|
فاخلع نعلیک...؟؟؟؟
|
|
۱:۰۱, ۱۳/تیر/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
فاخلع نعلیک
آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ آنگاه که آتشی دید و به خانواده خود گفت: درنگ کنید که من از دور آتشی میبینم. شاید برایتان قبسی بیاورم یا در روشنایی آن راهی بیابم. چون نزد آتش آمد، ندا داده شد: ای موسی! من پروردگار تو هستم. پای افزارت را بیرون کن که اینک در وادی مقدس طُوی هستی. (قرآن کریم، سوره طه، آیه 9 ـ 12) .. مفسران در معنی خطاب «فاخلع نعلیک» معانی گوناگونی آوردهاند. موسی در وادی ایمن، درختی ازآتش میبیند و چون میرود تا آتشی برگیرد، درخت با او به سخن میآید و او را به پیامبری بشارت میدهد. خداوند از او میخواهد که بر آن سرزمین مقدس کفشهایش را رها کند و با پای برهنه گام بردارد. میبدی در کشف الاسرار گوید که میان علما اختلاف است که چرا خداوند موسی را خلع نعلین فرمود. بعضی از پیامبر اسلام روایت آورند که جامه و جبه موسی همه از جنس صوف بود. جز کفش او که «از پوست خر بود، ناپیراسته و ناپاک». ازین رو، بدون خطاب کردند که کفشهایش را فرو نهد و واپس افکند. اما عدهای دیگر گویند: نعلین از پوست گاو بود پاک. اما او را به خلع آن فرمودند تشریف زمین مقدسه را. یعنی که برکت زمین مقدسه به پای تو رسد. و گفتهاند: تهی کردن پای از نعلین، نشان تواضع است و خشوع و تأدیب. موسی را فرمودند تا ادب گیرد و در تواضع و خشوع بیفزاید. و عادت سلف بوده در تعظیم خانه کعبه که پای برهنه در خانه کعبه شدندی. و بعضی نیز گفته اند که معنای فاخلع نعلیک آن است که دل را از شغل زن و فرزند رها کنی. (کشف الاسرار و عدة الابرار، ج 6، ص 103). و همین معنا را ابوالمظفر شاهفور اسفراینی، از مفسران قرن پنجم ق، پیش از میبدی، در تفسیر خود بدین نحو بیان کرده است: حسن بصری گوید: اخلع نعلیک از بهر آن گفت که نعل از پوستین خر بود مُرده ناپیراسته. و عکرمه گوید: از بهر آن گفت تا پوست پای بر آن زمین مقدس مبارک بساید تا برکات آن در ظاهر و باطن وی پیدا شود. و گوهی گفتند: از بهر آن گفت تا آن زیادتی بود در تواضع. اهل اشارت گفتند که نعلین آنجا کنایتی است از اهل و ولد. یعنی دل ازیشان فارغ گردان و از حال تفرقه، دل به حال جمع آر (تاج التراجم، ج 3، 1375). میبدی در تفسیر عرفانی آینه دوازدهم سوره طه گوید: ای فرّغ قلبک عن حدیث دارین و تجرّد للحق بنعت الانفراد. ای موسی! یگانه را یگانه باش. اول در تجرید قصد، آنگاه در نسیم انس از دو گیتی بیزار شو تا نسیم انس از صحرای لَم یزل دمیدن گیرد. حجاب تقسیم از پیش برخاسته و ندای لطف به جان رسیده (کشف الاسرار و عدة الابرار، ج 6، ص 113). شیخ شهاب الدین سهروردی گوید: در معنی فاخلع نعلیک گفتهاند که حق تعالی موسی را گفت: در وادی مقدس غم زن و فرزند و گوسفندان از دل خود دور کن تا شایسته مناجات ما آیی (عوارف المعارف، ص 130). علاءالدوله سمنانی گوید: روی به راه آر تا چونآنجا برسی، اشارت فاخلع نعلیک انک بوادی المقدس طوی در رسد. نعلین کونین را در زیر قدمین شقین من بگذاری و با مقربان حضرت روی در باطن ـ که وادی المقدس عبارت از آن است ـ آری. که قدم گردآلود عالم فنا را در وادی المقدس ـ که باطن عالم جبروت و سر حد عالم بقاست ـ نتوان نهاد. خواجه (علیه السلام) فرموده است که سیروا سبق المفردون. تا از ملک و ملکوت آفاقی مفرد نشوی، قدم در حلقه سابقان کی توانی نهاد (مصنفات سمنانی، ص 142). علی بن عثمان هجویری، راه رسیدن به خدا را بر سه قسم دانسته است: یکی مقام، و دیگر حال، و سدیگر تمکین. «حال» آن چیزی است که از جانب خداوند بر قلب بندهاش فرود آید و اندیشه غیر از آن بپیراید. «مقام»، وضعیتی است که هر طالبی با توجه به میزان کوشش و درستی نیت خود در آن بسر میبرد. مقامات عرفانی، منازلی است که سالک حق باید بسته به شرایط و توان روحی خود بپیماید تا بر آستان جانان برسد. به اعتقاد هجویری، «تمکین»، مرتبه کمال سالکان و درجه اعلای سلوک است. کسانی که از مقامات گذر کردهاند، به درجه تمکین میرسند. وی برای توضیح این مرتبه، به داستان حضرت موسی و وادی مقدس و خطاب فاخلع نعلیک اشاره میکند و میگوید: و حق تعالی موسی را (صلوات الله علیه) هم بدین فرمود که چون به قطع منازل و گذاشتن مقامات به محل تمکین رسیدی، اسباب تلوین از تو ساقط شد: فاخلع نعلیک و الق عصاک. نعلین بیرون کن و عصا بیفکن. که آن آلت مسافت است و اندر حضرت وصلت، وحشت مسافت محال باشد (کشف المحجوب، ص 544 ـ 546). .. بنابراین، در دیدگاه تمثیلی عرفای قدیم، از یک سو، کفش نماد تعلقات جسمی و روحی و مادی و معنوی است. خواه اندیشه زن و فرزند و شغل و موقعیت باشد، خواه توقف در یکی از منازل راه. به عبارت دیگر، کفش، پای افزار سفر برای رسیدن به یک منزل و مقصود است و چون به منزل رسیدی، باید کفشها را در آوری. کفشهای غبارآلود، شایسته در آمدن در آستان جانان نیست. از سویی، در آن پیشگاه مقدس، برای رسیدن به نهایت درک و دریافت عرفانی، باید جسم و روح هر دو از هر حجاب تهی باشد. پای برهنه میتواند لذت لمس باطن عالم را دریابد. .. فرو نهادن کفشها، نماد پشت سر نهادن تعلقات جسمانی و دلبستگیهای دنیوی است. آنکه کفشها را به یکسو مینهد و پای برهنه بر بسیط زمین ره میسپرد، روحش در تماس مستقیم با باطن عالم قرار خواهد گرفت. رها کردن دلبستگیها، شرط رسیدن به دوست است. برای رسیدن به آن یگانه، باید یگانه بود.
|
|||
|
|
۲۰:۳۰, ۱۳/تیر/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
برای خودم این قسمت ها خیلی زیبا بود
و حق تعالی موسی را (صلوات الله علیه) هم بدین فرمود که چون به قطع منازل و گذاشتن مقامات به محل تمکین رسیدی، اسباب تلوین از تو ساقط شد: فاخلع نعلیک و الق عصاک. نعلین بیرون کن و عصا بیفکن. که آن آلت مسافت است و اندر حضرت وصلت، وحشت مسافت محال باشد (کشف المحجوب[/i]، ص 544 ـ 546). در دیدگاه تمثیلی عرفای قدیم، از یک سو، کفش نماد تعلقات جسمی و روحی و مادی و معنوی است. خواه اندیشه زن و فرزند و شغل و موقعیت باشد، خواه توقف در یکی از منازل راه. به عبارت دیگر، کفش، پای افزار سفر برای رسیدن به یک منزل و مقصود است و چون به منزل رسیدی، باید کفشها را در آوری. کفشهای غبارآلود، شایسته در آمدن در آستان جانان نیست. از سویی، در آن پیشگاه مقدس، برای رسیدن به نهایت درک و دریافت عرفانی، باید جسم و روح هر دو از هر حجاب تهی باشد. پای برهنه میتواند لذت لمس باطن عالم را دریابد. .. فرو نهادن کفشها، نماد پشت سر نهادن تعلقات جسمانی و دلبستگیهای دنیوی است. آنکه کفشها را به یکسو مینهد و پای برهنه بر بسیط زمین ره میسپرد، روحش در تماس مستقیم با باطن عالم قرار خواهد گرفت. رها کردن دلبستگیها، شرط رسیدن به دوست است. برای رسیدن به آن یگانه، باید یگانه بود.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







