|
درد دلی با کربلا
|
|
۹:۴۶, ۱۵/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سلام دوستان عزیز... به نظرم خیلی خوب میشه که بتونیم راحت حرفهامون رو با سید الشهدا (علیه السلام) بزنیم... درد دل کنیم و اشک بریزیم... هر کسی میتونه هر چی توو دلشه، در قالب شعر، متن ادبی، دلنوشته، پیامک و ... اینجا بنویسه و همه استفاده کنن. امیدوارم یه تجدید عهد و پیمانی بشه با سرور شهیدان و یارانش، تا روح شهادت طلبی و آزادگی رو بیشتر و بهتر در خودمون پرورش بدیم... ان شاء الله برسه روزی که یه کاربری بیاد اینجا و فریاد بزنه، که تونسته برات کربلا بگیره... الهـــی آمیــــن... (البته ناگفته نمونه این ایده رو قبلا توو چندتا سایت دیگه دیدم) بنده هم با اجازتون اولین شعرم رو می نویسم: سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکند غافل از واقعه روز حسابت نکند ای که دم میزنی از عشق حسین بن علی (علیه السلام) آنچنان باش که ارباب جوابت نکند برای سلامتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلوات بفرستید... ![]() |
|||
| آغاز صفحه 25 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۳۶, ۲۷/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #241
|
|||
|
|||
|
به بزدان دانا
از كربلا كه آمدي خواهي دانست ؛ فراق بهشت با آدم چه كرد ... |
|||
|
|
۰:۴۰, ۲۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #242
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم وجعلنا من الماء كل شى حيا حتی دل مرا با اشک... |
|||
|
|
۹:۵۷, ۲۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #243
|
|||
|
|||
|
چشم وا کردم وخود را وسط صحن وسرا ، عرش خدا، کرب وبلا ، مست و رها در دل آیینه جدا از غم دیرینه ولی دست به سینه یله دیدم من سر تا به قدم محو حرم بال ملک دور و برم یک سره مبهوت به لاهوت رسیدم چه بگویم که چه دیدم که دل از خویش بریدم به خدا رفت قرارم نه به توصیف چنین منظره ای واژه ندارم سپس آهسته نشستم،و نوشتم (فقط ای اشک امانم بده تا سجدهء شکری بگذارم )که به ناگاه نسیم سحری از سر گلدستهء باران واذان آمدو یک گوشه از آن پردهء در شور عراقی و حجازی به هم آمیخته را پس زدو چشم دلم افتاد به اعجاز خداوند به شش گوشهء معشوق خدایا تو بگو این منم آیا که سراپا شده ام محو تمنا و نماشا فقط این را بنویسید رسیده است لب تشنه به دریا دلم آزاد شد از همهمه دور از همه مدهوش غم وغصه فراموش در آغوش ضریح پسر فاطمه آرام سر انجام گرفتم.
سید حمید رضا برقعی |
|||
|
|
۱۷:۴۸, ۲۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #244
|
|||
|
|||
|
بیعت ها فرق می کنند
درشام دست می دهند در کربلا دست می دهند! |
|||
|
|
۹:۰۱, ۳۰/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/فروردین/۹۱ ۹:۲۱ توسط EMPERATOR.)
شماره ارسال: #245
|
|||
|
|||
|
بهشت ارزانی خوبان عالم ،
بهشت من تماشای حسیــن (علیه السلام) است شب با قنوت های شبت روشنا گرفت اصلاً تمام عرش در این سایه جا گرفت ازآن زمان که دورسرت چرخ می زند خورشید و آسمان و زمین هم بها گرفت این حُسن را بگو که خدا ازکجا کشید؟ این عشق راببین که درین سینه جاگرفت این دل کجا و آن همه الطافتان کجا دست مرا عنایت آن خاک پا گرفت چون فطرسیم گرچه به زنجیر می شویم
شـــکر خدا که پای شما پیر می شویم سلام دوستان من نمیدونم این تشرف درست هست یا نه ولی اگه درست هم نباشه مهم نیست چون مطلبی که عنوان شده مطلب بر حقی هست توصیه حضرت بقیة الله الاعظم به سید بحر العلوم در مورد گریه کردن بر حسین بن علی سید بحرالعلوم (ره ) به قصد تشرف به سامرا تنها براه افتاد. در بین راه راجع به این مساله , که گریه بـر امـام حسین (ع ) گناهان را مى آمرزد, فکر مى کرد. همان وقت متوجه شد که شخص عربى که سـوار بـر اسـب اسـت بـه او رسـید و سلام کرد. بعدپرسید: جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته اى ؟ و در چه اندیشه اى ؟ اگر مساله علمى است بفرمایید شاید من هم اهل باشم ؟ سـیـد بـحرالعلوم فرمود: در این باره فکر مى کنم که چطور مى شود خداى تعالى این همه ثواب به زائریـن و گریه کنندگان بر حضرت سیدالشهداء (ع ) مى دهد, مثلا در هرقدمى که در راه زیارت بـرمـى دارد, ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملش نوشته مى شود و براى یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده مى شود؟ آن سوار عرب فرمود: جناب بحرالعلوم , حضرت سیدالشهداء (ع ) هرچه از مال و منال و اهـل و عـیـال و پـسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد پس اگر خـداونـد بـه زائرین و گریه کنندگان آن همه اجر و ثواب بدهد, نباید تعجب نمود, چون خدا که خـدائیش را نمى تواند به سیدالشهداء (ع )بدهد, پس هر کارى که مى تواند, انجام مى دهد, یعنى با صـرف نظر از مقامات عالى خودش , به زوار و گریه کنندگان آن حضرت , درجاتى عنایت مى کند.در عین حال اینها را جزاى کامل براى فداکارى آن حضرت نمى داند. چون شخص عرب این مطالب را فرمود, از نظر سید بحرالعلوم غایب شد. |
|||
|
|
۱۰:۲۰, ۳۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #246
|
|||
|
|||
|
واست علمدارنمیشم
میثم تمار نمیشم زحیر و حر و حبیب و \کیان و مختار نمیشم اگه آقا یه نوکر ساده میخوای در خدمتم ساده ولی چه عرض کنم سر تا به پا خجالتم حسین بیا منو بخر بیا منو حرم ببر |
|||
|
|
۱۱:۱۴, ۳۰/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/فروردین/۹۱ ۱۱:۲۲ توسط EMPERATOR.)
شماره ارسال: #247
|
|||
|
|||
|
وقتي كه سوغات فرشته تربت توست عرش خدا هم گوشه اي از هيئت توست پس تا كه در عرش خدا روضه بگيرند پیراهن پاره نشان هيئت توست بالا ترين تسبيح در بين ملائك هنگام روضه اشك و ذكر غربت توست چشمان دريايي فطرس داد ميزد بال و پري دارم اگر از منت توست اي افرينش بر مدار چشمهايت عزت اگر داريم ما از عزت توست فرداي محشر پرده ها تا كه بيفتد چشم همه بر بخشش و بر رحمت توست آه اي قتيل گريه ها اي صاحب اشك
چشمان باراني ما در خدمت توست رسد روزی که در سجده بگویم ... رسیدم کربـــــــلا الحمدلله |
|||
|
|
۱۳:۵۸, ۳۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #248
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
(۳۰/فروردین/۹۱ ۱۰:۲۰)hajiali.m نوشته است: واست علمدارنمیشم کلیپ تصویری این شعر زیبا رو با اجرای حاج مهدی مختاری مشاهده کنید و بر دل بیمار حقیر دعا کنید. حاج مهدی مختاری---واست علمدار نمی شم ... التماس دعا |
|||
|
|
۱۴:۰۶, ۳۰/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/فروردین/۹۱ ۱۴:۰۷ توسط EMPERATOR.)
شماره ارسال: #249
|
|||
|
|||
|
تویی حسین! شروع تمام عاشقی ام
برای عشق٬حسینیه ی عزا کافیست همه حوائج من بسته بر اشاره ی توست همه حوائج من هیچ٬ کربلا کافیست |
|||
|
|
۱۴:۵۹, ۳۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #250
|
|||
|
|||
|
حسین (علیه السلام) مي فرمايد : ایمان بنده مومن کامل نمیشود مگر اینکه در او چهار خصلت باشد: 1.اخلاقش نیکو باشد، 2.بخشنده باشد، 3.از گفتن حرفهای زیادی خودداری کند، 4.زیادی مالش را انفاق کند. ( ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 454 ) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 202.png]](http://paradise-110.persiangig.com/image/202.png)
![[تصویر: 2252.jpg]](http://paradise-110.persiangig.com/image/2252.jpg)







