بالابودن سنّ ازدواج، مجرّدبودن ميليون‏ها دختر و پسر که سال‏ها از سنّ بلوغ آن‏ها مى‏‌گذرد، حضور بى‏‌حدّ و مرز آن‏ها در عرصه‌‏هاى اجتماعى و معاشرت‏هاى بى‏‌حدّ و مرز، موجب مى‏‌شود که فساد اخلاقى و فحشا در جامعه گسترش پيدا کند.
4. اُفتِ تربيت فرزندان‏
تربيت فرزند سالم و صالح، بزرگ‏ترين هدف و آرزوى هر خانواده و جامعه‌‏اى مى‏‌باشد. حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «اَلْوَلَدُ الصّالِح ريحانَةٌ مِنْ رَياحينَ الْجَنَّةِ؛ فرزند صالح، گلى از گل‏هاى بهشت است.»
مادر شاغل، نوازد چندماهه خود را که شديداً به آغوش گرم و پر مهر و محبّت او نيازمند است، به مهد کودک و شيرخوارگاه مى‏‌سپارد و خود روانه فعاليت اجتماعى مى‌‏شود و حال آن‏که نوزادان به‏‌خوبى گرماى بدن و حضور مادر را احساس مى‏‌کنند، حتى بوى مادر را از لباس او تشخيص مى‌‏دهند. مادر با در آغوش کشيدن و نوازش کردن، با او ارتباط عاطفى برقرار مى‏‌کند. کودکى که در آرزوى مکيدن شير مادر و آغوش گرم او بزرگ مى‌‏شود، چگونه مى‌‏تواند مهر مادرى را تجربه کند؟! چنين کودکى از کجا و از چه کسى آيين مهرورزى و گذشت و ايثار را ياد مى‌‏گيرد؟!
5. رقابت بيجا در تجمّل‏گرايى
از آن‏جا که زن فطرتاً خودآرايى و آرايش را دوست دارد، وقتى با زن و مردهايى با انواع مختلف تجمّل و مُدها و لباس‏هاى رنگارنگ روبه‌‏رو مى‌‏شود، ناخواسته به رقابتى سخت و نابه‌‏جا کشيده مى‌‏شود و سعى مى‏‌کند هر روز با زيور و زينت و مد و لباس بهتر از ديگران در جمع حاضر شود، به‏‌طورى‏‌که قسمت عمده‌‏اى از درآمد شوهر يا خود را در اين راه هزينه مى‏‌کند و حال آن‏که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «هر زنى که خود را خوشبو کند و از خانه خارج شود، پيوسته مورد لعنت است تا بازگردد.»
6. فرو ريختن مرزهاى حيا و عفّت عمومى‏
حضور بدون ضرورت زنان در عرصه‏‌هاى گوناگون اجتماعى و اختلاط زن و مرد در مکان‏هاى مختلف و برخورد زن و مرد نامحرم با يکديگر، فطرتاً با غيرت مردان و عفّت زنان منافات دارد. على(عليه السلام) در اين مورد فرمود: «آيا حيا نمى‏‌کنيد و به غيرت در نمى‏‌آييد از اين‏که زنانتان به‌‏سوى بازارها مى‌‏روند و با افراد نامحرم و لااُبالى برخورد مى‏‌کنند؟!»
7. اضمحلال و فروپاشى نظام خانواده‏
در هر برنامه و حرکت جمعى و گروهى لازم است حداقل يک طرف رابطه به ‏عنوان سنگ زيرين آسياب و استحکام ‏بخش و ترميم‏ کننده ارتباط، نقش ويژه‌‏اى ايفا کند که اين نقش در داخل محيط خانواده از منظر اسلام بر عهده زن قرار داده شده و ايفاى نقشهاى خاص و سطح بالاى اجتماعى از سوى زن در مرتبه دوم از اولويت قرار دارد و مشروط به عدم لطمه به آن مسؤوليت اوليه خواهد بود و اين ضامن دوام خانواده خواهد بود.
متأسفانه حضور بى‌‏ضابطه زنان در جامعه موجبات از هم گسيختگى خانواده را موجب شده که آثار مخرب آن، همگان و به‌خصوص خود جامعه زنان را به‏‌شدت مورد صدمات غير قابل جبران قرار داده است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، Havbb 110 ، مجید املشی ، aboutorab ، عبدالرحیم ، مصباح ، N.Mahdavian ، Justice Bringer ، حضرت عشق
۱۶:۵۸, ۷/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/خرداد/۹۳ ۱۹:۰۱ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #8
آواتار
هرکدام از عزیزان اگر تاپیک با محتوی فرهنگی خاصی رو مدنظر دارن و مناسب میدونن برای انتشار در هفته نامه ی عقیق به خصوص مطالبی که محتواش در تالار تهیه شده و یا خودشون مطلب رو نوشتن لطفا لینک تاپیک رو در همین تاپیک قرار بدن یا بهم پیام خصوصی کنن. ممنونم

امضای مجید املشی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، شیدا ، Havbb 110 ، aboutorab ، عبدالرحیم ، مصباح ، MohammadMeraj ، N.Mahdavian ، Justice Bringer ، حضرت عشق
۱۸:۳۷, ۲۲/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/خرداد/۹۳ ۱۵:۵۰ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #9
آواتار



بسم الله الرحمن الرحیم




عصر معراج پولاد

قسمت اول


[تصویر: miq6pinr80h3y2n705vo.jpg]





اسم عجیبیه نه؟! عصر معراج پولاد!

یادمه تا همین چند سال پیش افکار عجیبی داشتم، اگه زمان و مکان تلاقی میکرد و با خود الانم اون موقع ملاقات میکردم خیلی غریبانه از هم کنار هم رد میشدیم و افسوس میخوردیم... من به من و من به من.

قدیما خیلی به علم و تکنولوژی اعتقاد داشتم؛ میگفتم کسی نباید با تکنولوژی مقابله کنه چون زیر چرخ هاش نابود میشه. تکنولوژی حتی اگه اشتباه باشه اما همیشه پنجره ای به آینده بوده و مطمئن بودم که فردا بهتر از امروزه. همه برنامه های علمی رو میدیدم، مخصوصا فیزیکیاش. وقتی دانشمندا چیزی کشف یا اختراع میکردن احساس غرور بهم دست میداد از بشر بودنم، از اینکه در عصر تکنولوژی و آگاهی دارم بزرگ میشم. یادمه وقتی تو اخبار اولین صفحات تاچ اومد واقعا هیجان زده شده بودم، یاد فیلمایی که از آینده میساختن می افتادم...من عاشق تکنولوژی بودم... و وقتی در مدرسه خوندم یکی از آفات مدرنیته اینه که کلی ادم بیکار میشن و ماشین ها جای اونا رو میگیرن... هیچ وقت ناراحت نشدم...

تکنولوژی برام مثل لیموشیرینی میمونه که اولش شیرین بود و الان تلخ. شاید شماها هنوز خیلی کم سن باشید؛ هنوز با ابزارهایی که این عصر بهتون داده دارید کیف میکنید اما من خیلی وقته خسته شدم، دلم میخواد مثل بچه های روستا پنجره اتاقم به افق،به کوه،به دشت،به چیزی که در چشم جا نمیشه باز شه.

دوستم میگفت وقتی بچه بود، به اندازه دو کوه باید میرفت تا به مدرسه برسه! دو کوه! احتمالا اون موقع مقیاس سنجش این بوده، منم میگفتم اون وقت کدومتون پشت کوهی محسوب میشدید؟!

در این کوچه هایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت میترسم
من از سطح سیمانی قرن میترسم
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاهشان چراگاه جرثقیل است

مادرشوهرم تو رشت بزرگ شده، از این خونه بزرگا، پنجره سرتاسریا، میگه وقتی نارنج شکوفه میداد آدمو مست میکرد از بوی بهارنارنج، انگار تمام بدنت بو میکشید،صدای پرنده ها که رو شاخه ها بودن...

من تا چند ماه پیش نمیدونستم بهارنارنج چه بویی داره!
زمستون که میشد همه میرفتن زیر کرسی حرف میزدن، میخندیدن، خشکبار و اجیل و چای. میخوردن...کلی مهمونی میرفتن.
سختی اش زیاد بود اما لذتش هم همون اندازه .
دارم فکر میکنم اینا جزو سختی های من محسوب میشه یا نه؟
پنجره بازه چون هوای خونه خفه شده، بلاخره فسقله آپارتمانه دیگه.

هر چقدر سعی میکنم صدای رفت و آمد ماشین ها، موتورها و بوق هاشون واسم عادی شه نمیشه، انگار از جنس ما نیست، مثل یه وصله اضافه به گوشم سنگینی میکنه.
دیوار ها بتن، شنیدم کاهگل و چوب انرژی مثبت داشتن...
دیگه پاساژها برام جذابیتی نداره، خونمون هم مورچه نداره که بشینم اونا رو تماشا کنم که برای دریافت رزقشون تا کجاها میرن...
گاهی اوقات که میرم بیرون حس میکنم هوا بو میده، یادمه یبار که رفتم ماسوله، سیستم تنفسی ام اینقدر عادت نداشت که اولش تنفسم کمی با سوزش همراه بود و پیرزنی رو دیدم که چه جوری بالا میرفت و گزنه جمع میکرد که بفروشه...

مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات
اگر کاشف معدن صبح امد صدا کن مرا
و من در طلوع گل یاسی از پشت انگشتهای تو بیدار خواهم شد

منبع




ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، عبدالرحیم ، مرهم ، یاســین ، N.Mahdavian ، مصباح ، حضرت عشق
۱۷:۴۱, ۲۳/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/خرداد/۹۳ ۱۵:۵۲ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #10
آواتار



عصر معراج پولاد


قسمت دوم


[تصویر: bu8unmted8mzugkdimd5.jpg]

اسم عجیبیه نه؟! عصر معراج پولاد!

یادمه تا همین چند سال پیش افکار عجیبی داشتم، اگه زمان و مکان تلاقی میکرد و با خود الانم اون موقع ملاقات میکردم خیلی غریبانه از هم کنار هم رد میشدیم و افسوس میخوردیم... من به من و من به من.

بچگیم رو دوست دارم، حیاط پر از سنگی داشتیم و بزرگترین سرگرمی من این بود که سنگ جمع میکردم، میشکوندم تا فسیل پیدا کنم، آخه بابام میگفت قدیما از اینجا رود بزرگی رد میشده، فسیل برگی پیدا میکردم اما من دنبال جانوریش بودم. بعضی سنگای عجیبم جمع میکردم که بعدنا رفتم مدرسه بفهمم شهاب سنگه یا نه و بعد بفروشم!

مرغ و خروس هم داشتیم...صبح ها صدای یه دسته گنجشک میومد که رو چناری جمع شده بودن و همیشه به بابام میگفتم اینا دسته جمعی بهم چی میگن، شاید داشتن نماز جماعت میخوندن.
الان حاضرم موبایلم در در عوض تخم مرغی که بچه بودم میخوردم بدم، گمونم معامله عادلانه ای باشه!

بچه های فامیل رو میبینم همه سرشون تو تکنولوژیه، یا دارن بازی میکنن یا کلیپ بهم نشون میدن یا تنهایی آهنگ گوش میدن... و بچه کوچولوی دخترخاله ام وقتی گریه میکنه فقط موبایل بهش میدن ساکت میشه! یادمه یه جایی خونده بودم تو سوئیس به بچه زیر 16 سال موبایل نمیدن!

حرف زیاده. فقط نمیدونم چرا عجیب دلم هوای قدیمو کرده.
تکنولوژی بد نبود اما چیزای خوبمون رو هم گرفت، شاید فرهنگ استفاده اش رو نداشتیم مثل خیلی چیزای دیگه.
یکی از بانوان شاغل فامیل با افتخار میگفت وقت نمیذاره مایع ماکارونی درست کنه، آماده میخره خیلی ام خوشمزه تره!
و من تو دلم میگم پس کی بالای غذا ذکر میگه؟ دوستم هر روز که غذا میپزه غذاشو نذر امام های همون روز میکنه(مثلا شنبه پیامبر و ...)، ...هر روز دارن نذری میخورن...

و آن وقت حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم و افتاد
حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم و تر شد
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند
در آن گیر و داری که چرخ زره پوش از روی رویای کودک گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست

توی شبکه خراسان شمالی یه کارگاه کوچک نبات سازی نشون میداد، از اونا که توش نخه، جالب بود، آبنبات ساده ام درست میکردن. از طرف پرسید راضی ای؟ گفت الحمدالله، همینکه روزی این کارگرا اینجا حواله پیدا کرده خدا رو شکر، جز از یه مرد ساده با لباسای نسبتا کهنه ، چه کسی میتونه یه همچین جمله ای بگه و خدا رو بخاطر اون شکر کنه؟

نظرتون راجع به این جمله چیه؟ تحریم ها خیلی به ما فشار آورده وضع بازار خیلی کساده، حالا طرف لباس آنچنانی پوشیده، ساعت فلان هم انداخته و ... تو شبکه بازار دیدم که میگما!

به خودم میگفتم چه اشکالی داشت به جای یه کارخونه بزرگ که شکلات چندتا شهر رو تولید کنه، هر شهرستانی کارگاهی داشت که تعداد بیشتری کار میکردن، پولش بین کلی آدم تقسیم میشد به جای اینکه همش بره تو جیب دو سه نفر، اونم طرف 200 میلیون بده کاغذ دیواری کنه خونه اش رو یا جهیزیه دخترش رو از ایتالیا بیاره!!!

نمیگم تکنولوژی و مدرنیته بده اما حتی غربی ها هم طبیعی تر از ما زندگی میکنند، ما از اینجا رونده و از اونجا مونده شدیم. مگه نمیشه خوبا رو نگه داشت،بدها رو عوض کرد؟!

پارسال رفتم نمایشگاه عشایر، یکی از بهترین خاطرات زندگی ام بود، شهر های مختلف با رقص و موسیقی های خاص خودشون عروسی میگرفتن، با لباس های رنگی، چابک و سبک، شاد بودن انگار غمی ندارن.

از همه نون شهرهای مختلف خریدم و حس میکردم گنج پیدا کردم... با حسرت به لباسای رنگی و زندگی شون نگاه میکردم و میدونم که خیلی از جوان هاشون دوست دارن که جای ما تو شهر باشن...

هنوز در وجود پیرهاشون زندگی جریان داشت، فرهنگ هاشون خیلی با ماهای شهری فرق میکرد اما چشماشون برق خاصی داشت که فقط طبیعت زیبا میتونه به آدم اون برق رو یده.
چقدر راحت آرامش رو به آسایش فروختیم، همش داریم میدویم چه در ذهن ، چه در جسم

هرجا رفتی و بیشتر یاد خدا افتادی، بدون که راه رو درست اومدی.

منبع



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، عبدالرحیم ، IR66 ، N.Mahdavian ، MohammadMeraj ، مصباح ، حضرت عشق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا