کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تنها حق است که صدایشان را می شنود
۱۸:۲۶, ۲۳/تیر/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
من یه عذرخواهی به تمام کسانی که رنجوندمشون بدهکارم. این چند روز تو شرایط واقعا بدی قرار داشتم. یه جورایی می خواستم به زمین و زمان گیر بدم. شرایط روحیم اصلا خوب نبود. بگذریم که چی شد برای من و چی گذشت. در کل به صورت استعاری بگم که به ادوارد دست قیچی دروغ گفتن. اینجوری دیگه کسی ناراحت نمی شه. الآن به بهونه این مطلب برگشتم تالار. امیدوارم منو ببخشین.
_______________________________________________________________________________________
تنها حق است که صدایشان را می شنود...

تنها حق است که صدایشان را می شوند. هیچ احدی نتوانست صدای گریه ی پدر را بشنود. اما چه شد که فریاد ده ها کوه در دالان های بیمارستان به هوا رفت؟ چه شد که کوهی را به صدا در آورد تا تمام اهالی شهر بشنوند "فرزندم!"؟ دست بر سرش کوفت که این چه سرنوشت شومی بود؟ این چه سهرابی بود که بدون شمشیر و گرز جنگید، در حالی که حتی در میدان جنگ نبود. سهراب قصه ی او جلوی هیچ ماشه ای نایستاد. سهراب قصه ی او در خانه اش بود. کنار تهمینه اش بود. سهراب قصه ی او با اسباب بازی هایش مشغول بود. سهراب قصه ی رستم، هر چه بود، هر چه کرد، واقعی بود. سهراب این قصه به دست رستم کشته نشد. به جرم رستم کشته شد. دیدی که چگونه رستم را برای محاکمه اش به آتش کشیدند؟ حتی آتش جهنم هم مانند آتش مرگ سهراب نمی سوزاند. دیدی که چگونه این کوه در هم شکست؟ این قهرمان خیال های سهراب چگونه گریست؟ سهراب را کشتند و کمر رستم را شکستند. صدایش را شنیدی؟
نه! تنها خداست که صدای کمر های خرد شده را می شنود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا