کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هیتلر سازی فضای جهان علیه مسلمانان!!!
۱۷:۱۴, ۲۴/دی/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۳ ۲۳:۳۲ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

هیتلر سازی فضای جهان علیه مسلمانان


در اروپای اوایل قرن بیستم خیلی از مردم درباره یهودی‌ها این‌طور فکر می‌کردند:

آدم‌هایی کم تعلق به دولت و حتی سرزمین، که اگر پولدارند دلیلش دلالی و نزول‌خواری و کازینو داری و مشروب سازی است و البته بانکداری که آن‌ها از آغازگرانش بودند.


این پندار حس خوبی به مردم نمی‌داد. آن‌ها تا حدودی نسبت به یهودیان بدبین شده بودند، اما تا آن اندازه که بتوان «کشتار و حذف فیزیکی» آن‌ها را توجیه کرد یا حتی آن را عادی جلوه داد هرگز.
این مقدار بدبینی هنوز کافی به نظر نمی‌رسید. اینجا بود که نازی‌های نژادپرست فهمیدند هنوز کارهای زیادی برای انجام دارند.


هیتلر ازجمله وزارتخانه‌ای تأسیس کرد تحت عنوان «وزارت تنویر افکار عمومی».
ریاستش را هم به ژوزف گوبلز (1) سپرد و اصلی‌ترین وظیفه‌اش را : القاء پیام‌های نازیسم به مردم با استفاده از موسیقی و فیلم و کتاب و مطبوعات تعیین کرد.

ازجمله قرار شد شهروندان آلمانی «کم علاقگی یهودیان به نبرد با دشمن» و «خرابکاری‌های منسوب به آن‌ها در خلال جنگ‌های آلمان» را فراموش نکنند.


در آلمان نازی «کمپین‌های تبلیغاتی علیه یهودیان» به راه افتادند و محتوای کمپین‌ها حتی گاهی به «ترویج خشونت علیه یهودیان» نیز کشیده شد! ازجمله تبلیغ شد و در بوق و کرنا کردند که یهودیان شکست خواهند خورد و دولت «به هر ترتیب که شده نظم را باز خواهد گرداند»!

آلمان نازی کشوری معرفی شد که در «خط مقدم جبهه‌ی غرب» است و مشغول نبردی همزمان با کمونیسم و یهود!
فیلم‌هایی ساخته شد که یهودیان در آن‌ها «موجوداتی غیرانسانی» بودند!

در یهودی ابدی، اثر فریتس هیپلر، که آن را موفق‌ترین فیلم ضدیهودی دوران نازی‌ها می‌دانند، یهودی موجودی کثیف، شیطان‌صفت و فاسد است که قصد دارد سلطه خود را گسترش دهد و جالب است که ژانر اثر هم مستند اعلام می‌شود!
و البته، در کنار همه‌ی این اقدامات، مخصوصاً در روزنامه اشتورمر آلمان نازی علیه یهودیان کاریکاتورهای نفرت‌پراکنانه و تمسخرآمیز منتشر شد...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هرچند امروز دیگر نازیسم و نژادپرستی حامی رسمی و طرفدار قابل‌توجه ندارد، اما هنوز شاهد رفتارهایی هستیم که گویی دقیقاً در اتاق کار گوبلز و زیر نظر او طراحی و برنامه‌ریزی می‌شوند :


نسبت دادن اکثر خرابی‌ها و خرابکاری‌های جهان به دین‌داران، خصوصاً مسلمانان

آزادی برگزاری و بلکه تشویق برگزارکنندگان انواع حرکت‌های غیراخلاقی شامل تمسخر و توهین دین و دین‌داری و خصوصاً اسلام
(کافی است به جهانگردی‌های دین ستیزانه دنیل دنت نگاه کنید و توهین‌های وقیحانه جرج کالین در استندآپ کمدی موسوم به نقد دین، کسی که کمدی سنترال در سال 2004 او را دومین کمدین استنداپ تاریخ نامید و در سال آخر عمرش یعنی 2008 جایزهٔ مارک تواین طنز – یعنی برجسته‌ترین جایزهٔ کمدی آمریکا - را دریافت کرد!)


لحن توهین و حتی تهدیدآمیز مقامات جهان در قبال دولت‌ها و دولتمردان مسلمان و حتی عامه مسلمانان
(از «جنگ صلیبی» نامیدن جنگ با تروریسم توسط بوش پسر (2) بگیرید تا برنامه «ترور هدفمند» باراک اوباما (3) و تا آنجا که وندی شرمن به‌عنوان معاون سیاسی وزارت خارجه آمریکا و سومین مقام ارشد آن وزارتخانه با وقاحتی وصف‌ناپذیر از «فریبکار بودن دی ان ای ایرانی»(4) سخن به میان آورد!


غفلت عمدی رسانه‌ها از اینکه مسلمانان در تاریخ معاصر بزرگ‌ترین قربانی مستقیم و غیرمستقیم تروریسم بوده‌اند
با هدف حفظ و تثبیت امکان مرتبط دانستن همیشگی مسلمانان با دشمنان بشریت و تروریست‌هاساخت فیلم‌هایی (مانند ۳۰۰) که تلاش می‌کند یکی از باستانی‌ترین اقوام متمدن جهان را در شکل و شمایلی غیرانسانی تصویر کند و اتفاقاً آزادانه هم این کار را بکند. یا فیلم بسیار توهین‌آمیز معصومیت مسلمانان که توسط خیرت فیلدرز رییس حزب آزادی هلند، در آزادی کامل(!) تولید شد و بارگذاری آن روی یوتیوب برای گوگل دردسرساز شد و ازجمله عده‌ای از کاربران برای مدتی محصولات گوگل را تحریم کردند.


تصویرسازی مناطق مسلمان‌نشین خاورمیانه به شکل زباله‌دانی‌هایی که گویی انسان‌ها در آنجا به هیچ‌چیز جز تروریست تبدیل نخواهند شد
(موردی که ازجمله در فصل چهارم سریال هوملند به فضاحتی کشیده شد که صدای دولت پاکستان بلند شد و حتی نحوه برخورد این سریال با مسائل پاکستان تلویحاً دارای ابعاد امنیتی برای دولت و مردم آمریکا ارزیابی شد. (5)


و البته کاریکاتور، مخصوصاً فرم‌های هجایی آن
که ضمن تغییر تناسب‌ها و آگراندیسمان تعمدی برخی موضع‌ها مشخصاً واجد عنصر عیب‌جویی و گزندگی و استهزا است، همواره قادر است عیوب و اشکالات را بیش از آنچه هستند نشان دهد و ضمناً هرگز هم قابل مواخذه نباشد چراکه همواره دارد مطابق رسم و آیین این هنر عمل می‌کند! از سال‌های 2005 و 2007 موارد بسیار متعدد از انتشار کاریکاتورهای هجایی توهین‌آمیز درباره مقدسات مسلمانان را ازجمله در دانمارک و هلند و آلمان شاهد بوده‌ایم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تعدادی روزنامه‌نگار بی‌اخلاق که استانداردهای «اخلاق روزنامه‌نگاری» را نمی‌شناختند و از این نظر کاملاً آماتور و کار نابلد بودند، توسط عده‌ای تروریستِ غرب ساخته و موردحمایت غرب کشته می‌شوند، و سخن از مرگی است که به دلیل رفتارهای خشونت انگیز و نفرت پراکنانه و خلاف اصول روزنامه‌نگاری این افراد حتی می‌تواند نوعی خودکشی محسوب شود، آن‌وقت در کمال تعجب شاهد دفاع همه‌جانبه مقامات اروپایی از «آزادی بیان مطلق و بی‌قیدوشرط» این افراد و مشابهان آن‌ها هستیم! این اقدام خطرناک مشخصاً در راستای گوبلزی سازی فضای جهان علیه مسلمانان است.

حکام سکولار غرب که در برابر رشد «دین‌داری اجتماعی» و مشخصاً رشد دین کاملاً اجتماعی اسلام - که به شهادت بیانیه رسمی سه سال پیش واتیکان دارای بالاترین رشد در میان ادیان جهان است (6)- مستأصل شده‌اند، با کمک روش‌های تبلیغاتی گوبلزی و هیتلری قصد مقابله دارند.

به تعبیر یکی از آخرین تحلیل‌های منتشرشده درباره حوادث اخیر (7) :
انسان جدید، غولِ قدرت را در شیشه کرده اما خودش در حال تبدیل‌شدن به یک غول بسیار بزرگ است! غولی که چه‌بسا دیگر کسی نباشد تا او را به شیشه بفرستد!


از ظهر چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه ۹۳ و به دنبال ترور روزنامه‌نگاران نشریه طنز چارلی هبدو فرانسه توسط عده‌ای تروریستِ غرب پرورده، انتشارات مکتوب و دیجیتال جهان به‌آرامی وزن خبری خود را از دست داد و بر پوشش نظرات و تحلیل‌هایی که از مراکز قدرت القاء می‌شدند متمرکز شد.

انگار کسی چندان با این موضوع کاری نداشت که دولت‌های غربی در این سال‌ها با حمایت خود از افراطیون خاورمیانه چه بلایی بر سر امنیت و آسایش مردم اروپا آورده‌اند!


کسی نمی‌پرسد که چرا مرگبارترین حمله در فرانسه از ۲۰ سال پیش، باید امروز اتفاق بیفتد؟


کسی نمی‌پرسد که نتانیاهوی کودک کش با قدم زدن در صف اول راهپیمایی وحدت پاریس قرار است نقش موذیانه‌اش در چه چیزی را مخفی نگه دارد؟


کسی نمی‌پرسد چرا همواره دو پلیس فرانسوی در مقابل دفتر نشریه چارلی هبدو کشیک می‌داده‌اند؟! پلیس‌هایی که اتفاقاً هر دو هم کشته‌شده‌اند.


هکتیویست (8) های معروف جهان فعلاً مشغول تهاجم سایبری به تارنماهای داعش و القاعده‌اند و حواس کسی به نهادهای تأمین‌کننده این گروه‌ها در اروپا و آمریکا و ترکیه و عربستان سعودی نیست.


کسی نمی‌پرسد که اریک هولدر وزیر دادگستری آمریکا بر اساس کدام اطلاعات از احتمال وقوع این حوادث در خاک آمریکا ابراز نگرانی می‌کند!(9)



همه حواسشان به ویدئوی امدی کولیبالی (مهاجم سوپرمارکت یهودیان پاریس) است و عبارات دست‌وپاشکسته‌ی عربی او در حمایت از داعش و بیعت با رهبر داعش.

کسی اما از خودش نمی‌پرسد بیلد ام سونتاگ روزنامه کثیرالانتشار آلمانی از چه طریق مطلع شده است که مقام‌های امنیتی آمریکا مکالمات سران داعش را شنود کرده‌اند و متوجه شده‌اند که این حملات، سرآغاز یک‌رشته از حملات در اروپا بوده است!(10)


کسی نمی‌پرسد که اگر این دست شنودها ممکن است، پس چرا جلوی وقوع حملات تروریستی را نمی‌گیرند؟ نکند تروریست‌ها مانند سرکردگانشان در داعش ضعیف و نفوذپذیر نیستند و مثلاً با تله‌پاتی برای هم پیام می‌فرستند(!) که شنود کنندگان مکالمات سران داعش نمی‌توانند مانع رخداد حوادث تروریستی شوند؟! هنوز کسی کاری به این موضوعات و حرف‌ها ندارد.



فعلاً دستگاه تبلیغات گوبلزی غرب با مدیریت مستقیم صهیونیست‌ها بر این معنا متمرکز است و مصلحت می‌داند که مردم هم فقط به این پرسش فکر کنند که بالاخره «با اسلام چه باید کرد؟!»


اخباری مانند «به آتش کشیده شدن دو مسجد در پاریس فرانسه و اسلوف سوئد» و یا «حمله به مغازه عرب‌ها و ترک‌ها در فرانکفورت» در میان اخبار ده‌ها تجمعی که ترتیب داده‌ شده و خواهد شد گم می‌شوند و حتی به دلیل طبیعی فرض شدن واکنش‌های معترضین به ترور ارزش خبری خود را نیز از دست می‌دهند. اما در مقابل، احتمالاً به دنبال تدابیری که برنارد کازنوو وزیر کشور فرانسه در نشست با همتایان اروپایی‌اش بدان‌ها دست‌یافته، مثلاً خبر «نماز میت اقلیت عجزمندان ترکیه برای تروریست‌های کشته‌شده در پاریس» ضریب خبری می‌گیرد و تلاش می‌شود این مسئله همواره روشن باشد که مسلمانان می‌توانند تا چه اندازه نفرت‌انگیز باشند!


اینکه «جنبش اروپایی‌های میهن‌پرست علیه اسلامی شدن غرب» که نفرت پراکنی از نامش می‌بارد هر هفته مشغول برگزاری راهپیمایی‌هایی در شهر درسدن آلمان است و رسماً علیه اسلام‌گرایان تجمع ترتیب می‌دهد چندان برای توماس دیمیزیر وزیر کشور آلمان مهم نیست.

او فعلاً در اندیشه‌ی ۲۶۰ نفری است که نام آن‌ها را در دسته‌ی اسلام‌گرایان خطرناک جای‌داده و طبعاً حمله به خانه‌های آن‌ها و جستجو و کشف یا جعل مدارک مرتبط با حوادث احتمالی از او و همکارانش زمان و انرژی می‌گیرد!



وقتی با چیدمان خبری، رسماً احساسات اروپاییان را علیه مسلمانان تحریک کردیم، آن‌ها اگر خودشان هم وارد عمل نشوند، نسبت به اقدامات دیگرانی که تجاوزگری پیشه می‌کنند معترض نخواهند شد. و این یعنی دادن آزادی عمل بیشتر به افراطیون ضد اسلام.


خوب است دوباره پرسیده شود که در آلمان نازی مگر چه اتفاقی جز این افتاد؟ سال‌ها تبلیغات علیه قوم یهود، ذهن آلمانی‌ها را برای پدیده‌ی «از میان بردن یهودیان» به‌طور کامل آماده کرد.



فرانسوا اولاند با مقادیر زیادی از هیجان‌زدگی ترجیح می‌دهد بر هیجانات جاری هم بیفزاید و پاریس را پایتخت جهان می‌نامد! و ازجمله تأکید کند که همه به پا خواهند خواست(!) و البته روشن هم نمی‌کند که همه قرار است به پا خیزند تا چه کنند؟
حامیان و به وجود آورندگان غربی القاعده و داعش را سرنگون کنند و با علت‌ها و ریشه‌ها دربیفتند یا برخیزند تا بر سر معلول‌ها بکوبند و از ریشه‌ها غفلت کنند؟!



کارگردانان غربی صحنه‌ها و رویدادهای این روزها، توان «دیپلماسی مشاهیر» (11) را نیز از یاد نبردند و روز یکشنبه در بورلی‌هیلز لس‌انجلس، جرج کلونی که جایزه افتخاری گلدن‌گلوب امسال را دریافت می‌کرد در نقشی معادل فرانسوا اولاند سیاستمدار ظاهر شد و تأکید کرد که ترسی به خود راه نمی‌دهد و او هم یک شارلی است!

البته شاید کسی حواسش نبود که «هتل بزرگ بوداپست»، فیلمی که دقیقاً در همین مراسم جایزه‌ی بهترین فیلم موزیکال گلدن‌گلوب را تصاحب کرده است، دو شخصیت اصلی دارد یکی مهماندار (آقای گوستاو) و دیگری شاگردش (جوانی به نام زیرو مصطفی) که منهای نام کاملاً تحقیرآمیزی که برای این جوان مسلمان انتخاب‌ شده است، گفتگوی میان این دو در یکی از سکانس‌ها به ‌روشنی و وضوح تمام استیلای روح «ظاهرگرایی و نژادگرایی» را در اروپای قرن بیستم نشان می‌دهد:

(آقای گوستاو با کمک شاگردش از زندان گریخته و زیرو به استقبال او رفته. آقای گوستاو از زیرو تقاضا می‌کند عطرش را به او بدهد. اما زیرو مصطفی عطر را فراموش کرده و با خود نیاورده…)


گوستاو:
من توی این مدت توی زندان بودم زیرو! میدونی چقدر تحقیرآمیزه؟ من بوی گند میدم!… البته گمونم چیز عجیبی هم نباشه! گفتی اهل کجا بودی؟
زیرو مصطفی: آق سلیم الجبات!

گوستاو:
دقیقاً! فکر می‌کنم این وضعیت توی آق سلیم الجبات طبیعی باشه، جایی که مهم‌ترین اموالشون یه مشت قالی کثیف و یک بز لاغر مردنیه و یه خیمه که توش میخوابن و با خوردن خرما و سوسک زنده میمونن! اما من این‌طوری آموزشت ندادم! چه چیزی توی این دنیا باعث شد که میهنت رو که مشخصاً به درد همونجاها می‌خوری ول کنی و این‌همه مسافت رو بیای تا برسی به یه جامعه‌ی فرهیخته‌ی فرهنگی - که صادقانه بگم بدون تو بی هیچ مشکلی به کارش ادامه می‌داد - و اینجا یک پناهنده‌ی مفلس بشی؟!
زیرو مصطفی: جنگ!

گوستاو:
جانم؟
زیرو مصطفی: پدرم در جنگ کشته شد، بقیه‌ی خانواده‌ام به دست دشمن اعدام شدن! روستامون رو با خاک یکسان کردن! اونایی که تونستن جون سالم به در ببرن مجبور شدن فرار کنن. به خاطر جنگ بود که اونجا رو ترک کردم!

گوستاو:
پس با این حساب واقعاً یه پناهنده حساب میشی!
زیرو مصطفی: همینطوره!

گوستاو:
پس فکر کنم بهتره هرچی گفتم رو پس بگیرم!! عجب احمق بی‌شعوریم من! یه ابله حال به هم زن! یه حرومزاده ی خودخواه و لعنتی!! این باعث ننگه و پایین‌تر از استانداردهای هتل بزرگ بوداپسته! از طرف هتل و اعضاش معذرت میخوام!!
زیرو مصطفی: تقصیر شما نیست آقای گوستاو! ناراحت بودی چون عطر رو یادم رفته بود…
---


داستانی که این روزها در قبال «مسلمانان جهان» در جریان است بی‌شباهت با داستان «زیرو مصطفی» در هتل بزرگ بوداپست نیست. کسی که از یک‌سو مظلوم و قربانی خشونت و آدمکشی است، از سوی دیگر به نادرستی و از روی ظاهر قضاوت می‌شود، و درنهایت هم کسانی که قضاوتش کرده‌اند وقتی به اشتباهشان پی می‌برند و عذر می‌خواهند که دیگر دیر شده است و همه‌ی توهین‌ها و سیاه نمایی‌های خود را مرتکب شده‌اند…


شاید جایزه گولدن‌گلوب را به خاطر ارزش‌های فرمی بالای این فیلم به آن داده باشند اما همین دیالوگ، به دلیل «واقع‌نمایی» که در ترسیم نوع نگاه تحقیرآمیز غرب به شرق، خصوصاً به خاورمیانه، و باز خصوصاً به مناطق مسلمانان نشین دارد شایسته‌ی جایزه است. اما خوب، غربی‌ها و شومن‌های «دیپلماسی مشاهیر» آن‌ها ترجیح می‌دهند حتی در مراسم گلدن‌گلوبی که برنده آن این فیلم است نیز همچنان «شارلی باشند» و از نشریه‌ی هتاکی حمایت کنند که مدت‌ها با حمایت رسمی پلیس فرانسه، مصادیق زیرو مصطفی در عصر حاضر را تا آنجا که توانست مورد تمسخر و توهین خود قرار داد!



پی نوشت:

[1] - Joseph Goebbels

[2] - G. W. Bush: This crusade, this war on terrorism is going to take a while. And the American people must be patient. I'm going to be patient; Link;
این جنگ صلیبی، این جنگ با تروریسم ممکن است زمان ببرد. مردم آمریکا باید صبور باشند. من صبور خواهم بود، 26 شهریور 1380

[3] - Obama’s targeted killing program

[4] - Wendy Sherman: the U.S. had to be cautious about cutting a deal with Tehran, because recent experience with the Iranians over their nuclear program—which Iran has repeatedly concealed—shows that “deception is part of the DNA.” ; Link;
ایالات‌متحده باید درباره به توافق رسیدن با ایران حواسش جمع باشد چراکه تجربیات اخیر با ایرانیان درباره برنامه هسته‌ای‌شان که ایران بارها آن را پنهان کرده بود نشان می‌دهد که فریب، بخشی از دی ان ای است!، 23 مهر 1392

[5] - ندیم هوتیانا، سخنگوی سفارت پاکستان در آمریکا: در سریال هوملند، اسلام‌آباد مانند یک منطقه جنگی نفرین‌شده و کثیف مملو از بمب و اجساد پراکنده تصویر شده است که یک تصویر کاملاً غیرحقیقی است... بدنام کردن کشوری که روابط نزدیکی با آمریکا دارد نه‌تنها برای علاقه‌مندی‌های امنیتی آمریکا زیان‌آور است بلکه برای مردم آمریکا نیز زیان‌آور است! لینک


[8] - هکتیویست ترکیبی است از لغت‌های Hackو Activist که مشخصاً به هکرهایی اشاره دارد که دانش فنی تهاجم سایبری خود را در مسیر اشاعه یا پیگیری موضوعات سیاسی، فرهنگی و یا اجتماعی موردعلاقه‌شان به کار می‌گیرند.

[11] - Celebrity Diplomacy


منبع
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، Ali#59 ، MohammadSadra ، یاســین ، mohammad reza ، دل خسته ، سدرة المنتهی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Star راهبرد «اندیشکده هودسون» در جنگ نرم علیه جهان اسلام revenger 1 1,721 ۱۶/اسفند/۹۱ ۹:۱۰
آخرین ارسال: jafar
Thumbs Down سریال الحسن و الحسین، توطئه ی خطرناک علیه مسلمانان سپهسالار 2 1,822 ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۷:۳۹
آخرین ارسال: سپهسالار

پرش در بین بخشها:


بالا