کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
لحظات سخت مرگ و جان دادن طبق روایات امیر مومنان(علیه السلام)
۹:۲۷, ۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
(بسم الله الرحمن الرحیم)
حضرت آیت‌الله العظمی «حسین وحیدخراسانی» در درس تفسیر خود که در مسجد اعظم حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) برگزار شد، در تفسیر سوره مبارکه "یس" اظهار داشتند: هنگام مرگ و جان دادن دو مساله قابل وصف و تحمل نیست؛ اول سکرات موت است که همان بیرون کشیده شدن روح از تمامی سلول های بدن است.
مرجع عالی‌قدر تقلید افزودند: در خصوص «ما خلفکم» در سوره یس تنها باید کسانی بحث کنند که به تشریع و تکوین احاطه داشته باشند، در اینجا باید این مساله را از بیان و کلام حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) جویا شویم که سفر آخرت چگونه سفری است.
[تصویر: 1422480615_2e96950f1aeeba45d7c6ce104edbbf66.jpg]

ایشان با بیان اینکه لحظات مرگ و جان دادن بسیار سهمگین است که توصیف آن در حد بیان نمی آید، تصریح کردند: به فرموده امام علی(علیه السلام)، آنچه که در هنگام و پس از مرگ رخ می‎دهد وصف شدنی نیست و کسی نمی‌داند که چگونه باید از این سختی عبور کند.

آیت‌الله وحیدخراسانی خاطرنشان کردند: حسرت فوت دیگر مساله ای است که هیچ گاه نمی‌تواند وصفی از شدت و سختی آن پیدا کرد؛ انسان در آن لحظات غرق در حسرت است که چه می‌توانسته باشد و چه شده است.

استاد برجسته حوزه علمیه به لحظات سخت مرگ اشاره کرده و گفتند: مرگ ابتدا بین منطق و زبان ما حایل می‌شود؛ یعنی او با چشمش می‌بیند و می‌شنود، ولی کاری نمی‌تواند انجام دهد و زبانش نیز لال است و این لحظه بسیار سخت و سهمگین است. در هنگام مرگ، زبان لال می‌شود، ولی عقل و فکر فعال است و در این حین است که تفکر می‌کند چه کرده و چه بوده و چه شده است.
ایشان اضافه کردند: پس از اینکه گوش و چشم گرفته شد، روح از جسد خارج می‌شود و تا از جسد خارج می‌شود، گندیده شدن بدن آغاز می‌گردد.

آیت‌الله وحیدخراسانی با در پایان این روایت امیر مومنان علی(علیه السلام) اظهار داشتند: در این لحظه، همان‌هایی که دور این فرد می‌گردیدند، این مردار را زودتر بر می‌دارند تا مبادا بماند و به تعفنش گرفتار شوند و در نهایت امر او را به گودالی به نام قبر می‌برند.
خدا رحم کند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SHA.453 ، محمدهادی ، MEEAAD ، میم.حسین.الف ، عشقم کربلا ، مصباح ، netlog36 ، ISOD ، شهیدطیبه واعظی ، سیمرغ ، قلب ، "شهید" ، Ramin_Ghn ، بیداری12 ، حضرت عشق ، soora ، mohammad reza ، رهگذر. ، amrtat71 ، mkashipazha

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۱۳, ۶/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #11
آواتار
سلام
من این حرفها را درباره پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قبول ندارم
حالا اگر مومنین رو میگفتید یه چیزی هر چند درباره اون هم حرف هست
ولی درباره حبیب الله قبول ندارم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، سیمرغ ، سدرة المنتهی ، علی املشی
۲۳:۱۳, ۶/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #12
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:من همچنان روی نظرم پافشاری می کنم
هرچه وابستگی به دنیا بیشتر باشه سخت تره و هرچی وابستگی کم باشه آسانتره

!
پاسخ بطور مبسوط داده شد
چیزی که آقای عبدالرحمن فرمودن هم همان بود که عرض شد البته خلاصه
موردی که شما اصرار میکنید طبق روایات اینطور پاسخ داده شده که بطور خلاصه گفته شد
نقل قول:آدمها موقع مرگ 4جورن. آدمهای خوبی که بد جان میدن و مجازات گناهان اندکیست که کردند تا پاک وارد قیامت شوند. آدمهای خوبی که خوب جان میدن, آدمهای بدی که خوب جان میدن جبران کارهای خوبی هست که کردن. و آدمهای بدی که بد جان میدن.

مشکل کجاستHuh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب
۲۳:۲۹, ۶/اسفند/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۳ ۲:۲۵ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #13
آواتار
(۶/اسفند/۹۳ ۲۳:۱۳)masoudmoosavy نوشته است:  سلام
من این حرفها را درباره پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قبول ندارم
حالا اگر مومنین رو میگفتید یه چیزی هر چند درباره اون هم حرف هست
ولی درباره حبیب الله قبول ندارم



البته تو بحث علم کامل ندارم ولی سکرات چیزی شبیه بدنیا آمدنه و طبیعیه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، سیمرغ
۲۳:۵۶, ۶/اسفند/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۹۳ ۱۳:۰۷ توسط قلب.)
شماره ارسال: #14
آواتار
(۶/اسفند/۹۳ ۲۳:۲۹)عبدالرحمن نوشته است:  البته تو بحث علم کامل ندارم ولی سکرات چیزی شبیه بدنیا آمدن چیز طبیعیه
سلام
بسیار عالی
اصلا ما یادمان هست
منم همین و میگم اون قسمتی که شما میگید خب مثل دویدن مثل زمین خوردن یا تیر کشیدن
اصلا این درد مهم نیست مهم همون مطالبی هست که بهجت عارفان گفتن
شما فرض کن یه نفر داره میمیره خب این حرفها نگرانش می کنه یادتون هست قبلا درباره... تاپیک زدم خب از این آدمها کم نیست
شاید برای کسی که میگه مهم نباشه ولی برای مسافر مهمه

(۶/اسفند/۹۳ ۲۳:۱۳)سیمرغ نوشته است:  بسم شد
مشکل کجاستHuh
سلام
وقتی به افرادی که در حال موت باشن بگیم خب درست نیست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۲۰, ۷/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #15
آواتار
!

مومن خوف و رجا رو با هم باید داشته باشه
نه همش امید داشته باشه که از کنار هر چیزی براحتی بگذره و بگه خدا مهربونه ... خیلیا میگن متاسفانه مخصوصا تو قضیه حجاب که با این دو خال مو بیرون ریختن خدا مارو جهنم نمیبره!

نه همش خوف که ناامید از رحمت خداوند بشه.
در تعادل باید باشه هم خوف که خودش عامل بازدارنده از گناهه هم رجا داشته باشه

_________________

اون مثالی که شما زدید درست نیست
در مثل مناقشه نیست اما متوجه منظورتون شدم که توضیح دادم


__________________

فقط یه مورد دیگه که یادم رفت خواندن دعای عدیله بعد از نماز صبح در این مورد تاکید شده
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی املشی ، ISOD ، سدرة المنتهی ، قلب
۵:۵۸, ۷/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #16
آواتار
اگر معیار سکرات مرگ یکسان ، پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هست ! باید بدونیم که امام حسین (علیه السلام) قطعا در شرایط سخت تری برای مرگ بودن. ( فشارهای روحی و جسمی )سکرات این عزیزان بیشتر مایه ارتقا درجه و افتخارشونه.
نقل قول:آن مؤمنى که به آسانى جان خود را تسلیم می‌کند علتش آن است که خداوند خواسته هرچه سریع‌تر او به پاداش آن عالم نائل شود،
قربونت برم خدا



نقل قول:رسول گرامی اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمایند: « وقتی خدا از بنده ای راضی باشد به ملک الموت دستور می دهد : برو به سوی بنده ام و روحش را نزد من آور، اعمال صالح او مرا بس است ، او را آزمودم و یافتمش آن طور که دوست دارم . پس ملک الموت به همراهی پانصد ملک دیگر براو نازل میگردند در حالی که همراهشان شاخه های گل و ساقه ای زعفران (بهشتی) است و هر کدامشان او را به امری خاص بشارت می دهند و ملایک صف به صف برای خروج روح او قیام می کنند در حالی که همراهشان گلهای خوشبوست . وقتی ابلیس چنین وضعی را می بیند ( از شدت تحسّر) دستش را بر سر نهاده فریاد می زند. لشگریانش به او میگویند: تو را ای سرور ما چه رسیده است؟ می گوید:آیا نمیبینید که این بنده چگونه مورد کرامت و احترام واقع شده است ، پس شما (برای اغفال او) کجا بودید ؟ در جواب می گویند : سعی کردیم اما او از ما اطاعت نکرد.»


تو حدیثی خوندم خدا با هر کس بر اساس برداشتش از خدا باهاش رفتار می کنه. من واقعا اعتقاد قلبی دارم به اینکه خدا هرلطفی می تونه بمن بکنه و هیچکس هم نمی تونه بگه چرا!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی املشی ، قلب ، رهگذر.
۱۱:۴۵, ۷/اسفند/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۹۳ ۱۲:۵۶ توسط قلب.)
شماره ارسال: #17
آواتار
سلام

ضمن عذرخواهی از خواهر گرامی سیمرغ
البته اون چهار گروه و قسمت که گفتید رو قبول دارم
اون مطلب خوف و رجا ماله دنیاست که عمل درست بشه

آدم نزدیکه مرگ فقط رجا لازم داره
واقعا جناب سدره المنتهی درست فرمودی دمت گرم


در یکی از این آیات خواب را با مردن در یک ردیف می‏شمارد، می‏فرماید: اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها خدا نفْسها را در وقت مردن و آنها را که هنوز نمرده‏اند در وقت خوابیدن، می‏گیرد؛ آن که مُرد دیگر نفسش برنمی‏گردد و آن را که خوابیده است دومرتبه می‏فرستد.



[align=-WEBKIT-RIGHT]وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَنْ قَالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ ۗ وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِكَةُ بَاسِطُو أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ ۖ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنْتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ
[align=-WEBKIT-RIGHT]چه كسى ستمكارتر از كسى است كه به خدا دروغ مى‏بندد ، يا مى‏گويد : به من وحى شده ؛ در حالى كه چيزى به او وحى نشده است ، و نيز كسى كه بگويد : من به زودى مانند آنچه خدا نازل كرده نازل مى‏كنم ؟ ! اى كاش ستمكاران را هنگامى كه در سختى‏ها و شدايد مرگ‏اند ببينى در حالى كه فرشتگان دست‏هاى خود را [به سوى آنان] گشوده [و فرياد مى‏زنند] جانتان را بيرون كنيد ، امروز [كه روز وارد شدن به جهان ديگر است] به سبب سخنانى كه به ناحق درباره خدا مى‏گفتيد واز پذيرفتن آيات او تكبّر مى‏كرديد، به عذاب خواركننده‏اى مجازات مى‏شويد .


[align=-WEBKIT-RIGHT]سوره = الجاثية آيه = 21 صفحه = 500 جزء = 25 حزب= 50
[align=-WEBKIT-RIGHT]أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ ۚ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ
[align=-WEBKIT-RIGHT]آيا كسانى كه مرتكب گناهان شدند ، گمان دارند آنان را مانند كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند ، قرار مى‏دهيم، به صورتى كه زندگى و مرگشان يكسان باشد ؟ چه بد داورى مى‏كنند .


[align=-WEBKIT-RIGHT]سوره = ق آيه = 19 صفحه = 519 جزء = 26 حزب= 52
[align=-WEBKIT-RIGHT]وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ۖ ذَٰلِكَ مَا كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ
[align=-WEBKIT-RIGHT]و سكرات مرگ ، حق را [كه همه واقعيات جهان ديگر است با خود] مى‏آورد [و به محتضر مى‏گويند :] اين همان چيزى است كه از آن مى‏گريختى ؛


با توجه به آنچه ذکر شد در این لحظات سختی که هر انسانی در پیش رو دارد هیچ ذخیره ای به اندازه محبت و عشق به اهل بیت علیهم السام کارگشا نیست. رسول گرامی اسلام در این باره فرمود:
«دوستی من و اهل بیتم در هفت جایگاه که هراسی بس بزرگ دارند سودمند است: وقت مرگ و در قبر و هنگام برخواستن از گور و هنگام دریافت نامه اعمال و وقت حساب رسی و هنگام سنجش اعمال و هنگام عبور از طراط» [sup](1)[/sup]
در روایت دیگری آمده است: جابر بن عبدالله انصاری می گوید: یک روز نزد پیامبر صلی الله علیه و اله بودم حضرت روی مبارک به سوی علی بن ابیطالب علیه السلام کرد و فرمود: ای ابوالحسن! مژده ای به تو بدهم؟ عرض کرد: چرا یا رسول الله! حضرت فرمود: این جبرئیل است که از طرف خداوند به من خبر می دهد که خداوند به شیعیان تو خصلت هایی داده است:
1- جان دادن آسان
2- آرامی هنگام وحشت مردم در قیامت[/font]
3- روشنی قبر
4- آسودگی در محشر
5- قسط و برابری هنگام سنجش اعمال
6- گذشتن از صراط
7- رفتن به بهشت پیش از مردم
8- چهره های نورانی هنگام حشر
***************************************************************
[font=Tahoma]لذت عـشـق تو را جز عاشق محزون نداند
رنج لذت بخش هجران را بجز مجنون نداند
تا نگشتی کوه کن شیرینی هـجـران نـدانـی
نـاز پـــرورده آورد دل پــر خـون نــدانــی
خسرو از شیرینی شیرین نیابد رنگ و بویی
تا چو فرهاد از درونش رنگ و بوبیرون نداند
یوسـفی بایـد کـه در دام زلـیـخا دل نـبازد
ورنه خوشید و کواکب در برش مفتون نداند
غرق دریا، جز خروش موج بی پایان نبیند
بادیه پیمای عـشـقـت ساحـل و هامـون نداند
جـلـوه دلـدار را آغـاز و انـجـامی نـبـاشـد
عشق بی پایان ما جز آن چرا و چون نداند. [sup](2)[/sup]
1- الخصال، شیخ صدوق، ج2، ص117، حدیث39
2- دیوان حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رهگذر. ، سدرة المنتهی ، علی املشی ، سیمرغ
۱۶:۰۶, ۷/اسفند/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۳ ۲۲:۳۹ توسط آیات.)
شماره ارسال: #18
آواتار
بسم الله الرّحمن ارّحیم

سلام

شاید همین روزها هم بشه آن احساس حسرت رو درک کرد ولی شب ها چراغانی شده وغفلت ها بیشتر
شبهای تاریک که یاد مرگ می افتیم حسرت هم به سراغمان می آید

ای کاش بیشتر تقوا داشتیم ای کاش بیشتر با هوای نفس مبارزه می کردیم ای کاش هیچ فیلم وسریالی نگاه نمی کردیم
ای کاش همه نمازهامان را اول وقت می خواندیم ...ای کاش بی خود عصبانی نمی شدیم
وهزار ای کاش دیگر

ولی این شب های چراغانی موجب غفلت ما شده ...غفلت وفراموشی مرگ چه سودی دارد؟ ما مرگ را فراموش می کنیم اما مرگ مارا فراموش نمی کند...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، ISOD ، قلب ، سیمرغ
۲۰:۰۶, ۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #19
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:اون مطلب خوف و رجا ماله دنیاست که عمل درست بشه
آدم نزدیکه مرگ فقط رجا لازم داره
متشکر

__________________________

توضیحات بیشتر؛

ضرورت غلبه خوف پیش از مرگ

راه درست در خوف و رجا تعادل است، تاانسان به واسطه امیدهای زیاد به وادی آمال بی جا کشیده نشود، و از سویی به واسطه خوف بسیار، به سوی ناامیدی گام بر ندارد، از این رو باید ترس و امید همسان و متعادلی داشته باشد ولکن در مواردی ضرورت هر یک بر دیگری تقدم دارد، چنان که فیض کاشانی «ره» می فرماید: برای بنده پیش از رسیدن مرگ، غلبه خوف سزاوارتر است؛ چرا که خوف تازیانه است که آدمیان را به عمل وا می دارد، آتش شهوت ها را فرو می نشاند و دوستی دنیا را سرکوب می کند، گنه کار مغروری که به عبادت پُشت کرده و مرتکب گناه می شود و در عین حال امیدواری دارد، درباره چنین فردی، جز داروی خوف نباید چیز دیگری به کار برد. امّا در هنگام مرگ چون دوران عمل پایان می یابد، در آن زمان آدمی اسباب ترس را نمی تواند تحمّل کند؛ چرا که رگِ دِلِ او پاره می شود، لذا باید امیدواری او غلبه کند.

لزوم غلبه رجا هنگام مرگ
امّا هنگام مرگ غلبه رجا و حُسن ظن به پروردگار اصلح است؛ چرا که هنگام مرگ خوشیِ امیدوار بودن به لطف حق، دل را قوت بخشیده و خداوند را که امید اوست محبوب وی می گرداند. رجاء به محبّت نزدیک است؛ چه این که کسی که کرم او مورد امید است، محبوب می باشد و آن که بر محبوب وارد شود، به مقدار محبتی که به او دارد شاد می شود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ISOD ، قلب ، محمدهادی
۱۳:۰۲, ۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #20
آواتار
سلام
ضمن تشکر از پاسخ خوبتان
پاسخ فیض ره واقعا عالی و جامع بود خدا مارو از علمای حق جدا نکنه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سیمرغ ، محمدهادی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ارزش یاد مرگ در کلام امیرالمومنین(علیه السلام) ali0077 23 10,027 ۷/مهر/۹۲ ۱۷:۲۱
آخرین ارسال: یاســین

پرش در بین بخشها:


بالا