کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
*|* خــام بدم ، پخته شــــدم ، ســـوختم *|*
۱۶:۳۰, ۲۲/دی/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 80043135781557518732.png]

[تصویر: Elm_Aghl.jpg]

حدیث معروفی است كه علم سه پله و سه مرحله دارد.
انسان همینكه به‏ مرحله اول آن می‏رسد مغرور می‏شود و تكبر می‏كند، معلوماتش در نظرش جلوه‏ می‏كند، خود را از همه چیز و همه كس برتر و بالاتر می‏بیند (این مرحله‏، مرحله علم بینی و خودبینی است).
تا به مرحله دوم می‏رسد. در این مرحله‏ بر معلوماتش افزوده می‏شود، عظمت خلقت و آفرینش در برابرش نمودار می‏شود، خود را و معلومات خود را در برابر دستگاه عظیم آفرینش كوچك‏ می‏بیند و حالت تواضع در او پیدا می‏شود (این مرحله مرحله واقع بینی و جهان بینی است، از علم بینی به جهان بینی می‏رسد)، به جای آنكه به‏ معلومات خود نظر افكند به جهان نظر می‏كند و با آن معلومات جهان را اندازه می‏گیرد.
تا آنكه قدم به مرحله سوم می‏گذارد. در این مرحله می‏فهمد كه هیچ چیز نمی‏داند («علم انه لا یعلم شیئا») این مرحله، مرحله بهت‏ و حیرت است. در این مرحله همین قدر می‏فهمد كه مقیاسهای فكری و متر و شاقولهای فكری كه او در كیسه فكر خود تهیه كرده كوچكتر و نارساتر از این است كه بتواند جهان عظیم را با آنها متر كند و اندازه بگیرد. می‏داند و می‏فهمد كه مقیاسهای علم و فكر او برای یك محیط محدود زندگی‏ خودش فقط صحیح است به كاربرده شود نه بیشتر.

گمان می‏كنم این بیت از مولوی باشد در دیوان شمس:
حاصل عمرم سه ســـخن بیش نیست
خــام بدم ، پخته شــــدم ، ســـوختم


این مرد عارف دوره سلوك روحانی و عقلانی خود را مجموعا در سه مرحله‏ خلاصه كرده : دوره خامی، دوره پختگی، دوره سوختگی. دوره خامی و غرور و تكبر و علم بینی را بسیاری دارند، ولی آیا كسی به دوره پختگی و به دوره ‏سوختگی برسد مطلب دیگری است...
گاهی غرور علم بر انسان مسلط می‏شود و یك نوع جنون بر او مستولی‏ می‏كند، با این فرق كه جنون ثروت و قدرت، از ثروت زیاد و قدرت زیاد پیدا می‏شود و جنون علم، از علم كم و ادراك ضعیف.
  • می‏گویند هر چیزی‏ وجود ناقصش بهتر است از عدم محض، مگر علم كه هیچ نداشتنش از ناقص‏ داشتنش بهتر است، زیرا علم ناقص جنون آور و سكر آور و مست كننده‏ است، البته مال و جاه هم جنون آور و سكر آورند، اما جنون اینها از زیادی پیدا می‏شود بر خلاف سكر علم و جنون علم كه از كمی و نقص آن بر می‏خیزد نه از زیادی، و همین سكر و مستی منشأ تكذیب هایی به حقایق می‏شود!




امضای سیمرغ

«الله اکبر، الموت لامریکا، الموت لاسراییل، اللعنه علی‌الیهود و النصر للاسلام»


[تصویر: 584748343_1_3_.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، Ali#59 ، Eve ، یاســین ، مصباح ، SHA.453 ، اولولالباب ، محمدهادی ، هادی... ، آفتاب ، 135 ، مهشاد ، حسن.س. ، فدايي ولايت ، قلب ، شیدا ، میم.حسین.الف ، مجنون العباس ، السا
۲۳:۳۹, ۲۲/دی/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۳ ۲۳:۴۵ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #2
آواتار
میون کلامتون دیدم بدک نیست این روایت دلنشین را بنویسم:
امام الصّادق «ع» نقل می کنند که مولایمان امیر المومنین فرمودند:
السّكر أربع‏ سكرات‏، سكر الشّراب، و سكر المال، و سكر النّوم، و سكر الملك.
مستى بر چهارگونه است: مستى شراب، و مستى مال، و مستى خواب، و مستى فرمانروايى.
الخصال، ج‏2، ص: 636

و نیز مولایمان در غرر الحکم فرمودند:
يَنْبَغِي لِلْعَاقِلِ أَنْ يَحْتَرِسَ مِنْ سُكْرِ الْمَالِ وَ سُكْرِ الْقُدْرَةِ وَ سُكْرِ الْعِلْمِ وَ سُكْرِ الْمَدْحِ وَ سُكْرِ الشَّبَابِ فَإِنَّ لِكُلِّ ذَلِكَ رِيَاحاً خَبِيثَةً تَسْلُبُ الْعَقْلَ وَ تَسْتَخِفُّ الْوَقَار
سزاوارست از براى عاقل اين كه نگهدارى كند خود را از مستى مال، و مستى توانائى، و مستى علم، و مستى مدح، و مستى جوانى، پس بدرستى كه از براى همه اينها بادهاى پليد باشد كه زايل كنند عقل را، و سبك گردانند وقار را

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، aakbarib ، 135 ، ali0077 ، مهشاد ، سیمرغ ، حسن.س. ، مصباح ، قلب ، شیدا ، یاســین ، مجنون العباس ، السا
۰:۲۰, ۲۴/دی/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
[تصویر: 80043135781557518732.png]

همونطور که قبلا عرض شد ثروت و مقام نیز ممکن است باعث غرور بیجا شود با یک تفاوت
افزایش ثروت => غرور
افزایش مقام و قدرت => غرور
کمی علم => غرور


نقل قول:جنون اینها از زیادی پیدا می‏شود بر خلاف سكر علم و جنون علم كه از كمی و نقص آن بر می‏خیزد نه از زیادی، و همین سكر و مستی منشأ تكذیب هایی به حقایق می‏شود!

در اینجا یک حدیث دیگر از امام صادق(علیه السلام)Heart نقل می کنیم؛

امام صادق (علیه السلام)
Heart فرمود: خداوند با دو آيه از آيات قرآن كريم بندگان خود را از تصديق ها و تكذيب های بيجا منع كرده است : يكی اينكه می‏ فرمايد :
"ألم يؤخذ عليهم ميثاق الكتاب أن لا يقولوا علی الله إلا الحق"اعراف/169
آيا از اين مردم در كتاب آسمانی پيمان گرفته‏ نشده كه جز آنچه حق و ثابت است به خدا نسبت ندهند و از پيش خود نگويند اين حرام است و آن حلال ؟ از پيش خود نگويند خدا در اينجا چنين‏ دستور داده و در آنجا چنان دستور داده ؟ پيمان گرفته شده كه در آنچه‏ خداوند سكوت كرده و تكليفی نياورده آنها هم سكوت كنند ، نه آنكه از پيش خود بدعت هايی بياورند و دستورهايی وضع كنند به نام دستورهای خدا.
بشر گاهی مرض تصديق پيدا می‏كند ، در مواردی كه خدا دستوری نداده و مردم را روی مصالح و حكمی آزاد گذاشته می‏خواهد از پيش خود دستوری وضع كند و به خدا نسبت دهد ، و يا گاهی كارهای زشتی‏ كه فقط موافق شهوات اوست و ميل دارد آن كارها را انجام دهد ، می ‏آيد دستورهايی از پيش خود وضع می‏ كند و آنگاه می‏ گويد خدا اين طور دستور داده‏
"وإذا فعلوا فاحشة قالوا وجدنا عليها آبائنا و الله أمرنا بها قل‏إن‏ الله لا يأمر بالفحشاء أتقولون علی الله ما لا تعلمون"اعراف/28
اين يك پيمان است كه خداوند از بندگان خود گرفته كه تا علم و يقين‏ ندارند ، يك چيزی را نگويند كه حكم خدا و امر خدا و از طرف خدا است.
پيمان ديگر آنجاست كه می‏فرمايد :
" بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه و لما يأتهم تأويله" یونس/39
مسائلی كه بر آن مسائل احاطه ندارند ، روح و باطن آن مسائل را درك نكرده‏ اند ، بجای آنكه بگويند ما نمی دانيم ، ما نمی فهميم ، فكر ما به آنجا نمی رسد ، از روی غرور و خود پسندی تكذيب‏ می ‏كنند ، می‏ گويند همچو چيزی نيست . ندانسته و احاطه پيدا نكرده رد می‏كنند!

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، مصباح ، محمدهادی ، قلب ، شیدا ، یاســین ، مجنون العباس ، میم.حسین.الف ، السا
۰:۳۳, ۲۵/دی/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
[تصویر: 80043135781557518732.png]

شيخ الرئيس ابوعلی سينا دو جمله دارد نزديك به مضمون اين حديث امام صادق(علیه السلام).
او راجع به تصديق های بی دليل بی مورد می‏گويد :
" من تعود أن يصدق بغير دليل‏ فقد انخلع عن الفطره الانسانية "
آن كس كه عادت كرده بدون دليل هر چه به او گفته می شود قبول كند ، از فطرت انسانيت خارج شده ، نام انسان‏ نمی توان بر او نهاد!
راجع به انكارهای بی دليل هم می‏گويد :
" كل ما قرع سمعك
من الغرائب فذره فه بقعة الامكان ما لم يذدك عنه قائم البرهان "
هر چند به نظرت عجيب و غريب می ‏آيد, به صرف اينكه عجيب است انكار مكن‏ ، مگر آنكه برهان علمی قاطعی در كار باشد.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، مجنون العباس ، محمدهادی ، قلب ، Eve ، حسن.س. ، شیدا ، یاســین ، میم.حسین.الف ، السا
۲۳:۴۱, ۲۶/دی/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
[تصویر: 80043135781557518732.png]

حد عقل ما کجاست؟؟؟

«هر کسی همانطوری که از لحاظ جسم و اندام حدی و اندازه ای دارد، از لحاظ روح، عقل و علم هم حدی و اندازه ای و ظرفیتی دارد، بی حد نیست. انسان باید حد خود را بشناسد و از آن تجاوز نکند.
«العالم من عرف قدره» (دانا کسی است که حد و اندازه خود را بشناسد)بوعلی سینا
یعنی ممکن است یک نفر بسیاری از چیزها رادر دنیا بداند، به بسیاری از مسائل ریاضی و طبیعی و اجتماعی احاطه داشته باشد، حد و اندازه بسیاری از امور را بداند، ولی به یک مساله جاهل باشد....این یک ندانستن منشا هزار ندانستن دیگر میشود، منشا تکذیب ها به حقایق مسلم آفرینش می شود، منشا غرورها می شود.
"دستگاه گیرنده فکر ما طوری ساخته شده که هر حقیقتی, ولو در منتهای ظهور باشد, اگر نقطه مقابل و نقطه مخالفی نداشته باشد که آن دو را با هم مقایسه کند, نمی تواند آن را بگیرد",
همین یک جهت کافی ست که سُکر و غرور را از کله آدمی بیرون کند و ندانسته حقایقی را تکذیب نکند...

این مطلب ادامه داره اما سوال من اینجاست این حد عقل که میگن محدوده, فقط تا زمان ظهور حضرت هست؟ یعنی بعد از اینکه همه عالم به 27 حرف عالم شدند باز هم محدود بودن عقل وجود داره؟! اصلا این چیزی که شهید مطهری گفتند ربطی ه این حدیث که من گفتم داره؟ این حد در مورد همه آدم هاست؟ یعنی حتی ائمه؟ چطوریاس؟ لطفا یکی مطلبو بطور ساده بازش کنه

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، حسن.س. ، شیدا ، یاســین ، مجنون العباس ، میم.حسین.الف ، السا
۲۳:۰۱, ۳/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
[تصویر: 80043135781557518732.png]


خب من جوابمو تقریبا گرفتم, وارد بحث فلسفیش نمیشم چون فعلا برام سنگینه

سوال:
سوال من اینجاست این حد عقل که میگن محدوده, فقط تا زمان ظهور حضرت هست؟ یعنی بعد از اینکه همه عالم به 27 حرف عالم شدند باز هم محدود بودن عقل وجود داره؟! اصلا این چیزی که شهید مطهری گفتند ربطی ه این حدیث که من گفتم داره؟ این حد در مورد همه آدم هاست؟ یعنی حتی ائمه؟

پاسخ:
بحث درباره عقل هر فرد کاری به کامل شدن 27 حرف ندارد؛ یعنی اینکه اگر هم آن 27 حرف کامل شود باز هم هر فردی به وسعت عقلش از آن بهره می برد. البته عقل هر فرد هم قابل تکامل است ولی آن هم به اندازه ای است که ظرفیتش به او داده شده است. مثلا عقل ما هیچوقت در حد معصوم (علیه السلام) نمی شود.
از این رو عرفای ما هم حد خود را می دانستند و هیچ گاه در اموری که ظرفیتش را نداشتند وارد نمی شدند. مثلا فلان عارف می فهمید که بحث فلسفی اصلا در حیطه توانایی او نیست پس بهتر است نه متعرض خکما شود و نه ساکن بماند. بلکه از راه مثلا عشق و معرفت وارد وادی دین داری شود. یا فلان عارف می دانست که مثلا درک فلان اسم الهی در ظرفیت او نیست. این حتی درباره پیامبران ع هم صادق است که هر پیامبری فقط برخی از حروف اسم اعظم یا به بیانی برخی از اسامی الهی در ظرفیت قبولش بوده و تحمل بقیه را نداشته است...
تنها معصومین هستند که هر 72 حرف اسم اعظم و ظرفیت پذیرش همه اسماء را دارند زیرا آن ها خود عقل هستند نه اینکه عقل به آن ها داده شود. عین عقلانیت اصلا کمی ندارد. برای همین پیامبر فرمودند که "اول ما خلق الله عقل یا نوری" که یعنی هر دو یکی است و ما هستیم. البته این عقل غیر از عقل های تعریف شده به زبان تفکر غربی است.


متشکر ...

ان شاء الله ادمه دارد ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجنون العباس ، محمدهادی ، میم.حسین.الف ، حسن.س. ، السا ، شیدا
۲۲:۵۳, ۱۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
[تصویر: 80043135781557518732.png]


مقدمه
قرآن کریم گاهی موضوع زنده شدن زمین‌ را در فصل بهار برای شهادت بر توحید می‌آورد ، و گاهی به عنوان نمونه یک‌ رستاخیز کوچک و تبدیل نشئه‌ای به نشئه دیگر . خداوند متعال بشر را تنبیه‌ می‌فرماید که همان طوری که در نظام جزئی زندگی زمینِ شما مردن و زنده شدن‌ هست ، هر تخمی و بذری که در یک فصل سال در زمین افشانده شود در فصل‌ دیگری همان بذر رشد می‌کند و نمو می‌نماید ، در یک فصل به مناسبت آن فصل‌ آن تخم جامد و افسرده و بیجان است و در فصل دیگر همان تخم به صورت زنده‌ جاندار ظهور می‌کند ، همین طور است در یک نظام کلی تر و یک تبدیل نشئه‌ کلی تر و یک رستاخیز بزرگتری .

و یوم نحشر من کل امة فوجا ممن یکذب بایاتنا فهم یوزعون 0 حتی‌إذا جاؤا قال أکذبتم بایاتی و لم تحیطوا بها علما
روزی که از هر امتی دسته‌ای از آنها را که آیه‌های ما را دروغ شمردند محشور کنیم و به صف کشیده شوند و چون بیایند ، خداوند به آنها خطاب کند : آیات مرا که دانش شما به آنها احاطه نداشت چرا تکذیب کردید ؟!



هر چیزی که زیاد شد و عادی شد اهمیتش از نظرها می‌افتد . مردن و زنده‌ شدن زمین از همین قبیل است . عمر طبیعی ما طوری است که در دوره عمر دهها بار این سنت جاریه را می‌بینیم و لهذا در نظر ما مهم نیست .
ما در وسط نظامهایی کوچکتر و نظامهایی بزرگتر قرار گرفته‌ایم ، از هیچ‌ طرف نمی دانیم به کجا می‌رسیم ، از همه طرف به " نمی دانیم " می‌رسیم . از طرف کوچکتر به نظام سلول و ملکول و اتم رسیده‌ایم و نمی دانیم تا کجا پیش خواهد رفت ، و از طرف بزرگتر به نظام شمسی و نظامی که نظام شمسی‌ جزئی از آن و تابع آن است و هیچ برای ما معلوم نیست آن نظام تابع چه‌ نظامی است و آن نظام دیگر تابع کجاست و بالاخره به کجا منتهی می‌شود . مَثَل ما و عالم ، از این نظر ، مَثَل همان کرمی است که در یک سیب یا یک چوب پیدا می‌شود . دنیای او و زمین و آسمان او همان سیب و همان چوب‌ است . او نمی داند که این سیب جزئی است از یک نظام به نام درخت و آن‌ درخت جزئی است از یک نظام بزرگتر به نام باغ که او خود سرپرست و باغبانی دارد و آن باغ جزئی است از نظام بزرگتری و آن منطقه شهرستان‌ است و همه آنها جزئی از یک کشور و مملکت است و آن کشور و آن مملکت‌ جزئی از زمین است و زمین کره کوچکی است در این فضای بی پایان . و همچنین است عنکبوتی که در سقف یک اطاق پیدا می‌شود و در آنجا می‌میرد و هرگز نمی فهمد این اطاق جزئی از خانه و آن خانه جزئی از شهر و شهر جزئی‌ از کشور است و همین طور . . . طبعا ادراکات آنها نسبت به ادراکات انسان محدود و کوچک است ، و آنچه برای انسان قابل قبول بلکه بدیهی و مسلم است برای آنها باور نکردنی‌ است . همچنین است حالت انسان نسبت به عوالم بزرگتر از مدار زندگی او.
این از این نظر؛ یعنی از نظر حجم عالم و وسعت عالم


این پاورپوینت رو هم نگاه کنید

_______________
ان شاء الله ادامه دارد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، میم.حسین.الف
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا