کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سخنی با متولیان مساجد ، تکایا و حسینیه ها
۱۶:۲۴, ۱۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #1

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان عزیز :
چند وقتی میشه که خیلی دارم به این موضوع فکر میکنم که حقیقتا چرا هر سالی میگذره ، تعداد جوونا داره از مساجد ، تکایا و حسینیه ها کم میشه . هر چی بیشتر در موردش فکر میکنم ، بیشتر درگیر میشم و هر چی جلوتر می رم ، می بینم واقعا مسائل ریشه ایه . دلیلش تنها این نیست که جوون امروز طرز فکرش با پدرش فرق میکنه . دلایلش جدی تر از این حرف هاس . بذارین از ابتدای راه و از زمانی که خودم این مسائل رو تجربه کردم ، براتون بگم :
یادم میاد 4 ـ 5 سالم بود که اولین بار پام به تکیه باز شد . اون موقع خونه ی مادربزرگم دقیقا روبروی تکیه بود و مادربزرگم به همراه مادرم و خاله ام موقعی که مراسم شام دهی داشتن ، میرفتن آشپزخونه ی تکیه و کمک میکردن . یادش بخیر !!! پوست کندن پیاز و سیب زمینی ، شستن نخود و لوبیا ، قسمت کردن گوشت ها ؛ واقعا یادش بخیر ... . از همون موقع واقعا شیفته ی این تشکیلات شدم . یادم میاد همون موقع آرزوم بود که بعدازظهرها که میرفتیم اونجا ، کسی توی سالن تکیه نباشه تا بتونم به راحتی مداحی کنم . پایه میکروفن رو برای قد خودم تنظیم میکردم ، میرفتم پشتش و برای خودم میخوندم . سر پایه میکروفن رو برای خودم میکروفن فرض میکردم . چه دورانی بود . 4 ـ 5 سالم بیشتر نبود و واقعا لذت میبردم . اما از همون موقع یه چیزایی برام سخت بود . اینکه متولیان تکیه تا بنده ی حقیر رو میدیدن ، برخورد خوبی نمیکردن . در حالیکه اصلا به چیزی دست نمی زدم . فقط پایه میکروفن رو برای خودم تنظیم میکردم . اهل شلوغ بازی و دویدن توی سالن مراسم نبودم . شب ها موقع مراسم ، کسی به بچه ها محل نمیذاشت . به جز یکی از مداحان عزیز که الان کاملا تصویر ایشون تو ذهنم هست . معمولا خودشون جلوی مراسم رو شلوغ میکردن و ماها دیگه جرأت نداشتیم بریم جلو . البته اینم بگم که بودن بعضی از بچه هایی که شلوغ بودن . اما متولیان همه رو با هم می سوزوندن . چند مدت شد و دیگه واقعا از رفتارها خسته شدم . دیگه نرفتم . بعدها ما از اون محله نقل مکان کردیم به یه جای دیگه . اونجا هم یه تکیه داشت . یه چندباری رفتم اونجا . دیدم از تکیه قبلی هم بدتره . خلاصه اینکه کلا یه 3 ـ 4 سالی رو بدون حسینیه گذروندیم . تا اینکه فکر میکنم 7 ـ 8 سالم بود که آقای کویتی پور رو برای یادواره شهدا دعوت کردن ساری . دوستان ساروی شاید به یاد داشته باشن که این مراسمی که بنده ی حقیر ازش یاد میکنم سال 77 یا 78 بود . که خیابون 18 دی رو بستن و مراسم رو توی خیابون برگزار کردن . جمعیت خیلی زیادی اومده بودن . یادمه شام هم دادن و قیمه پلو هم بود . بعد از چند سال یه جای تازه پیدا کردم . باتفاق پدرم می رفتم اونجا . یادمه شبهای دسته روی جمعیت زیادی توی اون هیئت جمع میشدن و می تونم بگم شلوغ ترین هیئت ساری بود . همون موقع دیدم موقع تقسیم وسایل گزینشی عمل میشه . مثلا اگه میخواستن یه پیراهن مشکی بدن ، فقط به افراد خاص میدادن . یا مثلا زنجیر رو به همه نمیدادن . این رو هم بگم که شاید تعدادش زیاد نبود . چون مطمئن نیستم . اما دیدم که به هر کسی نمیدادن . اون موقع 7 ـ 8 سالم بود . همه ی اینها رو واقعا یادم مونده . اما اینجا یه فرقی با جاهای دیگه داشت . به بچه ها کاری نداشتن . چون متولیان اونجا خودشون هم جوون بودن . شاید بزرگترین شون 40 سالش بود . اما به جوون ترها و نوجوونا یه مقداری بیشتر می پیچیدن . ما اون موقع بچه بودیم ، نمی فهمیدیم . اما بعدها متوجه شدم که خیلی از جوونا به خاطر بعضی رفتارها دیگه به اون هیئت نرفتن و سال به سال تعداد ریزشی های اونجا کمتر شد . رفتار بزرگترها توی جمع کردن جوونا خیلی تاثیر داره . و اما اصل صحبتم ؛ دوستان عزیز :
از اواخر دهه ی هفتاد و اوایل دهه ی هشتاد ، جوون ترها که به لحاظ سنی 7 ـ 8 سالی از امثال بنده ی حقیر بزرگتر بودن ، با دیدن رفتارها تصمیم گرفتن خودشون هیئت تشکیل بدن . این مورد توی کل کشور صدق میکنه . بعضی ها هم از 4 ـ 5 سال پیش تصمیم گرفتن ، هیئت خودشون رو داشته باشن . دیدین چقدر آمار هیئت ها داره میره بالا ؟ این موضوع هم خوبه و هم بد . خوبش اینه که هر جوون با هر سلیقه ای میتونه به هیئت خاص خودش بره . بدش اینه که جوونا برای خودشون دسته بندی درست میکنن . یه سری رو افراطی میدونن . یه سری یه گروه دیگه رو تخریب میکنن و بقیه داستانها و این یک دست بودن عزاداری ها رو از بین میبره . بعضی ها از سر چشم و هم چشمی با رفیق شون هیئت تشکیل میدن . بعضی ها سر شهرت و سر زبونها افتادن هیئت تشکیل میدن و بعضی ها هم با معرفت هیئت تشکیل میدن . شاید در عقیده با هم فرق داشته باشن . اما همه شون به چیز وصل میشن و اونم دستگاه اباعبدالله (علیه السلام) هستش . اینش خیلی خوبه و بحث بنده ی حقیر هم دقیقا همینه . بنده ی حقیر در جریان بعضی از هیئت ها هستم (لااقل توی شهر خودم) که بندگان خدا عین آورگان وطن دائما در حال جا عوض کردن هستن . جالبه که دلایل متولیان این اماکن خیلی تأمل برانگیزه !!! بنده ی حقیر که با چند نفر صحبت میکردم دلایل شون رو اینجوری اعلام کردن :
خیلی سر و صدا میکنن ؛
صدای باندهاشون خیلی زیاده ؛
یه عده لات اومدن هیئت زدن ؛
جووناشون رو دیدی ؟ اکثرا خالکوبی دارن ؛
اون یکی خلافکاره ؛
این یکی دختربازی میکنه ؛
اون هیئت اکثرا عرق خورن ؛
اینا اصلا عزاداری بلد نیستن ؛
مداحاشون به درد نمیخورن ؛
این هیئت خیلی حاشیه داره ؛
اون یکی خیلی پشت سرش حرف و حدیث هست ؛
و . . . !!!
همیشه برام جای سوال بوده ، که بنده ی حقیر که خودم رو از بچگی توی تشکیلات اهل بیت (علیهم السلام) دیدم ، چه به دردشون میخورم ؟ امثال ما سر و ته مون رو بزنن ، نشستیم توی حسینیه و هیئت . خب که چی ؟ چی شد ؟ اگه قرار باشه که فقط خوبا جا داشته باشن و بقیه رو توی این تشکیلات راه ندیم ، حسینیه و تکایا و مساجد به درد چی میخوره ؟ این اماکن باید انسان ساز باشه . وگرنه مومن همیشه نمازش رو میخونه ؛ هیئتش رو میره ؛ عزاداریش هم که همیشه به راهه . پس بدا کجا باید آدم شن ؟ بابا دیگه علی گندابی و رسول ترک رو که همه می شناسیم . اینا فقط روضه اس که براشون اشک بریزیم ؟ نه بخدا . اینا همه اش درسه . بابا صاحب خونه یکی دیگه اس . من و تو چیکاره ایم !؟ به من و تو چه ربطی داره که کی و با چه طرز تفکری میاد توی حسینیه ؟ اگه اینجا نیاد ، کجا بره ؟ بره سر چهار خواهر و مادر مردم رو دید بزنه ؟ بابا بشینین خودتون حساب کنین . اکثر مراسمات ساعت 8 به بعد شب انجام میشه . مخصوصا هیئت جوونا . حساب کنین ، توی اعلانات میزنن مراسم ساعت فرضا 9 شروع میشه . یه سری بخاطر جای بهتر گرفتن ، نیم ساعت تا یک ساعت زودتر از ساعت مقرر میان توی هیئت میشینن . مراسم هم تا شروع بشه ، شده نه و نیم ، ده . تا مراسم شروع بشه و سینه زنی و بعدش تموم شه ، ساعت شده 12 . تا برسه خونه شده 12:30 . این یعنی طرف از حداقل 4 ساعت درگیر حسینیه و مراسمش بوده . این 4 ساعت کجا میتونست باشه و نبود ؟ بهتره بگم کجاها !!! چه کارها میتونست بکنه و نکرد ؟ بابا سیگاریش تو این چهار ساعت لب به سیگار نمیزنه . یعنی وقت نمیکنه . درگیر سینه زدنه . شما از کجا میدونین فردی که فرضا عرق خوره ، با جمله بعدها با همین روضه ها دلش نشکنه و آدم شه ؟ که البته خودم آدم نیستم . مگه غیر اینه که این تشکیلات آدم سازی میکنه ؟ بابا 8 سال جنگ داشتیم ، جوونا با درک همین مکتب میرفتن میجنگیدن و خودشون رو روی مین مینداختن . شما همین سوریه رو ببینین . اگه حضور فیزیکی ایرانی ها نبود ، فکر میکنین تا به امروز پا برجا بود ؟ همین چند روز پیش بود که 2 تا از مدافعان حرم رو تشییع کردن . اینا برای چی از یه مملکت امن ، میرن یه جای ناامن تا از یه مکان مقدس پاسداری کنن ؟ اینا مگه چه تفکراتی دارن ؟ اکثرا هم جوونن .
هر جا رسیدیم و نرسیدیم همش از رهبری خرج کردیم . ولی عمل ، صفر !!! مگه مقام معظم رهبری نفرمودن جذب حداکثری و دفع حداقلی ؟ پس کو ؟ متولیان ما رهبرشون کیه ؟ مگه آقا نفرمودن جوانان را دریابید ؟ کو پس ؟ جوونی که تب هیئت داره و میخواد توی هیئت خودش عزاداری کنه ، اما نتونه جا برای خودش پیدا کنه ، فکر میکنین تا ابد دنبال جا میگرده ؟ نه . بعد از یه مدتی سرد میشه . بعد از یه مدتی از همه ی این چیزها زده میشه . ماها که نتونستیم اینا رو توی هیئت خودمون تحمل کنیم . جا هم که بهشون ندادیم . دیگه این جوون باید چیکار کنه ؟
اینهمه ملت دارن غر میزنن که آی مردم ! فلان مداح شبی 2 تومن میگیره . فلانی شبی 6 تومن میگیره . فلانی شبی 20 تومن میگیره . خب بگیره ؛ چه اشکالی داره ؟ ما برای جا انداختن واقعه ی عاشورا به جز حرف چیکار کردیم ؟ هیچی . اینهمه پول داره خرج ورزش قهرمانی میشه ، آخرش که چی ؟ چه بازدهی داره ؟ چند تا جوون برای رفتن به استادیوم ها جون خودشون رو از دست دادن ؟ اونهم برای یه موضوع بی ارزش . فرض کنین بنده ی حقیر رفتم فوتبال بهترین تیم دنیا رو توی بهترین ورزشگاه دنیا دیدم . که چی ؟ چی بهم اضافه شدم ؟ چه ارزشی داشت ؟ جز اینکه پولم رو توی جیب اون فوتبالیستی ریختم که بودن یا نبودنم براش فرقی نداره ؟ اما حالا شما بیا اینور رو نگاه کن . یکی از مداحا شایعه شده برای دهه ی اول محرم مبلغ بالایی گرفته . از 80 میلیون تومن شنیدم تا 180 میلیون تومن . کاری به راست و دروغش هم ندارم . اما شما ببین ، بیش از 15 هزار نفر برای مراسماتش رفتن . فیلمهاش هم که دیگه توی اینترنت هست . برید بخونین ، طرف برای جا گرفتن ، 2 ساعت زودتر میرفت می نشست اونجا . چون جا نبود . کمش 4 ـ 5 ساعت درگیر مراسم بود و بعدش حال معنوی خوبی که به آدم دست میده . هرچند گذرا باشه . هر چند نیم ساعت بعدش یادش بره . اما اشکی که توی مراسم ریخت ، بی جواب نمی مونه . اینهمه جوون رو کجا میشه به عنوان عزاداری جمع کرد جز خونه ی امام حسین (علیه السلام) ؟ حالا میگیم توی اینهمه آدم ، یکی مسیر زندگیش عوض بشه . کدومش ارزش داره ؟ تجمع برای مسابقه فوتبال یا عزاداری سالار شهیدان (علیهم السلام) ؟
هر چند تفریح جای خودش رو داره و عزاداری جای خودش . اما بخدا اثری که اینجور مراسمات روی جوون میذاره ، هیچ چیز دیگه ای نمی تونه همچین اثری رو داشته باشه .
امیدوارم متولیان مساجد ، تکایا و حسینیه ها یه کم بیشتر مراعات جوونا رو کنن و اگه خدای ناکرده اشتباهی از اونا سر زد ، بسپرن به صاحب مجلس و عزاداری که خود حضرت (علیه السلام) اونا رو هدایت میکنه .
باز هم تأکید میکنم ، جوونا رو دریابید . با این وضع بریم جلو کم کم اماکن مذهبی ما از جوونا خالی میشه .
خیلی موضوعات رو فراموش کردم بنویسم و خیلی از موضوعات رو نمی شد گفت . دوستان عزیزم به خاطر طولانی شدن مطلب بنده ی حقیر رو حلال کنن .
در پناه الله
یا مهدی مدد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ballista ، عشقم کربلا ، عبدالرحمن ، مجید املشی ، rezamohammadi
۱۸:۵۲, ۱۲/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #2

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان عزیز :
فکر می کنم این تاپیک مغفول مونده . ای کاش دوستان میخوندن و نظر میدادن . . .
در پناه الله
یا مهدی مدد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی
۰:۳۰, ۳۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #3

بسم الله الرحمن الرحیم
بله دیگه.
یارو هر غلطی بکنه بعد بیاد هیئت
همش پاک میشه.
آخر با چه منطق و وحی و برهانی؟؟؟
اصلا چرا همین جوونا که میگی چرا تو مساجد عزاداری نمی کنند؟
مگه نگفتند که مساجد خانه الله بر بروی زمین هست؟
چرا دربدر دنبال جا می گردند؟
خب وقتی سست ایمانی مثل بنده دخترباز و سیگاری و عرق خور رو ببینم میان هیئت یا جور دیگه ای بگم: وقتی بچه هیئتی ها میرن سراغ بعضی کثافت کاری ها، حالم از اسلام بهم نمی خوره؟حالم از هیئت و تکیه بهم نمی خوره؟
اون داستان علی گندابی و رسول ترک که شما گفتید نمی دونم چیه ولی هر غلطی با حسین حسین گفتنا پاک نمیشه!
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۰۴, ۳۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
نقل قول:اون داستان علی گندابی و رسول ترک که شما گفتید نمی دونم چیه ولی هر غلطی با حسین حسین گفتنا پاک نمیشه!
شاید حق الله پاک بشه اما حق الناس پاک نمی شه...
اشک ریختن برای امام حسین مفهوم خودش رو از دست داده و ما رو در این منجلاب گرفتار کرده.
اشک ریختن برای امام حسین صرفاً شده اشک ریختن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا