|
پیرامون آیه لا یکلف الله ... نظری ندارید ؟!!
|
|
۴:۰۴, ۶/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۳ ۱۳:۲۸ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() لا یکلف الله نفس الا وسعها .... خداوند هيچ كس را جز به قدر تواناي اش تكليف نمی کند... همانطور که می دونیم این قسمت که در بالا ذکر کردیم چند بار در قرآن کریم ذکر شده . می خواهیم بدونیم این " حد ِ وسع " که خداوند به اندازه اش از انسان انتظار دارد چه هست .
پ.ن فسفر بسوزانید که بسیار ثواب دارد ! ![]() اینقدر کپی پیست نکنید ! یک کم فکر کنیم شاید کسی رو هم ما نجات دادیم از افکار اشتباه ! |
|||
|
|
۱۰:۰۹, ۶/مهر/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
من یه فضولی بکنم...
هرکسی الان با دیدی میتواند به این سوال خیلی خوب نکاه کند... ولی اگر با مبنای حرکت جوهری ملاصدرا بخواهیم جواب بدیم فوق العاده است... در آن سیر دیگر حدی باقی نمی ماند... راه تا بی نهایت است. سخن بسیار است. بنده صبر میکنم تا دوستان دیگر هم تشریف بیاورند و از نظراتشان بهره مند شویم.
|
|||
|
|
۱۲:۴۳, ۶/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۳ ۱۲:۴۳ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
شما رو به خدا به این سوال جواب خوبی بدید.
شده مستمسک برخی برای اینکه از زیر بار مسئولیت فرار کنند. هر جا دوست ندارند کاری کنند سریع لا یکلف الله ... |
|||
|
|
۱۲:۵۲, ۶/مهر/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
ممنون از آقا سید ابراهیم.
الان بیشتر از این جمله ی لایکلف الله برای این استفاده میشود که انگار اصلا ما مسولیتی در قبال برنامه و دین نداریم. هر کس دارد زندگی خودش را میکند. با این تفسیری که مردم در قبال این آیه دارند انگار اصلا خداوند از ما انتظاری ندارد. بلافاصله هم میشنویم که خدا رحیم هست. یعنی کلا خودمون رو از زحمت کشیدن خلاص کرده ایم. پس علما. صلحا. چرا اینقدر زحمت میکشیدند؟ خودشون رو تربیت میکردند؟ اصلا با این حرفها راه پیشرفت رو برای خودم و دیگران در واقع میبیندیم. مثل این هست که بگوییم معلم مهربان هست. پس دانش آموز لازم به درس خواندن ندارد. ما نمیدانیم این چه مدل فکر کردن هست؟؟ تا به جهنم نفرستادیمتان دلیل بیاورید ![]() شاید ما رو قانع کردید ![]() شوخی کردم. نظرتون رو بفرمایید دوستان
|
|||
|
|
۱۳:۴۷, ۶/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۳ ۱۳:۵۹ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
عجب سوال سختی بنده در ارتباط با خودمم حتی نمی دونم حدم چقدر است فقط تمام تلاش و حداکثر سعی ام را می کنم البته گاها(غالبا) اشتباه هم می کنم ولی سعی می کنم نواقص را پیدا کنم و مرتفع کنم یا نوعی ظرفیت هایم را افزایش دهم می دانم که در برابر دین و خدایم وظیفه دارم شاید هنوز هم پیدا نکرده ام اما تلاش کردن برای یافتن جایگاه هم خود به نوعی تکلیف است دیگر بر هرکس لازم است که خودش را پیدا کند
هرکس توانایی دارد آنهم توانایی رشد چرا که بزرگترین نعمت خداوند برای انسان قوه عقل است و بر مبنای آن ما صاحب توانایی می شویم اما عده ای هستند که شعور خود را خاموش کرده اند و طوری بر بی عقلی و بی شعوری خود پا فشاری می کنند که آدم احساس در ازای بی شعور بودن پول می گیرند پس کسی می تواند کلا بگوید در حد توانم نیست که کلا از نعمت مغز بی بهره باشد ابتدا باید حس و روحیه توانمدی و پیشرفت در شخص ظهور پیدا کند بعد به وسیله قوه عقل تکامل یابد آنجا توانایی و حد هرکس مشخص می شود و در واقع حیطه کاری و شرح وظاویش (تکلیف) بر مبنای قوت ها و ضعف هایش شکل می گیرد این نمی شود که من چشم هرا فربه کنم شکم را سیر کنم و برطبل بی خدایی بکوبم بعد توجیح کنم که توانایی ام انقدر است پس تکلیفم هم خوردن و خوابیدن است !!! دکمه On/Off شعور اینچنین انسان هایی ینی کجایشان هست ؟؟؟؟ فکر می کنم این آیه مبارکه اشاره و کنایه به قوه عقل داد |
|||
|
|
۱۴:۲۱, ۶/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۳ ۱۶:۳۶ توسط محمد حسین.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله
البته در کنار این آیه ؛ آیه دیگه ای داریم در قرآن که " لیس للانسان الا ما سعی " یعنی بهره انسان به اندازه سعی و تلاشش هست یا به عبارتی هر چقد پول بدی همون قدر آش می خوری! کسانی که بهونه میارن برای اینکه از زیر بار مسئو لیتها شونه خالی کنن و سستی تنبلی کنن فقط خودشون رو گول می زنن و تنها خودشون هستن که ضرر می کنن . به نظرم منظور از آیه " لایکلف الله نفسا الا وسعها " اینه که ما تمام سعی و تلاش خودمون رو کردیم و چیزی از وسع و توانمون کم نذاشتیم و حالا نتیجه رو به خدا میسپاریم . یعنی ما نباید نتیجه گرا باشیم بلکه در هر شرایطی به اون چیزی که وظیه داریم عمل کنیم . اما سوالات شما: "ببینم خداوند مثلا از یک لائیک چه انتظاری دارد ؟!! از همینجاست که باید به این برسیم که چرا پاداش عمل لائیک پیش خدا نیست ؟" اسلام یعنی تسلیم در برابر حق طبق تفسیری که شهید استاد مطهری دارن . یعنی هر کسی در هر جایی هست و در هر شرایطی باید در برابر حق تسلیم باشه و از طرفی با توجه به اینکه حس حق طلبی و حق گرایی در وجود همه انسانها وجود داره باید به دنبال حق و حقیقت باشه . مسئله دیگه تصدیق نیکی و خوبیه . یعنی کسی که خوبی و نیکی دید باید تصدیقش کنه . پس کسی که حقی رو دید و تسلیم نشد و یا خوبی رو دید تصدیقش نکرد در ادای تکلیف کوتاهی کرده . مثلا در مورد واقعه عاشورا کسی چه مومن و چه کافر می تونه حقانیت و مظلومیت و به حق ودن امام حسین (علیه السلام) و یارانش رو تصدیق نکنه ؟ "یا بروید در جزئیات : مثلا اندازه عبادات چقدر باشد خوب هست ؟! مثلا چقدر قرآن بخوانم یا نماز ؟ چه زمانی دیگه کافی هست ؟" خب این هم باز بستگی داره به وضعیت و توان روحی و جسمی و محیط پیرامون ما . و مهمتر به معرفت و محبت و ایمان و رابطه قلبی ما با خدا . هر چقدر ایمان و معرفت و محبت ما به خدا بیشتر باشه مطمئنا عبادت ما هم پر رنگ تر خواهد بود. حالا شاید یه نفر وقت بیشتری برای عبادت داشته باشه بیشتر مثلا نماز یا قرآن بخونه و در عوض کسی باشه که وقت کافی نداشته باشه ولی یه لحظه هم از یاد و ذکر خدا غافل نباشه و .... "یا حد وسع خود ِ شما ، کجاست ؟" والعصر * ان الانسان لفی خسر * هر چقدر هم که تلاش کنم باز هم کمه . متاسفانه اهل کم کاری هستم . به نظرم وسع و توانی که خدا به ما داده خیلی بیشتر از اینهاست . راه تعالی برای همه بازه و این ما هستیم که عزم رفتن نداریم . و لم نجد له عزما .... |
|||
|
|
۲۱:۲۴, ۶/مهر/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
یه بزرگی میگفتن لایکلف الله نفسا الا وسعها یعنی >>>این<<< همین.... |
|||
|
|
۲۲:۴۶, ۶/مهر/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام
در قران آیه های بسیاری برای رشد وجود دارد این آیه همجین معنی نمیده حالا اگر برخی سو استفاده می کنن اون یه حرف دیگس که باید به اونها گفت تمام قران رو ببینن نه فقط همین ایه یاده امام خامنه ای (حفظ الله) در یکی از سخنرانی هاشون درباره خودشون این ایه رو خوندن که من چون نمیتونم جایی برم پس افراد میان به دیدار من (یه همچین چیزی گفتن درست یادم نیست) از اونجایی که انسان از روح و جسم تشکیل شده باید هر دو سالم باشند تا به تکالیف شرعی عمل کرد البته نقص در یکی از این دو باعث میشه انسان کم بیاره و نتونه به وظایفش عمل کنه که اینجا خداوند با این ایه انسان رو از زیر فشار عصبی نجات میده انسانها در اعتقاد و عمل مراتبی دارن درسته که در زمان جنگ ما شهید داشتیم ولی هر کدام از انها مراتبی دارن این ایه ربطی به افراد بی دین نداره و فقط درباره افراد دیندار نازل شده این بحث شخصیش بود ولی درباره تکالیف اجتماعی کار بسیار سخت تر میشه چون تعداد نفوس و مراتب انها باهم فرق داره به همین خاطر حضرت امام (رحمة الله علیه) و امام خامنه ای (حفظ الله) در برابر افرادی صبر پیشه می کنند اساسا اگر تعداد نفوس لازم برای انجام تکالیف اجتماعی باشد غیبت امام زمان (علیه السلام) اینقدر طول نمیکشید اما بحث سو استفاده از این ایه مثل این میمونه که شما اشتباه محاسباتی می کنید (همون اشتباهی که امام خامنه ای به عنوان جنگ نرم از اون یاد کردن) چند وقت پیش هم صراحتا اینو گفتن که حتی اگر اطلاعات شما صحیح باشد در تحلیل دچار اشتباه میشید یادمه یه تکلیفی داشتم که سخت بود رفتم قران رو باز کردم این ایه اومد چند وقت بعد دوباره یه تکلیف برام سخت شد رفتم قران رو باز کردم معنیش این بود که بالاخره سخته که پاداش میدیم یعنی اگر شما بنا باشه تکالیف رو انجام بدید یه فرقان می خواهید تا تشخیص بدید حد این تکلیف چقدره اینجاست که هوای نفس معنی پیدا می کنه و حالا بحث گناه دیگه مطرح نیست بلکه دیگه وقت هوای نفس هست تا افراد با ایمان رو فریب بده تا کم کاری کنن که این در مراتب بالا ممکنه باعث سقوط شما بشه (مثل بالا رفتن از کوه میمونه هر چی بیشتر بری خطر مرگ هم بیشتره) در واقع انسان با دین تا حد ایمان راه میاد ولی اونوقت که باید دنیا رو کاملا کنار بزاره دجار مشکل میشه و سقوط می کنه این اخرین امتحان قبل از ظهور حضرت (علیه السلام) هست که اگر تعداد خاصی از شیعیان بتونن اینکار رو بکنن دیگه ظهور قطعیه چون حتما باید ایمان کامل باشه تا اثر بزاره کامل بودن ایمان مطلب مهمیه به همین خاطر افرادی در حد مرجع تقلید جلوی حضرت امام (رحمة الله علیه) ایستادن و در اینده ای نه چندان دور بعضی در حد مرجع تقلید جلوی امام خامنه ای (حفظ الله) خواهند ایستاد من دیدم منظور از این تاپیک به امروز ما بر میگرده خیلی مصداقی گفتم اساسا توان مومنین بر میگرده به توکل اونها به خدا یعنی این مورد هست که باعث میشه اونها بتونن قیام کنن مثل حضرت امام (رحمة الله علیه) وگرنه هر جور دنیایی حساب کنی پیروزی در کار نیست ولی با توکل همه چیز حتی امکانات درست میشه البته وسع هم فرق دارد مثلا زمانی وسع ما کم میشود مثل بیماری ولی بعد که خوب شدیم وسع ما زیاد میشود پس زمان و حتی مکان در وسع ما نقش دارد وسع کسی که در جامعه شیعی زندگی می کند به مراتب بیشتر از فردی است که در جامعه کافر زندگی می کند نهایتا برای درک بهتر این مطلب انسان باید زمان شناس باشد و شناخت کافی از پیرامون خود داشته باشد و اینجاست که خود سازی را جهاد اکبر نامیدند که هر کس موفق شد پس در جهاد اصغر هم موفق است |
|||
|
|
۳:۱۶, ۷/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/مهر/۹۳ ۳:۱۶ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
خوب ! پس تا اینجا حداقل به این نتیجه رسیدیم که تفسیر آیه لایکلف الله این نیست که خدا کریم هست پس من لازم نیست کاری بکنم .
خوب الان ما از کجا بدونیم که عملی از ما پذیرفته شده هست یا اصلا ایمان ما به درددبخور هست یا نه که روش حساب کنیم یعنی محسوبش کنیم برای نجات خودمون ؟!! اصلا عمل ما خالص بوده ؟ نبوده ؟ یعنی همیشه پس باید تلاش کنیم و این تلاش سقفی برایش موجود نیست . اصلا خدا کریم هست . میزبان سخت گیر نیست . اما دست ما برای اون دنیا خالی هست یا نه ؟!! باید یک توشه برای این منزل جاودانی برداریم یا نه ؟! اصلا سقف رشد یک انسان می دونید کجاست !؟!! و با این تفسیر نادرست داریم ریشه این رشد رو میزنیم ؟!! به قول امضای اون دوست هم تالاریمون می دانی می توانی که باشی ؟!!!! |
|||
|
|
۱۳:۳۹, ۷/مهر/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
فکر می کنم خلوص رفتار ، عملی است درونی البته با این پیش فرض خالصانه بودن عملی را مطرح می کنیم که برای خدا باشد نه خالصانه برای خودمان یا خالصانه برای شیطان
به طور مثال من نظری را در این تایپک درج میکنم خودم و خدا می داند که برای رضای خدا بوده یا فشرده شدن دکمه تشکر (امان از این دکمه وسوسه انگیز) و به رخ کشیدن و مطرح کردن خودم است. هر چه نیتم باشد عمل ثابت است و پارامتر خارجی ندارد که مثلا شما بدانید به نیت تقرب الهی بوده یا نه پذیرفته شدن عملی هم یک بخشش همان نیت است و البته جنبه های دیگری هم دارد ولی بازهم من نمی دانم آیا پذیرفته شده است یا نه به طور مثال شخصی نمازش 10دقیقه طول می کشد و نماز من 30 دقیقه من نمی توانم بر اساس بگویم نماز آن شخص مقبول الهی نیست و نماز من مقبول واقع شده این را خدا می داند و ما تنها برای خود و دیگران از خداوند متعال تمنا داریم و دعا میکنیم که قبول حق واقع شود . پس من نباید حدی را قائل باشم و بگویم همین قدر بس است باید بیشتر تلاش کنم . بنا به آموزه هایم در خوبی ها و خیار از دیگران سبقت بگیرم تنها جایی که غبطه خورد وارد است ما به بزرگان غبطه می خوریم به شهدا غبطه می خوریم و باید با نهایت تلاش خودمان را به آنان برسانیم و این نباشد که بگوییم علی (علیه السلام) از اهل بیت است و ایشان کجا و ما کجا پس من برم دنبال کیف و لذت های دنیوی خودم قدر مسلم ما ، ایشان نمی شویم ولی می توانیم که هرچه بیشتر به ایشان نزدیکتر شویم و امید وار به تقرب هرچه بیشتر باشیم . پذیرش هم به توکل و ایمان و تقوا وابسته است و فاکتور عینی و قابل مشاهده ندارد حد پیشرفت هم نمی توان مشخص کرد اگر بخواهیم ائمه اطهار (علیه السلام) و انبیا الهی را اگو قرار بدهیم به زبان ریاضی اینگونه می شود: n=اولیای الهی= بی نهایت ما=n-1 البته پوزش می خواهم برای این بیانم این هم تاز آن مثال های خاک بر سری بنده بود فقط برای تفهیم مطلب ارض کردم در رابطه با توشه هم هر فردی بالاخره مقداری با خود به سفر آخرت می برد مگر ظالمین و کفار حال فردی خرده نان با خود می برد فردی بریانی و کباب ها و بهترین خوراکی ها اینجاست نقش سبقت از هم تلاش بی دریغ پررنگ می شود کسی که از خود سلب مسئولیت می کند می کند به بهانه ای که توانایی ندارم و تکلیفی بر من نیست چیزی با خود نمی برد مگر می شود توانایی نداشته باشد ؟ مثلا ماه مبارک رمضان است در همین پایتخت دراندشت در خیابان فردی را می بیند که دارد علنا سیگار می کشد شاید هزاران دلیل برای منع و بحث با آن شخص بیاورید ولی حداقل می توانید به او اخم کنید که ! ینی کسی هست که حتی چنین توانایی ندارد ؟ شاید هم تکلیفش را نمیداند |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: Besmella.png]](http://s2.picofile.com/file/8101890850/Besmella.png)






