کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
توکل و توحید و معنویت ، عامل عقب ماندگی
۸:۲۲, ۲۹/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۳ ۸:۲۲ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #1

اعوذ باالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین
ولَهُ الحَمد

اللهمّ انّی اعوذ بک من نفسٍ لاتشبعُ و من قلبٍ لایخشَعُ و من علمٍ لاینفع . خدایا من به تو پناه می‏برم از نفسی که سیرابی ندارد، قلبی که خشوع و خضوع نمی‏یابد و علمی که سودی نمی‏بخشد و باعث گمراهی میشود


با عرض سلام به همه ی خوانندگان تاپیک

همونطور که از عنوان تاپیک پیداست ان شاء الله قصد داریم مقداری این مسئله رو واکاوی و بررسی کنیم.
فعلا برای طرح مسئله این جوک رو بخونید و روش فکر کنید:

نقل قول:دست مخترع کولر درد نکنه
چون:
اگه به ما بود الان يا ميگفتيم
مشيتِ خدا در اينه که هوا گرم باشه
و حتما يه حکمتي
هست،بايد تحمل کرد و نبايد تو کارِ خدا دخالت کرد!!
يا اينکه يه دعا رو ميگفتيم بايد روزي 70 بار از روش خوند تا خنک شد...!
اگرم ميخونديم و خنک نميشديم، ميگفتن با اخلاص نخوندي و فقط بنده هاي واقعي و با تقوا خنک میشن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۵۹, ۲۹/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #2

خب زبون ما مو دراورد از بس گفتیم که فرد مسلمون نباید توکل رو دستمایه ی تنبلی قرار بده.
واقعا کجای اسلام گفته شده که توکل داشتن و توحید افعالی به این معنیه که شما هیچ کاری در زمینه ی پیشرفت نباید انجام بدید؟
آیا این دیدگاه بیشتر به جبر گرایی صوفی ها شبیه نیست؟

در چند صد سال اخیر که غرب از لحاظ تکنولوژیک از جهان اسلام جلوتر افتاد سعی کرد به کمک تلقین ها و وحی های شیطان تونست چنین تفکر و ذهنیت غلطی رو در ذهن مسلمون ها بذاره که:
مگه توحید افعالی به این معنی نیست که برگی از درخت نمیوفته مگر اینکه خدا بخواد و کار خداست همه ی اینها؟ پس اگر پدیده هایی رو اطرافیتون میبینید ادب و اتقضای توحیدی و موحد بودن این نیست که برید دنبال دلیل یا چاره ی علمی اون بگیردید. اگر سختی بر شما میگذره به دلیل خواست خداست اگر پدیده ای طبیعی اتفاق میوفته خواست خداست... و تنها همین یک دلیل وجود داره و هر نظر دیگه ای خلاف توحید و خدا پرستی هستش (این نظرات رو در همین تالار بیداری اندیشه هم همیتونید ببینید)

خب این تفکرات غلط و شیطانی معلومه که از توش پیشرفت در نمیاد! به جز عقب موندگی و تو سری خور شدن استکبار وذلّت دیگه چیزی عاید ملت نمیشه!

معاویه هم یه زمانی برای اینکه خیمه ی کفرش پابرجا بمونه بر چنین موج جهالتی سوار شد و گفت برگی از درخت نمیوفتد مگر اینکه خدا بخواهد... اگر امروز معاویه حاکم شماست این مشیت و خواست خداست ، آیا با خواست خدا مخالف هستید و طغیان میکنید؟
(که اگر این استدلال عین مغالطه نبود علی (علیه السلام) بارها عزم بر برچیدن این خیمه ی کفر نمیکرد...)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۵:۲۵, ۳۰/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #3

این بخش رو از «پروژه ی غرب زدگی» نقل قول میکنم:


اشاره به تورات تحریف شده به عنوان منشاء علم گرایی

تمدن غرب هدف غایی رفتن دنبال انرژی هسته ای ،رفتن به فضا و سلولهای بنیادین و امثالهم همین بود ک به تکنولوژی برسن طبق اون تفکراتی که دارن که از تورات تحریف شده نشات گرفته ، در تورات تحریف شده به صراحت اشاره شده که خداوند اون درختی که نمیخواست آدم به اون نزدیک بشه درخت علم و دانش بود.
در واقع اینطور برداشت میشه که خداوند نمیخواسته که بشر علم و معرفت پیدا کنه . به این صورت که در تورات میوه ی ممنوعه را «میوه ی علم و دانش» میدونه و خداوند به حضرت آدم و حوا میگه اگر از این میوه بخورید قطعا میمیرید! خب این تفکری هست که طبق اون معتقدن که حضرت آدم با نزدیک شدن به میوه ی اون درخت به علم و معرفت رسید و از همینجا و بر همین اساس تلاش غرب برای رسیدن به علم و معرفتی طغیان گرانه آغاز شده و تا به امروز ادامه دارد.


و خداوند خدا هر درخت خوش‌نما و خوش‌خوراک را از زمین رویانید، و درخت حیات را در وسط باغ و درخت معرفت نیک و بد را (سفر پیدایش باب 3 آیه 9 )

و خداوند خدا آدم را امر فرموده، گفت: «از همه درختان باغ بی‌ممانعت بخور، اما از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری، زیرا روزی که از آن خوردی، هر آینه خواهی مرد.» (سفر پیدایش باب 3 آیه 16 و 17 )


البته این تلاش ، شایسته تقدیره، چراکه در مقابل یک دیدگاه اشتباه دارن مبارزه می کنن...
خدا، علم و معرفت رو بهمون نداده، چون میشدیم همپایه خودش! حالا ک نداده، ماهم اونقدر پیشرفت می کنیم تا برسیم ب اون جایگاهی ک باید!ی چیز کاملا منطقی و مستدل.
غرب هم دقیقا داره همین کار رو میکنه، داره تلاش می کنه برای اینکه برسه ب اون پیشرفتی ک بتونه ویتامین های اون میوه نخورده رو خودش، بدست بیاره، کار درستی هم می کنه، چرا؟
چون اطلاعات بهشون اشتباه رسیده!چون این نتیجه گیری ها ب انتفای مقدم هستش ک درسته؛چرا ک توی کتاب مقدسشون این هارو می خونن. اسلام ما، ک اسلام ناب محمدی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستش، این تحریفات رو نداره، این مطالب غیر عقلانی

جایی توی قرآن کریم ما نداره ... ماها همه نوشته های قرآن کریم مون رو می تونیم با غقل و منطق درک کنیم ...
حضرت آدم خودشون علامه بوده اند و اینطور نبوده ک خدا بخواهد معرفتی رو از انسان نهی کنه و انسان رو محروم کنه و انسان رو به صورت حیوان بخواهد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۳۳, ۳۰/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #4

به صراحت در قرآن اشاره شده که:

وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا... (بقره 31) و [خدا] همه نام ها را به آدم تعلیم داد

...
عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ﴿۵ العلق﴾ آنچه را كه انسان نمى‏دانست [بتدريج به او] آموخت

.
.از دیگر جرقه های علم گرایی در غرب خفقانی بود که مسیحیت کلیسایی در فضای علمی به وجود آورده بود و جلوی هرگونه پیشرفت علمی رو میگرفت و به شکنجه و کشتار دانشمندان به جرم کشف مطلب جدید علمی (!) میپرداخت.
غرب به این نتیجه رسید که راه علم و دین از هم جداست فلذا دین رو گذاشت کنار و به علم گرایی محض پرداخت.
از اونجایی که در اسلام ابدا ما چنین چیزی رو نمیبینیم ، کپی برداری از این جنبش علم گرای محض در جامعه ی اسلامی ما اصلا موضوعیت نداره.


علم گرایی در اسلام

ما نباید این خلط مبحث رو بکنیم ک ما هم به دنبال علم هستیم «برای علم» ! خب علم خوبه و در اسلام هم خیلی سفارش شده اما تعریفی ک اسلام از علم ارائه می ده، متفاوت از علمی هستش ک غرب برامون توصیف کرده.علمی ک اسلام، انسان هارو سفارش می کنه ب دنبال کردنش، علمی هست ک همه جوانب رو با هم پیش میبره ... پیامبر ما فرمودن علم را حتی در چین هم بجویید... این یعنی تاکید و تایید پیشرفت علمی در جامعه اسلامی.
در اسلام هم چنین مسئله ای نفی و نهی نشده ، ولی ما باید همه ی ابعاد کارهامون اسلامی باشه. متاسفانه بعضی ها هدف رو گم کردن و دنبال علم رفتن رو با اون مدل غربی دارن دنبال میکنن. غربی ها همون کاری رو انجام میدن ک اسلام گفته، فقط مارو از انجامش نهی می کنن... غرب، در علمش، اسلامی عمل می کنه، البته اسلامی ک یک سری از ابعاد اون حذف شده و اون همون بعد معنوی هستش.


نقل قول:تشويق قرآن به علم آموزي و دعوتِ پيشوايان ديني ما به علم جويي و تحصيل دانش از قطعي ترين تعاليم و آموزه ها در دين مبين اسلام است .پروردگار عزوجل در قرآن كريم مي فرمايند : «هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون » سورة مباركة زمر آية 9 آيا كساني كه مي داند و علم دارند باكساني كه علم ندارند مساوي اند .( قطعاً مساوي نيستند ) . ودربارة جايگاه عُلما و دانشمندان مي فرمايد : «شهد الله انه لا اله الا هو و الملائكه و اوالوالعلم قائما بالقسط » خدا به يكتايي خود گواهي مي دهد كه جز ذات اقدس او كه نگهبان عدل و درستي است خدايي نيست ، و فرشتگان و دانشمندان نيز به يكتايي او گواهي مي دهند . سورة مباركة آل عمران آية 8 «بل هو آيات بينات في صدور الذين اوتوا العلم » بلكه اين قرآن آياتِ روشن الهي است در لوح سينة آنان كه علم و دانش يافتند .سورة مباركة عنكبوت آية 49 «يرفع الله الذين امنوا و الذين منكم اوتواالعلم درجات »خدا مقام اهل ايمان و دانشمندان را ( دردو جهان ) رفيع وبلند قرار داده است . سورة مباركة مجادله آية 7 اهميت علم جويي و علم آموزي در دين مبين اسلام تا حدّي است كه علم آموزي و علم جويي از فرائض و واجبات است . رسول ختمي مرتبت محمّد مصطفي ( ص) مي فرمايند : « طَلَبَ العِلم فَريضَهٌ عَلي كُلِّ مُسلِم وَاَلا اِنَّ اللهَ يُحِبُّ بَغاه العِلم » دانشجويي و دانش آموزي برهر مسلمان واجب است ، همانا خداوند به دنباي علم روندگان را دوست دارد . اصول كافي جلد 1 كتاب فضل العلم امام باقر ( عليه السلام ) مي فرمايند : عالم و دانشمندي كه از علم خود استفاده كند ( و بهره مند شود ) بهتر ازهفتادهزار عابد است . اصول كافي جلد 1 كتاب فضل العلم صفحة 70 امام صادق ( عليه السلام ) مي فرمايد : يا دانشمند باش يا دانشجو و يا دوستدار دانشمندان و چهارمي ( يعني دشون اهل علم ) مباش كه به سبب دشمني آن ها هلاك خواهي شد . اصول كافي جلد 1 باب العلم صفحه 41 رسول خدا ( ص) مي فرمايد : كسي كه در راهي رود كه در آن دانشي جويد ، خدا او را به راهي سوي بهشت برد ، همانا ، فرشتگان با خرسندي بال خويش را براي دانشجو فرود مي آورند ، و اهل زمين تا برسد به ماهيان دريا ، براي دانشجو آمرزش مي طلبند و برتريِ عالِم و دانشمند بر عابدِ ( مقدّس مآب ) برتري ماه شب چهارده است بر ستارگان ديگر و علما و دانشمندان وارث پيمبران هستند ، زيرا پيامبران ، پول و طلا و نقره به جاي نگذارند ، بلكه دانش به جاي ، مي گذارند ، هر كه از دانشِ ايشان بهره مند شوند ، بهرة فراواني گرفته است . اصول كافي جلد 1 كتاب فضل العلم صفحه 42 امام سجاد ( عليه السلام ) مي فرمايند : اگر مردم بدانند در طلب علم چه فايده اي هست ، آن را مي طلبند ، اگر چه باريختن خون دل و فرو رفتن در گرداب ها باشد . اصول كافي جلد 1 كتاب فضل العلم صفحه43 امام صادق ( عليه السلام ) مي فرمايند : هر كه براي خدا علم را بياموزيم و بدان عمل كند و به ديگران بياموزد در مقام هاي بلند آسمان ها ( فرشتگان وملائكه )عظيمش خونند و گويند : آموخت براي خدا ، عمل كرد براي خدا و تعليم داد براي خدا . اصول كافي جلد 1 كتاب فضل العلم صفحه 43
نویسنده: سيد حميد تروهيد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۵۱, ۳۱/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۳۴ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #5

بنابر این در کنار مسئله ی توحید افعالی و توکل ، جایی گفته نشده که حق ندارید سراغ کشفیات علمی برید که هیچ ، بارها به آن سفارش شده...

نسخه ای خدا در اسلام برای ما پیچیده این است که همزمان با توکل باید عمل هم بکنید.

اگر توکل بر خدا و معنویت و توحید بدون تلاش مادی و دنیوی باشه هیچ چیزی جز عقب موندگی نتیجه ش نیست ، چرا که نسخه ی پزشکی رو باید کامل انجامش بدید تا نتیجه ی مورد نظر حاصل بشه
(۲۶/بهمن/۸۹ ۱۷:۴۹)علی 110 نوشته است:  در لحظاتی که این متن رو تایپ میکردم در خانه صحبت از رعایت مو به موی رژیم لاغری بود که دکتر فلانی گفته اگه میخواید به وزن ایده آل برسید باید موبه مو به رژیم غذایی عمل کنیم و بعد هم کلی شاهد مثال آوردند که بله اگه یه ذره رژیمش جابه جا بشه اصلاً نتیجه ی مورد نظر رو نمیگیریم و کاملاً حق با دکتر هست!!!!!!
بعد توقع داریم با این همه سر پیچی از نسخه ی سعادتی که خدا برامون پیچیده برای تعالی روح و تقرب به درگاه خدا و... همه ی این آثار رو بدست بیاریم......


این تاپیک رو بخونید:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-1218.html
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۲۸, ۱/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #6

این برخورد گزینشی با دین چه معنی میده؟

[تصویر: broad17.gif]
قرآن:
خداوند متعال در قرآن كريم (سوره بقره آیه 85) بني اسرائيل را توبيخ مي‌كند كه به بعضي از احكام الهي عمل مي‌كنند و بعضي ديگر را رها مي‌كنند. آنجا كه مي‌فرمايد:
أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
آيا به قسمتی از کتاب خدا ايمان می آوريد و قسمتی ديگر را انکار می کنيد ؟ پاداش کسی که چنين کند دردنيا جز خواری نيست و در روز قيامت به سخت ترين وجهی شکنجه می شود وخدا از آنچه می کنيد غافل نيست

سنت:
در سال نهم هجرت قبيلة ثقيف، هيئتي را براي مذاكره با پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ به مدينه فرستاد آنها براي پذيرش دين اسلام شرايطي را به پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ اعلام كردند: از جملة آنها اين بود كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ آنها را از نماز خواندن معاف كند ولي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ شرايط آنها را نپذيرفت (سبحاني، جعفر، فروغ ابديت، نشر دانش اسلامي، ج 1، ص 415 ـ 414)

بنابر این نمي‌شود با دين برخورد گزينشي كرد. دين يك سيستم و نظام هدفمند است كه نمي‌توان اجزاي آن را از هم جدا كرد و به بعضي معتقد و به بعضي ديگر نامعتقد بود. و خداوند چنین افرادی را به سخت ترین وجه عذاب خواهد کرد (اشدِ العذاب !!)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۲۳, ۱/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/خرداد/۹۳ ۰:۵۳ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #7

توکل در ذهن بسیاری از ما نادرست معنی شده است. مطلب زیر را بخوانید:


نقل قول:توکل نادرست

توکل یعنی پذیرفتن عاجز بودن در انجام کاری، وانجام آن را به کسی دیگر واگذار کردن. توکل به خدا هم به این معناست که، کار را تا آنجا که از دست بر می آید را انجام داد و بقیه آن را به خدا واگذار کرد.

اما توکل به مرور زمان معنی اصلی خود را از دست داده وبه شکل “کار را به خدا واگذار کردن” تعبیر می شود. برخی از آیات را هم با همین مفهوم معنی و تفسیر می کنند، که باعث تنبلی و انتظار انجام کار از خدا می شود؛ در صورتی که خدای متعال چنین می فرماید:

اينكه براي انسان بهره‏اي جز سعي و كوشش او نيست.(سوره نجم 53/39)؛

و هنگامي كه مناسك (حج) خود را انجام داديد، خدا را ياد كنيد، همانند يادآوري از پدرانتان (آن گونه كه رسم آن زمان بود) بلكه از آن هم بيشتر! (در اين مراسم، مردم دو گروه‏ اند) بعضي از مردم مي‏ گويند: خداوندا! به ما در دنيا (نيكي) عطا كن! ولي در آخرت، بهره اي ندارند.

و بعضي مي‏ گويند: پروردگارا! به ما در دنيا (نيكي) عطا كن! و در آخرت نيز (نيكي) مرحمت فرما! و ما را از عذاب آتش نگاهدار! آنها از كار (و دعاي) خود، نصيب و بهره‏ اي دارند، و خداوند، سريع الحساب است.(سوره بقره 2/200-202)

پس کسی که این دنیا را می خواهد باید کار کند. کسی که هم این دنیا را بخواهد و هم آخرت را باید کار کند. برای کسی که کار نکند و زحمت نکشد چیزی خود به خود مهیا نمی شود. موفقیت دو شرط دارد، یکی خواستن، ودیگری قدرت انجام کار را داشتن است. خدای متعال چنین می فرماید:

پروردگارت روزي را براي هر كس لایق است (چون سعی کرده) گشاده يا تنگ مي ‏دارد، او نسبت به بندگانش آگاه و بيناست. (سوره اسراء 17/30)

در جهان نان و پنیر و آش و… آماده وجود ندارد. اما خداوند امکانات و شرایط به دست آوردن آن را برای انسانها مهیا کرده است. کسانی که از این امکانات و شرایط استفاده نمی کنند، به این نعمتها دست نمی یابند. خدای متعال چنین می فرماید: او در زمين كوههایي قرار داد، و بركاتي در آن آفريد، و مواد غذائي مختلف آن را مقدر فرمود، اينها همه در چهار روز بود، درست به اندازه نياز تقاضا كنندگان!(سوره فصلت 41/10)

کسی که سعی کند به این نعمتها دست خواهد یافت. در هر بخش جغرافیایی که زندگی می کنیم از نعمتهای موجود در آنجا می توانیم بهره بگیریم.

شب را در روز داخل مي‏ كني، و روز را در شب، و زنده را از مرده بيرون مي‏ آوري، و مرده را از زنده، و به هر كس بخواهي، بدون حساب، روزي مي‏ بخشي.(سوره آل عمران3/27)

اگر امکانات زیاد باشد ولی قدرت کافی نداشته باشیم ویا در حالی که قدرت کار کردن داریم ولی تنبلی می کنیم، باز هم چیزی دستگیرمان نمی شود. باید سعی کنیم قدرت کافی را بدست آورده و تمام سعی خود را برای موفق شدن انجام دهیم. در بلایا و آفات طبیعی چون سیل و زلزله و خشکسالی و… هم باید آماده سازی کرده باشیم و در صورت اتفاق افتادن آن به خدا توکل کنیم.

بر اثر ترجمه و تفسیر نادرست، معنای دیگری به توکل داده شده. برای مثال: پروردگارت روزي را براي هر كس بخواهد گشاده يا تنگ مي‏ دارد، او نسبت به بندگانش آگاه و بيناست. ( سوره اسراء 17/30)

به خاطر معنی دیگر دادن، فعلهای “یشاء” = بخواهد و کلمه “یقدر” = قدرتش را دارد ، فاعلش “او”، اینکه ضمیرش چه چیز را نشان می دهد، انتخابی است. در زبان عربی ضمیر به آن چیز که نزدیکتر است بر می گردد و برای دلالت کردن به دور باید قرینه باشد. چون در اینجا چنین قرینه ای وجود ندارد “من” = چه کسی ، را نشان می دهد. اما در معنی و تفسیر ضمیر، چیزی که دور است یعنی لفظ الله، را نشان می دهد را قبول دارند. مثال دیگر برای این مورد: بگو: پروردگارم روزي را براي هر كس بخواهد توسعه مي دهد و براي هر كس بخواهد تنگ (و محدود) مي‏ سازد، و هر چيزي را (در راه او) انفاق كنيد جاي آن را پر مي كند و او بهترين روزي دهندگان است. (سوره سباء 34/39)

معنی درست عربی آن چنین است:

بگو که: پروردگارم برای بندگانی که کار می کنند و قدرت کافی دارند، رزق می گستراند.

منبع: Dinwefetrat.com


همانطور که دیدید کلمه ی عربی «شاء» که به معنی خواستن دو طرفه است (یعنی هم خدا باید بخواهد هم بنده تا آن انجام شود و این درباره ی رزق و روزی بکار برده شده) در ترجمه به نحوی یک طرفه ترجمه شده و نوعی جبر گرایی را تداعی میکند البته محدودیت های زبان فارسی به نسبت عربی در این مسئله موثر بوده و اگر کسی به تفسیر قران مراجعه کند دیگر دچار این خطاهای و برداشتهای شخصی نخواهد شد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۴۸, ۲/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #8

[تصویر: yorid_yasha.png]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۳۰, ۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #9

مستندات دیگه ای هم وجود داره مبنی بر اینکه توکل کردن و کار عملی کردن باید در کنار هم باشد و یکی به تنهایی ناقص و راه به جایی نمیبرد.
مثلا آیه ی 159 سوره ی آل عمران ابتدا دستوراتی را به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میدهد و در پایان میفرماید موقعی که قصد انجام کاری داری بر خدا توکل کن ، نفرمود که توکل کن و کارها رو به خدا بسپار که او همه ی کارها را درست میکند! حتی برای پیامبر!


یا این قضیه:
نقل قول:روزی شتر مرکوب حضرت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گم شد، پس از تفحص و جستجوی بسیار آن را یافتند و به حضور پیغمبر آوردند . حضرت رو به غلام کرد و فرمود :« مگر در موقع خواباندن شتر زانوانش را نبسته بودی؟ » غلام عرض کرد:« کسی که توکل به قادر متعال داشته باشد الزام و احتیاجی ندارد که زانوان شتر را ببندد من توکل به خدا کردم و بدون آن که زانوانش را ببندم آن را خواباندم.»



حضرت فرمود: « عقل و توکل» یعنی: اول زانوی شتر را ببند و آن گاه توکل کن زیرا قبول مشیت الهی به آن تعلق می گیرد و که با کسب و کار وسعی و مجاهدت همراه باشد نه جبری صرف باش که کاری نکنی و با توسل و توکل همه چیز را از خدا بخواهی و بدانی، نه مختار مطلق که کسب کار و حرکت را بدون توکل و استعانت جستن از ذات باریتعالی منشا خیر و برکت بدانی.


مولوی در دفتر اول مثنوی میگه:


گفت آری گر توکل رهبرست

این سبب هم سنت پیغمبرست

گفت پیغامبر به آواز بلند

با توکل زانوی اشتر ببند

رمز الکاسب حبیب الله شنو

از توکل در سبب کاهل مشو


اگر معنویت و توکل به این معنی بود که دیگه کار عملی رو رها کنیم و به تحقیق و پژوهش و کشفیات علمی و اختراعات و... نریم و کارها خود به خود درست بشه ، کار برای رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درست میشد هنگامی که شتر ایشان گم شد یا در جنگ احد دندان ایشان شکست...
آیا ما از رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برتر هستیم و خدا ما رو بیشتر دوست داره؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۲۳, ۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #10

بعنوان مثال و یکی از کیس های مطالعاتی ، قبلا شرح مختصری با توجه به مستندات بر واقعه ی طبس نوشیتم که بخاطر اهمیت و ارتباط با موضوع اینجا میارمش.


اول یه توضیحی بدم. همیشه بچه ها ازم میپرسن که علت عقب موندگی مسلمانها و پیشرفت کفار و غیز مسلمانان چیه... خود منم قدیم این سوال برام مطرح بود.

علت اصلیش اینه که مسلمانها هرچی اتفاق براش افتاد بجای اینکه ازش عبرت بگیرن و بررسی علمی و عقلی بکنن ، با گفتن جملاتی مانند «کار خدا بود» و... مسئولیت بررسی علمی و عقلی رو از سر خودشون باز کردند ، گویا بهانه ای بهتر از این برای

تنبلی نیست!

وقتی یک ارباب به شما یک بیل میدهد ، ناگفته پیداست که میخواهد برایش بیل بزنید. مولوی میگه:

پای داری چون کنی خود را تو لنگ

دست داری چون کنی پنهان تو چنگ

خواجه چون بیلی به دست بنده داد

بی زبان معلوم شد او را مراد

دست همچون بیل اشارتهای اوست

آخراندیشی عبارتهای اوست

وقتی خدا به من و شما عقل داره ناگفته پیداست که وظیفه داریم ازش استفاده کنیم ، خود همون خدایی که بهانه ای برای تنبلی قرارش میدیم فرموده که از عقلتون استفاده کنید و عبرت بگیرید و دنبال مسائل علمی و عقلی برید... سیره ی امام صادق (علیه السلام) رو ببینید ،

شاگرد شاگرد امام صادق میشود غولی در عرصه ی کیمیا (شیمی) مانند زکریای رازی ، اگر این مبنا درست بود حضرت باید میفرمود اینکه مواد تغییر میکنند کار خداست! و دیگر شما نباید بروید بررسی کنید و بفهمید که اینها چه سازکاری دارند ،؛ زیرا اینکار ،

کار کفار و غربی هاست!
.
.
.
کسی که از تاریخ درس نمیگیره محکوم به تکرار تاریخ هست.... در قرآن بارها دستور داده شده که از پیشینیان عبرت بگیرید و اتفاقات گذشته رو مطالعه کنید....

در مورد عملیات آزادسازی گروگان که قرار بود در ایران انجام بشه (موسوم به عملیات پنجه ی عقاب) سال 58 ، علت اصلی شکست عملیات نقص هلیکوپترهایی که قرار بود از دریای عمان به صحرای طبس بیایند. از هشت هلیکوپتر سه تای آنها وسط راه خراب شدند و فقط یکی از انها توانست به محل پروازش برگردد یکی از آنها هم در کرمان سقوط کرد.... بدیهی است وقتی حدود نصف ابزار شما در عملیات ویژه از بین برود آن عملیات عملا شکست خورده و لغو شده میباشد.

وقتی که عملیات بصورت قطعی لغو شد از رابط مرکز فرماندهی (که ظاهرا تو مصر قرار داشته) با سرهنگ چارلی بکویس فرمانده ی نیروهای دلتا در عملیات پنجه ی عقاب تماس میگیرن و دستور (در واقع مجوز) بازگشت نیرو ها رو میدن.... خلاصه اینکه اینها موقع بازگشت از عملیات وقتی یکی از هلیکوپترها میخواد بلند بشه از زمین برای سوختگیری و بازگشت ، برخورد میکنه به هواپیمای حامل سوخت و منفجر میشه.... و بقیه ی هلیکوپتر ها و هواپیما ها رو تا حد امکان برمیگردونن (اونهایی که سالم موندن) که البته تعدادیش هم اونجا جا میمونه علیرغم اینکه خیلی آسیب ندیده بوده....

شکست عملیات حداقل 16 دلیل عمده داره که هیچ ربطی به قضیه باد و طوفان ندارند.
اینی که گفتم خیلی خیلی خلاصه بود از چیزی که اتفاق افتاده. علت اینکه خلاصه گفتم اینه که یکم فضای آماده خوری بشکنه ، منبع میدم برید مطالعه کنید. برای مطالعه ی بیشتر به کتاب هنر استراتژیست نوشته ی ژنرال نیروی هوایی ایالات متحده آقای ویلیام کوهن مراجعه کنید. همچنین این منابع هم هست:
گزارش مجله ی نیروی هوایی ایالات متحده امریکا از عملیات ، چاپ ژانویه 1999 ، صفحه ی 62 و 63
کتاب خاطرات آقای سرهنگ چارلی بکویس فرمانده ی عملیات (کتابش دو سری ترجمه هم شده)
کتاب خاطرات رئیس سازمان CIA در آن زمان ، دریا سالار استانسفیلد ترنر
کتاب خاطرات آقای برژینسکی پیشنهاد دهنده ی اصلی عملیات طبس و استراتژیست و مشاور ارشد آقای کارتر (کتاب قدرت و اصول اخلاقی فصل 13)
گزارش دریاسالار هالووی ، مسئول بررسی علل شکست عملیات ، چاپ شده آگوست 1980 در گزارش خودش صفحه ی 32
گزارشی از سازمان CIA که سال 2009 از طبقه بندی محرمانه خارج میشه و منتشر میشه. گزارش ارزیابی علمیات پنجه ی عقاب ، بخش سوم صفحه ی 23
گزارش دانشکده ی دفاع ملی آمریکا چاپ 1984 از بررسی و بازسازی عملیات
گزارش دانشکده ی دانشکده ی نیروی زمینی ایالات متحده 1987
گزارش دانشکده ی فرماندهی ستاد دانشگاه سپاه تفنگداران دریایی آمریکا ، سال 2000 و 2001 از بررسی عملیات طبس (واحد فرماندهی توسعه ی رزمی) صفحه ی 35 و 36 و 37

امریکا اومد فرماندهی عملیات ویژه رو تشکیل داد بخاطر اینکه از شکست در این عملیات درس گرفت. ما از این عملیات هیچ درسی نگرفتیم و نخواهیم گرفت تا وقتی که به بهانه ی توحید افعالی بخوایم تنبلی کنیم
اینا منابع بود که براتون گفتم ، نمیگم برید از نزدیک بازدید کنید هلیکوپتر ها رو ، حداقل یکی از این منابع رو کسی میره بخونه؟ کسی قبل از اینکه من اینجا بگم رفته دنبالش؟

این همه منبع رو بشینیم بررسی کنیم؟ کی حالش رو داره... همون بگیم کار خدا بود و خودمون رو خلاص کنیم. هرکس هم حرف جدید خواست بزنه با روش کلیسایی بزنیم توسرش که تو ضد خدا و ضد توحید و ضد سخن امام خمینی و سایر بزرگان داری حرف میزنی....

اینه که میبینید آمریکا و هژمونی غرب به لحاظ تکنولوژیک پیشرفت میکنن و از همین راه میزنن تو سر من و توی مسلمان ، بعد واقعا قباحت داره که بعد از 35 سال هنوز مردم ما نمیدونن قضیه چی بوده همه ش خدا خدا میکنن. غافل از اینکه خدا خدا کردن تا وقتی به دستور خودا عمل نکنید فایده ای برای شما نداره ، به مثابه جبر گراها و صوفی ها میشینید توی خونه و خدا خدا میکنید و دست روی دست میذارید.... من اسم اینو میذارم صوفی گری و جبری گری مدرن (بر وزن جاهلیت مدرن).
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا