کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اکوویلیج (Ecovillage)،زندگی در دل طبیعت
۱۱:۰۱, ۳/دی/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۳ ۱۱:۱۳ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


سلام خدمت دوستان گرامی
همه جای دنیا،عده ای هستند که از زندگی شهری خسته میشن در حدی که فرار میکنند به طبیعت،حالا این اکو ویلیج ها چی اند؟
روستاهایی هستند که ادمایی که میخوان برن توش زندگی کنند،باید خودشون بکارند و بخورن و مثل یه روستا و شرطش اینه که نباید از کود شیمیایی و سم استفاده کنند و محیط زیست رو از بین نبرند.
یه جورایی روستاهای مدرن هستند و برحسب اینکه در چه کشوری قرار دارند امکانات و شکل اونها متفاوته.
زیر هر عکسی نوشته که مال کدوم کشور هست.
جالبه که حتی در هند و پاکستان هم ما اکو ویلیج داریم اما تو ایران جز روستای توریستی متین اباد ،چیز دیگه ای نداریم.



حالا اول عکس هاشونو ببینید






[تصویر: 044.jpg?itok=o1FlnScI]








[تصویر: 028.jpg?itok=KzBm_Wn0]








[تصویر: 042.jpg?itok=0oifkjIl]






[تصویر: 023.jpg?itok=L41-QXEV]



[تصویر: 041.jpg?itok=uIYJ6rLn]







[تصویر: 021.jpg?itok=Sj2QJ3r1]









[تصویر: 072.jpg?itok=i9wj_1th]






حالا چندتا سوال
بعد از اینکه نظرتون رو گفتین میریم سراغ اصل مطلب،که چرا اصلا این موضوع رو مطرح کردم

1- ایا حاظرید برای زندگی به اینجاها برید،مثلا اگه مشابه اش در کشور ما وجود داشت؟
2-تصور کنید بعد بگید که سخت ترین چیزی که از زندگی شهری از دست میدید و بهش وابسته هستید چیه؟(البته من نمیدونم اونجاها اینترنت و .... هست یا نه)
3-فکر میکنید چه تاثیری در زندگی دنیوی و اخروی شما بزاره؟
4-به نظرتون چرا یه ادمی که در اروپا زندگی میکنه و میشه گفت نسبت به بقیه جاها رفاه شهروندی داره باید شهر رو ول کنه و به روستا بره؟


لپ مطلب برای کسانی که وقت ندارند پستها رو بخونن

لپ مطلب قسمت دوم

منابع:
http://www.eabbassi.ir/index.htm
http://gen.ecovillage.org/
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Tolou ، مجید املشی ، رکن الهدی ، عقیق ، پارمیس ، مصباح ، شیدا ، انتصـار ، ( علقمه ) ، Eve ، السا ، SHA.453 ، مجتبی110 ، اسکای ، عبدالرحمن ، آفتاب ، mahdy30na ، حضرت عشق ، مهشاد ، ترنم ، azade ، قلب ، لبخند خدا ، Muhammad-Ali ، ضحی رحمانی

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۳۱, ۳/دی/۹۳
شماره ارسال: #11
آواتار
(۳/دی/۹۳ ۲۰:۲۶)مجتبی110 نوشته است:  زندگی تو دل طبیعت معمولا سختی های خاص خودشو داره که شهر نشین ها اصلا اونها رو نمی بینن!

خیلی ها ادعای اینو دارن که عاشق زندگی تو طبیعت هستند اما اکثرا توانایی زندگی در اونجا را ندارند Smile
کاملا با صحبت های اقای مجتبی110 موافقم .
باید اعتراف کنم خود من از اون دسته افرادی هستم که می دونم در چنین جاهایی نمی تونم زندگی کنم .
مثلا اگر بهم بگن 2 سال تمام برو و در دورافتاده ترین و بکرترین منطقه ی ایرانِ عزیز مستندسازی کن میرم ،اما اگر بگویند یک هفته برو در چنین جایی زندگی کن ( همین لفظ زندگی که میاد ) .... هرگز نمی توانم .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، شیدا ، mahdy30na ، مجتبی110 ، حضرت عشق ، Tolou ، السا ، مهشاد ، ( علقمه )
۴:۰۰, ۴/دی/۹۳
شماره ارسال: #12
آواتار
سلام خدمت دوستان!
تا حدودی حرف خانم اسکای رو قبول دارم، اگر ما آدم ها توی شهر آرامش نداریم مشکل از خودمون هست اغلب!
ولی از طرفی این رو هم نمیشه نادیده گرفت که وسایل روز مره ای که توی این شهرهای شلوغ پر از دود و ... ما رو خیلی به دنیا و بازی هاش مشغول می کنه و از خانواده و دوستان حقیقی دورمون می کنه!
ولی از حق نگذریم آرامشی که تو روستا و ییلاق و دهات پیدا میشه رو عمرا تو شهر نمیشه پیدا کرد!
با زندگی کردن تو شهر از استفاده خوراک های طبیعی (خوردنی. بوییدنی.دیدنی و شنیدنی) محروم هستیم، و در واقع چون شهر هامون فاقد این ویژگی هاست غالب مردم دوست دارن برای مدتی به روستاها و ییلاقات سفر کنن و لذت زندگی در طبیعت زیبا رو درک کنن!
---------------------------------------------------------------------------------------
شخصا دوست دارم که تو آینده ی خودم شرایطی فراهم کنم که چند ماهی از سال رو تو یکی از روستاهای نزدیک دامغان که تقریبا آب و هوای کویری داره و آسمون بسیار پر ستاره، توی یک اتاق با سقف شیشهای و یه تلسکوپ مشغول رصد ستاره های زیبا بشم!
البته شاید فکر کنید کمی رؤیایی گفتم، نهاینطور نیست، مقدماتش رو شروع کردم یعنی خونه در حال ساخت هست به مدد خدا!
**********************************************
روستاهای مازندران بعضی جاهاش مخصوصا سمت کیاسر یا نکا واقعا مناظر زیبایی داره و البته شرایط زندگی بسیار سخت ولی لذت بخش!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، Tolou ، پارمیس ، آفتاب ، شیدا ، السا ، مهشاد ، ( علقمه ) ، ali0077 ، عقیق
۹:۲۴, ۴/دی/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۳ ۱۰:۲۲ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #13
آواتار
سلام

ممنون از دوستانی که شرکت کردند.البته زندگی در اکوویلیج ها مثل روستاهای ایران سخت نیست و مثلا یه شالیکار مجبور نیست چند کیلومتر ،برنج بکاره که همه بچه شهری راحتر بخوره.اندازه خودشون میکارن و میخورن.حالا بعدا بیشتر در موردشون میگم .
حرف دوستان رو قبول دارم،مسلما برای بچه شهری که تا حالا تو موبایلش به پو غذا میداده سخته که بره به گاو غذا بده Smile
اما یه اتفاقی برای ما افتاده،هجوم اطلاعات.این اجازه نمیده نه به ارامش برسیم و نه وقت کنیم درست و حسابی فکر کنیم.
مثلا استادمون میگفت از وایبر و امثالهم بیاید بیرون،حتی اگه گروه هاتون مذهبیه،مگه ادم در طول روز چقدر گزاره میخواد بشنوه؟اینا اغتشاش ذهنی میاره.
روزی یه حدیث مثلا بسه،ادم اول سعی میکنه عمل کنه بعد چیز دیگه یاد بگیره،ما فقط انباشت اطلاعات داریم ،اما عملمون نسبت به علممون خیلی کمه.
حالا چیزی که در طبیعت داری،فقط مسائلیه که برای زنده موندن لازمه،نه هزار مدل دستور اشپزی،هزار مدل تزیین غذا،کلی ایده برای دکوراسیون منزل،زندگی سلبریتی ها،موسیقی(اینکه دیگه اخرشه،نصف هارد مغز رو اشغال میکنه)،دروس دانشگاهی،مسائل سیاسی داخلی و خارجی،اخبار اقتصادی،اخبار اقوام و اشنایان،حالا وقت داشتیم یه دوتا چیز مذهبی هم این وسطا بخاطر رودرواسی با خدا یاد میگیریم Smile ،ورزش،اموختن زبان خارجی،خواندن کتاب برای بالا بردن سرانه کتابخوانی کشور Smile ،گپ زدن با دوستان و اطلاعات شغلی مون..... یاعالمه موضوع که واقعا جایی برای غیر نمیزاره.
این هجمه بده،اینقدر صدای بیرونی زیاده که اجازه نمیده صدای درونی شنیده بشه.


اقای دکتر عباسی توی یکی از سخنرانی هاشون(ایت شناسی) یه چیز جالبی گفتن و چون قبلا مشابه اش رو شنیده بودم خیلی بهم چسبید.
(نقل به مضمون)
میگن شما نشستین و دارین یه مگس رو تماشا میکنین.
مگس یه زباله ای رو در بیرون پنجره میبینه،بعد هی میره میخوره به شیشه،اینقدر میخوره که میمیره(حالا رو مثالش بحثس نیست،اما پرنده ها واقعا این مشکل رو دارند چون شیشه رو نمیبینن،بخاطر مبحث قطبش نور)
خلاصه،ایا هدفش رو درست تشخیص داده؟ بعله
ایا به صرف اینکه هدف رو در زندگی درست تشخیص بدیم کافیه؟خیر
به اندازه هدف،مسیر انتخابی مون هم مهمه و اگه مسیر غلط باشه حتی میتونه منجر به هلاکت ما باشه.
من نمی دونم اسم این مدل فکر کردن چیه،حسم میگه احتمالا باید از جنس حکمت باشه.

در عالم ما یه سری قوانین کلی داریم که اگه کسی اونا رو درک کنه میتونه از خیلی چیزا،علم بیاموزه و به قول اقای بهجت،اگه کسی بخواد هدایت شه،در و دیوار براش حجت میشن.(حالا کسی هم نخواد بشه،900 سال پیغمبر خدا در بینشون بوده و مومن هاشون انگشت شمارند)
حالا همین قوانین کلی عالم،یکی از گروه های موفق در نظریه پردازی های مسائل اقتصادی،فیزیکدانان هستند،قانون کلی رو طرف در مکانیک اماری و امثالهم دیده،میره اینو در علوم دیگه پیاده میکنه،یا حتی روانشناسی اجتماع،در حد ذرات،قوانین اماری رو دیده و میره در جوامع بشری بررسی میکنه.

من هی مثال میزنم بیشتر متوجه منظورم بشید.
شما هم این حس رو دارید؟(فکر کنید در یک باغ هستید)
در بهار،ادم میل به زندگی داره،میل به بازیگوشی و شیطنت،از زندگی لذت میبره









[تصویر: 1384739603.jpg]




در تابستان،دوست داری کار کنی(گرمای تابستان و مشکلات اینچنینی رو حذف کنید)،انرژی خوبی هم داری،بیکار شی حوصله ات سر میره




[تصویر: 73016996829704470301.jpg]



در پاییز یه حس خاصی وجود داره،احساس پختگی به ادم دست میده،ادم دوست بیشینه و فکر کنه،خودش رو در افکارش غرق کنه و زندگیشو مرور کنه





[تصویر: 72460466013660167919.jpg]


در زمستان،توصیف حسش سخته، اما وقتی مرگ درختان رو میبینید ،اگه به مرگ اختیار داشتین،تعلقاتتون در زمستان کمتره و من فکر میکنم اگه ادما در اون حس و حال باشن و بخوان تصمیم بگیرن،ترجیح میدن در زمستان بمیرن.



[تصویر: 0.463651001292042713_irannaz_com.jpg]

بعدها که با طب سنتی اشنا شدم،دیدم اونجا میگه از نظر طبایع،بهار دوران کودکیه ،دوران رشده(افزایش دم)
تابستان دوران جوانیه،تولید صفرا و شور و حرارت
پاییز دوران میانسالیه(دوران پختگی انسان)(افزایش سودا)
زمستان هم کهنسالی(افزایش بلغم)

برام خیلی جالب بود که خود طبیعت داره این مفهموم رو به ما منتقل میکنه که در یک سال،ما چهار فصل زندگی مون رو میچشیم.واقعا پدیده های اطرافمون باما حرف میزنن.

حالا اگه دوست داشتین و چنین تجربه هایی داشتین بگین،بعد بازم در موردش صحبت میکنیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اسکای ، مصطفي مازح7610 ، Tolou ، Eve ، رکن الهدی ، مصباح ، آفتاب ، اولولالباب ، شیدا ، السا ، مهشاد ، حضرت عشق ، ( علقمه ) ، عقیق ، azade ، ضحی رحمانی
۱۵:۰۵, ۴/دی/۹۳
شماره ارسال: #14
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

در مورد اکوویلیج ها زیاد اطلاعاتی ندارم اما حدس میزنم که شاید پاسخی باشه
برای فرار از مدرنیته جایی تکنولوژی و عالم تکنیک داره انسان رو خفه میکنه
انسانی که دیگه از اینکه یک ابزار از ماشین صنعنت باشه خسته شده و واقعا هم در غرب این اتفاق افتاده

اما همانگونه که دوستان ذکر کردن قطعا این زندگی سخت و طاقت فرسا خواهد بود
از جهت جسمی و قاعدتا این سختی هم نقش تربیتی دارد در واقع رنج تعالی دهنده انسان است

جامعه ی غربی از رنج جسمی و مایحتاج اولیه عبور کردن و الان در رنج روحی به سر می برن
به نظر نباید مثل این افراد از مدرنیته فرار کرد بلکه باید رویکردی تصرف نسبت به تکنولوژی داشت همان دیدگاه امام خمینی
و دیدگاه پس زدن غرب هم تفکر تحجر و طالبانیه و دیدگاه غرب پرستی هم روشنفکران اخیر

اولا تشکر از خانوم یاسین بابت طرح مبحث
دوم اینکه عکس های اغواکننده قرار ندهید
زندگی روستایی فارغ از تکنیک واقعا سخته
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، Eve ، یاســین ، رکن الهدی ، شیدا ، السا ، مهشاد ، حضرت عشق ، ( علقمه ) ، عقیق
۱۹:۱۳, ۴/دی/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۳ ۱۹:۱۵ توسط السا.)
شماره ارسال: #15
آواتار
هر موقع فکر می کنم ب اینکه بین شهر رو روستا یکی رو انتخاب کنم، واقعا میان دو دلبر دو دل میشم ConfusedBlush

نه میشه شهر رو ب خاطر روابط و امکانات و فرصتهای جدیدش رها کرد
نه میشه از آرامش روستا و روابط ساده و قشنگ اجتماعیش و سلامت محیطش ساده رد شد

اگه این جا نزدیک خونه ما بود :
[تصویر: 044.jpg?itok=o1FlnScI]

بجای اینکه موقع هایی ک میخوام فکر کنم، بشینم توی اتاق و ب برگه و دفترهام نگاه کنم، میرفتم اینجا قدم میزدم یا اینکه ی صندلی میذاشتم و چند ساعت همونجا میشستم
اون جنگل انتهاش هست ... میبینین ؟؟
صبح تا شب اونجاها میرفتم و میومدم
دفتر و کتاب رو میبردم اونجا درس بخونم حداقل!

از طرفی فکر می کنم زندگی ب مدل روستایی، اجازه همچین کاری رو نمیده، از بس وقت آدم پر میشه با کارهایی ک باید انجام بدیم و این کارها، نه اجازه میده ک ب فکر کارهای دیگه باشی، نه در پایان روز، انرژی ای برای آدم باقی میمونه ک بخواد ب برنامه هاش برسه
مثلا من بخوام هم دانشگاه برم، در کنارش دو تا کلاس دیگه برم و کتاب بخونم و ....، فکر نکنم فرصتش بشه با حجم کار فیزیکی بالایی ک باید ی آدمی ک توی روستا زندگی می کنه، انجام بده
البته واقعا نمیدونم دارم درست میگم یا نه، چون تاحالا اصلا تجربه زندگی کردن ب سبک روستایی رو نداشتم Sad


دوست داشتن ی چیزه، توانایی انجام دادنش هم ی چیز دیگه ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، مهشاد ، حضرت عشق ، شیدا ، ( علقمه ) ، یاســین ، Eve ، عقیق
۲۰:۲۰, ۴/دی/۹۳
شماره ارسال: #16
آواتار
نقل قول:
1- ایا حاظرید برای زندگی به اینجاها برید،مثلا اگه مشابه اش در کشور ما وجود داشت؟

2-تصور کنید بعد بگید که سخت ترین چیزی که از زندگی شهری از دست میدید و بهش وابسته هستید چیه؟(البته من نمیدونم اونجاها اینترنت و .... هست یا نه)

3-فکر میکنید چه تاثیری در زندگی دنیوی و اخروی شما بزاره؟

4-به نظرتون چرا یه ادمی که در اروپا زندگی میکنه و میشه گفت نسبت به بقیه جاها رفاه شهروندی داره باید شهر رو ول کنه و به روستا بره؟
1- من همیشه آرزو داشتم که تو سال 1500 بدنیا میومدم میرفتم آمریکا. جای دبش دست نخورده. ای روزگار :| طبیعت چی شد ؟؟
2. سخت ترین چیز؟ شاید چیپس و پفک باشه .
3- کلا هم تو دنیا هم تو آخرت عاقبت به خیر میشم.
4- اروپایی ها که دارن روستا رو میارن تو شهر. ولی چون آدم از صدای ماشین و قطار و همه چی زده شده. من صبح های جمعه که با صدای بوق ماشین و صدا جوشکاری و برش و اینا بیدار میشم. روزم هدر میره.
ولی انسان خیلی عاشق طبیعته.
چند روز پیش تو app store بودم، یک برنامه دیدم که نوشته بود ( راحت تر بخوابید) دانلود کردم دیدم نوشته " وقتی خواستید بخوابید برنامه رو اجرا کنید " اجرا کردم دیدم صدای باد و بارون و رعد و برق و بلبل و سورتمه اسب و ... میده. ( خودت میتونستی انتخاب کنی که کدومش باشه ) . احساس خیلی خفنی بود. خر کیف شدم. به این شکل :
[تصویر: 484264_AxBa7CzF.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، Eve ، مهشاد ، حضرت عشق ، شیدا ، نورالسادات ، السا ، یاســین ، عقیق ، ضحی رحمانی
۰:۱۷, ۵/دی/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۳ ۱۶:۱۸ توسط عبدالرحمن. علت ویرایش: ویرایش همون شاه بیته)
شماره ارسال: #17
آواتار
تاپیک خیلی خوبیه ولی احتمالا از مقصد اصلی سازنده تاپیک فاصله گرفتید

(سازنده تاپیک:نه مقصدم همین بود!!!)

صرف زندگی توی شهر یا روستا نمیتونه مطلقا خوب یا بد باشه

اگر چنین اکوویلیجایی (خدایا آبرومو حفظ کن Big Grin ) بوجود اومدن ره آورد زندگی مدرنه

اینا دارن خط به خط برامون راه مشخص میکنن

پناه بردن به چنین اماکنی انسان رو دچار تفکر صفر و صدی میکنه

در حالی که اسلام تعادل رو اورده

زندگی تو شهر یه خوبیایی داره و زندگی تو روستا هم همینطور

باید دانشگاه های ما یه حرکتی بزنن شهر بسازن برامون (بصورت نظری)

شاه بیت ارسالم همون صفر و صدی بود

مدیونی فکر کنی کلمات رو از جایی کپی کردم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، حضرت عشق ، شیدا ، نورالسادات ، رکن الهدی ، Bidel.s ، السا ، یاســین ، عقیق ، azade
۱۱:۰۷, ۷/دی/۹۳
شماره ارسال: #18
آواتار
سلام دوستان

ببخشید بابت تاخیرم

میخوام دوتا موضوع جدا رو مطرح کنم،که قرار بود دو تا تاپیک جدا بزنم ،منتها چون به طبیعت ربط داشت یکی کردم:

1- زندگی در اکوویلیج ها
2- ثمرات زندگی در طبیعت و ایت شناسی

این پست در مورد اکوویلیج هاست:

نقل قول:
دوم اینکه عکس های اغواکننده قرار ندهید
Big Grin
اخه موضوع همینه،به عکس های زیر نمیگن اکوویلیج(در فارسی میشه روستای پایدار یا سازگار با محیط زیست) ،قرار نیس بریم تو خاک و خول زندگی کنیم.

[تصویر: 9k=]




[تصویر: 735023.jpg]



اون عکس های پست اول،مثل این:


[تصویر: 042.jpg?itok=0oifkjIl]



خوب سنگال کشور ثروتمندی نیست،اما من نمیدونم چرا روستاهای ایران،اکثرا زشت و کثیف هستند،دیگه تمیز کردن که پول نمیخواد.
حرف این روستاهای سازگار با محیط زیست این نیست که بریم روستا زندگی کنیم،حرف اینه ،روستایی بسازیم که تمام نیازها داخل روستا تامین بشه.خودکفاست.کسی بیکار نیست.و از انرژی های سازگار با طبیعت استفاده میشه.مثل باتری خورشیدی.یا اگه در جنگل هست،بیس اصلی خانه ها چوبه،اگه کویریه،گل رسه و ...

استاندارهایی تعریف میشه و بعد وارد شبکه جهانی اکوویلیج ها میشن،جالبه بدونید که اسراییل خیلی از این دهکده ها داره.همین نشون میدونه که چیز خوبیهBig Grin

1- تمام اعضا همدیگر رو میشناسن،معمولا 50-400 نفر جمعیت دارند و در خیلی گسترده ها ،نهایت 3000 نفر.
2-یه زمانی از روستاها به شهر ها مهاجرت شد،یه عده ام روستاهاشون رو به شهر تبدیل کردن.اما در یک حرکت نواورانه یه عده در جهان اومدن و روستاشون رو از شهر پیشرفته تر کردن.

اینکه از پلاستیک و اتومبیل و کود شیمیایی و سم و ... استفاده شه،تمدن نیست،اینکه زبان طبیعت رو بفهمیم و بدونیم که انسان با تنظیم و پدیده ها میتونه در طبیعت زندگی کنه و طبیعت هم کمکش میکنه،هنره و اوج تمدن.
3- بحث سر این نیس همه بیان روستا،اما لزومی هم نداشت همه برن شهر.(نقشه جهانی)

4-از تمامی پسماندهای جامد و غیر جامد استفاده میشه،پلاستیک که ندارند،بقیه زباله هام قابل بازگشت به طبیعته.





[تصویر: 020.jpg?itok=ys2CPkm4]



نکته جالب:
معمولا این روستاها در برابر تلاطمات اقتصادی و سیاسی مصون هستند.
حالا تصور کنید در زمان فعلی که ما تحریم هستیم اگه حتی 40 درصد جامعه ما یه همچین زندگی داشتن،چقدر متفاوت بودیم،دیگه با تغییر نفت و طلا و دلار،اینقدر جامعه متزلزل نمیشد.
به نظرم یکم روش کار شه،الگوی قابل تاملی هست.

در قسمت بعدی بیشتر با این روستاها اشنا میشیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، Kol ، Tolou ، Eve ، رکن الهدی ، اولولالباب ، عقیق
۱۵:۲۴, ۷/دی/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۳ ۱۵:۲۹ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #19
آواتار
(۵/دی/۹۳ ۰:۱۷)عبدالرحمن نوشته است:  تاپیک خیلی خوبیه ولی احتمالا از مقصد اصلی سازنده تاپیک فاصله گرفتید

(سازنده تاپیک:نه مقصدم همین بود!!!)

صرف زندگی توی شهر یا روستا نمیتونه مطلقا خوب یا بد باشه

اگر چنین اکوویلیجایی (خدایا آبرومو حفظ کن Big Grin ) بوجود اومدن ره آورد زندگی مدرنه

اینا دارن خط به خط برامون راه مشخص میکنن

پناه بردن به چنین اماکنی انسان رو دچار تفکر صفر و صدی میکنه

در حالی که اسلام تعادل رو اورده

زندگی تو شهر یه خوبیایی داره و زندگی تو روستا هم همینطور

باید دانشگاه های ما یه حرکتی بزنن شهر بسازن برامون (بصورت نظری)

شاه بیت ارسالم همون صفر و صدی بود

مدیونی فکر کنی کلمات رو از جایی کپی کردم
دیروز اقای رحیم پور در این مورد چیزای جالبی گفتن
گفتن که اینکه کسی فکر کنه اسلام میگه باید رفت روستا زندگی کرد غلطه،هر جایی بشه اسلامی زندگی کرد خوبه و اگه نشه بده.

منتها شهر اسلامی یه مولفه هایی داره که باید نشان دهنده اون ایدوئولوژی در اون کشور باشه.مثلا در شهر اسلامی حتما باید یتیم خونه ی مجهز و خوب،مهمانسرا برای در راه مانده ها و ابن سبیل داشته باشه،اماکن ورزشی و تفریحی سالم.
خیلی هم به اراستگی شهری تاکید داشتن،شاید خیلی ها فکر کنن تجمله اما نباید زشت باشه که متاسفانه در ایران عادیه.


این جمله شون جالب بود (نقل به مضمون)که اگه کسی فکر کنه ادم تو مسجد مسلمون تر از ورزشگاهه،تفکر سکولاریه
یک مسلمان چه در مسجد و چه در ورزشگاه،باید سبک زندگی اسلامی داشته باشه.(یعنی تو همون ورزشگاه ،همینکه فحش ندی و خوش اخلاق باشی و حسودی نکنی و ...،خودش مسلمونیه دیگه)
باید همه دین رو از حالت تئوری به زندگی اجتماعی،بکشونن.
میگن وقتی امام زمان علیه السلام بیان،اون حالت هایی که نفعش به یکی اما ضررش به همه رو برمیداره.
مثلا طرف ماشین نداره،باید الودگی ماشینای بقیه رو تحمل کنه.
یا فاضل اب های صنعتی که میره تو محل زندگی بقیه
.....
در واقع این یکی از مصادیق بی عدالتیه

اون افرادی که در مورد معماری اسلامی مطالعه داشته باشن میدونن که معماری اسلامی یکی از مصادیق تمدن هست.

نقل قول:اینا دارن خط به خط برامون راه مشخص میکنن

پناه بردن به چنین اماکنی انسان رو دچار تفکر صفر و صدی میکنه

من در این مورد خیلی بدبین نیستم.چون به ضرر منافع سرمایه داری هست.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رکن الهدی ، Eve ، السا ، عقیق
۱۵:۵۹, ۷/دی/۹۳
شماره ارسال: #20
آواتار
شبکه 4یه مستند نشون می داد تو کشورهای اروپایی وآمریکا آدمایی که خونه هایی ساخته بودن در عین مجهز بودن شیک بودن کاملا با طبیعت سازگار بودن انرژی های گرمایی رو خوده خونه ها تامین می کردن تمام مصالح به کار رفته از طبیعت بود هیچ چیز صنعتی یا پلاستیکی وجود نداشت حتی یه خونه رو نشون می داد وسط طبیعت انقدر طبیعی ساخته شده بود حیوونا متوجه نمی شدن ساخته بشر یهو میرفتن بالا پشت بام خونهBig Grin
خلاصه خیییییییییییلی جالب بود...حتی سیستمی داشتن که آب خونه اشون رو تصفیه می کرد آب حمام جدا آب ظرف شستن جدا...یعنی اصن آب هم هدر نمی رفت...
ما فعلا هنر کنیم به قول یاسین جون این چهره زشت روستاهامون رو درست کنیم والا بخدا دو تا روستا تو کشور داریم که تروتمیز خب چرا بقیه مثلا مثله ابیانه و ماسوله نباشن ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، Kol ، Eve ، عقیق ، ضحی رحمانی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا