|
بر مدار عشــق
|
|
۱۵:۲۸, ۸/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۳ ۱۱:۵۴ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله...
بر مدار عشق، شرح حال یاران امام حسین(علیه السلام) به روایت مرکز تحقیقات و پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. بر مدار عشق: حر شب عاشورا بود، در یکی خیمه های سیاه و تاریک دشمن به خوابی عمیق رفته بود. اواسط شب بود، فکر جنگ فردا تمام عمق خوابش را پر کرده بود؛ پدرش را در خواب دید.
-این روزها کجا هستی؟
پسر جواب داد: به مقابله با حسین رفته ام تا مانع از حرکت او شوم و او را نگه دارم تا نیروی ابن زیاد برسد.
پدرش اخم هایش را در هم کشید و بر او نهیب زد: وای برتو! تو با فرزند پیامبر خدا چه کار داری؟ مگر می خواهی در قیامت، پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) و فاطمه زهرا(سلام الله علیها) دشمن تو باشند؟ و از شفاعت آنان محروم بمانی؟(1)
سراسیمه از خواب پرید ... در تمام طول مسیر می گفت:"پروردگارا! من به سوی تو باز میگردم، پس توبهام را پذیرا باش. من دل اولیا و فرزندان پیامبرت را به وحشت انداختهام."(2) اجازه ورود به خدمت امام حسین(علیه السلام) خواست. خود را بر زمین انداخت و صورت خود را بر خاک سایید. امام حسین(علیه السلام) فرمودند:"کیستی؟" حر بن یزید بن ریاحی گفت:" ای زاده رسول خدا، من همانم که راه را بر تو بستم و نگذاشتم به کوفه بازگردی...ای اباعبدالله! من بازگشتهام و تائب هستم، آیا برای من راهی به سوی توبه هست؟ امام حسین(علیه السلام) در پاسخ حر فرمودند: "آری، خداوند به تو روی خواهد کرد."(3) پس از حبیب بن مظاهر، حرّ اولین کسی بود که از امام(علیه السلام) برای ورود به میدان جنگ اجازه گرفت و به بهشتی که به او مژده اش را داده بودند، رسید. پس از شهادتش، امام حسین(علیه السلام) بر بای سر پیکرش حاضر شدند و سرش را بستند و فرمودند:
" تو، حرّ-آزاده- هستی، همچنان که مادرت تو را حرّ نامید. آزاده ای در دنیا و نیکبختی در آخرت."(4)
**** نام: حربن یزید ریاحی تاریخ تولد: تاریخ تولد حرّ معلوم نیست؛ اگر گزارشهای حاکی از حضور پسران وی در واقعه کربلا صحت داشته باشد، وی احتمالاً در سالهای نخست هجری به دنیا آمده است. درباره زندگی حرّ اطلاعات اندکی هست ولی او در سال 60، یکی از جنگاوران مشهور و شجاع کوفه بوده است.(5) آرامگاه: غرب کربلا، به فاصله هفت کیلومتری. ****
پی نوشت
1.بر مدارعشق، شرح حال یاران امام حسین(علیه السلام). مرکز تحقیقات و پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). نشر موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). چاپ دوم، زمستان 83. صص 53و 54. 2. اللهوف، ص45/ امالی الصدوق، مجلس30، ص141 http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=57576 3. همان 4. بر مدارعشق، شرح حال یاران امام حسین(علیه السلام). همان. 5. تاریخ الطبری، ج۴، ص۳۲۵. طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۳۹۲. البدایة و النهایة، ج۸، ص۱۹۵. http://www.wikifeqh.ir/حر_بن_یزید_ریاحی [b]ان شاء الله ادامه دارد.... اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا |
|||
|
|
۱۰:۵۰, ۹/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۳ ۱۰:۵۳ توسط Farzaneh.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله...
بر مدار عشق: حضرت رقیه (سلام الله علیها) گوشه ای از خرابه های نمور شام زانوهایش را در آغوشش گرفته و سرش را به دیوارهای سرد و تاریک تکیه داده بود.
پدر برای او نامی همیشگی بود که خدا را به او سوگند می داد تا بار دیگر پدر را در آغوش بکشد. حتی دیواره های خرابه هم بر حال رقیه می گریستند. همه پدر را طلب می کردند. یزید می دانست چاره رقیه ی داستان کربلای ما چیست. -(یزید) سر حسین را برایش ببرید تا آرام گیرد و بهانه پدرش را از ما نگیرد، دخترک نگهبانان را هم به گریه انداخته است... نگهبان سر را در مقابل رقیه می گیرد. خود را پشت پاهای عمه اش پنهان کرد. باورش نمی شد که روزی او سر پدر را در آغوش بگیرد و با دستانش تارهای موی خونینش را نوازش کند. رقیه برای همیشه چشمانش را بست... **** نام: رقیّه نام پدر: حسین بن علی بن ابی طالب(علیه السلام) نام مادر: ام اسحق(سلام الله علیها) که در همان دوران کودکی ایشان رحلت کردند و حضرت رقیه(سلام الله علیها) زیر نظر عمه بزرگوارشان حضرت زینب(سلا م الله علیها) بزرگ شدند. تاریخ تولد: سال 57 هجری قمری در مدینه محل شهادت: در خرابه های شام آرامگاه: سوریه (1) "راستی آیا کودکان کربلا، تکلیفشان تنها دائما تکرار مشقِ آب! آب! مشقِ بابا آب بود؟"(2) پی نوشت 1. http://rabana.ir/?part=menu&inc=menu&id=81 2. قیصر امین پور منبع: بر مدارعشق، شرح حال یاران امام حسین(علیه السلام). مرکز تحقیقات و پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). نشر موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). چاپ دوم، زمستان 83. صص 31 و32. ان شاء الله ادامه دارد..... اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا |
|||
|
|
۱۹:۲۴, ۱۰/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مهر/۹۳ ۱۹:۳۰ توسط Farzaneh.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله...
بر مدار عشق: سکینه (سلام الله علیها)،دردانه پدر (علیه السلام) از بهترین شعرای زمان خویش بشمار می آمد. بزرگان شعر و ادبای قریش با او به مصاحبه و مناقشه(بحث) می پرداختند و حضرت سکینه(سلام الله علیها) اشعارشان را تصحیح می کردند و به آن ها صله می دادند. حکایت دیدار ایشان با جمعی از شعرای معروف مخصوصاً"فرزدق" در کتاب های قدیمی نوشته شده است.
حضرت سکینه(سلام الله علیها) دختر امام حسین(علیه السلام) و حضرت رباب(سلام الله علیها) است. نام ایشان آمنه و به سکینه به معنای وقار و سکون معروف هستند. اما حسین(علیه السلام) درباره حضرت رباب(سلام الله علیها) و در مورد دخترشان حضرت سکینه(سلام الله علیها) می فرمایند:
"قسم(می خورم)، خانه ای را که سکینه و رباب در آن باشد؛ دوست دارم. به آن ها علاقه مند هستم و مال خود را برایشان خرج می کنم ."(1) این بانو بزرگوار همسر پسر عموی خود عبدالله اکبر(علیه السلام)، فرزند امام حسن مجتبی(علیه السلام) بودند. عبدالله اکبر(علیه السلام) در روز عاشورا همراه امام حسین(علیه السلام) به شهادت رسیدند. از زمان ولادت حضرت سکینه(سلام الله علیها) اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما با توجه به فرمایش امام حسین(علیه السلام) خطاب به وی در روز عاشورا که فرمودند"تو بهترین بانوانی!" و با توجه به شرایط آن موقع اعراب در می یابیم که ایشان بین ده تا سیزده سال، سن داشتند.(2) آن حضرت حدود هفتاد سال عمر کردند و در سال 117 ق. در مدینه از دنیا رفتند.(3)
موقعیت علمی حضرت سکینه(سلام الله علیها) جناب سکینه(سلام الله علیها) نه تنها در زمینه شعر و ادب توانمند بود بلکه جزء راویان حدیث و ناقلان اخبار نیز بودند. گرچه اندکی از روایت های ایشان را ذکر کرده اند اما اخبار نشان می دهد که توجه زیادی به قرآن و فقه داشتند. و به عنوان راوی حدیث در کتاب های رجالی و حدیثی مطرح هستند. در منابع تاریخی آمده است که حضرت سکینه(سلام الله علیها) از پدرش امام حسین(علیه السلام) و عمّه اش حضرت ام کلثوم [b](سلام الله علیها) روایت نقل می کردند. محبوب دل پدر
دلبستگی و مهر امام(علیه السلام) نسبت به حضرت سکینه(سلام الله علیها)، در آخرین خداحافظی از خیمه ها، صحنه ای دردناک است که واژگان یارای توصیف آن را ندارند. وقتی آن حضرت(سلام الله علیها) نزدیک خیمه ها رسید، فرمودند: [b]ای کلثوم، ای سکینه، سلام من بر شما. "ای زینب! ای امّ کلثوم! ای سکینه! علیکنّ منّی السّلام." ای زینت [b] چون اهل بیت صدایشان را شنیدند، برای وداع گرداگرد امام(علیه السلام) حلقه زدند. علاقه فراوان حضرت سکینه(سلام الله علیها) به پدرشان، ایشان را از خود بی خود کرد، دست هایشان را بر سر فرود آوردند و فرمودند:"پدرجان! آیا تن به مرگ داده ای که این گونه خدا حافظی می کنی؟ ما، بعد از تو به چه کسی پناهنده شویم؟" سخنان عاطفه برانگیز دختر، بر قلب پدر، سنگین آمد و از بی تابی فرزندشان گریستند و فرمودند:
"ای نور دیده ام! کسی که یار و یاوری ندارد، چگونه تسلیم مرگ نشود؟" صحبت های امام(علیه السلام) برای بانو سکینه(سلام الله علیها) که بوی فراق و تنهایی می داد، او را از جمع جدا کرد و در حالی که آرام آرام می گریستند، به گوشه خیمه رفتند! امام حسین(علیه السلام) با مشاهده این وضع از اسب فرود آمدند و سکینه را نزد خود خواندند و او را به سینه چسباندند و اشک هایش را پاک نمودند و فرمودند: "ای سکینه! بدان که بعد از من گریه زیادی در پیش خواهی داشت؛ اما تا هنگامی که جان در بدن دارم، با این اشکِ جانگدازت، دلم را آتش نزن! آن زمان که کشته شدم، تو که بهترین زنان هستی، سزاوارترین فرد به گریستن بر منی!"(4) کاروان کربلا ایشان پس از شهادت حضرت علی اکبر(علیه السلام) بر بالینش حاضر شدند و با سوز دل، نوحه ای سر دادند و زمانی که پدرش عمود خیمه حضرت عباس(علیه السلام) را کشیدند، داغ سنگین این مصیبت را در خود مخفی نگه داشتند تا دشمن خیال نکند فرزندان امام حسین(علیه السلام) ترسیده اند و یا شکیبایی را از دست داده اند. زمانی که دشمن، او و دیگر زنان را به قتلگاه برد تا از کنار کشتگان عبور دهند، سکینه(سلام الله علیها) ناگهان بر پیکر خونین پدرش افتاد و ایشان را به آغوش گرفت و طوری گریستند که دوست و دشمن گریان شدند. حضرت سکینه(سلام الله علیها) می فرمایند: "وقتی پیکر پدرم را در آغوش گرفتم، از حلقوم بریده اش این ندا را شنیدم که می فرمودند:
شیعتی ما ان شربتم ماء عذبٍ فاذکرونی او سمعتم بغریبٍ او شهیدٍ فاندبونی" (5)
شیعیان من! هر زمان که آب گوارایی نوشیدید، مرا به یاد آورید و اگر سرگذشت غریب و شهیدی را شنیدید، بر من بگریید! تبلیغ در اسارت دختر امام حسین(علیه السلام) با سخن کوتاه"ما اسیران آل محمّدیم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)"، مردمِ مسخ شده از تبلیغات پوچ و پرهیاهوی یزید را به تفکّر واداشت که، اگر اینها آل محمّدند(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، چرا اسیر شده اند؟ حضرت سکینه(سلام الله علیها) علاوه بر بیدارگری های غیر مستقیم، در برابر دید همگان مقابل ظالمان می ایستادند. ایشان وقتی سربریده فرزند حضرت زهرا(سلام الله علیها) را مقابل یزید(لعنت الله علیه) مشاهده کرد که او با جسارت بدان هتاکی می کند و شعر پیروزی می سراید، فریاد برآوردند و فرمودند:
"به خدا، سخت دل تر از یزید ندیدم و کافر و مشرکی بدتر و جفاکارتر از او نیست."(6) آنگاه که یزید"لعنت الله علیه": حسین، حق را منکر شد و قطع رحم نمود و در ریاست و رهبری با من ستیز کرد. در پاسخش فرمودند: "ای یزید! از کشتن پدرم خوشحال نباش! او مطیع خدا و رسول بود و دعوت حق را اجابت کرد و به سعادتِ شهادت نائل آمد! ولی روزی خواهد آمد که تو را بازخواست می کنند، خود را برای پاسخگویی آماده کن! ولی تو چگونه می توانی پاسخ دهی؟"(7) رؤیای حضرت سکینه(سلام الله علیها) حضرت سکینه (سلام الله علیها) می فرمایند: "در یکی از شب ها که در شام بودم، خوابی دیدم طولانی. در آخر آن خواب، زنی را مشاهده کردم که دستبرسر نهاده و نالان است. پرسیدم: این بانو کیست؟ گفتند: فاطمه دختر محمّد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و مادرِ پدر تو است! گفتم: به خدا، نزد او می روم و از آنچه با ما کردند، به وی شکایت می کنم. پس نزد او رفته، مقابلش ایستادم و گریستم و گفتم: مادر جان! حقّ ما را منکر شدند، جمع ما را از هم جدا کردند و حُرمت ما را نگه نداشتند! مادر جان! به خدا، پدرم حسین را کشتند! پس آن بانو به من فرمودند: سکینه جان! دیگر سخن مگو که دلم را سخت لرزاندی و قلبم را پاره کردی! این پیراهن پدر تو است، آن را نگه داشته ام تا زمانی که خدا را ملاقات کنم."(8) **** پی نوشت 1. بر مدارعشق، شرح حال یاران امام حسین(علیه السلام). مرکز تحقیقات و پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). نشر موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). چاپ دوم، زمستان 83. ص 32. محدّثات شیعه، دکتر غروی نائینی، ص 210. 2. حضرت سکینه و...، علاّمه مقرّم، ص 262 3. برمدار عشق، همان. حضرت سکینه و ..، همان، ص 263. 4. نفس المهموم، شیخ عباس قمی، ص 160. 5. مصباح، کفعمی، ص 376 6. نفس المهموم، 207 7. منتخب، طریحی، ص 457. 8. ریاحین الشّریعه، ج 3، ص 280 - 278؛ نفس المهموم، ص 217 منابع 1. برمدار عشق، شرح حال یاران امام حسین(علیه السلام). مرکز تحقیقات و پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). نشر موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). چاپ دوم، زمستان 83. ص 32. 2. مجله فرهنگ کوثر، نگاهی به زندگی حضرت سکینه(سلام الله علیها)، زهرا نساجی، بهار 1384، شماره 61، ص 116. 3. مجله پیام زن، سکینه(سلام الله علیها) دختر امام حسین(علیه السلام) بانوی ادب و شجاعت، علی اکبر ذاکری، مرداد 1388، شماره 209، ص 38. ان شاء الله ادامه دارد.... اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا
|
|||
|
|
۱۷:۵۴, ۱۲/مهر/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله...
بر مدار عشق: ام کلثوم (سلام الله علیها)،ملامت گوی یزید در سال های آخر عمر جدش بزرگوارشان، پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) به دنیا آمدند. ایشان از دختران امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) بودند که به زینب صغری(سلام الله علیها) معروف هستند. ایشان سخنوری مشهور و زنی با فضیلت و دانا بودند. ایشان هم مانند خواهر بزرگوار خود، حضرت زینب(سلام الله علیها) شاهد همه وقایع تلخ و سنگین تاریخ بودند. در سال 61 همراه با برادر خود به کربلا رفتند و بعد از ماجرای شهادت امام حسین(علیه السلام) و یارانشان همراه سایر اسرا به شام رفتند. حضرت ام الکلثوم(سلام الله علیها)، در برابر چشمان غم دیده اسرا و چشمان و دل های سیاه یزدیان به معرفی خاندان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ستم هایی که حکام قبل و یزید بر آن ها روا داشتند را پرداختند. هنگامی که اسرا وارد کوفه شدند، در جمع انبوه حاضران، حضرت ام الکلثوم(سلام الله علیها)، مردم را به سکوت وا داشتند و هنگامی که مردم آرام شدند و زبان در کام گرفتند و نفس هایشان را در سینه حبس کردند؛ این بانو شروع به سخنرانی کردند و کوفیان را به خاطر سستی در یاری امام حسین(علیه السلام) و آلوده شدن دستانشان به خون سیدالشهدا(علیه السلام) ملامت کردند ایشان در سرار عمر خود، حتی در دمشق از بیان حقایق و افشای جنایات امویان(لعنت الله علیهم) کوتاهی نکردند و در مدینه هم ایشان یکی از کسانی بودند که گزارش سفر خونین کربلا را به مردم دادند. پی نوشت منبع: بر مدارعشق، شرح حال یاران امام حسین(علیه السلام). مرکز تحقیقات و پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). نشر موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). چاپ دوم، زمستان 83. صص 30 و 29. ان شاء الله ادامه دارد.... اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا |
|||
|
|
۱۱:۳۵, ۱۵/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۳ ۱۱:۳۶ توسط Farzaneh.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله...
بر مدار عشق: مسلم بن عقیل وقتی مردم کوفه به امام حسین(علیه السلام) نامه نوشتند، امام(علیه السلام) مسلم بن عقیل را به محضر خود خواستند، دستان مسلم را گرفتند و در دستان خود فشردند... -مسلم، برادرم، تو را با جمعی دیگر از افراد مورد اطمینان به سوی کوفه می فرستم. از خدا بترس و اسرار را حفظ کن و مهربانی و لطف داشته باش. اگر مردم را متحد و متفق دیدی، فورا جریان را به من خبر بده. امام حسین(علیه السلام) این چنین به مردم کوفه نامه نوشتند:
"اما بعد، برادرم، عموزاده ام، مرد مورد وثوق و اطمینان از نزدیکانم، مسلم بن عقیل را نزد شما فرستادم. دستور داده ام اگر شما را متحد ببیند جریان را بنویسد، به جانم سوگند امام و پیشوا کسی است که حق را به یاد آورد..."(1) مسلم اواخر ماه رمضان از مکه حرکت کرد، به مدینه رفت؛ در مسجد رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) نمازش را خواند و با خانواده اش خداحافظی کرد و سفر خود را آغاز نمود.
مسلم سفر پر پیچ و خم خود را شروع کرده بود، مسلم وقتی وارد کوفه شد، با استقبال مردم مواجه شد و شیعیان یکی پس از دیگری گرد او جمع می شدند، مسلم که اوضاع را اینگونه دید نامه امام حسین(علیه السلام) را برای آن ها خواند. آن ها تقاضا کردند هر چه زودتر امام حسین(علیه السلام) به کوفه بیایند. برای همین مسلم اینگونه برای امام(علیه السلام) نامه نوشتند: "نامه هاى فرستاده شده، راستبوده و سخن فرستادگان هم درست است. مردم كوفه آماده جهاد و جانبازى در راه خدايند. هم اكنون هجده هزار نفر، با من بيعت كردهاند و آماده فداكارى در ركاب تو هستند. هر چه زودتر به سوى كوفه حركت كن!" [/b] مسلم، نگينى در ميان حلقه انبوه ياران و حضورش مايه دلگرمى چشم به راهان امام حسین(علیه السلام) است. شکوه و هیبتش مثال زدنی است. ميان كوفيان جايگاه و محبوبيتى دارد. هر شب، صحبت از جنگ است، سخن از شستشوى لكه هاى ذلت و ننگ است كلام از شور جانسوز حقيقتهاست، از "رفتن ها" و "ماندن ها". ولى دوران آن كم بود و كم پاييد.... [/b] سرانجام، مسلم به دستور ابن زیاد(لعنت الله علیه) توسط بکیر بن حمران احمری در دارالاماره کوفه به شهادت رسید. ****[b] نام: مسلم نام پدر: عقیل بن ابی طالب(علیه السلام) نام مادر: علیّه تاریخ تولد: ایشان در واقعه کربلا 38 – 39 سال سن داشتند و در مدینه به دنیا آمده اند. محل شهادت: دارالاماره کوفه آرامگاه: مسجد کوفه **** پی نوشت 1. بر مدارعشق، شرح حال یاران امام حسین(علیه السلام). مرکز تحقیقات و پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). نشر موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). چاپ دوم، زمستان 83. صص 22-25. 2. [b]http://www.aviny.com/occasion/ahlebeit/imamhosein/moharram/87/01/Osve/01.aspx ان شاء الله ادامه دارد... اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا [/b] |
|||
|
|
۲۲:۲۸, ۱۸/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مهر/۹۳ ۲۲:۲۹ توسط Farzaneh.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله...
بر مدار عشق: دو طفلان عبدالله بن جعفر بن ابی طالب (علیه السلام) لباس های نویی را که همرا داشت بر تنشان کرده بود. بر زانوهای خود آن ها را نشاند و موهایشان را شانه می زد. به رسم آن موقع بر چشم پسران تازه نوجوانش سرمه ای کشید. باز هم آداب رجز و جنگ را برایشان یادآوری می کرد. شمشیرشان را بر کمرشان بست. بوسه ای بر پیشانی پسرانش زد و آن ها را راهی خیمه برادرش، حسین(علیه السلام) کرد. تمام مدت دلهره داشت. نکند برادرم، فرزندانم را قبول نکند؟ نکند برادرم، پسران نوجوان مرا به خاطر من راهی میدان نکند؟ [b] نگاه زینب(سلام الله علیها) محمد و عون را دنبال می کرد. چقدر فرزندانش در لباس رزم زیباتر هستند. به خیمه برادر رسیدند. از برادرش برای فرزندانش اجازه مبارزه طلبید. می خواست فرزندانش را راهی میدان جنگ کند.
- خواهرم شاید عبدالله، پدرشان راضی نباشد. - عبدالله راضی است. او خود به من سفارش کرده است که اگر جنگ روی داد، فرزندان من پیش از فرزندان برادرت باید به میدان بروند و جانشان را نثار کنند. پس از اصرار زیاد و قسم دادن امام حسین(علیه السلام) به مادرشان حضرت زهرا(سلام الله علیها) و پدرشان امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و جد بزرگوارشان حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم)، حضرت اجازه فرمودند. "عجب محبتی این خواهر به برادرش دارد! او دو نوجوان خود را فدای برادر میکند." محمد بن عبدالله بن جعفر طیار محمد(علیه السلام) وارد میدان جنگ شد. و این چنین رجز خواجی کرد: " از دشمنان به خدا شکایت می کنم، جنگ با مردمی که کور کورانه در گمراهی اند، آنها دستورات قرآن را رها کردند و آیات و نشانه های آن را فراموش نمودند." او جنگ سختی با دشمن کرد و ده نفر از آنها را کشت. ناگهان عامر بن نهشل تمیمی(علیه اللعنة) به او حمله کرد و به شهادتش رساند. محمد در زیارت ناحیه مقدسه، مورد خطاب و سلام امام زمان(علیه السلام) و قاتلش مورد لعنت آن حضرت است جایی که می فرمایند: [b]"السلام علی «محمد بن عبدالله بن جعفر» الشاهد مکان ابیه، و التالی لاخیه، و واقیه ببدنه، لعن الله قاتله «عامر بن نهشل التمیمی" [/b] نام: محمد عون بن عبیدالله جعفر طیار نام پدر: عبدالله بن جعفر بن ابی طالب(علیه السلام) نام مادر: خوصاء، دختر حفصة بن ثقیف بن ربیعه؛ اما عده ای مادرش را حضرت زینب(سلام الله علیها) می دانند.(1) بعد از محمد، عون وارد میدان شد و این چنین رجز خود را شروع کرد: " اگر مرا نمی شناسید، من فرزند جعفر طیارم، شهید راستینی که با چهره ای درخشان در بهشت است و با بال های سبز در آنجا پرواز می کند و روز قیامت همین افتخار برای من کافی است." سپس در جنگ تن به تن با دشمن آنقدر مبارزه کرد تا هجده نفر از پیادگان و چند نفر از سواران آنها را کشت که ناگهان با ضربه عبدالله بن قطبه نبهانی طائی به شهادت رسید.این بزرگوار نیز، در زیارت ناحیه مقدسه، مورد سلام امام زمان(علیه السلام) و قاتلش، مورد لعنت آن حضرت قرار گرفته است. نام: عون نام پدر: عبدالله بن جعفر بن ابی طالب(علیه السلام) نام مادر: حضرت زینب(علیه السلام) ای سلیمان موری آمده است تا مشرف شود به محضرتان من کیم دوره گرد چشمانت زینبم من همان کبوترتان کودکانم چه ارزشی دارند؟ جان عالم تصدق سرتان (2) پی نوشت 1.بر مدارعشق، شرح حال یاران امام حسین(علیه السلام). مرکز تحقیقات و پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). نشر موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). چاپ دوم، زمستان 83. صص 22. 2.علی اکبر لطیفیان منابع: بر مدارعشق، شرح حال یاران امام حسین(علیه السلام). مرکز تحقیقات و پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). نشر موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). چاپ دوم، زمستان 83. صص 21و 22. سيد بن طاووس ؛ اللهوف في قتلی الطفوف ؛ قم: منشورات الرضي، 1364 . شيخ عباس قمي ؛ نفس المهموم ؛ ترجمه و تحقيق علامه ابوالحسن شعراني ؛ قم: انتشارات ذويالقربی، 1378 . http://www.aviny.com/occasion/ahlebeit/i...ghtal.aspx [b]http://aliplus.blogfa.com/post/30 ان شاء الله ادامه دارد... اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا
[/b] |
|||
|
|
۱۱:۲۶, ۲۰/مهر/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
علی جنت مکان جنت نشین است فقط حیدر امیر المومنین است
|
|||
|
|
۲۱:۳۳, ۲۷/مهر/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم الله...
بر مدار عشق: رقیه کبری (سلام الله علیها) وفاطمه (سلام الله علیها) رقیه کبری(سلام الله علیها) ایشان از مادری به نام صهبا به دنیا آمدند. در ایام جوانی همسر مسلم بن عقیل(علیه السلام) شدند و مانند خواهر خود حضرت زینب(سلام الله علیها) در تربیت فرزندانی که تمام قد برای ولایت، ایستادگی نمودند؛ هنرنمایی کردند.
این بانو در محرم 61، برادر خود را تنها نگذاشتند و همراه ایشان و سایر بستگان و یاران به کربلا آمدند. و بعد از جنگ به اسارت در شام رفتند. [b] فاطمه بنت علی(علیه السلام)
ایشان یکی از راویان احادیث برادر بزرگوار خود امام حسن مجتبی(علیه السلام) بودند. این بانو در روز عاشورا از همراهان سید الشهدا(علیه السلام) بودند و بعد از شهادت آن حضرت، در مراقبت از بازماندگان شهیدان بسیار می کوشید و تا زمان امام صادق(عیله السلام) زندگی کردند. این بانوی فداکار، در سال 117 ه.ق. چشم از جهان فروبستند. سلام و درود خدا بر دختران ولیش امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) [b]منبع: بر مدارعشق، شرح حال یاران امام حسین(علیه السلام). مرکز تحقیقات و پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). نشر موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). چاپ دوم، زمستان 83. صص 32 و 31. اللهم عجل لولیک الفرج[/b] التماس دعا |
|||
|
|
۲۲:۵۵, ۲۴/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۹۳ ۲۲:۵۶ توسط Farzaneh.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله....
بر مدار عشق: جابر بن حارث سلمانی حضرت مسلم(علیه السلام) به درخواست مردم، وارد کوفه شده بود؛ اما امان از مردمان ترسو و دو رنگش که نامه ها و دعوت خود را منکر شدند. در همین گیر و دارها بود که جابر بن حارث از طریق حضرت مسلم(علیه السلام) با امام حسین(علیه السلام) بیعت کرد و همراه جناب مسلم(علیه السلام) در نهضت ایشان مشارکت کرد.(1) از یاران پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) و امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام) بود(2)؛ برای همین طاقت نیاورد که بعد از شکست نهضت مسلم(علیه السلام) و دستگیری ایشان راهی کربلا نشود. در راه کربلا بود که با حر بن یزید ریاحی برخورد کرد. حر قصد داشت که مانع ورود او به کربلا و پیوستن او و همراهانش به امام حسین(علیه السلام) شود؛ اما با وساطت امام(علیه السلام)، حر اجازه ورود به جابر و دوستانش را داد و آن ها همگی همراه سیدالشهدا(علیه السلام) وارد کربلا شدند.(3) روز عاشورا در اولین حمله همه جانبه ی لشکر عمر سعد(لعنت الله علیه)، جابر بن حارث و یاران دیگرش به قلب لشکر دشمن حمله بردند و جنگی سخت کردند؛ ولی محاصره شدند و از سپاه امام(علیه السلام) جدا افتادند و در اینجا بود که به دستور امام حسین(علیه السلام)، حضرت اباالفضل عباس(علیه السلام) به لشکر عمر سعد حمله کرد و جابر و بقیه ی سربازان مجروح را نجات داد و چون لشگر عمر سعد دوباره به آنها نزدیک شد، جابر با شمشیرش آن قدر جنگید تا با دوستان دیگرش همگی شهید شدند.(4) در زیارت ناحیه مقدسه به این شهید ایرانی تبار سلام و درود می فرستیم.(5) پی نوشت 1. تنقیح المقال، ج1، ص234. ذخیرة الدارین، ص236. ابصارالعين، ص۱۴۴. 2. همان 3. تنقيح المقال ج۱، ص۲۳۴. قاموس الرجال ج۲، صص۵۰۵-۵۰۶. ابصار العين، ص۱۴۴. ذخيرة الدارين، ص۲۳۵. انصار الحسين عليه السلام، ص۷۸. 4. تاريخ طبرى ج۵، ص۴۴۶. الكامل فى التاريخ ج۴، ص۷۴. ابصارالعين، ص۱۴۴و 61. نفس المهموم، ص۲۵۷. مقتل الحسين عليه السلام، مقرم، ص۲۳۹. قاموس الرجال ج۲، ص۵۰۵-۵۰۶. ذخيرة الدارين، ص۲۳۶. 5. الاقبال ج۳، ص۷۹. الاقبال ج۳، ص۳۴۵. بحارالانوار، ج 45، ص 72. ج 98، ص 340 و 273. منابع 1. بر مدارعشق، شرح حال یاران امام حسین(علیه السلام). مرکز تحقیقات و پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). نشر موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف). چاپ دوم، زمستان 83. ص 44. 2. جمعی از نویسندگان، پژوهشی پیرامون شهدای کربلا، ص۱۱۴-۱۱۷. 3. سایت ویکی فقه ان شاء الله ادامه دارد...... اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







