|
آیا معنای تفقه در عبادت و قرب الی الله را میدانیم؟؟؟
|
|
۱۲:۳۲, ۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«انسان باید بفهمد که عبادت چه معنایی دارد؛ با چه کسی میخواهد حرف بزند و چه میخواهد بگیرد، اما متأسفانه ما تفقه نداریم، نماز میخوانیم، اما نمیدانیم که یعنی چه و با چه کسی حرف میزنیم و چه میخواهیم. » ![]() آیت الله ضیاء آبادی: پیامبر در خطبه هفته آخر ماه شعبان در مجمع عمومی مسلمین از مهاجرین و انصار خطابهای القا فرمود که مرحوم سید بن طاووس(رض) در کتاب اقبال نقل کرده است از امام رضا(علیه السلام) که ایشان هم از آباء کرامشان تا حضرت امیر(علیه السلام) و حضرت امیر(علیه السلام) فرمود پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روزی ما را خطاب قرار داد و برای این که مردم را به عظمت ماه رمضان توجه بدهند و آنها خودشان را برای استقبال آن مهمان عزیز آماده کنند، گفتند: ای مردم به طور قطع و یقین ماه خدا به شما روی آورده است. همه ماهها ماه خداست، اما از آن جهت که خدا میخواهد شرف و عظمتی برای این ماه نشان بدهد، در زبان خودش و در زبان پیغمبرش شهر الله میشود. این ماه امتیازی دارد که سایر ماهها این امتیاز را ندارد. همان طور که کعبه را «خانه خدا» فرمود؛ با آن که خدا خانه نمیخواهد و همه جا مال خداست، اما آن قطعه زمین شرفی دارد و امتیازی دارد که سایر مکانها ندارند و به همین خاطر گفت: مال خداست و خانه خداست و خیلی شرافت و امتیاز دارد. حالا ماه رمضان هم ماه خداست و ماهی است که در تمام طول سال بهترین ماهها نزد خداست و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبهاست و ساعاتش بهترین ساعات است. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: «لا خیر فی عبادة لا تفقه فیها و لا خیر فی تلاوة لاتدبر فیها؛ آن عبادتی که تفقه ندارد ارزش ندارد و آن تلاوتی که تدبر در آن نیست خیری در آن نیست». آدم باید بفهمد که این عبادت چه معنایی دارد و با چه کسی میخواهد حرف بزند و چه میخواهد بگیرد. تفقه همین است که بفهمد و بشناسد که این عبادت چه معنایی دارد و چه نتیجهای دارد. متأسفانه ما تفقه نداریم، نماز میخوانیم، اما نمیدانیم که یعنی چه و با چه کسی حرف میزنیم و چه میخواهیم. طلب هدایت که در نماز میکنیم، بهترین دعاست؛ راه راست یعنی راهی که ما را به مقصد میرساند، بندگی است؛ و بنده آن است که هر چه بگویند، چشم بگوید و بگویند نکن بگوید چشم. باید بدانی که اگر این گونه نبود، عبادت نکردهای و صراط مستقیم نداری. ما نمیخواهیم بفهمیم که طرف ما کیست و از او چه میخواهیم. او خدای ماست او «رب العالمین» است. از او چه میخواهیم؟ صراط مستقیم. او خودش جواب میدهد که «به شما دادهام که! قبول نمیکنی که!» با شما عهد بستهام آدمزادهها، من با شما عهد بستهام که به پیمانی که با من بستهاید وفا کنید و من هم به پیمانم عمل میکنم. جایگاه این عهد و جایی که این عهد بسته شده است ،عالم عقل و وجدان و فطرت است، خدا میگوید در عالم عقل و وجدان و فطرت با من عهده بستهاید که بنده من باشید و من هم به شما وعده کردهام که هر چه از من بخواهید به شما بدهم. عهدی که با شما بستم، همین است، منتها در نماز تفقه نداریم به اینها. خب راه را به شما نشان داده و گفته مرا بندگی کنید که همین صراط مستقیم است؛ اما نمیخواهی از آن راه بروی و خدا میگوید چون وفادار نیستید، من هم نیستم، پس از من گله نکنید که هر چه میخواهم نمیدهد. شما عمل نکردید به عهدتان پس من هم عمل نکردم. روزهداری تنها نخوردن نیست، گوشت را روزهدار کن، زبانت را و چشمت را روزهدار کن. عوام هم روزه دارند، خواص هم دارند و اخص خواص هم. روزه عوام چند ساعت گرسنه ماندن است که شب جبران میشود. روزه خواص این است که مراقبند چشمشان، گوششان و زبانشان هم روزهدار باشد. از این بالاتر هم هست که به ما نمی رسد و آن این است که غیر از خدا را در دلت راه ندهی؛ این شیوه علی(علیه السلام) است. اگر نخوریم و نیاشامیم و هم در زبان و گوش و چشم روزهدار باشیم، مرتبه مرتبه بالا میرود و کم کم آن هم میشود، اما اول آن همین است. باید قصد قربة الی الله باشد، اینکه منظور از قرب و نزدیکی به خدا چیست،این قربت قرب جوهری است، یعنی جان من، روح من که حقیقت من است، به خدا نزدیک شود؛ از جهت صفات. خدا موجودی است، جامع الصفات کمال و تمام صفات کمال را دارد و از هر عیبی منزه است. دین گفته است که شما کاری کن که این گونه شوی و جان و روحت کم کم به خدا نزدیک شود و از رذائل پرهیز کن و برای فضائل خود را آماده کن. مراحل سیر انسان از خاک شروع شده و تا به جایی میرسد که فرشتگان را پشت سر میگذارد. خدا میگوید: با من باش ای انسان و راه را گم نکن. انسان بخشی از این راه را با جماد و نبات و حیوان همراه بوده و با مرکب قوای طبیعی و نباتی و حیوانی پیموده است تا این که انسان شده، اما به این جا که رسیده است، باید با مرکب عقل راه اطاعت و بندگی خالق را بپیماید تا کم کم بر نور جانش افزوده شود و جانش نورانیت بیشتر بدهد تا به الله، نور آسمانها و زمین، نزدیکتر بشود. نور جان ما به او نزدیک شود تا نورش بیشتر بشود. نور ما بیشتر شود تا به نزدیکی خدا برسیم. من باید جانم را باید به گونهای منظم کنم که کم کم بر نورش افزوده شود. منبع |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: adser.jpg]](http://www.asatizona.ir/wp-content/uploads/2013/10/adser.jpg)


