کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا باید شهید بهشتی تخریب می‌شد؟
۲۲:۰۷, ۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: mcu1we5gl4d67z06i7ni.jpg]

تبلیغات کلیشه‌ای و مناسبتی معمولا تصویری از شخصیت‌های مهم تاریخ نشان می‌دهند که خیلی ناقص است.

تنها یک بعد خیلی کوچک از زندگی فرد را مورد توجه قرار می‌دهند که به کسی بر نخورد. و هر ساله تنها همان را تکرار می‌کنند. تا جایی که گویی اصلا آن فرد هیچ کار دیگری در زندگی نکرده است!

قطعا این بخش هست اما نکته توقف بر آن است. مثلا از امام علی(علیه السلام) فقط به کیسه خرما و نیمه شب و یتیمان اشاره می‌شود. از امام خمینی(رحمة الله علیه) تنها گذاشتن کاغذ روی لیوان آب نیمه برای استفاده‌ی بعدی، را اشاره می‌کنند.
یا درباره شهید بهشتی هم چند خاطره اخلاقی صرف. و درباره باقی افراد نیز. گویی اصلا تمام دشمنی غرب با امام خمینی و تمام توهین‌ها، ناسزاها، جسارت‌های BBC و CNN و سران غرب و ضد انقلاب‌های وطنی، بابت همین یک کاغذ بوده است!

همین ماجرا برای من درباره شهید بهشتی مطرح بود. چرا ایشان اینقدر مورد تخریب واقع می‌شده است؟ آنچه مشهور شده است در تبلیغات کلیشه‌ای، یک سری خاطره‌ی اخلاقی است که برای همه خوشایند است! حتی یک کافر ملحد! پس چرا ایشان آن هنگام اینقدر مورد آزار و اتهام و ناسزا قرار می‌گرفت؟

می‌خواهم با اشاره به چند صحبت منتشره از ایشان، محورهای اصلی این تهاجمات به ایشان را بگویم.

نکته‌ی اول اعتقاد به «مکتب» و ایستادگی بر سر آن است. به عنوان نمونه این سخنرانی در بهمن ۵۸ را ببینید. از خط امام و تقابلش با خط سازش می‌گوید. انواع خط سازش را برمی‌شمارد و تضادش با خط را شرح می‌دهد. نکات بدیع زیادی دارد.

در جایی می‌گوید:

«خط امام از نظر ایدئولوژیک ، معنی خطی که اسلام اصیل را با اندیشه‌ی باز می‌شناسد و می‌پذیرد و عمل می‌کند و نمی‌ترسد به او بگویند مرتجع امل یا مرتجع و نمی‌ترسد که به او بگویند آدمی است که خیلی روشن‌فکر شده.

نه از برچسب روشن‌فکر منحرف می‌ترسد، نه از برچسب ارتجاع، مسلمان است و نه اندیشه‌ی التقاطی را می‌پذیرد و به نام اسلام به این و آن تفهیم می‌کند و نه تصورات و اوهام و خرافاتی را که به نام اسلام در زندگی مسلمان‌ها رخنه کرده و اصولا در اسلام ریشه نداشته می‌پذیرد.

نه خرافی و ظاهربین است، نه دچار انحراف اندیشه‌های التقاطی می‌شود. نه با این می‌سازد، نه با آن؛ سازشکار نیست. مسلمان خط امام از نظر ایدئولوژیک نه با خرافیون سازشکاری نشان می‌دهد و نه با التقاطیون سازشکاری نشان می‌دهد.»
**********************
میخواستم بپردازم به خاطرات و بعضی کارهای شهید بهشتی طبق منوال جا افتاده!!!!!!
که دیدم جفایی در حق اهداف و مجاهدتهای این شهید که خواستم ارمان و اهداف این شهید را بهتر بشناسیم.


ادامه خواهد داشت ان شاءالله.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، یاســین ، mahdy30na ، مصباح ، help me ، ضحی ، السا ، أین المنتظر ، مصطفي مازح7610 ، ELENOR ، سید ابراهیم ، soheyl68 ، m.hossein ، magnolia ، Havbb 110 ، Ramin_Ghn ، mahyamatin ، بیداری اندیشه ، iranvelshok
۱۱:۳۶, ۸/تیر/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام
ممنون دوست عزيز.
اگه از مناظرات ايشان فيلم و يا صوتي پيدا كردين قرار بدين. ايشون در مناظرات با گروههاي انحرافي اوايل انقلاب هميشه پيروز بيرون آمده و يكي از دلايل كينه اي كه به ايشان داشتند همين بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، soheyl68 ، help me ، عبدالرحیم ، میثاق ، iranvelshok
۱:۳۹, ۹/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/تیر/۹۳ ۱:۴۴ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

یا این نامه خصوصی شهید بهشتی به حضرت امام را ببینید. متن کامل این نامه که اسفند ۵۹ نوشته شده، تازه منتشر شده است. یک نامه‌ی استراتژیک برای انقلاب است. از تقابل دو جریان سخن می‌گوید.

جریاناتی که امروز هم هستند و فردا هم خواهند بود. یکی از دعواها و مشکلات اصلی انقلاب اسلامی را در این نامه به خوبی شرح می‌دهد. کلش را بارها و بارها باید خواند. اما بخش‌هایی از آن:

«دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبه‏ ی شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط می‏شود . یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنت‏ باشد، بینش دیگر در پی اندیشه‏ ها و برداشت‏های بینابین، که نه به کلی از وحی بریده است و نه آن‏چنان که باید و شاید در برابر آن متعهد و پای‏بند و گفته‏ ها و نوشته‏ ها و کرده‏ ها براین موضوع بینابین گواه …

بینش اول به نظام و شیوه‏ ای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه به سوی همه نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمان‏ها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد.

بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزش‏های آن، جامعه را به راهی می‏کشاند که خود به خود درها را به روی ارزش‏های بیگانه از اسلام و بلکه ضد اسلام می‏گشاید…

هم اکنون در جمهوری اسلامی هم که امام در راس آن است و تنی چند از فرزندان امام نیز بخشی از مسؤولیت‏ها را برعهده دارند و مردم عزیز ما نیز در صحنه‏ ها حضور دارند، دوباره تحت فشار همان اکثریت قرار گرفته‏ اند، این اقلیت مؤمن که اگر حمایتش کنند می‏رود که اکثریت ‏شود، امروز ذلت و خذلان مؤمنان را در جمهوری اسلامی با پوست و گوشت و استخوان لمس می‏کنند که با چماق ارتجاع می‏کوبندشان و با کارشکنی‏های رنگارنگ سد راه حرکت اسلامی و اصلاحی آن‏ها می‏شوند، با استظهار به ستون پنجم دشمن که در همه‏ ی این سازمان‏ها جا خوش کرده‏ اند و با اطمینان به حمایت گروهی از مسؤولان امروز و دیروز…

اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سر و سامان پیدا می‌کند، نه مشکلات موجود دینی، فرهنگی، اخلاقیات اجتماعی و اقتصادی این مردم رنجدیده و محروم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافی حل می‌شود و نه می‌توان برای آینده طرح‌های اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل درآورد…

این اختلاف به خصوص در مورد رعایت یا عدم رعایت کامل معیارهای اسلامی در گزینش افراد برای کارها و در برخورد قاطع با جریان های انحرافی است…»


اینها به خوبی نشان می‌دهد که چرا ایشان مورد هجمه و تهمت و ناسزا بوده‌اند!
و مشخص می‌کند امروز هم اتفاقا چه کسانی از طرف لیبرال‌ها و غرب گراها و منافقین و فتنه‌گران و غربی‌ها مورد هجمه قرار می‌گیرند!

نکته‌ی دوم تکیه بر بدنه‌ی مردمی و مستضعفین و حمله به عده‌ای از اشراف و مدعیان پر سر و صدا است.

حمایت واقعی و قاطع از مردم و حمله بر کسانی که فقط رسانه دارند!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصطفي مازح7610 ، mahyamatin ، m.hossein ، مصباح ، میثاق ، iranvelshok
۱:۱۶, ۱۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

این سخنان شهید بهشتی که به حق تناسب بسیار شدیدی با فتنه ۸۸ دارد، را بخوانید.
ایشان می‌گوید:
«ما هم موضع خودمان را مکرر گفته ایم. گفته ایم قلدرها و مستکبرهای دنیا و چپاولگرهای دنیا هر چه دلشان می خواهد به ما فحش بدهند. ما می دانیم که دل محرومان جهان مالامال از عشق به این انقلاب است و قلب شان در عشق به این انقلاب می تپد. و اما از نظر داخلی؛ برادرها و خواهرها! ما یک ۳۰ میلیون داریم، یک ۵ میلیون داریم و یک ۱ میلیون. آن ۱ میلیون هیچ وقت نمی تواند از ما راضی شود. متأسفانه آن ۱ میلیون هم زبانش خیلی دراز است، امکانات تبلیغاتی اش هم خیلی زیاد است، همه جا می خواهد خودش را به عنوان وکیل این ۳۶ میلیون معرفی کند!»
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، m.hossein ، میثاق ، iranvelshok
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا