|
جوانان سنی که شیعه شدند..
|
|
۱۱:۴۳, ۲/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به خود می گفتم در آخر فیلم اسامی کتاب هایی که بر اساس آن فیلم را ساخته اند با تمام مشخصاتشان را نمایش می دهند بیشتر آنها کتاب های تاریخی اهل سنت است اگر دروغ است چرا تاریخ نویسان سنی آن را نقل کرده اند و اگر راست است چرا ملاها و مولوی ها می گویند دروغ است؟ به گزارش شیعه آنلاین، "درّزاده" جوان باهوش و با استعداد است. وی در شهرستان نیکشهر تحصیل می کند و بیش از یک هفته است که به مذهب اهل بیت (علیه السلام) گرویده است. او درباره چگونگی شیعه شدنش چنین می گوید: از زمانی که فیلم مختار از تلویزیون پخش می شد هر هفته این فیلم را می دیدم. خیلی علاقه به این فیلم داشتم. از قسمت هایی که خیلی من را متاثر کرد آنجا بود که صحنه هایی از واقعه ی کربلا را به تصویر کشیده بودند که دل هر سنگی را آب می کرد. آنجا که امام حسین (علیه السلام) و اصحابش نماز می خواندند و آن لعنتی ها به طرفشان تیر پرتاب می کردند دلم شکست و اشک هایم برروی گونه هایم سرازیر شد. به خود گفتم مگر امام حسین (علیه السلام) نوه پیامبر نبود؟ مگر پیامبر جلوی اصحاب نوه های خود را احترام و نوازش نمی کرد؟ مگر نه این است که نگه داشتن احترام فرزند احترام به پدر و جد است؟ مگر در قرآن کریم پیامبر نفرموده: از شما هیچ اجر و مزدی در برابر رسالتم نمی خواهم مگر اینکه نزدیکان من را دوست بدارید؟ پس چرا اینگونه فرزندان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به فجیع ترین وضع به شهادت رساندند؟ مگر چه جرمی مرتکب شده بودند؟ ![]() مدام این سوالات را در ذهنم مرور می کردم و صحنه های کربلا را تصور می کردم. ولی قضیه برای من حل نمی شد. از ملاها درباره فیلم مختار سوال می کردم می گفتند: دیدن این فیلم حرام است و این فیلم دروغ را شیعیان ساخته اند برای اینکه اهل سنت را بد نام کنند. پرسیدم: کجای فیلم علیه شما اهل سنت است؟ گفت: آنجا که عبیدالله بن زیاد مثل سنی ها وضو می گرفت. از دلیلی که آورد در دلم خندیدم و گفتم: ابن زیاد شیعه بود یا سنی؟ گفت: سنی. گفتم: پس چه توهینی به شما کرده اند. گفت: با حالت تمسخر و خنده دار آن را نشان داده است. دیگر با ملا بحث نکردم که مبادا به من شک کند زیرا اگر کسی با آنها بحث کند وآنها را سوال پیچ کند سریع برچسب تشیع می زنند. به خود می گفتم در آخر فیلم اسامی کتاب هایی که بر اساس آن فیلم را ساخته اند با تمام مشخصاتشان را نمایش می دهند بیشتر آنها کتاب های تاریخی اهل سنت است اگر دروغ است چرا تاریخ نویسان سنی آن را نقل کرده اند و اگر راست است چرا ملاها و مولوی ها می گویند دروغ است؟ برای من یک سوال مهم پیش آمده بود که چرا اهل سنت مانند شیعه اینقدر به اهل بیت اظهار علاقه نمی کنند؟ وقتی از یک مولوی سوال کردم آیا حاضرید یزید را به خاطر جنایاتی که کرده لعن کنید؟ گفت: نه. گفتم چرا؟ گفت: خب یک اشتباهی مرتکب شده لعن کردن کار من و شما نیست. لعن کردن کار خدا است و خدا می داند چه کسی را لعن کند و چه کسی را لعن نکند. گفتم: اگر ما دعا کنیم که لعنت خدا بر یزید باد آیا اشکال دارد؟ گفت: نه. گفتم: همین کار را حاضرید بکنید؟ گفت: نه! گفتم: آیا یزید با سه جنایتی که در 3 سال حکومتش انجام داد که سال اول امام حسین (علیه السلام) و یارانش را شهید کرد و سال دوم به مدینه حمله کرد و تا سه روز جنایت هایی به بار آورد که زبان از گفتن آن قاصر است و سال سوم کعبه قبله گاه مسلمین را به آتش کشید باز هم شما نمی خواهید او را لعن و نفرین کنید؟ پس چه کسانی مستحق لعن هستند؟! از یکی از دوستان شماره یک روحانی شیعه را گرفتم و از او این سوالها را پرسیدم. حرف عجیبی زد که تنم را به لرزه در آورد و پنجره ی جدیدی را مقابل من باز کرد. می گفت: یکی از علمای اهل سنت به نام سعد الدین تفتازانی در کتاب شرح المقاصد از این راز پرده برداشته و در بیان علت اینکه چرا علمای اهل سنت حاضر نیستند یزید لعن کنند می گوید: فان قلت فمن علمأ المذهب من لم یجوز اللعن علی الیزید مع علمهم بانه یستحق ذلک و یزید قلت تحامیاً من ان یرتقی الی الاعلی فالاعلی. «اگر بگویید پس چرا برخی از علمای مذهب ما لعن یزید را تجویز نمیکنند با این که میدانند یزید استحقاق لعن و بیشتر از لعن دارد؟من پاسخ میگویم که هدف آنها پیشگیری از رواج و سرایت آن به شخصیتهای برتر است» شرح المقاصد، ج 5، ص 311 گفتم: چطور؟ بیشتر توضیح دهید. گفت: اهل سنت حاضر به لعن یزید نیستند چون اگر یزید زیر سوال برود این سوال پیش می آید که این فرد فاسد و بی دین را چه کسی خلیفه مسلمین قرار داده؟ می گویند: معاویه! پس معاویه با وجود اینکه می دانست فرزندش چنین موجود فاسدی است ولی به زور از مردم برای او بیعت گرفت. پس معاویه در جنایات یزید شریک است و معاویه زیر سوال می رود. حال چه کسی معاویه با این اوصافی که داشت حاکم شام قرار داد؟ جواب می دهند: خلیفه ی دوم عمر بن خطاب. چون با لعن یزید، عمر بن خطاب زیر سوال می رود حاضر به لعن یزید نیستند تا مبادا کار خلیفه ی دوم زیر سوال نرود. با تعجب پرسیدم: پس عمر در شهادت امام حسین (علیه السلام) دست داشته است؟! گفت: به صورت غیر مستقیم بله. چون مسیر امامت را عوض کردند و جاده اصلی را کج کردند و آخرش به آنجا رسید که نوه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را با لب تشنه بین دو رودخانه شهید کردند و یک سوال اساسی باقی مانده که چرا عمر بن خطاب در دوران خلافتش همه ی استاندارن خود را جابجا کرد و تنها استانداری که نه خلیفه دوم و نه خلیفه ی سوم او را تغییر ندادند معاویه بن ابی سفیان بود؟! آنقدر او را بر سر قدرت نگه داشتند که وقتی زمان خلافت ظاهری امیرالمومنین ایشان تصمیم می گیرد او را از مسند قدرت پیاده کند به جنگ حضرت می آید و خون هزاران مسلمان را بر زمین می ریزد! از راهنمایی های آن روحانی تشکر کردم و با او خداحاقظی کردم و به خود گفتم: حال که علمای اهل سنت برای زیر سوال نرفتن خلفای خود حاضرند بر تن یزید ملعون لباس قداست بپوشانند پس بسیاری از حقایق است که آن را کتمان کرده اند و حاضر نیستند بازگو کنند تا مبادا بزرگانشان زیر سوال بروند. از آنجا فهمیدم که راز انکار شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها آن هم در اوج جوانی، همین مسئله ی زیر سوال نرفتن صحابه است و الا هیچ دلیل منطقی و ثابتی برای درگذشت حضرت زهرا سلام الله علیها ندارند و مولوی ها خود را به این در و آن در می زنند تا دلیل قانع کننده ای برای سوالات بی شمار اهل سنت بیایند! با این حقایقی که یافتم به هیچ وجه نمی توانستم خود را قانع کنم که در روز قیامت در برابر سوال پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درباره اهل بیت خود چه پاسخی بدهم جز اینکه به مذهب نورانی اهل بیت (علیه السلام) بپیوندم و شیعه شدم. هنوز خانواده ام از شیعه شدنم خبر ندارند. گاهی درباره امام حسین (علیه السلام) و ظلم هایی که در حقشان شده با آنها صحبت می کنم ولی آنها فقط گوش می دهند و هیچ عکس العملی نشان نمی دهند. از خداوند متعال که صاحب قلوب است می خواهم قلوب آنها را به سمت اهل بیت (علیه السلام) هدایت کند. آرزوی دارم خداوند توفیق زیارت حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها و برادرش امام رضا (علیه السلام) را نصیب من بگرداند و با فقر اقتصادی که داریم اگر مومنین بانی خیر نشوند بعید است به این زودی ها بتوانم حرم با صفا و نورانی کریمه ی اهل بیت و ثامن الحجج (علیه السلام) را زیارت کنم. منبع : شیعه آنلاین |
|||
|
|
۱۲:۰۳, ۲/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
با تشکر زیاد از رامین عزیز:
حقیقت حقانیت شیعه آشکارتر از خورشید است ولی بعضی از ما چشممان را بر این خورشید بسته ایم. به نظر من یک بچه شیعه براحتی می تواند یک عالِم سنی را با دلایل محکم محکوم کند البته از دوستان می خواهم اصلا وارد این بحث نشوند. |
|||
|
|
۱۰:۵۴, ۵/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/خرداد/۹۰ ۱۰:۵۹ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم پسر شیعه شده قرضاوی وارد ایران شد عبدالرحمن، پسر شیعه شیخ یوسف القرضاوی، مفتی اهل سنت جهان که از چند سال پیش به مذهب تشیع گرویده است امروز در سفری یک هفته ای، به همراه هیئتی مصری وارد ایران شد. به گزارش گروه بین الملل مشرق، عبدالرحمن یوسف، شاعر مشهور و فرزند شیخ یوسف قرضاوی مفتی اهل سنت جهان که عضو فعال جوانان میدان التحریر قاهره بود و پس از جنگ 33روزه، قصیدهای در مدح سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان سرود و خبر شیعهشدنش نیز منتشر شد ۳ خردادماه به همراه هیئتی از شخصیتهای علمی، فرهنگی و ادبی مصر برای اقامت یک هفتهای وارد تهران شد. به گزارش مشرق، این هیئت که میهمان مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام هستند، شامل شخصیت های برجسته فرهنگی و علمی مصر از جمله دکتر "علوی امین" استاد دانشگاه الازهر، "عادل المعلم" مسؤول انتشارات دار الشروق، "احمد السویفی" روزنامه نگار معروف و خانم "امانی ماجد" مسؤول بخش دینی مؤسسه "الاهرام" است. "علوی امین" نیز از برجسته ترین اساتید دانشگاه الازهر است که کتاب "ابوطالب(علیه السلام)، مسلمان بود" را در راستای اثبات حقانیت شیعیان در مسلمان بودن آن حضرت به رشته تحریر درآورده است. بر اساس اعلام مجمع جهانی اهل بیت(علیه السلام)، این سفر با هدف ترمیم روابط فرهنگی مصر و ایران و آشنایی نسل جدید مسلمانان مصری با مسلمانان ایران انجام می گیرد. عبدالرحمن یوسف القرضاوی که در دوران حکومت حسنی مبارک، شجاعانه اقدام به انتشار قصائد و اشعار استبدادستیزانه خود علیه رژیم مصر می کرد، پس از جنگ 33روزه به لبنان شتافت و از شیعیان بازمانده حملات رژیم صهیونیستی در ضاحیه بیروت، عیادت کرد. وی همچنین آبان ماه سال 87 با حضور در مراسم گرامیداشت "روز شهید" در ضاحیه بیروت، با قرائت شعر بلندی، از سید حسن نصرالله و مقاومت شیعی در جنوب لبنان تمجید کرد و مفتیهای وهابی را به علت صدور فتاوایی علیه مقاومت اسلامی حزبالله لبنان علیه رژیم صهیونیستی به مارها و عقربها تشبیه کرد که این شعرخوانی وی با استقبال شدید حضار مواجه شد. پیش از این، حجتالاسلام والمسلمین علی الکورانی، از علمای لبنانی مقیم قم در گفتوگویی با شبکه تلویزیونی "اهل البیت(علیه السلام) " اعلام کرده بود: «آقای عبدالرحمن القرضاوی، پسر شیخ یوسف القرضاوی (مفتی اهل سنت) به مذهب تشیع گرویده است.» روزنامه لبنانی "البلد " نیز فاش کرده بود، علت خشم اخیر شیخ یوسف القرضاوی از مذهب تشیع، شیعهشدن یکی از نزدیکان اوست. این روزنامه به رابطه خویشاوندی وی اشارهای نکرده بود اما شیخ "ماهر حمود " امام جماعت مسجد "القدس " و از علمای برجسته لبنان نیز در پی انتشار این خبر، صحت آن را تأیید کرد. پایگاه اطلاعرسانی هجر نیز به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرد: «عبدالرحمن یوسف، انسانی اخلاقمدار است و همواره احترام پدر خود را حفظ میکند و به همین دلیل تا کنون از اعلام علنی تشیع خود، خودداری کرده و سعی دارد این موضوع را از طریق دوستانه و محترمانه با پدر خود، حل و فصل کند و اذا تا اطلاع ثانوی، از اعلام این پرهیز خواهد کرد.» عبدالرحمن یوسف که از محبوبیت فراوانی بین عربزبانان جهان برخوردار است، همچنین پس از جنگ 33روزه، با سفر به جنوب لبنان و شهرهای بنتجبیل، مارونالرأس و ضاحیه جنوبی بیروت که منطقه شیعهنشین پایتخت لبنان است ضمن بازدید از ویرانههای باقیمانده از حملات رژیم صهیونیستی، با شیعیان و ایتام شهدای این مناطق، ابراز همدردی کرد. وی همچنین دیوان جدیدی با عنوان "اکتب تاریخ المستقبل " (تاریخ آینده را بنویس) منتشر کرده است که در ابتدای کتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدایی به حضرت سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله که از پروردگارم میخواهم او را از شر موشکهای یهود و نیز موشکهای اعراب حفظ کند.» وی همچنین دیوانی با عنوان "اکتب تاریخ المستقبل " (تاریخ آینده را بنویس) منتشر کرده است که در ابتدای کتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدایی به حضرت سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله که از پروردگارم میخواهم او را از شر موشکهای یهود و نیز موشکهای اعراب حفظ کند.» عبدالرحمن یوسف که عضو جنبش "الکفایة " و عضو تحریریه روزنامه "دستور" نیز هست و اشعار شدیداللحنی علیه "حسنی مبارک " دیکتاتور مخلوع مصر سروده بود، در سالهای اخیر، علاقه خود را به جبهه حق و عدالت بویژه جمهوری اسلامی ایران و حزبالله لبنان، به شیوههای مختلف ابراز کرده و از جمله آنها قصیدهای است که در بیت پایانی آن آورده است: «ألـْـق ِ العُـصَابـَــة َ عَـنْ عَـیْـنـَیـْـکَ تحْجُبُهَا - عَـنْ رُؤیـَـةِ النـَّـار ِ تـَشـْـوی وَجْـهَ لـُبـْنـَانـَـا... بالأمْـس ِ کـُنـَّـا نـَـرَى فی العـِـزِّ " قـَاهِــرَة - و الیـَــوْمَ نـَـرْقـُـبُ نـحْـوَ الـعِــزِّ " طـهــرَانـَـا (چشمبندت را از دیدگانت بیفکن زیرا چشمانت را از دیدن آتشی که چهره لبنان را سوزانده است پوشانده... ما تا دیروز عزت را در قاهره میدیدیم اما امروز از شوق دستیابی به عزت، تهران را مینگریم.) به گزارش مشرق، همچنین قرار است طی روزهای آینده، شب شعری با حضور شعرای برجسته ایرانی در شهر مقدس قم به افتخار "عبدالرحمن یوسف" برگزار شود. زیارت حرم حضرت معصومه سلام الله علیها و مصاحبه با برخی رسانه های ایرانی نیز از دیگر برنامه های این هیئت مصری در ایران است. «الحمدُ للهِ الذی جَعَلنَا مِنَ المُتَمَسِّكِینَ بِوِلایَتِ اَمیرِالمُؤمِنین وَ الاَئِمَّةِ عَلَیهِمُ السلام» |
|||
|
|
۱۵:۰۰, ۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
![]() "هر هفته این فیلم را می دیدم. خیلی علاقه به این فیلم داشتم. از قسمت هایی که خیلی من را متاثر کرد آنجا بود که صحنه هایی از واقعه ی کربلا را به تصویر کشیده بودند." به گزارش رجانیوز به نقل از شیعه آنلاین، "درّزاده" جوان باهوش و با استعداد است. وی در شهرستان نیکشهر تحصیل می کند و بیش از یک هفته است که به مذهب اهل بیت (علیه السلام) گرویده است. او درباره چگونگی شیعه شدنش چنین می گوید: از زمانی که فیلم مختار از تلویزیون پخش می شد هر هفته این فیلم را می دیدم. خیلی علاقه به این فیلم داشتم. از قسمت هایی که خیلی من را متاثر کرد آنجا بود که صحنه هایی از واقعه ی کربلا را به تصویر کشیده بودند که دل هر سنگی را آب می کرد. آنجا که امام حسین (علیه السلام) و اصحابش نماز می خواندند و آن لعنتی ها به طرفشان تیر پرتاب می کردند دلم شکست و اشک هایم برروی گونه هایم سرازیر شد. به خود گفتم مگر امام حسین (علیه السلام) نوه پیامبر نبود؟ مگر پیامبر جلوی اصحاب نوه های خود را احترام و نوازش نمی کرد؟ مگر نه این است که نگه داشتن احترام فرزند احترام به پدر و جد است؟ مگر در قرآن کریم پیامبر نفرموده: از شما هیچ اجر و مزدی در برابر رسالتم نمی خواهم مگر اینکه نزدیکان من را دوست بدارید؟ پس چرا اینگونه فرزندان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به فجیع ترین وضع به شهادت رساندند؟ مگر چه جرمی مرتکب شده بودند؟ مدام این سوالات را در ذهنم مرور می کردم و صحنه های کربلا را تصور می کردم. ولی قضیه برای من حل نمی شد. از ملاها درباره فیلم مختار سوال می کردم می گفتند: دیدن این فیلم حرام است و این فیلم دروغ را شیعیان ساخته اند برای اینکه اهل سنت را بد نام کنند. پرسیدم: کجای فیلم علیه شما اهل سنت است؟ گفت: آنجا که عبیدالله بن زیاد مثل سنی ها وضو می گرفت. از دلیلی که آورد در دلم خندیدم و گفتم: ابن زیاد شیعه بود یا سنی؟ گفت: سنی. گفتم: پس چه توهینی به شما کرده اند. گفت: با حالت تمسخر و خنده دار آن را نشان داده است. دیگر با ملا بحث نکردم که مبادا به من شک کند زیرا اگر کسی با آنها بحث کند وآنها را سوال پیچ کند سریع برچسب تشیع می زنند. به خود می گفتم در آخر فیلم اسامی کتاب هایی که بر اساس آن فیلم را ساخته اند با تمام مشخصاتشان را نمایش می دهند بیشتر آنها کتاب های تاریخی اهل سنت است اگر دروغ است چرا تاریخ نویسان سنی آن را نقل کرده اند و اگر راست است چرا ملاها و مولوی ها می گویند دروغ است؟ برای من یک سوال مهم پیش آمده بود که چرا اهل سنت مانند شیعه اینقدر به اهل بیت اظهار علاقه نمی کنند؟ وقتی از یک مولوی سوال کردم آیا حاضرید یزید را به خاطر جنایاتی که کرده لعن کنید؟ گفت: نه. گفتم چرا؟ گفت: خب یک اشتباهی مرتکب شده لعن کردن کار من و شما نیست. لعن کردن کار خدا است و خدا می داند چه کسی را لعن کند و چه کسی را لعن نکند. گفتم: اگر ما دعا کنیم که لعنت خدا بر یزید باد آیا اشکال دارد؟ گفت: نه. گفتم: همین کار را حاضرید بکنید؟ گفت: نه! گفتم: آیا یزید با سه جنایتی که در ۳ سال حکومتش انجام داد که سال اول امام حسین (علیه السلام) و یارانش را شهید کرد و سال دوم به مدینه حمله کرد و تا سه روز جنایت هایی به بار آورد که زبان از گفتن آن قاصر است و سال سوم کعبه قبله گاه مسلمین را به آتش کشید باز هم شما نمی خواهید او را لعن و نفرین کنید؟ پس چه کسانی مستحق لعن هستند؟! از یکی از دوستان شماره یک روحانی شیعه را گرفتم و از او این سوالها را پرسیدم. حرف عجیبی زد که تنم را به لرزه در آورد و پنجره ی جدیدی را مقابل من باز کرد. می گفت: یکی از علمای اهل سنت به نام سعد الدین تفتازانی در کتاب شرح المقاصد از این راز پرده برداشته و در بیان علت اینکه چرا علمای اهل سنت حاضر نیستند بر یزید لعن کنند می گوید: فان قلت فمن علمأ المذهب من لم یجوز اللعن علی الیزید مع علمهم بانه یستحق ذلک و یزید قلت تحامیاً من ان یرتقی الی الاعلی فالاعلی. «اگر بگویید پس چرا برخی از علمای مذهب ما لعن یزید را تجویز نمیکنند با این که میدانند یزید استحقاق لعن و بیشتر از لعن دارد؟من پاسخ میگویم که هدف آنها پیشگیری از رواج و سرایت آن به شخصیتهای برتر است» شرح المقاصد، ج ۵، ص ۳۱۱ گفتم: چطور؟ بیشتر توضیح دهید. گفت: اهل سنت حاضر به لعن یزید نیستند چون اگر یزید زیر سوال برود این سوال پیش می آید که این فرد فاسد و بی دین را چه کسی خلیفه مسلمین قرار داده؟ می گویند: معاویه! پس معاویه با وجود اینکه می دانست فرزندش چنین موجود فاسدی است ولی به زور از مردم برای او بیعت گرفت. پس معاویه در جنایات یزید شریک است و معاویه زیر سوال می رود. حال چه کسی معاویه با این اوصافی که داشت حاکم شام قرار داد؟ جواب می دهند: خلیفه ی دوم عمر بن خطاب. چون با لعن یزید، عمر بن خطاب زیر سوال می رود حاضر به لعن یزید نیستند تا مبادا کار خلیفه ی دوم زیر سوال نرود. با تعجب پرسیدم: پس عمر در شهادت امام حسین (علیه السلام) دست داشته است؟! گفت: به صورت غیر مستقیم بله. چون مسیر امامت را عوض کردند و جاده اصلی را کج کردند و آخرش به آنجا رسید که نوه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را با لب تشنه بین دو رودخانه شهید کردند و یک سوال اساسی باقی مانده که چرا عمر بن خطاب در دوران خلافتش همه ی استاندارن خود را جابجا کرد و تنها استانداری که نه خلیفه دوم و نه خلیفه ی سوم او را تغییر ندادند معاویه بن ابی سفیان بود؟! آنقدر او را بر سر قدرت نگه داشتند که وقتی زمان خلافت ظاهری امیرالمومنین ایشان تصمیم می گیرد او را از مسند قدرت پیاده کند به جنگ حضرت می آید و خون هزاران مسلمان را بر زمین می ریزد! از راهنمایی های آن روحانی تشکر کردم و با او خداحاقظی کردم و به خود گفتم: حال که علمای اهل سنت برای زیر سوال نرفتن خلفای خود حاضرند بر تن یزید ملعون لباس قداست بپوشانند پس بسیاری از حقایق است که آن را کتمان کرده اند و حاضر نیستند بازگو کنند تا مبادا بزرگانشان زیر سوال بروند. از آنجا فهمیدم که راز انکار شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) آن هم در اوج جوانی، همین مسئله ی زیر سوال نرفتن صحابه است و الا هیچ دلیل منطقی و ثابتی برای درگذشت حضرت زهرا (سلام الله علیها) ندارند و مولوی ها خود را به این در و آن در می زنند تا دلیل قانع کننده ای برای سوالات بی شمار اهل سنت بیایند! با این حقایقی که یافتم به هیچ وجه نمی توانستم خود را قانع کنم که در روز قیامت در برابر سوال پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درباره اهل بیت خود چه پاسخی بدهم جز اینکه به مذهب نورانی اهل بیت (علیه السلام) بپیوندم و شیعه شدم. هنوز خانواده ام از شیعه شدنم خبر ندارند. گاهی درباره امام حسین (علیه السلام) و ظلم هایی که در حقشان شده با آنها صحبت می کنم ولی آنها فقط گوش می دهند و هیچ عکس العملی نشان نمی دهند. از خداوند متعال که صاحب قلوب است می خواهم قلوب آنها را به سمت اهل بیت (علیه السلام) هدایت کند. آرزوی دارم خداوند توفیق زیارت حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) و برادرش امام رضا (علیه السلام) را نصیب من بگرداند و با فقر اقتصادی که داریم اگر مومنین بانی خیر نشوند بعید است به این زودی ها بتوانم حرم با صفا و نورانی کریمه ی اهل بیت و ثامن الحجج (علیه السلام)را زیارت کنم. (فعلا 16 سالمه ) |
|||
|
|
۱۷:۱۹, ۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام
کاش این دوست تازه شیعه شده ی ما در این تالار عضو باشه راستی من حاضرم هر گونه کمک مالی برای رفتن ایشون به زیارت بکنم. راستی به فیلم مختار میگن یه فیلم درست و حسابی ببینید چه نتیجه ای داشت.....
|
|||
|
|
۹:۵۸, ۱۲/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ای کاش ما هم همچون این دوست و برادر عزیزمان کمی درباره اهل بیت تحقیق می کردیم تا بیدی نباشیم که با هر بادی بر سر تشیع خود بلرزیم .
ای وای بر ما شیعیان اگر درباره این گونه شیعه بودنمان مورد مواخذه ی اهل بیت قرار بگیریم. راه راست و صراط مستقیم فقط راه اهل بیت است و بس. با این محک هر روز باید عیار خود را بسنجیم تا روزی که مجرمان را از روی سیمایشان می شناسند سیه روی نباشیم. انشاءالله |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 18316_YOKVTKI5_pic.jpg]](http://www.shia-online.ir/upload/article/18316/18316_YOKVTKI5_pic.jpg)






![[تصویر: 26054_380.jpg]](http://www.alborznews.net/files/fa/news/1390/3/2/26054_380.jpg)
