کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
رحمت للعالمین
۱۷:۱۳, ۶/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام هستى بخش جهان آفرين
نكاتى در شناخت اجمالى حقّ و باطل



:
شكر و سپاس بى منتها، خداوند متعال را كه ما را از امّت مرحومه قرار داد و به صراط مستقيم ولايت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام هدايت نمود



.
و بهترين تحيّت و درود بر پيامبر عاليقدر اسلام و اهل بيت گراميش - صلوات اللّه عليهم اجمعين - باد



.
و لعن و نفرين فراوان بر دشمنان و مخالفان اهل بيت رسالت ، كه در حقيقت دشمنان خدا و قرآن هستند



.
از همان دورانى كه خداوند متعال اوّلين فرد انسان يعنى حضرت آدم ، ابوالبشر عليه السلام را آفريد، تمام نيازمندى هاى درونى و برونى او را تأ مين نمود، ازهمان زمان دو نوع حجّت ظاهرى و باطنى براى هدايت و سعادت بشر مهّيا گرداند



.
امّا حجّت ظاهرى يعنى انبياء و اوصياء و... عليهم السّلام به عنوان حجّت و خليفه الهى در مقابل جبهه باطل يعنى شيطان مغرور و متكبّر قرار گرفته است



.
امّا حجّت باطنى يعنى عقل ، كه اين نيروى هدايت گر درون مرزى و باطنى ، انسان را در مقابل هواهاى نفسانى و شهوانى مساعدت مى نمايد



.
از همان دوران ابتداء زندگى ، جنگ و گريز بين اين دو جبهه حقّ و باطل آغاز گشت و هر كدام تلاش داشته و دارد تا صاحب خود را به سمت سعادت و خوشبختى و يا شقاوت و بدبختى در دنيا و آخرت سوق دهد



.
و در هيچ زمانى بين اين دو گروه سازش نبوده و نخواهد بود، زيرا بين حقّ و باطل سازش و صلح معنا ندارد، مگر به جهت سياست و تقيّه كه آن هم مشروط به شرايطى مى باشد



.
تشخيص حقّ و باطل بر بسيارى از افراد، مشكل و چه بسا غير ممكن مى باشد، چون هر كس در هر موقعيّتى كه باشد، با شعارهاى پوچ وظاهرى فريبنده مدّعى حقّانيّت خود خواهد بود و ديگرى را بر خلاف و باطل مى شناسد ولى آنچه مسلّم و مورد قبول همگان است ، اين مطلب است كه حقّ يكى ، در يك جهت و در پيروى از يك فرد معيّن ثابت و پايدار خواهد بود، بر خلاف باطل كه ممكن است به شكل هاى گوناگون و در جهت هاى مختلف پديدار گردد واهل آن هر روز خود را به شكلى بيارايند و با چهره اى جديد
جلوه گرى كنند




به همين جهت ، باطل هميشه متزلزل و ناپايدار است ، امّا حقّ و حقيقت ثابت و مستحكم و پا برجا باقى خواهد ماند، هر چند تحت فشارها و مشكلات عديده اى قرار گيرد



.
در بين تمامى مذاهب و اديان ، تنها آن دين و آئينى بر حقّ و سعادت بخش است كه از جانب آفريدگار و حكيم عَلَى الا طلاق باشد، چون تنها او آشنا به تمام نيازمندى ها و جريانات بشر در جهات مختلف مادّى و معنوى مى باشد، كه براى هدايت و سعادت جامعه ، نسبت به هر زمان و هر مكان ، رهبرى شايسته انتخاب و معرّفى نموده است



.
و با طلوع دين مبين اسلام به رهبرى اشرف مخلوقات و افضل پيامبران ، حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، تمام أ ديان و مذاهب ، منسوخ و باطل گرديد و تنها دين اسلام جامع كامل و قابل اجراء در هر عصر و زمان براى تمام جوامع بشرى قرار گرفت



و از آنجائى كه شياطين در هر زمان به شكلى در جامعه ظاهر گشته و با ايجاد تفرقه و حزب گرائى تلاش براى مخدوش كردن چهره واقعى حقّ داشته و دارند، تا جائى كه پس از شهادت و رحلت حضرت رسول ، امّت اسلامى را به چندين گروه متفرّق ساختند كه به طور مسلّم تمامى آن ها بر حقّ و واقعيّت نيستند، بلكه در اين ميان تنها يك فرقه بر حقّ و مابقى ، همه باطل خواهند بود



.
همان طورى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز در يك پيشگوئى مهمّ فرمود



:
سَتَفْتَرِقُ اُمَّتى عَلى ثَلاثَة وَ سَبْعينَ فِرْقَة ، فِرْقَةٌ ناجِيَةٌ وَ الْباقى هالِكُونَ
يعنى به همين زودى امّت من به هفتاد و سه گروه ، متفرّق و پراكنده مى شوند كه تنها يك گروه از ايشان بر حقّ و اهل نجات
خواهند بود و ما بقى همه باطل و اهل هلاكت و عذاب مى باشند




.
و نيز در حديثى ديگر فرمود



:
عَلىُّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلي ، يَدُورُ مَعَهُ حَيْثَ مادارَ
يعنى : امام علىّ عليه السلام در همه حالات همراه حقّ مى باشد و نيز حقّ و حقّانيّت در همه امور و حركات با آن حضرت خواهد بود
و حضرت ملاك و محور و مدار حقّ وحقيقت است




.
و در جائى ديگر چنين فرمود



:
عَلىُّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرآنُ مَعَ عَلي لَنْ يَفْتَرِقا
يعنى امام علىّ عليه السلام هميشه همراه قرآن مى باشد و قرآن نيز در همه احوال با آن حضرت و مؤ يّد وى است و اين دو از يكديگر جدائى ناپذيرند



.
و امام باقر عليه السلام ضمن يك حديث قدسى طولانى فرمود



:
وَ عِزَّتى وَ جَلالى وَ عُلُوّ شَأ نى ، لَوْلاكَ وَ لَوْ لا عَلىُّ وَ عِتْرَتُكُمَا الْهادُونَ الْمَهْديُّونَ الرّاشِدُونَ، ما خَلَقْتُ الْجَنَّةَ وَ النّارَ وَ لاَ الْمَكانَ وَ لاَ الاْ رْضَ وَ لاَ السَّماءَ وَ لاَ الْمَلائِكَةَ



...))
كه خداوند، به عزّت و جلال خود قسم ياد نمود: كه اى محمّد! چنانچه تو و علىّ بن أ بى طالب و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام كه همگى هدايت گر و هدايت يافته هستيد نمى بوديد، هرگز بهشت و دوزخ و ديگر موجودات را به عرصه وجود در نمى آوردم



.
و در راستاى تبعيّت از فرامين الهى اين ستارگان فروزان ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود



:
إ نّى مُخَلِّفٌ فيكُمُ الثِّقْلَيْنِ: كِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتى أ هْلَ بَيْتى فَإ نَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ يعنى همانا من دو چيز مهمّ و ارزشمند، يكى كتاب خدا قرآن و ديگرى عترت و اهل بيت خود را در ميان شما به عنوان امانت مى گذارم و آن دو از يكديگر جدائى ناپذيرند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند



.
و در رابطه با اين حديث شريف ، امام جعفر صادق از پدران بزرگوارش عليهم السلام نقل مى فرمايد كه از اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام پيرامون فرمايش پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله



: ((
إ نّى مُخَلِّفٌ فيكُمُ الثِّقْلَيْنِ



...
سؤ ال شد؟
در پاسخ فرمود: مقصود، من و حسن و حسين و 9 پيشوا و راهنماى ديگر كه همگى از نسل حسين مى باشند هستيم و دوازدهمين آن ها مهدى موعود عليه السلام خواهد بود



.
و در پايان افزود: ما اهل بيت در همه حالات همراه قرآن و نيز قرآن همراه با ما خواهد بود و هرگز از يكديگر جدائى ناپذيريم ، تا در روز قيامت بر لب حوض كوثر نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حضور يابيم



.
و نيز امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود: همانا ما اهل بيت رسالت ، يكى از آن دو امانت پيامبر خدا هستيم ، پيروى از ما همان تبعيّت و پيروى از فرامين قرآن و دستورات الهى خواهد بود


خلاصه حالات آخرين پيامبر و اشرف مخلوقات آن حضرت پيش از طلوع سپيده صبح ، روز جمعه يا روز دوشنبه ، هفدهم يا دوازدهم ماه ربيع الاوّل ، عام الفيل 55 روز پس از هلاكت اصحاب فيل در شهر مكّه شِعب ابى طالب ختنه شده و پاكيزه و خندان به دنيا آمد و جهانى تاريك را به نور مبارك خود روشن نمود



.
هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از شكم مادر تولّد يافت ، دست چپ خود را بر زمين گذارد و دست راست به سمت آسمان بلند نمود و چون كلمه توحيد را بر زبان جارى نمود، نورى از دهان مباركش ظاهر گرديد كه تمامى مكّه را روشنائى بخشيد



.
نام : محمّد ، احمد، محمود و ... صلّى اللّه عليه و آله



.
كنيه : ابوالقاسم ، ابوابراهيم ، ابوالطاهر، ابوالطيّب ، ابوالمساكين ، ابوالدُّرتين ، ابوالريحانَتَين ،ابوالسِبطَين و



... .
لقب : خاتم ، رسول اللّه ، رسول الرّحمة ، رسول الرّاحة ، نبيُّالرّحمة ، نبىٍّّ التّوبة ، سراج المنير، مبشّر، منذر، امين ، وفىٍّّ، مزمّل ، مدّثّر، عالم ، ماحى ، حاشر، شاهد و



... .
و در تورات : مادماد، در انجيل : فارقليط ملّقب شده است



.
پدر آن حضرت عبداللّه فرزند عبدالمطّلب و مادرش آمنه دختر وهب بن عبد مناف بوده است



.
حضرت رسول صلوات اللّه عليه با سى واسطه به حضرت آدم مى رسد و 9900 سال و چهار ماه و ده روز بعد از وفات حضرت آدم عليه السلام متولّد گرديد
نقش انگشتر: آن حضرت داراى دو انگشتر بود، نقش يكى



((
لاإ له إ لاّ اللّه ، محمّد رسول اللّه



))
و ديگرى



((
صَدَقَاللّه



))
بود كه هر دو را به دست راست خود قرار مى داد



.
دو ماه بعد از آن كه نطفه آن حضرت در رحم مادر قرار گرفت ، پدرش عبداللّه وفات يافت و دوران شيرخوارگى را توسّط حليمه سعديه سپرى نمود



.
در سنين چهار يا شش سالگى ، مادرش آمنه و در هشت سالگى ، جدّش عبدالمطّلب وفات كردند



.
همچنين نه سال و هشت ماه بعد از نبوّتش كه دو سال پس از خروج از شِعب ابى طالب باشد، عمويش ابوطالب وفات يافت و سه روز بعد از آن ، خديجه آن بانوى باوفا، در سن



65
سالگى در گذشت



.
در سنين سيزده سالگى به همراه عمويش عمران ابوطالب به شهر شام مسافرت نمود و نزد قبائل و قوافل مورد اعتماد و اطمينان قرار گرفت ،
به طورى كه لقب امين بر او نهاده شد




.
در سنين 25 سالگى از طرف خديجه براى تجارت به شام مسافرت نمود و چند ماه پس از بازگشت از سفر، با وى ازدواج كرد



.
در چهل سالگى 27 رجب به رسالت و نبوّت مبعوث گرديد و هنگامى كه دعوتش آشكار گرديد مورد اذيّت و آزار مشركان ومخالفان قرار گرفت تا جائى كه گفته اند



:
پس از گذشت پنج سال از بعثت در محاصره شديد دشمنان قرار گرفت و به ناچار در محلّى به نام شِعب ابى طالب به همراه ديگر يارانش پناهنده شد و مدّت سه سال با تحمّل سختى هاى فراوانِ اقتصادى ، اجتماعى ، سياسى و ... به سر برد



و چون اذيّت و آزار دشمنان ، بعد از وفات ابوطالب و خديجه شدّت گرفت ؛ روز پنجشنبه ، اوّل ربيع الاوّل يعنى سيزده سال پس از بعثت در سنين 53 سالگى ، آن حضرت به اصحاب و همراه يارانش از مكّه به مدينه مهاجرت نمود و دوازدهم همان ماه ، هنگام زوال خورشيد وارد مدينه گرديد ومدّت ده سال در آن شهر اقامت نمود



آن حضرت حدود يك سال قبل از هجرت از مكّه به مدينه ، در بيدارى با جسم و روح به معراج رفت و چون پاسى از شب گذشت پس از عروج از مسجد الحرام در مسجدالا قصى فرود آمدو



طبق فرمايش امام صادق صلوات اللّه عليه : پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله يكصد و بيست مرتبه به معراج رفت و در هر مرتبه خداوند بيش از ديگر فرايض و واجبات ، توصيه به ولايت امام علىّ و ديگر ائمّه اطهارعليهم السلام مى نمود
در نيمه ماه رجب ، سال دوّم هجرت ، در بين نماز عصر، قبله مسلمانان از بيت المقدّس به سمت كعبه متحوّل شد
روز هيجدهم ذى الحجّة ، سال نهم هجرى



پس از بازگشت از حجّة الوداع ، آن حضرت در محلّى به نام غدير خم ، از طرف خداوند متعال امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام را به عنوان خليفه خود و امام مسلمين در جمع كلّيه حُجّاج معرّفى و منصوب نمود، كه اكثر مفسّرين و تاريخ نويسانِ اهل سنّت نيز به آن تصريح كرده اند



.
حضرت رسول صلوات اللّه عليه ، چهل و هفت سَرّيه براى جنگ با مخالفان اعزام نمود كه خود حضرت در بيست و شش جنگ ، مشاركت وفرماندهى داشت و در 9 جنگ مقاتله و جهاد نمود



.
و در نهايت بعد از جنگ خيبر، توسّط زنى يهودى به نام زينب دختر حارث برادر مرحب به وسيله زهرى كه در آبگوشت ريخته بود، حضرت با تناول آن غذا مسموم شد و مدّتى پس از آن به شهادت رسيد



.
در تاريخ وفات حضرت اختلاف است ؛ ولى مشهور آن است كه در 28 ماه صفر، سال دهم هجرت



در اثر زهر مسموم و در سنين 63 سالگى شهيد گشت



.
قبر آن حضرت توسّط ابو عبيده جرّاح و زيد بن سُهيل ، حفر وآماده شد، و جسد مطهّرش توسّط امام علىّ عليه السلام با كمك عبّاس بن عبدالمطّلب و فضل بن عبّاس و اسامه ، تجهيز و در خانه شخصى خودش دفن گرديد



.
دربان حضرت را امام علىّ بن اءبى طالب عليه السلام و انس بن مالك وابو رافع نام برده اند



.
در تعداد زوجات در موقع شهادت 9 بنابر مشهور از خديجه هفت فرزند به نام هاى : قاسم ، زينب ، امّكلثوم ، رقيّه قبل از بعثت و طاهر، عبداللّه و فاطمه بعد از بعثت براى حضرت رسول به دنيا آمد؛ و از ديگر همسرش ماريه تنها يك فرزند به نام ابراهيم بعد از بعثت به دنيا آمد



.
و در موقع شهادت تنها فرزندى كه برايش به يادگار باقى مانده بود، حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها مى باشد



.
نماز آن حضرت : دو ركعت است ، در هر ركعت پس از حمد، همچنين در ركوع و پس از ركوع و در هر سجده و بين دو سجده و بعد از سجده دوّم پانزده مرتبه سوره قدر قرائت مى گردد، كه جمعاً 210 مرتبه در هر ركعت بايد خوانده شود
بعد از سلام نماز تسبيح حضرت زهراء سلام اللّه عليها خوانده شود و حوائج مشروعه خود را از خداوند متعال درخواست نمايد



.
مدح و منقبت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مژده ياران كه نوبهار آمد گل و سرو و سمن به بار آمد ابر رحمت در اين خجسته بهار گوهر افشان به كوهسار آمد وه چه عيدى كه در طليعه او عيد قرآن و دين نمايان است عيد ميلاد جعفر صادق آن كه چون آفتاب تابان است خاتم الانبياء كه خاك درش سرمه چشم اهل عرفان است اين دو ميلاد مقترن با هم مورد بحث نكته سنجان است دين و مذهب از اين دو يافت رواج در دو قالب نهفته يك جان است زين دو عيد بزرگ ايمانى تاج فخرى به فرق قرآن است اى خواجه عالم همه عالم به فدايت چون كرده خدا، خلقت عالم ز برايت ذات تو بود علّت و عالم همه معلول در حقّ تو لولاك از آن گفته خدايت شد ختم رسالت به تو اين جامه زيبا خيّاط ازل دوخته بر قدّ رسايت در روز جزا جمله رسولان مكرّم از آدم و عيسى همه در تحت لوايت هنگام سخا چون به عطا دست گشائى صد حاتم طائى شده درويش و گدايت مردم همه مشتاق به فردوس برينند فردوس برين تا شده مشتاق لقايت راضى به رضا گشتى و صابر به مصائب تا صبر و رضا مات شد از صبر و رضايت







ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عشقم کربلا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا