|
فتنه 88 به روايت اسناد خارجی
|
|
۱۰:۴۴, ۸/دی/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
گروه بین الملل مشرق- انتخابات ریاستجمهوری ایران در سال 1388 و حوادث پس از آن از آنجا که اتفاقی مهم در تاریخ کشور به شمار میرود، موجب شد تا تحلیلهای زیادی درباره آن مطرح شود. عدهای هر اظهارنظری درباره آن حوادث را یک ترفند سیاسی تلقی میکنند، اما عدهای دیگر معتقدند این حوادث نیاز به بررسیها و تعمق بیشتری دارد. یکی از موضوعات مربوط به حوادث سال 1388 که جای بررسیهای بیشتر دارد و از موضوعات محل اختلاف بوده است، نقش دولتهای خارجی در طرحریزی اتفاقات قبل و بعد از انتخابات سال 88 است. انگلیس و آمریکا معمولاً طراحان اصلی اغتشاشات دانسته میشوند، اما عدهای این دیدگاه را نمیپذیرند و آشوب های خیابانی آن سال را نتیجه اعتراضی طبیعی به نتایج انتخابات ریاستجمهوری میدانند. در میان منابع فارسی، به غیر از اعترافات متهمین اغتشاشات انتخاباتی 88، کمتر مستنداتی از برنامه چند ساله دولتهای خارجی برای براندازی نرم در ایران منتشر یا ارائه شده است. بر همین اساس گروه بینالملل مشرق بر آن شد تا در قالب یک مجموعه گزارش تحقیقی، ابعاد حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری ایران را با نگاهی جدید و از منظر اسناد رسمی و موثق خارجی بررسی کند. در این مجموعه با استناد به اظهارات علنی مقامات دولتها، اسناد رسمی منتشر شده کشورهای خارجی و گزارش رسانههای معتبر تلاش خواهیم کرد نشان دهیم چه تحرکاتی پیش از سال 88 در برخی کشورها برای ایجاد آشوب در ایران ایجاد شده بود. بسیاری از مستنداتی که در اینجا ارائه میدهیم پیش از این هرگز منتشر نشدهاند و یا کمتر به آنها پرداخته شده است و بنابراین در میان عموم مخاطبان، اطلاعات اندکی درباره آنها وجود دارد. |
|||
|
|
۱۹:۵۱, ۸/دی/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اولین گزارش به معرفی تحرکاتی خواهد پرداخت که به صورت جدی از سال 2006 در دولت "جورج دبلیو بوش" رئیسجمهوری وقت آمریکا برای پیگیری پروژه براندازی نرم دولت ایران آغاز شد. در این سال، "کاندولیزا رایس" وزیر خارجه وقت آمریکا با معرفی طرح "دیپلماسی تحولآفرین" از تغییراتی گسترده در رویکرد واشنگتن نسبت به تهران خبر داد. راهاندازی دفتری به نام "دفتر امور ایرانیان" اولین تحرک جدی دولت آمریکا در آن سال برای حمایت از مخالفان داخلی در ایران بود. درباره این دفتر در منابع فارسی به طور پراکنده و غیرمنسجم مطالبی منتشر شده است. آشنایی با این دفتر و شرح فعالیتهای آن اولین گام برای درک تحرکاتی است که بعداً معرفی خواهند شد. ![]() کاندولیزا رایس، پایهگذار دفتری برای پیگیری برنامه براندازی نرم در ایران بود در سال 2006 دولت جورج دبلیو بوش رویکرد جدیدش در سیاست خارجی را با عنوان "دیپلماسی تحولآفرین"[1] معرفی کرد. دیپلماسی تحولآفرین، یا مطابق آنچه برخی کارشناسان علوم سیاسی میگویند "دیپلماسی زور"[b][2]، مجموعه اقداماتی بود که دولت وقت آمریکا با هدف تغییر نظام سیاسی در برخی از کشورهایی آغاز کرد که اولویت سیاست خارجی واشنگتن تعیین شده بودند. ایران یکی از این کشورها بود. کاندولیزا رایس که نگاهی به سوابق فکری و تحصیلیاش نشان میدهد تمرکز ویژهای بر مسائل فرهنگی کشورها و تلفیق فرهنگ و سیاست داشته است، در این سال با بیان اینکه "آمریکا با هیچ چالشی بزرگتر از ایران مواجه نیست"[3]، تاکتیکی تهاجمی را برای تغییر نظام در ایران آغاز کرد. دفتری برای براندازی نرم در ایران از جمله مهمترین اقدامات "رایس" در چارچوب "دیپلماسی تحولآفرین" تأسیس دفتری به نام "دفتر امور ایرانیان" در سال 2006 بود که به استناد شواهد مختلفی از جمله اظهارات مقامات آمریکایی، اسناد وزارت خارجه واشنگتن و همچنین گزارش رسانههای این کشور، هدف از آن پیگیری پروژه براندازی نظام ایران با تکیه بر رویکردهای فرهنگی و دیپلماسی عمومی بوده است. در این گزارش برخی از این مستندات را با هم مرور میکنیم. زمانی که دفتر امور ایرانیان ایجاد شد بسیاری از رسانههای آمریکایی از قول منابعی آگاه در وزارت خارجه آمریکا آن را رویکرد نوین واشنگتن در قبال ایران عنوان کرده و به تشریح اهداف آن پرداختند. در گزارش رسانههای آمریکایی در آن زمان حتی یک مورد نمیتوان یافت که هدف از ایجاد این دفتر را پیگیری پروژهای غیر از براندازی نرم عنوان کرده باشد. اولین اخبار درباره امکان تخصیص بودجه برای حمایت از مخالفان داخلی در ایران را روزنامه نیویورک تایمز در 29 مه 2005 منتشر کرد. در این سال، "نیکلاس برنز" که در آن زمان معاون سیاسی وزارت خارجه بود هدف دولت از تقویت رسانههایی مانند "صدای آمریکا" و افزایش ساعات پخش آن را مشابه طرحهای واشنگتن برای راهاندازی انقلابهای رنگی در اوکراین و گرجستان دانسته بود. وی درباره امکان ارسال پول به مخالفان دولت ایران گفته بود: "ما هنوز به آنجا نرسیدهایم، چون هنوز پایگاهی برای انجام این اقدام نداریم و ایران هم هنوز به اندازه کافی کشور آزادی نیست که ما بتوانیم این کار را انجام دهیم. دولت ایران نسبت به اوکراین در پاییز سال گذشته، زمانی که انقلاب نارنجی اتفاق افتاد، سرکوبگرتر است."[4] ![]() رامین عسگرد، مدیر یکی از شعبات دفتر امور ایرانیان در دوبی بود با این حال، یک سال بعد وزارت خارجه آمریکا پایگاه مدنظر برنز را ایجاد کرد. "دفتر امور ایرانیان" همان پایگاهی بود که کاندولیزا رایس برای آن درخواست بودجهای معادل 75 میلیون دلار کرد. رسانههای آمریکایی و یک سند مهم وزارت خارجه به مرور نشان دادند این دفتر برای پیگیری براندازی نرم در ایران طراحی شده است. آدام ارلی سخنگوی آن زمان وزارت خارجه آمريکا اعلام کرد که اين دفتر بر نحوه هزينه کردن بودجه 75 ميليون دلاری نظارت خواهد داشت و شعبههايی در دوبی، استانبول، باکو، فرانکفورت و لندن خواهد داشت. ارلی از تصمیم وزارت خارجه آمريکا به تربيت کادری از کارمندان سرويس خارجی خبر داد که بتوانند فارسی صحبت کنند و درک صحيحی از ايران و منطقهای که ايران در آنجا نفوذ دارد داشته باشند.[5] روزنامه "کریستین ساینس مانیتور" در گزارشی مورخ 17 آوریل 2006 هدف از این پروژه را تکرار مدل حمایت زیرزمینی آمریکا از "جنبش همبستگی لهستان"[6]در دهه 1980 عنوان کرد[7] که در خلال آن آمریکا توانست با اقداماتی در لفافه فعالیتهای فرهنگی، زمینههای انتقال تجهیزات به مخالفان این کشور و براندازی دولت آن را فراهم آورد. بین سالهای 1982 تا 1989 دولت "رونالد ریگان" رئیسجمهوری وقت آمریکا در راستای سیاست واشنگتن قصد داشت از جنبش معارض لهستان حمایت کند. دولت آمریکا در آن زمان با چند مشکل روبهرو بود: نداشتن اطلاعات کافی از داخل لهستان، عدم تماس یا اعضای جنبش همبستگی و مشکل لجستیکی انتقال تجهیزات و پول به داخل لهستان. با این حال، چنانکه محققی به نام "کارل برنشتاین" طی مقالهای در 24 فوریه 1992 در مجله تایم شرح داد، دولت ریگان موفق شد با شبکهای متشکل از کشیشها و جاسوسهای آمریکایی "چندین تُن تجهیزات شامل ماشین فکس، دستگاههای چاپ، دستگاههای فرستنده، تلفن، دوربینهای فیلمبرداری، دستگاه کپی، دستگاههای تلکس و رایانه را برای پیشبرد فعالیتهای تبلیغاتی را به داخل لهستان قاچاق کند." منابع مالی مربوط به این اقدام را مطابق مستندات سازمان سیا، سازمان "موقوفه ملی دموکراسی" و حسابهای مخفی ایجاد شده در واتیکان فراهم آوردند[8]. گزارش روزنامه کریستین ساینس مانیتور که در بحبوحه اخبار مربوط به ایجاد دفتر امور ایرانیان در وزارت خارجه آمریکا منتشر شده مدعی است واشنگتن قصد پیادهسازی همین مدل را در ایران داشته است. در بخش دیگری از این گزارش از قول یک مقام وزارت خارجه آمریکا تصریح شده دیدگاه حاکم در دولت جورج دبلیو بوش در آن زمان این بوده است که با توجه به ناکارآمدی دیپلماسی و توسل به گزینه نظامی در قبال ایران، پروژه براندازی، مناسبترین گزینه در قبال ایران بوده است. ![]() نیکلاس برنز، هدف از دفتر امور ایرانیان را تکرار مدل "ریگا" عنوان کرد سایر رسانههای آمریکایی نیز در آن زمان در گزارشهایی که از قول منابع آگاه در وزارت خارجه منتشر میکردند تحلیلهای مشابهی درباره هدف واشنگتن از پروژه راهاندازی دفتر امور ایرانیان منتشر مینمودند. نیکلاس برنز که یک سال قبلتر به روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز گفته بود آمریکا یک پایگاه منطقهای برای ارسال کمک به مخالفان ایرانی ندارد، در 20 اکتبر 2006 بار دیگر با همین روزنامه گفتوگو کرده و اهداف دفتر امور ایرانیان را به صراحت بیان کرد. برنز در این مصاحبه گفت که آمریکا با ایجاد دفتری به نام "دفتر حضور منطقهای" در دوبی به دنبال تکرار مدل "پایگاه ریگا"، این بار در ایران است.[9]موضوعی که در یک سند رسمی وزارت خارجه که بعداً منتشر شد هم به صراحت به آن اشاره شده بود.[10] مدل پایگاه ریگا چیست؟ "ریگا" برای کارگردانان و جاسوسان جنگ سرد میان غرب و بلوک شرق سابق، نامی آشنا است. سازمان سیا در دهه 1920 مسئولیت فرماندهی یک جنگ نرم طولانیمدت علیه مسکو و بلوک تحت تأثیر کرملین را به عهده داشت. سیا چندین شبکه رادیویی مانند "رادیو اروپای آزاد" و "صدای آمریکا" را به زبانهای رایج در شوروی پخش میکرد و علاوه بر آن، چندین نشریه مانند "مشکلات کمونیسم" داشت که آن را به صورت رایگان در سطح جهان و به خصوص کشورهای بلوک شرق منتشر مینمود. "نیکلاس برنز" درباره طرح آمریکا در این ایستگاه، توضیحاتی را به روزنامه نیویورکتایمز داده است: "ما جوانی را در سال 1962 از "میلواکی" (در ایالت ویسکانسین و یکی از مراکز اصلی سیا در آمریکا) به پایگاه ریگا فرستادیم." بنا بر اسناد مورد اشاره نیویوک تایمز، جوان مورد اشاره برنز، "جورج کنان" است که بعدها به یکی از برجستهترین کارشناسان شوروی تبدیل شد. برنز می گوید: "ما (سیا) به او گفتیم: برو زبان روسی یاد بگیر و در ریگا بنشین. تو پنجره ما برای ارتباط با اتحاد جماهیر شوروی هستی." برنز در ادامه به شرح فعالیتهای دفتر دوبی پرداخته و گفت: "امروز ما دقیقاً همین حرفها را به این جوانان میزنیم و میگوییم شما به دوبی بروید. ما نمیتوانیم در ایران باشیم. شما با هر ایرانی که پیدا میکنید (تمام ایرانیهایی که برای انجام کارهای بانکی یا تعطیلات آخر هفته به اینجا میآیند) مصاحبه کنید و سعی کنید آنها را بشناسید. به ما بگویید چهطور باید آنها را بفهمیم." سندی از وزارت خارجه آمریکا منتشر شده که به وضوح هدف آمریکا از ایجاد دفتر امور ایرانیان را تکرار مدل "پایگاه ریگا" عنوان میکند. این سند مربوط به وزارت خارجه آمریکا و مربوط به ماه مارس سال 2006 است. سند وزارت خارجه آمریکا: حل مسئله ایران یکی از مهمترین اولویتهای سیاست خارجی دولت ما طی ده سال آینده استسند مورد نظر، مربوط به جذب نیروهای فارسیزبان برای کار در شعبههای دفتر امور ایرانیان در واشنگتن، دوبی، باکو، استانبول، فرانکفورت و لندن است و در آن به وضوح اشاره شده این دفاتر قرار است پروژه پایگاه ریگا را در ایران تکرار کنند.[11] نگاهی به اسناد نشان میدهد وزارت خارجه آمریکا از نفراتی که در این دفترها در کشورهای مختلف کار میکردند به عنوان "دیدهبانهای ایران"[12]یاد میکرده است. در اسناد دیگری که منتشر میشود، خواهیم دید شعبه دوبی دفتر امور ایرانیان چگونه به یکی از فعالترین مراکز برای دخالت آمریکا در اخبار انتخابات ریاستجمهوری ایران تبدیل شده است. با آنکه رسانههای آمریکایی در آن زمان مدعی بودند کاندولیزا رایس برای پیشبرد اهدافش در قبال ایران درخواست بودجهای معادل 75 میلیون دلار کرده است، یک روزنامهنگار تحقیقی در مقالهای مهم در مجله "نیویورکر" مورخ 7 جولای 2008 افشا کرد کنگره آمریکا با درخواست 400 میلیون دلاری دولت بوش برای پیشبرد عملیاتی مخفیانه در ایران برای سرنگونی دولت تهران موافقت کرده است. منابع آگاه در ارتش، سازمانهای اطلاعاتی و کنگره آمریکا در آن زمان به این روزنامهنگار تحقیقی گفتند حمایت از گروههای اقلیت قومی مانند عربهای اهواز و گروههای بلوچ و جمعآوری اطلاعات درباره برنامه هستهای ایران بخشی از برنامههای مخفیانه آمریکا در ایران بودهاند.[13] با این حال، همزمان با اخباری که در رسانههای آمریکا درباره تأسیس دفتری برای براندازی نرم دولت ایران منتشر میشد، روزنامه کریستین ساینس مانیتور در تحلیلی درباره اینکه آیا این پروژه میتواند موفق شود، از قول کارشناسان نوشته بود این اقدام دولت آمریکا میتواند اثرات عکس بدهد[14] و به جای تقویت مخالفان در ایران باعث تقویت پایگاه حاکمیت در نزد مردم ایران بشود. [2] به عنوان مثالببینید: اسپازیتو و غروی، 2011Link [3] "Rice: U.S. faces 'no greater challenge' than Iran" Link[/b] [4] "U.S. Expands Aid to Iran's Democracy Advocates Abroad" Linkلینک "دفتر ويژهای در دوبی برای نظارت بر ايران" [5] [6] Poland Solidarity Movement [7] "A bid to foment democracy in Iran" Link [8] "Solidarity - 1980-1989" Link[/b] [9] "U.S. keeps finger on pulse of Iran from Dubai - Africa & Middle East" Link [10] "Recruiting the next generation of Iran Experts: New Opportunities in Washington, Dubai and Europe" Link[/b] [11]"Recruiting the next generation of experts" Link [12] Iran watchers [13] "Preparing the Battlefield" Link[/b] [14] "A bid to foment democracy in Iran" Link |
|||
|
|
۱۴:۴۷, ۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اعزام 31 گروه ایرانی به آمریکا با پروژه "تبادل"بودجه 80 میلیون دلاری واشنگتن برای "جذب نسل بعدی کارشناسان ایران" گروه بینالملل مشرق- انتخابات ریاستجمهوری ایران در سال 1388 و حوادث پس از آن از آنجا که اتفاقی مهم در تاریخ کشور به شمار میرود، موجب شد تا تحلیلهای زیادی درباره آن مطرح شود. عدهای هر اظهارنظری درباره آن حوادث را یک ترفند سیاسی تلقی میکنند، اما عدهای دیگر معتقدند این حوادث نیاز به بررسیها و تعمق بیشتری دارد. یکی از موضوعات مربوط به حوادث سال 1388 که جای بررسیهای بیشتر دارد و از موضوعات محل اختلاف بوده است، نقش دولتهای خارجی در طرحریزی اتفاقات قبل و بعد از انتخابات سال 88 است. انگلیس و آمریکا معمولاً طراحان اصلی اغتشاشات دانسته میشوند، اما عدهای این دیدگاه را نمیپذیرند و آشوبهای خیابانی آن سال را نتیجه اعتراضی طبیعی به نتایج انتخابات ریاستجمهوری میدانند. در میان منابع فارسی، به غیر از اعترافات متهمین اغتشاشات انتخاباتی 88، کمتر مستنداتی از برنامه چند ساله دولتهای خارجی برای براندازی نرم در ایران منتشر یا ارائه شده است. بر همین اساس گروه بینالملل مشرق بر آن شد تا در قالب یک مجموعه گزارش تحقیقی، ابعاد حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری ایران را با نگاهی جدید و از منظر اسناد رسمی و موثق خارجی بررسی کند. در گزارش دوم، گروه بینالملل مشرق به بررسی برنامه Exchange (تبادل نفرات و گروهها) و نقش آن در حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری 88 میپردازد. برنامه Exchange یك برنامه وسیع در چارچوب دیپلماسی عمومی آمریكا برای ایجاد نگرشهای عمومی بهتر از كشور آمریكا و سردمداران آن است و انواع بسیار مختلفی دارد. یكی از مهمترین آنها كه با هدف خاص تغییر نظام سیاسی ایران از سال 2006 در وزارت خارجه آمریكا فعال شد "برنامه بینالمللی رهبری بازدیدكنندگان" بود كه در این گزارش معرفی خواهد شد. رئیس اسبق عملیات کگب در آمریکا، برنامه Exchange را "اسب تروا"یی میداند که باعث نابودی نظام شوروی شد. سال 2006 از لحاظ سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران، سالی مهم قلمداد میشود. در این سال "کاندولیزا رایس" وزیر خارجه وقت آمریکا رویکرد سیاست خارجی کشورش با عنوان "دیپلماسی تحول آفرین"[2]را معرفی کرده و در قالب آن تحولات گستردهای را در قبال کشورهایی که اولویت سیاست خارجی آمریکا تعیین میشوند، معرفی میکند. "دیپلماسی تحول آفرین" تلاشهایی بود که دولت "جورج دبلیو بوش" رئیس جمهوری وقت آمریکا برای ایجاد تغییراتی در سیاستها، قوانین و نظام سیاسی برخی کشورها ترتیب داده بود، کشورهایی كه ایران یكی از مهمترین آنها محسوب میشد بسیاری از تحركاتی كه در سال 2006 در سیاست خارجی آمریكا آغاز شد بر حمایت فعال از مخالفان داخلی ایران متمركز بود. "كاندولیزا رایس" در این سال طی نشستی در مجلس سنا خواستار اختصاص 75 میلیون دلار برای حمایت از مخالفان داخلی ایران شد. قرار بود این بودجه صرف افزایش پخش شبكههای ماهوارهای در ایران و لغو محدودیتهای مربوط به انتقال پول به مخالفان ایرانی و سازمانهای غیردولتی شود.[3] در یک اقدام هماهنگ دیگر برای پیگیری پروژه براندازی در ایران، کنگره آمریکا قانونی به نام "قانون حمایت از آزادی در ایران"[4] تصویب کرد كه ضمن تشدید تحریمها علیه ایران، 10 میلیون دلار به حمایت از مخالفان داخلی اختصاص میداد. در بخشی از متن این قانون از تمامی مقامات و نمایندههای رسمی آمریکا خواسته شده "قاطعانه و بدون تردید" از تمامی تلاشها در ایران برای برگزاری "انتخابات آزاد و شفاف" حمایت کنند.[5] چنانکه که از گزارش رسانههای آمریکا در آن زمان برمیآید، کمتر تردیدی وجود داشته که هدف از این پروژهها چیزی غیر از براندازی نظام سیاسی ایران بوده باشد. روزنامه نیویورکتایمز 24 ژوئیه سال 2007 با اشاره به مقالهای از روزنامه کیهان که در آن از شبکهای در آمریکا به نام "خانه عنکبوت" با بودجه 75 میلیون دلاری پرده برداشته بود، نوشت: "اگر این خانه عنکبوت یک دفتر مرکزی داشته باشد آن دفتر، دفتر امور ایرانیان است که در طبقه دوم وزارت خارجه آمریکا قرار دارد." بخشی از پروژه 75 میلیون دلاری وزارت خارجه صرف ایجاد این دفتر برای براندازی نرم در ایران شده بود. از جمله دیگر تحولات مهم در رویکرد سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران در سال 2006 فعال شدن "بخش ایران" در پروژه موسوم به Exchange (تبادل افراد و گروهها)[6]بود. یکی از اهداف پروژه Exchange چنانکه در ادامه با توجه به مستندات خواهیم دید، تغییر نگرش عمومی جامعه ایران درباره برقراری رابطه با آمریکا از طریق فشار لایههای زیرین جامعه بوده است. در متن کیفرخواست مربوط به متهمان اغتشاشات انتخاباتی 88، این پروژه یکی از راهبردهای آمریکا برای تغییر نظام در ایران در لفافه دیپلماسی عمومی این کشور ذکر شده است.[7] ![]() برنامه بینالمللی رهبری بازدیدكنندگان با این حال، برنامهای از Exchange که ما قصد معرفی و بررسی آن را داریم، سودایی حتی بزرگتر از این در سر میپروراند: کار بر روی نگرشها و دیدگاههای سیاستمداران بالقوه ایران و تربیت سیاستمدارانی دوستدار آمریکا و تأمین کننده منافع ملی این کشور. آگاهی درباره این پروژه و ابعاد آن میتواند از مستندات بیشتری درباره اتاق فکر خارجی فتنه 88 پرده بردارد. در این گزارش ابتدا به معرفی پروژه Exchange و انواع آن خواهیم پرداخت و سپس "برنامه بینالمللی رهبری بازدیدکنندگان"[8] را شرح خواهیم داد. این برنامه همان برنامهای است که بخش "ایران" آن بعد از 25 سال وقفه در سال 2006 که بحث دیپلماسی تحولآفرین آمریکا مطرح شد، آغاز به کار کرد [9]. "اسب تروا"یی برای اضمحلال فرهنگی برنامه Exchange در قالب دیپلماسی عمومی و با هدف ایجاد نگرش بهتر از آمریکا در میان شهروندان کشورهای دنیا و ایجاد تفاهم بین شهروندان آمریکا و کشورهای خارجی ایجاد شد، اما واشنگتن مدتی بعد فهمید که میتواند از این برنامه برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود بهره ببرد. فرض اساسی در اینجا این بود که فشار افکار لایههای زیرین اجتماع (شهروندان) میتواند دولتها را به سمت ایجاد رابطه با آمریکا متمایل کرده و آنها را به سمت اتخاذ رویکردهایی همسو با منافع این کشور سوق دهد. ایده استفاده از برنامههای مبادلات فرهنگی برای پیشبرد سیاست خارجی آمریکا برای اولین بار در سال 1955 به ذهن "دوایت آیزنهاور" رئیسجمهوری وقت آمریکا خطور کرد. وی بعد از ملاقاتی با "نیکیتا خروشچف" نخستوزیر اسبق شوروی در ژنو گفت: "موضوعی که بخش زیادی از توجه من را به خود مشغول کرد احتمال افزایش دیدار شهروندان یک کشور از یک کشور دیگر بود. با این روش، احتمال کاملترین توافق بین غرب و شوروی وجود دارد."[10] پس از این اظهارات، مدیریت برنامه Exchangeدر وزارت خارجه آمریکا از اداره روابط عمومی این وزارتخانه خارج شده و به ادارهای تازهتشکیل به نام "اداره روابط آموزشی و فرهنگی" منتقل شد.[11] در سال 1961 کنگره آمریکا "قانون مبادلات دوجانبه فرهنگی و آموزشی" را تصویب کرد که به موجب آن به دولت اختیار داده شده بود تا برنامههایش برای ارتقای تفاهم فرهنگی بین مردم آمریکا و کشورهای دیگر را افزایش دهد. پس از این اقدامات بود که در خلال دوران جنگ سرد آمریکا اقدام به برقراری روابط فرهنگی با شوروی در قالب برنامههایی از قبیل تئاتر، موزه و نمایشگاههای اپرا کرد که به ظاهر سیاسی نبودند. "جوزف نای"[12] طراح روشهای جنگ نرم، درباره این مبادلات به ظاهر غیرسیاسی گفته است که مبادلات فرهنگی از این دست از تنشهای بین دو کشور کاست و غربیها را در نگاه مردم شوروی "انسان" نشان داد.[13] در این دوران، علاوه بر مردم آمریکا که از شوروی دیدن کرده بودند حدود 50 هزار نفر از مردم شوروی شامل نویسندگان، سیاستمداران، موسیقیدانان و سایر چهرههای هنری هم از آمریکا دیدن کردند. "اولگ کالوگین" افسر اسبق سازمان "کگب" و رئیس عملیات این سازمان در آمریکا گفته برنامههای Exchange "اسب تروا"یی بودند که نظام شوروی را از بین بردند. ![]() دولت آمریكا راهاندازی "سفارت مجازی" را یكی از اقدامات دیپلماسی خود میداند برنامه Exchange در سالهای گذشته هم از ارکان مهم سیاست خارجی آمریکا بوده است. نکته جالب آنکه توسل به مسائل فرهنگ و دیپلماسی عمومی برای دستیابی به اهداف امنیتی و سیاست خارجی آمریکا آنقدر ریشه دوانده که در گزارش رسمی دولت آمریکا از وقایع 11 سپتامبر 2001 از دولت این کشور خواسته شده از "قدرت نرم" خود و برنامههایی نظیر Exchange برای به دست آوردن "ذهن و قلب مردم خاورمیانه"استفاده شود.[14] برنامهریزی برای شورش در ایران در قالب Exchange در میان اسناد آمریكا شواهدی از تلاش مستمر دولتهای مختلف این کشور برای برقراری ارتباط با مردم ایران بعد از اشغال و تعطیلی سفارت واشنگتن در تهران دیده میشود. جدیدترین مورد این تلاشها، راهاندازی صفحهای موسوم به "سفارت مجازی آمریکا در تهران" توسط وزارت خارجه آمریکا است که در وبسایت رسمی آن نوشته شده است: "دنیا میداند که آمریکا یک سفارت را در ایران از دست داد، اما ما در واقع چیزهای بیشتری را از دست دادیم: ما از ارتباط با مردم ایران، دسترسی به جامعه ایران و هزاران تعامل روزانه بین مردم دو کشور محروم شدیم."[15] "تعامل با مردم ایران" ممکن است صرفاً همین معنا را داشته باشد، اما بررسی این "کلیدواژه" در بستری تاریخی و همچنین در اسناد نشان میدهد که در آمریکا، "ارتباط با مردم ایران" همواره تلاشی در خدمت سیاست رسمی واشنگتن برای جاسوسی از ایران و براندازی نظام سیاسی تهران بوده است. اولین سند برای نشان دادن مفهوم "مردم" در دیپلماسی عمومی آمریکا در یک اقدام وزارت خزانهداری آمریکا دیده میشود. وزارت خزانهداری که نهاد متولی اجرای تحریمهای آمریکاست، همزمان با روی کار آمدن "دولت محمد خاتمی" رئیسجمهور اسبق ایران سازمانی به نام "جستجوی زمینههای مشترک"[16] را از تحریمها معاف کرد. این سازمان که از سازمانهای مهم در دیپلماسی عمومی آمریکاست[17]در سال 1982 تأسیس شده بود، اما بخش "ایران" آن در فاصله نزدیكی به تشكیل دولت خاتمی فعال شد و در سالهای بعد، زمینه سخنرانی بسیاری از مخالفان ایران از جمله "عبدالکریم سروش" (در سال 1998) را فراهم آورد[18]. با این تفاصیل، برنامههای Exchange كه هدف از آنها "تعامل مردم با مردم" عنوان میشد هم به واقع اهدافی مشابه را پیگیری میكردند. یكی از مهمترین انواع این برنامه، برنامهای موسوم به "برنامه بینالمللی رهبری بازدیدکنندگان" بود كه بخش ایران آن در سال 2006، بعد از وقفهای 25 ساله و در راستای فعالیت همهجانبه دولت و كنگره آمریكا برای براندازی دولت ایران فعال شد.[19] برنامه بینالمللی رهبری بازدیدکنندگان که قبلاً با نام "برنامه رهبران خارجی" شناخته میشد یکی از برنامههای Exchangeآمریکا بود که بودجه آن توسط اداره امور فرهنگی و آموزشی وزارت خارجه تأمین میشد. هدف از این برنامه این بود تا از طریق مبادلات آموزشی و فرهنگی با رهبران فعلی و بالقوه کشورهای جهان، فرصتی برای تضمین روابط بهتر دولتهای فعلی و آینده کشورها با واشنگتن فراهم شود. پس از فعال شدن بخش ایران برنامه رهبران خارجی دولت آمریکا دعوت از هنرمندان ایرانی را در دستور کار خود قرار داد. در سال 2013 شبکه خبری سیانان گزارش داد از سال 2006 وزارت خارجه آمریکا در قالب همین برنامه میزبان 31 "گروه" از ایرانیها بوده است.[19] ![]() بنیاد "جستجوی زمینههای مشترك" از سازمانهای فعال در حمایت از مخالفان ایران به عنوان مثال ماه مه سال 2007، اداره امور آموزشی و فرهنگی وزارت خارجه آمریکا، 14 دانشجوی هنر ایران را دعوت کرد و از آنها خواست نقاشیهایشان را در آمریکا به نمایش بگذارند. این نمایشگاه نقاشی با عنوان "رؤیاها و آرزوها: نسل جدید ایران پدیدار میشود" آنقدر برای وزارت خارجه آمریکا مهم بود که کاندولیزا رایس شخصاً از آن بازدید کرد. وی در این نمایشگاه گفت: "این نمایشگاه امروز به اینجا آورده شده تا مردم آمریکا بتوانند روی دیگر ایران را ببینند."[20] اندیشکده آتلانتیک طی مطلبی در سال 2013 گزارش داد بین سال 2006 تا 2009 بیش از 250 ایرانی، شامل هنرمندان، ورزشکاران، متخصصان پزشکی و مدرسان زبان فارسی در قالب برنامههای مختلف Exchangeاز جمله "برنامه رهبران خارجی" به آمریکا آورده شدند.[21] تحلیلی در یک پایاننامه سال 2011 نشان داد اکثر هنرمندان ایرانی که بین سالهای 2001 تا 2009 در قالب برنامههای Exchangeبه آمریکا دعوت شدند در حوادث پس از انتخابات سال 1388 از منتقدان صریح دولت ایران بودند. "محسن مخملباف" و "جعفر پناهی" دو نفر از چند نفری هستند که در این تحلیل به عنوان نمونه به آنها اشاره شده است.[22] محسن مخملباف، در قالب چندین برنامه Exchange كه یكی از آنها برنامه رهبران خارجی بود بارها از آمریکا دیدن کرد. در سال 2002، "بنیاد فیلم آمریکا"، "گالری ملی هنر" و بنیاد "جستجوی زمینههای مشترک" نمایشگاهی یک ماهه از آثار مخملباف دایر کردند. سند دیگر درباره جهتگیریهای سیاسی "برنامه بینالمللی رهبری بازدیدكنندگان" یا برنامه رهبران خارجی، دعوت از "سعید كمالی دهقان" خبرنگار روزنامه گاردین در سال 2012 برای توضیح درباره ساخت مستندی مخفیانه و غیرقانونی درباره حوادث پس از انتخابات ایران و كشته شدن "ندا آقاسلطان" بود. سایر برنامههای Exchangeهم تا همین حد و شاید بیشتر از این، سیاسی بودهاند. به عنوان مثال، یكی از برنامههای Exchangeبین سالهای 2006 تا 2008 با همكاری "دفتر حضور منطقهای ایران" در دوبی كه به صراحت اعلام شده بود برای جاسوسی از ایران تأسیس شده، حدود 25 معلم فارسی را برای تدریس زبان فارسی در دانشگاههای آمریكا دعوت كرد. هدف از تأكید بر فراگیری زبان فارسی مطابق اسناد رسمی وزارت خارجه آمریكا و گزارش رسانههای این كشور، "كسب اطلاعات از ایران و تدوین راهبردهایی برای حمایت از مخالفان ایران به قصد تغییر نظام سیاسی این كشور" بوده است. چنانکه اسناد وزارت خارجه آمریکا نشان میدهند، در ماه دسامبر سال 2005 کاندولیزا رایس و جورج بوش برای تحقق اهداف دیپلماسی تحولآفرین، برنامهای را با هدف متقاعد کردن و ترغیب مردم آمریکا برای یادگیری زبانهای عربی، چینی، هندو و فارسی آغاز کردهاند.[23] "کاندولیزا رایس" وزیر خارجه وقت آمریکا 12 فوریه سال 2008 در همینباره گفت: "تمامی این اقدامات به مدرن کردن وزارت خارجه نیاز دارد. لازم است ما به مردممان اعتماد کنیم تا ریسکهای بیشتری را مدیریت کنیم. لازم است ما بهترین فناوریها را در اختیار آنها قرار دهیم تا آنها را از سفارتخانهها و دفاتر آزاد کنیم، به گونهای که آنها بتوانند در هر زمان و در هر کجا کار کنند. ما نه تنها باید بهترینها و باهوشترین افراد را به اینجا بیاوریم، بلکه باید آنها را حتی بهتر و باهوشتر کنیم. این به معنی فراهم آوردن آموزشهایی در زبانهایی مانند چینی، اردو، عربی و فارسی است." http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/7/840247_233.jpg بازدید وزیر خارجه آمریكا از نمایشگاه نقاشی دانشجویان ایران[/b] اما حتی این اظهارات هم شاید نتوانند فردی با دیدگاه انتقادی را متقاعد کنند که فراگیری این زبانها الزاماً اهدافی مانند تغییر حکومت را دنبال میکردهاند. ممکن است مقصود از "مدرن کردن" وزارت خارجه و استخدام نیروهای فارسیزبان، همانی باشد که رایس ادعا کرده است. یک سند وزارت خارجه آمریکا با لحنی صریحتر، از دیدگاه دولت جورج دبلیو بوش در اینباره پرده برمیدارد. این سند، مربوط به جذب نیروهای فارسیزبان برای سه دفتر متمرکز بر امور ایران در دبی، واشنگتن و اروپا است که قرار است زیر نظر "دفتر امور ایرانیان" کار کنند. "دفتر امور ایرانیان" خود یکی از 1100 مقر دیپلماتیک جدیدی است که واشنگتن برای تحقق رویکرد جدیدش در دیپلماسی آن را احداث کرده است. این دفتر، چنانکه روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی مورخ 15 آوریل سال 2006 افشا کرده، با درخواست بودجه 85 میلیون دلاری، پروژه تلاش برای "خانه تکانی در نظام سیاسی ایران" را از طریق برنامههای Exchange، برنامههای پخش رایو و تلویزیونی و غیره را پیگیری میکرده است.[24] وزارت خارجه آمریکا با صراحت بیشتری به اهدافش از راهاندازی این دفتر اعتراف کرده است. این سند با عنوان "جذب نسل بعدی کارشناسان ایران" هدف از راهاندازی این دفتر را تکرار مدلی موسوم به ایستگاه رادیویی "ریگا" در دهه 1920 در کشورهای حوزه بالتیک ذکر میکند که جنگ نرم با نظام شوروی را در دستور کار داشت.[25] [2] transformational diplomacy [3] "Rice wants funds for democracy initiative in Iran" Link [4] Iran Freedom Support Act of 2006 [5] "Iran Freedom Support Act" Link [6] Exchange Programs Site Linkلینك "متن كامل كیفرخواست دومین گروه از متهمین پروژه كودتای مخملی" [7] [8] International Visitor Leadership Program [9] "Iranian arts experts visit counterparts in United States" Link[/b] [10] "People to People International Beginnings" Link [11] "History of the Bureau of Educational and Cultural Affairs, U.S. Department of State” Link[/b] [12] Nye [13] Nye, Jr., Joseph S. (2004). Soft Power: The Means to Success in World Politics. New York: PublicAffairs. p.46 [14] "9/11 Commission Report" Link [15] Why Virtual Embassy Tehran? Link [16] Search for Common Ground (SFCG) [17] "US public diplomacy towards Iran during the George Bush era" Link[/b] [18] Search for Common Ground Website Link [19] "Iranian Arts experts visit counterparts in United States" Link[/b] [20] "Art Exhibition Shows Americans "Another Side of Iran" Link [21] "US-Iran Cultural Engagement: A Cost Effective Boon to US National Security" Link[/b] [22] "U.S. Public Diplomacy Towards Iran during the George W. Bush" Link [23] ”Remarks on Transformational Diplomacy" Link[/b] [24] "U.S. Program Is Directed at Altering Iran's Politics" Link [25] "Recruiting the next generation of Iran Experts" Link[/b] |
|||
|
|
۱۵:۴۶, ۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
نقل قول:88 به روايت اسناد خارجی همه چیز در حوادث 88 خلاصه میشه؟ آیا همه برنامه دشمن در 88 تمام شد؟ نزدیک به 6 سال میگذره ، 88 تبدیل به یک توجیه برای غفلت ها و عملکردهای ضعیف شده. |
|||
|
|
۱۷:۵۹, ۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
به روایت اسناد خارجی؟؟؟؟؟
آقای قران شما که میفرمایید خارجی ها دروغگو هستند.حالا چطور اسناد اونا واسه من و شما باید سند باشه؟؟شاید همون اسناد رو هم با نیت و قصد خاصی درست کرده باشن. ضمنا سایت مشرق اصلا واسه اینکه بهش استناد کنید سایت خوبی نیست چون کاملا جهت دار مینویسه و اصلا بی طرف نیست حالا چطور میشه از همچین سایتی سند و مدرک قبول کرد؟؟ کاربرانش هر روز دارن به هر چی که خوششون نمیاد از سیاسی گرفته تا فرهنگی فحش میدن.اونم فحش هایی که توی هیچ سایت دیگه ای پیدا نمیشه.شما کافیه یه کوچولو کامنت هاشونو بخونید اونم در مورد هر مطلبی که دوست دارید حتما میبینید اینو. |
|||
|
|
۱۸:۲۰, ۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
نه برنامه دشمن توی سال 88تموم نشد هرچند به گفته سروش واسه این کار20سال برنامه ریخته بودن اما تموم نشد چون بعدش سعی کردن با ترور دانشمندای هسته ای به مملککت ضربات مهلک تری بزنن
هرچند اون آدما دیگه واسه این مملکت تکرار نمی شن اما همین شهدا باعث شدن گرایش به رشته مهندسی هسته ای افزایش پیدا کنه یه چیزی شبیه حماسه 9دی که واقعا بی سابقه بود مهم اینکه بدونیم دشمن از هر راهی برای فروپاشی استفاده می کنه اگه نتونه نظامی وارد شه اینطوری سعی می کنه ضربه بزنه .. ای کاش مردم هوشیارتر بودن وانقدر راحت گول عناصر از خود باخته رو نمی خوردن .... تا دشمن هست دشمنی هم هست ... |
|||
|
|
۲۰:۰۱, ۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
(۹/دی/۹۳ ۱۷:۵۹)کوروش کبیر نوشته است: به روایت اسناد خارجی؟؟؟؟؟ سلام خانم کوروش کبیر. از اینکه وقت گذاشتید و مطلب بنده رو خوندید ازتون تشکر می کنم. بهتر دیدم چند نکته رو برای روشن تر شدن مطالب این پست خدمت شما و دیگر خوانندگان ارائه بدم.البته فقط برای روشن تر شدن موضوع،و خدایی نکرده قصد بی احترامی به نظر شما و سایرین رو ندارم. - بنده یادم نمیاد که جایی از تو تالار گفته باشم که خارجی ها دروغگو هستند. - منظور از سند در این نوشتار حرکت ها و تحرکات خارجی هاست.کارهایی که انجام دادن. - درمورد خوب یا بد بودن سایت مشرق،از اونجایی که در جایگاهی نیستم که اظهار نظر کنم،نظری ندارم. از اونجایی که این سایت سعی کرده این مطالبو با سند و مدرک بیاره برام جالب بود و این پست و نوشتم. تشکر. |
|||
|
|
۲۱:۱۳, ۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۹/دی/۹۳ ۲۰:۰۱)ghoran نوشته است: - بنده یادم نمیاد که جایی از تو تالار گفته باشم که خارجی ها دروغگو هستندسلام. منم مقصدم شخص شما نبود بلکه جریان فکری بود که حتما شما بهش اعتقاد دارید. این جریان فکری به هیچ وجه حرف خارجی ها و غربی ها رو قبول نداره مگر وقتی که به نفعش باشه.که این هم به نظر من ارزش استناد کردن نداره. |
|||
|
۱۱:۴۱, ۱۰/دی/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
(۹/دی/۹۳ ۲۱:۱۳)کوروش کبیر نوشته است: سلام. گنه کرد در بلخ آهنگری،به شوشتر زدن گردن مسگری |
|||
|
|
۱۲:۴۵, ۱۰/دی/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
پس قبول دارید که اصل حرفم درسته ولی شما مصداقش نیستید؟
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |








![[تصویر: 839238_944.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/6/839238_944.jpg)
![[تصویر: 839190_182.jpg]](http://mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/6/839190_182.jpg)
![[تصویر: 839242_340.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/6/839242_340.jpg)
![[تصویر: 840219_257.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/7/840219_257.jpg)
![[تصویر: 840222_924.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/7/840222_924.jpg)
![[تصویر: 840245_526.jpg]](http://mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/7/840245_526.jpg)


