|
دلنوشته هایی به زهرای سه ساله(سلام الله علیها)
|
|
۲۰:۰۱, ۲۸/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۳ ۱۱:۴۸ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
پنجم صفر سال 61 بود که در گوشه خرابه های شام، شکوفه باغ ولایت را چیدند . . . سه یا چهار سال بیشتر از عمر شریفش نمی گذشت که دردانه و جگر گوشه ی امام حسین(علیه السلام) وارد کربوبلا شد... پرستوی کوچولویی که تا اون موقع همیشه در آغوش عمو آرام میگرفت حالا در نبود عمو، ساکن خرابه ها شده... . . ![]() زندگی بی تو در این قافله سخت است پدر گذر عمر از این مرحله سخت است پدر دخترت تشنه اشک است ولی باور کن گریه کردن وسط هلهله سخت است پدر . . منتظر دل نوشته ها و اشعار دوستان ، با موضوع شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها) هستیم . . . |
|||
|
|
۲۰:۵۶, ۲۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
![]() بسم الله الرحمن الرحیم پدرباغصه وغم ساختم من تورفتی هستی ام راباختم من چنان کم سوشده چشمم زسیلی تورادیدم ولی نشناختم من یارقیه جان مددی فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) شفای مریض ها صلوات
|
|||
|
|
۰:۳۴, ۲۹/آبان/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
رقیه جان
چه سالی بود برای کودکان غزه ! کودکانی که همچون تو و برادرت علی اصغر (علیه السلام) در خون بغلتیدند. مظلومانه عجب روزگاریست ! همان روزهای جهل و بی ایمانی دوباره ظهور کرده! آنقدر که هر روز به خود می گویی پس کی تمام می شود.کی دوباره آرامشی بر دنیا حاکم می شود! در نهایت نگاه مان به سرور و مولایم مهدی است،شب را به روز و روز را به شب. کی ،این جماعت سفره ی عشق برای آمدنش پهن می کنند،چرا آمدنش را نمی خواهند؟ اگر می خواستن در میانمان بود و به ظلمت پایان می داد. تا به کی ،انتظار!! بس نیست محروم بودن،در فراقش این طور سوختن؟! شوق گفتن لبیک یا مهدی را دارم. لبیک یا مهدی |
|||
|
|
۱:۰۶, ۲۹/آبان/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام بر تو ای فاطمه ی سه ساله ی حسین (علیه السلام)!
سلام بر تو به عدد تمام کلمات خداوندی! سلام بر دختری که خوب برای پدر خود، شبیه به مادرش شده بود! |
|||
|
|
۱۲:۲۰, ۲۹/آبان/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
مرهم کنون به زخم رسیده چه فایده ! بابا سرت رسیده بریده ؟ چه فایده ! امشب که آمدی به خرابه ببینمت سویی نمانده است به دیده چه فایده تو آمدی که بوسه زنی جای سیلی ام با این لب بریده بریده چه فایده می خواستم به پای تو خیزم پدر، ولی قدم شبیه عمه خمیده چه فایده از دست های پر ورمم چه توقعی است از پای روی خار دویده چه فایده گیرم که گوشواره برایم خریده ای من لاله گوش هام بریده چه فایده گفتم که عشوه می کنم و ناز می خری حالا که رنگ و روم پریده چه فایده می خواستم فقط تو کشی دست بر سرم رفتی و دست غیر کشیده چه فایده رضا رسول زاده |
|||
|
|
۲۲:۰۱, ۲۹/آبان/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سوختم ز آتش هجر تو پدر تب کردم
روز خود را به چه زوری بنگر شب کردم تازیانه چو عدو بر سر و رویم می زد نا امید از همه کس روی به زینب(سلام الله علیها) کردم ****** دشت و شب وطفل نابلد، واویلا گر زجر حرامی برسد، واویلا از صاحب روضه معذرت میخواهم پهلوی رقیه لگد، واویلا |
|||
|
|
۰:۵۸, ۳۰/آبان/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
من را ببخش اگر که ، لکنت زبان گرفتم بابا شکسته دستی دندان شیری ام را .... یا رقیه سلام الله علیها |
|||
|
|
۱:۱۷, ۳۰/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۳ ۱:۱۸ توسط بچه های گمنام.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
از سر جاده, راه افتاده, پای پیاده یه دهاتی با همون لباس ساده داره میاد برسه پنجره فولاد بشینه روبرو گنبد گوشه ی صحن گوهر شاد یکی از شماله از کنار شالی ها یکی از جنوب و از همون حوالی ها همه اومدند, دسته خالی ها هنوزم یه عده توی راهند مثل هرشب, دلم برات کفتره سلطان تو این شلوغی مارو یادت نره سلطان دلشوره داره, قلبش پاره, لحظه شماره زائر خسته ای که توی قطاره تو هر ایستگاه, میکشه از جگرش آه منتظر نشسته تا که ساعت هشت بیاد از راه یکی شهریه مثل این مسافره یکی چادرنشینه از عشایره همه ی حرم, پرِ زائره هنوزم یه عده توی راهند بنده نوازیت همه میگن محشره سلطان تو این شلوغی مارو یادت نره سلطان از همه سیره, بختش پیره, داره می میره غروب مریض خونه بد دلگیره هی فراغ و خواب ایوون و رواق و بعد رویا باز میبینه در و دیوار اتاقو روی تختش بازم با گریه میشینه پخش مستقیم حرم رو میبینه حجم زائرا خیلی سنگینه هنوزم یه عده توی راهند آروم میگه این بد هم نوکره سلطان تو این شلوغی مارو یادت نره سلطان |
|||
|
|
۲:۰۴, ۳۰/آبان/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
یا رقیه سلام الله علیها ... حق خواسته که دست عطا داشته باشی بالا بنشینی و گدا داشته باشی ... والله که حق است که در جمع بزرگان بالای سر عمّه تو جا داشته باشی ... تو جمع صفاتی تو خودت جلوه ذاتی باید حرمی نزد خدا داشته باشی ... از آن همه شهزاده ی ارباب تو باید مخصوص خودت صحن و سرا داشته باشی |
|||
|
|
۱۳:۲۵, ۳۰/آبان/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بیست سالش شده،چه محشر شد خانمی دلربا و دلبر شد درحجاب و وقار و دین داری از تمامی دختران سر شد مثل عمه مـفـسّر قرآن بر زنان مدینه سرور شد خواهر وتکیه گاه اصغر شد عمه ی بچه های اکبر شد هر زمان خنده بر لبش آمد خستگی از تن پدر در شد شب جشن عروسیش بود آسمان روشن و منور شد ... *** شاعری خواب های خوش میدید ناگهان خواب ها مکدّر شد یادش آمد سه ساله ی ارباب گوشه ای از خرابه پرپر شد سنّ کم ، موسپید ، قامت خم اندک اندک شبیه مادر شد منتظر بود تا پدر آید با سری در طبق برابرشد درد و دل کرد با سر ، اما حیف قصه و عمر هر دو تا سر شد . . . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ۩ویژه نامه میلاد حضرت مادر (سلام الله علیها)۩ | حضرت عشق | 6 | 3,886 |
۲۲/فروردین/۹۴ ۰:۲۳ آخرین ارسال: حضرت عشق |
|
| غروب محزون خورشید قم ویژه وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله | mahdy30na | 4 | 2,669 |
۱۱/بهمن/۹۳ ۱:۴۸ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| اینفوگرافی خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در شام | Aryha | 0 | 1,351 |
۴/دی/۹۳ ۱۳:۲۶ آخرین ارسال: Aryha |
|
| دلنوشته هایی برای کودکان غزه | mary20 | 11 | 12,984 |
۵/آذر/۹۳ ۲۱:۲۴ آخرین ارسال: ABCDE |
|
| ذکر صلوات تقدیم به گل یکدانهءهستی حضرت زهرا سلام الله علیها | مجنون الحسین | 25 | 11,147 |
۳۰/فروردین/۹۳ ۱۸:۵۹ آخرین ارسال: Farzaneh |
|
| تبریک به مناسبت ولادت حضرت زینب سلام الله علیها و روز پرستار | انتصـار | 18 | 9,026 |
۱۶/اسفند/۹۲ ۱۹:۵۱ آخرین ارسال: انتصـار |
|
| فاطمه سلام الله علیها، هنوز هم غريب است! | aboutorab | 2 | 2,203 |
۵/فروردین/۹۲ ۱۹:۰۶ آخرین ارسال: aboutorab |
|





![[تصویر: roqaye.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8152572076/roqaye.jpg)





![[تصویر: 18375208472176315116220296165251110649963.jpg]](http://img1.tebyan.net/Big/1392/02/18375208472176315116220296165251110649963.jpg)




