|
فلسفه نیایش... اصلا چرا باید دعا کنیم؟؟؟!!!
|
|
۱۶:۳۸, ۲۶/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/خرداد/۹۴ ۱۲:۲۹ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در مورد دعا کردن سوالات و شبهات بسیاری را می توان مطرح کرد. مثلا: 1- اگر همه چیز بر اساس قضا و قدر الهی برای ما نوشته شده است، دعا کردن ما چه اثری میتواند داشته باشد؟؟؟ 2- وقتی که خداوند خود می داند که ما چه مشکلاتی داریم و چه میخواهیم، خوب دیگر این را چرا باید به زبان بیاوریم، او اگر خودش حکیم و جواد علی الاطلاق هست خود باید بدهد. 3- اصلا نیایش حقیقی به چه معناست، شرایط و ضوابط آن چی است. و خیلی سوال های دیگر... پ ن: این موضوع پایان نامه ام است. پس بی زحمت خواهشا شرکت فرمایید.
|
|||
|
|
۱۷:۰۴, ۲۶/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مرداد/۹۳ ۱۷:۰۹ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
باسلام و تشکر از مبحث خوبی که ایجاد نمودید.
به نظر بنده و البته همانطور که خودتان بارها فرموده اید، در جهان آفرینش نیاز عاملی است که موجد خلق اشیاء است. یعنی اگر مثلا جهان آفرینش نیازمند به زمین نبود، پروردگار جهانیان آن را هرگز نمی آفرید و یا اگر زمین به کوه احتیاج نداشت، کوه ها آفریده نمی شدند.لذا نیاز مثل اون کمندی است که موجودات را به عرصه وجود می کشاند و به هرکس به تناسب نیازهایش ابزار و امکانات می دهد. برای همین هم هست که عرفا و علمای به نام، به مردم توصیه می کردند که اگر میخواهند دریای بخشش و عطای خداوندی به جوش آید بر نیازهای خود بیفزایند و نیازهای خود را به درگاه خداوند عرضه کنند. مثلا مولوی با تشبیه حاجات انسان ها به طفلی که ناله و نیاز او شیر را در سینه مادرش ایجاد میکند بر این امر تکیه می کند که وجود نیاز در انسان منجر به پیدا شدن پاسخ و استجابت حق می گردد. بنا بر نظر مولوی در همه موجودات نیازی درونی برای تکامل و ارتقا از زندگی پست تر به سوی زندگی عالی تر وجود دارد و همین نیاز دورنی است که در سطح موجودات انسانی، منجر به ارتقاء به مرحله تقرب می شود، اما شرط رسیدن به این مرحله آن است که این نیاز درونی را بیدار کرده و به آن توجه کنیم و انگیزه ترقی و تکامل را در خود به وجود آوریم تا خداوند هم توفیق خود را شامل حال ما کند و بتوانیم در جهت کمال وجودی خویش گام برداریم. هرچه انسان بر این نیاز و حاجت به تکامل و ترقی بیازاید، خداوند نیز به همان نسبت بر عطا و کرم خویش می افزاید. به نظر بنده اولین مرحله در دعا شناخت نیاز درونی است. درسته؟ فکر کنم برای شروع خوب بود... نه؟
|
|||
|
|
۱۱:۳۱, ۲۸/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
آسه آسه بریم جلو:
اول از نظر علامه طباطبایی ببینیم جواب چیه: آقای رخشاد از ایشون پرسیدند: س 105- آيا دعا منافات با قضا و قدر دارد؟ ج - خير، خود دعا نيز از قدر است . س 106- دعا يا طلب در خواست چيزى است كه لامحاله يا حاصل خواهد شد، و يا حاصل نخواهد شد. و به عبارت ديگر: دعا، يا طلب چيزى است كه حتما حاصل مى شود و يا حتما حاصل نخواهد شد، پس فايده دعا چيست ؟ ج - دعا از علل وجود است و امكان دارد چيزى كه در صورت دعا نكردن حاصل نمى شده ، با دعا حاصل گردد، و يا چيزى كه در صورت دعا نكردن واقع و حاصل مى شده ، با دعا رفع گردد. س 107- آيا امورى كه در شب قدر مقدر مى شود (از جمله عمر انسان ) حتمى است ؟ ج - بمرتبه من الحتم (مرتبه اى از حتم است )، نه حتمى اى كه برو و برگرد نداشته و قابل تغيير نباشد. حالا تو تفسیر المیزان هم باید بررسی بشه تو ذیل آیات مربوط به دعا؛ بعد بریم سراغ قبلتری های علامه: بوعلی و ملاصدرا و ... انشاءالله |
|||
|
|
۱۳:۴۸, ۲۸/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
گفتم خدایا...اگر سرنوشتم رارقم زدی برای چه دیگرآرزوکنم؟
گفت:شایددر سرنوشتت نوشته باشم هران چه ارزو کرد... موفق باشی سید |
|||
|
|
۱۴:۵۸, ۱۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
نقل قول:گفتم خدایا...اگر سرنوشتم رارقم زدی برای چه دیگرآرزوکنم؟ مگه خدا نمیدونه من می خوام چ آرزویی بکنم ؟؟ این تاپیک رو ادامه نمیدین؟؟ پایان نامه تونه ها
|
|||
|
|
۱۵:۱۳, ۱۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
مطالب را می ارم ان شاالله کم کم .
|
|||
|
|
۱۲:۲۷, ۱۸/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۱۱/شهریور/۹۳ ۱۴:۵۸)السا نوشته است: مگه خدا نمیدونه من می خوام چ آرزویی بکنم ؟؟ خب الحمدالله به جاهای خوبی رسیدم. از امروز بهصورت تدریجی مطالبی در این مورد را خواهم گذاشت. امیدوارم که با نزدیکی این ایام مخصوص دعا و نیایش اتفاق های خوبی رای همه مان رخ دهد.
با نگاهی کلی به آیات قرآن کریم این حقیقت خود را مینمایاند که نمیتوان شناخت دعـا را از شـناخت خـدا تفکیک کرد. یعنی بدون آنکه خدا به گونه شایستهای شناخته شـود، خـوانده شود و یا از او چیزی خواسته شود. دعایی که عبادت و نیز عبادت برتر خوانده شده، همراه با شـناخت راسـتین خـدا و صفات جمال و جلال او است. زیرا،گوهر عبادت را معرفت دانستهاند. مگر میتوان دسـت و زبـان بـه دعا گشود،در حالی که اسماء الله را نمیشناسیم؟ دعا کنندهای که از اسم«سمیع»آگاهی نداردچه دعایی خـواهد داشت؟ هـردعاکنندهای بـاید بداند که چهکسی را میخواند و از چهکسی خواسته و تمنایی دارد. در واقع، خداشناسی همان شناخت درست اسما خـداوند اسـت که دعاها را شکل میدهند. هرچه شناخت انسان نیایشگر از اسمهای پروردگارش فزونتر و روشنتر بـاشد، نـیایش او نـکوتر و سودمندتر خواهد بود .پس، نیایشها در ارتباط با معرفت ما نسبت به پروردگار، مرتبههای گـوناگون خـواهند داشت. نیایشگرها درجههای متفاوت دارند، چرا که هرکسی شناختی از خدا دارد. آیا نـیایش مـا در حـد و مرز نیایش اولیاء اللّه است که بالاترین شناخت را از خداوند دارند؟ از اینرو است که نمیتوان نیایشها را یـکسان دانـسته و دستهبندی نیایشها و نیایشگرها را رد و انکار کرد. پس در ابتدا باید این حقیقت را دانست که اولا نیایش هم دارای مقامات و درجاتی است و بسته به شناخت عبد از معبود بیشتر و کمتر می گردد. ادامه دارد ان شالله.... |
|||
|
|
۱۳:۵۳, ۱۸/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام
من یه سوال بپرسم با اجازه دوستان؟ ![]() اقا این که میگن فلانی برای من دعای بد میکنه ( صبح تا شب دعا میکنه برای من که من موفق نشم کارام گره بخوره و .... و کلا چطور بگم دعای شر ( مقابل دعای خیر ) ) ایا این هم شامل دعا میشه؟
|
|||
|
|
۱۴:۳۲, ۱۸/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۱۸/خرداد/۹۴ ۱۳:۵۳)mahdy30na نوشته است: سلام مهدی جان آنطور که از معنای کلی دعا بر می آید به صورت کلی درخواست خوبی برای خود و یا دیگران است. به نظر بنده حقیر خدای نکرده درخوسات ش برای دیگر بندگان جزء دعا به حساب نمی آید . در یک رویکرد کلان و شدید تر می شود لعن |
|||
|
|
۱۸:۱۲, ۱۸/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
در مورد دعا کردن، مهم ترین منبع قرآن کریم است. "پس دعا او را اجابت کردیم" که در سوره مبارکه مریم تکرار شده است.
و یا آیه مشهور به ذکر یونسی در سوره مبارکه انبیاء. به نظرم در دعا انسان اعتراف می کند. همان طور که به خصوص در نماز انسان به رحمت خداوند اعتراف می کند. اعتراف به نیازش و قدرت و رحمت خداوند. خداوند دوست دارد انسان با او حرف بزند. یا در نماز یا در دعا. البته برخی خواسته ها هستند که خلیلی مهم هستند. مثلا انسان از خداوند می تواند که لحظه از خداوند غافل نشود. خداوند می داند. ولی آیا انسان هم می داند که نباید لحظه از خداوند غافل شود؟ هر کسی دانست و دعا کرد و در حقیقت اعتراف کرد. ببخشید اگر خوب نگفتم. و در آخر آیه شریفه 62 سوره مبارکه نمل که بسی جای تفکر دارد. به طوری که حتی در دعای ندبه هم آمده |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مفهوم پسرخدا اصلا هم شرک نیست ! | داشناک چلیپا | 31 | 14,605 |
۱۹/آذر/۹۱ ۲۰:۵۳ آخرین ارسال: درست پسند |
|












