کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بررسی مالکیت فلسطین در تورات
۱۷:۴۸, ۱۸/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی مشرق ـصهیونیستها با استناد به تورات، مدعی مالکیت فلسطین هستند. مطالعه تورات نشان می‌دهد که خداوند زمین فلسطین را به ابراهیم(علیه السلام) عطا فرمود و به او تأکید کرد که نسل او باید موحد باشند وگرنه خداوند آنها را از این زمین اخراج خواهد فرمود. این شرط به وسیلۀ حضرت موسی(علیه السلام) نیز مؤکد شد و خدای حکیم در این خصوص از یهود پیمان محکمی گرفت. اما این شرط رعایت نشد و خداوند دو نوبت بنی‌اسرائیل را از فلسطین تبعید فرمود و در نوبت سوم آنها را برای همیشه نفی بلد کرد. بنی‌اسرائیل نخستین مرتبه در زمان یوسف(علیه السلام) به مصر تبعید شدند و تا چهار نسل در آنجا ماندند تا وقتی که خداوند به واسطۀ حضرت موسی(علیه السلام) آنها را به فلسطین باز آورد. نوبت دوم تبعید یهود، در سال 586 قبل از میلاد به بابل بود البته بعد از آنکه بخت النصر اورشلیم را فتح کرد و معبد سلیمان را تخریب نمود. و نهایتاً در سال هفتاد میلادی، چهل سال بعد از اتمام حجّت حضرت عیسی(علیه السلام) با این قوم، بلای خداوند به توسط رومیان بر این قوم نازل گشت و یهودیان برای ابد از فلسطین اخراج شدند. تنها راه بازگشت یهود به فلسطین آن است که توبه کنند و از راه پدران خود بازگشت نمایند. این موضوع از آیه هشتم سوره إسراء استنباط می‌شود (عَسىَ‏ رَبُّكمُ‏ْ أَن يَرْحَمَكمُ‏ْ وَ إنْ عُدتمُ‏ْ عُدْنَا). یهودیان بهتر از هر کس دیگر، به این حقایق واقفند و برای همین است که هجده قرن بعد از اخراجشان از فلسطین برای بازگشت به آن زمین مقدس اقدامی نکردند.
اما بدعت
گذاران یهود در اواخر قرن 19 مدعی مالکیت فلسطین بر اساس تورات شدند. این سلسله مقالات، سعی دارد با زبانی ساده این ادعای صهیونیستها را بررسی کند.

اختلاف نظر مسلمانان و یهودیان دربارۀ فلسطین

صهیونیست‌ها برای ادعای مالکیت فلسطین کتاب تورات را نشان می‌دهند و می‌گویند از سال هفتاد میلادی تاکنون که از فلسطین نفی بلد شده‌اند در کشورهای مختلف آواره و تحت ظلم بوده‌اند. اما بعد از کشتار هیتلر از این قوم به لزوم داشتن سرزمین و حکومت بیش از همیشه احساس نیاز می‌کنند. آنها همچنین می‌خواهند با ساختن معبدی در مکان معبد سلیمان، یهوه را عبادت کنند. اما مسلمانان، که 1400 سالِ گذشته را در آنجا زندگی کرده و سند و قباله دارند می‌گویند که اینجا وطن ماست و نمی‌توانیم به هیچ قیمتی از آن صرف نظر کنیم. آنها از اهمیت بیت‌المقدس خبر می‌دهند که محل صعود حضرت رسول الله‌ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در شب معراج بوده است و آیاتی از قرآن مجید را در این خصوص نشان می‌دهند (إسراء/ 1). مضافاً که بیت‌المقدس قبله اول مسلمانان بوده (بقره/ 144 و 149 و 150) و ایشان چهارده سال آغازین اسلام را بدان سو نماز می‌خوانده‌اند. مسلمانان می‌گویند اگر اروپاییان به یهودیان ظلم کرده‌اند چرا ما باید تاوان آن را پس بدهیم؟! این سخنان را همگی شنیده و می‌دانیم. و می‌دانیم که این مباحثات تاکنون به نتیجۀ عملی منجر نشده است. لکن ما به دنبال یک حکم قاطع می‌گردیم تا هر دو ملت اسلام و یهود به آن گردن بگذارند؛ حکمی که قاعدتاً باید از سوی خداوند متعال باشد، چرا که هر دو گروه مسلمان و یهودی در مالکیت زمین فلسطین به مواریث دین خود استناد می‌کنند و «دین» هم البته از سوی خداوند است و چون خداوند یکی است، پس دین هم یکی است، خصوصاً که از خدای حکیم، تناقض صادر نمی‌شود. پس ادعای یکی از این دو گروه باطل خواهد بود. سعی ما در این مقاله آن است که رأی خداوند متعال را از لابلای متون دینی استخراج کنیم، به طوری که حتی برای یهودیان قابل انکار نباشد.

روش جدال احسن

چگونه می‌توان رأی خداوند را در خصوص زمین فلسطین از متون دینی استخراج نمود؟ قوم یهود اصولاً مسلمانان و مسیحیان را به رسمیت نمی‌شناسند و کتب مقدس ایشان را قبول ندارند. اما مسلمانان حضرت موسی­(علیه السلام) را به عنوان یکی از پنج پیامبر بزرگ همه اعصار به عظمت می­شناسند، لیکن حساب او را از حساب قومش جدا می­کنند و طبق فرموده قرآن معتقدند که آن تورات که موسی(علیه السلام) از جانب خداوند برای قومش آورد در طول زمان در معرض انواع تحریفات بوده و لذا قابل اعتماد نیست. و چه بسا معتقدند که اگر تورات تحریف نشده بود این مسائل و منازعات نیز پیش نمی‌آمد. اکنون به راستی چه باید کرد؟ برای مباحثه با اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) خداوند متعال به مسلمانان دستور داده تا از روش «جدال احسن» استفاده کنند. مطابق نحل/ 125 خداوند حكيم، رسول خاتم‌ خود را به‌ جدال‌ احسن‌ فرمان داده‌‌ و در عنكبوت/ 46 مسلمانان‌ را از مجادله‌ با اهل‌ كتاب‌ بجز اين‌ روش‌، نهي‌ کرده‌ است‌. «جَدَل»‌ يا «ديالكتيك»‌ صناعتي‌ از علم‌ منطق‌ است‌ كه در آن براي‌ مباحثه و غلبه بر خصم،‌ از عقايد و مقبولات خود‌ او استفاده‌ مي‌شود‌. اما «جدال‌ احسن‌» آن است‌ كه‌ فقط‌ از «معتقدات‌ حق و صحيح‌« طرف‌ مقابل‌ براي‌ «اثبات ‌حق» استفاده‌ شود. این فرمانِ خداوند در قرآن، نشان می‌دهد که «حقیقت» از تورات کنونی محو نشده و می‌توان بسیاری از مسائل مورد مناقشه ادیان را با همین روش و با استناد به عهدین (تورات و انجیل) حل کرد. راقم به این روش اقدام کرده و نتایج آن حیرت انگیز بوده است. لکن لازم است در ابتدا تاریخ بنی‌اسرائیل را از منظر اسلام و یهود، مختصراً مرور کنیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، Ali#59 ، سیدمرتضی ، fiftynine ، بیداری12 ، m.hossein ، دل خسته ، آیدا77
۱۶:۰۸, ۱۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

پیدایش قوم بنی‌­اسرائیل
وقتي حضرت‌ موسي(ع‌) بني‌اسرائيل‌ را به معجزات خداوند از مصر بيرون‌ آورد و فرعون‌ و پيروانش‌ را در دريا غرق‌ نمود، في‌الواقع‌ اولين‌ دوره اسارت‌ بني‌اسرائيل‌ به‌ پايان ‌رسيده‌ بود. بني‌اسرائيل‌ یعنی پسران‌ دوازده‌‌گانه حضرت‌ يعقوب، مقرّر بود كه چهار نسل‌ در زمین مصر در تبعيد باشند تا از گناهي‌ كه‌ به‌ سبب‌ فروختن‌ يوسف‌ مرتكب‌ شده‌ بودند پاك‌ شده‌ و لايق‌ آن‌ گردند تا مثل‌ پدرانشان،‌ ابراهيم‌ و اسحاق‌ و يعقوب،‌ در سرزمين كنعان‌ (فلسطين‌) زندگي‌ كنند. حضرت ابراهيم(علیه السلام) در سرزمین عراق به دنیا آمد. او در جوانی، بت‌هاي‌ قومش‌ را شكست‌ و آنها خواستند وی را بسوزانند ولی خداوند آن حضرت را از آتش نجات داد. ابراهیم(علیه السلام) چون دیگر نمی‌توانست در سرزمین پدری‌اش بماند لذا به دستور خداوند به زمینی که بعدها «فلسطین» نامیده شد هجرت کرد. اعطای زمین فلسطین به ابراهیم، می‌تواند پاداشی دنیوی برای بت‌شکنی او نیز قلمداد شود:
قُلْنَا يَا نَارُ كُونىِ بَرْدًا وَ سَلامًا عَلىَ إبْرَاهِيمَ
و أرَادُواْ بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَهُمُ الأخْسرِينَ
و نجَّيْنَاهُ و لُوطًا إلىَ الأرْضِ الَّتىِ بَارَكْنَا فيهَا لِلْعَالَمينَ
و وَهَبْنَا لَهُ إسْحَاقَ و يَعْقُوبَ نَافِلَةً و كلاًّ جَعَلْنَا صَالحین (انبیاء/ 69 تا 72). ماجرای بت‌شکنی ابراهیم در تورات کنونی مذکور نیست و لذا معلوم نمی‌شود که خداوند برای چه زمین فلسطین را به ابراهیم(علیه السلام) عطا کرده است (سفر پيدايش12­/ 1 و 7 ــ 13­/ 17). هاجر(سلام الله علیها) همسر دوم ابراهیم(علیه السلام) برای او فرزندی به نام اسماعیل(علیه السلام) آورد و خداوند دستور داد تا ابراهیم آن دو را در صحراي ‌فاران‌ (مكه‌) مسكن‌ دهد (سفر پيدايش‌ 21/ 9 تا 21). از اسماعیل دوازده فرزند به دنیا آمد (پیدایش 25/ 12 تا 16) که قوم عرب را تشکیل دادند. طبق نقل تورات، چهارده سال بعد از تولد اسماعیل(علیه السلام) وقتی که حضرت ابراهیم یکصد ساله بود فرزند دوم او اسحاق(علیه السلام) از همسر نازایش ساره، به دنیا آمد (پیدایش 21/ 5). طبق نقل قرآن، خداوند به ابراهیم آنقدر عمر داد تا نوه‌اش یعقوب را نیز ببیند (انبیاء/ 72). و چهار همسر یعقوب برای او سیزده فرزند آوردند، یوسف(علیه السلام) و یازده برادرش و خواهری به نام دینا. مطابق تورات کنونی، خداوند به ابراهیم(علیه السلام) از آینده خبر داده بود که قطعاً نسل تو به زمین بیگانه (مصر) تبعید خواهند شد و بعد از چهار نسل با پیروزی به اینجا بازخواهند گشت: يقين‌ بدان‌ كه‌ ذريّت‌ تو در زميني‌ كه‌ از آنِ‌ ايشان‌ نباشد غريب‌ خواهند بود و آنها را بندگي‌ خواهند كرد و آنها چهار صد سال‌ ايشان‌ را مظلوم‌ خواهند داشت‌. و بر آن‌ امّتي‌ كه‌ ايشان‌ بندگان‌ آنها خواهند بود من‌ داوري‌ خواهم‌ كرد و بعد از آن‌ با اموال ‌بسيار بيرون‌ خواهند آمد ... و در پشتِ‌ چهارم‌ بدينجا خواهند برگشت (سفر پيدايش‌ 15/ 13 تا 16). این پیشگویی خداوند، در زمان یوسف(علیه السلام) به وقوع پیوست. و چون برادران یوسف(علیه السلام) گناهشان عمدی بود کفاره‌اش آن شد که به مصر تبعید شوند و تا چهار نسل در آنجا بمانند.

ارض موعود

اولین و آخرین کسی که وعدۀ بازگشت به زمین فلسطین را از سوی خداوند مطرح کرد حضرت‌ يعقوب‌(ع‌) بود. او پيش‌ از وفاتش‌ در مصر، پسرانش‌ را اميدوار ساخت كه‌ خداوند سرانجام نسل شما را به‌ زمين‌ پدرانتان‌ باز خواهد آورد (سفر پيدايش ‌48/ 21). همچنين يوسف‌(ع‌) نيز در پايان‌ عمر 110 ساله خود بر بازگشت به «ارض موعود» تأکید کرد:‌ و يوسف‌ برادران‌ خود را گفت‌ من‌ مي‌ميرم‌ و يقيناً خدا از شما تفقّد خواهد نمود و شما را از اين‌ زمين‌ به‌ زميني‌ كه‌ براي‌ ابراهيم‌ و اسحاق‌ و يعقوب‌ قسم‌ خورده‌ است ‌خواهد برد. (سفر پيدايش‌ 50/ 24) وقتی یعقوب(علیه السلام) رحلت کرد فرزندانش طبق وصیت او، جسدش را به فلسطین برده و در مقبرۀ ابراهیم و اسحاق دفن کردند و به مصر بازگشتند (پیدایش 50/ 13 و 14). آنها نه اجازه داشتند که در فلسطین زندگی کنند و نه در آنجا بمیرند. لذا جسد یازده برادر در مصر دفن شد. فقط یوسف(علیه السلام) بود که به اذن خداوند تابوتش در زمان موسی(علیه السلام) به فلسطین منتقل شد. زیرا که او در آن ماجرا، بی‌گناه بود.

ظهور موسی(علیه السلام)

در مصر تا سال‌ها، عزت بنی‌اسرائیل برقرار بود. لكن‌ دو سه نسل بعد، پادشاهاني در آنجا‌ به قدرت رسيدند كه‌ آوازۀ يوسف‌ را نشنیده بودند (تورات: سفر خروج‌ 1/ 8 ـ قرآن‌: غافر/ 34). پس بني‌اسرائيل‌ را چون‌ بردگان‌ و بندگان‌ به‌ خدمت‌ گرفتند (تورات: سفر خروج ‌1/ 13 و 14ـ قرآن‌: شعراء/ 22 – طه/ 47 – مؤمنون/ 47 – دخان/ 30). لذا عجز و لابه ‌ايشان‌ به‌ آسمان‌ برخاست‌ و ظهور منجي‌ خود را طلب‌ مي‌كردند. پس آنگاه خداوند حکیم، حضرت موسي‌(ع‌) را براي‌ ايشان‌ برانگيخت‌. موسي‌ فرزند عمران‌ بود، و عمران‌ نوه لاوي‌، و لاوي‌ يكي‌ از دوازده‌ پسر يعقوب‌ (سفر خروج‌ 6/ 16 تا 20). نزاع‌ اصلي‌ موسي‌(ع‌) با فرعون،‌ في‌الواقع‌ بر سر خارج‌ كردن‌ بني‌اسرائيل‌ از مصر در گرفته بود، چنانكه‌ قرآن‌ مجيد مكرراً بدان‌ تصريح‌ دارد. موسی(علیه السلام) طبق نقل قرآن به فرعون چنین گفت: من همراه با معجزه‏اى از جانب پروردگارتان آمده‌‏ام. پس بنى‌اسرائيل را با من بفرست (اعراف/ 105). قَدْ جِئْتُكُم بِبَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَأرْسِلْ مَعِىَ بَنى إسرَائیلَ. ليكن‌ فرعون‌ از سر تكبر و همچنين‌ به‌ سبب‌ آن‌ بيگاري‌ بزرگي كه‌ از بني‌اسرائيل‌ مي‌كشيد اجازه نمی‌داد تا بنی‌اسرائیل از مصر خارج شوند. معجزات‌ دوگانه موسي(ع‌) و بلاهای هفت­گانه او بر زمین مصر مانند نزول طوفان و ملخ و شپش و قورباغه و خون شدن آب نیل (اعراف/ 132 تا 135 ـ اسراء/ 101) نیز‌ دل‌ قسيّ فرعون را شفا نداد. نهایتاً به فرمان خداوند بني‌اسرائيل‌ شبانه‌ از مصر گريختند (قرآن: طه/ 77 ـ تورات: ). اما فرعون با لشکریانش آنها را تعاقب‌ ­نمود تا بازگرداندشان. به فرمان خداوند موسی(علیه السلام) از راه دریای سرخ (بحر قلزم) رفت و چون آنها به معجزه‌ای عبور کردند، دریا به هم آمد و فرعون و لشکریانش را غرق کرد. و خداوند از آن پس‌ «بني‌اسرائيل»‌ را به‌ «يهود» مسمّي‌ فرمود چرا كه‌ موسي‌ آنها را روانه‌ كرده‌ و به‌ سمت ‌فلسطين‌ «هدايت»‌ فرموده‌ بود، چنانكه‌ در قرآن فرمود: «الذين‌ هَادُوا» (بقره‌/ 62 – مائده/ 44 و 69). و به‌ موسي(ع‌) فرمان‌ داد تا كه‌ بني‌اسرائيل‌‌ روز رهايي‌ خود از اسارت مصريان را همواره‌ مذكور دارند (تورات: سفر خروج 12/ 14 تا 27 و 42 ـ قرآن: ابراهيم/ 5). چرا كه‌ اگر خداوند بني‌اسرائيل‌ را با معجزات خود از آن سرزمین نجات نمی­فرمود ایشان تا ابد غلام و برده ‌مصريان‌ باقي‌ مي‌ماندند و فقط خداوند تعالي بود كه با قدرت عظيمش ايشان را فديه داد (تثنيه 6/ 20 تا 23 ـ 7/ 8 ـ 24/ 18 ـ خروج 20/ 2).]و اين امر البته به سبب پاکی و عظمت جدشان حضرت ابراهيم(علیه السلام) بود و كارهاي بزرگي كه او در پيشگاه خداوند به انجام رسانیده بود. لهذا خداوند بر هر دو نسل ابراهیم­(علیه السلام) رحمت فرستاد، وگرنه يهود آن لياقت ذاتي را نداشت. چنانکه در چند مورد از جمله در ماجرای پرستش گوساله نزديك بود كه بسان قوم لوط بالكل نابود شوند (تثنیه 9/ 9 و 13 و 25 ـ سفر خروج 32/ 9 تا 14 ـ سفر اعداد 14/ 12 تا 20 ـ اشعیاء1/ 9).حضرت موسي(علیه السلام)، طبق سفر تثنيه کنونی (که مرور تاریخ چهل ساله موسی(علیه السلام) با یهود است) مکرراً اين حقيقت را متذكر شده و فرموده است: «از این جهت که (خداوند ( پدران تو را دوست داشته و ذرّیت ایشان را بعد از ایشان برگزیده بود تو را با قوّت عظیم از مصر بیرون آورد. ـ تثنیه 4/ 37» (مشابهتاً نگاه به تثنیه7/ 9 ـ 10/ 15). در قرآن مجيد نیز به برگزيدگي حضرت ابراهيم و آل­ابراهيم تأكيد شده است:﴿إِنَّ اللهَ ٱصْطَفَي‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ بْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى ٱلْعالَمِين‏. خداوند تعالى آدم و نوح و آل‌ابراهيم و آل­‌عمران را بر جهانيان برترى داد﴾آل‌عمران/ 33).[و موسي‌(ع‌) چنين‌ كرد و اين‌ روز به‌ عيد «فِصَح» يا «فطير» يهود موسوم‌ شد (خروج 23/ 15 - تثنيه‌ 16/ 1 تا 8 و 16)، چنانكه‌ در آتيه‌ بر اولاد ذكور و بالغ‌ از يهود در اين ‌روز و نيز دو عيد ديگر در سال،‌ واجب‌ شد كه‌ براي‌ زيارت‌ معبد خداوند و تعظيم‌ ايام‌ خدا به‌ اورشليم‌ رفته (سفر تثنيه‌ 16/ 16) ضمن‌ اداي‌ قرباني‌ و نوبر محصول‌ خود، نام‌ و ياد خداوند قادر را كه‌ ايشان‌ را از بندگي‌ مصريان‌ نجات‌ بخشيده‌ بود تكريم‌ نمايند (سفر تثنيه‌ 26/ 1 تا 11). وقتي‌ خداوند تعالي‌ بني‌اسرائيل‌ را از مصر با قوّت‌ خود بيرون‌ آورد في‌الواقع‌ وعده ‌او به‌ اين‌ قوم‌ به‌ تماميت‌ رسيد. يعني‌ همان‌ وعده شفاهي‌ كه‌ يعقوب‌(ع‌) و يوسف‌(ع‌) به‌ پدران‌ اين‌ قوم‌ داده‌ بودند: وَ اَوْرَثْنَا الْقَومَ‌ الّذينَ‌ كانُوا يُستَضعَفونَ‌، مَشارقَ‌ الارضِ‌ و مَغاربَهَا الّتي‌ بارَكْنا فيها، و تَمّت‌ كَلِمَتُ‌ ربُّكَ‌ الحُسْني‌ علي‌ بني‌اسرائيلَ‌ بما صَبَروا و دَمَّرْنا ما كان‌ يَصنَعُ‌ فرعونَ‌ و قَومُه‌ و ما كانوا يَعرِشُون‌. (اعراف/ 137).

نزول تورات

خداوند در ميانه راه فلسطین، در موقف كوه‌ سينا،‌ قانون‌ رستگاري‌ دنيا و آخرت‌ را به یهود اعطا کرد تا طبق‌ آن‌ عمل‌ نموده بركت‌ يابند؛ يعني‌ كتاب‌ تورات‌ را نوشته‌ بر الواح‌، كه‌ 1300 سال‌ پيش‌ از ميلاد مسيح‌(ع‌) نازل‌ گشت. ‌
مسلمانان‌ معتقدند كه‌ كل‌ تورات‌، يكجا و‌ مكتوب‌ به‌ حضرت موسي‌(ع‌) نازل‌ شده است (اعراف/ 145 - انعام‌/ 154 - مائده‌/ 44)، ولي‌ يهود مي‌گويند كه موسي(ع‌) در ميقات‌ چهل‌ روزه ‌خود با خداوند فقط‌ دو لوحه شامل قوانين‌ «ده‌ فرمان‌« را از خداوند دريافت‌ داشت كه‌ با انگشت‌ خدا نگاشته‌ شده‌ بود (خروج‌ 31/ 18- تثنيه‌ 5/ 22). ليكن‌ مي‌گويند كه ‌تورات اصلي‌ را موسي‌(ع‌) با علم‌ نبوتش‌ و به دستان‌ خود كتابت كرده است‌ (تثنيه‌ 31/ 9 و 24). این ادعای یهود قابل پذیرش نیست. زیرا مثلاً در تورات کنونی دو روايت از «ده فرمان» وجود دارد و آنها فقط در هشت فرمان مشتركند. طبق ادعاي يهود اگر موسي(علیه السلام) تنها همين دو لوحِ شامل «ده فرمان» را از خداوند دريافت كرده باشد، وجود اين دو روايت نشان مي‌دهد كه حتي همين ده فرمان مکتوب بر آن دو لوح نيز به‌درستي حفظ نشده است (براي مقايسه آنها نگا. سفر خروج 20/ 1 تا 17 ـ سفر تثنيه 5/ 6 تا 21). مضافاً كه طبق نقل تورات، به سبب رها شدن ناخواسته آن الواح از دست موسي(علیه السلام) در وقت مشاهده گوساله‌پرستي يهود، حضرتش براي دريافت دو لوحه ديگر از «ده فرمان»، یک بار ديگر چله‌نشيني كرده است (تثنيه 9/ 18). حضرت موسي(علیه السلام) در تمام مدت چله‌نشيني‌هايش، روزه‌دار بود. او نه به آب محتاج شد و نه به غذا (خروج 34/ 28 ـ تثنيه 9/ 9 و 18 ـ این موضوع، در روایات اسلامی نیز مذکور است). آيا عطاي خداوند حکیم به موسی، پس از هشتاد روز چله‌نشینی همين ده فرمان بوده است، ده فرمانی كه انسان آن را در ساعتي مي‌آموزد؟!
چه تورات کلام خداوند باشد و چه نوشته موسی(علیه السلام)، این نکته در تاریخ یهود واضح است که موسي(علیه السلام) آن‌ نسخه واحد از تورات‌ را به دو پسر هارون نبی(علیه السلام) سپرد. و مقرر شد پس از ایشان، کاهنان و احبار يهود (كه‌ لزوماً بایست از سبط‌ لاوي‌ و نسل‌ هارون‌(علیه السلام) باشند) تورات را حفظ کنند و آن‌ را به‌ مردم‌ بياموزند (تورات: تثنيه 31/ 9 تا 13 و 25 تا 27 ـ قرآن: بقره‌/ 248 - آل‌عمران/ 79 و 187- مائده‌/ 44 - اعراف‌/ 169). ليكن‌ بنا به نقل قرآن، همین علما به‌ تحريف‌ و تبديل‌ تورات‌ به‌ نفع‌ منافع‌ عاجل‌ خود پرداختند (بقره‌/ 75 و 79 و 85- آل‌عمران‌/ 77 تا 79- نساء/ 46- مائده‌/ 13 و 41 و 44 – اعراف/ 169). و چنين‌ شده است كه‌ قرآن‌ مي‌فرمايد يهود بر سر كتاب خدا‌ اختلاف‌ كردند (بقره‌/ 176 ـ آل‌عمران‌/ 19) و نسل‌هاي‌ بعدي‌ يهود‌ از تورات‌ در شك‌ هستند (هود/ 110 – فصلت/ 45 – شوري/ 14). حضرت داوود(علیه السلام) نیز طولانی‌ترین مزمور خود را در وصف عدم حفظ شریعت در یهود سروده است (نگاه مزامیر، باب 119). و اصولاً به همین دلیل است که کتب و مقالات زیادی در این موضوع که تورات و انجیل حقیقی کدام است نوشته شده و هنوز بحث‌های مفصل در این خصوص ادامه دارد. يكي از مهم‌ترين‌ مباحث در اين‌ موضوع‌، شصت سال قبل بعد از يافت شدن طومارهاي بحرالميت پديد آمد كه علي‌رغم اصالت دو هزار ساله آن طومارها، هنوز به چاپ نرسیده و در اختيار قرار نمي‌گيرند. بلكه تعداد اندكي از آنها را در موزه شهر قدس اسباب جلب توريست ساخته‌اند تا حاكي از قدمت اين قوم باشد. همچنين وجود تورات‌ سامريان ــ يعني يهوديان‌ ساكن‌ نابلس ــ‌ از قرن‌ 16 ميلادي‌ به ‌اين‌ سو، محل‌ مباحثه‌ و گفت‌وگوي‌ بسيار بوده‌ است‌. توراتي‌ كه‌ با اين‌ نسخه ‌عبراني‌ مشهور، تفاوت‌هایی‌ دارد و چون‌ در معرض‌ قرار نمي‌گيرد چندان ‌خبري‌ نيز‌ از آن‌ به‌ ما نمی­رسد.

اعطای سه باره تورات به یهود

1. بعد از خروج از مصر و قبل از ورود به فلسطین، خداوند تورات را به موسی(علیه السلام) عطا فرمود تا راهنمای قوم یهود باشد.
2. بعد از بازگشت از اسارت بابلی، چون معبد سلیمان تخریب شده و یهود تورات اصیل را از دست داده بودند، خداوند به واسطه عُزَیر نبی، نسخه‌ای دیگر از تورات به این قوم عطا فرمود.
3. در سال 1947 قبل از آنکه دولت صهیونیست‌ها تشکیل شود و آنها در قانون اساسی خود مدعی اجرای احکام خداوند بر طبقق تورات شوند، خداوند طومارهای بحر المیت را برای ایشان رونمایی کرد تا اگر چنین ادعایی دارند بتوانند به آن عمل کنند. نکته آنکه اصالت طومارهای بحر المیت به اثبات رسیده و آنها از قدمت دو هزار ساله برخوردارند. طبق برخی مستندات این نسخه‌های تورات و کتب انبیاء، توسط حضرت یحیی(علیه السلام) و شاگردانش نوشته شده‌اند. این موضوع را آیات قرآن نیز تأیید می‌کنند، خوفی که حضرت زکریا(علیه السلام) که کاهن قوم بود از آینده داشت (مریم/ 5) و لهذا خداوند حضرت یحیی(علیه السلام) را عطا کرد و به آن فرزند چنین فرمود:
ای یحیی! کتاب (تورات) را به قوت بگیر! (مریم/ 12). يَا يَحْيىَ‏ خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، آفتاب
۱۸:۴۸, ۲۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


چرا وعدۀ ارض موعود یک نسل به عقب افتاد
[b]ما از اين‌ پس‌ استدلالات‌ خود را صرفاً بر تورات‌ و عهد عتيق‌ كنوني (كه يهود آن را تَنَخ مي‌نامد)‌ و مطالب‌ حقي‌ كه‌ در آن‌ باقی مانده است‌ مبتني‌ خواهيم‌ كرد تا هيچ‌ مانعي‌ از سوي‌ يهوديان‌ و اهل‌ كتاب‌ براي پذيرش‌ اين‌ سخنان‌ موجود نباشد. و از سويي‌ مخاطبان‌ مسلمان‌ نیز‌ به‌ برخي‌ مطالب‌ صحيح‌ موجود در تورات و انجیل وقوف‌ يابند و آنها را با قرآن‌ مجيد و سنت‌ اسلامي‌ تطبيق‌ داده قدر و منزلت دين خود بيشتر بشناسند.[/b]
دخول به زمین مقدس یک نسل به عقب افتاد
[i]مطالعه‌ و بررسي‌ كتب‌ و رسالات‌ عهد عتيق‌ به‌ ما مي‌فهماند كه‌ اين‌ قوم‌ از ابتداي قوامش استعداد زيادي‌ در‌ شرارت‌ و فساد و دنياگرايي‌ داشته است، تا آن‌ حد كه‌ در ميانه راه‌ مصر به فلسطين،‌ چندين‌ نوبت‌ به‌ بهانه آب‌ و نان‌ و چندين‌ بهانه واهي‌ ديگر، با منجي‌ خود حضرت موسي‌(ع‌) منازعه‌ كردند (سفر خروج‌ 14/ 11 - 15/ 24 - 16/ 2 و 3 - 17/ 2 و 3 ـ سفر اعداد 14/ 2 تا 6 - 16/ 41 - 20/ 2 تا 5) و حتي‌ نزديك‌ بود كه حضرتش را سنگسار كنند (خروج‌ 17/ 4). چنانكه‌ در همين‌ ايام‌، در ماجراي‌ بلعام‌ باعور به‌ زناكاري‌ با قوم‌ موآب‌ پرداختند{ در تورات شمار خطاکاران یهود که به عقوبت آن گناه پس از این واقعه به وبا مبتلا گشته جان سپردند، بیست و چهار هزار نفر مکتوب است (اعداد 25/ 9)} (سفر اعداد باب‌ 25)، گوساله زرين‌ و بت‌هاي‌ ديگر پرستيدند (خروج‌ 32/ 19- اعداد 25/ 2 و 3)، و مكرراً لعنت و ‌ عقوبت خداوند را بر جان‌ خود خريدند. حتي‌ وقتي‌ كه‌ به‌ آستانه زمين ‌فلسطين‌ (كنعان‌) رسيدند منتظر بودند تا دقيقاً همانطور كه‌ خداوند براي‌ هلاك‌ فرعون ‌عمل‌ كرده‌ بود و ايشان فقط نظاره‌گر واقعه بودند (خروج‌ 14/ 14)، اين‌ نوبت نيز خداوند عماليق‌ و ديگر ساكنان‌ فعلي‌ زمين‌ را با معجزه‌اي منهزم‌ كند. اما وقتي دانستند كه بايست جهاد كنند اكيداً با پیامبر خدا حضرت موسي(علیه السلام) درآويختند و حتي جمعي از ايشان از ترس مرگ در صدد بازگشت به مصر بودند. موسي و هارون و يوشع از شدت خشم گريبان دريده به روي درافتادند. تفصيل‌ اين‌ واقعه‌ در تورات كنوني در ابواب‌ 13 و 14 سفر اعداد و در سفر تثنيه 1/ 19 تا 46 آمده،‌ و در قرآن‌ مجيد نيز در سوره مائده‌/ 20 تا 26 مذكور است‌.
اگرچه‌ خداوند پيروزي‌ قطعي‌ يهود بر قوم عماليق را وعده‌ كرده‌ بود، اما يهود‌ حاضر نشد‌ زحمت‌ اين جهاد منصور براي فتح ارض موعود را متحمل شود.{ البته نسل عمالقه بعدها منقرض گشت و نامشان از زیر آسمان محو شد (سفر خروج 17/ 14 ـ نهج­‌البلاغه، خطبه 182)} آنها اینطور تصور می‌کردند كه چون خداوند توسط انبيايش يعني يعقوب و يوسف و موسي به دخول ایشان به آن سرزمين مقدس وعده داده است (تورات: سفر پيدايش 48/ 21 - 50/ 24 - سفر خروج 3/ 17- 4/ 29 تا 31 - 6/ 4 تا 27 - 13/ 9 تا 11 ـ قرآن: مائده/ 21 ـ اعراف/ 129 و 137) پس حتماً مجبور خواهد شد بدون دخالت يهود، زمين مقدس را مفتوح کند تا خلف وعده نکرده باشد. اما غافل از اينكه يكي از سنت‌های خداوند، «بداء» است كه طبق آن برخي وعده‌ها تا رسيدن زمان مناسبشان به تأخير مي­افتند. پس در آن وقت، حضرت حق وعده را در فرزند يا نوادگان آن شخص (اشخاص) محقق خواهد كرد
.{چنانکه مثلاً تولد حضرت عیسی(علیه السلام) نیز یک نسل به عقب افتاده است. حدیثي از امام صادق(علیه السلام) در الكافي کلینی مكتوب است كه آن حضرت آيه شريفه آل‌عمران/ 36 را كه در خصوص تولد غيرمنتظره حضرت مريم(سلام الله علیها) است تفسير كرده‌اند (نگاه به كليني، الكافي، 8 ج، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1365؛ ج 1، ص 535). اين حديث شريف، در تفسیر المیزان نيز در ذیل مبارکه آل‌­عمران/ 36 مذكور است. بداء با این مصداقش از سنت­‌های خداوند متعال است و این حقیقت در روایتی از امام رضا(علیه السلام) با همین دو نمونه که مذکور آمد مؤكد گشته است. نگاه به محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 14، ص 203؛ باب 16 (باب قصص مريم و ولادتها و بعض احوالها)، ح 16}
روز بعد از استنکاف یهود از دخول در حدود فلسطین، فرمان‌ تكويني خداوند توسط موسي(علیه السلام) بدينطور اعلام ‌شد كه‌ این قوم‌ به عقوبت اين گناه، چهل‌ سال‌ در بيابان‌ سرگردان‌ خواهند بود تا مدت عمر اين‌ منازعه كنندگان‌ به‌ سر آيد. وعده دخول در ارض مقدس نيز در نسل بعدی محقق خواهد شد:
و خداوند موسي‌ و هارون‌ را خطاب‌ كرده‌ گفت‌ تا به‌ كي‌ اين‌ جماعت‌ شرير را كه‌ بر من‌ همهمه‌ مي‌كنند متحمل‌ بشوم‌. همهمه بني‌اسرائيل‌ را كه‌ بر من‌ همهمه‌ مي‌كنند شنيدم‌. به‌ ايشان‌ بگو خداوند مي‌گويد به‌ حيات‌ خودم‌ قسم‌ كه‌ چنانكه‌ شما در گوش‌ من‌ گفتيد همچنان‌ با شما عمل‌ خواهم‌ نمود. لاشه‌هاي‌ شما در اين‌ صحرا خواهد افتاد و جميع‌ شمرده‌ شدگان‌ شما بر حسب‌ تمامي‌ عدد شما ــ از بيست‌ ساله‌ و بالاتر{ اشاره است به سرشماری موسی(علیه السلام) و هارون(علیه السلام) از افراد ذکور و جنگاوران قوم که در ابتدای سفر اعداد مذکور است: «و تمامی شمرده‌­شدگان بنی­‌اسرائیل بر حسب خاندان آبای ایشان، از بیست ساله و بالاتر، هر کس از اسرائیل که برای جنگ بیرون می­رفت، همه شمرده‌­شدگان ششصد و سه هزار و پانصد و پنجاه نفر بودند» (سفر اعداد 1/ 45 و 46). البته این تعداد مربوط به یازده سبط یعقوب است و افراد ذکور سبط لاوی در این شمار مذکور نیست.} ــ كه‌ بر من‌ همهمه‌ كرده‌ايد شما به‌ زميني‌ كه‌ درباره آن‌ دست‌ خود را بلند كردم‌ كه‌ شما را در آن‌ ساكن‌ گردانم‌ هرگز داخل‌ نخواهيد شد مگر كاليب‌ بن‌ يفنه‌ و يوشع‌ بن‌ نون.{ از هر سبط یهود یک نفر برای جاسوسی زمین کنعان انتخاب و ارسال گشتند. پس از بازگشت ده نفر از ایشان، قوم را از عمالقه و دیگر ساکنان کنعان ترساندند و فقط کالیب و یوشع (جوانی که بعدها وصیّ موسی شد) قوم را به جهاد طبق فرمان خداوند تشجیع و تشویق نمودند (اعداد 13/ 30 ـ 14/ 6 تا 9). حتی عده‌­ای از مشایخ و سران یهود در گفت­‌وگو برای تعیین سرداری بودند تا به مصر بازگردند! (اعداد 14/ 14). سپس تمامی جماعت خواستند تا کالیب و یوشع را سنگسار کنند (اعداد 14/ 10)
لیکن خداوند ایشان را نجات بخشیده بقا داد و آن ده نفر که باعث این عصیان عظیم شدند را به وبای عاجل مبتلا کرد که سریعاً مردند (اعداد 14/ 37) و آن 603 هزار نفر هم در مدت چهل سال آتی هلاک شدند و فرزندان ایشان بودند که به زمین کنعان داخل گشتند ـ در قرآن کریم کالیب و یوشع بدون ذکر نامشان، در همین ماجرا مذکورند.مائده/ 23}
اما اطفال‌ شما كه‌ درباره آنها گفتيد كه‌ به‌ يغما برده‌ خواهند شد ايشان‌ را داخل‌ خواهم‌ كرد و ايشان‌ زميني‌ را كه‌ شما رد كرديد خواهند دانست‌. ليكن‌ لاشه‌هاي‌ شما در اين‌ صحرا خواهد افتاد و پسران‌ شما در اين‌ صحرا چهل‌ سال‌ آواره‌ بوده،‌ بار زناكاري ‌شما را متحمل‌ خواهند شد تا لاشه‌هاي‌ شما در صحرا تلف‌ شود. (اعداد 14/ 26 تا 33)
با اين حال، خداوند رزّاق‌ در اين‌ چهل‌ سال‌ سرگرداني در بیابان‌، روزي ايشان‌ را از منّ‌ آسماني ‌عطا كرد و لباس‌هاي‌ ايشان‌ را تازه‌ نگاه‌ داشت‌ تا مندرس‌ نشود (تثنيه‌ 8/ 3 و 4).
بعد از پایان چهل سال و مرگ نسل اول قوم از جمله موسی(علیه السلام) و هارون(علیه السلام)، یهودیان به رهبری یوشع نبی(علیه السلام) از رود اردن گذشتند و به فلسطین داخل شدند. خداوند در قرآن در این خصوص چنین فرموده است:
و به قوم مستضعف، شرق و غرب زمينی را كه در آن بركت نهاده بوديم به ميراث داديم، و وعده نيكوي پروردگار تو به بنى اسرائيل محقّق شد بدان سبب كه شكيبايى ورزيدند، و هر چه را فرعون و قومش مى‏‌ساختند و كاخ‌هايى را كه برمى‏‌افراشتند ويران كرديم (اعراف/ 137). وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كاَنُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا الَّتىِ بَارَكْنَا فِيهَا وَ تَمَّتْ كلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنىَ‏ عَلىَ‏ بَنىِ إسْرَ ءِيلَ بِمَا صَبُرواْ وَ دَمَّرْنَا مَا كاَنَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مَا كَانُواْ يَعْرِشُون.
مدت اسارت بنی­‌اسرائیل در مصر
خداوند متعال به حضرت ابراهيم(علیه السلام) سال‌هاي اسارت بني‌اسرائيل در زمین بیگانه (که بر اسارت در مصر قابل تطبیق است) را چهار نسل و به مدت چهارصد سال پيشگويي فرموده بود (پيدايش 15/ 13 و 16). لكن در سفر خروج تورات اين مدت 430 سال درج شده است (خروج 12/ 40 و 41) و همين رقم توسط پولس در نامه‌اش به غلاطيان 3/ 17 دیده می‌شود. در حالي كه مستر هاكس در قاموس كتاب مقدس[b]
ذيل واژه «خروج» اين مدت را تخميناً 215 سال مرقوم داشته است كه دقيقاً نصف رقم فوق الذکر است. رقم 215 سال به نظر رقم مقبول‌تر مي‌آيد. از آنجا كه عمران (پدر موسی) نوه لاوي بوده است، پس موسي(علیه السلام) نسل سوم لاوي خواهد بود. اما خداوند به ابراهيم(علیه السلام) بازگشتِ نسل چهارم را وعده كرده بود. پس در اينجا قول برخي روايات اسلامي صادق مي‌آيد كه خداوند بني‌اسرائيل را به سبب دعاهاي وافرشان براي ظهور منجي خود و نجات از مصر، 150 سال زودتر از وقت از آن سرزمین رهایی داد.
اما چه مي‌توان گفت در اینكه چطور بنی‌اسرائیل به امدادهاي خداوند غرّه شده و در آستانه ارض مقدس{ تعبیر «ارض مقدس» برای زمین کنعان
در خصوص همین ماجراهای فوق‌­الذکر،در قرآن(مائده/ 21) آمده است. همچنین از این زمین در قرآن کریم با وصف «مبارک» نیز یاد شده است (اسراء/ 1 ـ انبیاء/ 71 و 81).}نخواستند كه براي آن جنگِ منصور، قدمي پيش نهند. پس خداوند ورود ایشان به کنعان را يك نسل به تأخیر انداخت. پس نهايتاً نسل چهارم بني‌اسرائيل به رهبری جانشین حضرت موسی(علیه السلام) به سرزمین مقدس وارد شدند، درست به همانطور كه خداوند علیم تقدير نموده و به ابراهیم(علیه السلام) پيشگويي فرموده بود. اما شمار سال‌هاي اسارت در مصر از 400 سال به 215 سال كاسته شده است. و چنانكه خواهيم ديد مدت اسارت بابلي اين قوم نيز از مدت هفتاد سال (که قبلاً پیشگویی شده بود) به 48 سال تقليل يافته است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب
۱۲:۴۹, ۲۲/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


بررسی مالکیت فلسطین در تورات/2

چرا وعدۀ ارض موعود یک نسل به عقب افتاد
[b]ما از اين‌ پس‌ استدلالات‌ خود را صرفاً بر تورات‌ و عهد عتيق‌ كنوني (كه يهود آن را تَنَخ مي‌نامد)‌ و مطالب‌ حقي‌ كه‌ در آن‌ باقی مانده است‌ مبتني‌ خواهيم‌ كرد تا هيچ‌ مانعي‌ از سوي‌ يهوديان‌ و اهل‌ كتاب‌ براي پذيرش‌ اين‌ سخنان‌ موجود نباشد. و از سويي‌ مخاطبان‌ مسلمان‌ نیز‌ به‌ برخي‌ مطالب‌ صحيح‌ موجود در تورات و انجیل وقوف‌ يابند و آنها را با قرآن‌ مجيد و سنت‌ اسلامي‌ تطبيق‌ داده قدر و منزلت دين خود بيشتر بشناسند.[/b]
دخول به زمین مقدس یک نسل به عقب افتاد
مطالعه‌ و بررسي‌ كتب‌ و رسالات‌ عهد عتيق‌ به‌ ما مي‌فهماند كه‌ اين‌ قوم‌ از ابتداي قوامش استعداد زيادي‌ در‌ شرارت‌ و فساد و دنياگرايي‌ داشته است، تا آن‌ حد كه‌ در ميانه راه‌ مصر به فلسطين،‌ چندين‌ نوبت‌ به‌ بهانه آب‌ و نان‌ و چندين‌ بهانه واهي‌ ديگر، با منجي‌ خود حضرت موسي‌(ع‌) منازعه‌ كردند (سفر خروج‌ 14/ 11 - 15/ 24 - 16/ 2 و 3 - 17/ 2 و 3 ـ سفر اعداد 14/ 2 تا 6 - 16/ 41 - 20/ 2 تا 5) و حتي‌ نزديك‌ بود كه حضرتش را سنگسار كنند (خروج‌ 17/ 4). چنانكه‌ در همين‌ ايام‌، در ماجراي‌ بلعام‌ باعور به‌ زناكاري‌ با قوم‌ موآب‌ پرداختند{ در تورات شمار خطاکاران یهود که به عقوبت آن گناه پس از این واقعه به وبا مبتلا گشته جان سپردند، بیست و چهار هزار نفر مکتوب است (اعداد 25/ 9)} (سفر اعداد باب‌ 25)، گوساله زرين‌ و بت‌هاي‌ ديگر پرستيدند (خروج‌ 32/ 19- اعداد 25/ 2 و 3)، و مكرراً لعنت و ‌ عقوبت خداوند را بر جان‌ خود خريدند. حتي‌ وقتي‌ كه‌ به‌ آستانه زمين ‌فلسطين‌ (كنعان‌) رسيدند منتظر بودند تا دقيقاً همانطور كه‌ خداوند براي‌ هلاك‌ فرعون ‌عمل‌ كرده‌ بود و ايشان فقط نظاره‌گر واقعه بودند (خروج‌ 14/ 14)، اين‌ نوبت نيز خداوند عماليق‌ و ديگر ساكنان‌ فعلي‌ زمين‌ را با معجزه‌اي منهزم‌ كند. اما وقتي دانستند كه بايست جهاد كنند اكيداً با پیامبر خدا حضرت موسي(علیه السلام) درآويختند و حتي جمعي از ايشان از ترس مرگ در صدد بازگشت به مصر بودند. موسي و هارون و يوشع از شدت خشم گريبان دريده به روي درافتادند. تفصيل‌ اين‌ واقعه‌ در تورات كنوني در ابواب‌ 13 و 14 سفر اعداد و در سفر تثنيه 1/ 19 تا 46 آمده،‌ و در قرآن‌ مجيد نيز در سوره مائده‌/ 20 تا 26 مذكور است‌.
[i]اگرچه‌ خداوند پيروزي‌ قطعي‌ يهود بر قوم عماليق را وعده‌ كرده‌ بود، اما يهود‌ حاضر نشد‌ زحمت‌ اين جهاد منصور براي فتح ارض موعود را متحمل شود.{ البته نسل عمالقه بعدها منقرض گشت و نامشان از زیر آسمان محو شد (سفر خروج 17/ 14 ـ نهج­‌البلاغه، خطبه 182)}آنها اینطور تصور می‌کردند كه چون خداوند توسط انبيايش يعني يعقوب و يوسف و موسي به دخول ایشان به آن سرزمين مقدس وعده داده است (تورات: سفر پيدايش 48/ 21 - 50/ 24 - سفر خروج 3/ 17- 4/ 29 تا 31 - 6/ 4 تا 27 - 13/ 9 تا 11 ـ قرآن: مائده/ 21 ـ اعراف/ 129 و 137) پس حتماً مجبور خواهد شد بدون دخالت يهود، زمين مقدس را مفتوح کند تا خلف وعده نکرده باشد. اما غافل از اينكه يكي از سنت‌های خداوند، «بداء» است كه طبق آن برخي وعده‌ها تا رسيدن زمان مناسبشان به تأخير مي­افتند. پس در آن وقت، حضرت حق وعده را در فرزند يا نوادگان آن شخص (اشخاص) محقق خواهد كرد.{چنانکه مثلاً تولد حضرت عیسی(علیه السلام) نیز یک نسل به عقب افتاده است. حدیثي از امام صادق(علیه السلام) در الكافي کلینی مكتوب است كه آن حضرت آيه شريفه آل‌عمران/ 36 را كه در خصوص تولد غيرمنتظره حضرت مريم(سلام الله علیها) است تفسير كرده‌اند (نگاه به كليني، الكافي، 8 ج، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1365؛ ج 1، ص 535). اين حديث شريف، در تفسیر المیزان نيز در ذیل مبارکه آل‌­عمران/ 36 مذكور است. بداء با این مصداقش از سنت­‌های خداوند متعال است و این حقیقت در روایتی از امام رضا(علیه السلام) با همین دو نمونه که مذکور آمد مؤكد گشته است. نگاه به محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 14، ص 203؛ باب 16 (باب قصص مريم و ولادتها و بعض احوالها)، ح 16}
روز بعد از استنکاف یهود از دخول در حدود فلسطین، فرمان‌ تكويني خداوند توسط موسي(علیه السلام) بدينطور اعلام ‌شد كه‌ این قوم‌ به عقوبت اين گناه، چهل‌ سال‌ در بيابان‌ سرگردان‌ خواهند بود تا مدت عمر اين‌ منازعه كنندگان‌ به‌ سر آيد. وعده دخول در ارض مقدس نيز در نسل بعدی محقق خواهد شد:
و خداوند موسي‌ و هارون‌ را خطاب‌ كرده‌ گفت‌ تا به‌ كي‌ اين‌ جماعت‌ شرير را كه‌ بر من‌ همهمه‌ مي‌كنند متحمل‌ بشوم‌. همهمه بني‌اسرائيل‌ را كه‌ بر من‌ همهمه‌ مي‌كنند شنيدم‌. به‌ ايشان‌ بگو خداوند مي‌گويد به‌ حيات‌ خودم‌ قسم‌ كه‌ چنانكه‌ شما در گوش‌ من‌ گفتيد همچنان‌ با شما عمل‌ خواهم‌ نمود. لاشه‌هاي‌ شما در اين‌ صحرا خواهد افتاد و جميع‌ شمرده‌ شدگان‌ شما بر حسب‌ تمامي‌ عدد شما ــ از بيست‌ ساله‌ و بالاتر{ اشاره است به سرشماری موسی(علیه السلام) و هارون(علیه السلام) از افراد ذکور و جنگاوران قوم که در ابتدای سفر اعداد مذکور است: «و تمامی شمرده‌­شدگان بنی­‌اسرائیل بر حسب خاندان آبای ایشان، از بیست ساله و بالاتر، هر کس از اسرائیل که برای جنگ بیرون می­رفت، همه شمرده‌­شدگان ششصد و سه هزار و پانصد و پنجاه نفر بودند» (سفر اعداد 1/ 45 و 46). البته این تعداد مربوط به یازده سبط یعقوب است و افراد ذکور سبط لاوی در این شمار مذکور نیست.} ــ كه‌ بر من‌ همهمه‌ كرده‌ايد شما به‌ زميني‌ كه‌ درباره آن‌ دست‌ خود را بلند كردم‌ كه‌ شما را در آن‌ ساكن‌ گردانم‌ هرگز داخل‌ نخواهيد شد مگر كاليب‌ بن‌ يفنه‌ و يوشع‌ بن‌ نون.{ از هر سبط یهود یک نفر برای جاسوسی زمین کنعان انتخاب و ارسال گشتند. پس از بازگشت ده نفر از ایشان، قوم را از عمالقه و دیگر ساکنان کنعان ترساندند و فقط کالیب و یوشع (جوانی که بعدها وصیّ موسی شد) قوم را به جهاد طبق فرمان خداوند تشجیع و تشویق نمودند (اعداد 13/ 30 ـ 14/ 6 تا 9). حتی عده‌­ای از مشایخ و سران یهود در گفت­‌وگو برای تعیین سرداری بودند تا به مصر بازگردند! (اعداد 14/ 14). سپس تمامی جماعت خواستند تا کالیب و یوشع را سنگسار کنند (اعداد 14/ 10)
لیکن خداوند ایشان را نجات بخشیده بقا داد و آن ده نفر که باعث این عصیان عظیم شدند را به وبای عاجل مبتلا کرد که سریعاً مردند (اعداد 14/ 37) و آن 603 هزار نفر هم در مدت چهل سال آتی هلاک شدند و فرزندان ایشان بودند که به زمین کنعان داخل گشتند ـ در قرآن کریم کالیب و یوشع بدون ذکر نامشان، در همین ماجرا مذکورند.مائده/ 23}
اما اطفال‌ شما كه‌ درباره آنها گفتيد كه‌ به‌ يغما برده‌ خواهند شد ايشان‌ را داخل‌ خواهم‌ كرد و ايشان‌ زميني‌ را كه‌ شما رد كرديد خواهند دانست‌. ليكن‌ لاشه‌هاي‌ شما در اين‌ صحرا خواهد افتاد و پسران‌ شما در اين‌ صحرا چهل‌ سال‌ آواره‌ بوده،‌ بار زناكاري ‌شما را متحمل‌ خواهند شد تا لاشه‌هاي‌ شما در صحرا تلف‌ شود. (اعداد 14/ 26 تا 33)
با اين حال، خداوند رزّاق‌ در اين‌ چهل‌ سال‌ سرگرداني در بیابان‌، روزي ايشان‌ را از منّ‌ آسماني ‌عطا كرد و لباس‌هاي‌ ايشان‌ را تازه‌ نگاه‌ داشت‌ تا مندرس‌ نشود (تثنيه‌ 8/ 3 و 4).
بعد از پایان چهل سال و مرگ نسل اول قوم از جمله موسی(علیه السلام) و هارون(علیه السلام)، یهودیان به رهبری یوشع نبی(علیه السلام) از رود اردن گذشتند و به فلسطین داخل شدند. خداوند در قرآن در این خصوص چنین فرموده است:
و به قوم مستضعف، شرق و غرب زمينی را كه در آن بركت نهاده بوديم به ميراث داديم، و وعده نيكوي پروردگار تو به بنى اسرائيل محقّق شد بدان سبب كه شكيبايى ورزيدند، و هر چه را فرعون و قومش مى‏‌ساختند و كاخ‌هايى را كه برمى‏‌افراشتند ويران كرديم (اعراف/ 137). وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كاَنُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا الَّتىِ بَارَكْنَا فِيهَا وَ تَمَّتْ كلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنىَ‏ عَلىَ‏ بَنىِ إسْرَ ءِيلَ بِمَا صَبُرواْ وَ دَمَّرْنَا مَا كاَنَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مَا كَانُواْ يَعْرِشُون.
مدت اسارت بنی­‌اسرائیل در مصر
خداوند متعال به حضرت ابراهيم(علیه السلام) سال‌هاي اسارت بني‌اسرائيل در زمین بیگانه (که بر اسارت در مصر قابل تطبیق است) را چهار نسل و به مدت چهارصد سال پيشگويي فرموده بود (پيدايش 15/ 13 و 16). لكن در سفر خروج تورات اين مدت 430 سال درج شده است (خروج 12/ 40 و 41) و همين رقم توسط پولس در نامه‌اش به غلاطيان 3/ 17 دیده می‌شود. در حالي كه مستر هاكس در قاموس كتاب مقدس ذيل واژه «خروج» اين مدت را تخميناً 215 سال مرقوم داشته است كه دقيقاً نصف رقم فوق الذکر است. رقم 215 سال به نظر رقم مقبول‌تر مي‌آيد. از آنجا كه عمران (پدر موسی) نوه لاوي بوده است، پس موسي(علیه السلام) نسل سوم لاوي خواهد بود. اما خداوند به ابراهيم(علیه السلام) بازگشتِ نسل چهارم را وعده كرده بود. پس در اينجا قول برخي روايات اسلامي صادق مي‌آيد كه خداوند بني‌اسرائيل را به سبب دعاهاي وافرشان براي ظهور منجي خود و نجات از مصر، 150 سال زودتر از وقت از آن سرزمین رهایی داد.
اما چه مي‌توان گفت در اینكه چطور بنی‌اسرائیل به امدادهاي خداوند غرّه شده و در آستانه ارض مقدس{ تعبیر «ارض مقدس» برای زمین کنعان
در خصوص همین ماجراهای فوق‌­الذکر،
در قرآن
(مائده/ 21) آمده است. همچنین از این زمین در قرآن کریم با وصف «مبارک» نیز یاد شده است (اسراء/ 1 ـ انبیاء/ 71 و 81).}
نخواستند كه براي آن جنگِ منصور، قدمي پيش نهند. پس خداوند ورود ایشان به کنعان را يك نسل به تأخیر انداخت. پس نهايتاً نسل چهارم بني‌اسرائيل به رهبری جانشین حضرت موسی(علیه السلام) به سرزمین مقدس وارد شدند، درست به همانطور كه خداوند علیم تقدير نموده و به ابراهیم(علیه السلام) پيشگويي فرموده بود. اما شمار سال‌هاي اسارت در مصر از 400 سال به 215 سال كاسته شده است. و چنانكه خواهيم ديد مدت اسارت بابلي اين قوم نيز از مدت هفتاد سال (که قبلاً پیشگویی شده بود) به 48 سال تقليل يافته است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب
۱۸:۵۷, ۲۲/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی مالکیت فلسطین در تورات/ 3

موسی قبل از ورود به فلسطین از یهودیان عهد گرفت

ورود مشروط یهود، به ارض مقدس

حضرت موسي‌(ع‌) در انتهاي سرگردانی چهل‌ ساله در بیابان،‌ از دنيا رفت‌ و وصيّ او يعني‌ يوشع‌ بن‌ نون(علیه السلام)،‌ قوم‌ یهود را به‌ ارض مقدس داخل‌ كرد. موسی(علیه السلام) وصیت های زیادی به یوشع(علیه السلام) کرده بود. او از گناهان بزرگی که یهودیان در آینده به آن دچار خواهند شد خبر داشت. لذا برای اتمام حجت با یهود به یوشع(علیه السلام) دستور داد که‌ چون‌ به‌ زمین مقدس داخل‌ شديد كاهنان قوم (كه از سبط لاوي هستند)، به همراهي شش‌ سبط‌ از فرزندان‌ يعقوب‌(ع‌)، قوم‌ را بركت‌ دهند و شش‌ سبط‌ ديگر نیز بر بت پرستان و كافران آیندۀ قوم،‌ لعن‌ فرستند:
در آن‌ روز موسي‌ قوم‌ را امر فرموده‌ گفت:‌ چون‌ از [رود] اردن‌ عبور كرديد اينان ‌يعني‌ [اسباط] شمعون‌ و لاوي‌ و يهودا و يسّاكار و يوسف‌ و بنيامين‌ بر كوه‌ جَرِزّيم‌ بايستند تا قوم‌ را بركت‌ دهند و اينان‌ يعني [اسباط]‌ رَأوبين‌ و جاد و اشير و زبولون‌ و دان‌ و نفتالي‌ بركوه‌ عيبال‌ بايستند تا نفرين‌ كنند. و لاويان‌ جميع‌ مردان‌ اسرائيل‌ را به‌ آواز بلند خطاب‌ كرده‌ گويند:
ملعون‌ باد كسي‌ كه‌ صورتِ‌ تراشيده‌ يا ريخته‌ شده‌ از صنعت‌ دست‌ كارگر كه‌ نزد خدا مكروه‌ است‌ [يعني‌ بت‌] بسازد و مخفي‌ نگاه‌ دارد و تمامي‌ قوم‌ در جواب‌ بگويند آمين.
ملعون‌ باد كسي‌ كه‌ با پدر و مادر خود به‌ خفّت‌ رفتار نمايد و تمامي‌ قوم‌ بگويند آمين‌.
ملعون‌ باد كسي‌ كه‌ حدّ همسايه‌ خود را تغيير دهد و تمامي‌ قوم‌ بگويند آمين‌.
ملعون‌ باد كسي‌ كه‌ نابينا را از راه‌ منحرف‌ سازد و تمامي ‌قوم‌ بگويند آمين‌.
ملعون‌ باد كسي‌ كه‌ داوري‌ غريب‌ و يتيم‌ و بيوه‌ را منحرف‌ سازد و تمامي‌ قوم‌ بگويند آمين‌.
ملعون‌ باد كسي‌ كه با زن‌ِ پدر خود هم‌‌بستر شود چون‌ كه‌ دامن‌ پدر خود را كشف‌ نموده‌ است‌ و تمامي‌ قوم‌ بگويند آمين‌.
ملعون‌ باد كسي‌ كه‌ با هر قسم‌ بهايمي‌ بخوابد و تمامي‌ قوم‌ بگويند آمين‌.
ملعون‌ باد كسي‌ كه‌ با خواهر خويش‌ چه‌ دختر پدر خود و چه‌ دختر مادر خويش‌ بخوابد و تمامي‌ قوم‌ بگويند آمين‌.
ملعون‌ باد كسي‌ كه‌ با مادر زن‌ خود بخوابد و تمامي‌ قوم‌ بگويند آمين‌.
ملعون ‌باد كسي‌ كه‌ همسايه خود را در پنهاني‌ بزند و تمامي‌ قوم‌ بگويند آمين‌.
ملعون‌ باد كسي‌ كه‌ رشوه‌ گيرد تا خون‌ بي‌گناهي‌ ريخته‌ شود و تمام‌ قوم‌ بگويند آمين‌.
ملعون‌ باد كسي‌ كه‌ كلمات‌ اين‌ شريعت‌ را اثبات‌ ننمايد تا آنها را به‌ جا نياورد و تمامي‌ قوم ‌بگويند آمين‌. (سفر تثنيه‌ 27/ 11 تا 26)
این نمایش عظیم و بیان این لعنت ها در زیر آسمان، حاوی این پیام است که یهودیان حق ندارند هر طور که خواستند در فلسطین زندگی کنند. به عبارت دیگر، آن خداوندی که این زمین را به یهودیان داده است خودش به وضوح شیوۀ زندگی در آنجا را نیز در تورات به یهود آموخته و در این خصوص با آنها اتمام حجّت کرده است. لهذا اگر آنها به گناهان فوق دست دراز کنند خودش آنها را در همین دنیا عقوبت خواهد کرد.
كتب‌ و رسائل‌ عهد عتيق‌ به‌ ما خبر مي‌دهند كه‌ يهود متأسفانه‌ علاوه‌ بر گناهان‌ دوازده‌ گانۀ فوق،‌ به‌ گناهان‌ ديگري‌ نيز آلوده‌ شدند كه‌ بزرگترینِ آنها، ظهور انبياي كَذَبه و تغيير و تبديل‌ تورات توسط كاهنان و كاتبان بوده‌ است‌.
موسی(علیه السلام) برکت‌های خدا بر مؤمنان یهود را ذکر می‌کند
حضرت‌ موسي(ع‌) بلافاصله بعد از سفارش به ‌لعنت‌هاي‌ فوق‌، دو مسیر آیندۀ یهود را ترسیم می کند؛ راه خیر و برکت، یا راه شرّ و عقوبت. او نخست برکت های خداوند را به آنها ابلاغ می کند كه‌ اگر مطابق تورات ‌عمل‌ نموده‌ و در راه‌ خدا سلوك‌ نماييد‌، آنگاه‌ محصول‌ زمين‌ و بهايم‌ تو بركت‌ يافته‌، كثير شوند و دشمنانت‌ منهزم‌ گردند و تو هميشه‌ سلامت‌ خواهي‌ بود.
و اگر آواز یهُوَه‌ خدای‌ خود را به‌ دقت بشنوی‌ تا هوشیار شده‌، تمامی‌ اوامر او را كه‌ من‌ امروز به‌ تو امر می‌فرمایم‌ بجا آوری‌، آنگاه‌ یهُوَه‌ خدایت‌ تو را بر جمیع‌ امت‌های‌ جهان‌ بلند خواهد گردانید. و تمامی‌ این‌ بركت‌ها به‌ تو خواهد رسید و تو را خواهد دریافت‌، اگر آواز یهُوَه‌ خدای‌ خود را بشنوی‌. در شهر، مبارك‌ و در صحرا، مبارك‌ خواهی‌ بود. میوۀ بطن‌ تو و میوۀ زمین‌ تو و میوۀ بهایمت‌ و بچه‌های‌ گاو و بره‌های‌ گلۀ تو مبارك‌ خواهند بود. سبد و ظرف ‌خمیر تو مبارك‌ خواهد بود. وقت‌ درآمدنت‌ مبارك‌، و وقت‌ بیـرون‌ رفتنت‌ مبـارك‌ خواهـی‌ بود. و خداوند دشمنانت‌ را كه‌ با تو مقاومت‌ نمایند، از حضور تو منهزم‌ خواهد ساخت‌؛ از یك‌ راه‌ بر تو خواهند آمد، و از هفت‌ راه‌ پیش‌ تو خواهند گریخت‌. خداوند در انبارهای‌ تو و به‌ هر چه‌ دست‌ خود را به‌ آن‌ دراز می‌كنی‌ بر تو بركت‌ خواهد فرمود، و تو را در زمینی‌ كه‌ یهُوَه‌ خدایت‌ به‌ تو می‌دهد [یعنی فلسطین]، مبارك‌ خواهد ساخت‌. و اگر اوامر یهُوَه‌ خدای‌ خود را نگاهداری‌، و در طریق‌های‌ او سلوك‌ نمایی‌، خداوند تو را برای‌ خود قوم‌ مقدس‌ خواهد گردانید، چنانكه‌ برای‌ تـو قَسَم‌ خورده‌ است‌. و جمیع‌ امت‌های‌ زمیـن‌ خواهنـد دیـد كه‌ نـام‌ خداوند بر تـو خوانـده‌ شـده‌ است‌، و از تو خواهند ترسید. و خداوند تـو را در میـوۀ بطنت‌ و ثمـرۀ بهایمـت‌ و محصـول‌ زمینت‌، در زمینی‌ كه‌ خداوند برای‌ پدرانت‌ قسم‌ خورد كه‌ به‌ تو بدهد [= فلسطین]، به‌ نیكویی‌ خواهد افزود. و خداوند خزینۀ نیكوی‌ خود، یعنی‌ آسمان‌ را برای‌ تو خواهد گشود، تا بارانِ زمیـن‌ تـو را در موسمش‌ ببارانـد، و تـو را در جمیع‌ اعمال‌ دستت‌ مبارك‌ سازد؛ و به‌ امت‌های‌ بسیار قرض‌ خواهی‌ داد، و تو قرض‌ نخواهی‌ گرفت‌. و خداوند تو را سر خواهد ساخت‌ نه‌ دم‌، و بلند خواهی‌ بود فقط،‌ نه‌ پست‌، اگر اوامر یهُوَه‌ خدای‌ خود را كه‌ من‌ امروز به‌ تو امر می‌فرمایم‌ بشنوی‌، و آنها را نگاه‌ داشته‌، بجا آوری‌. و از همۀ سخنانی‌ كه‌ من‌ امروز به‌ تو امر می‌كنم‌ به‌ طرف‌ راست‌ یا چپ‌ میل‌ نكنی‌، تا خدایان‌ غیر را پیروی‌ نموده‌، آنهـا را عبادت‌ كنـی‌. (سفر تثنیه 28/ 1 تا 14)
موسی(علیه السلام) عقوبتهای خدا بر کافران یهود را میشمارد
در مقابلِ ذکر یک صفحه از برکت‌های خداوند، قریب به چهار صفحه عقوبت و لعنت خدا نیز آمده که نشان می‌ دهد اشرار این قوم به همین نسبت بر عادلان آن زیادت دارند. این حقایق در باب 26 از سفر لاویان و باب 28 از سفر تثنیه مذکور است و ما آنها را از منبع اخیر نقل می کنیم.
به‌ اين عبارات از سخنان خداوند قادر و حكيم كه‌ وفق تورات کنونی، حضرت موسي‌(ع‌) قبل‌ از ورود به‌ فلسطين آن را شفاهاً به یهودیان‌ ابلاغ‌ كرده ‌است توجه‌ كنيد:
... و اما اگر آواز يهوه‌ خداي‌ خود را نشنوي‌ تا هوشيار شده‌ همه اوامر و فرايض‌ او را كه‌ من‌ امروز به‌ تو امر مي‌فرمايم‌ به‌ جا آوري‌ آنگاه‌ جميع‌ اين‌ لعنت‌ها به‌ تو خواهد رسيد و تو را خواهد دريافت‌. در شهر ملعون‌ و در صحرا ملعون‌ خواهي ‌بود. سبد و ظرف خمير تو ملعون خواهد بود. ميوه بطن تو [يعني فرزندانت] و ميوه زمين تو و بچه‌هاي گاو و بره‌هاي گله تو ملعون خواهد بود. وقت‌ در آمدنت‌ ملعون‌ و وقت‌ بيرون‌ رفتنت‌ ملعون‌ خواهي‌ بود، و به‌ هرچه دست‌ خود را براي‌ عمل‌ نمودن‌ دراز مي‌كني‌ خداوند بر تو لعنت‌ و اضطراب‌ و سرزنش‌ خواهد فرستاد تا به‌ زودي‌ هلاك‌ و نابود شوي‌ به‌ سبب‌ بدي‌ كارهايت‌ كه‌ به ‌آنها مرا ترك‌ كرده‌اي‌. خداوند وبا را بر تو مُلصق‌ خواهد ساخت‌ تا تو را از زميني‌ كه‌ براي‌ تصرفش‌ به‌ آن‌ داخل‌ مي‌شوي‌ [يعني‌ زمين‌ فلسطين‌] هلاك‌ سازد. و خداوند تو را با سل‌ و تب‌ و التهاب‌ و حرارت‌ و شمشير و باد سموم‌ و يرقان‌ خواهد زد و تو را تعاقب‌ خواهند نمود تا هلاك‌ شوي.‌ و فلك‌ تو كه‌ بالاي‌ سر تو است‌ مس‌ خواهد شد و زميني‌ كه‌ زير تو است‌ آهن‌. و خداوند باران‌ زمينت‌ را گرد و غبار خواهد ساخت‌ كه ‌از آسمان‌ بر تو نازل‌ شود تا هلاك‌ شوي‌. و خداوند تو را پيش‌ روي‌ دشمنانت‌ منهزم‌ خواهد ساخت‌. از يك‌ راه‌ بر ايشان‌ بيرون‌ خواهي‌ رفت‌ و از هفت‌ راه‌ از حضور ايشان‌ خواهي‌ گريخت‌ و در تمامي‌ ممالك‌ جهان‌ به‌ تلاطم‌ خواهي‌ افتاد. و بدن‌ شما براي‌ همه پرندگان‌ هوا و بهايم‌ زمين خوراك‌ خواهد بود و هيچ‌ كس‌ آنها را دور نخواهد كرد. خداوند تو را به‌ دنبل‌ مصر‌ و خُراج‌ و جَرَب‌ و خارشي‌ كه‌ تو از آن‌ شفا نتواني‌ يافت‌ مبتلا خواهد ساخت‌. خداوند تو را به‌ ديوانگي‌ و نابينايي‌ و پريشاني‌ دل ‌مبتلا خواهد ساخت‌. و در وقت‌ ظهر مثل‌ كوري‌ كه‌ در تاريكي‌ لمس‌ نمايد، كورانه‌ راه‌ خواهي‌ رفت‌ و در راه‌هاي‌ خود كامياب‌ نخواهي‌ شد. بلكه‌ در تمامي‌ روزهايت‌ مظلوم ‌و غارت‌ شده‌ خواهي‌ بود و نجات‌ دهنده‌اي‌ نخواهد بود. زني‌ را نامزد خواهي‌ كرد و ديگري‌ با او خواهد خوابيد. خانه‌اي‌ بنا خواهي‌ كرد و در آن‌ ساكن‌ نخواهي‌ شد. تاكستاني‌ غرس‌ خواهي‌ نمود و ميوه‌اش‌ را نخواهي‌ خورد. گاوت‌ در نظرت‌ كشته ‌شود و از [گوشت] آن‌ نخواهي‌ خورد. الاغت‌ پيش‌ روي‌ تو به‌ غارت‌ برده‌ شود و باز به‌ دست‌ تو نخواهد آمد. گوسفند تو به‌ دشمنت‌ داده‌ مي‌شود و براي‌ تو رهاننده‌اي‌ نخواهد بود. پسران‌ و دخترانت‌ به‌ امّت‌ ديگر داده‌ مي‌شوند و چشمانت‌ نگريسته‌ از آرزوي‌ ايشان‌ تماميِ‌ روز كاهيده‌ خواهد شد و در دست‌ تو هيچ‌ قوه‌اي‌ نخواهد بود. ميوه‌ زمينت‌ و مشقّتِ‌ تو را امّتي‌ كه‌ نشناخته‌اي‌ خواهند خورد و هميشه‌ فقط‌ مظلوم ‌و كوفته­شده‌ خواهي‌ بود به­حدّي‌ كه‌ از چيزهايي‌ كه‌ چشمت‌ مي‌بيند ديوانه‌ خواهي‌ شد. خداوند زانوها و ساق‌ها و از كف‌ پا تا فرق‌ سر تو را به‌ دنبل‌ بد كه‌ از آن‌ شفا نتواني‌ يافت‌ مبتلا خواهد ساخت‌. خداوند تو را و پادشاهي‌ را كه‌ بر خود نصب‌ مي‌نمايي‌ به‌ سوي‌ امّتي‌ كه‌ تو و پدرانت‌ نشناخته‌ايد خواهد برد و در آنجا خدايان‌ غير را از چوب‌ و سنگ‌ عبادت ‌خواهي‌ كرد. و در ميان‌ تمام‌ امّت‌هايي‌ كه‌ خداوند شما را به‌ آنجا خواهد برد عبرت‌ و مثل‌ و سُخريّه‌ خواهي‌ شد .... و جميع‌ اين‌ لعنت‌ها به‌ تو خواهد رسيد و تو را تعاقب‌ نموده‌ خواهد دريافت‌ تا هلاك ‌شوي‌. از اين‌ جهت‌ كه‌ قول‌ يَهُوه‌ خدايت‌ را گوش‌ ندادي‌ تا اوامر و فرايضي‌ را كه‌ به‌ تو امر فرموده‌ بود نگاه‌ داري‌. و تو را و ذريّت‌ تو را تا به‌ ابد آيت‌ و شگفت‌ خواهد بود، از اين‌ جهت‌ كه‌ يهوه‌ خداي‌ خود را به‌ شادماني‌ و خوشيِ‌ دل‌ براي‌ فراوانيِ‌ همه‌ چيز عبادت‌ ننمودي‌. پس‌ دشمنانت‌ را كه‌ خداوند بر تو خواهد فرستاد در گرسنگي‌ و تشنگي‌ و برهنگي‌ و احتياجِ‌ همه‌ چيز خدمت‌ خواهي‌ نمود و يوغ‌ آهنين‌ بر گردنت ‌خواهد گذاشت‌ تا تو را هلاك‌ سازد. و خداوند از دور يعني‌ از اقصاي‌ زمين‌ امّتي‌ را كه‌ مثل‌ عقاب‌ [سريع‌] مي‌پرد بر تو خواهد آورد. امّتي‌ كه‌ زبانش‌ را نخواهي‌ فهميد. امّتي‌ مهيب‌ صورت‌، كه‌ طرْف‌ پيران را نگاه‌ ندارد و بر جوانان‌ ترحم‌ ننمايد. و نتايج‌ بهايم‌ و محصول‌ زمينت‌ را بخورد تا هلاك‌ شوي‌. و براي‌ تو نيز غلّه‌ و شيره‌ و روغن‌ و بچه‌هاي‌ گاو و بره‌هاي‌ گوسفند را باقي‌ نگذارد تا تو را هلاك‌ سازد. و تو را در تمامي‌ دروازه‌هايت‌ محاصره‌ كند تا ديوارهاي‌ بلند و حصين‌ كه‌ بر آنها توكّل‌ داري‌ در تماميِ‌ زمينت‌ منهدم‌ شود و تو را در تماميِ‌ دروازه‌هايت‌ در تماميِ‌ زميني‌ كه‌ يهوه‌ خدايت‌ به‌ تو مي‌دهد محاصره ‌خواهد نمود. و ميوه بطن‌ خود يعني‌ گوشت‌ پسران‌ و دخترانت‌ را كه‌ يهوه‌ خدايت‌ به‌ تو مي‌دهد در محاصره‌ و تنگي‌ كه‌ دشمنانت‌ تو را به‌ آن‌ زبون‌ خواهند ساخت‌ خواهي‌ خورد. مردي‌ كه‌ در ميان‌ شما نرم‌ و بسيار متنعّم‌ است‌ چشمش‌ بر برادر خود و زن‌ِ هم‌آغوش‌ خويش‌ و بقيه فرزندانش‌ كه‌ باقي‌ مي‌مانند بد خواهد بود. به‌حدّي كه‌ به‌ احدي‌ از ايشان‌ از گوشت‌ پسران‌ خود كه‌ مي‌خورد نخواهد داد. زيرا كه ‌محاصره‌ و تنگي‌اي‌ كه‌ دشمنانت‌ تو را در تماميِ‌ دروازه‌‌هايت‌ به‌ آن‌ زبون‌ سازند، چيزي‌ براي‌ او باقي‌ نخواهد ماند. و زني‌ كه‌ در ميان‌ شما نازك‌ و متنعّم‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ تنعّم‌ و نازكي‌ِ خود جرأت‌ نمي‌كرد كه‌ كف‌ پاي‌ خود را به زمين‌ بگذارد چشم‌ او بر شوهر هم‌آغوش‌ خود و پسر و دختر خويش‌ بد خواهد بود، و بر مشيمه‌اي‌ كه‌ از ميان‌ پاي‌هاي‌ او درآيد و بر اولادي‌ كه‌ بزايد. زيرا كه‌ آنها را به‌ سبب‌ احتياجِ‌ همه‌ چيز در محاصره‌ و تنگي‌اي‌ كه‌ دشمنانت‌ در دروازه‌هايت‌ به‌ آن‌ تو را زبون‌ سازند به پنهانی خواهد خورد. اگر به‌ عمل‌ نمودن‌ تمامي‌ِ كلمات‌ اين‌ شريعت‌ كه‌ در اين‌ كتاب‌ مكتوب‌ است ‌هوشيار نشوي‌ و از اين‌ نام‌ مجيد و مهيب‌ يعني‌ يهوه‌ خدايت‌ نترسي‌ آنگاه‌ خداوند بلاياي‌ تو و بلاياي‌ اولاد تو را عجيب‌ خواهد ساخت‌. يعني‌ بلاياي‌ عظيم‌ و مزمن‌ و مرض‌هاي‌ سخت‌ و مزمن‌. و تماميِ‌ بيماري‌هاي‌ مصر را كه‌ از آنها مي‌ترسيدي‌ بر تو باز خواهد آورد و به تو خواهد چسبيد. و نيز همه مرض‌ها و همه بلايايي‌ كه‌ در طومار اين‌ شريعت‌ مكتوب‌ نيست‌ آنها را خداوند بر تو مستولي‌ خواهد گردانيد تا هلاك‌ شوي‌. و گروه‌ قليل‌ خواهيد ماند بر عكس‌ آنكه‌ مثل‌ ستارگان‌ آسمان‌ كثير بوديد. زيرا كه‌ آواز يهوه‌ خداي‌ خود را نشنيديد. و واقع‌ مي‌شود چنانكه‌ خداوند بر شما شادي‌ نمود تا به‌ شما احسان‌ كرده‌ شما را بيفزايد همچنين‌ خداوند بر شما شادي‌ خواهد نمود تا شما را هلاك‌ و نابود گرداند و ريشه شما از زميني‌ كه‌ براي ‌تصرفش‌ در آن‌ داخل‌ مي‌شويد كنده‌ خواهد شد. و خداوند تو را در ميان‌ جميع‌ امّت‌ها از كران‌ زمين‌ تا كران‌ ديگرش‌ پراكنده‌ سازد. (تثنيه‌ 28/ 15 تا 37 و 45 تا 64) پس‌ جميع‌ امّت‌ها خواهند گفت‌ چرا خداوند با اين‌ زمين‌ چنين‌ كرده‌ است‌ و شدت‌ اين‌ خشم‌ عظيم‌ از چه‌ سبب‌ است‌؟ آنگاه‌ خواهند گفت‌ از اين‌ جهت‌ كه‌ عهد يهوه‌ خداي پدران‌ خود را كه‌ به‌ وقت‌ بيرون‌ آوردن ايشان‌ از زمين‌ مصر با ايشان‌ بسته‌ بود ترك ‌كردند و رفته‌ خدايان‌ غير [يعني‌ بت‌هاي‌ امّت‌هاي مجاور] را عبادت‌ نموده‌ به آنها سجده‌ كردند، خداياني‌ را كه ‌نشناخته‌ بودند و قسمت‌ ايشان‌ نساخته‌ بود [يعني خدايانی منكر و ناشناخته، كه انبياي خدا معروفشان نكرده بودند]. پس‌ خشم خداوند بر اين‌ زمين‌ افروخته‌ شده‌ تماميِ‌ لعنت‌ را كه‌ در اين‌ كتاب‌ مكتوب‌ است‌ بر آن‌ آورْد. و خداوند ريشه ايشان‌ را به‌ غضب‌ و خشم‌ و غيظ‌ عظيم‌ از زمين‌ ايشان‌ كند و به‌ زمين‌ ديگر انداخت‌ ـ چنانكه‌ امروز شده‌ است‌.
{ این جمله متضمن آن است که تورات یا لااقل این سفر تثنیه، در دوران آوارگی و اخراج یهود از فلسطین نوشته شده است، یعنی پس از سال 70 م. و خرابی معبد دوم خداوند}(تثنيه‌ 29/ 24 تا 28)
پیشگویی این موارد قبل از ورود به فلسطین به جهت تحذیر یهود و اتمام حجّت با این قوم بوده است تا آنها خوف خداوند را در دل داشته باشند و از عقوبت های او بترسند. مع ذلک، یهودیان آن گناهان یاد شده را مرتکب شدند و نتیجتاً این بلاها از سوی خداوند بر آنها وارد شد. نکته مهم آن است که خداوند به یهودیان وعید داده است که آنها را با چهار بلا مقطوع النسل خواهد کرد: شمشیر دشمنان، بیماری‌های ناشناخته، قحطی و حیوانات درنده‌ای که خداوند آنها را به سوی شهرهای یهود گسیل خواهد کرد.
یهودیان به تحذیرات گوش نگرفتند و عذاب نازل شد
موارد بسیاری از وقوع این عقوبت ها را می توان در عهد عتیق کنونی یافت. برای نمونه موضوع قحطی که منجر به خوردن گوشت فرزندان می‌شود (بندهای 53 تا 57 فوق) در کتاب پادشاهان وقوع یافته است. یهودیان ساکن در سامره توسط قوم ارام محاصره شده بودند. در همین ایام وقتی پادشاه یهود از شهر می‌گذشت زنی به او عرض حاجت کرد:
و بعد از این‌، واقع‌ شد كه‌ بَنْهَدَد، پادشاه‌ اَرام‌، تمام‌ لشكر خود را جمع‌ كرد و برآمده‌، سامره‌ را محاصره‌ نمود. و قحطی‌ سخت‌ در سامره‌ بود و اینك‌ آن‌ را محاصره‌ نموده‌ بودند، به‌ حدی‌ كه‌ سر الاغی‌ به‌ هشتاد پارۀ نقره‌ و یك‌ ربع‌ قاب‌ جلغوزه‌ [فضله کبوتر]، به‌ پنج‌ پارۀ نقره‌ فروخته‌ می‌شد. و چون‌ پادشاه‌ اسرائیل‌ بر باره‌ گذر می‌نمود، زنی‌ نزد وی‌ فریاد برآورده‌، گفت‌: «ای‌ آقایم‌ پادشاه‌، مدد كن‌.» او گفت‌: «اگر خداوند تو را مدد نكند، من‌ از كجا تو را مدد كنم‌؟ آیا از خَرْمَن‌ یا از چرخُشْت‌؟» پس‌ پادشاه‌ او را گفت‌: «تو را چه‌ شد؟» او عرض‌ كرد: «این‌ زن‌ به‌ من‌ گفت‌: پسر خود را بده‌ تا امروز او را بخوریم‌ و پسر مرا فرداخواهیم‌ خورد. پس‌ پسر مرا پختیم‌ و خوردیم‌ و روز دیگر وی‌ را گفتم‌: پسرت‌ را بده‌ تا او را بخوریم‌. اما او پسر خود را پنهان‌ كرد.» (2 پادشاهان 6/ 24 تا 29)
خوردن گوشت فرزندان در زمان قحطی همچنین در هنگام خرابی دوم اورشلیم (سال 70 میلادی) نیز به وقوع پیوسته است. ويليام‌ ميلر‌ نويسنده مسيحي‌ در كتاب‌ تاريخ‌ كليساي‌ قديم‌ اين‌ واقعه‌ را بر حسب‌ منابع‌ خود چنين‌ نگاشته است‌:
يهوديان‌ تماماً ياغي‌ شده‌ و سربازان‌ رومي‌ براي‌ سركوبي‌ ايشان‌ در تحت‌ رياست تيطس‌ پسر امپراطور [روم] به‌ اورشليم‌ متوجه‌ گرديده‌ و مدت‌ پنج‌ ماه‌ آن‌ را محاصره نمودند. چنان‌ قحطي‌ وحشتناكي‌ شهر را فرو گرفت‌ كه‌ گويند حتي‌ مادري‌ گوشت طفل‌ خود را براي‌ سدّ جوع‌ تناول‌ كرد. در نتيجه‌ كشتار و قحطي‌ قريب‌ يك‌ ميليون يهود تلف‌ گرديده‌ و آخرالامر سربازان‌ رومي‌ شهر را تصرف‌ نموده‌ و هيكل‌ [معبد] مقدس‌ با عظمت‌ را سوزانيدند. (و. م. ميلر، تاريخ كليساي قديم در امپراطوري روم و ايران، ترجمه علی نخستین، تهران، بی‌نا، 1931م؛ طبع افست: تهران، نشر اساطير، 1382، ص 63)
به این طریق مشاهده می شود که مطابق تورات کنونی یهود، به جای یافتن کسانی که با این قوم عداوت کرده یا می کنند مسبّب اصلی را باید در خود یهود یافت که گناهانشان باعث شده است تا خداوند دشمنانی را برای تأدیب آنها بفرستد: بخت النصر، تیتوس و احتمالاً هیتلر. بخت النصر و تیتوس به ترتیب ویران کنندۀ دو معبد یهود بودند؛ معبد سلیمان و معبد هیرود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب
۹:۲۳, ۴/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
چگونه یهودیان بت‌پرست شدند
[b]یهودیان شریعت خدا را حفظ نکردند
حضرت‌ داوود(ع‌) كه‌ حدود سيصد سال‌ پس‌ از حضرت‌ موسي‌(ع‌) به‌ حكمراني ‌رسيد در كتاب مزامير ــ كه در نزد مسلمانان با نام زبور[/i] مشهور است ــ تاريخ‌ بني‌اسرائيل‌ را مرور كرده‌ و تقصيرهاي ‌ايشان‌ را برشمرده‌ است. مزمور‌ 78 اینطور آغاز می‌شود:
ای قوم من شریعت مرا بشنوید! گوش‌های خود را به سخنان دهانم فراگیرید! دهان خود را به مَثَل باز خواهم کرد به چیزهایی که از بنای عالم مخفی بود، تنطّق خواهم نمود، که آنها را شنیده و دانسته‌ایم و پدران ما برای ما بیان کرده‌اند. از فرزندان ایشان آنها را پنهان نخواهیم کرد. تسبیحات خداوند را برای نسل آینده بیان می‌کنیم و قوّت او و اعمال عجیبی را که او کرده است. زیرا که شهادتی در یعقوب برپا داشت و شریعتی در اسرائیل قرار داد و پدران ما را امر فرمود که آنها را به فرزندان خود تعلیم دهند؛ تا نسل آینده آنها را بدانند و فرزندانی که می‌بایست مولود شوند تا ایشان برخیزند و آنها را به فرزندان خود بیان نمایند؛ و ایشان به خدا توکّل نمایند و اعمال خدا را فراموش نکنند، بلکه احکام او را نگاه دارند. و مثل پدران خود نسلی گردنکش و فتنه‌انگیز نشوند، نسلی که دل خود را راست نساختند و روح ایشان به سوی خدا امین نبود. بنی‌افرایم که مسلح و کمانکش بودند، در روز جنگ روی برتافتند. عهد خدا را نگاه نداشتند و از سلوک به شریعت او ابا نمودند، و اعمال و عجایب او را فراموش کردند که آنها را بدیشان ظاهر کرده بود، و در نظر پدران ایشان اعمال عجیب کرده بود، در زمین مصر و در دیار صوعن. دریا را مُنشق ساخته، ایشان را عبور داد و آب‌ها را مثل توده برپا نمود .... (مزمور 78/ 1 تا 13).
و قوم خود را مثل گوسفندان کوچانید و ایشان را در صحرا مثل گله راهنمایی نمود. و ایشان را در امنیت رهبری کرد تا نترسند و دریا دشمنان ایشان را پوشانید. و ایشان را به حدود مقدّس خود آورد، بدین کوهی که به دست راست خود تحصیل کرده بود. و امّت‌ها را از حضور ایشان راند و میراث را برای ایشان به ریسمان تقسیم کرد و اسباط اسرائیل را در خیمه‌های ایشان ساکن گردانید. لیکن خدای تعالی را امتحان کرده، بدو فتنه انگیختند و شهادات او را نگاه نداشتند. و برگشته، مثل پدران خود خیانت ورزیدند و مثل کمان خطاکننده منحرف شدند. و به مقام‌های بلند خود [= بتکده‌ها] خشم او را به هیجان آوردند و به بت‌های خویش غیرت او را جنبش دادند. چون خدا این را بشنید غضبناک گردید و اسرائیل را به شدت مکروه داشت. پس مسکن شیلو را ترک نمود، آن خیمه‌ای را که در میان آدمیان برپا ساخته بود، و (تابوت) قوّت خود را به اسیری داد و جمال خویش را به دست دشمن سپرد، و قوم خود را به شمشیر تسلیم نمود و با میراث خود غضبناک گردید. جوانان ایشان را آتش سوزانید و برای دوشیزگان ایشان سرودِ نکاح نشد. کاهنان ایشان به دم شمشیر افتادند و بیوه‌های ایشان نوحه‌گری ننمودند (مزمور 78/ 52 تا 64).
حضرت داوود(علیه السلام) همچنین مطابق مزمور 106 ضمن آنکه تاریخ یهود را مرور می کند به موعظۀ آنها می پردازد:
گوساله‌ای در حوریب ساختند و بتی ریخته شده را پرستش نمودند. و جلال خود را تبدیل نمودند به مثال گاوی که علف می‌خورد. و خدای نجات دهنده خود را فراموش کردند که کارهای عظیم در مصر کرده بود، و اعمال عجیبه را در زمین حام [پسر دومین حضرت نوح] و کارهای ترسناک را در بحر قلزم. آنگاه گفت که ایشان را هلاک بکند، اگر برگزیده او موسی در شکاف به حضور وی نمی‌ایستاد، تا غضب او را از هلاکتِ ایشان برگرداند. و زمین مرغوب را خوار شمردند و به کلام وی ایمان نیاوردند. و در خیمه‌های خود همهمه کردند و قول خداوند را استماع ننمودند. لهذا دست خود را برایشان برافراشت، که ایشان را در صحرا از پا درآوَرَد. و ذریّت ایشان را در میان امّت‌ها بیندازد و ایشان را در زمین‌ها پراکنده کند. پس به [بت] بعل فغور پیوستند و قربانی‌های مردگان را خوردند. و به کارهای خود خشم او را به هیجان آوردند و وبا بر ایشان سخت آمد. آنگاه فینحاس بر پا ایستاده، داوری نمود و وبا برداشته شد. و این برای او به عدالت محسوب گردید، نسلاً بعد نسل تا ابدالآباد. و او را نزد آب مریبه غضبناک نمودند. حتی موسی را به خاطر ایشان آزاری عارض گردید. زیرا که روح او را تلخ ساختند، تا از لبهای خود ناسزا گفت. و آن قوم‌ها را هلاک نکردند، که دربارۀ ایشان خداوند امر فرموده بود. بلکه خویشتن را با امّت‌ها آمیختند و کارهای ایشان را آموختند. و بت‌های ایشان را پرستش نمودند تا آنکه برای ایشان دام گردید. و پسران و دختران خویش را برای دیوها قربانی گذرانیدند، و خون بی‌گناه را ریختند، یعنی خون پسران و دختران خود را که آن را برای بت‌های کنعان ذبح کردند و زمین از خون ملوّث گردید. و از کارهای خود نجس شدند و در افعال خویش زناکار گردیدند. لهذا خشم خداوند بر قوم خود افروخته شد و میراث خویش را مکروه داشت. و ایشان را به دست امّت‌ها تسلیم نمود تا آنانی که از ایشان نفرت داشتند، بر ایشان حکمرانی کردند. و دشمنان ایشان بر ایشان ظلم نمودند و زیر دست ایشان ذلیل گردیدند. بارهای بسیار ایشان را خلاصی داد. لیکن به مشورت‌های خویش بر او فتنه کردند و به ‌سبب گناه خویش خوار گردیدند (مزمور 106/ 19 تا 43).

همچنين مزمور 119 كه‌ طولاني‌ترين‌ مزمور داوود(علیه السلام) است،‌ در خصوص‌ خيانت بني‌اسرائيل‌ در وصاياي‌ تورات‌ و عدم‌ حفظ‌ شريعت‌ و كلام‌ خدا، سروده‌ شده‌ است‌. بزرگترين‌ گناه‌ قوم‌ يهود در همين خصوص بوده و بلكه اين‌ گناه عظيم،‌ در اصل از ناحیۀ كاهنان‌ و كاتبان‌ این قوم بوده است. زیرا‌ ايشان در توراتی که نزدشان به امانت بود خیانت می‌کردند. اولاً بسياري‌ از مواعظ‌ و حكمت‌ها و ذكر معاد و قيامت را از آن حذف‌ نمودند و ثانیاً برخي‌ جعليات‌ بر آن‌ افزودند و به‌ خداوند نسبت‌ دادند. علاوه‌ بر اينها افراد ديگري‌ هم‌ ظاهر شده‌ به‌ دروغ‌ خود را نبي‌ خداوند مي‌خواندند و باعث‌ ضلالت مضاعف‌ قوم‌ مي‌گشتند. چنانكه‌ موسي‌(ع‌) نيز از اين‌ افراد پيش‌تر تحذير داده‌ و براي ‌ايشان‌ مجازات‌ مرگ مقرر فرموده‌ بود (تثنيه‌ 13/ 1 تا 5 - 18/ 10 و20). خداوند سبحان نيز به‌ واسطه‌ فرستادگان‌ حقيقي‌ خود در خصوص اين‌ انبياي كَذَبه كه‌ غالباً معاونت‌ و چاپلوسي‌ كاهنان‌ و پادشان‌ را مي‌كردند تحذير مي‌داده‌ است{در خصوص ظهور مكرر انبياي كذبه در يهود، به صحيفه ارمياء ابواب 14 و 23 و 27 تا 29 و همچنين صحيفه حزقيال ابواب 13 و 14 مراجعه فرماييد. بعد از عروج حضرت عيسي(علیه السلام) نيز افراد كاذبي همچون پولس پديدار شدند كه خود را فرستاده عيسي مي‌خواندند. جالب توجه اینكه حضرت عيسي(علیه السلام) پيش‌تر در خصوص ظهور اين انبياي كذبه تحذير داده بود (نگا. متّي 7/ 15 و 16 ـ 24/ 5 و 11 و 24 ـ مرقس 13/ 22 و 23 ـ لوقا 17/ 1 و 2). بعدها پطرس وصيّ عيسي(علیه السلام) نيز خبر مي‌دهد كه اين امر واقع شده است (نامه دوم پطرس 2/ 1).} و تا مردم‌ آنچه‌ از علم‌ و حكمت‌ و نبوت‌ طلب‌ مي‌كنند به ايشان‌ داده‌ شود. ليكن‌ هر سخن‌ پاك‌ البته‌ در هر قلبي‌ جاي‌ نگيرد و قلوب‌ ناپاك‌ را، سخنان‌ ناپاك‌ مي‌شايد. كاهنان‌ و كاتبان‌ قوم‌ به‌ تدريج‌ در طول‌ سال‌ها به‌ بدي‌ گراييدند و لذا در نسخه‌هايي‌ كه‌ از تورات‌ موسي‌(ع‌) بر مي‌داشتند «مواعظ» را حذف‌ مي‌كردند،{ برای دانستن اينكه تورات موسي(علیه السلام) حاوي مواعظ و هدايت‌هاي مفصلي بوده است، به اين آيات قرآن رجوع فرماييد: مائده/ 44 و 66 ـ انعام/ 154 ـ اعراف/ 145 و 154 ـ انبياء/ 48. و در اين مورد كه كاتبان در نسخه‌برداري از تورات اصلي، فقط جملات اندكي را روی کاغذهای خود نوشته برای مردم می‌خواندند و اکثر آن را پنهان مي‌كردند نگا. انعام/ 91 و مائده/ 15.}
يعني‌ همان‌ سخنان عظيم ‌خداوند كه‌ انسان‌ بدان‌ها زندگي‌ مي‌كند و قلوب‌ مردگان از معنویت،‌ به آنها احياء مي‌گردد. حضرت موسي(علیه السلام) در انتهاي آن سرگرداني چهل ساله در بيابان، سفر مثنّي را براي بني‌اسرائيل انشاء فرمود كه فرازي از آن که در همين موضوع است را از همين تورات كنوني نقل می‌کنیم:
يهوه خدايت تو را اين چهل سال در بيابان رهبري نمود تا تو را ذليل ساخته بيازمايد، و آنچه را كه در دل توست بداند، كه آيا اوامر او را نگاه خواهي داشت يا نه. و او تو را ذليل و گرسنه ساخت و منّ را به تو خورانيد كه نه تو آن را مي‌دانستي و نه پدرانت. تا تو را بياموزاند كه انسان نه به نانِ تنها زيست مي‌كند، بلكه به هر كلمه‌اي كه از دهان خداوند صادر مي‌شود انسان زنده مي‌شود. (تثنيه ‌8/ 2 و 3)
از جمله‌ای که در تثنيه‌ 28/ 58‌ مکتوب است (و‌ در قسمت قبل از این سلسله مقالات نقل شد) بر مي‌آيد كه‌ آن‌ كلمات‌ تورات كه‌ باعث‌ هوشياري‌ و خوف‌ انسان‌ها از نام‌ مجيد و مهيب‌ خداوند است‌ مي‌بايست‌ همان‌ »مواعظ»‌ باشد كه‌ انسان‌ را تربيت‌ مي‌كند، و همچنين‌ تذکره روز قيامت‌، كه ‌او را در مسير صحيح و حق‌ نگاه‌ مي‌دارد و از وابستگي به اين دنياي فاني مي‌رهاند.
همچنین از باب هشتم صحيفه نحميا نيز برمي‌آيد كه آن تورات كه خداوند پس از گم شدن تابوت عهد به عَزرا (عُزَير) داد تا در دوران معبد دوم چراغ راه ایشان باشد، شامل مواعظ كثير بوده است. چرا كه عموم مردم به وقت استماعش به گريه شديد و به ركوع و سجود افتاده­ بودند.
جمع‌خواني تورات، در واقع از اوامر موسي(علیه السلام) به كاهنان قوم بوده است تا مردم سخنان تورات را بشنوند و به مواعظش متنبّه شده «از خداوند بترسند» (تثنيه 31/ 12) اما چه‌ باید‌ گفت‌ كه‌ در تورات‌ كنوني‌ حتي‌ يك‌ جمله‌ در خصوص‌ قيامت‌ و معاد باقي‌ نمانده‌ است‌! (آنچه‌ مانده‌ فقط‌ تاريخ‌ انبياء از آدم‌(ع‌) تا يوسف‌(ع‌) در سفر پيدايش، تولد موسي(علیه السلام) و بعثت‌ او و خروج‌ بني‌اسرائيل ‌از مصر تا سرگرداني‌ در بيابان‌ و حوادث‌ اين‌ ايام در اسفار خروج و اعداد و مرور اينها از زبان موسي(علیه السلام) در سفر تثنيه است،‌ و همچنین احكام‌ شريعت‌ كه‌ عمدتاً در سفر لاويان‌ جمع‌ آمده است‌).
اما گناه‌‌ مردم‌ نيز عدم‌ سلوك عملي‌ ايشان ‌بود در دين‌ و شريعت‌ خدا، و آنچه از آن‌ شنيده‌ و آموخته‌ بودند. لهذا خداوند اين‌ قوم‌ را بجز عده اندكي‌، به‌ عقوبت‌هايي‌ كه‌ مذكور آمد هلاك‌ ساخت‌ و اين‌ ماجرا در دو نوبت‌ واقع‌ شد.
یهود به بت‌پرستی می‌گراید

یهودیان حدود دویست سال بعد از حضرت سلیمان رسماً بت پرست شده بودند و حتی بت‌هایی را در معبد سلیمان نهاده، می پرستیدند. مدتی بعد، حضرت ارمیاء از طرف خداوند مبعوث شد تا این قوم را از خواب غفلت بیدار کند:
خداوند مي‌گويد هر آينه‌ مثل‌ زني‌ كه‌ به‌ شوهر خود خيانت‌ ورزد، همچنين‌ شما اي‌ خاندان‌ اسرائيل‌ به‌ من‌ خيانت‌ ورزيديد. آواز گريه‌ و تضرّعات‌ بني‌اسرائيل‌ از بلندي‌ها [بتكده‌ها] شنيده‌ مي‌شود. زيرا كه‌ راه‌هاي‌ خود را منحرف‌ ساخته‌ و يهوه ‌خداي‌ خود را فراموش‌ كرده‌اند. اي‌ فرزندان‌ مرتد، باز­گشت‌ نماييد و من‌ ارتداد شما را شفا خواهم‌ داد. (ارمياء 3/ 20 تا 22)
خداوند مي‌گويد اي‌ اسرائيل!‌ اگر بازگشت‌ نمايي‌ اگر نزد من‌ بازگشت‌ نمايي‌ و اگر رجاسات‌ خود را از خود دور نمايي‌، [از ارض مقدس] پراكنده‌ نخواهي‌ شد. و به‌ راستي‌ و انصاف‌ و عدالت‌ به حيات‌ يهوه [يعني فقط به خداي حيّ]‌ قسم‌ خواهي‌ خورد و امّت‌ها خويشتن‌ را به‌ او مبارك‌ خواهند خواند و به‌ وي‌ فخر خواهند كرد. (ارمياء 4/ 1 و 2)
سخن‌ خداوند به‌ ارمياء نبي‌(علیه السلام)، كه‌ او را قبل‌ از خرابي‌ معبد اول‌ مبعوث‌ كرده‌ بود تا یهود ‌را تحذير دهد، اين‌ بود‌ كه‌ حتي‌ يك‌ فرد صالح‌ در اورشليم‌ باقي‌ نمانده‌ است‌:
در كوچه‌هاي‌ اورشليم‌ گردش‌ كرده‌ ببينيد و بفهميد و در چهارسوهايش‌ تفتيش ‌نماييد كه‌ آيا كسي‌ را كه‌ به‌ انصاف‌ عمل‌ نمايد و طالب‌ راستي‌ باشد توانيد يافت‌ تا من ‌آن‌ [شهر] را بيامرزم‌؟ و اگر چه‌ بگويند قسم‌ به‌ حيات‌ يهوه‌، ليكن‌ به‌ دروغ‌ قسم ‌مي‌خورند. [قول‌ ارمياء اين‌ است‌:] اي‌ خداوند آيا چشمان‌ تو به‌ راستي‌ نگران‌ نيست‌؟ ايشان‌ را زدي‌ اما محزون‌ نشدند و ايشان‌ را تلف‌ نمودي‌ اما نخواستند تأديب‌ را بپذيرند. روي‌هاي‌ خود را از صخره‌ سخت‌تر گردانيدند و نخواستند بازگشت‌ نمايند. و من‌ گفتم‌ به‌ درستي‌ كه‌ اينان‌ فقيرند و جاهل‌ هستند كه‌ راه‌ خداوند و احكام‌ خداي ‌خود را نمي‌دانند. پس‌ نزد بزرگان‌ [يعني‌ كاهنان و مشايخ قوم] مي‌روم‌ و با ايشان‌ تكلم‌ خواهم ‌نمود. زيرا كه‌ ايشان‌ طريق‌ خداوند و احكام‌ خداي‌ خود را مي‌دانند. ليكن‌ ايشان متّفقاً‌ يوغ‌ را شكسته‌ و بندها را گسيخته‌اند. از اين‌ جهت،‌ شيري‌ از جنگل‌ ايشان‌ را خواهد كشت‌، و گرگ‌ بيابان‌ ايشان‌ را تاراج‌ خواهد كرد، و پلنگ‌ بر شهرهاي‌ ايشان‌ در كمين ‌خواهد نشست،‌ و هر كه‌ از آنها بيرون‌ رود دريده‌ خواهد شد. زيرا كه‌ تقصيرهاي‌ ايشان‌ بسيار و ارتداد ايشان‌ عظيم‌ است‌. [قول‌ خداوند اين‌ است‌:] چگونه‌ تو را براي اين [امور] بيامرزم‌ كه‌ پسرانت‌ مرا ترك‌ كردند و به‌ آنچه‌ خدا نيست‌ [= بت‌ها] قسم‌ خوردند و چون‌ من‌ ايشان‌ را سير نمودم‌ مرتكب‌ زنا شدند و در خانه‌هاي‌ فاحشه‌ها ازدحام ‌نمودند، مثل‌ اسبان‌ پرورده‌شده مست‌ شدند كه‌ هر يكي‌ از ايشان‌ براي‌ زن‌ همسايه ‌خود شيهه‌ مي‌زند. و خداوند مي‌گويد آيا به‌ سبب‌ اين‌ كارها عقوبت‌ نخواهم‌ رسانيد و آيا جان‌ من‌ از چنين‌ طايفه‌اي‌ انتقام‌ نخواهد كشيد؟ (ارمياء 5/ 1 تا 9)
خداوند يهوه‌ چنين‌ مي‌گويد: من‌ اين‌ اورشليم‌ را در ميان‌ امّت‌ها قرار دادم‌ و كشورها را به‌ هر طرف‌ آن‌. و او از احكام‌ من‌ بدتر از امّت‌ها و از فرايض‌ من‌ بدتر از كشورهايي‌ كه‌ گرداگرد او مي‌باشد عصيان‌ ورزيده‌ است.‌ زيرا كه‌ اهل‌ او احكام‌ مرا ترك‌ كرده‌ به‌ فرايض‌ من‌ سلوك‌ ننموده‌اند. بنابراين‌ خداوند يهوه‌ چنين‌ مي‌گويد: چونكه‌ شما زياده‌ از امّت‌هايي‌ كه‌ گرادگرد شما مي‌باشند غوغا نموديد و به‌ فرايض‌ من‌ سلوك‌ نكرده‌ احكام‌ مرا به‌ عمل‌ نياوريد بلكه‌ موافق‌ احكام‌ امّت‌هايي‌ كه‌ گرداگرد شما مي‌باشند نيز عمل‌ ننموديد. لهذا خداوند يهوه‌ چنين‌ مي‌گويد: من‌، اينك‌ من‌ به‌ ضدّ تو هستم‌ و در ميان‌ تو به نظر امّت‌ها داوري‌ها خواهم‌ نمود و با تو به‌ سبب‌ جميع ‌رجاساتت‌ كارها خواهم‌ كرد كه‌ قبل‌ از اين‌ نكرده‌ باشم‌ و مثل‌ آنها هم‌ ديگر نخواهم‌ كرد. بنابراين‌ پدران‌ در ميان‌ تو [به‌ وقت‌ محاصره‌ و قحطي‌] پسران‌ را خواهند خورد و پسران‌ پدران‌ خويش‌ را خواهند خورد و بر تو داوري‌ها نموده‌ تمامي‌ بقيّت‌ تو را به ‌سوي‌ هر باد [يعني‌ در چهار جهت‌ اصلي‌] پراكنده‌ خواهم‌ ساخت‌. لهذا خداوند يهوه ‌مي‌گويد: به‌ حيات‌ خودم‌ قسم‌ چونكه‌ تو مَقْدَس‌ [= معبد] مرا به‌ تمامي ‌رجاسات‌ و جميع‌ مكروهات‌ خويش‌ نجس‌ ساختي‌ من‌ نيز البته‌ تو را منقطع‌ خواهم‌ ساخت‌ و چشم‌ من‌ شفقت‌ نخواهد نمود و من‌ نيز رحمت‌ نخواهم‌ فرمود. يك‌ ثلث‌ تو در ميانت‌ از وبا خواهند مرد و از گرسنگي‌ تلف‌ خواهند شد و يك‌ ثلث‌ به‌ اطرافت‌ به‌ شمشير خواهند افتاد و ثلث‌ ديگر را به‌ سوي‌ هر باد پراكنده‌ ساخته‌ شمشير را درعقب‌ ايشان‌ خواهم‌ فرستاد.(حزقيال‌ 5/ 5 تا12)
بنابراين‌ خداوند يهوه‌ چنين‌ مي‌گويد: مثل‌ درخت‌ مَو كه‌ آن‌ را از ميان‌ درختان‌ جنگل براي‌ هيزم‌ و آتش [خلق]‌ تسليم‌ كرده‌ام‌ همچنان‌ سكنه اورشليم‌ را تسليم‌ خواهم‌ نمود، و نظر خود را بر ايشان‌ خواهم‌ دوخت‌. از يك‌ آتش‌ بيرون‌ مي‌آيند و آتشي‌ ديگر ايشان‌ را خواهد سوزانيد. پس‌ چون‌ نظر خود را بر ايشان‌ دوخته‌ باشم ‌خواهيد دانست‌ كه‌ من‌ يهوه‌ هستم.‌ و خداوند يهوه‌ مي‌گويد به‌ سبب‌ خيانتي‌ كه ‌ورزيده‌ايد زمين‌ [مقدس] را ويران‌ خواهم‌ ساخت‌. (حزقيال‌ 15/ 6 تا 8)
مروری بر تاریخ ساخت معبد در یهود
يوشع(علیه السلام)‌ وصيّ حضرت‌ موسي‌(ع‌) قوم را به زمين مقدس داخل كرد و سپس زمين را طبق دستور خداوند به تعداد اسباط يعني به دوازده بخش تقسيم فرمود{ این موضوع در قرآن مجید نیز مذکور است، نگا. اعراف/ 160 و 168: ﴿وَ قَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتىَ‏ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا ... وَ قَطَّعْنَاهُمْ فىِ الأَرْضِ أُمَمًا ...﴾}خيمه عهد خدا یعنی معبد موقت قوم را در شهر شيلوه‌ برپا داشت‌ و آنگاه تابوت‌ عهد را به آنجا انتقال دااد (يوشع‌ 18/ 1). شهر شیلوه به سبب ضلالت‌ها و بلاهايي‌ كه‌ در آن رخ نمود ويرانه ‌گشت.
در‌ حدود سيصد سال‌ بعد، حضرت داوود(ع‌) خيمه عهد را در اورشليم‌ برپا نمود‌ (دوم‌ِ سموئيل‌ 6/ 17) و حضرت سليمان(ع‌) وصی و فرزند داوود(علیه السلام)‌، معبد خداوند را از سنگ‌ و چوب‌ در آنجا ساخت،‌ معبدي‌ كه‌ به‌ مدد خداوند با قوت‌هاي‌ فوق‌ بشري‌ بنا‌ شده‌، صداي ‌چكش‌ و تبر و آلات‌ آهني به وقت ساخت‌ از آن‌ مسموع‌ نمي‌گرديد (اول‌ِ پادشاهان‌ 6/ 7). سليمان ‌تابوت‌ عهد حاوي نسخه اصلي تورات و ماترك موسي(علیه السلام) را در آن‌ نهاد.
در قرآن مجيد، استخدام جن و باد و قوّات فوق بشري براي حضرت سليمان برای ساخت پرستشگاه اشاره شده است:
و باد را مسخّر سليمان كرديم. بامدادان يك ماهه راه مى‏رفت و شبانگاه يك ماهه راه. و چشمه مس را برايش جارى ساختيم و گروهى از ديوها به فرمان پروردگارش برايش كار مى‏كردند و هر كه از آنان سر از فرمان ما مى‏پيچيد به او عذاب آتش سوزان را می چشانيديم. براى وى هر چه مى‏خواست از بناهاى بلند و تنديس‌ها و كاسه‏هايى چون حوض و ديگ‌هاى محكم بر جاى، می ساختند. اى خاندان داود! سپاسگزار باشيد و اندكى از بندگان من سپاسگزارند (سبأ/ 12 و 13).وَ لِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شهْرٌ وَ رَوَاحُهَا شهْرٌ وَ أَسَلْنَا لَهُ عَينْ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَينْ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَن يَزِغْ مِنهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِیر * يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِن محَّارِيبَ وَ تَمَاثِيلَ وَ جِفَانٍ كاَلجَوَابِ وَ قُدُورٍ رَّاسِيَتٍ اعْمَلُواْ ءَالَ دَاوُدَ شُكْرًا وَ قَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِىَ الشَّكُور

در این خصوص موارد دیگری نیز در قرآن مذکور است (نگا. انبياء/ 81 و 82 ـ نمل/ 17 ـ ص/ 36 تا 40).
باید توجه کرد که کلیات ساخت معبد در اقوام مختلف، در قرآن مورد تأیید قرار گرفته است. یکی از وظایف پیامبران این بوده است تا عبادتگاهی خاص برای پرستش خداوند بنا کند. این موضوع در دو آیه از سورۀ حج مؤکد گشته است:
و براى هر امتى عبادتگاهی نهاديم تا نام خدا را بر حيوانات بسته‌زبان كه روزيشان كرده است ياد كنند، پس معبود شما خداى يگانه است، مطيع او شويد و فروتنان را بشارت ده (حج/ 34). وَ لِكُلِّ اُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكاً لِّيَذْكُرُواْ اسْمَ اللهِ عَلىَ‏ مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الأنْعَامِ فَإلَهُكمُ إلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أسْلِمُواْ و بَشِّرِ الْمُخْبِتِين.
برای هر امتی عبادتگاهی مقرر کردیم تا او را عبادت کنند (حج/ 67). لِّكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكا هُمْ نَاسِكُوهُ.

معبد سلیمان نهایتاً در سال 586 قبل از میلاد توسط سپاه بخت النصر به همراه شهر اورشلیم ویران شد.
اين‌ معبد فقط 424 سال‌ دوام‌ داشت‌ و بني‌اسرائيل در اين مدت،‌ باطن‌ دين‌ را رها نموده‌ به‌ ظاهر آن‌ بسنده‌ می‌کردند و به معبد سليمان‌ مفاخرت مي‌کردند.
خداوند حکیم در اين‌ ايام‌ در ميان‌ يهوديان‌ ساكن‌ سامره (شومرون)‌ كه‌ آشكارا بت‌ مي‌پرستيدند حضرت ايليا (الياس‌) و شاگردش اليَسَع‌ را برانگيخت، و در ميان‌ يهوديان‌ اورشليم‌ نيز اشعياء و ارمياء و حزقيال‌ را. ليكن‌ يهود به‌ اين‌ انبياء گوش ‌نگرفتند و حضرت اشعياء(علیه السلام) را با اره‌ دو پاره‌ كردند{ به مدخل‌هاي إشَعياء و ارّه در قاموس كتاب مقدس نوشتۀ جیمز هاکس رجوع فرماييد.} و ارمياء نبي را مضروب و محبوس نمودند (ارمياء 20/ 1 و 2). آنها در پاسخ موعظات انبياء به ايشان مي‌گفتند كه ما اسبان‌ تيزرو مهيا كرده‌ايم‌ كه‌ با آنها خواهيم‌ گريخت‌. ليكن‌ خداوند به‌ واسطه اشعياء(ع‌) بديشان‌ فرمود كه‌ عقوبت خدا ناگهاني‌ خواهد آمد؛ مثل‌ فرو ريختن‌ ديوار بر اثر شكافي‌ كه‌ در آن‌ رخ‌ نموده‌ باشد (اشعياء 30/ 12 تا 17). و خداوند بخت‌النصر پادشاه‌ بابل‌ را بر آنها مسلط‌ كرد و او فردي‌ خونريز بود، و بر زبان‌ ارمياء نبي‌(ع‌) حتي نام او را پيش‌تر‌ اعلام‌ نمود:
خداوند مي‌گويد مرا اطاعت‌ ننموديد بلكه‌ خشم‌ مرا به‌ اعمال‌ دست‌هاي‌ خويش‌ براي ‌بلاي‌ خود به‌ هيجان‌ آورديد. بنابراين‌ يهوه‌ صَبايوت‌ [خداوند سپاهان‌]{ نگا.كتاب اول سموئيل 17/ 45 و نيز به ترجمه عبري به فارسي مزامير داوود چاپ انجمن كليميان ايران، 1379، در ذيل مزمور 24/ 10 كه اين عبارت را به همين صورت ترجمه نموده‌اند.}
چنين ‌مي‌گويد: چونكه‌ كلام‌ مرا نشنيدند خداوند مي‌گويد اينك‌ من‌ فرستاده‌ تمامي‌ِ قبايل‌ شمال‌ را با بنده خود نَبوكَد‌ نَصَّر پادشاه‌ بابل گرفته‌ ايشان‌ را به‌ اين‌ زمين‌ و بر ساكنانش‌ و بر همه امّت‌هايي‌ كه‌ به‌ اطراف‌ آن‌ مي‌باشند خواهم‌ آورد و آنها را بِالكل‌ هلاك‌ كرده‌، دهشت‌ و مسخره‌ و خرابيِ‌ ابدي‌ خواهم‌ ساخت‌. و از ميان‌ ايشان‌ آواز شادماني‌ و آواز خوشي‌ و صداي‌ داماد و صداي‌ عروس‌ و صداي‌ آسيا و روشنايي ‌چراغ‌ را نابود خواهم‌ گردانيد. و تمامي‌ اين‌ زمين‌ خراب‌ و ويران‌ خواهد شد و اين ‌قوم‌ها هفتاد سال‌ پادشاه‌[هاي] بابل‌ را بندگي‌ خواهند نمود. و خداوند مي‌گويد كه‌ بعد از انقضاي‌ هفتاد سال‌ من‌ بر پادشاه‌ بابل‌ و بر آن‌ امّت‌ و بر زمين‌ كلدانيان‌ عقوبت‌ گناه‌ ايشان‌ را خواهم‌ رسانيد. (ارمياء 25/ 7 تا 12)
من‌ جهان‌ و انسان‌ و حيوانات‌ را كه‌ بر روي‌ زمينند به‌ قوت‌ عظيم‌ و بازوي‌ افراشته ‌خود آفريدم‌ و آن‌ را به‌ هر كه‌ در نظر من‌ پسند آمد بخشيدم‌. و الان‌ من‌ تماميِ‌ اين ‌زمين‌ها را به‌ دست‌ بنده خود نبوكد‌ نَصَّر پادشاه‌ بابل‌ دادم‌ و نيز حيوانات‌ صحرا را به ‌او بخشيدم‌ تا او را بندگي‌ نمايند. و تماميِ‌ امت‌ها او را و پسرش‌ و پسر پسرش‌ را خدمت‌ خواهند نمود تا وقتي‌ كه‌ نوبت‌ زمين‌ او نيز برسد. (ارمياء 27/ 5 تا 7)
در سال‌ 586 قبل‌ از ميلاد، بخت‌النصر پادشاه بابل از پي‌ هواي‌ نفس‌ خود با سپاهيان بسيار بر اورشليم‌ تاخت‌ و شهر را نابود كرده‌، معبد سلیمان را به‌ آتش‌ كشيد. سپاه بابل اكثر یهودیان‌ را كشت و تنها‌ چهل‌ هزار نفر را زنده نگاه داشت که آنها را به اسيری گرفته‌، به‌ جهت‌ غلامي‌ و كنيزي‌ با خود به‌ بابل‌ بردند.‌
وقتی خداوند معبد با عظمت سلیمان را به دشمنان این قوم واگذار کرد تعبیرش آن بود که دیگر عبادت یهودیان را نمی‌خواهد. این، سخن خداوند است که به توسط یکی از انبیاء بیان شده است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب
۱۷:۵۶, ۱۰/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


بررسی مالکیت فلسطین در تورات/5

چگونه یهودیان تابوت عهد را از دست دادند؟

همانطور که در قسمت قبل گفتیم، یهودیان به دلیل گناهانشان به عقوبت خداوند دچار شدند، همانطور که موسی(علیه السلام) و انبیاء در این خصوص پیشگویی کرده و تحذیر داده بودند. بدین ترتیب بخت النصر در سال 586 قبل از میلاد به اورشلیم حمله کرد و این شهر را ویران نمود؛ معبد سلیمان را به آتش کشید و بسیاری از یهود را از دم تیغ گذرانید و الباقی آنها را اسیر گرفت و به بابل برد.
[b]تابوت عهد
مهم‌ ترین و گران بهاترین شیئی که در اندرونی معبد سلیمان نگاه داشته می شد، «تابوت عهد» بود یعنی همان توراتی که حضرت موسی(علیه السلام) به نزد علمای این قوم به ودیعت نهاد. این تابوت در اندرونیِ محراب معبد در مکانی به نام قدسُ الاقداس نگاه داشته می شد، جایی که کاهنان برگزیده فقط یک نوبت در سال بدانجا وارد می شدند.{ برای نمونه، در قرآن و انجیل لوقا به ماجرای ورود زکریا(علیه السلام) به قدس الاقداس اشاره‌ای شده است که در آن وقت فرشتۀ خداوند بر او ظاهر گشته به تولد یحیی(علیه السلام) بشارت داد. نگا. آل عمران/ 39 ـ مریم/ 11 ـ لوقا 1/ 8 تا 23} تابوت عهد همچون قلب تپندۀ معبد بود و معبد دوم یهود این «قلب» را فاقد بود.
از سال 586 تاکنون، درست 2600 سال می گذرد و در این مدت، از تابوت عهد (الواح‌ تورات)‌ خبری نیست. یهودیان، این مهم ترین و گران بهاءترین شیء جهان را که معجزه مسلّم خداوند است، از دست دادند. لذا توراتی که یهودیان اکنون به آن استناد می کنند، بدون سند است. (راقم البته قصد ندارد تا به نفی کامل تورات حالیه بپردازد. چرا که به لطف خداوند، حقیقت از این تورات محو نشده است. لهذا همانطور که در قسمت اول از این مقاله استدلال شد همین تورات کنونی یهود برای اثبات حقایق، کافی است).
از دست دادن تابوت عهد، يكي از عقوبت‌هاي مهم یهود بود که پيش‌تر توسط حضرت ارمياء(علیه السلام) بدیشان اخطار شده بود. طبق این پیشگویی، خداوند بعد از اسارت دوم یهود (= اسارت بابلی) آنها را امداد می‌کند تا بارور و کثیر شوند (إسراء/ 6){ در قرآن مجید به این امداد خداوند پس از قتل عام نخست یهود تصریح شده است: ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيهِمْ وَ أمْدَدْنَاكُم بِأمْوَالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْنَاكُمْ أكْثرَ نَفِيرًا (إسراء/ 6). پس برای شما تاختن بر ایشان را باز آوردیم و شما را با مال و پسران امداد کردیم و نفوس شما را افزون گردانیدیم } لکن تابوت عهد را بار دیگر به آنها نخواهد داد:
و خداوند میگوید که چون در زمین افزوده و بارور شوید در آن ایام بار دیگر تابوت عهد یهوه را به زبان نخواهند آورد و آن به خاطر ایشان نخواهد آمد و آن را ذکر نخواهند کرد و آن را زیارت نخواهند نمود و بار دیگر ساخته نخواهد شد. (ارمياء 3/ 16).
ذكر اهميت تابوت عهد كه به «صندوق سكينه» یا «تابوت شهادت» (سفر خروج 30/ 26) نيز مسمّي گشته، گفتاري جداگانه مي‌طلبد. لکن در اینجا ناگزیر از ذکر اشاراتی هستیم.
تابوت عهد را فرشتگان خدا، حمل و محافظت مي‌كردند (عهد عتيق: 1سموئيل 4/ 4 ـ قرآن: بقره/ 248). هيچ انساني بجز كاهنان تقديس‌شده، حق نداشت حتی به چوب این تابوت دست بزند (خروج 30/ 29) تا چه رسد به رؤيت یا لمس تورات درونش. و خداوند از طريق حضرت موسي(علیه السلام) به بني‌اسرائيل آموخت كه جنس تابوت و اندازه‌هاي آن و شكل ساختن و طریقۀ حمل و نقلش چگونه باید باشد:
و تابوتی‌ از چوب‌ شطیم‌ بسازند كه‌ طولش‌ دو ذراع‌ و نیم‌، و عرضش‌ یك‌ ذراع‌ و نیم‌ و بلندیش‌ یك‌ ذراع‌ و نیم‌ باشد. و آن‌ را به‌ طلای‌ خالص‌ بپوشان‌. آن‌ را از درون‌ و بیرون‌ بپوشان‌، و بر زبرش‌ به‌ هر طرف‌، تاجی‌ زرین‌ بساز. و برایش‌ چهار حلقۀ زرین‌ بریز، و آنها را بر چهار قائمه‌اش‌ بگذار، دو حلقه‌ بر یك‌ طرفش‌ و دو حلقه‌ بر طرف‌ دیگر. و دو عصا از چوب‌ شطیم‌ بساز، و آنها را به‌ طلا بپوشان‌. و آن‌ عصاها را در حلقه‌هایی‌ كه‌ بر طرفین‌ تابوت‌ باشد بگذران‌، تا تابوت‌ را به‌ آنها بردارند. و عصاها در حلقه‌های‌ تابوت‌ بماند و از آنها برداشته‌ نشود. و آن‌ شهادتی‌ را كه‌ به‌ تو می‌دهم‌ [تورات]، در تابوت‌ بگذار (خروج 25/ 10 تا 16).
اینکه جزئیات ساخت تابوت عهد از سوی خداوند بیان شده است نشاندهندۀ اهمیت این موضوع است. یکی از علل آن می‌تواند این باشد که یهودیان و خصوصاً علمای آنها، همواره نمونه‌اي از جلال خداوند را در منظر خود داشته باشند (1سموئيل 4/ 22).
يهود پيش از حمله بخت‌النصر نيز تابوت عهد را از دست داده بودند. در جنگي كه ميان ايشان و ساكنان قبلی فلسطين در حدود سيصد سال بعد از حضرت موسي(علیه السلام) در شهر افيق درگرفت، تابوت به دست دشمنانشان افتاد. آنها تابوت را به شهرشان «اشدود» بردند و همان زمان بود که بلاياي عظيمي بر آن ديار رخ نمود؛ بت‌هايشان سقوط كرد و جمعي از مردمان بيت‌شمس كه به درون تابوت نظر انداخته بودند مردند. نهايتاً دشمنان یهود پس از هفت ماه، تابوت عهد را بر عرابه‌اي نهاده به سمت بني‌اسرائيل روانه كردند (1سموئيل، باب 4). در حواشی حکومت طالوت (شائول)، قرآن مجید به این واقعه اشاره‌ ای کرده است (بقره/ 247 و 248).
چندین سال بعد، حضرت داوود(علیه السلام) تابوت را به اورشليم برد و آنجا را پایتخت خود کرد. در مسير حمل و نقل، مردي به نام عُزّه، دست بر تابوت دراز نموده آن را لمس کرد که خداوند سبحان عقوبتش فرمود و فوراً بمرد (2سموئيل 6/ 6 و 7). بعد از رحلت داوود(علیه السلام) پسرش سليمان(علیه السلام) معبد خداوند (هيكل) را ساخت و سپس تابوت را در قدس الاقداس قرار داد و تا ويراني معبد به دست بخت ‌النصر در آنجا مي‌بود. و از آن پس كسي از تابوت عهد خبر ندارد.
در کتاب دوم باروک (متعلق به قانون سریانی) که از متون غیررسمی عهد عتیق (سود آپوکریفا) است آمده که این بخت النصر نبود که اورشلیم و معبد سلیمان را ویران کرد بلکه خداوند فرشتگان خود را فرستاد و دیوارهای شهر را فرو ریخته و گنجینه‌های آن را در جایی پنهان کردند.
در هالیوود چند فیلم در خصوص جست‌وجو از تابوت عهد ساخته شده است:
1. مهاجمان صندوقچه گمشده/ استیون اسپیلبرگ (1981)، با بازی هریسون فورد
2. گنجینۀ ملی/ جان ترتلتاب (2004)، با بازی نیکلاس کیج
تابوت عهد در نزد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است

علت اصلی حفاری های اخیر صهیونیست‌ها در ذیل مسجد الاقصی پیدا کردن تابوت عهد است. آنها گمان دارند که تابوت در جایی از شهر قدس، مخفی شده و خاک می‌خورد! در حالیکه پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه اطهار(علیه السلام) بارها اظهار کرده‌اند که تابوت عهد موسی(علیه السلام) در نزد این خاندان مبارک است. مثلاً در کتاب الارشاد نوشته شیخ مفید نقل است که امام صادق(علیه السلام) در وقتی که علیه امامان دروغین زیدیه، احتجاج می کرد اینچنین فرمود:
همانا نزد من است شمشير رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، و همانا پيش من است پرچم و جوشن‏ و خود و زره پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اگر اينان راست ميگويند نشانه‏اى كه در زره پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است چيست؟ همانا پرچم ظفر بخش رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نزد من است، و همانا الواح موسى و عصايش نزد من است، همانا انگشتر سليمان بن داود نزد من است، همانا پيش من است آن طشتى كه موسى در آن قربانى مي‌كرد، همانا نزد من است آن نامى كه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هر گاه آن نام را ميان مسلمانان و مشركين (در جنگ) مي‌نهاد هيچ چوبه تيرى از مشركان به مسلمانان نمي‌رسيد، و همانا نزد من است همان نمونه (يعنى اسلحه‏هاى پيغمبران گذشته) كه فرشتگان آوردند، و داستان اسلحه در ميان ما همانند تابوت است در ميان بنى‌اسرائيل كه بر در هر خاندانى كه تابوت در آن بود نبوت در همان خاندان بود، و به هر كس از ما كه اسلحه به او برسد امامت به او داده شود، و همانا پدرم زره رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را پوشيد دامنش اندكى به زمين مي‌كشيد، و من نيز آن را پوشيدم همچنان بود، و قائم ما كسى است كه چون آن را بپوشيد به اندازه قامتش باشد ان شاء الله (شیخ مفید، الارشاد، ترجمه رسولی محلاتی، ج 2، ص 181 و 182).
همانا نزد ما است جفر احمر (سرخ) و جفر ابيض (سفيد) و مصحف فاطمه عليها السّلام، و همانا در پيش ما است جامعه كه در آن است آنچه مردم بدان محتاجند. (پس شرح و توضيح اين سخنان را از آن حضرت پرسيدند.) فرمود: اما «غابر» علم به آينده است، و اما «مزبور» علم به گذشته است، و اما افتادن در دل‌ها آن الهام است، و اما تأثير در گوش پس آن سخن گفتن فرشتگان است كه سخن ايشان را مى‏شنويم و خودشان را نمى‏بينيم، و اما جفر سرخ آن ظرفى است كه در آن است اسلحه رسول خدا، و بيرون نخواهد آمد تا قائم ما خانواده بپا خيزد، و اما جفر سفيد آن ظرفى است كه در آن است تورات موسى و انجيل عيسى و زبور داود و كتاب‌هاى پيشين خدا، و اما مصحف فاطمه عليها السّلام پس در آن است آنچه از اين پس پيش آيد و نام هر سلطانى كه تا روز قيامت سلطنت كند. و اما جامعه، پس آن طوماري است به درازى هفتاد ذراع كه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن را از دو لب مبارك خود املاء فرموده و على بن ابى‌طالب عليه السلام به دست خود آن را نوشته، در آن است به خدا همه آنچه مردم تا روز قيامت بدان محتاجند، تا اينكه حكم جريمه خراش و زدن يك تازيانه و نصف تازيانه نيز در آن موجود است (همان، ص 180).
حضرت امام حسین(علیه السلام) طبق زیارت وارث از موسی(علیه السلام) ارث برده است. این میراث از طریق حضرت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به آن حضرت رسیده است:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ الله السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِيِّ الله السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ الله السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُوسَى كَلِيمِ الله السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِيسَى رُوحِ الله السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِيبِ الله السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيِّ الله‏.
ما مسلمانان عقیده داریم که برهان حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای قوم يهود، آوردن تابوت عهد خواهد بود و حجّت او بر مسیحیان، خود شخصِ عیسی(علیه السلام) است که به یاری آن حضرت، کمر خواهد بست.
برهان تابوت عهد، در تاریخ یهود سابقه دارد. در زمان سموئيل نبي(علیه السلام) يهودیان تابوت را در جنگی از دست داده بودند (اول سموئيل 4/ 11) و از مكانش خبر نداشتند. در این زمان حضرت سموئيل(علیه السلام) به اصرار یهود پذیرفت تا پادشاهی برای ایشان منصوب کند. او طالوت (شائول) را به حکمرانی نصب کرد اما یهودیان او را نمی پذیرفتند تا اینکه سموئیل به آنها خبر داد که نشانۀ آنکه خداوند، طالوت را بر شما ریاست داده آن است که تابوت عهد به سوی شما برمی گردد. خداوند در قرآن کریم از این موضوع خبر داده است:
پيغمبرشان به آنها گفت: خدا طالوت را پادشاه شما كرد. گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهى باشد؟ ما سزاوارتر از او به پادشاهى هستيم و او را دارايى چندانى نداده‏اند. گفت: خدا او را بر شما برگزيده است و به دانش و توان او بيفزوده است، و خدا پادشاهيش را به هر كه خواهد دهد كه خدا دربرگيرنده و داناست. پيغمبرشان گفت كه نشان پادشاهى او اين است كه تابوتى كه سكينه پروردگارتان و باقى ميراث خاندان موسى و خاندان هارون در آن است و فرشتگانش حمل مى‏كنند، نزد شما آيد. اگر مؤمن باشيد اين براى شما عبرتى است (بقره/ 247 و 248).
وَ قَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إنَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكاً قَالُواْ أنىَ‏ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَ نحْنُ أحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إنَّ اللهَ اصْطَفَئهُ عَلَيْكُمْ وَ زَادَهُ بَسْطَةً فىِ الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللهُ يُؤْتىِ مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ وَ اللهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ * وَ قَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إنَّ ءَايَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ ءَالُ مُوسىَ‏ وَ ءَالُ هَرُونَ تحْمِلُهُ الْمَلَئكَةُ إنَّ فىِ ذَالِكَ لاَيَةً لَّكُمْ إن كُنتُم مُّؤْمِنِين
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آیا تورات تحریف شده یا نه؟؟؟(نقدی بر تحریف تورات) ghadimi2 41 21,652 ۱۸/شهریور/۹۱ ۱۲:۵۱
آخرین ارسال: Braveheart

پرش در بین بخشها:


بالا