|
پاسخ به این ادعا: من هم مجتهد و فقیه و... هستم
|
|
۱۵:۵۶, ۲۸/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۳ ۱۵:۵۸ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مدتی هست که در تالار مباحثی مطرح میشود که متاسفانه در ذهن کاربران تالار (حتی کاربران خوب و با سابقه) هم ایجاد شبهه کرده است و دقیقا همین عامل باعث شد تا ضرورت زدن این تاپیک را دریابم. ببینید دوستان ، در هر کاری آدم میرود سراغ متخصص اون کار ، بعنوان مثال شما برای یک دل درد سراغ بهترین پزشک و برای کوتاه کردن مو سراغ استاد سلمانی میروید ، چرا؟ چون اینها سالها در رشته ی مورد نظر کار و تمرین و فعالیت کرده اند و استاد و خبره شده اند و نمیخواهید که مثلا موی شما را خراب کنند ولی وقتی به مقوله ی احکام دین میرسیم هرکسی از راه میرسد برای خود مجتهد و متفکر و صاحب فتوا میشود. موضع اسلام در قبال این قضیه این است که هرکس که توانایی دارد (از نظر وقت و توان مطالعه و تفقه و تفکر) باید این کار را انجام دهد و پاداش بسیاری برای چنین شخصی در روایات نقل شده است. در آیات قران نیز به وضوح همه ی خوانندگان را به تدبر و تعقل و تفکر و... دعوت کرده و نگفته که فقط عده ی خاصی در جامعه باید فکر کنند و کسی دیگر حق فکر کردن ندارد اصولا وظیفه ی یک مسلمان است اینها ولی همانطور که موی ظاهر شما مهم است و سراغ سلمانی میروید که موی شما را خراب نکند ، آخرت شما مهمترین بخش زندگی شماست و باید روی آن حساس باشید و سراغ متخصصی بروید که آخرت شما را تضمین کند. اگر خودتان تفقه و تدبر میکنید که مسئولین تمامی اعمالتان اعم از روش اجتهاد و ... به عهده ی خودتان است ، و اگر از فقها در احکام تقلید میکنید که مسئولیت ناشی از استنباط غلط احکام به عهده ی آن فقیه میباشد و از گردن شما برداشته میشود. ولی در انتخاب فقیه در اسلام گفته شده که شما باید به سراغ یکی از اعلم ترین فقها بروید و از اون تقلید کنید. هرکدام از شما احتمالا برای خود مرجع تقلیدی دارید که اساتید برجسته ی ایشان مشخص است ، سالهای سال در قرآن و احادیث اسخوان خرد کرده اند و مورد تایید سایر فقها و مجتهدین معاصر و پیشین (یعنی اساتیدشان که آنها نیز انسانهای شاخصی بوده اند) هستند... در این تالار ما تجربه های فراوانی از ادعاهای عجیب و غریب اعم از ارتباط با خدا و امام زمان ، ترویج فرقه های ضاله یا حتی ادعای ازدواج و ادعای مرگ ! را دیده ایم و برای همه ی اینها سند خواسته ایم... بنابر این اگر کسی آمد و گفت من فلان استاد هستم و من فلان فقیه هستم و من مجتهد هستم و... باید از او سند مطالبه کنید ، بعد از مشاهده ی اینکه او نیز فقیه است میتوانید تصمیم بگیرید که آیا بر تقلید خودتان از احکام فلان آیت الله العظما ادامه بدهید یا اینکه بروید و مقلد این آقای مجتهد جدید شوید که تشخیص داده اید اعلم است. بنابر این اگر کسی ادعا کرد که حرفهای من عین اسلام است چرا که اجتهاد میکنم و بر ایات و روایات مسلط هستم نباید همینطور بپذیرید ، ان شاء الله با هماهنگی با مدیریت تالار ما نیز جلو انتشار افکار اینچنینی را نمیدهیم. در مرحله ی بعد اگر کسی واقعا مجتهد و فقیه باشد میرود در کنار دیگر فقها قرار میگیرد و باز هم بر ما واجب نیست که از نظراتش تقلید کنیم ، در مرحله ی بعد اگر از اعلم ترین فقهای زمان ما باشد باید ببینیم آیا از مرجع تقلید ما اعلم تر است یا نه و باقی ماجرا... به چند شبهه هم در پایان پاسخ بدهم. اینکه گاهی میبینید میگویند ما نیز با قوه ی تفکر اجتهاد میکنیم: نقل قول:تلاش برای پی بردن به نظر دین تنها با استفاده از دلایل و منابع دینی صورت میگیره، و اجتهاد(تلاش سخت) نامیده میشه. نکته ی اول: نظر من = نظر دین این یکی از خطرناک ترین مغالطه ها است که کسی نظر شخصی خودش را به پای دین بنویسید. به جز امام معصوم و پیامبر که به علم نامتنهای الهی متصل هستند و از هرگونه خطا و اشتباه چه در حرف و چه در عمل مصون هستند ، هیچ کس ، دقت کنید ، هیچ کس نمیتواند بگوید من عین دین هستم و نظر من عین دین است. نکته ی دوم اینکه اگر واقعا استنتاج ها و اجتهاد اینگونه افراد صحیح هم باشد همانطور که بالا عرض کردم تازه میشوند یک مجتهد در کنار سایر مجتهد ها و ما کماکان مقلد اعلم ترین فقیه زمان باید باشیم. نکته ی سوم اینکه مخاطب تالار بیداری اندیشه خواص دینی و علما نیستند ، بلکه خانمها و آقایونی هستند که در حوزه ی دین جزو عوام محسوب میشن و نه جزو علما و فقها ، بنابر این اگر در این تالار کسی نتوانست جواب مجتهدانه ی بعضی از کاربران رو بده اونها گمان نکنن که حتما حرفشون حق هست... یه نفر وسط خیابان و کوچه عربده کشی میکرد و نفس کش میطلبید و گمان میکرد که پر زور ترین فرد در انجا است... در حالی که برای محک زدن چنین چیزی باید به باشگاه کاراته و کنگ فو و کشتی و زورخانه بروی تا معلوم شود چقدر راست میگویی! هماورد طلبی در عوام هنر نیست. نکته ی چهارم اینکه در قوانین و اطلاعیه های بیداری اندیشه مگر ننوشته که طرح شبهات ممنوع است. علت این ممنوعیت دقیقا همین است که مخاطبین تالار خواص و علما نیستند و طرح شبهه و مشوش کردن ذهن و عقاید یک انسان مسلمان مسئولیت شرعی دارد. ان شاء الله از این پس برخورد جدی با طرح شبهات مخصوصا در بخش اصول و عقاید صورت میگیرد. دوستانی که شبهه دارن به سایتهای پاسخگویی شبهات که ماشاء الله کم هم نیست تعدادش مراجعه کنند. چکیده ی کلام: حرف ما این است که هرکس اجتهاد کرد و فقیه شد در سایتها تبلیغ عقاید نمیکند که بیاید به مکتب من ، حداکثر رساله ی احکامش را چاپ میکند تا هرکس که بعد از تحقیقات فهمید ایشان اعلم است از رساله استفاده کند. همچنین انگ گناه کار بودن و فسق به دیگر مومنانی که از احکام توی مجتهد تقلید نمیکنند به هیچ عنوان کار صحیحی نیست ، اصلا از همینجا مشروعیت چنین فردی رد میشود! هرکس با توجه به احکام مجتهد خودش سنجش میشود ، بعنوان مثال کاری را مرجع تقلید بنده حرام نکرده ولی مرجع تقلید شما حرام کرده ، هنگامی که من آن کار را انجام دادم شما حق نداری به بنده نسبت گناهکار بدهی ، چرا که طبق نظر مرجع تقلید بنده حکم این کار حرام قطعی نیست. (که متاسفانه مکررا چنین پدیده ای رو در این تالار شاهد هستیم) جالبتر آنکه اینچنین تکفیر و تفسیق ها از سوی کسانی مطرح میشود که خود را توانا در استنباط احکام و مجتهد میدانند! بنابر این عزیزان ، برادران و خواهران ایمانی ، دنیا دنیای مکر و حیله است و شیطان از هر راهی برای تشکیک در راه شما وارد میشود از جمله اینکه شما در این تالار خالصانه برای امام زمان کار میکنید و با زدن انگ فساد به شما قصد منحرف کردن این جریان پاک رو داره هر چیزی که شنیدید و خوندید رو زود باور نکنید. اول از چند نفر عالم بپرسید. در احکام فقهی فقط و فقط وفقط وفقط پیرو مرجع تقلید خودتون باشید و به هیچ کس دیگه کاری نداشته باشید تا از فتنه های عقیدتی در امان بمانید موفق باشید و خدایی التماس دعا |
|||
|
|
۲۲:۰۵, ۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
|
۱۷:۳۲, ۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۳ ۱۷:۳۴ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
شرایط اجتهاد چیست؟ مجتهد به کسی گفته میشود که در پرتو تحصیلات عالیه خود در علوم فقه، اصول فقه، قواعد فقهیه، علم رجال، درایه، منطق، ادبیات، حدیثشناسی و تفسیر قرآن، بتواند احکام شرعی فرعی را از منابع آن که بیان شد، استخراج و استنباط نماید. (بر خلاف حرفی که بعضی مدعیان میگویند که اجتهاد یعنی تلاش سخت ، و صرف تلاش سخت کردن در تفکر دینی میشه اجتهاد و ما نیز داریم سخت تلاش میکنیم پس ما مجتهد هستیم.... !) همچنین سید محمد جواد غروی معتقد است که مجتهد باید در احکام إلهی به علم یقینی برسد، زیرا احکامی را که خداوند مقرر فرموده همه تعلیلی است و بنا بر حکمتی آنها رامعین کردهاست که متضمن مصالح خلق میباشد. برای مجتهد شدن، شخص باید دورههای تحصیلی خاصی را در زمینه علوم یادشده طی کند. این دورهها به سه بخش بدین شرح تقسیم می شوند: الف- دوره مقدمات، ب- دوره سطح عالی، ج- دوره درس خارج. از دیدگاه آیت الله وحید بهبهانی 1) اطلاع بر علوم ادبی (فقه الغة) . مجتهدی که لغت را بخوبی نشناسد چه بسا خود گمراه می شود و دیگران را نیز به بیراهه می برد . و اشتباه او مثل اشتباه دیگران نیست زیرا اشتباه آنان ضرری بر دیگران ندارد . ما این شرط را در رساله اجتهاد خود به صورت مبسوط بررسی و اثبات کرده ایم . 2) یکی دیگر از شرایط اجتهاد شناختن عرف (عام و خاص) است . آگاهی از این عرف، در فقه حجت، و پایه استدلال است . گاه هجوم شبهه ها آنچنان ذهن مجتهد را اشغال می کند که در شناخت دیدگاههای عرفی دچار آسیب می گردد و از فهم عرفی عاجز می ماند، با آنکه خود نیز فردی از عرف است . چنین شخصی موظف است به دیگران که ذهنی خالی از پیرایه شبهه ها و اصطلاحات دارند، مراجعه کند . بی توجهی به این نکته، خسارتهای فراوانی در فقه به بار می آورد . 3) اطلاع بر علم کلام نیز از شرایط اجتهاد است، زیرا اجتهاد توقف دارد بر معرفت اصول دین و اینکه شارع حکیم مرتکب قبیح نمی شود و دستور به مالایطاق و خارج از توان نمی دهد . و اینها در علم کلام اثبات می شود; وگرنه فقیه ناچار است در امور اساسی و اصول اصلی مقلد باشد . 4) یکی دیگر از شرایط اجتهاد، آگاهی از علم «منطق » است چرا که هم خود فقه و هم علومی که پایه اجتهاد است شدیدا نیازمند استدلال است، زیرا همگی، علومی استدلالی و نظری هستند و هر کدام مورد شک و شبهه های بی شمارند و در چنین مواردی استدلالها - جز با ابزار منطق - ناقص خواهد بود . 5) از جمله شرایط بدیهی برای اجتهاد آگاهی از علم اصول فقه است، نیاز به علم اصول فقه، بسیار روشن و از بدیهیات است . یگانه معیار و میزان معرفت مفاسد و خرابیها در فقه و بزرگترین و مهمترین شرط اجتهاد; «اصول فقه » است چنانکه عالمان زیرک، ماهر و محقق، که از آن بی بهره و غافل و مقلد نبوده اند، این نکته را بصراحت بیان کرده اند . این علم پدیده ای نوظهور نیست بلکه در عصر حضور امامان معصوم علیهم السلام نیز رایج بوده است . 6) از جمله شرایط آگاهی به همه ی احادیث فقهی است . 7) یکی دیگر از شرایط، آگاهی به تفسیر قرآن کریم است . 8) شرط دیگر، شناخت و آگاهی از نظریات و فتاوای فقهی فقها و کتب استدلالی آنان است . لزوم این شرط بر هر کس، که اندکی هوش و ادراک داشته باشد، پوشیده نیست، چون اگر فقیهی بکلی از آن بی خبر بماند، اجتهاد و فتوا برای او ممکن نخواهد شد . 9) دانستن علم رجال نیز از جمله شرایط اجتهاد است تا اطمینان به سند روایات از نظر عدالت راوی، یا جبران ضعف سند حاصل شود و بتواند برخی را بر برخی دیگر ترجیح دهد . ما راز نیاز به این علم را مشروحا در رساله اجتهاد روشن نموده ایم . 10) یکی از اساسیترین شرایط، قوه قدسیه و ملکه تقواست این شرط، پایه و اساس شرایط دیگر است زیرا اگر این شرط حاصل آید سایر شرایط نیز مفید خواهد بود و در پرتو آن از ادله و امارات و تنبیهات بهره ها عاید فقیه خواهد شد، بلکه با کوتاهترین اشارتی، به نارساییها و راه چاره و درمان توجه خواهد کرد . |
|||
|
|
۴:۲۰, ۲۷/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/تیر/۹۳ ۴:۲۲ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مطلب بعدی که در این پست باید به اون اشاره کنم اینه که در دین اسلام و در اجتهاد و تفقه ، احادیث و آیات باید در یک مجموعه ی کلی نسبت به هم سنجیده شوند و دانستن مقداری از احادیث و آیات و تفاسیر نمیتونه قطعیت در نظر رو به همراه داشته باشه و احتمال خطا در اون هست ، چون ممکنه که نظری که بر مبنای صدتا حدیثی که شما دیدی صادر کردی متعارض با چندین حدیث از اون احادیثی که مطالعه نکردی باشه و این تعارض باید حل بشه. یا شاید با آیاتی از قرآن در تعارض باشه! یا برعکس! در اینجا نقشه ای از علومی که به علم الحدیث معروفه رو میبینید ، توجه کنید که اولا خود علم الحدیث شامل چندین علم مفصل میشه ، ثانیا همه ی اینها رو باید بدونید تا تازه اجازه داشته باشید که برید سراغ احادیث! ![]() متاسفانه یکی از ظلم هایی که در عوام حزب اللهی در حق علم الحدیث شده اینه که علم الحدیث رو محدود میکنند به سند شناسی (علم رجال) ، یعنی میگن آقا این حدیث سندیت داره؟! بله سندش رو فلان عالم تایید کرده پس دیگه حله.... ! در صورتی که کل احادیث با این علوم باید بررسی بشن به صورت جداگانه. سپس با آیات قرآن تطابق داده بشن و تفسیر بشن و سپس احکام استخراج بشه. وقتی همه ی اینها رو کسی یاد گرفت تازه اجازه پیدا میکنه که بره سراغ احادیث. یکی از معضلاتی که ما امروزه داریم اینه که همه به احادیث دسترسی دارن و فکر میکنن که میتونن اونها رو نقل کنند. همین باعث بسیاری از کج فهمی ها و سو تفاهم ها و دین زدگی ها میشه. از یکی از اساتید حوزه شنیدم که قدیم یک طلبه بعد از گذراندن دروس حوزه (بعنوان مثال علم الحدیثی که دیدید) به نزد بزرگترین فقها و مراجع زمان خودش میرفته و سالهای سال پای درس این عالم یا علما مینشسته و یاد میگرفته ، بعد خود اون مرجع تقلید این طلبه رو تاییدش میکرده که ایشون حق داره تعداد محدودی از احادیثی که من بهش یاد دادم رو نقل کنه در منبر ها و سخنرانی های خودش! پس ببینید کسی که مرجع تقلید و مجتهد و صاحب فتوا میشده چقدر زحمت میکشیده! یعنی نقل حدیث اینطور دارای مهر و موم و محکم کاری بود که هرکسی نتواند و نباید حدیث نقل کنه. حالا با توجه به اینکه کتابها و متون در دسترس همه هست و مخصوصا در فضای اینترنت همه حدیث کپی پیست میکنند و متاسفانه این تابو بدجور شکسته است. توجه شما رو به یکی از روایاتی که از حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقل شده است جلب میکنم که فرمودند در زمان غیبت به راویان احادیث ما (= فقها) مراجعه کنید. دقت کنید که ایشون نفرمودند که شما حق دارید سر خود برید سراغ احادیث! |
|||
|
|
۱۵:۱۶, ۲۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
نکته ی دیگر درباره ی اجتهاد و استنباط احکام و صدور فتوا و... اینه که همه ی احکام دین هم سطح نیستند.
در ساده ترین مثال برای غیر هم سطح بودن احکام دین شما تفاوت بین مستحب و واجب / مکروه و حرام رو میشناسید. وقتی در احادیث یا در قرآن عملی رو میبینید که معصومین انجام نمیدادن دلیل بر حرام بودنش نیست ، ممکنه مکروه باشه ممکنه حرام باشه! و این خیلی مرز حساس و ظریفی هستش و میشه گفت تفاوت نظر در آرای فقها اکثر در همین هستش. همچنین کاری که بهش سفارش شدیم یا معصومین انجام میدادن دلیل بر واجب قطعی بودن اون نیست. به این تصویر دقت کنید: توضیح: شریعت= فقه طریقت= عرفان ![]() شریعت یعنی رعایت واجبات و دوری از محرمات. شریعت مثل یک دیوار هست که اونطرف دیوار شما از حوزه ی دین و مسلمانی خارج شدید ، و برعکس در اینطرف دیوار که خیلی ها حضور دارند شما در حوزه ی دین اسلام هستید و مسلمان محسوب میشوید. تساهل و تسامح برعکس تصور خیلی ها در عرفان (طریقت) نیست که فکر میکنند در عرفان همین که دل آدم پاک باشه همه کار میتونه بکنه. برعکس بسیار بسیار سختی هست در طریقت و سلوک الی الحق در عرفان. شما اعمالی که در مفاتیح آمده رو نگاه کنید ببینید اگر بخواهید عارف و سالک باشید باید اکثریت یا همه ی اینها رو انجام بدید در کنار واجبات. خیلی از مسائل رو هم باید ترک کنید در کنار ترک محرمات یعنی تقوای عارف بسیار بسیار عمیق است. ولی در شریعت و فقه شما کافیه تشهد رو بخونی و به احکام واجب عمل کنی و از محرمات دوری کنی! بنابر این همونطور که در تصور مشخصه کسی هم که نماز شب نمیخونه مسلمونه کسی هم که میخونه مسلمونه ، فقط در طریقت با هم فاصله دارند. اینکه در پست اول عرض کردم شما کاری به نظرات شخصی کسی نداشته باشید و اولویت رو بر انجام واجبات بگذارید و به فتوای مرجع تقلید عمل کنید بخاطر این بود که بعضی دوستان مواردی رو که جزو تقوای سالکان و عارفان بود رو اورده بودند و بجای حرام و حلال قطعی فقهی معرفی میکردند در تالار و موجب نگرانی و در مرحله ی بعد موجب دین زدگی بعضیها میشدند. بعنوان مثال تاپیکهایی که برادر عزیزم علی 110 زده و توصیه هایی که کرده اکثرا برای کسانی هست که در سیر و سلوک الی الحق و تربیت نفس و رسیدن به مقامات بالای عرفانی و تشبه حد اکثری به اهل بیت (علیه السلام) و خود سازی برای لایق مقام بالا نزد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و... هستش و خودشم بارها در تاپیکها اشاره کرده به این موضوع. و همچنین بارها تذکر داده که به سوالات فقهی فقط باید فقها و مراجع تقلید پاسخ بدهند. بعنوان مثالی دیگر ، شما در طریقت و عرفان باید تمام نمازهاتون اول وقت باشه در حالی که در شریعت شما تا آخر وقت معین فرصت برای نماز دارید و کاملا هم صحیح است ، و اگر هم نتوانستید در وقت معین واجبات رو به جا بیارید هم احکامی برای جبران این مسئله در فقه آمده ! لذا هرجا سفارشی در حوزه ی دین دیدید به این نقشه خوب دقت کنید که آیا در حوزه ی طریقت است یا شریعت. دقت کنید کسی که در مسیر طریقت نمیرود به هیچ عنوان جهنمی نیست! بلکه معیار اصلی شریعت است. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







![[تصویر: elme_hadith.png]](http://s5.picofile.com/file/8130595868/elme_hadith.png)
![[تصویر: nesbat_tarighat.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8130595842/nesbat_tarighat.jpg)