کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دوراهی آخرت و عاقبت...سنت شکنی؟؟!
۱۰:۵۱, ۱۷/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
این چیزی که می گم واسه تک تک بچه های تالار پیش اومده.
دو حالت پیش میاد:
1- یا حرف خانواده رو قبول می کنن
2- یا راه خودشون رو می رن.
چیزی که می خوام بگم حرف از سنت شکنی هست. همیشه در اسلام حرف از سنت شکنی بود.
بهتره بگم اسلام برای هر نسلی به منزله ی سنت شکنی بود.
استاد شهید حرکت انقلابی رو ستایش می کرد.
معلم شهید تحول انقلابی را رسم و مرام محمد می خواند و ستایشش می کرد.
چیزی که مدنظر من هست سنت شکنی در قاعده ی انقلاب متعالی هست.
حرف از شق القمر نمی زنم
وقتی می گم تک تک بچه های این تالار یعنی همه ی شما دوستان در دوراهی سنت شکنی و عرف گرایی بودین.
مثال می زنم کسی رو که همه ی بچه های تالار می شناسن. سر ازدواج ناموفقش به خاطر عرف غلط جامعه سوخت و هدر رفت.

می خوام خودتون رو فرض کنید که می خوایید یه کاری کنید.
این کار به قدری برای شما مهمه و به قدری در اسلام توصیه به این عمل شده که نمی تونید براش قیمت بگذارید.
اما ممکنه از طرف اطرافیان سرزنش بشید. ممکنه حتی عاق والدین بشین.
چی کار می کنید؟ اگه والدین شما رو قسم بدن که سمت این کار نرید چی کار می کنید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، Ali#59 ، Detector ، یاســین ، فدک زهرا ، شیدا
۱۱:۴۰, ۱۷/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
احسنت بر بی دل عزیز.

تاپیک بسیار مناسبی است. بله اگر دقت کنید تمام انبیا الهی و البته بیشتر اولیا الله کسانی بودند که خلاف جهت رودخانه شنا می کردند.
یه چیز خیلی مهم اینه که خیلی از مواقع چیزی که در عرف ما جا افتاده بیشتر سنت هست تا دین. یعنی طبق خرافات یه چیزی که در دین بوده با عرفیات مردم آمیخته شده و الان دارند اون را به نام دین به خورد من و شما می دن. خب مسلما باید جلوی این ایستاد.

دکتر در کتاب پدر مادر ما متهمیم به زیبایی این جرایانات را توضیح داده است.

یه نکته خیلی مهم تر اینه که باید بین عرف جامعه و پدر و مادر تفاوقت قایل شد. همان دینی که میگوید این اصول برای من مهمه، این را هم میگوید که اطاعت از پدر و مادر از اوجب واجبات است.

دو تا قضیه را بریاتان تعریف می کنم:

1- زمانی که آقای بهجت در نجف خدمت علامه قاضی HeartHeartHeart می رسند، به علت اون سیل عظیم تهمتهایی که به اون عالم عزیز در جریان بود، پدر آیه الله بهجت نامه ای را می نویسند به پسرشان و خیلی خلاصه می فرمایند من راضی نیستم خدمت قاضی بروی. تمام می شود. با تمام حبی که خدمت استادشان داشتند، دیگر سراغ ایشان نمی روند و اتفاقا همین عمل ایشان باعث پیشرفتشان در عرصه معرفت می شود.

2- شخصی را می شناسم که در خانواده ای.......زندگی میکند و آنقدر آن پدر و مادر از حقیقت به دور هستند که به فرزندشان گفته اند ما نبینیم نماز بخوانی.... نمی دانید با چه تکلف و مشقتی نماز میخواند. میگفت چندباری مجبور شده در حمام نماز بخوانم.

حالا باز صحبت هست، اجازه بدید دوستان دیگر هم بیان و نظراتشان را بدهند.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، یاســین ، فدک زهرا ، شیدا ، Eve
۱۱:۵۶, ۱۷/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
یک مسئله که شاید برای همه ی جوانان متدین امروزی (حداقل در حد فکر) مطرح باشه،مسئله ازدواج موقته... .

حالا قبل از این که من رو به خاطر بردن بحث به این سمت تکفیر کنید چار تا حرف دارم : Cool
  1. ازدواج موقت در اکثر مناطق کشور ما خلاف عرفه،و در نگاه مردم و خانواده ها با «زنا» تفاوتی نداره.
  2. ازدواج موقت در اکثر مناطق کشور تقریبا غیرقابل دسترسه... .
  3. (اکثرا) اگر پدر و مادری متوجه بشن که فرزندشون ازدواج موقت کرده،به شدت ناراحت میشن و همچنین اون فرد،برای ازدواج دائم هم به مشکل بر میخوره.
  4. و چقدر ناراحت کننده ست وقتی می بینیم که بعضی خانواده ها ترجیح میدن فرزندانشون «دوست پسر» یا «دوست دختر» داشته باشند،اما ازدواج موقت نکنند.

یکی از مصداق های بارز این تایپیک همین مسئله ست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، سید ابراهیم ، شیدا
۱۲:۲۹, ۱۷/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۳ ۱۲:۵۹ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #4
آواتار
نقل قول:1- زمانی که آقای بهجت در نجف خدمت علامه قاضی [تصویر: heart.png][تصویر: heart.png][تصویر: heart.png] می رسند، به علت اون سیل عظیم تهمتهایی که به اون عالم عزیز در جریان بود، پدر آیه الله بهجت نامه ای را می نویسند به پسرشان و خیلی خلاصه می فرمایند من راضی نیستم خدمت قاضی بروی. تمام می شود. با تمام حبی که خدمت استادشان داشتند، دیگر سراغ ایشان نمی روند و اتفاقا همین عمل ایشان باعث پیشرفتشان در عرصه معرفت می شود.
دقیقا ما قرار هست همچین کاری بکنیم.
اما همین اول بسم الله من رو قسم دادن که سمتش نرم.
همون قضیه مستند ساختنم هست
می گن کار خطرناک می کنی همچین هم می گن که انگار می خوام جاسوسی موساد رو بکنم.
می گن مملکت دست ما نیست. مملکت رو همونایی که گرفتن راه بندازن.
پسر رفسنجانی و خاتمی ها برن عمل کنن!
می گم مملکت، مملکت ما هم هست.
اما حرفم رو قبول نمی کنن
الآن می گم می خوایم هماهنگ کنیم بریم به فلانی مصاحبه کنیم. مخالفت می کنه قسم می ده من رو.
حالا خوبه این آقا یه شخصیت مذهبیه بیشتر تا یه شخصیت سیاسی دخیل. واگرنه که اوضاع بدتر بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پرش در بین بخشها:


بالا