|
رحلت جانگداز مادر بزرگوار شهید طباطبایی (ساری)
|
|
۲:۵۶, ۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۳ ۲:۵۸ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
رهبر معظم انقلاب: بدانيد امروز در هيچ جاى دنيا زنانى كه مثل اين مادران شهداى ما، مادر دو شهيد، مادر سه شهيد، مادر چهار شهيد باشند، نيستند. در جامعه ما، مادرانى با اين خصوصيات كه از پدرها بهتر و قويتر و آگاهانه تر ايستادند، در اين ميدان بسيارند. اين همان تربيت اسلامى است؛ اين همان دامان پاك و مطهّر و نورانى فاطمه زهرا سلام اللَّه عليهاست. شما دخترانِ فاطمه هستيد؛ فرزندان فاطمه زهرا هستيد؛ شرمنده ام از روی تو ای شهید! چون تو رفتی برای محافظت از ما ، ولی ما برای محافظت و مراقبت از مادر بیمار تو چه کردیم! می توانم بگویم برای مادرت یک کار کردهایم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آری خون به دل مادر شهید کردن کار این روزها شده است! مسئول و غیر مسئول نمی شناسد! و اینک در آغازین ساعات ماه مبارک رمضان سال 1435 هجری قمری مادری دیگر از میان ما رخت بر بست! یادت بخیر مادر! چه جالب خاطرات ناصرت را برای ما تعریف میکردی! دیگر برای شنیدن خاطرات زیبای ناصرت پیش کی بریم؟؟؟؟؟؟؟ از هرکسی هم خاطرات ناصرت را بشنویم باز بیان تعریفش به زیبایی و شیرینی بیان تو نیست ای مادر شهید! رفتنت اشک هایم را جاری کرد نه برای اینکه دلم برایت بسوزد،چون میدانم رفته ای کنار پسر عزیزت! اما دلم برای خودم کباب شد که نتوانستم جای ناصرت پسر خوبی برایت باشم! نتوانستم دوری فرزندت را برایت تسکین دهم! تسکین ندادم هیچ، با این کارهایم بیشتر دوری ناصرت را احساس کردی! ماندی تا خانه و کاشانه ات را آباد و نو کنی! ماندی تا برای فرزند داماد شهیدت (سردار محمد افشاریان) که هم نام ناصرت است مجلس عروسی خوبی بگیری! ماندی تا برای میلاد صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مجلس و محفل در خوری بگیری! اشک هایم اجازه ادامه کلام را نمی دهد! انگشتانم برای نوشتن این جملات شرم می کند و سست شده است! اما حالا که نوبت آمدن ما به خانه ات شده بود، گذاشتی و رفتی! تازه داشتم برنامه ای ترتیب می دادم تا مجددا نوجوانان بسیجی شما را ببینند و شما با آن بیان زیبایت یاد ناصرت را زنده کنی! همانگونه که زینب یاد حسینش را ... مادر جان!!!!!!!!! دیگر پیش چه کسی بروم تا به شوخی به من بگوید: محمد جان! پس کی قراره برنج تو رو بخوریم؟ گفتم: حاج خانم اگه دعا کنی خیلی زود شهید میشیم و رنج سوم هفتم من رو هم نوشجان می کنید! گفت: بسته بسته نمی خواد لوس بازی در بیاری! خودت خوب می دونی که برنج عروسیتو میگم! .... **** مادر جان! مطمئنا سید ناصرت با دیدن شما در کنار خود خیلی خوشحال می شود1 ولی رفتنت شرمنده ترم کرده! عذرم را برای کوتاهی هایی که کردم پذیرا باش! سلام ما را به سید ناصرت برسان! سلام ما را به أم الشّهدا أم الائمّه فاطمه زهرا(سلام الله علیها) هم برسان! مادر رفتی خدا به همراهت! برای ما هم دعا کن! دعا کن این ماه رمضان آخرین ماه رمضان بدون یوسف زهرا باشد!
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مادر شهید : نیمههای شب کنار عکس پسرم آرام میگیرم | soheyl68 | 0 | 981 |
۲۱/آبان/۹۵ ۱۴:۴۹ آخرین ارسال: soheyl68 |
|
| میهمانی دو شهید گمنام در ساری!!!!!!!! | حضرت عشق | 0 | 1,273 |
۱۴/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۳۵ آخرین ارسال: حضرت عشق |
|
| نامه خواندنی مادر سه شهید اصفهانی به کاترین اشتون | Mohammad Trust | 0 | 1,301 |
۱۹/اسفند/۹۲ ۱۹:۲۹ آخرین ارسال: Mohammad Trust |
|







