کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تاريخچه پوشش در ايران
۲۱:۱۸, ۱۰/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۳ ۲۲:۲۳ توسط یوسف יוסף.)
شماره ارسال: #1
آواتار
تاريخچه پوشش در ايران





[تصویر: sa3296.JPG]
تاريخچه پوشش در ايران
مقدمه

تجليات پوشش در ميان زنان ايران چنان چشمگير است که برخي از انديشمندان و تمدن نگاران، ايران را منبع اصلي ترويج حجاب معرفي کرده اند. (ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج 2، ص 78)
انسان در آغاز براي پوشاندن بدن خود از چيزهاي طبيعي استفاده مي کرد. نخستين بار حضرت آدم و حضرت حوا براي پوشاندن برهنگي هاي بدنشان از برگ درختان استفاده کردند شکارچيان عصر يخ در 25 هزار سال پيش، با به هم دوختن پوست جانوران خود را گرم مي کردند. (کتاب کليد دانش ص 196 - 197)
"مودودي" به شدت به افرادي که مي پندارند انسان هاي نخستين نيز همانند حيوانات به صورت عريان زندگي مي کردند و زنان در آن هنگام حجاب نداشته اند، مي تازد و چنين مي نويسد: «آنها تصور کرده اند که فطرت انسان نيز همانند حيوانات است» (مودودي، الحجاب ص 140، حجاب اسارت يا آزادي، ص 102)
شهيد مطهري مي گويد: قبل از اسلام، در ميان بعضي ملل حجاب وجود داشته است. در ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است. اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسيله اسلام در عرب پيدا شده است. (کتاب حجاب آزادي يا اسارت ص 35)
فرهنگ حجاب و پوشاندن بدن برهنه، فرهنگي است که از زمانهاي باستان تاکنون پاييده است و هرگاه ما عميقاً به پيشينه ي تاريخي و فرهنگي خود مراجعه نمائيم ملاحظه مي کنيم که فرهنگ درست پوشاندن تن و بدن، متناسب با اوضاع و احوال سياسي و اجتماعي مساله اي است که نياکان ما به آن مي انديشيده اند و در باور آنها تخطي از اين فرهنگ گناهي بزرگ محسوب مي شد.
"استرابون" مي نويسد: «ايرانيان اگر بخشي از بدنشان برهنه باشد آن را بي شرمي مي دانند و هميشه لباس بلند مي پوشند؛ بيشتر مردم قبايي مي پوشند که تا ساق پا را مي پوشاند.» (تاريخ اقوام ايراني، ص 124)
در مُهر بسيار ظريف و زيبا که در موزه لوور پاريس موجود است ملکه اي با لباس و تاج و چادر زنان هخامنشي بر مسند شاهانه اي تکيه زده و پاهايش بر روي چهارپايه اي کرسي مانند قرار دارد. (اقوام ايراني ص 140)
ايرانيان نخستين کساني بودند که کت آستين دار و نوعي شلوار ابتدايي براي سوارکاري طراحي کردند. زنان ايراني پيش از اسلام حجاب داشتند؛ ولي حدود حجاب اسلامي، پس از اسلام رايج شد. زنان مسلمان عرب از پوششي به نام (جلباب) استفاده مي کردند که شبيه روسري بلندي بود که تا کمر را مي پوشاند؛ اما ايرانيان چادر را ترجيح دادند که سنت ديرين آنان بود. زنان در ايران باستان خارج از منزل، لباس گشاد بر تن مي کردند يا چادر بر سر مي کردند. از دوره هاي پيش از اسلام داشتن پوشش روي سر، به صورت هاي عمامه، دستار، کلاه و تاج در بين مردان و روسري، چارقد، چادر، مقنعه و لچک در بين زنان، متداول بود. البته در هر دوره، شکل و نوع اين پوشش تغيير کرد. (کتاب کليد دانش ص 196 - 197) حجاب سخت و شديدي در ايران باستان حکمفرما بود حتي پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده مي شده اند. (کتاب حجاب آزادي يا اسارت ص 36)
پوشش ايرانيان پيش از پارسيان

"جيمز ليور" مي نويسد: «در نقس برجسته هايي که در نينوا يافت شده است چهره ي زنها به ندرت ديده مي شود. گو اينکه لباس مردان فراوان در اين نقش برجسته ها به چشم مي خورد؛ اما برخي مجسمه هاي خدايان زند يافت شده اند که رداهاي چين دار بلندي به تن دارند؛ دانستن اين نکته جالب است که به موجب قانوني که حدود هزار و دويست سال قبل از ميلاد وضع شده بود زنان شوهردار آشوري مجبور بودند در ملاء عام نقاب (روبنده) به چهره داشته باشند و اين قديمي ترين سابقه عرفي است که در آن نواحي پاييده است.»
تن پوش آزاد (بدون فرم و ساده و در حقيقت بدون دوخت) مانند تن پوش مصري ها، آشوري ها، رومي ها و يوناني ها نشانه اي از بزرگي و تمدن در آن دور بوده است و تن پوش هاي چسبان و دوخته شده نوعي توهين و بي تمدني و ابتدايي تلقي مي شده است. حتيتن پوش آزاد (بدون فرم و ساده و در حقيقت بدون دوخت) مانند تن پوش مصري ها، آشوري ها، رومي ها و يوناني ها نشانه اي از بزرگي و تمدن در آن دور بوده است و تن پوش هاي چسبان و دوخته شده نوعي توهين و بي تمدني و ابتدايي تلقي مي شده است. حتي رومي ها کساني را که تن پوش قالب تن مي پوشيدند مجرم شناخته و براي آنان مجازات اعدام قايل مي شدند. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 42)

[تصویر: sa32961.JPG]
پوشش در دوران مادها پايين به تدريج به تنگي گراييده است بر مچ آن نواري است که بر روي جلوي دهانه کفش، گره دار شده و دم پاي شلوار را جمع و تنگ مي کند. مردم ماد طبق نقوش سنگي تخت جمشيد شنلي دارند که مستطيل است و قد آن از جبه بلندتر است و تا نزديک مچ پا مي رسد، بر دو گوشه بالاي شنل دو بند تعبيه شده که در جلوي سينه به هم گره زده مي شده است. اين شنل در اغلب نقوش تخت جمشيد بر دوش قوم ماد به چشم مي خورد.
طبق نقوش برجسته و مجسمه هاي قبل از ميلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل با کمي تفاوت با پوشاک مردان يکسان بوده، مرد و زن به واسطه اختلافي که ميان پوشش سرشان وجود داشته از هم تمييز داده مي شدند. (حجاب آزادي يا اسارت ص 79)
پوشش در دوران پارس ها (هخامنشيان)

در کيش آريايي زنان محترم، محجوب بوده اند؛ زنان محترم ايراني براي حفظ حيثيت طبق ممتاز که آنان را از زنان عادي و طبقه چهارم امتياز مي دهد، صورت خود را مي پوشاندند و گيسوان خود را پنهان نگه مي داشتند (ويل دورانت؛ حسن صدر، حقوق زن در اسلام، اروپا ص 7 و 15؛ حجاب اسارت يا آزادي ص 78) در زمان داريوش، زنان طبقات بالايي اجتماع، جرأت نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمي شد که آشکارا با مردان رفت و آمد کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردي را ولو پدر و برادرشان باشد ببينند. در نقش هايي که از ايران باستان بر جاي مانده است صورت هيچ زني ديده نمي شود و نامي از ايشان به نظر نمي رسد. (حجاب آزادي يا اسارت ص 38؛ ويل دورانت تاريخ تمدن، ج 1، ص 552)
حداقل در ابتداي دوره ي هخامنشي، ملکه هاي پارسي از انظار به دور بودند. پلوتارک در شرح پادشاهي اردشير (404 - 359 ق. م) مي نويسد که ملکه استاتيرا مورد علاقه ي عامه ي مردم بود، چرا که پرده هاي کالسکه ي وي همواره بالا زده مي شد. بنابراين عموم زنان اجازه ملاقات و ديدار او را داشتند. (پوشاک در ايران زمين ص 422)
اخيراً در مقبره هاي پازيريک واقع در اتحاد جماهير شوروي سابق قطعه فرش کوچکي مشتمل بر مربع هايي بدست آمده که يکي از مستشرقين روسي بنام رونکه آن را متعلق به عهد هخامنشي مي داند.
اين فرش ظريف که هر سانتيمتر مربع آن از يک طرف دو گره و از طرفي ديگر بيست و چهار گره است نشان مي دهد که زنان آن عهد چهره خود را نمي پوشاندند ولي چنانکه اين فرش نشان مي دهد زنان آن عهد از پارچه شنل مانندي که روي سر مي انداخته و حالتي شبيه به چادر داشته است، استفاده مي کردند. (پوشش زن در گستره تاريخ، طيبه پارسا، ص 65؛ حجاب در اديان الهي، ص 130 - 131)
پارس ها از نظر لباس مانند مادها بودند. کوروش، لباسهاي مادي را به خصوص از اين جهت که عيب پوش بود اقتباس کرده بود. پس کوروش لباس کوتاه و تن نما را نمي پسنديده و لباس قومي او نيز همان لباس پارسي چين دار بوده و آن را بلند مي گرفته اند. پيراهن آنان پوششي ساده و بلند يا داراي چين و آستين کوتاه است و به زنان ديگر از آن دوره نيز بر مي خوريم که اينان چادر مستطيل بر روي همه لباس خود افکنده اند. (علي محمد آشنايي، حجاب در اديان الهي (انتشارات ياقوت 1378)، ص 1014، 115؛ حجاب اسارت يا آزادي، ص 80)
سر پرسي سايکس در مورد پوشش پارسها چنين مي نويسد: طبقات عاليه نسوان خود را از انظار عمومي مخفي نگه مي داشتند در مسافرتها براي آنان تخت روان به کار مي بردند که اطراف آن را پرده ها مستور مي داشت و در کتيبه ها و حجاريها هيچ وقت تصوير زن ديده نمي شود. (تاريخ ايران، ج 1 ژنرال سر پرسي سايکس، ص 225؛ حجاب در اديان الهي، ص 131)
مردان پارسي مانند زنانشان از نمايش بدن برهنه خود احساس شرم مي کردند و جز دو دست، نمايش برهنه هر يک از قسمتهاي بدن را خلاف ادب مي شمردند از اين رو سر تا پاي آنها با سربند و کلاه و جبه و ردا و پاپوش (شلوار يا جوراب شلواري و کفش) پوشيده مي شد حتي در زير لباس فراخ و پرچين شان لباسي سفيد که شامل يک نيم شلواري سفيد (شورت کوتاه) همچنين يک پيراهن سفيد چسبان بود مي پوشيدند که طبق نوشته هاي استرابون از پارچه نرم و سفيد چسبان بوده است. اين همانند نيم شلواري بوده است که به قول استاد ذکاء در ميان آشوريان به نام شلوار پاکدامني (عفت) رواج داشته است. زنفون در وصف لباس کوروش هنگام رفتن به پرستشگاهي در بابل مي نويسد: او يک نيم شلواري در زير قبايش پوشيده بود که رنگي تند داشت.) بنابراين پوشش زير تن پوش پارسها هميشه سفيد نبوده است. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 124)
[تصویر: sa32962.JPG]
[تصویر: sa32963.JPG]
[تصویر: sa32963.JPG]
[تصویر: sa32964.JPG]
[تصویر: sa32965.JPG]
[تصویر: sa32966.JPG]
[تصویر: sa32967.JPG]
[تصویر: sa32968.JPG]
[تصویر: sa32969.JPG]
[تصویر: sa329610.JPG]
[تصویر: sa329611.JPG]

[تصویر: sa329612.JPG]
[تصویر: sa329613.JPG]
[تصویر: sa329614.JPG]
[تصویر: sa329615.JPG]
پوشش در دوران پارتها (اشکانيان)

زنان بندرت در حجاريهاي پارتي به تصوير کشيده شده اند. ظاهراً لباس اصلي آنها مرکب از تن پوشي است پرچين و بلند با کمربندي در ناحيه ي کمر که بر روي قوزک پاها با چينهاي ظريف و فراوان مي افتد. اين جامه از تونيک گشاد مردانه، فقط از روي بلندي اش قابل تشخيص است. جزء ديگر جامه ي زنان پوششي بود که عقب سر را مي پوشانيد. چنين پوششهايي در سر تا سر خاور نزديک و کرانه ي اژه از دوره ي هخامنشي تا دوره ي پارت ها رواج داشته است. (پوشاک در ايران زمين، ص 79)
در اين دوران گاهي زنان با اشارپ هايي که دور سرشان پيچيده شده و روي شانه هايشان افتاده، به تصوير کشيده شده اند. (پوشاک در ايران زمين ص 164)
همه ي زنان ايراني بالاخص در تبريز، رداهاي مردانه را از روي سر مي پوشيدند که تمام اندامشان را مي پوشانيد. اينها رداهايي بودند از جنس ابريشم، انواع پارچه هاي جگري، پارچه هاي پشمي، مخمل و پارچه هايي از طلا... (پوشاک در ايران زمين، ص 180)
زنان با تن پوشهاي بلندي که جلويش تا پايين پا آمده، ديده مي شوند؛ با آستينهايي که برش و اندازه ي آنها متغير است و حداقل يک لايه يا شايد هم بيشتر از يک پوشش بر روي آن قرار گرفته است. (پوشاک در ايران زمين، ص 186)
بسته به پيش زمينه و موقعيت اجتماعي، سر با يک حجاب ضخيم سفيد يا شفاف که تا پشت بدن، پايين مي افتاد، يا به شيوه ي باشلق و کلاه باراني، يا شالي سبک تر از رنگ تيره که به دور سر، گردن و شانه ها پيچانده مي شد، پوشانيده مي گرديد. (پوشاک در ايران زمين، ص 186)
گاهي اوقات يک شال اضافي نشان داده شده، که به صورت دستمال گردنهاي سفيد يا رنگي در پشت سر بسته شده و تا پشت پاها مي افتاد يا آنکه ظاهراً توسط يک قطعه منجوق يا جواهر در زير چانه محکم مي شد. بعضي وقتها نيز نوعي روسري بادبزن شکل، که ظاهراً در جلو گره مي خورد و سپس روي گردن مي افتاد، ديده مي شود. (پوشاک در ايران زمين، ص 188)
زنان پارتي با شلوارهاي چين دار و پيراهن هاي دراپه دار و بلندتر از تونيک مردان و کلاه ها و تاج هايي که بسيار متفاوت با دوران قبل از خود بود و چادر به صورت کامل آن در قرن اول ميلادي در نقوش باقي مانده از اين دوران مطرح مي شوند. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 189)
اين حقيقت که زنان خاندان سلطنتي در کالسکه هاي پرده دار حمل مي شدند در مضامين حکايتهاي ادبي فارسي ريشه دارد و مشهورترين اين مضامين، داستان ويس و رامين، با ارائه اسناد تاريخي از عصر پارت ها است. در اين داستان ويس نه تنها در پشت پرده نشسته، بلکه نقابي نيز بر صورت دارد. (پوشاک در ايران زمين، ص 422)
چادر زنان اشکاني

چادر در قسمت پشت سر به کلاه بلند و مخروطي شکل و مطبقي وصل مي شده است که مانند تور عروس از پشت سر آويزان بود؛ زنان اشکاني در پوشش سر و استفاده از چادر بسيار پيشرفته تر از زنان هخامنشي بودند؛ و کلاه عمامه وار آنان تقريبا بيش تر موهاي آن ها را مي پوشانيد.
استاد ضياء پور مي نويسد: «چادرهايي که در مجسمه ها و نقش ها بوده، پارچه اي مستطيل شکل که به صورت استوانه اي در مي آورده اند، بوده است.» (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 192)
چادر زنان اشکاني به رنگهاي ارغواني و سفيد بوده است. مجسمه اشکاني زني از پالمير در موزه دمشق ، پوشش زنان اين دوره را به وضعي بسيار روشن نشان مي دهد.اين بانو نشسته و چادري او را پوشانده است. نقاشيهايي که بر ديوار معبد زئوس شهر دورا اوروپوس در بين النهرين کشيده اند مربوط به اشکانيان است و عده اي را با لباس مخصوص در حال برگزاري مراسم مذهبي نشان مي دهد در آن ميان زناني را نيز ساخته اند که پوشش آنان با رنگ آميزي هايشان مدرکي جالب براي شناسايي بيشتر با لباس بانوان آن عهد است. در اين نقاشي ها زني را نشان مي دهد که چادري ارغواني و بزرگ به سر افکنده که سرتا سر بدنش را پوشانيده است. زني ديگر بر اين ديوار نقاشي کرده اند که روي پيراهن ارغواني خود چادري سراسر سفيد پوشيده و بر روي آن يک تکه پارچه ارغواني افکنده است. (پوشاک باستاني ايرانيان، جليل ضياء پور، ص 201؛ حجاب در اديان الهي، ص 133 - 134)
بانوان پارچه اي را همچون شنل از روي دوش هاي خود مي آويختند و يا از آن مانند چادر استفاده مي کردند و گاه آن را مانند آنچه که اکنون در ميان قاسم آبادي ها معمول است به دور کمر خود مي بستند. سر بند زنان مانند سربند و شمله هاي کنوني زنان کرد و لر بسيار بزرگ بود. چادرها معمولا به صفحه اي فلزي نقش دار در روي شانه يا جلوي سينه، بند مي شده است. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 192)
تن پوش زنان پالميري به گونه اي ديگر بود؛ آنها پيراهن زيري را با آستين هاي گشادتري انتخاب مي کردند که يقه آن از زير گردن بندهاي چسبيده به گردن، پيدا بود ولي پيراهن رويي بسيار پرچين بود و چادر قسمت هاي بيش تري از بدن را پوشش مي داد. کفش ها بسيار ساده بود ولي در تزيين کلاه و پيراهن ها دقت بيشتري داشتند کلاه عمامه وار آنها مزين به جواهرات قيمتي بود. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 193)
نقاشي ديواري معبد زئوس در دورا اروپوس ، زن پارتي با چادر و کلاه
پوشش در دوران ساسانيان (قبل از اسلام)

حاصل پژوهش و بررسي بشقابهاي نقره نشانگر اين است که چادر براي زنان ساساني از عناصر مهم پوشش تن و سر بوده است که به صور گوناگوني آن را مورد استفاده قرار مي دادند. گاهي آن را مانند زنان روستايي ما به دور کمر يا پايين تر مي بستند (کوزه موجود در موزه ارميتاژ که تصوير زني را با لباس حرير نشان مي دهد که چادري بر روي کمر بسته است) و يا مانند بالاپوش، بر روي دوش خود مي انداختند؛ بلندي چادر تا وسط پا مي رسيد. البته در طاق بستان در صحنه شکار گراز سربندها و دستارهايي نيز بر سر زنان نوازنده چنگ مشاهده مي شود. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 243)
بايد دانست شنل نيز که به عنوان بالاپوش از عناصر مهم پوشاک زنان ساساني از نظر اجتماعي محسوب مي شد، شبيه چادر بود که ما آن را بر دوش آناهيتا به عنوان يک مقام والا و حيات بخش در طاق بستان مشاهده کرده ايم. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 244)
در کتاب «تمدن ساساني» چنين آمده است: حتي لباس هنر پيشگان زن، مانند لباسهاي بلند ساير بانوان تا پشت پا کشيده شده است. (علي سامي، تمدن ساساني ج 1، ص 186)
بلندي دامن پيراهن ها به قدري بود که مانع ديدن کفش مي گرديد. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 245)




ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: captaincharisma ، aakbarib ، مجید املشی ، مجتبی110 ، محمدهادی
۲۱:۲۰, ۱۰/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
تاريخچه پوشش در ايران 2





تاريخچه پوشش در ايران 2

پوشش ايرانيان بعد از اسلام


از تن پوش زنان در قرون اوليه (قرن اول و دوم هجري قمري) اطلاع چنداني نداريم ولي آثار باقي مانده (ديوار نگاره ها؛ نقش برجسته ها و غيره) و همچنين نوشته هاي پراکنده مورخان و نويسندگان (زيرا بيش تر آنان در مورد تن پوش زنان سکوت کرده اند) مي توان دريافت که تن پوش زنان در قرن اوليه تن پوش محلي بوده که ادامه همان تن پوش زنان دوره ساساني است و عناصر اصلي لباس زنان در دوران مختلف (طاهريان تا ايلخانيان) تقريبا يکسان بوده ولي مقنعه و چادر از عناصر اصلي و مهم پوشش زن در خارج از خانه در اين دوران بوده است. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 338)
زنان در اين دوره از دامن يا شلوار گشاد و پيراهن آستين دار که بلندي آن تا سر زانو مي رسيد (تونيک) و پيراهن ديگري که کوتاه و بي آستين بود و روي پيراهن زيري پوشيده مي شد (احتمالا به تقليد از زنان دوره ي ساساني) استفاده مي کردند؛ اين پيراهن (رويي) جلو باز بود و به وسيله ي دکمه بسته مي شد و کمربند و شالي هم زينت بخش آن بود و يک چادر سياه رنگ سراسري که تمام بدن را مي پوشانيد. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 278)
پوشش سر

پوشش سر در دوران اوليه اسلامي شامل: تاج و ديهيم و کلاه و عمامه و مقنعه و چادر بود و گاهي نيز از پيشاني بندهايي استفاده مي کردند که مزين به جواهر بود. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، 244)
مقنعه

مقنعه نيز از ديگر انواع پوشش سر بود که در دوران بعد از اسلام رايج بوده و در تصاوير، گوناگوني انواع آن را مشاهده مي کنيم. در آثار ادبي اين قرون و در اشعار شاعراني چون ظهير فاريابي و سنايي از مقنعه نام برده شده است.
در کتاب الترياق تصوير زني با مقنعه ديده مي شود (تاريخچه پوشش سر در ايران، ص 78، پيشين). زنان در قرن هفتم، دور مقنعه نواري مي بستند و در شاهنامه مکتب شيراز (سال 742 هجري قمري) نيز تصوير زني با مقنعه آورده شده که مربوط به دوره غزنوي است (تاريخچه پوشش سر در ايران ص 71، پيشين) در کتاب مقامات حريري تصوير زن پيري را با مقنعه آبي مشاهده مي کنيم که علاوه بر شانه ها تمام سينه او را پوشانيده است مقنعه به رنگهاي مختلف به ويژه سرخ (تاريخ اجتماعي ايران، ص 73؛ رواندي، ج هفتم، پيشين) در آن دوران رواج داشت. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، 348)
چادر

پيش از اسلام اين کلمه به پوشش سراسري اطلاق مي شده است و همان طور که قبلا گفتيم در دوره هخامنشيان اين پوشش همواره با تاج يا ديهيم به کار برده مي شد؛ در بعد از اسلام که صورت معرب آن شوذر به معني چادر در فارسي مورد استفاده قرار گرفت، همان معني از آن استنباط مي شود؛ يعني پوشش سراسري که زنان براي پوشاندن و ستر و حجاب برتر به کار مي بردند؛ اين پوشش در دوران اوليه اسلامي و بعد از آن يعني در دوران تمام حکومت هاي ايراني از طاهريان تا ايلخانيان به رنگ هاي زرد و آبي و سياه نيز کاربرد داشت؛ در کتاب خانم شهشهاني تصوير زني آمده است با پوشش سر مرواريد دوزي شده که به عقيده ايشان حالت چادري را دارد که از روي شانه آويزان است اين طرح از نقش پارچه اي مخملي اقتباس شده است (ر. ک. به کتاب تاريخچه پوشش سر در ايران ص 67 پيشين) و مربوط به قرن ششم يا پنجم هجري است. به نظر مي آيد که اين پوشش سر جدا از چادري است که بر روي شانه انداخته شده و چيزي شبيه بُرُنس است. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 249)
زنان يک حجاب سراسري داشتندکه در واقع چادر سياهي بود و هنگام خروج از خانه روبندي نيز از پيشاني آويزان مي کردند. زنان اين دوره از شلوار گشاد و سفيد رنگ و پيراهن کوتاه (تونيک) با آستين هاي کوتاه و قباي رنگين با آستين هاي بلند استفاده مي کردند که جنس آن ها غالبا از ابريشم يا زربفت بود. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 285) همراه چادرها از روبندهاي ابريشمي هم استفاده مي شد؛ مينياتوري از يک نسخه ي بسيار قديمي در کتابخانه ي ملي پاريس موجود است که ترکان خاتون مادر سلطان محمد خوارزمشاه و حرم هاي او در لشگر مغول را مي نماياند که دو زن يکي با چادر سفيد و ديگري با مقنعه و چادر سياهي نقاشي شده اند. آقاي دکتر چيت ساز نيز به رواج چادر به عنوان پوشش اصلي در ميان زنان دوره هاي مختلف تا ايلخانيان اشاره کرده اند. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 350)



پوشش زنان ابرانی در گذر زمان


[تصویر: 01.jpg]
[تصویر: 02.jpg]
[تصویر: 03.jpg]
[تصویر: 04.jpg]
[تصویر: 05.jpg]
[تصویر: 06.jpg]
[تصویر: 07.jpg]
[تصویر: 08.jpg]
[تصویر: 09.jpg]
[تصویر: 10.jpg]
[تصویر: 11.jpg]
[تصویر: 12.jpg]
[تصویر: 13.jpg]
[تصویر: 14.jpg]



[تصویر: 54vit7acjaw74t633k3b.jpg]

یا مهدی ادرکنی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: captaincharisma ، یاســین ، aakbarib ، مجید املشی ، مجتبی110 ، Bamdaad
۸:۴۹, ۱۱/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۳ ۱۴:۰۷ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #3
آواتار
با اینکه به صورت کاملا علمی ثابت شده که حجاب از ابتدا و حتی خیلی از قبلتر از پیدایش دین اسلام بوده اما بازهم عده ی زیادی تصور می کنن که حجاب از ابتدای اومدن اسلام به ایران به وجود آمده و قبل از اون حجابی نبوده!
از این مسئله مهمتر نوع عقیده در مورد حجاب هست در طول زمان دچار تحولی بنیادی شده. در تمام تاریخ ما همیشه حجاب برای زنان محترم و با طبقه ی اجتماعی بالاتر نشان ارزشمندیشان بوده و حتی دیده شده از با حجاب بودن زنان سطح پایین تر جلوگیری میشده. چرا که اگر حجاب مفهوم ارزشمندی داره لذا نباید زنان سطح پایین تر استفاده کنن!
اما چی میشه که برای برخی از افراد حجاب نشان از امل بودن و فرهنگ پایین تر رو تداعی می کنه؟!
شاخص فرهنگ رو چی در نظر گرفتن که در اون حجاب از ارزشمندی افتاده؟!
آیا جایگاه خداوند رو در این فرهنگشون در نظر دارن؟!
فرض کنیم که فرد اعتقادات دینی نداره. خب آیا جایگاه تاریخ بسیار غنی و کهنش رو در این فرهنگشون در نظر دارن؟!
هرطور که نگاه می کنیم می بینیم که حجاب کاملا ارزشمند بوده و یه عنوان یه اصل مطرح بوده.
حالا میتونیم به قدرت تهاجم فرهنگی پی ببریم

امضای مجید املشی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، یاســین ، Ali#59 ، Bamdaad
۴:۰۸, ۳۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
به نام خدای مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

[تصویر: 58.gif]
حجاب واقعیتی قبل از اسلام در ایران ... تصاویر + منابع

[تصویر: w535]

ویل دورانت معتقد است نقش پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجسته‌است که می‌توان ایران را منشاء اصلی پراکندن حجاب در جهان دانست.

ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۲، ص۷۸ و برتراند راسل، زناشوئی و اخلاق، ص۱۳۵.

بر پایهٔ آنچه موبد «رستم شهرزادی» گفته‌است، پوشش زن باید به گونه‌ای باشد که حتا یک تار موی او نیز آشکار نگردد. در خرده اوستا، چنین آمده‌است: «همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می‌پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‌کنیم».
خرده اوستا، فصل آفرینگان دهمان.

در ایران باستان زنان ومردان را هیچگاه برهنه نمی‌بینیم،
در هنگام نیایش باید کلاه یا روسری بر سر داشته باشیم زیرا هماهنگی در چهره‌ها ایجاد می‌کند و چهرة انسان روحانی تر خواهد بود.
کوروش نیکنام ؛ دکترای فلسفه زرتشت از دانشکده هندوستان و نماینده سابق زرتشیان در مجلس:

«مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می‌شوند. به نظر می‌رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده‌اند.

ضیاءپور، پوشاک باستانی ایرانیان، ص ۵۴.



از روی برخی نقوش مانده از دوران هخامنشیان، به زنان بومی بر می‌خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه‌است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که ازپهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.

ضیاءپور، پوشاک باستانی ایرانیان، ص ۵۶


ویل دورانت دربارهٔ زنان در دوران هخامنشیان می‌گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی‌شد که آشکارا با مردان(اختلاط) کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را ببینند. در نقش‌هایی که درایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمی‌شود و نامی از ایشان به نظر نمی‌رسد.»

ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۱، ص۵۵۲.


پلوتارک مورخ یونانی در مورد شرایط ایران در زمان هخامنشیان می‌نویسد که «هر گاه لازم است زنان ایران از خانه خارج شوند و به سفر روند، درون چادرهای در بسته‌ای می‌نشینند و چادر را بر روی گردونه‌ای قرار می‌دهند و حمل می‌نمایند.» احمد کسروی نتیجه می‌گیرد که استفاده از چنین چادری ویژه توانگران بوده و افراد عادی جهت رفت و آمد مشابه کوچکتر آن را بر سر می‌گرفته‌اند و به تدریج ظاهر آن تغییر کرده و به صورت امروز در آمده ولی نام چادر همچنان بر آن باقی مانده‌است.

خواهران و دختران ما احمد کسروی صفحه ۷


ایرانیان از دیرباز به پاکدامنی اهمیت می‌دادند و زنان ایرانی پوشیده با چادر یا پوشش‌های دیگری که بخش‌هایی از موها را می‌پوشاند و تنه را در بر می‌گرفت، در میان مردان ظاهر می‌شدند. در یک مهر سنگی استوانه‌ای که از دوره‌ی هخامنشی برجای مانده و اکنون در موزه‌ی لوور فرانسه نگهداری می‌شود، شاهزاده‌ی ایرانی و ندیمه‌هایش دیده می‌شود که شاهزاده چادر و ندیمه‌ها سرپوش دارند. در طرحی که روی سنگی در ارگیلی ترکیه نقش بسته است، زن ایرانی با پوشش چادر و سوار بر اسب دیده می‌شود. حتی سرپوش‌های پارچه‌ای دوره‌ی هخامنشی از زیر برف‌های منطقه‌ی پازریک روسیه پیدا شده است. (یادآوری می‌شود، سرزمین‌هایی که نام بردیم، بخشی از امپراطوری پهناور پارس‌ها بودند.)

سامی، ع/تمدن هخامنشی


لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین‌دار و یقه راست بوده‌است. پیراهن دیگری داشته‌اند که روی اولی می‌پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بوده‌است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.

جلیل ضیاء پور، پوشاک زنان ایرانی، ص ۱۹۴



درکتاب «پارتیان» نیزآمده‌است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو برتن می‌کردند، با شنلی که برافکنده می‌شد و نیز نقابی داشتند که معمولاً به پس سر می‌آویختند.

همچنین از آثار این دوره، روسری ابریشمین خوش رنگ و نگار و نفیس زنان سنگسری به جا مانده‌است که «ساخته مکنه» نام دارد و سده‌هاست که زنان سنگسری آن را می‌بافند و می‌آرایند. آنان این روسری را به ترتیب خاصی بر سر خود می‌بندند، که این خود نمونهٔ کامل پوشش سر زنان در زمان اشکانیان می‌باشد.

تاریخ سنگسر-مهدیشهر. چاپ اوّل. مؤلف، ۱۳۷۱. ص۳۶.
http://mehrdadz.blogfa.com/post/555
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، soora ، aaaaa ، Mohammad Trust ، عبدالرحمن ، آفتاب ، fateme-m ، fiftynine ، حوریه سادات ، مجتبی110 ، شیدا
۴:۵۷, ۳۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
مشکل کشور ما و جوان هاش، مشکل حجاب نیست، مشکل طرز تفکر و القای ذهنیه که اصلا روش کار نشده. شمت ذهن رو اصلاح کن، همه چیز درست میشه. ما معرفت دینی نداشتیم و مبلغان دینی ما اکثرا بیشتر از ما بی معرفت بودند. یه سخنرانی هست به اسم "علی تنهاست" توی صفحه ی اخر لینک داخل امضام هست. اونو گوش بدید تا متوجه بشید چرا میگم بی معرفتیم. بدون شناخت میخوایم بهبود ببخشیم ولی امکان پذیر نیست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میرزا احمد ، Eve ، حوریه سادات
۱۱:۰۴, ۴/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #6

با سپاس و درود فراوان ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust
۱۱:۱۴, ۴/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
هیچ کاری با زور جواب نمیده اگه جواب بده در آینده عواقب خیلی وحشتناکی خواهد داشت.

اگه طرز فکره جوان امروز اصلاح بشه و به اصطلاح آگاهی بخشی خوبی صورت بگیره خوده اون جوان تصمیم میگیره که حجاب داشته باشه.

حجاب فقط به پوشوندن مو و دست و پا نیست.

بعضی از مردم به ظاهر حجاب دارند اما طرز لباس پوشیدنشون از 100 تا بدحجاب زننده تره
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، حوریه سادات
۱۱:۱۹, ۴/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #8

(۴/مرداد/۹۳ ۱۱:۱۴)fateme-m نوشته است:  هیچ کاری با زور جواب نمیده اگه جواب بده در آینده عواقب خیلی وحشتناکی خواهد داشت.

اگه طرز فکره جوان امروز اصلاح بشه و به اصطلاح آگاهی بخشی خوبی صورت بگیره خوده اون جوان تصمیم میگیره که حجاب داشته باشه.

حجاب فقط به پوشوندن مو و دست و پا نیست.

بعضی از مردم به ظاهر حجاب دارند اما طرز لباس پوشیدنشون از 100 تا بدحجاب زننده تره
نه دوست عزیز اگر در ایران اجباری نبود ایران هم مانند ترکیه حجاب از بین میرفت چون صنعت مدیا خودمون مثل ترکیه میفتاد به جون فرهنگ مردم. نمیگم هالیوود نه مدیا خودمون حجاب رو از بین میبرد. مثل بسیاری از کشورها
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۳۰, ۴/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۳ ۱۱:۳۲ توسط fateme-m.)
شماره ارسال: #9
آواتار
ایران با رای اکثر مردم یک کشوره اسلامی نامیده شده و حجاب در این کشور اجباریه.
این موضوع کاملا روشنه و اصلا بحثی روش نیست.
من به شخصه با حجاب موافقم
اما به این موضوع فکر کردین وقتی برخوردای ناهنجار با افرادی که بدحجاب هستند صورت میگیره چه خطری برای ایران به وجود میاد؟
بخدا قسم طرز فکر همه ی مردم مهمه.
یک نفر یعنی یک خانواده.
اتحاد نباید بشکنه.
تا حالا فکر کردین اگه الان در مورد حجاب در ایران رای گیری بشه چند نفر به حجاب رای خواهند داد؟
منظور من از اجبار برای حجاب برخوردای افراد و مقامات مختلف با بدحجابیه مثل گشت ارشاد!
من به چشم خودم دیدم که مامورای گشت ارشاد چه حرکات زننده ای انجام میدن.
این اجبار برای حجاب با این لحن فقط دشمنی میاره...
بهتر نیست کمی مهربون تر و انسانی تر برخورد بشه؟
برای تبلیغ حجاب و نشون دادن فوایدش رسانه ها چقدر تبلیغ میکنن؟؟؟
آگاهی بخشی به صورت وسیع باید انجام بشه

نمیگم مشکلات کامل حل میشه اما تا حد زیادی حل میشه

انشاء الله...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، حوریه سادات
۱۱:۳۶, ۴/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #10
آواتار
نه اینا همش فتوچاپه و توطئه رژیم فعلی ایران !
(آره دیگه الان بازم مثل اون دفعه یه عده میان همین رو می گن دیگه !‌)
تازه موضوع هم تکراریه Arrogant
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  تاريخچه حجاب sagheb 0 979 ۲۷/شهریور/۹۲ ۱۲:۲۶
آخرین ارسال: sagheb

پرش در بین بخشها:


بالا