|
بهشت از دست شما شيعيان نمیرود هر چند رسيدن شما به آن...
|
|
۱۰:۲۳, ۷/دی/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۰۱ ۸:۵۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
اين سه روايت بسيار مهم اعتقادی را با دقّت تمام مطالعه بفرمايید!
روايت نخست: فرات بن احنف گويد خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم، ناگاه مردى از مخالفين و ملعونان نزد آن حضرت آمد و گفت به خدا او را درباره شيعهاش به بدى گرفتار میكنم و گفت: يا ابا عبد اللَّه به من رو كن! حضرت توجهى نفرمود؛ دوباره گفت به من رو كن! امام حضرت باز نگاهی نفرمود؛ بار سوم درخواست كرد؛ حضرت فرمود: توجّه كردم، بگو و (ميدانم) هرگز حرف خوب نخواهى گفت، آن مرد گفت: شيعيان شما نبيذ[1] مینوشند! حضرت فرمود: نبيذ باكى ندارد، پدرم مرا خبر داد از قول جابر بن عبد اللَّه كه اصحاب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نبيذ مینوشيدند؛ آن مرد گفت: مقصودم نبيذ نيست! بلكه منظور من شراب مستكننده است! حضرت فرمود: شيعيان ما پاكتر از آن هستند كه شيطان در رودههاى آنها راه يابد و رخنه كند و اگر يك فرد وامانده و شكستخورده از آنها اين عمل را انجام دهد، پروردگارِ مهربان و پيامبرِ با محبّتی در استغفار و طلب آمرزش و امام همدمى كنار حوض (كوثر) دارد، ولى تو و يارانت در برهوت خشکِ بى آب و علف خواهید بود. آن مرد سرافكنده و خاموش شد، بعد از مدتى گفت: مقصودم مستكننده نبود! بلكه منظورم شراب انگور بود (كه قطعاً حرام است) حضرت صادق عليه السّلام فرمود: خدا زبانت را بگيرد! چرا امروز ما را درباره شيعيانمان (اينقدر) آزار میدهى، پدرم مرا خبر داد از حضرت زين العابدين عليه السّلام از حضرت علىّ بن ابى طالب عليه السّلام از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از جبرئيل که خداوند عزّ و جل فرمود: ای محمد! همانا من ورود تمام پيامبران را به بهشت ممنوع ساختم تا تو و على و شيعيانتان وارد شويد مگر آن شيعهاى كه مرتكب گناه كبيره شود و در عوض او را به ناراحتى و گرفتارى مالى يا از ترس از صاحبان قدرت مبتلا میسازم تا (از گناه پاك شود و) فرشتگان او را با روح و ريحان ديدار كنند و من بر او خشمگين نباشم و اين ابتلاء باعث رهائى او از شر گناهش مىشود، پس آيا در نزد دوستان و ياران تو چيزى از اين (قبیل امور) هست؟ پس (اگر خواهی) سرزنش كن، يا دست بردار[2].[3] "شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت عليهم السلام (ترجمه جلد 65 بحار الأنوار)؛ ص195" (1) روايت دوم: عبداللَّه بن ابى يعفور نقل میکند: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم: من با مردم رفت و آمد و معاشرت مىكنم، و تعجب من بسيار مىشود از گروهى چند كه شما را دوست نمىدارند، و فلانى و فلانى را دوست مىدارند، و در ايشان امانتداری، راستگويى و وفا هست، و گروهى چند كه شما را دوست مىدارند، اما در آنها اين امانتداری، وفا و راستگويى نيست! راوى مىگويد كه: حضرت صادق عليه السلام صاف نشستند و رو به من آورد مانند كسى كه خشمناك باشد، و فرمود كه: «هر كه خدا را عبادت كند با دوستىِ امامِ جورى كه از جانب خدا نيست، دين ندارد. و هر كه ديندارى كند با دوستى امام عادلى كه از جانب خدا باشد، عتابى بر او نيست». عرض كردم كه: گروهى كه دوستى امام جور دارند دين ندارند و جماعتى كه دوستى امام عادل دارند، عتاب (هم) ندارند؟ فرمود: «آرى، آن گروه دين ندارند، و اين گروه عتاب ندارند». بعد از آن فرمود كه: «آيا گوش نمىدهى به فرموده خداى عزّوجلّ: «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» و حضرت فرمود: «يعنى: خدا مؤمنان را بيرون مىبرد از تاريكىهاى گناهان به سوى نور توبه و آمرزش، به جهت دوستى ايشان با هر امام عادلى كه از جانب خداى عزّوجلّ باشد. و فرموده است كه: «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ» و فرمود كه: «جز اين نيست كه به اين، قصد فرموده كه ايشان بر نور اسلام بودند، و چون دوستى كردند با هر امام جورى كه از جانب خدا نيست، به سبب دوستى ايشان، با او بيرون رفتند از نور اسلام به سوى تاريكىهاى كفر، و به اين علت، خدا آتش جهنم را از براى ايشان واجب گردانيد به همراه كافران، «[ف] أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ»[4]». [5] "تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) ؛ ج2 ؛ ص297" (2) روايت سوم: رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمود: ای گروه شیعه، از خدا بترسید، تقوا پیشه کنید، بهشت از دست شما نخواهد رفت، هر چند اعمال زشتتان سبب دیر رسیدن آن به شما بشود. حال، برای تحصیل درجات آن تمایل و رغبت بیشتری از خود نشان بدهید. کسی پرسید: آیا از دوستداران شما و از دوستداران علی علیه السلام هم کسی داخل جهنم میشود؟ فرمود: کسی که خود را با نافرمانی از محمّد و علی علیهما السلام آلوده کرده و مرتکب محرمّات شده است و نسبت به مردان زنان با ایمان ستم روا داشته و از مقررّات شریعت تخلّف ورزیده است، روز قیامت در حالی که آلوده و کثیف است وارد محشر میشود. محمد و علی علیهما السلام میگویند: تو آلوده و کثیفی، نه شایستگی همنشینی با مولاهای نیک خود را داری و نه صلاحیت هم آغوشی با حوریان زیبا و نه لیاقت مصاحبت با فرشتگان مقرّب! به آنچه که در اینجاست نخواهی رسید، مگر آنکه از آنچه که همراه خود آوردهای (یعنی پلیدی گناهان) تطهیر شوی، پس او را داخل طبقهی بالای جهنّم میکنند و آنجا به کیفر برخی از گناهانش میرسد و گروهی از آنان بر اثر برخورد با شدائد محشر تصفیه میشوند و سپس گروه خاصی از نیکان شیعه که از سوی امامانشان برانگیخته شدهاند مانند مرغی که دانه از زمین برچیند پاکشدگان را از این گوشه و آن گوشهی محشر بر میچنینند و جمعی هم که گناهانشان کمتر و سبکتر است در همین دنیا به وسیلهی شدائد و انواع گرفتاریها که از جور سلاطین و دیگران متحمّل میشوند و آفات و بلیّاتی که بر جسم و روحشان وارد میشود تطهیر میگردند و با روحی پاک و مطهّر وارد عالم قبر میشوند و برخی هم که مرگشان نزدیک شده و هنوز گناهی بر گردنشان باقی است، به شدّت حال نزع و دشواری جان دادن مبتلا میشوند تا آنجا که اطرافیانشان از آنها کنارهگیری میکنند و از این راه احساس ذلّت و خواری مینمایند و در نتیجهی همین فشاری که بر روحشان وارد میشود تطهیر میگردند و اگر گناهانشان بزرگتر و بیشتر بود در طبقهی اعلای جهنم معذّب و مطهر میگردند و اینان در میان دوستان ما کسانی هستند که گناهانشان بزرگتر و عذابشان شدیدتر از دیگران است و البته این گروههای گناهکار، شیعهی ما نامیده نمیشوند، بلکه اینها محبین و دوستداران ما نامیده میشوند که با اولیای ما دوستند و با دشمنان ما دشمن چه آنکه شیعیان ما کسانی هستند که از ما پیروی کنند و به اعمال ما اقتدا نمایند. (3) (1) عَنْ فُرَاتِ بْنِ أَحْنَفَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ هَؤُلَاءِ الْمَلاعِينِ فَقَالَ وَ اللَّهِ لَأَسُوءَنَّهُ فِي شِيعَتِهِ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَقْبِلْ إِلَيَّ فَلَمْ يُقْبِلْ إِلَيْهِ فَأَعَادَ فَلَمْ يُقْبِلْ إِلَيْهِ ثُمَّ أَعَادَ الثَّالِثَةَ فَقَالَ هَا أَنَا ذَا مُقْبِلٌ فَقُلْ وَ لَنْ تَقُولَ خَيْراً فَقَالَ إِنَّ شِيعَتَكَ يَشْرَبُونَ النَّبِيذَ فَقَالَ وَ مَا بَأْسٌ بِالنَّبِيذِ أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ أَصْحَابَ رَسُولِ اللَّهِ ص كَانُوا يَشْرَبُونَ النَّبِيذَ فَقَالَ لَسْتُ أَعْنِيكَ النَّبِيذَ أَعْنِيكَ الْمُسْكِرَ فَقَالَ شِيعَتُنَا أَزْكَى وَ أَطْهَرُ مِنْ أَنْ يَجْرِيَ لِلشَّيْطَانِ فِي أَمْعَائِهِمْ رَسِيسٌ وَ إِنْ فَعَلَ ذَلِكَ الْمَخْذُولُ مِنْهُمْ فَيَجِدُ رَبّاً رَءُوفاً وَ نَبِيّاً بِالاسْتِغْفَارِ لَهُ عَطُوفاً وَ وَلِيّاً لَهُ عِنْدَ الْحَوْضِ وَلُوفاً وَ تَكُونُ وَ أَصْحَابَكَ بِبَرَهُوتَ[6] عَطُوفاً قَالَ فَأُفْحِمَ الرَّجُلُ وَ سَكَتَ ثُمَّ قَالَ لَسْتُ أَعْنِيكَ الْمُسْكِرَ إِنَّمَا أَعْنِيكَ الْخَمْرَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع سَلَبَكَ اللَّهُ لِسَانَكَ مَا لَكَ تُؤْذِينَا فِي شِيعَتِنَا مُنْذُ الْيَوْمِ أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص عَنْ جَبْرَئِيلَعَنِ اللَّهِ تَعَالَى أَنَّهُ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّنِي حَظَرْتُ الْفِرْدَوْسَ عَلَى جَمِيعِ النَّبِيِّينَ حَتَّى تَدْخُلَهَا أَنْتَ وَ عَلِيٌّ وَ شِيعَتُكُمَا إِلَّا مَنِ اقْتَرَفَ مِنْهُمْ كَبِيرَةً فَإِنِّي أَبْلُوهُ فِي مَالِهِ أَوْ بِخَوْفٍ مِنْ سُلْطَانِهِ حَتَّى تَلَقَّاهُ الْمَلَائِكَةُ بِالرَّوْحِ وَ الرَّيْحَانِ وَ أَنَا عَلَيْهِ غَيْرُ غَضْبَانَ فَهَلْ عِنْدَ أَصْحَابِكَ هَؤُلَاءِ شَيْءٌ مِنْ هَذَا.[7] "بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج47، ص: 382" (2) عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي أُخَالِطُ النَّاسَ فَيَكْثُرُ عَجَبِي مِنْ أَقْوَامٍ لَا يَتَوَلَّوْنَكُمْ وَ يَتَوَلَّوْنَ فُلَاناً وَ فُلَاناً لَهُمْ أَمَانَةٌ وَ صِدْقٌ وَ وَفَاءٌ وَ أَقْوَامٌ يَتَوَلَّوْنَكُمْ لَيْسَ لَهُمْ تِلْكَ الْأَمَانَةُ وَ لَا الْوَفَاءُ وَ الصِّدْقُ قَالَ فَاسْتَوَى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع جَالِساً فَأَقْبَلَ عَلَيَّ كَالْغَضْبَانِ ثُمَّ قَالَ لَا دِينَ لِمَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَايَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَيْسَ مِنَ اللَّهِ وَ لَا عَتْبَ عَلَى مَنْ دَانَ بِوَلَايَةِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ قُلْتُ لَا دِينَ لِأُولَئِكَ وَ لَا عَتْبَ عَلَى هَؤُلَاءِ قَالَ نَعَمْ لَا دِينَ لِأُولَئِكَ وَ لَا عَتْبَ عَلَى هَؤُلَاءِ ثُمَّ قَالَ أَ لَا تَسْمَعُ لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ[8] يَعْنِي مِنْ ظُلُمَاتِ الذُّنُوبِ إِلَى نُورِ التَّوْبَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ لِوَلَايَتِهِمْ كُلَّ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ وَ قَالَ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِإِلَى الظُّلُماتِ إِنَّمَا عَنَى بِهَذَا أَنَّهُمْ كَانُوا عَلَى نُورِ الْإِسْلَامِ فَلَمَّا أَنْ تَوَلَّوْا كُلَّ إِمَامٍ جَائِرٍ لَيْسَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ خَرَجُوا بِوَلَايَتِهِمْ إِيَّاهُ مِنْ نُورِ الْإِسْلَامِ إِلَى ظُلُمَاتِ الْكُفْرِ فَأَوْجَبَ اللَّهُ لَهُمُ النَّارَ مَعَ الْكُفَّارِ فَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ.[9] "الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج1 ؛ ص375" (3) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص اتَّقُوا اللَّهَ مَعَاشِرَ الشِّيعَةِ فَإِنَّ الْجَنَّةَ لَنْ تَفُوتَكُمْ وَ إِنْ أَبْطَأَتْ بِهَا عَنْكُمْ قَبَائِحُ أَعْمَالِكُمْ فَتَنَافَسُوا فِي دَرَجَاتِهَا قِيلَ فَهَلْ يَدْخُلُ جَهَنَّمَ أَحَدٌ مِنْ مُحِبِّيكَ وَ مُحِبِّي عَلِيٍّ ع قَالَ مَنْ قَذِرَ نَفْسُهُ بِمُخَالَفَةِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ وَاقَعَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ ظَلَمَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ خَالَفَ مَا رُسِمَ لَهُ مِنَ الشَّرِيعَاتِ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَذِراً طَفِساً يَقُولُ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ ع يَا فُلَانُ أَنْتَ قَذِرٌ طَفِسٌ لَا تَصْلُحُ لِمُرَافَقَةِ الْأَخْيَارِ وَ لَا لِمُعَانَقَةِ الْحُورِ الْحِسَانِ وَ لَا الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ لَا تَصِلُ إِلَى هُنَاكَ[10] إِلَّا بِأَنْ يُطَهَّرَ عَنْكَ مَا هَاهُنَا يَعْنِي مَا عَلَيْكَ مِنَ الذُّنُوبِ فَيَدْخُلُ إِلَى الطَّبَقِ الْأَعْلَى مِنْ جَهَنَّمَ فَيُعَذَّبُ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يُصِيبُهُ الشَّدَائِدُ فِي الْمَحْشَرِ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِ ثُمَّ يَلْتَقِطُهُ [يَلْقُطُهُ] مِنْ هُنَا مَنْ يَبْعَثُهُمْ[11] إِلَيْهِ مَوَالِيهِ مِنْ خِيَارِ شِيعَتِهِمْ كَمَا يَلْقُطُ الطَّيْرُ الْحَبَّ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَكُونُ ذُنُوبُهُ أَقَلَّ وَ أَخَفَّ فَيُطَهَّرُ مِنْهَا بِالشَّدَائِدِ وَ النَّوَائِبِ مِنَ السَّلَاطِينِ وَ غَيْرِهِمْ وَ مِنَ الْآفَاتِ فِي الْأَبْدَانِ فِي الدُّنْيَا لِيُدْلَى فِي قَبْرِهِ[12] وَ هُوَ طَاهِرٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقْرُبُ مَوْتُهُ وَ قَدْ بَقِيَتْ عَلَيْهِ سَيِّئَةٌ فَيَشْتَدُّ نَزْعُهُ فَيُكَفَّرُ بِهِ عَنْهُ فَإِنْ بَقِيَ شَيْءٌ وَ قَوِيَتْ عَلَيْهِ وَ يَكُونُ عَلَيْهِ بَطَرٌ أَوِ اضْطِرَابٌ[13] فِي يَوْمِ مَوْتِهِ فَيَقِلُّ مَنْ بِحَضْرَتِهِ فَيَلْحَقُهُ بِهِ الذُّلُّ فَيُكَفَّرُ عَنْهُ فَإِنْ بَقِيَ عَلَيْهِ شَيْءٌ أُتِيَ بِهِ وَ لَمَّا يُلْحَدْ فَيَتَفَرَّقُونَ عَنْهُ فَتُطَهَّرُ[14] فَإِنْ كَانَتْ ذُنُوبُهُ أَعْظَمَ وَ أَكْثَرَ طَهُرَ مِنْهَا بِشَدَائِدِ عَرَصَاتِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَإِنْ كَانَتْ أَكْثَرَ وَ أَعْظَمَ طَهُرَ مِنْهَا فِي الطَّبَقِ الْأَعْلَى مِنْ جَهَنَّمَ وَ هَؤُلَاءِ أَشَدُّ مُحِبِّينَا عَذَاباً وَ أَعْظَمُهُمْ ذُنُوباً إِنَّ هَؤُلَاءِ لَا يُسَمَّوْنَ بِشِيعَتِنَا[15] وَ لَكِنْ يُسَمَّوْنَ بِمُحِبِّينَا وَ الْمُوَالِينَ لِأَوْلِيَائِنَا وَ الْمُعَادِينَ لِأَعْدَائِنَا إِنَّمَا شِيعَتُنَا مَنْ شَيَّعَنَا وَ اتَّبَعَ آثَارَنَا وَ اقْتَدَى بِأَعْمَالِنَا.[16] "بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج8 ؛ ص352" [1] (1) نبيذ شرابست ولى حتما اصحاب رسول خدا«ص» شراب نمىنوشيدند بنا بر اين مقصود از نبيذ در اين روايت شراب نيست بلكه به طورى كه در مجمع البحرين ميگويد آبى كه نمك آن زياد بود، چند عدد خرما در آن مىانداختند تا خوش طعم شود، و ضمناً به وسيله آن خرماها آب صاف ميشد و نمك تهنشين مىگشت. [2]( 1) تمحيص و رياض الجنان. [3]مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت عليهم السلام ( ترجمه جلد 65 بحار الأنوار) - تهران، چاپ: اول، 1397ق. [4]( 1). بقره، 257. [5]كلينى، محمد بن يعقوب، تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) - قم، چاپ: اول، 1388 ش. [6] (1) برهوت: بضم الهاء و سكون الواو و تاء فوقها نقطتان: واد في حضرموت فيه بئر يتصاعد منها لهيب الاسفلت مع صوت الغليان و روائح كريهة، جاء أن فيه أرواح الكفّار. [7]مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار (ط - بيروت) - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق. [8]( 6) البقرة: 259. [9]كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. [10]( 1) في التفسير المطبوع المصدر: و لا تصل إلى ما هناك. [11]( 2) في التفسير: ثم يلتقطه من هناك و من هنا من يبعثهم اه. [12]( 3) أي يرسل في قبره. [13]( 4) في التفسير المطبوع: و يكون له بطن أو اضطراب. [14]( 5) في التفسير المطبوع: و لما يلحد و يوضع فيه فيتفرقون عنه فيطهر. [15]( 6) في التفسير المطبوع: ليس هؤلاء ليسمون بشيعتنا و لكنهم اه. [16]مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار (ط - بيروت) - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق. |
|||
|
|
۲۰:۱۴, ۷/دی/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
من که اوضاعم خیلی خرابتر از اونیه که خودمو شیعه علی بدونم چون معتقدم شیعه علی (محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)) خیلی کلمه سنگینیه. امثال من که یه چیزی در محب و دوستداریم.
|
|||
|
|
۱۶:۱۰, ۴/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
منم ب تازگی ی کارایی کردم ک میدونم اشتباهه و ب نظر منم جمله شیعه علی بودن سنگینه من ک بعید میدونم....T_T
|
|||
|
|
۱۶:۳۹, ۴/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام من شنیدم گریه بر امام حسین علیه السلام باعث میشه حب دنیا کمرنگ بشه گناه ریخته بشه محبت خدا و فرشتگان و آل الله جلب بشه و ................. من فکر میکنم همین گریه و همدردی کردن برای اباعبدالله علیه السلام و نتایجی که با خودش میاره باعث عاقبت به خیری بشه الله اعلم صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یا الله التماس دعا |
|||
|
|
۱۶:۵۴, ۴/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
به نظر بنده ، بدترین کار ممکن این هست که عوض اینکه سعی کنیم خودمون رو درست کنیم و یک شیعه واقعی باشیم
بیاییم و بگیم من در شان این اسم و لقب نیستم . یعنی عوض اینکه جواب مسئله خودمون رو پیدا کنیم بیاییم و صورت مسئله رو پاک کنیم . هر زحمتی شده باید به خودمون بدیم تا خودمون رو برسونیم . اینکه من نمی تونم و زورم نمیرسه حرفهای درستی نیست . باید بجنبیم ! ![]() خداوند هزار و یک دلیل میاره که ما رو تطهیر کنه ولی ما می گیم نه ! ................. دیشب داشتم با خودم فکر می کردم که امام حسین کشتی نجات هست ! یعنی غریق رو نجات می ده . ولی من که غریق هستم ، عوض اینکه دستم رو بدم به کشتی نجات تا من رو نجات بده ... محکم چسبیدم به این دنیا . به تعلقات . این هست که نمی تونم نجات پیدا کنم . وگرنه کشتی نجات ، وظیفه اش این هست که اتوماتیک همه رو نجات بده . اون که مانع شده از نجات ، خوده منم! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










