|
سماع اموات، توسل به اموات، شفاعت اموات
|
|
۶:۱۶, ۱۳/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۳ ۶:۲۳ توسط عالم مقدس لاهوت. علت ویرایش: اضافه کردن عکس)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_دشمن مشترک مسلمانان با طرح شبهه بین شیعه و سنی در مناطق سنی نشین ایران اقدام به پخش شبنامههایی میکند، که حاوی مطالبی است که بزرگان برداران اهل سنت ما نیز آنها را رد کردهاند، این عملهی استکبار بهخیال این که میتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند، این کار را با تلاش زیاد انجام میدهند، که بر برادران شیعه و سنی واجب است با هوشیاری و پیروی از سلف صالح خود از آنان تبری جویند. در این مقاله متخصصین با بهره گیری بیش از چند صد منبع از منابع معتبر برادارن اهل سنت به پاسخ گویی قسمتی از این تهاجم پرداختهاند. پاسخ به شبهات مطرح شده توسط وهابيون كه به صورت شبنامه در قالب یک مقاله بين اهل سنت توزيع شده، وشبهات توسط اینجانب[۱] استخراج که پاسخ آن به شرح ذیل ارائه میگردد. بسم الله الرحمن الرحيم در مقاله یاد شده شبهات ذیل متوجه عامه مسلمین از اهل سنت و شیعیان شده است. ۱-آيا اموات بعد از فوتشان ميشنوند؟ ۲-آيا اموات تمام نجواها و صداها به هر زباني را ميشنوند و درك ميكنند؟ ۳-آيا انبياء و اولياي الهي بعد از فوتشان سخن ديگران را ميشنوند؟ ۴- اينكه در سوره مائده-آيه ۵۹ از زبان پيامبران(عليهم¬السلام) بيان شده كه از عملكرد امت خود بعد از فوتشان خبر ندارند، به چه معناست؟ ۵-اينكه از قول حضرت عيسي(عليهالسلام) در آيه ۱۱۷مائده بيان شده كه چيزي از عملكرد امتش بعد از فوت خو د نميداند، به چه معناست؟ ۶-آيا حديث۴۶۲۵ صحيح بخاري كه از زبان پيامبر نقل ميشود كه حضرت در قيامت از امتش سوال ميكند و خداوند ميفرمايد: «إنك لاتَدري ما احد توا بعدَك» صحيح است؟ ۷- قرآن كريم درباره شنيدن پيامبر اسلام و اوليائ الهي بعد از فوتشان چه میگويد؟ ۸- احاديث شيعه و سني در اين خصوص چه ميگويند؟ ۹- در حديث ۴۶۲۵ صحيح بخاري كه بيان شده : «... إن هَولاءِ لم يزالوا مرتدينَ عليَ أعقابِهِم مُنذُ فارَقتـَهُم» يعني منظور از اينان كساني هستند كه بعد از فوت پيامبر اكرم و در زمان خلافت صديق، مرتد شدند و ابوبكر(رضيا...عنه) و ساير صحابه وفادار رسولا.. .(صليا...عليهوسلم) با آنان جنگيدند، مراد از افرادي كه مرتد شدند چه كساني است؟ ۱۰-آيا بعد از پيامبر اصحاب و مردم مرتد شدند؟ ۱۱- قرآن مردگام مومن را بعد از مرگ بشارت به نداشتن غم و اندوه ميدهد (واقعه۸۸و ۷۹، فاطر-۳۰) اگر اموات صداي زندگان دنيا را بشنوند، از احوالشان خبردار شوند، آيا راحتي و آسايش خواهند داشت؟ و اين اعتقاد خلاف قرآن نيست؟ ۱۲- ادله عقلي و نقلي براي شنيدن سخن اهل دنيا توسط مردگان چيست؟ ۱۳-آيا شنيدن جزئيِ اموات امكان دارد مانند سلام يا تلاوت قرآن و...؟ ۱۴-آيا شنيدن دعا و درخواست اهل دنيا از مردگان امكان دارد؟ ۱۵- برفرض شنيدن، آيا مردگان قادر به انجام كاري براي اهل دنيا هستند؟ ۱۶- آيا شنيدن اموات به صورت جزئي از راه دور امكان دارد؟ ۱۷-آيا شفاعتطلبي و حاجت خواستن از اموات جايز است؟ ۱۸-آيه شريفه ي «إن تدعوهم لايسمعوا دعاءَكُم و لو سمِعوا ما استجابوا لكم» (آيه.... سوره....) آيا دلالت بر عدم اجابت حاجت و شفاعت توسط حضرات معصومين دارد؟ ۱۹-آيا آيه ۲۲سوره فاطر « و ما أنت بِمُسمع مَن في القبور» تصريح بر عدم شنوايي مطلق اهل قبور دارد يا استثناء شده؟ اگر استثناء باشد ادله آن چيست؟ ۲۰-آيا بر اساس ادامه آيه ۲۲ سوره فاطر « ولا يسمع الصم الدعا اذاً و لو مدبرين» اموات كفار ميشنوند ولي نفعي نميبرند؟ يا از آنجا كه به كران تشبيه شده اند، مطلقا نه ميشنوند و نه نفعي ميبرند؟ ۲۱-آيا احاديث مربوط به سماع مردگان و شنيدن سلام و جواب دادن مردگان به آن، مستند هستند و يا دچار ضعف سند بوده و قابل اعتنا به شمار نميروند؟ ۲۲- آيا آيه هاي ۱۳ و۱۴ سوره فاطر نفي شنيدن اولياء و صالحين پس از مرگ را دارد؟ ۲۳-آيا آيه ۲۳ سوره نوح دلالت بر نفي خواندن اولياء و صالحين دارد؟ ۲۴- حديث شماره ۴۵۳۹ صحيح بخاري «...صارت الأوثان التي كانت في قوم نوح في¬العرب...» از جهت سند چگونه است؟ آيا ميتواند دلالت بر عدم سماع اموات و توصل به اولياء و صالحين داشته باشد؟ ۲۵-ایه در آيه ۱۹ سوره نجم «افرأيت اللات و العزي...» بر اساس آنچه در صحيح بخاري (۴۸۵۹)آمده، نام مردان خيّر عرب بوده؟ ۲۶-آيا آيه ۱۳ سوره زمز « والذين اتخذوا مِن دونه اولياء ...» دلالت بر نفي توصل و طلب حاجت از اولياي الهي و صالحين دارد؟ ۲۷-آيا آيه ۵۷ سوره اسراء «اولـئك الذين يدعون يبتغون الي ربهم الوسيله...» دلالت بر نفي توصل و حاجت دارد؟ ۲۸-آيا آيه ۱۷ فرقان و ۴۰ و۴۱ سباء و ۱۱۶ مائده، دلالت بر اعتراض ملائكه و انبياء نسبت به توسل كنندگان و طلب كنندگان حاجت از ايشان دارد؟ ۲۹- وضعيت سندي حديث۳۶۸۳ صحيح بخاري چگونه است؟ و آيا ميتوان به آن براي عدم شنوايي و استجابت مردگان استناد كرد؟ ۳۰- آيا بر اساس اين حديث، ادراك فقط مخصوص آن مردگان (در چاه بدر) وشنيدن سخن پيامبر صليالله-عليهوسلم بوده و يا بر همه اموات ثابت است؟ ۳۱- آيا آيه ۸۰ سوره نمل دلالت بر عدم سماع اموات و استجابت صالحين و اولياي الهي دارد؟ ۳۲- آيا اصحاب رسولالله صلياللهعليهوسلم، بر عدم سماع اموات اجماع داشتهاند؟ موارد خلاف اجماع كدامند؟ ۳۳- آيا مي توان ادعا نمود كه شفاعت طلبي و حاجت خواهي مورد اتفاق امت اسلامي بوده است ؟ ۳۴- آيا شفاعت خواهي و حاجب طلبي از ويژگيهاي صوفيان جاهل است و يا در قرآن و احاديث معتبر به آن پرداخته شده است؟ پاسخ : از آنجايي كه اين شبهات تازگي نداشته و شبهاتي ديگر شبيه به اين شبهات نيز وجود دارد و آنچه انسانهای حیران و سرگردانی مانند طراحان این شب نامهها تکثیر کردهاند؛ کپیبرداری از مقاله وهابیون در مورد عدم سماع مردگان است در عین حال ، لازم است كه به بررسي دقيق شبهاتي از اين دست پرداخته و جوابي كامل داده شود تا وهابیون مانند این وهابیها نتوانند مسلمین خصوصا اهل سنت را به گمراهی و ضلالت بکشانند، لذا بهبررسي ريشهاي اين مطالب ميپردازيم و جواب را تحت عنوان مقالهاي خدمتتان ارائه مينماييم. مقدمه: ريشه تاريخي اين تفكر وهابيت ۱. ادله وهابيون و نقد آنها بررسي ادله اين نظريه پاسخ علماي اهل سنت از اين آيات : ۲. مردگان علاوه بر قدرت شنيدن، پاسخ زندگان را نيز دادهاند الف: دليل قرآني ب: ادله روايي ۳. ادله آگاهي مردگان به احوال زندگان و شنيدن و ديدن عالم مادي: ا : ادله قرآني ب: ادله روايي ۴. ادله حيات پس از مرگ أ. آياتي كه دلالت بر حيات بعد از مرگ ميكنند ب: رواياتي كه دلالت بر حيات پس از مرگ ميكنند ۵. نظر علماي اهل سنت درمورد شنيدن مردگان ۱. محمد بن اسماعيل بخاري: ۲. مسلم بن الحجاج نيشابوري: ۳. ابن تيميه ۴. ابن قيم الجوزيه: ۵. ابن كثير دمشقي سلفي ۶. ابن جرير طبري ۷. انصاري قرطبي ۸. آلوسي بغدادي ۹. محيي الدين نووي ۱۰. ابن حجر هيثمي ۱۱. محمد بن حسن شيباني ۱۲. إبن بطال قرطبي ۱۳. جلال الدين سيوطي ۱۴. أحمد بن إدريس صنهاجي ۱۵. تميمي حنبلي ۱۶. جكني شنقيطي ۱۷. محمد بن عبدالوهاب مقدمه: فرقه وهابيت بر اين باور هستند كه انسان بعد از مردن، درك و قدرت بر ارتباط با اين عالم را ندارد؛ از اين رو نميتواند صداي كسي را بشنود؛ تا چه رسد به اينكه جواب دهد. بر هيچ كس پوشيده نيست كه هدف وهابيت از اين سخن و اعتقاد ، زير سؤال بردن اعمال و رفتار تمام مسلمانان در زيارت قبر رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم، ائمه اطهار عليهم السلام و ديگر اولياء و بندگان صالح خداوند است؛ به اين دليل كه آنها صداي ما را نميشنوند و نميتوانند جواب دهند! براي توضيح بيشتر لازم است به پاسخ گروه افتاء عربستان در جواب سؤالي كه در اين باره شده است، توجه نماييم: سألت اللجنة الدائمة للإفتاء: قرأت في كتاب الحاوي للفتاوي للإمام السيوطي أن الميت يسمع كلام الناس، وثنائهم عليه، وقولهم فيه، وكذلك يعرف من يزوره من الأحياء، وإنّ الموتى يتزاورون، فهل هذا حسن؟ فقد اعتمد على بعض الأحاديث وبعض الآثار، وذلك في ج ۲ / ۱۶۹ ، ۱۷۰ ، ۱۷۱ . از مجمع دائمي افتاء عربستان سؤال شد : در كتاب فتاواي امام سيوطي آمده است كه مرده صداي مردم ، مدح و ثناي مردم در باره مردگان و گفتار بازماندگان را در باره مردهها، ميشنود و هم چنين، مرده كساني را كه او را زيارت ميكنند ميشناسد و اينكه مردگان به زيارت همديگر ميروند. آيا اين مطالب درست است؟ سيوطي به برخي از روايات و آثار استدلال كرده است و اين مطلب در جلد ۲ صفحه ۱۶۹ ، ۱۷۰ ، ۱۷۱ آمده است. أجابت اللجنة الدائمة: الأصل عدم سماع الأموات كلام الأحياء، إلاّ ما ورد فيه النص؛ لقول الله سبحانه يخاطب نبي صل الله علیه و آله «فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوتى (روم/ ۵۲) الآية، وقوله سبحانه: « وَما أَنْتَ بِمُسْمِع مَنْ فِي القُبُور». (فاطر/۲۲) وبالله التوفيق وصلى الله على نبينا محمد وآله وصحبه وسلم . جواب گروه افتاء : اصل اين ا ست كه مردگان صداي زندگان را نميشنوند مگر در جايي كه دليل خاص وارد شده باشد دليل ما بر نشنيدن مردگان، اين آيه است كه رسول خدا صلي الله عليه وسلم را مخاطب قرار داده و ميفرمايد: «تو نميتواني مردگان را بشنواني» ، و نيز ميفرمايد: «تو نميتواني مردگان در قبرها را شنوا سازي»، و از خدا توفيق ميخواهيم و درود و سلام خدا بر پيامبر ما حضرت محمد و آل و اصحابش باد. [۲] اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء، عضو: عضو الرئيس عضو: عبد الله بن قعود. عضو: عبد الله بن غديان. نائب رئيس اللجنة: عبد الرزاق عفيفي. الرئيس: عبد العزيز بن عبد الله بن باز. فتاوى الجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء، جمع أحمد بن عبد الرزاق الدويش، ج ۹، ص۷۸، الفتوى رقم ۹۲۱۶. با توجه به اين فتاواي علماي وهابي، لازم است ديدگاه و ادله آنها را در اين نوشتار در ضمن چند بخش مورد بررسي و نقد قرار دهيم. قبل از ذكر ادله و نقد آنها، به صورت اختصار به ريشه تاريخي اين تفكر اشاره ميكنيم: ريشه تاريخي اين تفكر وهابيت با بررسي روايات و تاريخ اسلام به اين نتيجه ميرسيم كه اين تفكر وهابيت ريشه در تفكر و اعمال حاكمان بني اميه دارد و نمونه هاي بسياري را ميتوان از رفتار و گفتار آنان در اين باره ارائه داد. مروان بن حكم و منع از زيارت قبر مطهر رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم حاكم نيشابورى و احمد بن حنبل نقل مى كنند: مروان بن حكم (متوفاى۶۱هجري) ، در مسجد نبوى، ابو ايوب انصارى، صحابه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) را مى بيند كه روى قبر حضرت نشسته و اظهار عشق و ارادت مى كند، گردن او را گرفت و به او اعتراض كرد و او را از اين كار باز داشت. متن گفتگوي او با اين صحابه دلباخته رسول خدا صلي الله عليه وآله اين است: ۸۵۷۱ حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا العباس بن محمد بن حاتم الدوري ثنا أبو عامر عبد الملك بن عمر العقدي ثنا كثير بن زيد عن داود بن أبي صالح قال أقبل مروان يوما فوجد رجلا واضعا وجهه على القبر فأخذ برقبته وقال أتدري ما تصنع قال نعم فأقبل عليه فإذا هو أبو أيوب الأنصاري رضي الله عنه فقال جئت رسول الله صلى الله عليه وسلم ولم آت الحجر سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول لا تبكوا على الدين إذا وليه أهله ولكن ابكوا عليه إذا وليه غير أهله هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه داود بن ابي صالح نقل ميكند كه روزي مروان شخصي را ديد كه صورت بر قبرپيامبر گذاشته است ، گردنش را گرفت و گفت ميداني داري چه ميكني ، وقتي آمد جلوتر ديد كه ابوايوب انصاري است ، جواب داد : بله آمدم نزد رسول الله صلي الله عليه و سلم و نزد سنگ قبر نيامدم ، من از پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم شنيدم كه ميفرمود : بر دين گريه نكنيد اگر به دست اهلش باشد ، بر آن گريه كنيد اگر به دست نا اهلان افتاد . حاكم نيشابوري در پايان اعتراف به صحت روايت ميكند: اين روايت صحيح السند است و شيخين آن را نياوردند .[۳] احمد بن حنبل يكي از ائمه مذاهب چهارگانه اهل سنت در كتاب مسند خود همين روايت را آورده است :[۴] سمهودي از بزگان اهل سنت نيز همين روايت را آورده و گفته كه سندش حسن است : قلت رواه أحمد بسند حسن. [۵] حمزه الزين، محقق مشهور و معاصر اهل سنت كه كتاب مسند احمد بن حنبل را تحقيق كرده است، اين روايت را صحيح ميداند و در ادامه كلام جالبي عليه ابن تيميه و وهابيها دارد كه خواندن آن خالي از لطف نخواهد بود : (۲۳۴۷۶) اسناده صحيح، كثير بن زيد وثقه احمد ورضيه ابن معين ووثقه ابن عمار الموصلي وابن سعد، وابن حبان، وصلحه ابو حاتم ورضيه ابن عدي لكن ضعفه النسائي ولينه ابو زرعه. وتمسك قوم بتضعيف النسائي وكلام ابي زرعه وتركوا كل هؤلاء لا لشئ الا ليضعفوا هذا الحديث. وخطاً والحاكم والذهبي لانه صححاه في المستدرك ۴/۵۱۵ علما بانهم يوثقون كثير بن زيد في اماكن غير هذا ومعنى ذلك ان التوثيق والاتهام يخضع للأهواء والمذاهب وهذه خيانة علمية بحد ذاتها اما لماذا يضعفوه هنا؟ فهذه سقطة علمية محسوبة عليهم يقولون ان في هذا دليل لمن يجوز التمسح بالقبور. وهل كان أبو أيوب يتمسح بقبر النبي؟ وهؤلاء عندهم عقدة من أي خبر فيه دنو من القبور وهذا اكبر دليل على بطلان مذهبهم، فماذا يرجي من خونة للعلم؟ ولا ندري مذهب هؤلاء. انهم يدعون انهم حنابلة تارة ولا مذهبية تارة اخري. فلا تبعوا الحنابلة وقد خالفوا الذهبي وهو حنبلي ولا هم اثبتوا مذهبا واضحا صريحا يعرف لهم وانما في مذهب كالحية. سند روايت صحيح ا ست، كثير بن زرعه را احمد بن حنبل ثقه دانسته است و ابن معين و ابن عدي او را قبول دارند ، ابن عمار موصلي، ابن سعد، ابن حبان او را توثيق كردهاند. اما نسائي او تضعيف كرده است . و ابوزرعه او را سست ميدانند و عدهاي تمسك به تضعيف نسائي و ابو زرعه كردند و تمام اين توثيقات را ترك كردند تا اينكه اين روايات را تضعيف كنند. و قول تضعيف خطاست چونكه حاكم و ذهبي [۶]، اين روايت را صحيح السند دانستند، با اينكه معلوم است اينهائي كه روايت را تضعيف كردند خودشان در جاهاي ديگر كثير بن زيد را توثيق كردهاند و معناي اين كار اين است كه اينها بر طبق هواي نفسشان و به نفع مذهبشان توثيق و تضعيف ميكنند و اين كار در حد ذاتش خيانت علمي است، اما چرا اين روايت را تضعيف كردند؟ ميگويند كه در اين روايت دليلي براي قائلين به جواز تمسح به قبور است و اين سقوط علمي براي آنها محسوب ميشود و آيا ابو ايوب انصاري خودش را به قبر پيامبر صلي الله عليه وآله ميكشيد؟ اينها از هر روايتي كه نزديك شدن به قبر را ثابت كند، عقده و كينه دارند. و اين روايت بزرگترين دليل است بر بطلان مذهب آنان، و از خائنين علم انتظاري غير از اين نميرود، مذهبشان معلوم نيست. اينها(وهابيها) گاهي ميگويند حنبلي هستند و گاهي ميگويند كه لامذهب هستند. و اينها از حنابله پيروي نكردند و با ذهبي كه حنبلي است مخالفت كردند و اين طور نيستند كه مذهب خاصي براي خودشان داشته باشند بلكه در مذهب مثل مار هستند. [۷] مرده باد گفتن حجاج بن يوسف بر زائران قبر مطهر نبوي صل الله علیه و آله ابن ابي الحديد سني ، اهانت حجاج بن يوسف ثقفي «متوفاي ۹۵هجري» به ساحت مقدس نبي اكرم صلي الله عليه و آله را ذكر كرده و بزرگان اهل سنت مثل ابن عبد ربه اندلسي ، أبو سعد منصور بن الحسين الآبي ، مبرد از پيشوايان ادبيات عرب ، اين جسارت حجاج را موجب تکفیر او توسط علماء و فقهاء اهل سنت دانستهاند : حجاج بن يوسف ثقفى در ضمن خطبهاي در كوفه گفت: وخطب الحجاج بالكوفة فذكر الذين يزورون قبر رسول الله صلى الله عليه وسلم بالمدينة ، فقال : تباً لهم إنما يطوفون بأعواد ورمة بالية هلا طافوا بقصر أميرالمؤمنين عبد الملك ألا يعلمون أن خليفة المرء خير من رسوله . حجاج بن يوسف ثقفى در كوفه خطبهاي خواند و يادي از زائران قبررسول الله صلى الله عليه وسلم در مدينه كرد و گفت: مرگ بر اين ها كه بر اطراف استخوان هاى پوسيده پيامبر مىچرخند ـ نستجير باللّه ـ چرا اين ها نمى روند اطراف قصر عبدالملك بگردند، مگر نمى دانند كه عبدالملك خليفه خدا هست و بهتر از رسول و فرستاده خدا است .[۸] اهانت و جسارت حجاج به مقام عظماي نبوي به حدي است كه قلم از نوشتن آن شرم دارد و زبان از بيان آن خجالت ميكشد. او با كمال بيشرمي، نه تنها بر زائران دلسوخته مقام نبوي مرگ باد ميگويد و بدن شريفش را به استخوانهاي پوسيده بيخاصيت تشبيه ميكند؛ بلكه بالاتر از آن، مردم را به طواف دور خانهاي كه از سنگ و كلوخ براي دشمن خدا و اهل بيت پيامبر و غاصب مسند خلافت رسول الله صلي الله عليه وآله ساخته شده، تشويق ميكند و مقام پست او را بالاتر از مقام الهي نبوي ميداند. به خاطر همين جسارت هاي او است كه علماي اهل سنت حجاج را كافر دانستهاند. ابن عبد ربه اندلسي در عقد الفريد مينويسد كه همين امر باعث تكفير حجاج توسط علماء شده است : ومما كفرت به العلماء الحجاج قوله ورأى الناس يطوفون بقبر رسول الله صلى الله عليه وسلم ومنبره إنما يطوفون بأعواد ورمة. از آن مواردي كه علما حجاج را به خاطر آن كافر مى دانند، سخن او وقتي ديد كه مردم مشغول طواف قبر و منبر پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) هستند گفت بر اطراف استخوان هاى پوسيده پيامبر مى چرخند.[۹] مبرد ، از پيشوايان ادبيات عرب (متوفاى ۲۸۶هجري)، نيز مينويسد كه همين امر باعث تكفير حجاج توسط علماء شده است : إنّ ذلك ممّا كفّرت به الفقهاء الحجاج ، وأنّه إنّما قال ذلك والناس يطوفون بالقبر.[۱۰] از اين رو، فقهاء حجاج را كافر مى دانند، زيرا اين سخن را در حالى گفت: كه مردم پروانهوار دور قبر پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) ميگشتند. پس منشاء اين تفكر در صدر اسلام و از جانب بنياميه و اتباعش به وجود آمده است و يك تفكر جديدي نيست. حال كه ريشه و اساس اين تفكر را دانستيم، ابتدا ادله آن ها را بررسي كرده و سپس به نقد آنها خواهيم پرداخت. ادامه در پایگاه جامع فرق و ادیان و مذاهب منابع [1]http://mohsenzade.com/index.php/component/content/article/29-1393-04-08-19-27-39/3172-1393-04-31-16-11-13 [۲]http://www.alifta.net/fatawa/fatawaDetails.aspx?BookID=3 (link is external) http://www.startimes.com/f.aspx?t=25133285 (link is external) [۳] الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى ۴۰۵ هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج۴ ، ص۵۶۰،تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، ۱۴۱۱هـ-۱۹۹۰م [۴] الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج ۵، ص۴۲۲،ناشر: مؤسسةقرطبة–مصر. [۵] علي بن عبد الله بن أحمد الحسني السمهودي (المتوفى : ۹۱۱هـ) الوفاة: ۹۱۱ ، خلاصة الوفا بأخباردارالمصطفى،ج۱،ص۵۹. ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله (متوفاى۵۷۱هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج۵۷، ص۲۴۹،تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمری، ناشر: دار الفكر - بيروت - ۱۹۹۵ [۶]مستدرک.ج۴،ص۵۱۵ [۷] المسند للامام احمد بن حنبل، شرحه و صنع فهارسه حمزه احمد الزين ج۱۷، ص۴۲، ص۴۳، طبعدارالحديثالقاهره. [۸] إبن أبيالحديد المدائني المعتزلي، ابوحامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاى۶۵۵ هـ)، شرح نهج البلاغة، ج۱۵، ص۱۴۲، تحقيق محمد عبد الكريم النمري، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت/لبنان،الطبعة:الأولى،۱۴۱۸هـ-۱۹۹۸م. [۹] الأندلسي، احمد بن محمد بن عبد ربه (متوفاى: ۳۲۸هـ)، العقد الفريد، ج ۵، ص۴۳، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان، الطبعة: الثالثة، ۱۴۲۰هـ - ۱۹۹۹م. الآبي، ابوسعد منصور بن الحسين (متوفاى۴۲۱هـ)، نثر الدر في المحاضرات، ج ۵ ،ص۲۳ ، تحقيق: خالد عبد الغني محفوط، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت /لبنان، الطبعة: الأولى، ۱۴۲۴هـ - ۲۰۰۴م. [۱۰]الكاملفىاللغةوالأدب،ج۱،ص۲۲۲،چاپنهضتمصر. [۱۱] الصالحي الشامي، محمد بن يوسف (متوفاى۹۴۲هـ)، سبل الهدي والرشاد في سيرة خير العباد، ج۴ ، ص۸۵،تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت،الطبعة:الأولى،۱۴۱۴هـ. الأنصاري القرطبي، ابوعبد الله محمد بن أحمد بن أبي بكر بن فرح (متوفاى۶۷۱هـ)، الجامع لأحكام القرآنج۱۳،ص۲۳۲،ناشر:دارالشعب–القاهرة. السهيلي، أبو القاسم وأبو زيد عبد الرحمن بن عبد الله بن أحمد بن اصبغ (متوفاى۵۸۱هـ)، الروض الأنف شرح سيرة سيد ولد آدم المرسلين محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، ج۳ ، ص۸۵،طبق برنامه الجامع الكبير. السيواسي الحنفي، كمال الدين محمد بن عبد الواحد (متوفاى ۶۸۱هـ)، شرح فتح القدير، ج۲، ص۱۰۴،ناشر:دارالفكر-بيروت،الطبعة:الثانية. ابن عابدين الحنفي، محمد أمين بن عمر (متوفاى۱۲۵۲هـ) ، حاشية رد المختار على الدر المختار شرح تنوير الأصار فقه أبو حنيفة ، ج۳، ص۸۳۶ ،ناشر : دار الفكر للطباعة والنشر. - بيروت. - ۱۴۲۱هـ-۲۰۰۰م. الآلوسي نعمان بن محمود (متوفاي۱۳۱۷هـ)، الآيات البينات في عدم سماع الأموات على مذهب الحنفية السادات ،ج۱،ص۱۴، تحقيق : محمد ناصر الدين الألباني، دار النشر : ، الطبعة : الثانية ۱۳۹ه و بیش از چند صد منبع دیگر از کتب اهل سنت که در پایگاه جامع فرق و ادیان زیر این مقاله ذکر گردیده است |
|||
|
|
۱:۱۰, ۲۱/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مرداد/۹۳ ۱۳:۴۸ توسط عالم مقدس لاهوت. علت ویرایش: درست کردن تصویر )
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
پاسخ به شبهات مطرح شده توسط توحيد قريشي
دانلود این مقاله دانلود مقاله پاسخ به شبهات توحید قریشی با چند صد منبع از منابع اهل سنت *وهابیت اسلام نیست * ![]() دشمن مشترک مسلمانان با طرح شبهه بین شیعه و سنی در مناطق سنی نشین ایران اقدام به پخش شبنامههایی میکند، که حاوی مطالبی است که بزرگان برداران اهل سنت ما نیز آنها را رد کردهاند، این عملهی استکبار بهخیال این که میتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند، این کار را با تلاش زیاد انجام میدهند، که بر برادران شیعه و سنی واجب است با هوشیاری و پیروی از سلف صالح خود از آنان تبری جویند. در این مقاله متخصصین با بهره گیری بیش از چند صد منبع از منابع معتبر برادارن اهل سنت به پاسخ گویی قسمتی از این تهاجم پرداختهاند. پاسخ به شبهات مطرح شده توسط وهابيون كه به صورت شبنامه در قالب یک مقاله بين اهل سنت توزيع شده، وشبهات توسط اینجانب[۱] استخراج که پاسخ آن به شرح ذیل ارائه میگردد... آدرس مقاله برای خوندن و دانلود کردن پاسخ به شبهات مطرح شده توسط توحيد قريشي شبهات مطرح شده پاسخ مقدمه ۱. ادله وهابيون و نقد آنها ريشه تاريخي اين تفكر وهابيت ۱. ادله وهابيون و نقد آنها ۲. مردگان علاوه بر قدرت شنيدن، پاسخ زندگان را نيز داهاند ۳. ادله آگاهي مردگان به احوال زندگان و شنيدن و ديدن عالم مادي ۴. ادله حيات پس از مرگ ۵. نظر علماي اهل سنت درمورد شنيدن مردگان نتيجهگيري پاورقی ها |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 1236789765_0.jpg?itok=qALAgSR3]](http://www.adyannet.com/sites/default/files/styles/medium/public/media/image/vahabiat/1236789765_0.jpg?itok=qALAgSR3)



![[تصویر: adyannet221_13079_1.jpg]](http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/book/adyannet221_13079_1.jpg)