کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
لزوم تعظیم شعائر حسینی...
۲۰:۱۲, ۳/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۳ ۲۰:۱۴ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 80043135781557518732.png]




یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلی اللَّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ وَ اِلی امیرِالْمُوْمِنینَ وَ اِلی فاطِمَهَ وَ اِلَی الْحَسَنِ وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَ بِالْبَراَّئَهِ مِمَّنْ قاتَلَکَ وَ نَصَبَ لَکَ الْحَرْبَ...





یكی از دستورها و مقررات اسلامی كه شامل همه ی مسلمانان است مسئله ی لزوم تعظیم شعائر اسلامی، یعنی بزرگ شمردن شعارهای اسلامی است. ما اول باید كلمه ی «شعار» را معنی كنیم تا ببینیم معنی بزرگ شمردن شعار چیست، آنگاه ببینیم چه چیزهایی شعارهای اسلامی است كه ما وظیفه داریم آن شعارها را بزرگ بشماریم.


________________________

مطالبی که در ادامه خواهد آمد برگرفته از کتاب حماسه حسینی استاد شهید مطهری می باشد. ان شاء الله خلاصه مباحث تقدیم بزرگواران خواهد شد. ابتدا شعائر اسلامی و سپس شعائر حسینی ارائه خواهد شد ___ صلوات

امضای سیمرغ

«الله اکبر، الموت لامریکا، الموت لاسراییل، اللعنه علی‌الیهود و النصر للاسلام»


[تصویر: 584748343_1_3_.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، Eve ، مصباح ، عبدالرحمن ، SAViOR ، فاطمه خانم ، Havbb 110
۰:۵۰, ۸/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/آبان/۹۳ ۰:۵۱ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #2
آواتار
[تصویر: 80043135781557518732.png]


معنای شعار

كلمه ی «شعار» از همان ماده ای است كه كلمه ی «شعور» آمده است كه مفهوم علم و درك در آن است. در شعار نوعی اعلام وابستگی وجود دارد. هركاری كه انسان می كند كه مفهوم و معنی آن كار این باشد- یا لااقل متضمن این جهت باشد- كه وابستگی انسان را به یك گروه معین، به یك فرقه ی معین، به یك كشور معین، به یك حزب و جمعیت معین اعلام كند، به آن «شعار» می گویند.



توضیح بیشتر:

اصل این كلمه راجع به شعارهایی است كه در قدیم در میدان جنگ معمولاً سربازها می دادند. در جنگهای قدیم كه بیشتر جنگهای تن به تن بود و احیاناً افراد دو لشگر در یكدیگر مخلوط می شدند و یكدیگر را می كوبیدند، چون همه غرق در اسلحه بودند و بعلاوه همه ی افراد همه ی رفقای خودشان را از نزدیك نمی شناختند؛ برای اینكه در میدان جنگ افراد یكدیگر را بشناسند و با دشمن اشتباه نكنند، یك جمله ای را با خودشان تكرار می كردند كه وقتی افراد در آن غلوای جنگ و در آن گیرودار با یك فرد روبرو می شدند از شعارش یعنی از جمله ای كه تكرار می كرد می توانستند بفهمند كه این از سپاهیان خودشان است یا از سپاهیان دشمن. قهراً دشمن هم شعار خودش را تكرار می كرد. او هم همین فكر و حساب را می كرد كه به دست دوستان و رفقای خودش كشته نشود، كه این یك داستانی است، در قبل از اسلام و در دوره ی اسلام وجود داشته است، مثل اسم رمزی كه در میان ارتشیها وجود دارد، و احیاناً اسم رمز و شعار را عوض می كردند و نمی خواستند قبلاً دشمن شعار آنها را بفهمد و از آن سوء استفاده كند.



صلواتRose
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، مصباح ، SAViOR ، فاطمه خانم
۰:۳۹, ۱۱/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آبان/۹۳ ۰:۴۱ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #3
آواتار
[تصویر: 80043135781557518732.png]


توابین
بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) عده ای در کوفه توبه کردند. کسانیکه از عدم یاری امام(علیه السلام) پشیمان شده بودند در خانه سلیمان بن صرد خزاعی جمع شدند. 4000 نفر به رهبری سلیمان روی قبر حسین(علیه السلام) هم پیمان شدند و سوگند یاد کردند که به انتقام خون حسین با قاتلان او بجنگند. اینها توابین بودند و این جریان قبل از جریان مختار است. انها با شامی ها جنگیدند و البته شهید شدند. شعار توابین این بود:

یا لثارات الحسین؛ یعنی انتقام خون حسین را می خواهیم



توضیحات مکمل:

  • در جنگ های امروز با تغییر ابزار و وسایل و اینکه دیگر جنگ تن به تن اتفاق نمی افتد کمتر از شعار لفظی استفاده می کنند.
  • امروزه در میدان های ورزش بیشتر از شعار استفاده می کنند.
  • هر ملتی یک سلسله شعارهای ملی دارد. هر پرچمی برای هر ملتی شعار آن ملت است.

___________________________
ان شاء الله ادامه دارد _ مبحث بعدی: شعارهای اسلامی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، مصباح ، فاطمه خانم ، عبدالرحمن
۱۹:۳۲, ۱۲/آبان/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
[تصویر: 80043135781557518732.png]

شعارهای اسلامی
اسلام یک دین اجتماعی است. اسلام، هم دین است و هم دنیا، هم آخرت است هم زندگی، هم مقررات معنوی و الهی و روحی دارد و هم مقررات اجتماعی. در جمیع شئون زندگی بشر مقررات دارد و ایدئولوژی اسلام همه چیز دارد...
  • اسلام به حکم اینکه یک دین اجتماعی است، به این مسئله قانع نیست که من و شما مسلمان باشیم برای خودمان!
من خودم برای خودم که زندگی می کنم شخصاً یک آدم مسلمان هستم، یعنی معتقداتم معتقدات اسلامی است و به مقررات اسلامی عمل می کنم. عبادات اسلامی نماز و روزه را در موقع خودش بجا می آورم. قوانین به اصطلاح خانوادگی، ازدواج و طلاقم براساس موازین اسلام است...پس من مسلمانم. نه!
  • اسلام گذشته از این مسائل، به حکم اینکه محتوای اجتماعی دارد و می خواهد همیشه به شکل یک واحد اجتماعی زندگی کند، از این نوع دستورها هم دارد و از آن جمله یک سلسه شعارها دارد، شعارهایی که یک مسلمان باید با این شعارها زندگی کند، یعنی باید زندگی خود را با این شعارها توأم کند و همیشه با این شعارها اعلام کند که من مسلمانم نه به زبان بگوید من مسلمانم...
ما علاوه بر همه مقررات و دستورهایی که داریم که باید تهذیب نفس کنیم، باید خداشناس باشیم، باید نمازخوان باشیم، باید روزه بگیریم...علاوه بر همه اینها ما باید وقتی که زندگی می کنیم یک نوع برداشت های دیگری هم در زندگی داشته باشیم، که در آن برداشت ها عملاً می گوییم من مسلمانم.
  • این برداشت ها در لباس ما باید ظاهر باشد،
  • در قیافه ما باید ظاهر باشد،
  • در مجالس ما باید ظاهر باشد،
  • در شروع ما به کارها باید ظاهر باشد،
  • در نامگداریهای ما برای بچه های خود باید ظاهرباشد،
  • در شوهر دادن دخترمان باید ظاهر باشد،
  • در استیل خانه های ما و در شهر ما باید ظاهر باشد،یعنی خانه ما باید بگوید من خانه یک نفر مسلمانم...
  • در لباس پوشیدن ما لااقل یک نشانه وجود داشته باشد که بگوید به این نشانه من یک مسلمانم.
ما در این مسأله نه شعار ملی باقی گداشته ایم نه شعار اسلامی، هیچ کدام، نه زن ما و نه مرد ما. اگر بیایند بنینند، نه یک زن ما را روی قیافه و خانه و این جور چیزها می توانند بفهمند که ایرانی است یا بفهمند که مسلمان است و نه یک مرد ما را؛ یعنی دیگرهیچ شعاری در شئون زندگی خودمان باقی نگذاشته ایم. جمیع حرکات و سکنات ما باید اعلام بکند. ما اگراین شعارها را حفظ کنیم، می توانیم روح اسلامی خودمان را در شعائر اسلامی و روح ملی خودمان را در شعائر ملی حفظ کنیم، و الا اگر شعارهای خودمان را از دست بدهیم، مخصوصا وقتی شعارهای دیگران و رنگ دیگران را به خود بگیریم، بگوییم ما ایرانی هستیم ما مسلمان هستیم اما شعار فرنگی ها را بگیریم، معنایش این است:
بنده یک لقمه آماده ای هستم برای حلق فرنگی ها که بیایند ما را بخورند. هضم ببرند, از هضم رابع خودشان هم رد کنند.

____________________
ان شاء الله ادامه دارد _ مبحث بعدی: مثال های ساده نسبتا کوچک!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح
۰:۴۸, ۱۴/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آبان/۹۳ ۰:۵۱ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #5
آواتار
[تصویر: 80043135781557518732.png]

حقیقت و شعار
ما موحدیم، خداپرستیم. خداپرستی یك حقیقت است. خداپرستی شعار نیست، حقیقت است. خداشناسی حقیقت است. ما خدا را می شناسیم، به خدا ایمان داریم و در عمل هم تكیه مان به خداست و خدا را پرستش می كنیم. این حقیقت مطلب.
اما این توحید یك شعارهایی هم دارد، یعنی یك مسائلی هم در اسلام وجود دارد كه شعار توحید است و ما با این شعارها می خواهیم عملاً اعلام بكنیم من موحدم، من خداپرستم، من خداشناسم...


شعار توحید؛ بسم الله الرحمن الرحیم

... ما هر كاری را كه ما می خواهیم شروع بكنیم، یك كاری كه به تعبیر امیرالمؤمنین ذی بال باشد یعنی برای آن اهمیتی قائل هستیم- البته در كار بی اهمیت هم خوب است ولی مخصوصاً در كارهای اهمیت دار- آن را با بسم اللّه الرحمن الرحیم آغاز كنیم.

  • هر ملتی برای شروع كار خودش یك شعاری دارد. ملت اسلام در شروع كار خودش یك شعار دارد و آن توحید است. مسلمان هر كاری را كه می خواهد شروع كند، سوار اتومبیل كه می خواهد بشود شعار توحید می دهد، خوردن غذا را می خواهد شروع كند شعار توحید می دهد، وارد یك خانه می خواهد بشود شعار توحید می دهد، ساختمانی را می خواهد شروع كند شعار توحید می دهد، و هركاری كه فی الجمله اهمیت برای آن قائل است می خواهد شروع كند شعار توحید می دهد؛ بسم اللّه الرحمن الرحیم.

بسم اللّه الرحمن الرحیم شعار مسلمان است. به نام خدای رحمان و رحیم. شما ببینید در این جمله چه معنایی جمع شده است! ... اگر شما چیزی بهتر از این پیدا كردید ما از شعار اسلامی دست برمی داریم. اگر شعار دیگری از این عالیتر و مترقی تر پیدا كردید من حرف ندارم. می گویند [این كار] ارتجاع [است. ] ارتجاع این است كه انسان یك شعار بسیار عالی را كنار بگذارد برود به شعار منحطتر و پایین تر. ما می بینیم فرنگیها در اول كتابشان بسم اللّه الرحمن الرحیم نمی نویسند، نام خدا نمی نویسند، می گوییم پس ما هم ننویسم، لابد این دِمُده شده، كهنه و قدیمی شده است. یك وقت یك آدم ماتریالیست است و واقعاً به خدا اعتقاد ندارد؛ ما باید برویم با او در اصل مطلب بحث بكنیم كه خدایی وجود دارد یا وجود ندارد.

  • خیلی عجیب است از آدمی كه می گوید خدا وجود دارد ولی حاضر نیست در ابتدای كتاب خودش بنویسد: بسم اللّه الرحمن الرحیم. حال بعضی افراد درجه ی دوم این شعار را می نویسند: به نام خدا. البته كار خوبی است، با نام خدا شروع شده، اما این مطلب را بدانیم كه خود جمله ی بسم اللّه الرحمن الرحیم شعار است. ما خود این جمله را باید زنده نگه داریم. دستور بدهید از بسم اللّه الرحمن الرحیم تابلوهای خیلی عالی، ظریف و زیبا بسازند، اینها را به خانه های خودتان بزنید. نترسید، از كی می ترسید؟!...
  • با صدای بلند بگویید: بسم اللّه الرحمن الرحیم. چرا نمی گویید؟ چرا از بسم اللّه پرهیز می كنید؟ ما بسم اللّه را به عنوان یك شعار باید حفظ كنیم و شعارمانند هم باید حفظ كنیم. من در دلم آرام بگویم بسم اللّه الرحمن الرحیم كسی نفهمد، شعار نیست؛ بلند بگوییم؛ بلند گفتن است كه اثر دارد.
___________________
ان شاء الله ادامه دارد _ مبحث بعدی:تربیت با شعائر اسلامی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا