|
ادامه تكبر ابليس
|
|
۱۶:۴۱, ۱۵/تیر/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
گويند: در عصر حضرت موسى،روزى ابليس نزد حضرت موسى آمد و گفت: «می خواهم هزار و سه پند به تو بياموزم». موسى او را شناخت و به او فرمود: «آن چه كه تو می دانى، بيشتر از آن را من می دانم، نيازى به پندهاى تو ندارم». جبرئيل بر موسى نازل شد و عرض كرد: «اى موسى! خداوند می فرمايد: هزار پند او فريب است، اما سه پند او را بشنو». موسى به ابليس فرمود: «سه پند از هزار و سه پندت را بگو!» ابليس گفت:1. هر گاه تصميم بر انجام كار نيكى گرفتى، در انجام آن شتاب كن و گرنه تو را پشيمان می كنم؛ 2. اگر با زن نامحرمى خلوت كردى، از من غافل نباش كه تو را به عمل منافى عفت وادار می نمايم؛ 3. هرگاه خشمگين شدى، جاى خود را عوض كن، و گرنه موجب فتنه خواهم شد. اكنون كه تو را سه پند دادم (به تو حقّى پيدا كردم) در عوض، از خدا بخواه تا مرا بيامرزد. موسى خواسته ابليس را به خدا عرض كرد،خداوند فرمود: «شرط آمرزش شيطان آن است كه به كنار قبر آدم برود و خاك قبر او را سجده كند.»حضرت موسى فرمان خدا را به ابليس ابلاغ كرد. ابليس كه هم چنان در خودخواهى و تكبر غوطهور بود، گفت: «اى موسى! من در آن هنگام كه آدم زنده بود، بر او سجده نكردم، چگونه اكنون حاضر شوم كه بر خاك قبر او سجده كنم؟!».
|
|||
|
|
۱:۱۷, ۱۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
زیبا بود اما منبع هم می گفتید خوب بود من بهش رجوع کنم .
|
|||
|
|
۵:۳۴, ۱۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
منبع داستان ادامه تکبر ابلیس: کتاب: قصه های قرآن،ص 65 نویسنده: محمد محمدی اشتهاردی ناشر: کتاب یوسف |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| با انجام اين كار، در ايام فتنه پياده نظام جبهه ابليس نباشيم | III I III | 0 | 665 |
۹/دی/۹۶ ۱۰:۵۷ آخرین ارسال: III I III |
|







