کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
« فليبلغ الحاضر الغائب والوالد الولد الي يوم القيامه »(2)
۱۳:۴۱, ۳۱/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۳ ۲۱:۲۱ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 44270639368944061101.gif]
الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه اميرالمومنين و اولاده المعصومين عليهم السلام

[تصویر: ghadir93.jpg]

عن ابى الحسن "عليه السلام" قال: ولاية على "عليه السلام" مكتوبة فى صحف جميع الانبياء و لن يبعث الله رسولا الا بنبوة محمد ووصية على "عليه السلام".
سفينة البحار 691:2.

امام كاظم "عليه السلام" فرمود: ولايت على "عليه السلام" در كتابهاى همه پيامبران ثبت شده است و هيچ پيامبرى مبعوث نشد، مگر با ميثاق نبوت محمد "صل الله عليه واله" و امامت على "عليه السلام".

[/b]
این سلطنت عشق فقط لایق مولاست

جز آل علی هیچ امامی نشناسیم


ما نسل غدیریم و پس از حضرت
[b] احمد

جز
حیدر کرار امامی نشناسیم[/b]

[تصویر: 47799878861453651666.png]
مسیب بن نجبه گوید:

«حضرت علی علیه السلام مشغول سخنرانی بود که مرد عربی فریاد مظلومیت برداشت، آن حضرت به او فرمود: نزدیک بیا، وی نزدیک شد، امام فرمود: به من به اندازه ی ریگهای بیابان و موهای بدن حیوانات ستم شده است.»
و نیز حضرت فرمود: « من از روزی که خداوند پیامبر خود را از این جهان برد تا به امروز پیوسته مظلوم بوده ام. »
(سفینة البحار - 108/2)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، Bidel.s ، | جستجوگر | ، میم.حسین.الف ، آفتاب ، قلب ، mahdy30na ، رهگذر. ، rezamohammadi ، حضرت عشق ، سدرة المنتهی ، فدک زهرا ، 135 ، شهیدطیبه واعظی ، مهشاد ، حسن عزتي

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۵۷, ۱۲/مهر/۹۳
شماره ارسال: #41
آواتار
[تصویر: ghadir-khom-postal_www.patugh.ir-13.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، aboutorab ، 135
۱:۰۴, ۱۳/مهر/۹۳
شماره ارسال: #42
آواتار
[تصویر: ghadir.jpg]
«يا حُذيفه اِنَّ حجَّةَ الله عَليكم بَعدي عَلي‌ُّبنُ‌ابي‌طالبٍ، الكُفر به كُفرٌٌ بالله وَ الشِركُ به شِركٌ بالله وَ الشَكُ فيه شَكٌ بالله وَ الاِلحادُ فيه ِالحادٌ بالله وَ الِانكارُ له انكارٌ لله و الايمانُ بِه ايمانٌ بالله لِأَنَّه اَخو رسولِ الله وَ وَصيُّهُ و امام اُمَّتِه وَ مَولاهُم وَ هُو حَبل اللهِ المَتين و عُروةُ الوُثقي الَّتي لَاانفِصامَ لَها وَ سَيُهلَكُ فيهِ اِثنان وَ لا ذنبَ لَه، مُحبٌّ غالٍ وَ مُقَصِّرٌ قالٍ؛ يا حذيفه لا تُفارقَنَّ عَليًّا فَتُفارقَني و لا تُخالِفَنَّ عَليًّا فَتُخالِفَني اِنَّ عَليًّا مِنّي وَ اَناَ مِنهُ مَن اَسخَطَهُ فَقَد اَسخَطَني وَ مَن اَرضاهُ فَقَد اَرضاني»

[b]«اي حذيفه، پس از من، علي بن ابي طالب، حجت خدا بر شماست. كفر ورزيدن به او كفر به خدا، و شرك به او شرك به خدا، ترديد كردن در او ترديد در خدا، كج انديشي درباره او كج انديشي درباره خدا، انكار نمودن او انكار نمودن خدا و ايمان آوردن به او ايمان‌ آوردن به خداست. زيرا او برادر رسول خدا و وصي او و پيشواي امت و مولاي آنان است، و اوست ريسمان محكم خدا و استوارترين دستگيره‌اش كه هرگز گسسته نخواهد شد. به زودي دو كس در مورد او هلاك مي‌شوند و گناهش بر عهده علي نيست؛ كساني كه در دوستي خود افراط كنند و كساني كه با وي دشمني ورزند. اي حذيفه هرگز از علي جدا مشو كه از من جدا خواهي شد، و هرگز با علي مخالفت مكن كه با من مخالفت خواهي كرد، علي از من است و من از او هستم. هر كس او را خشمگين كند مرا خشمگين كرده و هر كس او را خشنود سازد مرا خشنود ساخته است »
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، حضرت عشق ، mahdy30na ، 135
۱:۲۶, ۱۳/مهر/۹۳
شماره ارسال: #43
آواتار
شعر غدير
درخواست حسان بن ثابت در مراسم پر شور غدير .
او به حضرت عرض كرد: يا رسول الله ، اجازه مي فرماييد شعري را كه درباره علي بن ابي طالب (به مناسبت اين واقعه عظيم) سروده ام بخوانم؟ حضرت فرمودند: بخوان ببركت خداوند.
حسان گفت:
اي بزرگان قريش، سخن مرا به گواهي و امضاي پيامبر گوش كنيد.

و سپس اشعاري را كه در همانجا سروده بود خواند كه به عنوان يك سند تاريخي از غدير ثبت شد و به يادگار ماند.
ترجمه شعر حسان چنین است:
آيا نمي دانيد كه محمد پيامبر خدا صلي الله عليه و اله و سلم كنار درختان غديرخم با حالت ندا ايستاد، و اين در حالي بود كه جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود كه در اين امر سستي مكن كه تو محفوظ خواهي بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرساني و از ظالمان بترسي و از دشمنان حذر كني رسالت پروردگارشان را نرسانده اي.
.....

در اينجا بود كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم دست علي عليه السلام را با دست راست بلند كرد و با صداي بلند فرمود: هر كس از شما كه من مولاي او هستم و سخن مرا بياد مي سپارد و فراموش نمي كند، مولاي او بعد از من علي است، و من فقط به او – نه به ديگري – به عنوان جانشين خود براي شما راضي هستم.
پروردگارا هر كس علي را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر كس با علي دشمني كند او را دشمن بدار. پروردگارا ياري كنندگان او را ياري فرما بخاطر نصرتشان امام هدايت كننده اي را كه در تاريكيها مانند ماه شب چهارده روشني مي بخشد. پروردگارا خوار كنندگان او را خوار كن و روز قيامت كه براي حساب مي ايستند خودت جزا بده.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، حضرت عشق ، mahdy30na ، 135
۲۲:۴۵, ۱۳/مهر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۳ ۹:۴۳ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #44
آواتار
شعر غدير

[تصویر: eid-ghadir-radsms.net5_.jpg]
بخش ديگري از مراسم پر شور غدير، درخواست حسان بن ثابت بود. او به حضرت عرض كرد: يا رسول الله، اجازه مي فرماييد شعري را كه درباره علي بن ابي طالب (به مناسبت اين واقعه عظيم) سروده ام بخوانم؟
حضرت فرمودند: بخوان ببركت خداوند.
حسان گفت:
اي بزرگان قريش، سخن مرا به گواهي و امضاي پيامبر گوش كنيد.
و سپس اشعاري را كه در همانجا سروده بود خواند كه به عنوان يك سند تاريخي از غدير ثبت شد و به يادگار ماند. ذيلاً متن عربي شعر حسان و سپس ترجمه آنرا معني آوريم:
أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِيَّ مُحَمَّداًلَدَى دَوْحِ خُمٍّ حِينَ قَامَ مُنَادِياً وَ قَدْ جَاءَهُ جِبْرِيلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِبِأَنَّكَ مَعْصُومٌ فَلَا تَكُ وَانِياً وَ بَلِّغْهُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْوَ إِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حَاذَرْتَ بَاغِياً عَلَيْكَ فَمَا بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلَهِهِمْرِسَالَتَهُ إِنْ كُنْتَ تَخْشَى الْأَعَادِيَا فَقَامَ بِهِ إِذْ ذَاكَ رَافِعُ كَفِّهِبِيُمْنَى يَدَيْهِ مُعْلِنَ الصَّوْتِ عَالِياً فَقَالَ لَهُمْ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ مِنْكُمْوَ كَانَ لِقَوْلِي حَافِظاً لَيْسَ نَاسِياً فَمَوْلَاهُ مِنْ بَعْدِي عَلِيٌّ وَ إِنَّنِيبِهِ لَكُمْ دُونَ الْبَرِيَّةِ رَاضِياً فَيَا رَبِّ مَنْ وَالَى عَلِيّاً فَوَالِهِوَ كُنْ لِلَّذِي عَادَى عَلِيّاً مُعَادِياً وَ يَا رَبِّ فَانْصُرْ نَاصِرِيهِ لِنَصْرِهِمْإِمَامَ الْهُدَى كَالْبَدْرِ يَجْلُو الدَّيَاجِيَا وَ يَا رَبِّ فَاخْذُلْ خَاذِلِيهِ وَ كُنْ لَهُمْإِذَا وُقِفُوا يَوْمَ الْحِسَابِ مُكَافِيَا
آيا نمي دانيد كه محمد پيامبر خدا صلي الله عليه و اله و سلم كنار درختان غديرخم با حالت ندا ايستاد، و اين در حالي بود كه جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود كه در اين امر سستي مكن كه تو محفوظ خواهي بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرساني و از ظالمان بترسي و از دشمنان حذر كني رسالت پروردگارشان را نرسانده اي.
در اينجا بود كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم دست علي عليه السلام را با دست راست بلند كرد و با صداي بلند فرمود: هر كس از شما كه من مولاي او هستم و سخن مرا بياد مي سپارد و فراموش نمي كند، مولاي او بعد از من علي است، و من فقط به او – نه به ديگري – به عنوان جانشين خود براي شما راضي هستم. پروردگارا هر كس علي را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر كس با علي دشمني كند او را دشمن بدار. پروردگارا ياري كنندگان او را ياري فرما بخاطر نصرتشان امام هدايت كننده اي را كه در تاريكيها مانند ماه شب چهارده روشني مي بخشد. پروردگارا خوار كنندگان او را خوار كن و روز قيامت كه براي حساب مي ايستند خودت جزا بده.
http://www.missagh.org/historic_events/ghadir.htm#13

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، mahdy30na ، حضرت عشق ، 135
۹:۴۹, ۱۴/مهر/۹۳
شماره ارسال: #45
آواتار
[تصویر: ghadir-khom-postal_www.patugh.ir-11.gif]
اسعد الله ایامکم

[تصویر: 7roooz.jpg]

ایل و تبار ما همگی نوکر تواند

هرکس که بنده ی تو نشد سر به راه نیست
هرشب به ذکر و یاد علی مست می شوم
این کلبِ آستان تو را جز تو شاه نیست
هرکس به مقتدا و امامی برد پناه
ما را به جز امیر نجف سرپناه نیست
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، حضرت عشق ، آفتاب ، 135
۰:۳۵, ۱۵/مهر/۹۳
شماره ارسال: #46
آواتار
[تصویر: web.ghadir1433.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، حضرت عشق ، 135
۲۰:۲۸, ۱۶/مهر/۹۳
شماره ارسال: #47
آواتار
باده بده ساقیا ولی ز خمّ غدیر
چنگ بزن مطربا ولی به یاد امیر
تو نیز ای چرخ پیر بیا ز بالا به زیر
داد مسرت بده ساغر عشرت بگیری
...
بلبل نطقم چنان قافیه پرداز شد
که زهره در آسمان به نغمه دم‌ساز شد
محیط کون و مکان دایره‌ی ساز شد
سرور روحانیان هو العلی الکبیر
...
نسیم رحمت وزید دهر کهن شد جوان
نهال حکمت دمید پر زگل ارغوان
مسند حشمت رسید به خسرو خسروان
حجاب ظلمت درید ز آفتاب منیر
...
وادی خمّ غدیر منطقه‌ی نور شد
یا ز کف عقل پیر تجلّی طور شد
یا که بیانی خطیر ز سرّ مستور شد
یا شده در یک سریر قرآن شاه و وزیر
...
شاهد بزم ازل شمع دل جمع شد
تا افق لم یزل روشن از آن شمع شد
ظلمت دیو و دغل ز پرتوش قمع شد
چه، شاه کیوان‌محل شد به فراز سریر
...
چون به سر دست شاه شیر خدا شد بلند
به تارک مهر و ماه ظل عنایت فکند
به شوکت فر و جاه به طالعی ارجمند
شاه ولایت‌پناه به امر حق شد امیر
...
مژده که شد میر عشق وزیر عقل نخست
به همّت پیر عشق اساس وحدت درست
به آب شمشیر عشق نقش دوئیت بشست
به زیر زنجیر عشق شیر قلک شد اسیر
...
فاتح اقلیم جود به جای خاتم نشست
یا به سپهر وجود نیّر أعظم نشست
یا به محیط شهود مرکز عالم نشست
روی سیاه عنود سیاه شد همچو قیر
...
صاحب دیوان عشق عرش خلافت گرفت
مسند ایوان عشق زیب و شرافت گرفت
گل‌شن خندان عشق حسن و لطافت گرفت
نغمه‌ی دستان عشق رفت به اوج اثیر
...
جلوه به صد ناز کرد لیلی حسن قدم
پرده ز رخ باز کرد بدر منیر ظلم
نغمه‌گری ساز کرد معدن کل حکم
یا سخن آغاز کرد عن اللطیف الخبیر
...
به هر که مولا منم علی‌ست مولای او
نسخه‌ی أسما منم علی‌ست طغرای او
سرّ معما منم علی مجلّای او
محیط انشا منم علی مدار و مدیر
...
طور تجلّی منم سینه‌ی سینا علی‌ست
سرّ اناالله منم آیت کبری علی‌ست
ذره‌ی بیضا منم لولو لالا علی‌ست
شافع عقبی منم آیت کبری علی‌ست
...
حلقه‌ی افلاک را سلسله‌جنبان علی‌ست
قاعده‌ی خاک را اساس و بنیان علی‌ست
دفتر ادراک را تراز و عنوان علی‌ست
سید لولاک را علی وزیر و ظهیر
...
دایره‌ی کن فکان مرکز عزم علی‌ست
عرصه‌ی کون و مکان خطه‌ی رزم علی‌ست
در حرم لامکان خلوت بزم علی‌ست
روی زمین و زمان به نور او مستنیر
...
قبله‌ی اهل قبول غره‌ی نیکوی اوست
کعبه‌ی اهل وصول، خاک سر کوی اوست
قوس صعود و نزول حلقه‌ی ابروی اوست
نقد نفوس و عقول به بارگاهش حقیر
...
طلعت زیبای او ظهور غیب مصون
لعل گهرزای او مصدر کاف است و نون
سر سویدای او منزه از چند و چون
صورت و معنای او نگنجد اندر ضمیر
...
یوسف کنعان عشق بنده‌ی رخسار اوست
خضر بیابان عشق تشنه‌ی گفتار اوست
موسی عمران عشق طالب دیدار اوست
کیست سلیمان عشق بر در او یک فقیر
...
ای به فروغ جمال آینه‌ی ذوالجلال
«مفتقر» خوش‌مقال مانده به وصف تو لال
گرچه براق خیال در تو ندارد مجال
ولی زآب زلال تشنه بود ناگزیر
...
آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، حضرت عشق ، 135
۱۱:۰۲, ۲۰/مهر/۹۳
شماره ارسال: #48


«ولاية علي بن ابي طالب حصني فمن دخل حصني امن من عذابي»


ای تو امان هر بلا، ما همه در امان تو

جان همه خوش است در، سایه لطف جان تو


شاه همه جهان تويي اصل همه کسان تويي
چونک تو هستي آن ما نيست غم از کسان تو

ابر غم تو اي قمر آمد دوش بر جگر
گفت مرا ز بام و در صد سقط از زبان تو

جست دلم ز قال او رفت بر خيال او
شايد اي نبات خو اين همه در زمان تو

جان مرا در اين جهان آتش توست در دهان

از هوس وصال تو وز طلب جهان تو

نيست مرا ز جسم و جان در ره عشق تو نشان
ز آنک نغول مي روم در طلب نشان تو

بنده بديد جوهرت لنگ شده ست بر درت
مانده ام اي جواهري بر طرف دکان تو

شاد شود دل و جگر چون بگشايي آن کمر
بازگشا تو خوش قبا آن کمر از ميان تو

تا نظري به جان کني جان مرا چو کان کني
در تبريز شمس دين نقد رسم به کان تو


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا