|
خط قرمز سوال پرسیدن
|
|
۱۴:۲۶, ۲۹/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۳ ۱۸:۲۷ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
«اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بُعد المعصیة و عرفان الحرمة و...» (1) دعایی که امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می نماید (دعای فوق)، دعا به شناخت خط قرمزها و حریم ها و حرام هاست؛ کجا باید وارد شد و کجا نباید وارد شد. چه باید گفت و چه نباید گفت. فهم این حریم ها و حرمت ها و مرزها یک مسأله ضروری و حیاتی است و لذا امام آن را به عنوان یک دعا و یک رزق معنوی از خدا می خواهند و به ما می آموزند. درباره علم، دوگونه خود علم و عرفان و شناخت حرمت، معنا می یابد. 1- یکی علم ضروری و شناخت مرزها و حدودها و حریم های آن است و این، در هر حوزه و هر مسیری معنا دارد. 2- دیگری، چه حوزه هایی، حوزه ممنوع ورود علم است و علم نباید به آن وارد گردد. سخن از حوزه ممنوعه علم که گفته می شود، منظور علومی است که به دلیل محدود بودن عمر آدمی و لزوم حل مسائل بسیار ضروری دنیوی و اُخروی و مادی و معنوی خود، ورود به آنها حاشیه ای است که انسان را از رفتن باز می دارد و از دانستن امور مفید، وا می نهد؛ حتی آنجا که هرچه بپرسی پاسخش موجود باشد.
مثلا حضرت عیسی (علیه السلام) به اذن خدا خبر از داشته ها و نداشته ها، خوردنی های مادی و معنوی و ذخیره ها به اذن خدا می داد،(2) ولیِّ خدا، امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نیز به اذن خدا خبر از داشته ها و نداشته ها، خوردنی های معنوی، استعدادهای معنوی و ذخیره ها برای امروز و فردای خود و نسل های آینده می دهد. در آنجا نیز علم، حد و حریم دارد. قرار نیست در هر حوزه ای پرسش کنیم و اگر هم پرسش شود با این که امام از آن با خبر است (و یقیناً سؤال از آن چیزی مانند کنه وجود خدا نیست که انسان مخلوق و ممکن الوجود را اصلاً راهی به آن نباشد) اما ولیّ خدا، سؤال را پاسخ نمی دهد. حریم و حرمت و مرز سؤال را معلوم می کند و از ورود به آن جلوگیری می نماید، سؤال را به مسیری دیگر برده و پاسخی فراخور می دهد. امام از «ما تأکلون و ما تدخرون»(3) نه غذای خوردنی و آب آشامیدنی که از غذای معنوی و فرزندی که در خانه برای فردای خود ذخیره کرده سخن می گوید و هدایت می کند. واضح تر، حضرت علی(علیه السلام) چند بار این سخن را فرمود که: «سلونی قبل اَن تفقدونی؛(4) هر آنچه می خواهید از من بپرسید»، فردی بر می خیزد و به جای سؤال از آسمان یا از زمین یا سؤال از جان یا بدن خویش که مفید و مضر آن معلوم گردد، به تمسخر یا به کنجکاوی به جمع آوری و یا ادعای فهم و علم و به رخ کشیدن دانسته خود به دیگران یا به امتحان امام، سؤال از تعداد موهای سر خود نماید، امام(علیه السلام) در جواب این گونه می فرماید: «اگر بخواهم می گویم چه تعداد شیطان در زیر هر کدام از موهای تو جمع اند. (یا کنایه از اندیشه های انحرافی و وسوسه های شیطانی که تو را احاطه کرده اند یا اشاره به میکروب ها و آنچه که موها را از نظر سلامتی و بهداشت احاطه کرده اند) اما این علم مفید نیست، این دانش، هیچ ثمره و خاصیتی برای تو ندارد. این جاست که امام می فرماید: «ولی به تو می گویم: فرزند تو فرزند پیامبر را به شهادت می رساند.(5) یعنی به جای دانش آمارها و اطلاعات غیر مفید و بی ارزش، به دنبال این باش که چه چیزی وصیت کرده ای. به فکر تربیت فرزندت باش. ببین چه اتفاقی افتاده و چه اتفاقی می افتد که ولیّ خدا به شهادت می رسد و چرا فرزند تو، امام را به شهادت می رساند. راه پیشگیری چیست؟ چگونه فرزند خود را تربیت کنیم. محبت امام و دین را به او بیاموزیم تا مسیر حق و باطل را بیاموزد. این هدایت سؤال است و فهم درک سؤالات و علم مفید. این جاست که این دعا که «اعوذ بک مِن علِمِ لاینفع».(6) علم غیر مفید معنا می شود. هیچ راننده ای به دلیل این که سوخت فراوان دارد (و به اصطلاح باک بنزین او پر است) به خود اجازه نمی دهد به جای طیّ مسیری که باید برود و مقصدی که باید برسد، سوخت و بنزین خود را با پرسه زدن و چرخیدن در جاهای مختلف (بدون توجه به اینکه مسیر است یا حاشیه، اصلی است یا فرعی، صحیح است یا غلط، راه است یا بیراهه) هدر دهد. خلاصه اینکه دنبال جواب سوالایی که دونستن و ندونستنش فرقی به حالمون نمی کنه و تاثیری توی مسیر حرکتمون به سوی خدا و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نداره، نباشیم و با این کارا وقت و انرژیمون رو تلف نکنیم که از هدف اصلیمون جا بمونیم. یعنی : سخن از حوزه ممنوعه علم که گفته می شود، منظور علومی است که به دلیل محدود بودن عمر آدمی و لزوم حل مسائل بسیار ضروری دنیوی و اُخروی و مادی و معنوی خود، ورود به آنها حاشیه ای است که انسان را از رفتن باز می دارد و از دانستن امور مفید، وا می نهد؛ حتی آنجا که هرچه بپرسی پاسخش موجود باشد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پی نوشت : (1) البلد الامین، ص 349. (2) «أنبئکم بما تأکلون و ما تدخرون فی بیوتکم»، سوره آل عمران/ 49. (3) همان. (4) نهج البلاغه، خطبه 189. (5) الارشاد، ج1، ص 330. (6) نهج الفصاحه، ص 256. |
|||
|
|
۱۸:۱۷, ۲۹/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۳ ۱۸:۱۹ توسط soora.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
ممنون مصباح عزیز از ارسالتون استفاده کردم ، خیلی خوب بود
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








