|
راز سر کشیدن " جام زهر " (راز قطعنامه)
|
|
۱۴:۰۰, ۲۵/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۴ ۱۱:۲۷ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به مناسبت هفته ی دفاع مقدس : ![]() 27 تیر، مصادف بود با سالروز پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی جمهوری اسلامی در سال 1367، که حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) از آن با عنوان «سر کشیدن جام زهر» یاد نموده است. امام خمینی (رحمة الله علیه) در پیامی که خطاب به حجاج بیتالله الحرام صادر کردند، عباراتی به کار میبرد که حاکی از این است که ایشان علیرغم میل باطنی و تصمیم شخصی مجبور به پذیرش قطعنامه شدهاند. ایشان میفرمایند: «خوشا به حال جانبازان، اسرا، مفقودین و خانوادههای معظم شهدا؛ و بدا به حال من که هنوز زنده ماندهام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیدهام و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری میکنم ... قبول این مسئله برای من از زهر کشندهتر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او، این جرعه را نوشیدم... شما میدانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز، فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشته و اگر آبرویی داشتم، با خدا معامله کردهام... من باز میگویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشندهتر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم...» گروه کتاب و ادبیات ، در راستای بازخوانی این واقعه مهم تاریخی و همچنین ترویج کتاب و ایجاد جریان مطالعه اقدام به معرفی کتاب «راز قطعنامه» به قلم کامران غضنفری نموده است. این کتاب را انتشارات کیهان که از پرفروشترین کتابهای این ناشر در سال گذشته بوده است منتشر نموده است. این کتاب از مجموعه کتابهای نیمه پنهان کیهان است که بخش عمده آن تحقیق پیرامون مطالب محتوای آن از سال 1388 شروع شده بود، ابتدا در هفته دفاع مقدس در سال 1391 به صورت پاورقی در روزنامه کیهان انتشار یافته بود و پس از آن نیز با اضافه شدن مطالب تکمیلی، در قالب این کتاب تدوین شده است. «راز قطعنامه» کتابی است که در آن به علل و عوامل پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام خمینی (رحمة الله علیه) پرداخته و جریاناتی که موجب شدند تا امام به پذیرش این قطعنامه تن دهد و از آن به سر کشیدن جام زهر یاد کرده است. مطالب این کتاب با استفاده از مصاحبهها و خاطرات افراد گوناگون و تاثیرگذار و تصمیمساز در درون نظام گردآوری و تدوین شده است. در این کتاب تلاش افراد نزدیک امام به پایان دادن جنگ به خوبی تصویر شده و مخاطب را با این موضوع آشنا میسازد. افرادی که خود را یار امام میدانند در دوران جنگ از هیچ اقدامی برای مقابله با نظر امام مبنی بر «جنگ جنگ تا پیروزی» دریغ نکردند و حتی گاهی این مخالفت را در حضور امام نیز ابراز داشتهاند و شعار «جنگ جنگ تا یک پیروزی» را مطرح کردند و استراتژی کشور را بر پایه «جنگ بر پایه تحمیل صلح» قرار دادند. این افراد تا اندازهای بدون مشورت امام عمل میکردند که مذاکرات صلح و آتشبس را آعاز کرده بودند و این عملکرد مخفیانه نبوده زیرا از سوی نشریات و رسانههای گروهی کشورهای غربی، در همان دوران مورد اشاره قرار گرفته است. در این کتاب خواننده با یک سیر منظم از اطلاعات و حوادث روبرو است که وی را در رسیدن به پذیرش قطعنامه از سوی امام روحالله (رحمة الله علیه) همراهی میکند. نقل قولهای استفاده شده در این کتاب تماما مستند بوده و نحوه تحمیل و ایجاد یک جریان روانی در قبال امام برای پذیرش قطعنامه را افشا کرده است. در این روند برخی جریانات و افراد حتی از دروغپرداختن و ارائه اطلاعات نادرست برای هدف نامشخص پایان جنگ آن هم در شرایطی که کشور به بسیج عمومی میان مسئولان و مردم نیاز داشت، دریغ نداشتند و این عمل را در برابر امام نیز اعمال می کردند. «راز قطعنامه» توانسته تصویری از مسئولان کشور در دوران جنگ و عدم وجود اتحاد در میان ایشان را در ذهن مخاطب ایجاد کند. بهانههایی که در جریان جنگ و در شرایطی که رزمندگان در خطوط مقدم زیر آتش بودهاند گرفته میشده است نشان از عدم وجود یک نگاه واحد به مقولهای مهمی چون جنگ تحمیلی دارد. آن هم در شرایطی که امام خمینی (رحمة الله علیه) بارها و در مقاطع گوناگون به اهمیت جنگ و دفاع مقدس اشاره کرده و جنگ را در راس امور قرار داده است. ![]() این کتاب که در فاصله فروردین 1392 تاکنون چهارده مرتبه تجدید چاپ شده که در هر مرتبه 3300 نسخه و با قیمت 12500 منتشر شده است. علاقمندان به تهیه «راز قطعنامه» میتوانند به فروشگاههای موسسه کیهان واقع در خیابان حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ابتدای خیابان شهید مطهری، جنب بانک سپه، فروشگاه کیهان و همچنین خیابان انقلاب اسلامی، روبروی درب اصلی دانشگاه تهران، بین خیابان فخر رازی و خیابان دانشگاه، جنب بانک ملت مراجعه کرده و یا با شماره 33110201-021 مرکز پخش انتشارات کیهان تماس برقرار نمایند. |
|||
|
|
۲۲:۳۴, ۲۴/فروردین/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/فروردین/۹۴ ۲۲:۳۶ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم آقای هاشمی رفسنجانی دیروز در سخنانی در همایش بانوی انقلاب در خصوص پذیرش قطعنامه توسط حضرت امام(رحمة الله علیه) و توصیف جام زهر روایت تازهای را مطرح کرد و گفت: «امام(رحمة الله علیه) به این نتیجه رسید که باید تا قبل از خودشان جنگ را تمام کند البته گفتند جام زهر را نوشیدم اما دو سه ماه پس از جنگ به خود من گفتند که جام زهر برای من شیرین شد». ( هم در پیام تاریخی امام خمینی(رحمة الله علیه) در پذیرش قطعنامه و هم در خاطرات مرحوم سید احمد آقا خمینی به عنوان اعّز اشخاص نزد حضرت امام و نزدیکترین فرد به ایشان صحت چنین ادعایی تایید نمیشود): *پیام تاریخی امام خمینی در 29 تیر 1367 در مورد پذیرش قطعنامه: خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزهاند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانوادههای معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز ماندهام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیدهام، و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری میکنم... صحیفه امام ج 1 صفحه 24 * 7 آبان 67 و پنج ماه پس از قبول قطعنامه : تذکر به اعضای دفتر برای لغو دیدارها و سخنرانیها «توجه داشته باشید که باید دور سخن گفتن مرا ولو یک جمله دعا خط بکشید مجاری تنفس من بیمار است، و حالا هم که جنگ در کار نیست، زحمت به من ندهید از اینکه مثلاً خانواده شهدا و امثال آن بیایند و من دستی تکان دهم، مضایقه ندارم» صحیفه امام ، ج 21 ، ص 171 *تلخترین خاطره عمر امام به روایت مرحوم سید احمد خمینی «شما روحیه امام را در نظر بگیرید چه روحیه عزیزی است، وقتی در معادلات به این نتیجه رسیدند که باید (قطعنامه ) را قبول کنند گفتند: من جام زهر قطعنامه را می نوشم. من کنار امام بودم، امام مرتب مشتشان را می زدند روی پایشان، می گفتند: آ، آ. برای اینکه تلویزیون ما داشت رزمندگان را نشان می داد، صحنه های جنگ را نشان می داد؛ اما امام با آن روحیه آمده بودند (قطعنامه ) را قبول کرده بودند.و در آن نامه ای که امام (قطعنامه ) را نوشته بودند فرمودند: خانواده شهدا، خانواده اسراء، من تا به حال جنگیدم و در جنگ عقیده ام این بود که به نفع شماست؛ امروز این عقیده را ندارم و قطعنامه 598 را قبول می کنم.
|
|||
|
|
۷:۲۳, ۲۹/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
عقلایی که امام آنها را سرجایشان نشاند
هاشمی: دو عامل وجود داشت که تصمیم مناسبی برای پایان دادن به جنگ گرفته نشد. یکی سپاه بود...، مسئله بعدی امام بود که لحظهای اجازه نمیداد درباره ختم جنگ بحث کنیم. عده ای بودند به نام «مجمع عقلا»، که امام آنها را سرجایشان نشاند. به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، آنچه میخوانید برشی است از کتاب «راز قطعنامه» که در رابطه با چگونگی روند پذیرش قطعنامه 598 مطالبی را عنوان کرده است. اهمیت این موضوع که امام(رحمة الله علیه) از آن با تعبیر نوشیدن جام زهر یاد میکنند به قدری است که این کتاب پس از چاپ با اقبال خوبی از طرف مخاطبین رو به رو شد. در این کتاب راجع به تشکیل مجمع عقلا!! این توضیحات آمده که: آقای هاشمی در یادداشت مورخ 8 اسفند 1362 خود مینویسد: [ بعد از عملیات خیبر] «خدمت امام رفتم. گزارشی از وضع جنگ دادم...به ایشان گفتم من از رهگذر این اهداف، به ختم جنگ میاندیشم [!] ایشان لبخندی زدند و جوابی ندادند.» اما امام خمینی پاسخ آقای هاشمی را فردای همان روز یعنی در تاریخ 9 اسفند 62 در طی سخنانی چنین میفرمایند: «صدام آن طور مفلوک شده که دور افتاده به این ور و آن ور و استفاده میکند بیایید ما را صلح بدهید و دروغ هم میگوید. نمیخواهد صلح بکند؛ میخواهد اغفال کند.» این سخنان امام خمینی حاکی از آن است که آقای هاشمی نتوانسته متوجه دروغگوییهای صدام مبنی بر تقاضای صلح شود و باورش آمده که میتوان با صدام به صلح رسید! آقای هاشمی در یادداشت 11 اسفند 62 خود مینویسد: «من در ذهن خودم امید بسته بودم که با این عملیات، راه ختم جنگ را باز کنم؛ به این صورت که با در دست داشتن نقاط استراتژیک، در صورت آتشبس بتوانیم خواستههای خودمان را تأمین کنیم و فکر میکردم ارزش همه نقاطی که از خاک ایران در اختیار عراق است، کمتر از ارزش نقاط تصورفی ما در منطقه عملیاتی خیبر است.» اما جناب هاشمی ظاهراً بنا ندارد توجهی به تذکرات مکرر امام خمینی نماید و همچنان به دنبال پیگیری برنامه خویش است! ایشان در یادداشت 29 اسفند 62 خود مینویسد: «آقای ولایتی آمد و گزارشی از سفر الجزایر و رومانی داد... راجع به سیاستمان در مورد جنگ هم بحث کردیم. من گفتم اگر بتوانیم عملیات خیبر را به تمامی اهدافشان برسانیم، با دست پر میتوانیم به مذاکره برای ختم جنگ و احقاق حقوقمان بپردازیم. خوشحال شد که چنین فکری وجود دارد.» سردار محمد درودیان نیز در این رابطه مینویسد: «بعد از عملیات خیبر که در زمستان 62 انجام گرفت، در سال 1363 یکی از پیشنهادات ارائه شده برای انجام عملیات در منطقه فاو بود. آقای هاشمی در برابر فرماندهان ارتش و سپاه اظهار میدارد در صورت موفقیت در اجرای این عملیات، تمام زحمت ما این خواهد شد که این طرف آب-در منطقه فاو- باقی بمانیم و فشار سیاسیمان را به دنیا از همینجا وارد خواهیم کرد.» آقای هاشمی حتی در سال 65 و پیش از انجام عملیات کربلای5، اظهار میدارد: «وضع جنگ الآن به جایی رسیده که هر محاسبهای نشان میدهد ما باید هرچه زودتر جنگ را به پایان برسانیم.» آقای هاشمی در حالیکه پس از عملیات کربلای 5 نیز به فرماندهان سپاه اظهار میدارد که دوران جنگ به پایان رسیده و میخواهیم به پای میز مذاکره برویم، در مصاحبهای در تاریخ 27 تیر 67 (روز اعلام پذیرش قطعنامه) مدعی میشود که: «تا قبل از حادثه سقوط هواپیمای مسافربری ایران توسط آمریکا [ 12 تیر 1367] بحث در زمینه پذیرش قطعنامه 598 اصلاً مطرح نبود.» و در جای دیگر اظهار میدارد: «آمریکاییها سکوهای نفتی ما را منهدم کردند... یکی از ناوچههای خوب ما و یک کشتی بزرگ قدیمی را دو نیم کردند. ایرباس مسافری ما را در آن مقطع سرنگون کردند... ما هم مصمم بودیم جلوی آنها را بگیریم[!]... تا آن لحظه، امام، ما و رزمندگان آماده پذیرش آتشبس نبودیم.» برای پیبردن به صحت و سقم ادّعای آقای هاشمی، کافی است به یادداشت مورخ 31 اردیبهشت 67 ایشان نگاهی بیندازیم: «آقای یوشیو فوجی موتو(سفیر ژاپن) آمد. به عنوان عضو شورای امنیت سازمان ملل، درباره آخرین نظر ما در خصوص قطعنامه 598 پرسید که گفتم همان است که با دبیرکل [سازمان ملل] به تفاهم [!] رسیدهایم و بیشتر از گذشته به صلح امید بستهاند.» بله، آقای هاشمی از قبل با دبیرکل سازمان ملل برای آتشبس و صلح! به تفاهم رسیده بود اما به دنبال موقعیتی میگشت تا امام خمینی را نیز توجیه کند!! اما طبق اظهارات سردار علایی، هنگامی که آقای هاشمی در تاریخ 27 خرداد 67 به امام خمینی پیشنهاد پذیرش قطعنامه 598 را میدهد، امام خمینی قاطعانه آن را رد میکنند. جالب است که آقای رفسنجانی طی مصاحبهای با روزنامه همشهری در سال 82، به صحت و حقانیت تحلیل و راهبرد امام خمینی(رحمة الله علیه) اعتراف میکند. وی میگوید: «هیچ وقت تا آخر جنگ، حتی بعد از پذیرش قطعنامه، پیش نیامد که عراق به محض برقاری آتشبس، در خاک ایران ماندگار می شود و دیگر بیرون نمی رود و دوباره با تجهیز مجدد حمله میکند و تجاوز خود را ادامه میده. تحلیل درستی هم بود و ما هم قبول داشتیم.» البته آقای هاشمی توضیح نمیدهد که اگر استدلال امام درست بود و ایشان هم آن را قبول داشتند؛ پس چرا در عمل، برخلاف آن اقدام میکردند؟! چند تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز تحت عنوان «مجمع عقلا»! بحثهای جدیدی را در سال 1364 در مورد برقراری صلح! انجام میدادند. ظاهراً آقای حسن روحانی (از نزدیکترین افراد به آقای هاشمی رفسنجانی) گرداننده این جلسات بوده که به دستور امام خمینی جلسات مذکور تعطیل میشود. محسن رضایی در مرداد 65 در این باره میگوید: «چند وقت پیش، یک جلسهای به اسم عقلا در مجلس محترم شورای اسلامی تشکیل شد و در این جلسه آمدند به نظر خود، بحثهای اصولی را طرح کردند. مثلاً وضع دشمن چه طور است؟ وضع ما چه طور است؟ اقتصادمان چطور است؟ چه کار باید بکنیم؟ فرانسه چه کار میتواند بکند؟ چقدر اسلحه میتوانیم بخریم؟ اسلحه به ما میدهند یا نمیدهند؟ این بحثها را کرده بودند و خوف این میرفت که این بحثها به خارج مجلس سرایت بکند و نتیجتاً باعث بشود که به جنگ لطمه وارد بشود. امام به محض این که این جلسه را فهمیده بود، دستور داده بود به آقای هاشمی که این چیست و چه کسی این جلسات را تشکیل میدهد؟ هرکس این جلسات را تشکیل میأهد، بگویید این جلسات را منحل کنند و این حرفها را نزنند.» آقای هاشمی با اشاره به همین مطلب میگوید: «دو عامل اساسی وجود داشت که تصمیم مناسبی برای پایان دادن به جنگ گرفته نشد. یکی سپاه بود که طرح پایان دادن به جنگ از نظر سپاه چیزی شبیه کفر بود. مسئله بعدی امام بود که لحظهای اجازه نمیداد درباره ختم جنگ بحث کنیم. در مجلس هم عدهای بودند به نام «مجمع عقلا» و آقای حسن روحانی [ که برای پایان داده به جنگ فعالیت میکردند]، که امام آنها را سرجایشان نشاند.» این یک اعتراف تلویحی از جانب آقای هاشمی است مبنی بر این که ایشان از چند سال پیش در پی مطرح کردن بحث ختم جنگ بوده اما امام خمینی این اجازه را به ایشان نمیداده است. آقای حسن روحانی به رغم تذکر امام در سال 64، از فعالیتهای خود در مجلس دست بر نمیدارد، تا این که محسن رضایی در خرداد 1365 طی نامهای به امام خمینی، گزارش این اقدامات آقای روحانی را میدهد. امام خمینی هم آقای هاشمی را احضار و از ایشان توضیح میخواهد. آقای هاشمی در یادداشت مورخ 10 خرداد 1365 خود، ماجرا را چنین بیان می:ند: «امام فرمودند طبق گزارش فرمانده سپاه، در جلسهای جمعی از نمایندگان، صحبت از مشکلات جنگ کرده و ختم جنگ را مطرح نمودهاند. از من خواستند که به آنها بگویم ما باید تا آخرین فرد با صدام بجنگیم و صحبت از صلح نکنند». با توجه به این که حسن روحانی از ابتدای پیروزی انقلاب همواره در کنار آقای هاشمی قرار داشته و با وی دارای ارتباط تنگاتنگی بوده است-به گونهای که میتوان گفت هاشمی و روحانی یک روحند در دو کالبد مختلف!- لذا میتوان حدس زد که احتمالاً این اقدمات حسن روحانی نیز با هماهنگی خود آقای هاشمی بوده است. برای شناخت بهتر دیدگاههای آقای حسن روحانی (مسئول پدافند هوایی کشور در زمان جنگ)، برخی از یادداشتهای آقای هاشمی را با هم میخوانیم: 25اردیبهشت 65: «دکتر [حسن] روحانی و دکتر هادی آمدند. درباره گرم گرفتن با فرانسه و کمک به آزادی گروگانهای فرانسوی در لبنان توصیه میکردند.» 25اردیبهشت65: «عصر از کمیسیون نفت آمدند. وضع ضعیف پدافند پالایشگاهها را گفتند و از دکتر روحانی به خاطر برخورد تند گله داشتند.» 5مهر 64: «مسئولان ترمینالهای نفتی جزیره خارک گفتند اگر درست دفاع شود، با وضع موجود میتوانیم روزانه تا چهار میلیون بشکه نفت صادر کنیم ولی اعتمادی به دفاع [پدافند هوایی] نیست.» 16 اردیبهشت 66: «آقای ابراهیم سنجقی هم آمد و از مشکلات سپاه با دکتر روحانی گفت. توصیه به سازش کردم.» 6تیر 66: «آقای سنجقی اطلاع داد که دیشب تیرهای غیب، دو کشتی حامل نفت کویت را زدهاند. آقای روحانی اطلاع داد که یک کشتی بوده و غیرنفتی، بعداً معلوم شد که خبر سپاه درست است.» معلوم میشود که جناب حسن روحانی، اخبار ار از منابع کاملاً موثق دریافت میکند!! بعد هم همان اخبار موثق! را به مسئولان عالی نظام منتقل میکند. 21 فروردین 66: «عصر با دکتر [حسن روحانی، در محل سپاه (کرمانشاه) قدم زدیم و درباره جنگ و مشکلات ادامه آن و نداشتن راهی برای ختم جنگ بحث کردیم. ایشان تقریباً معتقد است جنگ را باید از موضع قدرت خاتمه بدهیم و منتظر فتح سرنوشت ساز نمانیم، ولی چون برخلاف نظر امام است، صراحت ندارد.» 5 تیر 67: «با دکتر (حسن) روحانی درباره شرایط جاری و حاکم و راهکارها، در طول روز مذاکراتی کردیم. آقای روحانی به ادامه جنگ اعتقادی ندارد و تأکید بر ختم آن دارد.» میبینیم که آقای هاشمی کسی را مسئول پدافند کشور قرار داده بود که اعتقادی به ادامه جنگ نداشته و از چند سال پیش از پایان جنگ، به دنبال دستیابی به صلح! از طریق مذاکرات سیاسی بوده است. به خوبی مشخص است که حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی، هر دو دارای یک موضع در جنگ بودند؛ موضعی که خودشان نیز می دانستند کاملاً برخلاف نظر امام خمینی(رحمة الله علیه) است. آقای روحانی در جایی اظهار میدارد که بعد از عملیات فاو(در سال 64) زمان مناسبی برای پایان دادن به جنگ بود! آقای هاشمی در یادداشت 27فروردین 65 مینویسد: «با دکتر روحانی و محسن رضایی درباره تشکیل ستاد جدید برای آقای رضایی به عنوان جانشین من صحبت شد و منتفی گردید. آقای روحانی باز هم با جانشینی ایشان مخالفت کرد.» شنبه 30 فرودین 65: «آقای دکتر روحانی تلفن کرد. از ادامه جانشینی آقای رضایی راضی نیست و با رفیق دوست برخورد تلخی داشته است.» سهشنبه 16 اردیبهشت 65: «بعد از جلسه مجلس، آقای دکتر روحانی آمد و راجع به جنگ و مشکل ارتش و سپاه و مهندسی رزمی بحث شد. آقای روحانی نگران توسعهطلبی سپاه است.» برای اینکه مسئله توسعهطلبی! سپاه بهتر مشخص شود، به این نکته باید توجه کرد: امام خمینی(رحمة الله علیه) در تاریخ 26 شهریور 1364 طی فرمانی، به سپاه پاسداران دستور میدهد که سه نیروی زمینی، هوایی و دریایی را راهاندازی کنند. محسن رضایی میگوید: «وقتی این حکم صادر شد، آقای هاشمی ترسیده بود. او میگفت که این (موضوع) اصلاً(جایی) مطرح نشود؛ این خطرناک است! ایشان دویده بود که جلوی (اعلام) حکم را در رادیو و تلویزیون بگیرد اما نتوانستند احمد آقا را پیدا کنند و حکم خوانده شد.» رضایی در ادامه سخنانش میگوید: «بعد از این که حکم امام صادر شد، کار را شروع کردیم؛ البته با چند تا مشکل مواجه بودیم... اولین مشکلی که با آن مواجه شدیم، این بود که آن کسانی که بودجه و امکانات و اعتبار سیاسی و همه اینها دستشان بود، عقب زدند و کنار کشیدند. (یعنی همکاری نمیکردند.)» حسین علایی (فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه) نیز در تاریخ 28 آبان 66 میگوید: «زمانی که سپاه در صدد توسعه تیپ و لشکر برآمد، برخی گفتند با کدام مصوبه قانونی و با اجازه چه مرجعی به این امر مبادرت میوزرید؟» آقای هاشمی در یادداشت 9 مرداد 67 خود مینویسد: «دکتر روحانی آمد و راجع به طرح ادغام نیروهای زمینی ارتش و سپاه مذاکره کردیم؛ وحدت نظر داشتیم. بنا شد بیشتر بحث شود». کسانی که از تشکیل نیروهای سهگانه سپاه ناراضی بوده، از آن به «توسعه طلبی سپاه» تعبیر میکردند و قصد داشتند به هر ترتیب هست، آن را محدود کنند؛ با پیش کشیدن بحث «جلوگیری از موازی کاری در نیروهای مسلح و جلوگیری از هدر رفتن منابع و امکانات»، طرح ادغام ارتش و سپاه را مطرح ساختند تا در این پوشش بتوانند کمکم سپاه را از عرصه کشور عملاً حذف کنند. از سوی دیگر هنگامی که مکفارلین (مشاور امنیت ملی رئیسجمهور آمریکا»، به همراه تعدادی دیگر از مسئولان آمریکایی در تاریخ 4 خرداد 65 به ایران میآیند، آقای هاشمی رفسنجانی پیشنهاد میکند که حسن روحانی با وی دیدار و مذاکره کند؛ اما امام خمینی با این پیشنهاد مخالفت میکند. این همان آقای روحانی است که بنا بر اظهار «رضا خجسته رحیمی»، در سال 80 آقای هاشمی از سید محمدخاتمی (رئیس جمهور وقت) میخواهد تا در دومین دوره ریاست جمهوریش، او را به معاونت اولی خود انتخاب کند تا بدین ترتیب زمینه کاندیدا شدن او در انتخابات ریاستجمهوری سال 84 فراهم آید؛ ولی ظاهراً اطرفیان خاتمی اجازه این کار را به او نمیدهند. در عوض، وی در سال 1382 با حمایت آقای هاشمی به عنوان دبیر شورای امنیت ملی کشور در دولت خاتمی منصوب میشود و هدایت تیم مذاکره کننده هستهای را در مذاکره با دولتهای اروپایی برعهده میگیرد؛ مذاکراتی که پس از ماجرای سعدآباد، پاریس و... منجر به بیش از دو سال تعطیلی بسیار از فعالیتهای هستهای جمهوری سالامی ایران شد. با این وجود، جناب حسن روحانی آن را مایه افتخار خود میداند!! پایان |
|||
|
|
۹:۰۹, ۲۹/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۴ ۱۲:۱۱ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
خداوند از افرادی که زمینه را برای نفوذ همه جانبه شیطان بزرگ یعنی امپریالیسم آمریکا به کشور فراهم کردند به خصوص از نظر سیاسی و تا حدی فرهنگی، نگذرد و امیدوارم در همین دنیا طعم عذاب الهی را بچشند. |
|||
|
|
۱۳:۲۶, ۲۶/مهر/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
آقا کتاب من تو ، چطوره؟؟؟؟؟؟؟
|
|||
|
۱۱:۳۲, ۲/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۵ ۵:۱۵ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دانلود کتاب راز قطعنامه در قالب پی دی اف ان شاءالله که نزدیکه انتخاباته، گامی باشه در جهت بصیرت ما |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 546a84e2_8d04_42f7_9ff3_e689e607b404.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8131014418/546a84e2_8d04_42f7_9ff3_e689e607b404.jpg)
![[تصویر: 5482351757423897234.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8131014750/5482351757423897234.jpg)




