|
شمشیرهای بی رمق! كربلا از نگاهي ديگر
|
|
۹:۲۴, ۱۰/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آبان/۹۳ ۹:۲۷ توسط مصطفي مازح7610.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم وقتي كه در كوفه اعلام كردند كه همه بايد به جنگ حسين ع بروند شخصي به كوفه آمده بود تا قرضش را بگيرد و برگردد. به او گفتند: چه كار داري، گفت: آمده ام طلبم را بگيرم، ديدند كه اگر او را بكشند، هيچ دردسري بهوجود نمي آيد. چون كوفه مثل بيشتر شهرهاي آن زمان، قبيله اي بود هر كس را مي كشتند با قبيله او درگير مي شدند و اين شخص نه قبيله اي داشت و نه پشتيباني، لذا او را كشتند و جسدش را به ديوار شهر كوفه آويزان كردند و گفتند؛ هركس به جنگ با حسين (علیه السلام) نرود چنين سرنوشتي دارد. دقت كنيد اينها يك نفر را كشتند ولي همه ترسيدند. يعني اسلحه ها بيش از آن كه بكشد، ترس را به دل كوفيان مياندازد و در حكمت حسيني اين مسئله خوب روشن شده است كه قدرت و آبروي اسلحه ها تا حدّ ترساندن است، ولي وقتي بريدند معلوم ميشود قدرتي ندارند. ...يزيد نفهميد كه پدرش - معاويه لعنت الله عليه - چگونه اين همه مدت حكومت كرد، معاويه با برق اسلحه ها حكومت كرد، ولي يزيد اسلحه ها را به كار انداخت و كار خود را خراب كرد و يا بگو حسين ع شرايط را مساعد ديد و يزيد را از تعادل خارج كرد و لذا او را مجبور كرد تا اسلحه هايش را به كار اندازد. كربلا و بيرمقي اسلحهها در نهضت حسيني، ديگر اسلحه هاي دشمن، قدرت حكومت ندارند، چون دشمنِ حسين ع نميتواند آنها را از دور نشان دهد و رعب ايجاد كند، بلكه اين تن اصحاب كربلاست كه خود را به اسلحه ها ميزنند تا روشن شود آن وقت كه انسان خود را به خدا باخته باشد، چقدر اسلحه ها بي رمقند! آري وقتي انسان از بي معنايي خود نگران شد، ديگر برق اسلحه هاي از دور به نمايش در آمده، نميتوانند او را در ساية بي معناي ترس، پوچ و بي معنا كنند، بلكه فرياد بر ميآورد «فَياسُيُوفُ خُذيني» اي شمشيرها مرا بگيريد. برگرفته از کتاب کربلا مبارزه با پوچی ها(استاد طاهرزاده) ![]() دانلود این کتاب هیچ اشکالی نداره .نویسنده و ناشر کاملا راضی هستند
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 42.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8148990018/42.jpg)


