|
۞ حج با معرفت ۞
|
|
۱۵:۲۸, ۴/مهر/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() کن سعی که باصفا چو زمزم باشی
در قرب به گل، پاک چو شبنم باشی *** ای مُجرم محرم، به حرم حرمت دار
مُحرم که شدی، بکوش مَحرم باشی ![]() امام(علیه السلام) از وی پرسيد: ای شبلی حج گذاردی؟ شبلی: آری يا ابن رسول الله. امام(علیه السلام):زمانی که به ميقات فرود آمدی آيا نيت کرده ای که جامه معصيترا از خود بدر آوردی و جامه طاعت پوشيدی؟ شبلی :نه. امام (ع) زمانيكه از جامه خود برهنه شدي ، آيا نيت كردي كه از ريا و نفاق برهنه شدي ؟ شبلي : نه . امام(علیه السلام):زمانی که غسل کردی آيا نيت کردی خويشتن از بديها و گناههاشست و شو دادی؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام): ايا خويشتن را پاكيزه كردي و احرام بستي ؟ و عقد وقت حج بستی؟ شبلی:آری. امام(علیه السلام): زمانی که خود را پاکيزه کردی و عقد بستی آيا نيّت کردی که آنچه را خداوند متعالی حرام کرده است بر خويشتن حرام کرده ای؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام): زمانی که عقد حج بستی آيا نيّت کردی که هر عقدی برای غيرخداوند عزّوجلّ است گشودی؟ شبلی:نه. امام(علیه السلام): خويشتن را پاکيزه نکردی و احرام نبستی و عقد حج نبستی.امام (علیه السلام) فرمود:آيا داخل ميقات شدی و تلبيه گفتی؟ شبلی :آری. امام (علیه السلام):آنگاه که داخل ميقات شدی آيا نيّت کردی که به نيّت زيارت داخل شدی؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام):آنگاه که دو رکعت نماز گذاردی نيّت کردی که به خداوند متعال به بهترين اعمال و بزرگترين حسنات عباد که نماز است تقرّب جستی؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام): آنگاه که تلبيه ( لبيك ) گفتی آيا نيّت کردی که برای خداوند به هر طاعتی گويا شدی و از معصيت او خود را بازداشتی؟ شبلی : نه امام (علیه السلام):در ميقات داخل نشدی و نماز نخواندی و تلبيه نگفتی .سپس امام (علیه السلام) فرمود : آيا در حرم داخل شدی و کعبه را ديدی و نماز خواندی؟ شبلی :آری. امام (علیه السلام): آنگاه که داخل حرم شدی نيّت کردی که برخود هرگونه عيب اهل ملّت اسلام را حرام کرده ای؟ شبلی :نه. امام (علیه السلام): آنگاه که به مکه رسيدی و کعبه را ديدی و دانستی که آن خانه خدا است آيا قصد خداوند سبحان کردی و از غير او بريدی؟ شبلی: نه. امام (علیه السلام): پس نه داخل مکه شدی و نه داخل حرم.سپس امام (علیه السلام) فرمود:آيا طواف بيت را بحای آوردی و ارکان را مسّ کردی و عمل سعی را انجام دادی؟ شبلی :آری. امام (علیه السلام):آنگاه كه سعی کردی آيا نيّت کردی که از همه گريختی و بسوی خداوند فرار کردی و صدق اين نيّتت را علاّم الغيوب شناخت؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام): نه طواف بيت کردی و نه سعی بجا آوردی.سپس امام (علیه السلام) فرمود:آيا در مقام ابراهيم (علیه السلام) وقوف کردی و در آن مقامدورکعت نماز گزاردی؟ شبلی : آری. امام (علیه السلام) در اين هنگام صيحه ای برآورد که نزديک بود از دنيا مفارقت کندسپس فرمود:آه آه کسی که به مقام قرب رسيده و با خدا مصافحه کرده کجا است؟حقتعالی با آن عظمت و جلال، مسکينی را به اين مقام برساند آيا جايز است بر او که حرمت چنين پروردگار مهربان را ضايع کند؟هرگز چنيننيست که کسی با خدا مصافحه کند بعد از آن مخالفت او را جايز داند.پس از آن فرمود:آنگاه که در مقام ابراهيم ايستادی آيا نيّت کردی که بر انجام هرطاعت ايستادی و پشت به هر معصيت کردی؟ شبلی :نه. امام (علیه السلام):آنگاه که در مقام ابراهيم دو رکعت نماز گزاردی آيا نيّت کردی کهچون نماز ابراهيم (علیه السلام) نماز گزاردی؟ و به نمازت بينی شيطان را بخاکماليدی؟ شبلی :نه. امام (علیه السلام):پس در مقام نايستادی و در آن نماز نخواندی.پس از آن فرمود:آيا بالای چاه زمزم برآمدی؟ شبلی :آری. امام (علیه السلام):آنگاه که بربالای چاه زمزم برآمدی آيا نيّت کردی که بر طاعت برآمدی و چشمت را از معصيت پوشاندی؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام):پس بر چاه زمزم برنيامدی و از آن ننوشيدی.پس از آن فرمود:آيا سعی ميان صفا و مروه را بجای آوردی و در ميان آندو مشی و تردّد داشتی؟ شبلی :آری. امام (علیه السلام):از سعی ميان صفا و مروه آيا نيّت کردی که در ميان خوف و رجايی؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام):پس نه سعی کردی و نه مشی و تردّد بين صفا و مروه.پس از آن فرمود:آيا از مکّه خارج شدی و منی رفتی ؟ شبلی:آری. امام (علیه السلام):به منی رفتی، آيا نيّت کردی که مردم را از زبان و دل و دستخود ايمن گردانيدی؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام):پس به منی نرفتی.بعد از آن امام (علیه السلام) فرمود: آيا در موقف عرفه وقوف کردی ؟و بر جَبَل الرحمة برآمدی؟ و شناختی و خداوند متعالی را در جبل الرحمة و جمرات خواندی؟ شبلی:آری. امام (علیه السلام):در موقف عرفه آيا در معرفت حق سبحانه و تعالی و اطلاع او رابر سرائر و قلب خود شناختی؟ شبلی:نه. امام(علیه السلام):برجبل الرحمة که بالا رفتی آيا نيّت کردای که خداوند هر مؤمن ومؤمنه را رحمت می کند؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام):آيا بر مُزدلفه(مشعر) رفتی؟ و از آنجا سنگ ريزه ها را از زمين برکندی؟و به مشعر الحرام مرور کردی؟ شبلی:آری. امام (علیه السلام):آنگاه که در مزدلفه مشی میکردی و از آن سنگريزه ها بر میکندی آيا نيّت کردی که هر معصيت و جهل را از خود برکندی و هر علم و عمل را در خود نشاندی؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام):به مشعرالحرام مرور کردی آيا نيّت کردی که شعائر اهل تقوی و اهل خوف را شعار قلب خود قرار دادی؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام):پس در مزدلفه مشی نکردی، و آن سنگريزه ها برنداشتی و بهمشعرالحرام مرور نکردی.پس از آن امام (علیه السلام) فرمود: در منی نماز گذاردی؟ و رمی جمره کردی؟و حلق رأس (سرتراشيدن)را انجام دادی؟و فديه (قربانی)خود را ذبح کردی؟ و در مسجد خيف نماز خواندی؟ و به مکّه بازگشتی؟ و طواف افاضه بجای آوردی؟ شبلی:آری. امام (علیه السلام):آنگاه كه به منی رسيدی و رمی جمره کردی آيا نيّت کردی که به مطلب رسيدی و هرگونه حاجت تو برآورده شده است؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام):آنگاه كه سر تراشيدی آيا نيّت کردی که از پليديها پاک شدی و از هر گناه و بد عاقبتی که بنی آدم را ست بدرآمدی و مثل آن روزی شدی که از مادر متولد شدی؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام):آنگاه که در مسجد خيف نماز خواندی آيا نيّت کردی که نترسیمگر از خدا و اميدوار نباشی مگر به رحمت او؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام):آنگاه که قربانی خود را ذبح می کردی آيا نيّت کردی که طمع راسربريدی و به ابراهيم(علیه السلام) به ذبح فرزندش اقتدا کردی؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام):آنگاه که به مکّه بازگشت کردی و طواف افاضه بجای آوردی آيانيّت کردی که افاضه(کوچ کردن) به رحمت خدا کردی و به طاعت او بازگشت کردی و بسوی او تقرب جستی؟ شبلی:نه. امام (علیه السلام) فرمود:پس به منی نرسيدی و رمی جمره ها نکردی و حلق رأسانجام ندادی ، و قربانی ات را ذبح نکردی، و در مسجد خيف نماز نگذاردی، و طواف افاضه بجای نياوردی، و بسوی خداوند تقرّب نجستی،چه اينکه تو حج نکردی.پس شبلی از تفريط حجّش به ندبه و زاری افتاد و پيوسته آداب حج میآموخت تا سال ديگر از روی معرفت و يقين حج بگذارد. اللهم الرزقنا حج بیتک الحرام فی عامی هذا وفی کل عام
منابع:حج در آیینه شعر...راسخون عرفان اسلامی |
|||
|
|
۲۳:۵۰, ۴/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۳ ۱۷:۲۸ توسط شیدا.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
تا می توانید در جوانی درست حاجی بشوید که پیری دیر است و از سعدی شیرین سخن شیراز هم گوش کنی شیرین است : دمی چند گفتم بر آرم به کام دریغا که بگرفت راه نَفَس دریغا بر خوان الوان عمر دمی خورده بودیم و گفتند بس [b]خوشا به حال جوانی که در مدینه و مکّه در کهف ولایت قرار گرفته و بر مشرب اصحاب کهف، کهفِ قرآن اند که بر اساس « بسم الله الرحمن الرحیم » در این کهف انواع عبرت برای اهل دل نقل شده است. عمده آن است صاحب قدرت روحی ایمان باشی که از روشن روانی اگر پیرِ سنّی هم بشوی جوان قلبی و روحی باشی. اگر با « بسم الله الرحمن الرحیم » باشی روشن روانی. البته هر پیری روشن روان نیست چه اینکه هر پیری هم پیر جوان نیست. حقّا که حاجی جوان، جوانِ حاجی هاست لذا صاحب دل نورانی در صفاست و قربانی راه دوست در مِناست، چه اینکه صاحب روح محمّدی در غار حراست. او را در عرفات، عرصات است و در مشعر کوچ، و در رمی جمرات رجم همزات. او را چون قریب العهد به مبدأ هست و هنوز در گرداب تعلّقات دنیا غرق نشده، سعیِ بین صفای دل و مروّت عقل راحت است. پس ببین جوانی یا نه... [/b] (اسرار حج استاد صمدی آملی) |
|||
|
|
۲۱:۳۹, ۵/مهر/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
![]() امام صادق علیه السلام می فرماید: چون اراده حج کردی قلبت را برای خدا از هر شاغلی و حجابی خالی کن و تمام امور را به خالقت واگذار و در جمیع حرکات و سکنات خود بر او توکل کن و تسلیم قضا و قدر و حکمش باش و دنیا و مافیها را رها کن و حقوقی را که از مخلوق بر گردن داری ادا کن. و بر توشه و مرکب و دوستانت و قدرت و جوانیت تکیه نکن که مبادا دشمن و وبال تو شوند، زیرا کسی که ادعای رضایت خدا را می کند و بر غیر او تکیه می کند، خدا آنها را دشمن او و سبب بد عاقبتی او می کند تا بداند که نه او قدرت و حیله ای دارد و نه هیچ کس دیگر مگر با توجه و توفیق خدا. پس چنان آماده شو که گویا امید بازگشت نداری، در راه مصاحب نیکو باش و فریضه های الهی و سنن نبی اکرم صلی الله علیه و آله را در اوقات مخصوصه به جای آر و ادب و تحمل و صبر و شکر و شفقت و سخاوت و انفاق توشه را دائما مراعات کن. سپس با آب توبه خالصانه گناهانت را شسته لباس صدق و صفا بپوش و خضوع را پیشه کن و هرچه را که از یاد خدا بازت می دارد و از اطاعات او محرومت می کند بر خود حرام کن.
|
|||
|
|
۱۳:۱۶, ۶/مهر/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
|
۱۷:۳۵, ۱۱/مهر/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
![]() لبیک گویان آنگاه به عنوان یک اجابت صادقانه از دعوت خدا لبیک گویان به دستگیره محکم الهی چنگ بزن و همان گونه که با بدنت در میان مردم طواف کعبه می کنی با قلبت در جمع ملائک، عرش خدا را طواف کن و چنان هروله کن که گویا به سوی محبوب می روی و از حول و قوّه خود بیزاری جوی و با خروج به سوی منی از غفلت و لغزش هایت خارج شو، و آنچه را که شایستگی اش را نداری و بر تو حلال نیست تمنّا نکن و در عرفات به اشتباهات خود اعتراف کن و در همان جا با خدا در قبول وحدانیتش تجدید عهد کن و در صحرای مشعر به او تقرب جوی و از مخالفت او بپرهیز و با بالا رفتن از کوه، روحت را به ملأ اعلی پرواز ده و به وسیله قربانی طمع و هوای نفست را ذبح کن، و شهوات و پستی ها و جمیع صفات نکوهیده را در رمی جمرات از خود دور کن و با تراشیدن سر عیوب ظاهر و باطن را ازاله کن، و با دخول در حرم خود را در کنف ستر و امان و حراست خدا قرار داده، صاحب حرام را بزرگ شمار و با جلال و عظمتش آشنا شو و با استلام حجر الاسود رضایت خود را به قسمت الهی و خضوع در مقابل عزتش را اظهار کن، و در آن هنگامی که برای خداحافظی طواف می کنی ماسوای او را رها کن. و چون به صفا می ایستی روح خود را برای دیدار او در روز موعود صفا ده و چون به مروه قرار گرفتی اوصاف خود را در دیدگاه خدا از هر زشتی پاکیزه کن. و چون اعمالت به پایان رسید بر شرطی که با خدا بستی تا قیامت پایدار بمان و به عهدی که با او بستی وفا کن و بدان که خدا حج را واجب کرده و آن را از میان همه طاعات به خودش نسبت داده می فرماید: «وَ لِلّهِ عَلَی النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ اِلَیْهِ سَبیلاً» و نبی اکرم صلی الله علیه و آله سننی در خلال مناسک آن با ترتیبی که هست تشریع کرده همه برای این است تا به مسلمانان در درک مرگ و قبر و بعث و قیامت کمک کنند و صاحبان عقل و پند پذیران قبل از ورود به صحنه محشر با مشاهده مناسک حج از اول تا آخر چگونگی دخول اهل بهشت را به بهشت و دخول اهل نار را به جهنم مشاهده کنند.
|
|||
|
|
۰:۳۰, ۱۲/مهر/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
![]() عزم حج
سزاوار است کسی که آهنگ حج می کند بداند که تصمیم بر امری گرفته که شأنی رفیع و خطیر دارد. پس باید عجله کند و تصمیم بر عملی خالصانه برای خدا دور از ریا و سمعه گیرد، وگرنه مال خود تلف کرده و نفس خود به رنج سفر گرفتار نموده کسب گناه کرده است و زیان بار دنیا و آخرت شده و همین است زیان آشکار. پس باید قبل از حرکت، ردّ مظالم نموده توبه ای خالصانه کند و تا از گناه پاک نشده به سوی پروردگار خود روی نیارد که از سفرش جز رنج چیزی عایدش نخواهد شد. و در این سفر، سفر آخرت را به یاد آرد که در پیش روی اوست و باید به زودی آن را طی کند. |
|||
|
|
۰:۵۷, ۱۲/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مهر/۹۳ ۱:۰۸ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
***
|
|||
|
|
۱۱:۵۸, ۱۳/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مهر/۹۳ ۱۶:۰۴ توسط شیدا.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
![]() عید سعید قربان مبارک ![]() توشه به هنگام برداشتن توشه، توشه سفر آخرت را به یاد آرد زیر سفر آخرت بسی دورتر است و نیازش به توشه اعمال صالحه بیشتر. پس باید بترسد از اینکه اعمالی که توشه راه آخرتش هستند بعد از مرگ برایش نمانند و قبل از آن بوسیله ریا باطل شده باشند. |
|||
|
|
۱۶:۰۱, ۱۳/مهر/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
![]() چو بر مرکبش سوار می شود خدا را بر این نعمت شکر گزارد. و آنگاه به یاد مرکبی بیفتد که برای سفر آخرت بر آن سوار می شود، یعنی همان تابوتی که بوسیله اش جسدها را حمل می کنند. بسیار عجیب است حال کسی که برای سفرهای مشکوک دنیا که تحقّق آنها حتمی نیست خود را آماده کند ولی برای سفر حتمی آخرت آماده نیست. |
|||
|
|
۲۰:۲۸, ۱۳/مهر/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
![]() به هنگام خرید احرام به یاد کفنی باش که در آن پیچیده می شوی. زیرا بنده یک تکه از لباس احرام را به دوش می اندازد و یکی را به کمی می بندد تا به کعبه نزدیک شود و چه بسا که سفرش تمام نشود و موفق به انجام حج نگردد ولی بدون شک خدا را در حالی که در کفن پیچیده شده ملاقات خواهد کرد و هم چنان که کعبه را در حالی زیارت می کند که با لباس همیشگی اش فرق دارد، خدا را با لباسی ملاقات می کند که با لباس دنیا کاملاً متفاوت است. به هر صورت دو لباس کفن و احرام با هم بسیار نزدیکند چون در هیچ کدام دوختی به کار نرفته. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: %D8%A8%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_.png]](http://s5.picofile.com/file/8142835300/%D8%A8%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_.png)
![[تصویر: me28980282.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8142840150/me28980282.jpg)




***