|
خدااااااااااااااا خیلی بدم
|
|
۲۲:۳۷, ۲۸/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/بهمن/۹۳ ۱۱:۱۹ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
دارم منفجر می شم داغون میشه نمی دونم فقط دوست دارم بنویسم بنویسم تا آروم بشه بیایید شما هم یه خورده به گناهان من اعتراض کنید یا دلداری بدید نمی دونم شاید بتونم آروم بشم و از دیوانگی نجات پیدا کنم تقریبا دو سال پیش توی همین جا یه مطلب گذاشتم که می خوام با یکی دوست بشم و سر دوراهی هستم دلم می گه خوب جالبه عقلم میگه گناه و.. و .. و.. در نهایت حرف دلم رو گوش دادم تا یک هفته پیش که توبه کردم نه از اونه توبه های مسخره که از همون اول معلومه شکسته میشه فقط برای خدا فقط برای اینکه پاکی در جوانی هنره فقط برای پاکی و انسانیت امروز اتفاقی گوشیم رو خونه جا گذاشتم و اتفاقی نمی دونم چرا نمی دونم چرا برعکس همیشه قفل نبود آخه چرا ؟ چطور ممکنه چطور؟ و بابام و مامانم تمام اس ها گذشته منو خوند عکس های اون رو دیدن(به خدا یک هفته است اصلا به گوشیم دست نزدم یعنی کاری باهاش نداشتم اصلا یادم نبود که عکسی دارم و اس دارم و گرنه به خدا همشونو پاک میکرم اصلا این اس و عکس ها کجا بوده که من ندیده بودم ) شب که از سرکار اومدم و اینو بهم گفت دنیا روی سرم خراب شد بابا بیچار ه ام که از شدت ناراحتی فقط جواب سلامم و داده و سریع رفت خوابید ای کاش بابا بهم فحش میدادی ای کاش میزدی تو گوشم ای کاش این سکوتت داره می کشه منو میکشه وایییییییییییییییییییییییییییی اخدیا تو که ستارالعیوب بودی این همه سال که غرق گناه بودم ابروی منو نبردی حالا که جدی جدی دست از تمام گناهم کشیدم و توبه کردم اینجوری باید ابروی منو ببری دارم داغون میشم کاش اصلا خونه نمی آمدم چرا آخه؟ چرا؟ ای کاش مرگ منو همین امشب برسونی ا ی خدا که جواب این چرا رو بگیرم چطوری من جواب گریه های مادرم رو بدم ؟ چطور؟ مادرم از ظهر حالش داغونه ای خدا به خاطر گذشته خراب من ای خدا تو که تو قرآن گفتی اگه توبه کنید بدی هایتان را به خوبی تبدیل می کنیم ای خدا..... چطور؟ حداقل اگه قبلا بود می گفتم عواقب کار خودم هست اره ولی الان که یک هفته است جدی توبه کردم ای خدا ای خدا ولی با همه این احوال امشبم نمازم را اول وقت می خونم |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۰۹, ۲۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
بنده خدا ، خدا ستارالعیوبه شما چرا فاش می کنی
اگر برای پدر و مادرت آشکار شده خیری بوده که به زودی متوجه می شی الحمد الله که استغفار برای رضای خدا کردی حکمت خدا وسیع تر از عقل ماست . ممکن گاهی خیری که به ما می رسه ظاهر زمخت داشته باشه اما این سلیقه ماست که سخت و خشن می بینه خیر الهی رو بی تردید بهترین راه ، راهیه که خدا پیش روی بنده اش میزاره تلاطم زندگی از رفتارهای ما نشات می گیره اجازه نداریم به خاطر رفتار بدمون خدارو خطابه قرار بدیم من تا انتها نخوندم متن شما رو ولی فک می کنم هرچیزی که نباید می گفتید رو تو همون چند خط اول گفتید . انشاءالله که به خیر تمام بشه حمد و شکر بسیار بجا بیارید |
|||
|
|
۰:۲۵, ۲۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
سلام عزیز...
حالا چیزی نشده اینقدر ناراحت هستید ![]() همین که پشیمونید از کار اشتباهتون خیلی حرکت بزرگیه.همه نمیتونن اینجوری باشن هاااا.....همین که تونستید متوجه اشتباه خودتون بشید و اظهار پشیمونی کنید نشون میده چه دختر خوبی هستید. ![]() اگه ببینید بعضی از دخترا چه ورپریده هایی شدن اونوقت خودتون رو در مقایسه باهاشون یه فرشته می بینید. ![]() بلاخره که وجدانتون راضی نمیشد به پدر و مادرتون نگید ولی از این طریق هم مادر و پدرتون مطلع شدن هم سختی گفتنش براتون کم شد.. از زاویه خوب به قضیه نگاه کنید... ناراحت نباشید...
|
|||
|
|
۱:۱۶, ۲۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت شما دوست گرامی اتفاقی است که افتاده وقطعا حکمتی دراین اتفاق بوده امضای فوق العاده زیبایی دارین به امضا ودست نوشتتون یقین داشتین که گذاشتین فکر میکنم جواب خوبی باشه برای سوالتون دوست خوبم عنوان تاپیکتون روتغییر بده مطمن باشید حکمت وصلاح خداوند به زودی برشما روشن خواهد شد پدرومادر هم آنقدر بزرگ ومهربان هستن که درحق شما وبرای عاقبت به خیری شما دعا خواهند کرد طبیعی است که ناراحت شدن چون هیچ پدرومادری توقعی این چنین ازفرزندی که برایش زحمت میکشه رو نداره ازخدا مثله قبل کمک بخواین خدا همیشه بنده هاشو صدا میزنه نزارین شیطان برشما غلبه کنه شمادر معرض امتحان الهی هستین به خودتون قول بدین که ازاین امتحان ممتاز بیرون بیان ازپدرومادر عذر خواهی کنید دستشان رو ببوسین وبه آنها قول بدین که توبه کردین مطمن باشین پدرومادرمهربان تر ازاین حرفاس به قول دوست گرامیمون ازاین به بعد بیشتز ازشما محافظت خواهند کرد اگه بی تفاوت بودند غیر طبیعی بود ولی حالا که برای پدرومادرتون مهم هستین جای خوشحالی داره صلوات زیاد بفرستین آروم میشین یاعلی |
|||
|
|
۸:۳۲, ۲۹/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/بهمن/۹۳ ۸:۴۲ توسط آوا.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
به نام حق
سلام لطفا عنوان تاپیک رو تغییر بدید....چون خدا بد نیست و اگر هم بدی باشه از طرف ماست... یاد حرفای استاد پناهیان افتادم.... شما میگید توبه کردید به خاطر خدا شاید خدا هم در دستگاه امتحانش اینو در نظر گرفته که درجه صداقتتون رو بسنجه.... اینکه لو برید جلو خونواده و برنگردید به قبل....این صداقتتون رو در توبه ای که کردید نشون میده... خدا یهو یه امتحانایی میگیره آدم انتظارشو نداره...اصلا مزش به همینه ![]() الان صداقتتون رو به خدا نشون بدید....اینکه تسلیم....باشه...من این مشکل هم به جون میخرم....و یقین دارم نتیجه خوبی خواهد داشت.... نه اینکه شاکی بشید که خدایا خیلی بدی(نعوذبالله) فقط به این فکر کنید: ایا خدا قادر نبود قبل از توبه، لوتون بده!؟ قطعا و بلاشک میتونست اونموقع شمارو تابلو کنه... اما اینکه بعدش این اتفاق افتاده حتما خیری درش نهفته ست... آیه قران هست: << عسی ان تکرهوا شیءا و هو خیر لکم >> چه بسا چیزی رو که بد میپندارید و براتون خیر هست( ببخشید دیگه ترجمه دقیق و واژه ای رو بلد نیستم) خب حالا که توفیق توبه داشتید به حرف خدا در قران توجه کنید و شکایت نکنید تا خیر این اتفاق براتون اشکار شه...صداقتتون رو به خدا ثابت کنید ... ** فراموش نشه توفیق توبه هم خدا به بنده اش میده....این به اون در....توفیق توبه بعدش یه امتحان....تازه خیلی امتحان سختی نیستا....فقط صبور باشید و به خدا توکل کنید و هروقت آروم شدین با پدر و مادرتون حرف بزنید... موفق باشید. یاعلی. |
|||
|
|
۱۲:۴۶, ۲۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
خدا رو شکر کنید که عذابتون توی همین دنیا هست وگرنه تو اون دنیا بدتره.....خدا رو شکر کنید
|
|||
|
۱۳:۵۳, ۲۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
اگر بخواید سکوت کنید و هیچی نگید هم خودتون بیشتر زجر می کشید و هم پدر و مادرتون.
یه لحظه خودتون رو بزارید جای اونها... پس بهتره برید باهاشون حرف بزنید و راست و پوست کنده همه چیز رو بهشون بگید و بگید که توبه کردید و ... اگر هم خجالت می کشید میتونید برای شروع کار نامه بنویسید و بهشون بدید |
|||
|
|
۱۴:۰۹, ۲۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
حتما حکمتی بوده که خانواده ات قضیه رو فهمیدن.
مثلا این که بیشتر مواظبت باشن تا گناه نکنی. بهترین کار اینه که به پدر و مادرت حقیقته رو بگی بگی که توبه کردی اگه خودتم نمی تونی با خواهرت برادرت یا هرکی که باهاش راحتی بگو تا حرفاتو به پدر و مادرت بگه البته باید بگم اگه وضع عکس ها و اس ها خیلی بد باشه باید بیشتر صبر کنی. گاهی وقتا فکر میکنی چیزی به ضررته اما برعکس میشه. |
|||
|
۱۴:۰۹, ۲۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
پست اول رو که خوندم یاد ذکر یونسیه افتادم.
شما احیانا قبل از این اتفاق به این ذکر مداومت نداشتید؟ البته خودم چیز زیادی نمیدونم،اما از یه استاد شنیدم که از تاثیرات ذکر یونسیه اینه که فرد،تاوان ظلمش رو در کوتاه مدت پس میده و در نتیجه پاک میشه و توبش قبول میشه. میخواستم این رو نگم،شک داشتم ولی ارسال شماره پنج رو که دیدم مطمئن تر شدم.اینطور نیست
|
|||
|
|
۱۴:۴۱, ۲۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
![]() ![]() ![]() ملت و سر کار گذاشته بیخیال
|
|||
|
۱۷:۲۴, ۲۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
سلام بر Driver عزیز
دوست دیرین! چه خبر؟! پارسال دوست امسال آشنا!!! همون موقع هم کلی توی تاپیک بهت گفتم پیام خصوصی هم برات فرستادم... آشنایی اگر دو سال طول بکشه...فراموش کردنش در حقیقت غیر ممکنه مطمئن باش که این مطلع شدن خانوادت کار خدا بوده....که بتونن توی فراموش کردن این موضوع کمکت کنن....و ی موقع خدایی نکرده sms های یهویی! بعضی ها !!! دلت رو نلرزونه و برنگردی همین الان هم خداروشکر کن که خانوادت رو داری در کنارت برو بشین با پدر و مادرت صحبت کن اگر سخته با مادرت صحبت کن...توضیح بده...بگو برای پدرت هم بگه هییییچکدوم از این آدم ها به لحظه ای ناراحتی پدر و مادرت نمی ارزه... موفق باشی یاحق |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












