|
هـیهـات منـا الـذلـه ... "ویژه نامه مـحــرم الحرام 1436"
|
|
۲۰:۳۶, ۱۴/مهر/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() ![]() ![]() ![]() . |
|||
|
|
۲۲:۰۶, ۱۴/مهر/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
هو الرزاق هو الستار حسین من حسین من حسین سر بلند من حسین سربلند من... |
|||
|
|
۱۱:۰۱, ۱۵/مهر/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
![]() . . تو بي كران، تو بلندي، تو آسمان، تو صعود
تو آفتاب، تو دريا، تو آب هستي و رود حكايت من و چشمم حكايت عبد است حكايت تو و چشمت حكايت معبود و قبل از آن كه شود جبرئيل حاجي عشق كبوتر حرمت بود و كربلايي بود يكي ز گريه كنان مُحرَمت موسي يكي ز مرثيه خوانان ماتمت داود به نيت همهي خانواده پيغمبر «حسين مني انا من حسين» مي فرمود علی اکبر لطیفیان |
|||
|
|
۱۱:۱۸, ۱۵/مهر/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
روزها را با توسل کردنم شب میکنم دارم از این ناحیه خود را مقرب میکنم خلق تحویلم نمیگیرند، تحویلم بگیر تو که تحویلم نمیگیری همهش تب میکنم عقل را از بارگاه عشق بیرون کردهاند خویش را دارم به دیوانه ملقب میکنم اختیار "عبد" یا "رب" را به دست من دهند اختیارا خویش را عبد و تو را رب میکنم من که عادت کردهام شبها به درس عاشقی روزها فکر فرار از دست مکتب میکنم دیشبم از دست رفت و حسرتش را میخورم گرچه امشب آمدم گریه به دیشب میکنم گفت کارت چیست گفتم چند سالی میشود کفشهای گریه کنها را مرتب میکنم من تمام خلق را یک روز عاشق میکنم من تمام شهر را از تو لبالب میکنم هر سحر از پنجتن، گریه تقاضا کردهام هر چه را دادند یکجا خرج زینب میکنم علی اکبر لطیفیان |
|||
|
|
۱۳:۱۵, ۱۵/مهر/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
خدایا مارا مَحرم ماه محرم کن... فعلا همین را تنها میخواهم...
|
|||
|
|
۱۹:۳۳, ۱۵/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۳ ۱۹:۳۶ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت ![]() در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی جانا روا نباشد خون ریز را حمایت ![]() در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بینهایت ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت این راه را نهایت صورت کجا توان بست کش صد هزار منزل بیش است در بدایت هر چند بردی آبم روی از درت نتابم جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت یا حسین میشه این ماه محرمی ما هم امام حسینی بشیم؟ |
|||
|
|
۲۰:۴۲, ۱۶/مهر/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی نگاه دار دلی را که بردهای به نگاهی مقیم کوی تو تشویش صبح و شام ندارد که در بهشت نه سالی معین است و نه ماهی چو در حضور تو ایمان و کفر راه ندارد چه مسجدی چه کنشتی، چه طاعتی چه گناهی مده به دست سپاه فراق ملک دلم را به شکر آن که در اقلیم حسن بر همه شاهی بدین صفت که ز هر سو کشیدهای صف مژگان تو یک سوار توانی زدن به قلب سپاهی چگونه بر سر آتش سپندوار نسوزم که شوق خال تو دارد مرا به حال تباهی به غیر سینه صدچاک خویش در صف محشر شهید عشق نخواهد نه شاهدی، نه گواهی اگر صباح قیامت ببینی آن رخ و قامت جمال حور نجویی، وصال سدره نخواهی رواست گر همه عمرش به انتظار سرآید کسی که جان به ارادت نداده بر سر راهی تسلی دل خود میدهم به ملک محبت گهی به دانه ی اشکی ،گهی به شعله ی آهی فتاد تابش مهر مهی به جان فروغی چنان که برق تجلی فتد به خرمن کاهی یا حسین |
|||
|
|
۱۸:۵۸, ۱۹/مهر/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم الله....
مانده ام میان گریستن و خندیدن؛ روز عاشورایی که حسین (علیه السلام) به قتلگاه رفت... شاید مجنون شده ام!
پر از اندیشه ی عشق حسین (علیه السلام) ام؛
[b]التماس دعا وقتی که برای زنده کردن «الّا الله» بین آدمهایی که فقط «لا اله» را فهمیده بودند، فریاد زد: «اگر دین محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جز با کشته شدن من نمی ماند پس ای تیغ ها مرا بکشید!» (1) و با لب تشنه هزار و اندی جراحت را - غیر از جراحت عباس و علی اکبر و قاسم- بر جان خرید! پر از اندیشه ی این عشقم و می دانم در کل جهان عاشقانه تر و زیباتر از این صحنه نمی شود یافت؛ و حس می کنم در دلم «و ما رایتُ الّا جمیلاً» (2) آنگاه در میان لبخند، واقعه رخ می نماید: سیه رویانی که بهترین مخلوق را در خون غلتاندند؛ اوج تیرگی زیبایی عشق را خدشه دار می کند. نمی خواهم روضه بخوانم که تفسیر «آب» و «علمدار» و «حرمله» اوج مرثیه است. می دانم که آقای شهیدان را کسی مجبور به شهادت نکرد. می دانم که هر چه شد به اراده ی او بود: قد کشیدن قاسم (علیه السلام) زیر پای سوارها پاره پاره شدن علی (علیه السلام) بی دستی عبّاس (علیه السلام) خون بازی اصغر (علیه السلام) فرود هر چه تیغ و نیزه و سنگ بر تن پاک و مطهرش، حتی اسیری زینب (سلام الله علیها). و می دانم که مولای ما با اوج مظلومیت خویش، حقّ را تا امروز زنده کرد! (3) انگار زیباترین صحنه ی عالم می بایست در زشت ترین روی، رخ می نمایاند و این اوج غربت است؛ نه فقط غربت حسین (علیه السلام) که غربت خدای حسین... پی نوشت: 1. فیا سیوفُ خُذینی (این جمله حدیث نیست ولی بسیاری از معاصرین از زبان امام حسین (علیه السلام) آن را نقل کرده اند؛ با این حال، به نظر می رسد محتوای این سخن برداشت شاعران از مقاتل بوده است.) الشيعة هم أهل السنة - دكتر محمّد تيجاني، ص69؛ لقد شيعني الحسين عليه السلام - إدريس الحسيني المغربي، ص300. 2. جمله ی حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) خطاب به ابن زیاد. معنای جمله: چیزی جز زیبایی ندیدم. سید بن طاووس، اللهوف على قتلى الطفوف، ترجمه احمد فهرى، نشر جهان، متن عربی و فارسی، ص: 160 3. برای مطالعه بیشتر ن.ک به: http://rajanews.com/detail.asp?id=173030 اللهم عجل لولیک الفرج |
|||
|
|
۱۸:۱۷, ۲۲/مهر/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
أَلسَّلامُ عَلى شَهیدِ الشُّهَدآءِ سلام بر شهیدِ شهیدان أَلسَّلامُ عَلى قَتیلِ الاَْدْعِیآءِ سلام بر مقتولِ دشمنان أَلسَّلامُ عَلى ساکِنِ کَرْبَلآءَ سلام بر ساکنِ کربلاء ![]() |
|||
|
|
۱:۱۱, ۲۵/مهر/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله...
حسین، علیه السلام، همه چیز را داد، همه را. حسین (علیه السلام)، قیمتی به سنگینی کل عالم داشت از اینرو، هیچ کس قادر به خریداری اش نبود. قیمت حسین،(علیه السلام)، بهشت نبود، حور و قصور هم نبود، قیمت حسین (علیه السلام) خود خدا بود. حسین (علیه السلام)، ایستاد تا نشان دهد کسی را دوست دارد که می ارزد. او در صحن کربلا حاضر شد
تمامی رنج عالم تمامی مظلومیت و تمامی سوز و داغ و درد فراق را، تاب آورد تا ثارالله شد. حسین (علیه السلام) برای ثارالله شدن، تا بی نهایت در میدان ماند. حسین (علیه السلام) با شأن ثاراللهی ماندگار شد. ابدی شد. مگر خون خدا می میرد؟! از اینرو؛ خانه ی حسین (علیه السلام) خانه ی خدا شد. خاک حسین (علیه السلام)، شرافت یافت و زیارتش همسنگ زیارت خانه ی خدا شد. چرا که: اگر پای در صحن و سرای خدا گذاشتی؛ اگر به صحن مسجد الحرام رفتی؛ اگر چه مسافری، اما، مقیمی، اهل حرمی، خودی هستی، پس نمازت را کامل به جای آور! که در در خانه ی خدایی. تو در خانه ی خودی، در وطن خودی. به همین سان؛ وقتی در حریم امن حسین (علیه السلام) وارد آمدی از خودی اهل خانه ای ؛ مسافر نیستی؛ پس نمازت را کامل کن! [/b] متنی که خواندید بخشی از کتاب «بخت خاک» سفرنامه ی عتبات عالیات «اسماعیل شفیعی سروستانی» است. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| واغربتا...(ویژه نامه شهادت حضرت جواد الائمه(علیه السلام) ) | boghz | 46 | 16,578 |
۳۱/مرداد/۹۶ ۶:۵۸ آخرین ارسال: ماحی |
|
| نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ (ویژه نامه سالروز تخریب بقیع) | حضرت عشق | 11 | 7,092 |
۲۲/تیر/۹۵ ۲۳:۳۳ آخرین ارسال: میثم2 |
|
| ⁂فرصت عاشقی⁂ (ویژه نامه ولادت سه نور ولایت) | Bahar | 60 | 26,317 |
۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۲۵ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| ویژه نامه ی ولادت خزانه دار علم الهی امام باقر علیه السلام | آفتاب | 6 | 4,277 |
۲۰/فروردین/۹۵ ۱۳:۰۳ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| هـیهـات منـا الـذلـه ... "ویژه نامه مـحــرم الحرام 1437" | عبدالرحمن | 83 | 19,806 |
۲۸/اسفند/۹۴ ۹:۵۲ آخرین ارسال: sagheb |
|
| ویژه نامه ولادت امام حسن عسکری علیه السلام-اباالامام المنتظر | mahdy30na | 13 | 5,931 |
۲۹/دی/۹۴ ۱۲:۲۷ آخرین ارسال: ماحی |
|
| ◆۩◆۩◆ ویژه نامه شهادت امام محمد باقر علیه السلام ◆۩◆۩◆ | mahdy30na | 24 | 7,973 |
۳۰/شهریور/۹۴ ۲:۵۰ آخرین ارسال: نورالسادات |
|





![[تصویر: aa2.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8144134400/aa2.jpg)
![[تصویر: aa4.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8144141976/aa4.jpg)
![[تصویر: aa5.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8144176150/aa5.jpg)
![[تصویر: mohr2.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8144365792/mohr2.jpg)






![[تصویر: logo_hosin_talar.png]](http://s5.picofile.com/file/8144563292/logo_hosin_talar.png)




![[تصویر: 01.jpg]](http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/HOSSEIN/veladat/kamel2/01.jpg)