|
تنها امامی که................
|
|
۱۷:۴۴, ۶/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۳ ۱۷:۵۵ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحسین باسلام وآرزوی قبولی عزاداریهای همگی عزیزان ازآنجایی که وجودپربرکت حضرت ابی عبدالله ازابتدای تولدتازمان شهادت مجموعه ای ازترین ها بوده وایشان را ازمابقی امامان معصوم متمایز کرده است بی مناسبت ندیدم که دراین ایام متعلق به حضرت ایشان طی چند ارسال به این ویژگی هاکه تنهاوتنها مختص ایشان است بپردازم انشاالله که موردقبول درگاه حضرت حق قراربگیرد التماس دعا لبیک یاحسین
١.تنها امامی هستند:در میان ایمه دیگرکه در دعای توسل ازایشان به عنوان (ایّها الشهید) یاد شده با توجه به اینکه همه ی ائمه بزرگواربه دست دشمنانشان به شهادت رسیده اند. يا اَبا عَبْدِاللّهِ يا حُسَيْنَ بْنَ عَلِي اَيُّهَا الشَّهيدُ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ. |
|||
|
|
۱:۵۹, ۷/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۳ ۲:۰۰ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
٢.تنها امامی که: که پدر و مادر شان معصوم بوده اند وتانه نسل پاک بعدازایشان فرزندان
ونوادگانشان معصوم هستند ... ٣. تنها امامی که :در زمان حیات خویش پدر دو شهید والامقام شدند (حضرت علی اکبر ع وحضرت علی اصغر ع ) |
|||
|
|
۸:۳۹, ۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
۴.تنها امامی که: میلاد باسعادتشان در ماهی رخ داده است که هیچ شهادتی درآن نیست
وشهادتش جانسوزشان درماهی به وقوع پیوست که هیچ ولادتی درآن نیست. ولادت:سوم شعبان المعظم شهادت :دهم محرم الحرام روحی لک الفداک |
|||
|
|
۱۳:۴۱, ۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
|
۱۳:۴۵, ۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
۵.تنها امامی که :درمعرکه نابرارجنگ حق علیه باطل به شهادت رسیدند.
به گواهی تاریخ حسین (علیه السلام) بعد از اینكه تمامی افراد ذكور سپاهش جلوی چشمش كشته شدند به میدان رفت.حسین ع از عمر سعد می خواهد كه اگر به یزید وفادار است به میدان بیاید.عمر سعد فرماندهی سپاه را بهانه می كند حسین می گوید فرماندهی سپاه را به دیگری بده و بیا اما عمر سعد باز هم بهانه می آورد و فریاد می زند ابن قحطبه شامی به جنگت می آید. حسین در جنگی بی نظیر ابن قحطبه را به شدت زخمی می كند و بعد در حركتی جوانمردانه از سپاه مقابل می خواهد كه وی را از میدان خارج كنند و زخمش را ببندند...(ابن قحطبه تا غروب آن روز بر اثرشدت جراحت می میرد)...وقتی ابن قحطبه را از زمین خارج می كنند عمرو بن فتی كه از مادر با ابن قحطبه برادر بود به میدان می آید كه انتقام بگیرد.جنگ بین آن دو آغاز می شود.عمرو بن فتی كه حدودا نصف سن حسین را دارد به سوی حسین می تازد كه ناگهان اسب سر سم می رود و سوار از روی اسب به جلو پرتاب می شود. عمرو بن فتی به سرعت برمی خیزد و در حالی كه شمشیر را در دست راست دارد با تكیه به دست چپ بر اسب سوار می شود.حسین می توانست این فرصت را به او ندهد و قوانین جنگی عرب به حسین اجازه می داد كه سواری را كه از اسب افتاده بكشد.اما حسین جوانمردانه می ایستد تا او برخیزد و ادامه دهد.عمرو بن فتی كه تحت تاثیر جوانمردی حسین قرار گرفته است ناگهان به سرعت میدان جنگ را ترك می كند و جلوی چشم سپاهیان عمر سعد از آن منطقه دور و محو می شود و از اینكه آینده ی او چه شد در تاریخ اطلاعی در دست نیست...نفر بعد شیث بن مختوم است كه به دست حسین به هلاكت می رسد...و پس از آن جنگ عمومی امام حسین(علیه السلام) با سپاه عمر سعد آغاز می شود...جنگ عمومی آغاز می شود و حسین دربرابر حداقل چهار هزار نفر قرار می گیرد...اینجاست كه حسین آن جمله ی معروف را می گوید : هل من ناصر ینصرنی ؟ آیا در بین شما كسی نیست من را یاری كند؟ حسین قصدش یاری طلبیدن از دیگران نبود و هدفش یاركشی و تقاضای كمك هم نبود.حسین از شهادت ترسی نداشت بلكه می خواست در دقایق پایانی اگر شده حتی یك نفر را از جهنم به بهشت بكشد... اما كسی به یاری حسین نمی آید...سپاه به او حمله می كنند . امام مدام مجبور است كه شمشیر بزند واسب بدواند.لحظه ای استراحت برای او خطرناك است.عده ای می پرسند مگر می شود هزاران نفر به كسی حمله كنند و وی زنده بماند و ساعت ها به جنگ ادامه بدهد؟توضیح این است كه عمر سعد به خاطر خوش خدمتی بیشتر به یزید، به سپاهیان دستور داده بود حسین را زنده دستگیر كنند و كسی حق نداشت به او نیزه و تیر بزند و یا ضربتی به قصد كشتن به او وارد آورد.سپاهیان وظیفه دارند حسین را خسته و مجروح كنند.اما حسین شجاع است و مردی ست با ایمان قوی.حسین تمام كسانش را از دست داده و حالا محال است به اسارت تن دهد.اگر لحظه ای بایستد و استراحت كن او را دستگیر می كنند پس بی وقفه شمشیر می زند و چه كسی ست كه معنای این حرف را درك نكند؟ مگر می شود كه حسین خسته نشده باشد و مگر می شود كه بازوان او اسیر خستگی نشده باشند؟اما حسین به كمك اسب اصیل و باهوش و پرنفس و خستگی ناپذیرش و با استفاده از قدرت ایمان مقاومت می كند...حسین(علیه السلام) در حال جنگ است كه عده ای به سوی خیمه هایش حمله می برند...حسین اینجا دومین جمله ی معروف خود را بیان می كند :اگر دین ندارید و از روز جزا نمی ترسید لااقل جوانمردی خود را در این دنیا حفظ كنید و فتوت عربی را نگاه دارید( ان لم یكن لكم دین ، و لاتخافون المعاد فكونوا احرارا فی دنیاكم ان كنتم عربا )...همان جمله ای كه ما اینگونه به یاد سپرده ایم : " اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید "......شمر می گوید مگر ما فتوت عربی مان را فراموش كرده ایم؟ امام می گوید اگر جوانمرد بودید به جنگ زن ها و اطفال نمی رفتید... و شمر جواب میدهد: تو علیه خلیفه خروج كردی و باید كاروان ات اسیر و اموالت غارت شوند...حسین می گوید تا من زنده باشم نخواهم گذاشت...شمر دستور می دهد سپاهیان برگردند....جنگ ادامه می یابد...خورشید رو به غروب است و امام جوانمردانه مقاومت می كند تا اسیر نشود...عمر سعد دیگر امید به دستگیری امام ندارد. دستور می دهد : به قتلش رسانید...عمر سعد فرمان قتل را صادر می كند...حسین هدف تیرها قرار می گیرد.به گواهی تاریخ اولین تیر را سریر بن واجد (ابوالحنوق) به حسین(علیه السلام) زد كه به صورت مورب به پیشانی امام برخورد كرد...اگر اصابت تیر مستقیم بود در سر فرو می رفت و حسین از اسب به زمین می خورد اما چون مورب اصابت كرد پیشانی را مجروح كرد و حسین با دستی كه شمشیر در آن نبود تیر را بیرون كشید تا به جنگ ادامه دهد...خونریزی شدید زخم برایش كمی ایجاد مزاحمت می كند و خون به چشمش وارد می شود اما حسین همچنان دلیرانه می جنگد...حالا سپاه آزاد است كه تیرها را به سوی حسین پرتاب كند...زره امام كه گویا زره خوب و ظریفی هم بوده تا حدودی جلوی تیرها را می گیرد.اما ذوالجناح به شدت زخمی می شود.در این میان مردی به اسم صالح بن وهب با نیزه به حسین حمله می كند و ضربه ی نیزه را به تهی گاه امام وارد می سازد.زره حسین تا حدی جلوی شدت ضربه را می گیرد اما باز هم زخم شدید بود.مورخان می گویند در این لحظه حسین از اسب پیاده می شود و جنگ را بدون اسب ادامه می دهد.عده ای ذكر كرده اند اینجا ذوالجناح بر اثر جراحات زیاد كشته می شود و حسین مجبور می شود كه پیاده بجنگد اما در بعضی روایات هست كه ذوالجناح به خیمه می رود اما معلوم نیست چرا امام از اسب پیاده شده است...الله اعلم...در هر حال از اینجا به بعد امام پیاده جنگ را دنبال می كند.سپاه یك لحظه به او امان نمی دهد.آنقدر حسین تیر خورده است كه دیگر عده ای از تیر زدن به او شرم دارند.از عقب و جلو تمام تن امام تیر خورده و ناگهان سپاه وی را آرام می گذارد.شاید عده ای گمان كردند كه دیگر كار او تمام است و رهایش كردند.امام در آن لحظه گویا بر اثر گرما و تعریق زیاد زره را می گشاید.زره از جلو باز می شود و درست در همین لحظه كسی به سوی امام تیری می اندازد كه می گویند وی خولی بن یزید اصبحی بوده است.تیر به زیر سینه ی امام اصابت می كند و به مقدار زیاد در بدن فرو می رود.زخم هایی كه بر شكم وارد می شوند گویا بسیار دردآورند و حسین كه این همه تیر در بدن دارد و این همه زخم را تحمل كرده حالا نمی تواند این درد شدید را تحمل كند و از اینجا مقدمه ی كشتن وی آغاز می شود.حالا دیگر امام توان سابق را ندارد و دستهایش نمی توانند شمشیر را به خوبی به حركت در آورند اما وی همچنان می جنگد و شمشیر می زند.سرانجام درست در كنار همان منطقه ای كه تیر خورده بود نیزه ای به شكمش فرو می رود و حسین (علیه السلام) دیگر توان ایستادن ندارد...با ضعف بسیار زیاد شمشیر را به حركت در می آورد چرا كه در مرام حسین تسلیم نیست.چون توانایی حركت ندارد محاصره می شود و با چند ضربت كه از عقب به او وارد می آورند حسین می افتد...عمر سعد می گوید چون او را زنده دستگیر نكردیم باید سرش را برای حاكم عراقین بفرستیم تا بداند كه ماموریت را به خوبی انجام داده ایم...خولی داوطلب می شود اما تاریخ می گوید بدنش به لرزه می افتد و باز می گردد.شمر بن ذی الجوشن و سنان بن انس دو فردی هستند كه نامشان ذكر شده كه سر امام حسین را جدا كردند.اینكه كدام صحیح تر است الله اعلم.... پ. ن :لازم به ذكر است كه حضرت آیت الله بهجت(رحمة الله علیه) فرموده اند سر را شمر لعنت الله علیه جدا كرد... السلام علیک یا قتیل العبرات
|
|||
|
|
۱۴:۰۲, ۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
شما نوشتید
.تنها امامی که: میلاد باسعادتشان در ماهی رخ داده است که هیچ شهادتی درآن نیست خوب امام زمانم ک تولدشون 15 شعبانه ![]() پس امام حسین تنها امام نمیشه که
|
|||
|
|
۱۴:۱۴, ۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
باسلام
کاربرگرامی مهسا 110: متاسفانه به قسمت دوم یعنی شهادت امام دقت نکردید. اینطور که من خبردارم حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)هنوز درعالم حیات به سرمیبرند!!!!! ![]() یاعلی |
|||
|
|
۱۹:۲۸, ۷/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۳ ۱۹:۴۸ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
۶.تنها امامی که:با گلوی خشک ولبان تشنه از عطش وهزاران زخم عمیق ازتیرو نیزه وشمشیر و
سنگ ...(وحتی درروایاتی آمده خارو خاشاک داغ سوخته بربدن حضرت ریختند) به دیدارمعبودشتافتند. داوود رقّی میگوید: من محضر امام صادق(علیه السلام) مشرف بودم. حضرت آب طلب کردند و همین که آب را نوشیدند؛ دیدم امام منقلب شده و حالت گریه پیدا کردند و دو چشم مبارکشان پر از اشک شد . سپس به من فرمودند: «ای داوود خدا لعنت کند قاتل حسین را. بنده ای نیست که آب بنوشد و حسین(علیه السلام) را یاد نموده و قاتلش را لعنت کند مگر اینکه خدا صدهزار حسنه برایش مینویسد و صدهزار گناه از سیئات او را پاک میکند و او را صدهزار درجه معنوی بالا میبرد و با این عمل گویی او صدهزار برده را آزاد کرده و خدای متعال روز قیامت او را با دلی شاد و آرام در آن محشر سوزان با دلی بسیار خُنک و نه جگری تفدیده! محشور میکند (1).« این وصیت امام حسین(علیه السلام) به شیعیان در همه تاریخ است که فرمودند: «ای شیعیان من هرگاه آب خوش گوار نوشیدید از لب تشنهی من یاد کنید و هرگاه دربارهی غریب و شهیدی سخنی شنیدید؛ به یاد غربت و شهادت من گریه کنید.من نبیرهی پیامبری هستم که بدون گناه مرا کشتند و بعد از کشتن از روی عمد بدنم را پایمال سم ستوران قراردادند و کوبیدند. ای کاش در روز عاشورا همه بودید و میدیدید که چگونه برای کودکم از دشمن آب گرفتم، کودکم را بجای آب، با خون تیر ظلم سیراب کرد.»پ.ن:(کافی ج۶ص۳۹۱- امالی صدوق ص ۱۲۲) سلام وصلوات خدا برلبان عطشان شهدای کربلا لعنه الله علی القوم الظالمین
|
|||
|
|
۲۰:۰۹, ۹/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/آبان/۹۳ ۲۰:۱۱ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
٧.تنها امامی که:سرمبارکشان را ازتنشان جدا کردند
(السلام علی شیب الخضیب,السلام علی خدالتریب ,السلام علی الرووس المقطعات) سری به نیزه بلند است دربرابر زینب خداکند که نباشدسر برادرزینب ٨.تنها امامی که:بدون غسل وکفن وتشییع دفن شدند. (السلام علی الابدان بلا اکفان) مسلمانان حسین بابا ندارد غریب است وکسی برسرندارد مسلمانان حسین مادرندارد غریب است و کفن برتن ندارد
|
|||
|
|
۱۵:۵۰, ۱۳/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۳ ۱۸:۲۲ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
۹.تنها امامی که :بعد از شهادتشان،خانواده مکرمشان به اسارت گرفته شدند...
و ای تنهاترین امام بمیرم برای خانواده ات... ۱۰.تنها امامی که: قبر مطهرشان بیش از ده بار توسط ظالمان خراب شد تا اثری از آن باقی نمانَد. و ای تنهاترین امام بمیرم کنارقبرت... ۱۱.تنها امامی که :اربعین وچهلمین روزشان گرامیداشت میشود و زیارت اربعین مخصوص آن حضرت درمفاتیح الجنان ذکرشده است. و ای تنهاترین امام بمیرم دراربعینت... ﺍﯾﻦ "ﺗﻨﺎﻗﺾ" ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﺮﺛﯿﻪ ﺍﺳﺖ ﺳﺮﺗﺮﯾﻦ ﺁﻗﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺧﺪﺍ " ﺑﯽ ﺳﺮ " ﮔﺬﺍﺷﺖ.... تقدیم به تنهاترین امام: ( معذرت میخوام اما روزعاشوراست دلتان شکست التماس دعا) دست بر قبضه ی خنجر زد وآمد سویشبین گودال دو زانو شده رودر رویشدست را بر بدنش میزد و با خیره سریامتحان کرد به رگهای گلو چاقویشسنگ را مثل سر نیزه تراشش دادندتا که جاگیر شود بر لبه ی ابرویشآن قدر خون ز هر روزنه ای جاری بودکه نشد تکیه نماید به سر زانویشلشکر او وسط علقمه از هم پاشیدآنکه بر خاک شده هم علم و بازویشرمقی نیست دگر؛نیزه وسنگش نزنیداین روا نیست کسی پا بنهد بر رویشخنجر آماده شد و فاطمه از راه رسیدو فضا پر شده از رایحه ی خوش بویشرفت تا نیزه زپهلوی حسینش بکشدتازه شد در نظرش درد بد پهلویش *********** دیگر چه زینبی ؟ چه عزیزی؟ چه خواهری؟*** وقتی نمانده است برایش برادری تا نیزه ات زدند زمین خورد خواهرت *** با تو چه کرده اند در این روز آخری؟! از صبح یکسره به همین فکر می کنم *** وقت غروب می شود اینجا چه محشری اینجا همه به فکر غنیمت گرفتن اند *** از گوشواره ها بگیر تو تا کهنه معجری اصلا کجا نوشته اند که در روز معرکه *** در قتلگاه باز شود پای مادری؟! اصلا کجا نوشته اند که هنگامه ی غروب *** در خیمه گاه باز شود پای لشکری؟! اصلا کجا نوشته اند که در پیش خواهری *** باید جدا کنند گلوی برادری؟! من مانده ام چطور تو را غسل می دهند *** اصلا چه غسل دادنی ؟ اصلا چه پیکری؟! در زیر سم اسب چه می کردی ای حسین؟ *** از تو نمانده است برایم بجز سری از روی نیزه سایه ات افتاده بر سرم *** ممنونم ای حسین که در فکر خواهری .... درکوفه ، زینب از تو چه پنهان ، تمام کرد *** ای کاش رفته بود سرت جای دیگری
یالثارات الحسین....این نهضت ادامه دارد انشاالله...
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









