|
جاییکه پسرها از اعتیاد میترسند و دخترها از تجاوز +تصاویر دردناک!
|
|
۱۰:۴۳, ۳/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
آیا واقعا ما بی تفاوت شده ایم؟ آیا ما جامعه اسلامی هستیم؟ آیا ایران نمونه ی یک حکومت عدالت محور و شعیی است؟ ایسنا : منطقه خراسان، باز هم از کوچههای تو در تو و خاکی و از مقابل خانههایی که به جای در، پرده در چهارچوب ورودی خانهشان نصب کردهاند، عبور میکنیم. بهار همیشه سبز، جلوههای افسونگر خود را در باغهای اطراف این آلونکها به نمایش گذاشته، اما نمایش سبزینههای بهار هم، چیزی از کثیفی و زشتی منطقه کم نمیکند. همت آباد؛ کشف رودی دیگر بوی زباله و بوی تعفن اولین چیزیست که به مهمانان جدید و ناآشنای منطقه خوشامدگویی میکند. به نظر میرسد که زبالهها روزها روی زمین ماندهاند و این موضوع باعث جذب و تجمع انواع پشهها در منطقه شدهاست. به همراه سید وحید موسویان، مدیر کل دفتر اجتماعی استانداری خراسان رضوی وارد یکی از زاغهها میشویم، همان خانهای که ساکنانش در گزارش قبلی حرفهای زیادی برای ما داشتند. تیمور که همه بچههایش معتاد بودند ما را به خاطر میآورد؛ سلام میکند و ما را به خرابه خانهاش دعوت میکند. این بار دو خانم دیگر به جمع مردانه این خانه اضافه شدهاند؛ وقتی موسویان از یکی از آن ها درباره مشکلاتشان میپرسد، میگوید: چهار پسر دارم، دو پسر ۸ و ۱۰ سالهام هنوز در کمپ ترک اعتیاد هستند. پسر ۳ سالهاش لباس ندارد. دو دستش را روی شانههای پسرک میفشارد و ادامه میدهد: پسر بزرگم کماکان مریض است و میلرزد و به سمت پسری می رود که مثل جنینی زیر پتو جمع شده. پتو را از روی او برمیدارد؛ صورت مثل گچ سفید شده او را میبینیم و چشم های کم فروغش را که با هالهای صورتی و کبود احاطه شدهاست. زنی که از شدت استفاده از مواد مخدر صدایش دورگه شده به سمت ما میآید و از دغدغههای دوری از فرزندش میگوید و این که چند وقتی است از همسرش جدا شده و از آن موقع پسرش را ندیده است. در خصوص ویژگی های محله می گوید: اینجا هر روز از ساعت سه به بعد سر و کله زنها و دخترهای فراری دست در دست مردان هوسباز پیدا میشود؛ اکثرا زنها ساکن همین منطقه هستند به تریاک، اعتیاد دارم ولی رابطهی نامشروع …؟! موسویان، مدیر کل دفتر اجتماعی استانداری خراسان رضوی به درب یکی از منازل میرود و پس از متقاعد کردن در این خصوص که هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد به صحبت با خانم خانه میپردازد. زن در حالی که دستانش از شدت ترس و استرس میلرزد؛ میگوید: قرار است از اینجا برویم. ما به طور موقت به اینجا آمدهایم. از او درباره محله، داشتن روابط نامشروع و اعتیاد میپرسم، جواب میدهد: بله به تریاک اعتیاد دارم ولی رابطهی نامشروع ندارم، گفتم که قرار است از اینجا برویم … آرایش تند صورتش توجهم را جلب میکند؛ دعا میکنم راست گفته باشد. پسرکی که در بازدید قبلی از منطقه دیده بودم، خیلی سریع به واسطه آثار به جا مانده از آبله مرغان روی صورتش شناخته میشود؛ با لبخند رو به ما میکند و میگوید: من هنوز معتاد نشدهام و دست فروشی میکنم. اینجا منطقه ای است که پسرهای دبستانی از این که در طی دو ماه، معتاد نشدهاند به خود می بالند. وقتی با آن نگاههای معصوم و چهرههای آفتاب سوخته به من زل می زنند ومی گویند: می ترسیم معتاد شویم؛ تازه آن وقت عمق فاجعه جاری در تار و پود در و دیوارهای حقیر این محله را می فهمم. خانم دیگری از دغدغههای نبود امنیت میگوید: میترسیم دخترمان به مدرسه برود؛ چون سر راهش معتادان فراوانی به کمین نشستهاند که هم به فکر دزدیاند و هم به فکر کارهای شومی که روزانه انجام میدهند. معتادها چند روز پیش دوست مان را دزدیدهاند! سراغ مدرسه محله میرویم که تعداد زیادی از دانش آموزان مقطع ابتدایی را در خود جای داده است؛ دخترانی که روی صورت اکثرشان آثار سالک دیده میشود؛ زیبایی اصیل و بکرشان با آن زخمهای آلوده به شیوه ناجوری خدشهدار شده است. میگویند از این که در کوچه پس کوچه های محله بازی کنند یا حتی از طی کردن مسیر خانه و مدرسه میترسند. می گویند: دوست مان را چند روز پیش معتادها دزدیدهاند! معلمها از دخترکی میگویند که پدر معتاد به کریستالش او را کتک میزند و مدتهاست اجازه آمدن به مدرسه را به او ندادهاست. نشستی بین معلمان و معاونان مدرسه و مدیرکل دفتراجتماعی استانداری و مسوول بهداشت محیط استان خراسان رضوی و نمایندهای از سازمان بهزیستی که جزء هیئت همراه هستند، برگزار میشود. یکی از معلمان مدرسه که سابقه تدریس زیادی در منطقه دارد و انگار دل پری هم دارد میگوید: این مکان برای کودکان وحتی بزرگسالان هیچ گونه امنیتی ندارد. دزدی حرف اول را در این منطقه میزند، خیلی وقتها پسران از دیوار مدرسه داخل حیاط مدرسه میشوند و مشکلاتی را به وجود میآورند. وی ادامه میدهد: بارها به نیروی انتظامی مراجعه کردهایم و در این خصوص نامه نگاری هم صورت گرفته است ولی هنوز هیچ گونه اقدام جدی برای تامین امنیت منطقه انجام نشدهاست. معلم دیگری در ادامه صحبت معلم قبلی میگوید: زبالهها یکی از مهمترین معضلات این منطقه است. وی با بیان اینکه زبالهها به طور معمول باید روزانه جمعآوری شوند، میافزاید: الان دو هفته است که زبالهها جمع نشده و این موضوع انواع حشرات را وارد مدرسه کرده است، به طوری که اکثر بچههای مدرسه دچار سالک شدهاند. موسویان، مدیر کل دفتر اجتماعی استانداری خراسان رضوی با شهرداری تماس گرفته و پیگیریهایی در این خصوص انجام میدهد. پیگیری ها نشان میدهد که شهرداری نیاز به تامین مالی برای حل این مشکل دارد و لازم است مردم محل- که البته در فقر خود دست و پا میزنند- مبلغی برای حل این مشکل بپردازند، نهایتا قرار شد ماشینی فرستاده و زبالهها را جمع آوری کنند. مشکلات بهداشتی منطقه بیداد میکند فردی که رابط سازمان بهداشت و مردم منطقه است، میگوید: در این مورد پیگیریهایی صورت گرفته و حتی به فرمانداری نیز نامه فرستاده شدهاست که در جواب گفته بودند باید ماشینی از سوی دولت برای جمعآوری زبالهها در نظر گرفتهشود. یکی دیگر از آموزگاران مدرسه میگوید: ۵۰۰ دانش آموز در مدرسه در حال تحصیلند، اما هیچ معلم بهداشتی وجود ندارد، قبلا خانمی با لیسانس مامایی این مسوولیت را بر عهده داشت، ولی به علت کمبود نیرو معلم کلاس سوم شده و فرصتی برای بررسی بهداشتی منطقه و دانش آموزان ندارد، در حالی که سالک و خیلی از مشکلات دیگر در اینجا بیداد میکند. این مساله که گویی دغدغه همه معلمان است؛ سبب میشود مدیرکل دفتر اجتماعی استانداری خراسان رضوی، این مشکل را از طریق آموزش و پرورش پیگیری کند. یکی از مشکلات عمده منطقه، آب شور است؛ به گفته اهالی و معلم های مدرسه، دکتر شبستری رییس دانشگاه علوم پزشکی مشهد و یکی از معاونان او در بازدید از منطقه مقرر کردهاند که این موضوع در شورای بهداشت استان پیگیری شود، ولی هنوز وضعیت آب شرب منطقه تغییری نکردهاست، کندهکاری های شهرداری نیز از ماه ها پیش آغاز شده ولی هنوز سرانجامی نداشتهاست؛ به گفته اهالی پروژههای نیمه تمام مشکلات زیادی برای رفت و آمد مردم ایجاد کردهاست. پشت ساختمان مدرسه، انبوه زبالههای رها شده به چشم میخورد؛ خانمی از ساکنان محله به سمت ما میآید و میگوید: در این محله ما صبحها آب نداریم و برای استحمام و استفاده از آب مجبوریم نیمههای شب به انجام کارهایمان بپردازیم. یکی دیگر از مسائل منطقه بسته بودن تنها مسجد محل است؛ قرار است برای گشودن دوباره این مکان مقدس پیگیری هایی لازم از سوی استانداری صورت بگیرد. مدیر کل دفتر اجتماعی استانداری خراسان رضوی: وضعیت امروز این منطقه در شان خراسان رضوی و مشهد به عنوان پایتخت معنوی ایران نیست پس از بازدید و مشاهده این همه فقر و فلاکت، این همه تحقیر و ترس و دلهره و پس از مشاهده هزار دغدغه مردم، با مدیر کل دفتر اجتماعی استانداری خراسان رضوی که در این بازدید همراهیمان کرد، در این خصوص صحبت میکنیم. سید وحیدموسویان می گوید: در بازدید اخیر از منطقه همت آباد آنچه مشهود است محرومیت شدید و گسترده این منطقه در ابعاد مختلف اقتصادی، رفاهی و اجتماعی است. وی می افزاید: این منطقه مصداق کاملی از یک آسیب پیچیده اجتماعی است که چهره حاشیهنشینی خود را نشان میدهد. وی تاکید میکند: وضعیت امروز این منطقه به لحاظ برخورداری از زیر ساختهای عمرانی- بهداشتی و فرهنگی -اجتماعی در شان خراسانرضوی و مشهد به عنوان پایتخت معنوی ایران نیست. موسویان با بیان اینکه هیچ فرهیخته و انسان دردمندی از چنین وضعیتی در حاشیه پایتخت معنوی ایران اسلامی رضایت ندارد، ادامه میدهد: باید برنامههای جامع و فرابخشی با رویکرد عملیاتی جهت اصلاح اساسی وضع موجود در مناطق بحران خیز حاشیه مشهد مقدس تدوین و با کمک مسئولان عالی استان و با حداکثر توان دستگاههای متولی، اجرائی گردد. وی میگوید: مشکل اصلی مناطق حاشیهشهر این است که در حوزه خدمات شهری مشهد نبوده، اما سرریز آسیبهای کلان شهر مشهد مقدس دامن گیر این مناطق میشود. وی اضافه میکند: این مناطق باید از منظر اداری تعیین تکلیف شده و از بلاتکلیفی خارج شوند. مدیرکل امور اجتماعی و سازمان های مردم نهاد استانداری خراسان رضوی خاطرنشان میکند: به دنبال حضور میدانی در منطقه و مشاهده مسائل و مشکلات موجود، به خصوص مساله زبالهها و آلودگی ناشی از آن و پیگیریهای به عمل آمده، اقداماتی برای کاهش بحران منطقه صورت گرفت. وی میگوید: عمده مکانهای تجمع زباله در منطقه پاکسازی شدهاست، اما مساله بهداشت، آب شرب و سایر مشکلات منطقه در حال پیگیری است. موسویان در خصوص مشکلات این منطقه و مناطق مشابه آن تصریح میکند: مشکلات این مناطق زیر ساختی و آثار یک دوره طولانی از نارساییها و غفلت عدهای از مسئولان امر بودهاست، لذا باید بدون عجله و با نگاه کارشناسی برنامه اصلاحی تدوین شده و زمینه اجرایی شدن آن به کمک مردم بومی منطقه مهیا شود. وی همت اهالی منطقه را در این زمینه مهم دانسته و عنوان میکند: تدوین سیاستها و راهبردهای جامع جهت رفع معضلات و همت مضاعف دستگاههای اجرایی همراه با نظارت دقیق مسوولان عالی استان امری ضروری به نظر میرسد مدیرکل امور اجتماعی و سازمان های مردم نهاد استانداری خراسان رضوی بیان کرد: قطعا پیش از این نیز فعالیتهایی صورت گرفته است، اما به منظور تسریع در حل معضلات حاشیه نشینی به ویژه در اطراف شهر مقدس مشهد، تبدیل وضعیت مصوبات ستاد استانی مربوطه از حوزه تئوریک و نظری به برنامههای راهبردی و عملی و اخذ ضمانتهای اجرایی برای تسریع مصوبات ستاد و کمیتههای تخصصی آن ضرورتی انکار ناپذیر است. به امید آنکه با پیگیری های مدیرکل دفتر اجتماعی استانداری خراسان رضوی در خصوص جمع آوری زباله ها دیگر شاهد چهره زشت و کثیف انباشت زباله ها و پسماندهای همت آباد و پشه، سالک نباشیم و مردم منطقه بتوانند هوایی را استشمام کنند که بوی زننده زباله ها در آن نقشی نداشته باشد. اما آیا شرایطی فراهم می گردد که دختران و پسران منطقه بتوانند در محیطی بدون رعب و وحشت و اعتیاد و فساد اخلاقی به راحتی به مدرسه بروند ؟ نمي دونم چي كار بايدكرد فقط هركي هركاري ميتونه بكنه |
|||
|
|
۱۱:۰۵, ۳/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
واقا چرا ؟ اخه چرا؟ نهليسم - پوچ گرايي همهي اين ها اصلا نمي شه در اين رابطه حرف زد
نشتستيم اين جا جلوي كولر كامپيوتر روشن قهوه نسكافه بستني هر كوفته ديگه اي جلومونه بعدش ميايم مي گيم ماسون ها بحريني ها و....... بعدش اون ور دنيا يا تو شهر خودمون مردم دارن از گرسنگي مي ميرن نمي دونم از كجا بگم ادم ول خرجي نيستم واون قدر هم خسيس نيستم راستش مي خواستم هميچين تاپيكي بدم گفتم شايد بد باشه مي خواستم يه خاطر بگم بعدش هم يه نتيجه گيري فكر كنم دي ماه پارسال بود با بچه ها داشتيم بيرون قدم مي زديم يعني تولد يكي از بچه ها بود تو يه رستوران بچه ها رو مهمون كرده بود خب ماهم رفتيم شب عالي بد چهار نفري خوش گذشت بهمون بعدش ديگه من اومدم خونه داشتم تو راه ميو مدم كه يه ماشين اخرين مدل رو ديدم خوب منم رفتم تو خيال اگه يه دونه از اين ماشين ها داشتم ....... خوب ديگه همه اين جوري فكر مي كنن اما تو ي لحظه فقط يه لحظه هرچي خوشي تو مغزم بود همش شكست فقط با ديدين يه صحنه يه دختر بچه هفت هشت ساله مضلومانه كنار پياده رو نشسته بود و يه ترازو جلوش دخترك منتظر بود يكي بياد وزن خودش رو بگير بعدش هم چند تومني بده به دختر حالا اين اولشه يه پلاكارت رو گردن دختر بود كه با اين مضمون اين دختر لاله لطفا مبلغ پول كه 200 تومان است رو به هش بديد نمي دونم چي گم يه لحظه دنيا رو سرم خراب شد به خدا قسم چند رو پوچ گرايي به هم دست داده بود نمي دونستم واسه چي دارم زندگي مي كنم واسه چي دارم درس مي خونم اصلا يه جوري شده بودم اين مرض رو نمي دونستم به كي بگم نشستيم اين جا داريم سر چندتا حرف جر و بحث مي كنيم كه اجرش چي چي بگيم نمي خوام بحث سياسي رو وسط بكشم ها اصلا اين جوري نيست مي خوام بپرسم تا حالا احساس پوچي بهتون دست داده احساس مي كنيد براي چي تو اين دنيا زندگي مي كنيد خهم تو فكر بدبختي هاي ديگرانيد و از اين جور چيز ها راستي خواهشا ان بحث رو به سياست هاي دولت نكشيد |
|||
|
|
۰:۳۶, ۴/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
GRYFFENعزیز به یکباره همه را متهم نکن اول از خودت شروع کن نه از بقیه اول اینکه صبح که میخواهی از خونه بری بیرون صدقه میدی که هر وقت بدبخت بیچاره هایی دیدی احساس پوچی نکنی
|
|||
|
|
۵:۴۰, ۴/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/خرداد/۹۰ ۵:۴۷ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
دوست عزیز بدبختانه این از بد روزگاره که آدم چنین صحنه هایی می بینه. اگر اسلام پیاده میشد و اغنیاء و سایر مردم خمس و زکاتشون رو پرداخت میکردن شاید شاهد چنین صحنه هایی نبودیم اما خوب بشر هست و اومانیسم و دنیاپرستی و .... بگذریم.
اما چرا پوچ گرایی؟ هدف خلقت مشخصه. بندگی خدا. هیچوقت در هیچ شرایطی هم هدف گم نمیشه، عوض نمیشه. ما باید خیلی بیشتر روی خودمون کار کنیم. بندگی خدا به این راحتی ها نیست. غایت آمال آرزوی ما بندگی خداست به قول جناب حافظ: به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی از سر خواجگی کون و مکان برخیزم یا خواجه عبدالله انصاری: اگر یکبار گویی بنده من، از عرش بگذرد خنده من و همینطور سایر بزرگان. بندگی تعریف داره. کار داره. مطالعه نیاز داره. برنامه ریزی درازمدت نیاز داره. زندگی و کارها و مطالعات و .... جهتدار میشه و همینطور که در این راه جلو بری محکم تر میشی. حالا وقتی فقرا رو ببینیم در مسیر بندگی خدا رو کردن در حد وسع خودمون انفاق کنیم، هر روز صدقه بدیم. اینکه بگیم مگه صدقه کم من چکار میتونه بکنه اشتباهه. به قول امام خمینی وظیفه ما عمل به تکلیفه. ما مامور به نتیجه نیستیم ما مامور به تکلیف هستیم. این صحبت رو وقتی کردن که علما به ایشون می گفتن ما تعدادمون کمه نمی تونیم پیروز بشیم. امام می فرمودن ما وظیفه داریم مبارزه کنیم با ظلم خواه پیروز بشیم خواه نشیم. بنابراین وقتی با چنین صحنه هایی مواجه میشیم غمگین شدن کمترین احساسی هست که باید داشته باشیم. این طبیعی هست. اگر بی تفاوت رد بشیم که باید به انسانیت خودمون شک کنیم. اما باید در حد خودمون کمک کنیم. لزومی نداره به پوچگرایی کشیده بشیم عزیز. بله دنیاپرستی همیشه به پوچ گرایی کشیده میشه. شک نکنین. مثالهای واقعی اطرافمون خیلی زیادن. ایمان واقعی به خداست که در هر شرایطی نمیگذاره احساس پوچی به ما دست بده. |
|||
|
|
۱۷:۵۲, ۶/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام خسته نباشيد
با ديدن اين صحنه ها اگر بميريم كم است. اما بنده با ديدن اينها تصميم من چند برابر مي شود . متوجه دشمن قوي خودم مي شوم / وقدرت خود را چند برابر ميكنم ايجاد يك راه براي مبارزه عملي مهم است . گريه / شيون و ... ديگر كافي است . دفاع از حق بر همه واجب است . وهيچ بهانه اي قبول نيست. حركت كنيد و اولين راهكار را بدهيد!! |
|||
|
|
۱۶:۳۲, ۱۵/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
![]() یکی از دلایل ظهور امام عصر ندیدن این صحنه هاست عزیز |
|||
|
|
۱:۳۶, ۳۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
دوست عزيز
اتفاقا اين صحنه ها از كوتاهي ماست. طبق قول خداوند : خداوند حق مستمندان رو در مال ثروتمندان قرار داده . پس اگر از اين صحنه ها ميبينيم يعني: خمس و زكات و سال مالي داره ارزش خودش رو تو جامعه از دست ميده. و اينها گوشه اي از راهكارهاي اقتصادي اسلام براي تامين عدالت در جامعه است. شما يكبار همچين صحنه اي ديدي به پوچي رسيدي پس اگر جاي ما بودي كه هر روز و هرهفته به خاطر شغل مادرم از اين دست اخبار و اطلاعات ميشنويم احتمالا تا الان خودكشي كرده بودي ![]() باز هم ميگم براي اصلاح جامعه اول بايد خودمون رو اصلاح كنيم. حضرت رسول فرمودند: هروقت امت من به دنيا روي بيارن خداوند عظمت اسلام رو از آنها خواهد گرفت. پس بياين اگر مثلا هفته اي دوتا ساندويچ ميخريم از اين به بعد مثلا پول يه ساندويچ رو بديم براي اين كار يا مثلا اگر هرسال لباس نو ميخريم در نگه داري از لباسمون دقت كنيم و يك سال درميون اين كار رو انجام بديم . ماكه خيلي وقته اين كار رو انجام ميديم و البته هنوز هم نمرديم. ![]() ولي بايد از خودمون شروع كنيم |
|||
|
|
۶:۰۰, ۲۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
[php]
چقدر شما ها بی سوادید اینا از برای شاه و انگلیسی هاست مگر ما مقصریم باشه ترتیبی میدیم اگر خدا بخواد تا ظهور امام زمان مشکلات حل شه دوستان توجه داشته باشن اول مهم مقاومت دربرابر بیرون میباشد داخل اول که همه مومن خدا ترس میباشن دوم هیچ غلطی هم نمیتوانند انجام دهند بچه ها اومدن دنبالم بقیه اش رو از داخل زندان مینویسمممممممممم |
|||
|
|
۱۴:۴۸, ۲۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
به نام خالق هستی از دست ما بنده ها که کار زیادی ساخته نبست انشا الله خدا کمکشون کنه. |
|||
|
۱۴:۵۷, ۲۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
درد دل هايتان و نظرهايتان بسيار لطيف وخوشايند است. درضمن مسئله ي فقر تنها مال يك شهر و روستا نيست،چون من در سفرهايم به دور ايران اين فقر را در تمام جاهاي ايران ديدم و دانستم در بيشتر شهرها و روستاها يه جوري مشكل مادي وجود دارد. خيلي خوب گفتند دوستاني كه به ذكات و خمس و كمك به فقرا اشاره كردند و حتي ان دوستي كه گفت به جاي دو ساندويچ يك ساندويچ ميخوريم(با اينكه باعث گريه ي من شد،اخه خيلي احساساتي هستم)ولي دوستان من هم از شما خواهشي ميكنم:برادران و خواهران شما را به خدايتان قسم ميدهم كه اگر روزي در اين كشور مقام و منصبي پيدا كرديد،اول به فكر يتيمان و بينوايان و گرسنگان باشيد(چه پير و چه جوان و چه كودك)در اين صورت به نظرم بزرگترين انسان دنيا خواهيد بود. روزي حضرت ابراهيم(علیه السلام)بعد از تمام كردن مكه ي مكرمه در نظرش اينگونه گفت:به خودم افتخار ميكنم،در همين حين به ابراهيم (علیه السلام)از سوي خداوند وحي شد(((كه اي ابراهيم به يتيمي لباس پوشانده اي يا به ان غذا داده اي كه به خود افتخار ميكني))) باشد كه دلهايمان نرمتر از اب و شجاعت ما بيشتر از اهن باشد |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شهرداری تهران و حمله به دارالقران + تصاویر دردناک | sarallah | 3 | 2,443 |
۲۷/اردیبهشت/۹۱ ۱۵:۵۵ آخرین ارسال: sarallah |
|












![[تصویر: wink.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/wink.gif)