|
>>>>>>>>++ رجعت ++<<<<<<<<
|
|
۱۳:۵۲, ۲/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۳ ۰:۳۶ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
--->>> رجعت، به معنای بازگشت گروهی از مؤمنان و کافران به دنیا، پیش از قیامت است. در سلسله مطالب رجعت، از جزئیات این عقیده ی مهم شیعیان برای شما سخن خواهیم گفت. ان شاء الله. <<<--- +*+ ر جعت، واقعه ای پیش از «واقعه» +*+ حتماً می دانید که قیامتی در کار است. این را در جای جای قرآن می توانید ببینید و بخوانید. مثلاً «قسم به روز قیامت!»(1) یا «آن واقعه ای که در آمدن آن هیچ دروغی نیست، وقتی اتّفاق بیفتد، بالابرنده ی [مقامها] و پست کننده است.»(2) یا «از تو در باره ی قيامت مى پرسند [كه] وقوع آن چه وقت است؟ بگو: فقط پروردگار من می داند و جز او [هيچ كس] آن را در وقتش آشكار نمى گرداند. [اين حادثه] بر آسمانها و زمين سخت است، جز به صورت ناگهانی به شما نمى رسد.»(3) همچنین هشدار دادن، درباره ی قیامت را می توانید در دعوت همه ی پیامبران الهی (علیهم السلام) بخوانید. از حضرت آدم(علی نبینا و آله و علیه السلام) تا حضرت خاتم (صلی الله علیه و آله)! حالا ما به شما چیزی را می گوییم که جز شیعیان، کسی از آن خبر ندارد؛ لااقل دیگران از زبان شیعیان آن را شنیده اند و نقل می کنند. همچنین، ماجرایی است که به نفع شیعیان اتّفاق می افتد و به شدّت به ضرر دشمنان اهل بیت(علیه السلام) است. این ماجرا نیز در قرآن و در زبان پیامبران الهی و ائمّه معصوم(علیه السلام)، آمده است و وقوعش نیز حتمی است. واقعه ای که پیش از واقعه ی قیامت اتّفاق می افتد و در آن، اتّفاقی مشابه با برپایی رستاخیز صورت می پذیرد. این واقعه ی بزرگ در هنگامه ی ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) رخ می دهد و نامش: «رجعت» است. √ امّا رجعت چیست؟ رجعت چیست؟ کلمه ی رجعت، عربی است و به معنای بازگشت است. امّا اصطلاح آن برای این واقعه به کار می رود: «بازگشت برخی از مردگان به دنیا، در وقت ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، پیش از قیامت که به وسیله ی آن، خداوند گروهی را که تا آن زمان در مظلومیت به سر می بردند، عزیز می کند و عدّه ای که تا آن زمان ظلم می کردند، بر زمین خواهد زد.»(4) رجعت از اعتقادات خاصّ شیعیان است و در زمان امام صادق(علیه السلام) رمز بین شیعیان بود. اگر کسی از آن می دانست، حتماً شیعه بود و مَحرم راز. وگرنه در آن شرایط خفقان آور، نمی شد دوست و دشمن را از هم تشخیص داد.(5) نکته ی مهم در رجعت این است که بازگشت از قبر، برای همه و عمومی نیست. بلکه تنها گروهی از مردم برمی گردند. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «...در رجعت مؤمن خالص، و كافر خالص و آنان كه [مستحقّ عذاب خداوند بودند ولی] به عذاب خدا نمرده اند، برمى گردند.»(6) در مطلب بعدی بخوانید: «رجعت و قیامت چه نسبتی با هم دارند؟»؛ ان شاء الله. پی نوشت: 1. سوره ی قیامت، آیه ی 1. 2. سوره ی واقعه، 1-3. 3. سوره ی اعراف، آیه ی 187. 4. این تعریف با اندکی تغییر از کتاب «اوائل المقالات» شیخ مفید، ص 89 آورده شده است. 5. ضمیری، محمد رضا، «رجعت؛ یا بازگشت به جهان»، تهران، موعود، چاپ ششم، 1389، ص 16. 6. شيخ حرّ عاملى، محمّد بن حسن، «الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرّجعة»، تهران، نوید، چاپ اوّل، 1362، ص 247. پ.میعاد mastoor.ir |
|||
|
|
۷:۳۹, ۳/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۳ ۰:۳۷ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
+*+ رجعت و قیامت چه نسبتی با هم دارند؟ +*+
فامیلهای درجه اوّل هر کسی، آن فامیلهایی است که هسته ی اوّل خانواده را تشکیل می دهد. کسانی مثل پدر و مادر، فرزند، خواهر و برادر و همسر. اگر قرار بود واقعه ی «رجعت» و «قیامت» را با رابطه های فامیلی بسنجیم، این دو واقعه، از آن فامیلهای درجه اوّل بودند. قیامت، فرزند رجعت و ظهور امام عصر (ارواحنا له الفداء) است. یعنی تا این دو مقدّمه نیایند، قیامت کبری اتّفاق نمی افتد. (1) قیامت را که می دانید چیست؟ همان اتّفاق عظیمی که جز حضرت خالق، هیچ کس از زمانش با خبر نیست و در آن همه ی موجودات، از ابتدای خلقت تا کنون، در دادگاهی بزرگ و بی نظیر، محاکمه می شوند و پاداش نیکی ها و مجازات بدیهایشان را می بینند. واقعه ی ظهور و رجعت، هر دو پیش از قیامت اتّفاق می افتد. در رجعت، گروهی از مردم به جهان بازمی گردند و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) درباره ی جنایتهای خیلی بزرگ، قضاوت می کنند و پس از آن، برترین انسانهای جهان، حاکم زمین می شوند. حالا بیایید ببینیم رجعت و قیامت چه تفاوتها و چه شباهتهایی دارند؟ √ مردگان برمی خیزند! «زنده شدن مردگان» هم تفاوت رجعت و قیامت است و هم شباهتشان! چگونه؟ شباهتش که معلوم است: «برخاستن مردگان از گور.» امّا تفاوتش این است که در رجعت، «گروهی» از «مومنان و کافران» زنده می شوند؛ ولی در قیامت «همه ی مردم»، بد و خوب، زشت و زیبا، بی گناه و گناهکار، از گور برمی خیزند و برای زندگی ابدی خود به دادگاه فراخوانده می شوند. (2) حالا در ادامه به سه نکته ی ظریف می پردازیم: ++ الف) بعضی ها دو بار می میرند! حتّی همانهایی که در رجعت زنده شده اند و دوباره مُرده اند، در قیامت برمی خیزند. به همین خاطر، در قرآن کریم از زبان ستمکاران آمده است: [در قیامت] مىگويند: «پروردگارا، دو بار ما را به مرگ رسانيدى و دو بار ما را زنده گردانيدى. به گناهانمان اعتراف كرديم؛ پس آيا راه بيرون شدنى [از آتش] هست؟»(3) ++ ب) اقوام گناهکار به دنیا بازنمی گردند! اقوامی که در گذشته مجازات شده اند، مثل قوم لوط، قوم ثمود، عاد و ...، در زمان ظهور دیگر زنده نمی شوند. چرا که هدف از رجعت، مجازات ظالمانی است که در دنیا مجازاتشان را ندیده اند و پاداش دادن به نیکانی که در دنیا پاداششان را دریافت نکرده اند. بنابراین اقوامی که دچار عذاب خداوند شده اند، دیگر زنده نمی شوند. امّا در قیامت، آنها نیز زنده می شوند تا با مجازات اخروی خود مواجه شوند. (4) در آیات قرآن کریم نیز آمده است: «و بر [مردم] شهرى كه آن را هلاك كرده ايم، مقرّر کردیم که دیگر به دنیا بازنگردند.»(5) ++ ج) در قبر می مانی یا می آیی؟ رجعت، اختیاری است؛ ولی در قیامت، وقتی حضرت اسرافیل (علیه السلام) در صور خود بدمد، همگان زنده می شوند. از کجا می گوییم رجعت اختیاری است؟ از آنجایی که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «چون قائم ظهور كند، در قبر او بالاى سر مؤمن می روند و به او می گويند: اى فلانى! به راستى صاحب الامر تو ظهور كرده است، اگر می خواهى خود را به او برسانى برسان و اگر می خواهى در سايه ی كرامت پروردگار خود بيارامى، پس [در همان جایگاه خود] باقی بمان.»(6) این را هم بگوییم که این اختیاری بودن، برای مؤمنان است و کافران، که حتماً تمایلی ندارند که برای مجازات برگردند، به زور بازگردانده می شوند. √ روزهای خدا از دیگر شباهت های رجعت و قیامت چیزی است که امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «روزهای خدا (ایّام الله)، سه روز است: روز ظهور حضرت حجّت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و روز رجعت و روز قيامت.»(7) در مطلب بعدی بخوانید: «رجعت در قرآن»؛ ان شاء الله. پی نوشت: 1. سید محمد حسینی تهرانی- معادشناسی سایت طهور 2. كلینى، محمّد بن یعقوب، أصول الكافی، ترجمه كمرهاى، ایران، قم، اسوه، چاپ سوم، 1375، ج2 ؛ ص832؛ این بخش از استدلال با استفاده از استدلال شیخ مفید که مستند به احادیث امام صادق(علیه السلام) است. آورده شده است. در بخشی از این استدلالها آمده است: شيخ بعد از جواب از متعه نوشت: و امام فرموده او كه هر كه به رجعت ايمان ندارد از ما نيست مقصودش اين است كه خداى تعالى مردمى را محشور كند از امّت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بعد از مرگ و پيش از قيامت، و اين مذهب مختص به آل محمد است و قرآن بدان گواه است، خداى عز و جل در باره حشر اكبر روز قيامت فرموده (47 سوره كهف): (آنها را محشور كرديم و احدى از آنها را ترك نكرديم، ولى در حشر رجعت پيش از قيامت فرمايد (83 سوره نمل): (و روزى كه محشور كنيم از هر امتى فوجى از كسانى كه به آيات ما تكذيب كنند و آنها رانده شوند) و خدا خبر داده كه حشر دو تا است عام است و خاص، و خدا خبر داده از ظالمانى كه محشور شوند و در حشر اكبر گويند (11 سوره غافر): (پروردگارا ما را ميراندى دو بار و زنده كردى دو بار)- يك بار در رجعت و يك بار در قيامت- عامه در اين آيه تأويل مردود و ناپسندى دارند. با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5. 3. غافر: 11. 4. این بخش نیز از استدلال های متعدد مرحوم «شیخ حرّ عاملی» برگرفته شده است. می توانید برای مطالعه ی بیشتر ن. ک به: شیخ حر عاملى، محمّد بن حسن، الإیقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة، تهران، نوید، چاپ اوّل، 1362،ص 89؛ با استفاده از همان نرم افزار. 5. طوسى، محمد بن الحسن، الغيبة (للطوسي)، كتاب الغيبة للحجة، قم، دار المعارف الإسلاميه، چاپ اول، 1411ق. ص 459؛ با استفاده از همان. 6. ابن بابویه، محمّد بن على، الخصال، ترجمه كمرهاى، تهران، کتابچی، چاپ اوّل، 1377، ج1، ص127؛ با استفاده از همان. پ.میعاد mastoor.ir |
|||
|
|
۸:۱۱, ۴/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۳ ۰:۴۰ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
+*+ رجعت در «قرآن» +*+
اگر یکی همین الان بیاید و بگوید که: «در حرم امام رضا(علیه السلام) یک بیمار لا علاج، شفا یافت.» باور می کنید؛ چرا که از این خانواده معجزه زیاد دیده اید؛ در حالی که اگر به شما بگویند: «یک مُرده زنده شد»، می پرسید: «واقعا؟!» و اگر هم باور کنید، از آن چیزهایی است که هرگز از ذهنتان نمی رود. در حالی که درمان بیماری لاعلاج، چندان تفاوتی با زنده شدن مرده ها ندارد. بحث سر جان بخشی دوباره به سلّول هاست؛ مگر نیست؟ رجعت، وقتی که درست دیده شود، نه تنها واقعه ای عجیب نیست؛ بلکه از آن مواردی است که به محض اراده کردن خداوند، انجام می شود. کافی است خداوند بگوید: «باش!» تا «بشود!» (1) در قسمت قبل، گفتیم که رجعت، بازگشت برخی از مُردگان پیش از قیامت است. در این قسمت، به آیاتی از قرآن اشاره می کنیم که درباره ی رجعت سخن گفته است. * اینهمه آیه درباره ی رجعت؟! شاید وقتی به شما بگوییم که حدود 70 آیه از آیات «قرآن کریم» به نحوی به واقعه ی رجعت اشاره دارند؛ تعجّب کنید. بله؛ شیخ حرّ عاملی، در کتاب خودش به 64 مورد از این آیات اشاره کرده است. (1) می شود این آیات را در سه دسته، بررسی کرد. دسته ی اوّل، به قدرت خداوند در انجام هر کاری اشاره می کند. دسته ی دوم آیات به طور کلّی به رجعت اشاره می کنند و دسته ی سوم، درباره ی رجعتهایی است که تا کنون رخ داده است. البته ما نمی خواهیم که همه ی آنها را بیاوریم؛ بلکه در هر مورد تنها به دو، سه آیه اشاره می کنیم: √√ الف) آیات قدرتمندی خداوند خداوند در هر چیزی توانمند است و این یعنی اگر بخواهد می تواند هر تعداد از انسانها را که بخواهد به زندگی برگرداند و دوباره بمیراند. این از آن کارهایی است که فقط از خداوند و دوستان او (آن هم به اجازه ی خداوند) برمی آید. خداوند در قرآن کریم، بارها و بارها به قدرت بی کران خود اشاره کرده است: - «خدا بر همه چیز توانا است.»(3) - «آیا خداوند قادر نیست که مردگان را زنده کند؟!» (4) - «مگر آنكه آسمان ها و زمین را آفرید نمى تواند امثال اینان را بیافریند؟ چرا [می تواند]، و او آفریدگار دانا است.» (5) √√ ب) آیات رجعت ب-1) گروهی برمی خیزند روشن ترین آیه ی قرآن درباره ی رجعت این آیه است که می فرماید: «وَ یوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً؛ و روزی که از همه ی امّتها گروهی را برمی انگیزیم.»(6) چرا روشن است؟ چون تنها زمانی که انسانها زنده می شوند، قیامت است؛ امّا در قیامت «همه» ی انسانها زنده می شوند و هیچ کس مُرده باقی نمی ماند(7)؛ ولی وقتی خداوند می فرماید: «گروهی» را زنده می کنیم»؛ معلوم می شود که غیر از قیامت هم زمانی هست که برخی از مردم در آن زنده می شوند. حضرت صادق (علیه السلام) به یکی از شاگردانشان فرمودند: «آیا مردم عراق رجعت را انكار می كنند؟» او گفت: «آرى.» امام فرمودند: «آیا این آیه را در قرآن نخوانده اند: و روزی از هر امّتی گروهی را محشور می کنیم؟!»(8) ب-2) وعده ی میراث بری مظلومان اگر الان به شما بگویند چند نفر مظلوم را در تاریخ نام ببر؛ حتماً از امامان معصوم(علیهم السلام) نام می برید! چون هیچ کس به اندازه ی آنها مظلوم واقع نشد. حالا خداوند در قرآن کریم، وعده داده است: «و مى خواهیم بر آنان كه در زمین ضعیف واقع شدند، منّت بگذاریم و آنان را پیشوایان گردانیم، و نیز وارث حكومت حقّ سازیم.»(9) معلوم است که بسیاری از مظلومان از دنیا رفته اند و پیشوا و رهبر هم نشده اند. از آنجایی که خداوند هرگز دروغ نمی گوید و هرگز وعده ی سر خرمن نمی دهد، می بایست زمانی وجود داشته باشد که مظلومان بر حقّ گرد هم آیند و وارث حکومت شوند. این بازگشت و پادشاهی، با رجعت محقّق می شود. √√ ج) رجعت در اقوام گذشته ج-1) داستان عزیر داستان حضرت عزیر نبی(علی نبینا و آله و علیه السلام) را حتماً شنیده اید. کسی که از خداوند پرسید که چگونه استخوان های پوسیده را دوباره به همدیگر پیوند می دهد و خداوند برای آنکه پاسخی به سوالش دهد، او را به مدّت 150 سال میراند. آن گاه وقتی که او را زنده کرد، جسد مرکبش را برای او زنده کرد تا با تمام وجود به رستاخیز ایمان بیاورد. این ماجرا در قرآن کریم آمده است. (10) ج-2) معجزه ی مسیح(علیه السلام) «دَم عیسی مسیح»(علیه السلام) برای چه معروف است؟ معجزه ی حضرت عیسی(علیه السلام) برای بنی اسرائیل، زنده کردن مردگان بود. خداوند در قرآن به این مورد اشاره می کند و می فرماید: « به یادآور هنگامى را كه خدا فرمود: «اى عیسى پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور [...] آنگاه كه مردگان را به اذن من [زنده از قبر] بیرون مى آوردى.»(11) ج-3) روستای طاعون زده نمونه ی دیگری از رجعت که در قرآن به آن اشاره شده است، رجعت به صورت گروهی است. رجعت هزاران نفر از مردم یک روستا که از ترس طاعون از روستای خود گریختند و به فرمان خداوند مردند و در اثر دعای پیامبرشان زنده شدند: «آیا از [حال] كسانى كه از بیم مرگ از خانه هاى خود خارج شدند، و هزاران تن بودند، خبر نیافتى؟ پس خداوند به آنان گفت: «تن به مرگ بسپارید» آنگاه آنان را زنده ساخت. آرى، خداوند نسبت به مردم، بخشنده است، ولى بیشتر مردم سپاسگزارى نمى كنند.» (12) پی نوشت: 1. يس : 82 إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون؛ این است و جز ایت نیست که وقتی [خداوند] چیزی را اراده کند می گوید: باش؛ پس می شود. 2. این آیات در باب سوم کتاب «الإیقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة» که توسط شیخ حرّ عاملی جمع آوری شده است، آمده است. نشر نوید، متن عربی، فارسی این کتاب را در سال 1362 منتشر کرده است. 3. بقره: 20. 4. قیامة: 40. 5. یس: 81. 6. نمل: 83. 7. «همه را محشور كردیم و هیچیكشان را وانگذاریم؛ كهف: 47» 8. مجلسى، محمّد باقر بن محمّد تقى، مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، تهران، اسلامیه، چاپ بیست و هشتم، 1378، ص1188؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5. 9. قصص: 5. 10. بقره: 259. 11. مائده: 110. 12. بقره: 243. پ.میعاد mastoor.ir |
|||
|
|
۸:۲۰, ۵/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۳ ۰:۴۲ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
+*+ رجعت، رمز شیعگی +*+
شاید در فیلم هایی پلیسی و معمّایی، دیده باشید که گروه های مختلف، برای شناختن دوست و دشمن خودشان، «اسم رمز» می گذارند. اگر کسی آن اسم رمز را دانست، دوست است وگرنه نباید جلوی او هر حرفی زد؛ چرا که یا دشمن است یا اینکه آنقدر محرم نیست که بشود بر رازداری اش حساب باز کرد. شیعیان، در دوره ای از تاریخ، دقیقاً مشابه این وضعیت را داشتند. اسم رمز آنها «اعتقاد به رجعت» بود. هر کس که چیزی از رجعت نمی دانست، یعنی شیعه نبود. در ادامه به تأکید اهل بیت معصوم (علیهم السلام) به موضوع رجعت اشاره می کنیم. ** اعتقاد به رجعت، نشانه ی شیعگی متأسّفانه، امروز، بسیاری از شیعیان، چیزی از «رجعت» نشنیده اند؛ در حالی که در زمان امام باقر(علیه السلام) در جامعه وضعیتی حاکم بود که فرق مختلف اهل تسنّن، وقتی می فهمیدند کسی به رجعت اعتقاد دارد، ارتباط خود را با او قطع می کردند حتّی اگر صحابه ی خاصّ پیامبر(صلی الله علیه و آله) بود. محمّد بن عمر رازی، از مسلمانان اهل تسنن در دوران امام باقر(علیه السلام) بود. او می گوید: «جابر بن عبدالله انصاری (از صحابی بزرگ پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)) را ملاقات کردم؛ ولی اصلاً از او حدیثی یادداشت نکردم؛ زیرا او به رجعت اعتقاد داشت.» (1) در دوران امام صادق(علیه السلام)، وضع آنقدر برای شیعیان سخت شد که مجبور بودند اعتقاد خود را درباره ی رجعت پنهان کنند و به اصطلاح «تقیّه» کنند. تقیّه کردن، برای زمان خطر است؛ زمانی که شیعه احساس می کند به خاطر عقایدش ممکن است خودش یا دیگر شیعیان کشته شوند، باید عقیده شان را به هر نحوی پنهان کنند. به همین خاطر، در دوران امام صادق(علیه السلام)، عقیده ی رجعت و ابعادش، به طور خصوصی به شاگردان امامان آموزش داده می شد و آنها نیز کتابهای مختلفی درباره ی آن تألیف کردند. (2) ** رجعت در کلام امامان امامان بسیاری از نکات را درباره ی رجعت به مردم آموختند. مثلاً معنای آن، زمان آن، نام رجعت کنندگان کافر، رجعت کنندگان مؤمن و... . این روایات آنقدر زیاد و فراوان و از انسان های مختلف در تمام شهرهای اسلامی نقل شد که برای شیعیان شکّی درباره ی درستی آن باقی نماند. در ادامه به سه نمونه از چندین و چند روایت رجعت اشاره می کنیم: √ الف) اعتقاد نداشتن به رجعت، کفر است به خاطر تاکید بسیار زیاد امامان (علیه السلام) به رجعت بود که اعتقاد نداشتن به رجعت، کفر خوانده شد.(3) چرا که امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «این سخن خداوند [که می فرماید]: «آنان که به آخرت ایمان ندارند»، یعنی اینکه آنها به حقانیت رجعت ایمان ندارند و اینکه [در ادامه ی آیه] می فرماید: «دلهایشان آن را انکار کند»(4) یعنی اینکه دلهایشان به کفر گرایش یافته است...» (5) √ ب) رجعت، در تمام امّتها اتفاق افتاده مأمون خدمت امام رضا(علیه السلام) عرض كرد: يا ابا الحسن درباره ی رجعت چه مي گويي؟ حضرت فرمودند: «رجعت حق است. در امت هاي پيشين بوده است و قرآن هم از آن سخن گفته است و پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم فرمودند: «براي اين امّت هر آنچه براي امت هاي گذشته پيش آمد، اتّفاق میافتد؛ بدون كم و زياد»...»(6) √ ج) رجعت، بازگشت عدّه ای از مردم ابوبصیر (از یاران خاصّ امام صادق(علیه السلام)) نزد ایشان رفته بود. امام از او پرسیدند: «اهل سنّت در مورد سخن خداوند متعال که می فرماید: «روزی که از هر امّتی گروهی را محشور می کنیم»(7) چه می گویند؟» ابوبصیر گفت: گمان می کنند که درباره ی قیامت است. امام فرمودند: «آیا اینچنین است که خداوند در روز قیامت از هر امّتی گروهی را محشور و بقیه را رها می کند؟ چنین نیست. بلکه منظور آیه از حشر گروهی از هر امتی، در روز رجعت است و آیه ی قیامت آن است که حقتعالی می فرماید: «همه را محشور می کنیم و از کسی چشم پوشی نمی کنیم.»(8)»(9) در قسمت بعدی، به اثبات عقلانی رجعت خواهیم پرداخت؛ ان شاء الله. پی نوشت: 1. مجلسی، محمّد باقر، «بحارالانوار»، ج 53، صص 139-140؛ به نقل از کتاب «الطّرائف سید بن طاووس»؛ به نقل از ضمیری، محمد رضا، «رجعت»، تهران، موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، چاپ ششم، 1389، ص 37. 2. با استفاده از ضمیری، محمد رضا، همان، صص 37- 40. 3. الطبسی النجفی، محمد رضا، «الشیعه و الرجعه»، ج 2، ص 107. 4. سوره نحل، آیه ی 22. 5. شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة - تهران، نوید، چاپ اول، 1362، ص 91؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5 و همچنین به نقل از ضمیری، محمد، همان، ص 19. 6. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، جلد 53، ص 143؛ به نقل از مقاله «رجعت»، از سایت اندیشه قم 7. نمل: 83. 8. کهف: 47. 9. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار) - تهران، اسلامیه، چاپ: بيست و هشتم، 1378، ص 1194. پ.میعاد mastoor.ir |
|||
|
|
۷:۲۶, ۶/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۳ ۰:۴۳ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
+*+ بازگشت مردگان منطقی است+*+
کسی را که بیشتر از همه دوست دارید کیست؟ او را در ذهنتان تصور کنید. پدر، مادر، دوست، خواهر، برادر یا هر کسی که هست. کسی که فکر کردن به مرگش، وقتی هنوز زنده است، باعث سرازیر شدن اشکتان می شود و همیشه از خدا می خواهید مرگش را در زمان حیات شما قرار ندهد. حالا فرض کنید موجود ناپاکی پیدا می شود عزیز شما را به نحو فجیعی به قتل می رساند و همزمان، کس دیگری را هم می کُشد. در ادامه ی فرضتان، این را هم اضافه کنید که نفر سوم موفق می شود که این انسان شرور را دستگیر کند و قصاص عزیزِ از دست رفته اش را از او بستاند. انسان که نمی تواند دو بار بمیرد به همین خاطر این میان، شما می مانید و داغ عزیزتان که بی جواب مانده است. مگر نه؟ آیا دلتان نمی خواهد که آن قاتل ناجوانمرد، دیگر بار از دل خاک بیرون بیاید و برای کار پستی که به آن تن در داده است و داغی که به دل شما گذاشته است، مجازات شود؟ جالب است بدانید که انتقام از قاتلان پست فطرتی که بیش از یک نفر را کشته اند، یکی از دلایل رجعت است. با ما همراه شویم تا با چند «دو دو تا، چهارتا»ی ساده، منطق بازگشت مؤمنان و کافران به دنیا را بفهمیم.(1) ×× کافران، برای محاکمه برمی گردند اوّلین چیزی که باید برای فهم رجعت در ذهنتان باشد، این است: همانگونه فکر کنید که خداوند برنامه ها را چیده است؛ یعنی بر اساس سنّت های او. به عبارت دیگر، جهان نه مطابق خواست ما پیش می رود و نه مطابق زورگویی قدرتمندان؛ بلکه جهان از مخلوقات خداوند است که به دست توانمند خودش اداره می شود. حالا حتماً شنیده اید که «سر بی گناه تا پای دار می رود؛ امّا بالای دار نمی رود.» چنین توقعی از عدالت پروردگار متعال نیز می رود! با این حال، بسیار دیده ایم که بی گناهان تار و مار شده اند و اهل باطل، سلطان! در حالی که خداوند فرموده است: «امّا کسانی که کفر ورزیدند؛ در دنیا و آخرت بسیار عذابشان می کنیم و یاوری [برای خلاصی از آن] نمی یابند.»(2) و در بسیاری از آیات خوانده ایم: «وعده ی خدا حق است.»(3) حالا که بسیاری از جنایتکاران مُرده اند و مجازات آن را ندیده اند؛ آیا راهی جز بازگشت آنها به دنیا وجود دارد تا وعده ی حق و راست خداوند، انجام شود؟ ** مؤمنان به آرزوهایشان می رسند همانقدری که خداوند به مشرکان و دشمنان، وعده ی مجازات در دنیا و آخرت را داده است، وعده ی پیروزی را به دوستانش داده است. خداوند به پیامبرانش، که برترین پیروان او هستند، وعده ی پیروزی داده است؛ در حالی که در عمل، هیچ پیامبری به طور کامل موفق نشد که همه را پیرو یکتاپرستی کند و حتّی بسیاری از آنان به دست اقوامشان به شهادت رسیدند. خداوند به حبیب و بهترین دوستش، حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله) وعده داده است: «[خداوند] کسی است که پیامبر خود را برای هدایت مردم فرستاد، با دینی بر حق تا او را بر همه ی دینها پیروز گرداند؛ هرچند مشرکان را خوش نیاید.»(4) این ماجرا نه تنها تاکنون محقّق نشده است؛ بلکه به نظر می رسد هر چقدر بیشتر در زمان غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) فرو می رویم، همه ی ادیان آسمانی از جمله اسلام کم طرفدارتر می شوند. پس این وعده ی جهانی چه زمان قرار است محقق شود؟ راهی جز رجعت رسولان و انبیا(علیهم السلام) وجود دارد برای آنکه به پاداش نیکی شان برسند؟ چه زمان قرار است نفرین موسی بن عمران(علی نبینا و آله و علیه السلام) برای بنی اسرائیل پیمان شکن، کارساز شود؟ چه زمان قرار است عیسی فرزند پاک مریم(سلام الله علیهما)، نتیجه ی تمام خانه به دوشی هایش را ببیند؟ چه زمان قرار است وقت آسودگی رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باشد، بعد از آنهمه تیر خوردن و زخم زبان شنیدن؟ چه زمان وقت انتقام از خون انبیا و فرزندان انبیاست؟(5) «فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَق؛ صبر کن؛ وعده ی خداوند حق است...» (6) پی نوشت: 1. با استفاده از کتاب ضمیری، محمّدرضا، «رجعت»، تهران، موعود عصر، 1378، صص 54- 57. 2. آل عمران : 56 فَأَمَّا الَّذينَ كَفَرُوا فَأُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَديداً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرين. 3. در بسیاری از آیات قرآن این عبارت به کار رفته است؛ من جمله روم: 60؛ قصص: 13. 4. توبه: 33. 5. برگرفته از فرازی از دعای ندبه: این الطّالب بذحول الانبیاء و اولاد الانبیاء. 6. روم: 60. پ.میعاد mastoor.ir |
|||
|
|
۷:۲۱, ۷/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۳ ۰:۴۵ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
+*+ ردّ پای رجعت در میان قوم موسی نبی(علیه السلام) +*+
چند وقت پیش فیلمی جنایی می دیدم که کارآگاهانش دانشمند بودند. نمی دانم چقدر از این فیلم، علمی و چقدرش تخیّلی بود؛ امّا در این فیلم برای پیدا کردن قاتل، از یک مُرده بازجویی کردند. این را هم به شما بگویم که به اعتقاد کارآگاهان دانشمند، خاطرات آن مَرد مُرده هرگز از بین نمی رود حتّی بعد از مرگش. خلاصه اینکه، مُردن، آخرین مرحله از زندگی یک نفر نیست. این فیلم مرا شدیداً یاد ماجرایی می اندازد که به «گاو بنی اسرائیل» یا «ایرادهای بنی اسرائیل» معروف است. همگی ما، داستان این گاو را تمثیلی برای کسانی می شناسیم که خیلی «گیر» می دهند و «بهانه» می آورند. امّا انتهای این ماجرا، به موضوعی ختم می شود که بحث ماست: زنده شدن مردگان؛ آن هم در زمان حضرت موسی(علی نبینا و آله و علیه السلام). در ادامه به شما نشان می دهیم که بازگشت مردگان، در میان ادیان و اقوام دیگر نیز وجود داشته است. در این قسمت به دو نمونه از رجعت در قوم حضرت موسی(علیه السلام) اشاره می کنیم. ## اعتراف مقتول با دُم گاو «گاو بنی اسرائیل» ماجرایی معروف است که در سوره ی بقره آیات 67- 73 بیان شده است. هر کس این ماجرا را می داند می تواند پاراگراف رنگی را که در ادامه می آوریم نخواند. ماجرا از این قرار بود که مردی در شب دامادی اش کشته شد و قاتلش معلوم نبود. قوم بنی اسرائیل برای حلّ این مشکل نزد حضرت موسی(علیه السلام) رفتند. به حضرت موسی(علیه السلام) وحی رسید که به آنها بگو گاوی بکشند و دُم آن را به مقتول بزنند تا زنده شود. قوم بنی اسرائیل، از آنجایی که این موضوع را باور نمی کردند، بی آنکه نیازی به سوالها باشد، کار خودشان را با ریز شدن در مسئله سخت کردند. پرسیدند: چه گاوی است؟ بعد پرسیدند: چه رنگی است؟ بعد پرسیدند: زمین را شخم زده باشد یا نزده باشد. نتیجه این شد که مجبور شدند به جای همان «گاو» معمولی که خداوند در ابتدا به آنها فرموده بود، «گاوی زرد رنگ بی لکّه که نه پیر و نه جوان که زمین را شخم نزده باشد و زمینی را آبیاری نکرده باشد» بیابند.1 ! وقتی بنی اسرائیل گاو را با آن مشخصات پیدا کردند، آن را قربانی کردند و با دُمش به بدن مقتول زدند و مقتول، به فرمان خداوند، زنده شد و نام قاتلش را به زبان آورد و مُرد. (2) خداوند در قرآن به این ماجرا اشاره می کند و می فرماید: «پس فرموديم: «پارهاى از آن [گاو سر بريده را] به آن [مقتول] بزنيد» [تا زنده شود]. اين گونه خدا مردگان را زنده مىكند، و آيات خود را به شما مىنماياند، باشد كه بينديشيد.» (3) ## تقدیم دوباره ی روح به تماشاگران خدا خدا را نمی شود دید. البتّه این را ما امروز خیلی خوب می دانیم؛ چرا که خداوند جسم نیست و همچنین وجودش محدودیت ندارد که در چشم بگنجد. امّا روزگاری بود که قوم بنی اسرائیل پایشان را در یک کفش کردند که حتماً باید خدا را ببینند وگرنه به حضرت موسی(علیه السلام) ایمان نمی آورند.(4) قوم بنی اسرائیل که مدّت بسیاری در مصر زندگی کرده بودند و «بت» های خوش آب و رنگ مصریان را دیده بودند، می خواستند خدایشان هم جسم داشته باشد. بگذریم. قضیه به اینجا ختم شد که حضرت موسی(علیه السلام) 70 نفر از قوم را به نمایندگی از همه ی قوم انتخاب کرد و با خود به کوه طور بُرد و از خداوند خواست که پرتویی کوچک از وجودش را نشان دهد. همانطور که گفتیم، خداوند قابل دیدن نیست؛ همین شد که با تجلّی خداوند به کوه، روح آن هفتاد نفر آنهمه عظمت را تاب نیاورد و همچون صاعقه زدگان بر زمین افتادند و مُردند. حتّی حضرت موسی(علیه السلام) هم از شکوه و عظمت این ماجرا بیهوش شدند. وقتی حضرت موسی(علیه السلام) به هوش آمدند و نعش آن هفتاد نفر را دیدند، از خداوند خواستند که آنها را زنده کند تا به قوم بنی اسرائیل ثابت کنند که خداوند دیدنی نیست. چرا که 70 نفر انسان مُرده، نمی توانستند شهادت بدهند! بدین ترتیب خداوند آنها را زنده کرد. (5) شما را دعوت می کنیم که در قسمت بعدی این مطالب درباره ی زنده شدن مردگان با دَم مسیحایی عیسی بن مریم(علیه السلام) همراه شوید؛ ان شاء الله. پی نوشت: 1. سوره ی بقره، آیات 67- 73. 2. سوره بقره، آیه 73. 3. همان. 4. شیخ حر عاملی، الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة ؛ النص ؛ ص120؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث 3/5، تولید موسسه نور. 5. سوره ی اعراف، آیه ی 155. پ.میعاد mastoor.ir |
|||
|
|
۶:۴۱, ۸/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۳ ۰:۴۶ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
+*+ نَفَس مسیح و بازگشت مردگان +*+
اگر صحبت از «زنده کردن مردگان» باشد، پرچمدار «عیسی بن مریم» (علی نبینا و آله و علیه السلام) است! می دانید چرا؟ چون همه ی ما، حضرت مسیح(علیه السلام) را به «دَم» زنده کننده شان می شناسیم و معجزة مشهور ایشان زنده کردن مُردگان است. خداوند کریم در «قرآن مجید» می فرماید: «و [او را به عنوان] پيامبرى به سوى بنى اسرائيل [مى فرستد، كه او به آنان مى گويد:] «در حقيقت، من از جانب پروردگارتان برايتان معجزه اى آورده ام: من از گِل براى شما [چيزى] به شكل پرنده مى سازم، آنگاه در آن مى دمم؛ پس به اذن خدا پرندهاى مىشود؛ و به اذن خدا نابيناى مادرزاد و پيسی را بهبود مى بخشم؛ و مردگان را زنده مى گردانم...»(1) بازگشت مُردگان (قبل از قیامت)، اصطلاحاً «رجعت» نامیده می شود. یک نمونه از رجعت همانهایی است که به دست حضرت عیسی(علیه السلام) انجام می شد و نمونه ی دیگر، رجعتی است که پیش از ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) قرار است اتّفاق بیفتد و گروهی از مؤمنان و گروهی از کافران به دنیا بازگردند. وقتی پیشینه ی رجعت را نگاه می کنیم، عجیب و غریب بودن آن کمتر می شود. رجعت، شاید اصطلاحی ناآشنا باشد، ولی نمونه های آشنایی دارد. در ادامه ی این مطلب به دو نمونه از رجعت در زمان حضرت عیسی(علیه السلام) اشاره می کنیم. الف) زنده شدن دوست حضرت عیسی(علیه السلام) «عاذر»، دوست حضرت عیسی(علیه السلام)، به رحمت خداوند پیوست. خواهر او، نزد حضرت عیسی(علیه السلام) گریست و از ایشان خواهش کرد که برادرش را زنده کند. چرا که طاقت دوری او را نداشت. حضرت عیسی(علیه السلام) با خواهش های مکرّر خواهر عاذر، از جا برخاست و به سمت قبر او رفت. وقتی به قبر او رسید، سه روز از مُردن او گذشته بود. حضرت مسیح(علیه السلام) رو به قبر کرد و فرمود: «ای خداوند هفت آسمان و هفت زمین! تو مرا به بنی اسرائیل فرستاده ای تا ایشان را بر دین تو دعوت کنم و به ایشان خبر دهم که تو به دعای من مرده را زنده می گردانی. پس عاذر را زنده گردان!» تا آخرین کلام از زبان پاک فرزند مریم(سلام الله علیها) شنیده شد، قبر شکافت و عاذر که هنوز روغن تدهین و تدفین بر بدنش مانده بود از قبر بیرون آمد. جالب اینجاست که عاذر پس از این بازگشت، تا مدّت ها زنده ماند و صاحب زن و فرزند شد.(2) ب) زنده کردم سام بن نوح(علیه السلام) پس از 4000 هزار سال یکی از معجزات حضرت عیسی(علیه السلام) در زنده کردن مُردگان که شاهدان بسیاری داشت، زنده کردن سام، فرزند صالحِ حضرت نوح(علیه السلام) بود. ایشان با ذکر «یا حیُّ و یا قیّوم» به سراغ قبر سام رفتند و خطاب به او فرمودند: «به اذن خداوند، برخیز!» آنگاه سام بن نوح(علیه السلام) که گمان کرده بود قیامت شده است، با مویی سپید شده از هول قیامت، پیچیده شده در کفن از قبر برخاست. پس از آنکه قوم حضرت عیسی(علیه السلام) این معجزه را مشاهده کردند، حضرت عیسی(علیه السلام) بار دیگر به سام فرمود: «به اذن خداوند بمیر» و بدین ترتیب، او را تا قیامت در آرامش رها کردند.(3) در قسمت بعدی سلسله مطالب رجعت درباره ی سابقه ی رجعت در تاریخ اسلام بیشتر بخوانید؛ ان شاء الله. پی نوشت: 1. سوره ی آل عمران، آیه 49. 2. شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، «الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة»، تهران، نوید، چاپ اوّل، 1362، ص 135؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5. 3. شیخ حر عاملی، همان، ص: 184؛ قطب الدين راوندى، سعيد بن هبة الله، «جلوههاى اعجاز معصومين عليهم السلام»، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، 1378، ص 655 ؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، «العبقری الحسان»، نشر مسجد مقدس جمکران، ج 8، صص 646- 627. پ.میعاد mastoor.ir |
|||
|
|
۸:۰۲, ۹/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۳ ۰:۴۸ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
+*+ بازگشت مردگان در تاریخ اسلام +*+
کُشتن انسانها و گرفتن جان آنها، از پس هر کسی برمی آید. خوب ترین موجودات و بدترین موجودات می توانند جان دیگران را به حقّ یا ناحقّ بگیرند؛ امّا وقتی حرف از «زنده کردن مُردگان» به میان می آید، آن وقت هر کس که ادّعای علم و قدرت دارد کنار می رود و عدّه ای محدود باقی می مانند. عدّه ای که همگی شان، از طرف خداوند متعال، دارای رتبه و قدرتی هستند که هم «بمیرانند» و هم «زنده کنند». نکته اش این است که قدرت «میرانندگی» و «احیاگری» متعلّق به حضرت آفریننده است. حالا او به هر کس که بخواهد این قدرت را می دهد که قدرت «جان گرفتن» و «جان بخشیدن» به موجودات (از جمله حیوانات، انسانها، اجنّه، فرشتگان و...) را داشته باشند. از جمله احیاگران، 14 پیشوای اسلام بودند؛ یعنی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، دخترشان (سلام الله علیها)، و ائمّه معصوم(علیهم السلام). در تاریخ اسلام، آنقدر از ایشان سابقه ی زنده کردن مردگان دیده شده است که در نهایت انسان به این نتیجه می رسد که احیاگری ائمّه (علیهم السلام)، هر چند برای مردم معجزه بود، برای آنان کاری آسان و سهل بود. چرا که آنقدر مقام آنان نزد خداوند بالا بود که با گفتن یک کلمه ی «زنده شو»، خداوند به مُرده جانی دوباره می بخشید. در تاریخ اسلام، از زنده کردن حیوانات گرفته تا زنده کردن انسانها، نه فقط به دست اهل بیت(علیه السلام)، بلکه به دست پیروان ایشان، نمونه های بسیاری وجود دارد. برای مثال تنها به سه نمونه اکتفا می کنیم. 1) زنده شدن حیوانات ** الف. نقش شیر روی دیوار یکی از معجزات حضرت موسی الکاظم(علیه السلام)، زنده کردن نقشی روی دیوار بود. نقش یک شیر روی دیوار کاخ هارون الرّشید. ماجرا از این قرار بود که هارون الرّشید (علیه اللعنه)، برای دست انداختن امام کاظم(علیه السلام)، جادوگر ماهری را به قصر دعوت کرد. مهمانی بزرگی ترتیب داده شد و امام نیز به زور دعوتِ(!) سربازان آمدند و سر سفره، تا خواستند دست بر نان ببرند، نان به پرواز درآمد و چندین بار از دسترس ایشان خارج شد. در نهایت، وقتی امام خنده و مضحکه ی هارونیان را دیدند، به نقش شیر روی دیوار فرمان دادند: «ای شیر خدا! دشمن خدا را بگیر!» و شیر در نقّاشی به جنبش در آمد و جادوگر را درید و تمام مهمانان از هوش رفتند. (1) *می توانید این پاراگراف را نخوانید: دقّت کنید! این ماجرا حتّی از رجعت هم پیچیده تر است؛ می دانید چرا؟ در رجعت، احیاگران، به اذن خداوند از چیزی که از موجود باقی مانده است (استخوان، پودر استخوان، مو و...) فرمان بازگشت به زندگی را صادر می کنند. در حالی که ماجرایی که خواندید، مشابه آفرینش انسان، چیزی از عدم به هستی پیوست. به عبارت ساده تر: چیزی که اصلاً وجود خارجی نداشت، به فرمان امام کاظم(علیه السلام)، آفریده شد و مراحل رشد خودش را تا بلوغ و توانایی بلعیدن طی کرد. این است قدرتی که خداوند به امامان ما داده است! ** ب. گاوی که سرمایه بود باز هم از امام کاظم(علیه السلام) روایت شده است که روزی در مراسم حجّ، زنی را دید که با سه فرزند یتیمش بالای سر گاوی که مُرده بود اشک می ریزند. بعد از پرس و جو، معلوم شد که گاو تنها سرمایه ی آن زن بیوه و سه یتیمش است. بنابراین امام کاظم(علیه السلام) از سر دل رحمی، بعد از به جا آوردن دو رکعت نماز، با نوک پا ضربه ای به گاو زدند و او را «هی» کردند. گاو زنده شد و امام کاظم(علیه السلام) که به صورت ناشناس در حجّ شرکت کرده بودند، از محلّ معجزه رفتند.(2) 2) زنده کردن انسانها ** الف. زنده شدن دسته جمعی (به دست معصوم(علیه السلام)) در اوایل بعثت حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای نشان دادن معجزه به کافران لجوج، حضرت علی(علیه السلام) را به قبرستان فرستادند و فرمودند: «مردگانی که جبّانه (کسی که درخواست معجزه کرده بود) می خواهد به اسم صدا بزن و بگو: محمّد فرموده برخیزید.» حضرت علی(علیه السلام) با چند نفر از کافران به قبرستان رفتند و همین را فرمودند و دسته ی بزرگی از درگذشتگان کافران زنده شدند و به آنها توصیه کردند که حتماً به اسلام بپیوندند و پس از آن به فرمان دوباره ی حضرت علی(علیه السلام) از دنیا رفتند.(3) ** ب. 1- زنده شدن یک نفر (به دست معصوم(علیه السلام)) از یکی از یاران امام حسین(علیه السلام) نقل شده است که کسی نزد امام حسین(علیه السلام) آمد و با گریه و زاری به ایشان عرض کرد که مادرش از دنیا رفته و میخواسته وصیّتی به حضرت سیّدالشّهداء(علیه السلام) بکند و نتوانسته است. امام حسین(علیه السلام) با شنیدن این سخن به خانه ی مادر آن مرد رفتند و فرمان دادند که زنده شوند. پیرزن، زنده شد و وصیّت خود را با امام خود در میان گذاشت و سپس از دنیا رفت.(4) از این دست معجزات، در تاریخ اسلام بسیار فراوان است. **ب.2- زنده شدن یک نفر (به دست پیروان اسلام) از انس بن مالک نقل شده است که پسر پیرزنی از انصار (یاران رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مدینه)، در مقابل چشمانش جان داد. در همین هنگام، پیرزن دستش را به آسمان بلند کرد و گفت: «خداوندا! تو ميدانى كه من براى تو اسلام آوردم، و از وطن خويش صرفنظر كرده خدمت پيغمبر تو آمدم، به اميد اينكه در هر سختى و آسايش ياور من باشد. اينك اين بار مصيبت را بدوش من مگذار.» خداوند بر پیرزن رحم کرد و پسرش را به او برگرداند. انس بن مالک، شاهد این ماجرا بود. (5) بعضی چیزها عجیب است. برای ما که در بند علوم مادّی هستیم عجیب است؛ ولی برای خداوند و کسانی که او را به تمامی باور دارند، خَرجش فقط گفتن این کلمه است: «باش»! «أَ لَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى؛ (6) آیا او (خداوند) قادر نیست که مرده ای را زنده کند؟!» پی نوشت: 1. شیخ صدوق، امالی، ص 212؛ برگرفته از سخنرانی آیت الله وحید خراسانی در شب شهادت امام کاظم (علیه السلام)، به نقل از حدیث لوح، نشر موعود عصر، ص 217- 218. 2. شیخ حر عاملی، الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة، باب هفتم، صص193- 194؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5. 3. همان، ص 190. 4. همان، ص 201. 5. همان، صص 198- 199. 6. سوره قیامت، آیه 40. پ.میعاد mastoor.ir |
|||
|
|
۷:۱۱, ۱۸/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اسفند/۹۳ ۷:۱۴ توسط آوا.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
...
+*+ کدام مُردگان پیش از قیامت به زندگی باز می گردند؟ +*+ الان مدّتی است هرچقدر می خواهم مثالی عینی از رجعت بیاورم، یادم به فیلم های هالیوودی و غربی می افتد که با جلوه های ویژه ی آنچنانی که «اسکار» هم برده است، «بازگشت مردگان» را به تصویر کشیده اند. جالب اینجاست که اگر راه بیفتیم و در کوچه و بازار، از شیعیان بپرسیم رجعت چیست، هاج و واج نگاهت می کنند. بگذریم! یکی از موفّق ترین فیلمهایی که در آن بسیاری از مفاهیم اسلامی در پوششی غربی، به تصویر درآمده است، سه گانه ی «ارباب حلقه ها» است. در سومین قسمت از این مجموعه، ترسیم جالبی از ماجرای بازگشت مُردگان صورت پذیرفته است. جالب است که اسم این فیلم هم «بازگشت پادشاه» است. یادتان هست که پادشاه این فیلم یعنی «آراگورن، پسر آراتورن» برای پیروزی بر دشمنان بی شمارش در نهایت به چه اقدامی دست زد؟ او به سراغ مُردگانی رفت که با اجدادش عهد بسته بودند که در دفاع از دشمنان او را یاری کنند؛ امّا اجل به آنها مهلت نداده بود. بنابراین در بی قراری به سر می بردند تا پادشاه بیاید و آنها را دوباره به جهان زندگان دعوت کند. جهانی که به رهبری ارباب تاریکی، نیروهای تاریکی را از گور زنده کرده بود تا در مقابل نورانیّت و درستی، آخرین نبرد را انجام دهند. البتّه خدا می داند که فرمانروای شرق و غرب در آخرالزّمان، یعنی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) و یاران نیک روی و نیک سیرت ایشان که به جهان بازمی گردند، کوچکترین شباهتی به موجودات پائین رتبه، کریه المنظر و بدخوی این سه گانه ندارند؛ امّا نکته ی مشترکی که به ذهن ما کمک می کند واقعه را در ذهنمان مجسّم کنیم، در آن وجود دارد و آن، این نکته است: نیکان عالم و بدان عالم به دنیا بازمی گردند تا نیکان در نبرد نهایی، حضرت فرمانروا(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را یاری کنند و بَدان به سزای عملشان برسند.(1) اینکه خوبان برای ماندن یا شهادت بازمی گردند و بَدان برای مجازات شدن در دنیا، و اینکه خوبان به اختیار خودشان و ناپاکان به اجبار برمی گردند، در قسمتهای پیش از این توضیح داده شد. اینکه آیا همه ی خوبان بازمی گردند و آیا همه ی بدان بازمی گردند، چیزی است که در این مطلب به آن پاسخ خواهیم داد؛ ان شاء الله. ... ++ خوبانی که باز می گردند «برگزیدگان» از میان مؤمنان به جهان بازخواهند گشت. گروه رجعت کننده ی نیکان را می توان بر اساس روایات به سه بخش تقسیم کرد: الف) پیامبران و انبیای الهی: در برخی روایات آمده است که همه ی پیامبران بازخواهند گشت. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، جز آنکه همه ی آنان را به دنیا برمی گرداند تا در رکاب امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(علیه السلام)، جنگ کنند.»(2) حالا در بعضی از روایات به طور خاص از برخی پیامبران به عنوان رجعت کننده نام برده شده است: از جمله حضرت اسماعیل صادق الوعد(علی نبینا و آله و علیه السلام)(3) و رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله).(4) همچنین حضرت عیسی(علیه السلام) و حضرت خضر(علیه السلام) نیز در میان پیامبران خواهند بود؛ امّا از آنجایی که این دو بزرگوار زنده هستند، حضور آنان، رجعت محسوب نمی شود. ب) امامان هُدی(علیه السلام) البتّه ما شیعیان، مخصوصاً ما که گرفتار غیبتیم و تا به حال یک امام هم ندیده ایم، تصوّر بازگشت 11 امام در کنار حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ذوق زده مان می کند. فکر کنید امام حسن مجتبی(علیه السلام) به روزگاری بازگردند که در آن غریب نیستند؛ یا امام هادی(علیه السلام) در میان کسانی باشند که قدرشان را می دانند. امام رضا(علیه السلام) دوباره به میان جماعت مشتاقانشان بازگردند و... زیبا است؛ چنانکه در زیارتنامه ی آنان نیز می خوانیم: «من به شما اعتراف می کنم و به رجعت شما ایمان دارم و منتظر امر شما و چشم به راه دولت شما هستم.»(5) در اینکه امام حسین(علیه السلام) نخستین بازگشت کننده هستند، در روایات اختلاف نظری وجود ندارد.(6) همچنین در بسیاری از روایات، در باره ی بازگشت حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به عنوان «دابة الارض؛ جنبنده ای بر زمین»(7) سخن به میان آمده است. تفصیل چگونگی بازگشت این دو بزرگوار هم بماند برای مقاله های بعد؛ ان شاء الله. ج) بازگشت مؤمنین درجه یک برخی از مؤمنین که خیلی خاصّ هستند، در میان رجعت کنندگان خواهند بود. کسانی مانند حضرت عبّاس بن علی(علیه السلام)، یاران شهید امام حسین(علیه السلام)، سلمان، مؤمن آل فرعون (حزقیل)، یوشع بن نون، اصحاب کهف و ... از این مؤمنین هستند.(8) در برخی روایات آمده است که افراد مؤمن دو بار از دنیا می روند: یک بار می میرند و یک بار شهید می شوند؛ آنانی که شهید شده اند، برای مُردن بازمی گردند و آنانی که مُرده اند، برای شهادت.(9) امّا این نکته ی مهم را نباید فراموش کرد که «مؤمن» بودن، یعنی «شیعه ی واقعی» بودن، شرط رجعت است؛ هر کس که شناسنامه ای شیعه بود و ادّعایی داشت، نمی تواند به گروه سربازان امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ملحق شود ... ×× بازگشت اجباری مردمان پلید برخی پلیدان، از آنجایی که دُز زشتی شان بسیار زیاد بوده است، باید برای مجازات به زمین برگردند. انگار تا چشم جهانیان، محاکمه ی آنان را به چشم نبیند، نفس آسوده نمی تواند بکشد. در میان این فاجران و بدکاران، نام سه خلیفه ی اوّل، قاتل حضرت محسن بن علی(علیه السلام)، تهمت زننده ی زنا به حضرت خدیجه(سلام الله علیها) و قاتلان حضرت سیّد الشّهداء(علیه السلام) به چشم می خورد. پی نوشت: 1. با استفاده از کتاب ضمیری، محمّدرضا، «رجعت»، تهران، موعود عصر، 1378، صص 54- 57. 2. مجلسی، محمّد باقر، «بحارالانوار»، ج 53، ص 53؛ به نقل از ضمیری، محمّدرضا، همان، ص 75. 3. روایتی از امام صادق(علیه السلام). ابن قولويه، جعفر بن محمد، «كامل الزيارات»، ترجمه ذهنى تهرانى - تهران، انتشارات پيام حق، چاپ اوّل، 1377، صص 99- 100؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5. 4. مجلسى، محمد باقر، «مهدى موعود» ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، تهران، اسلامیه، چاپ بيست و هشتم، 1378، ص 1192؛ با استفاده از همان نرم افزار. 5. قمی، عبّاس، «مفاتیح الجنان»، زیارت جامعه کبیره. (مُعْتَرِفٌ بِكُمْ مُؤْمِنٌ بِإِيَابِكُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِكُمْ مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِكُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُم...) 6. مجلسی، محمّد باقر، «مهدی موعود»، همان. 7. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: «من دابة الارض (جنبنده ی زمین) هستم.» ابن شهر آشوب مازندرانى، محمّد بن على، «مناقب آل أبي طالب (علیه السلام)»، قم، علّامه، چاپ اوّل، 1379 ق. ج3، ص102؛ با استفاده از همان نرم افزار. 8. ضمیری، محمّد رضا، همان، ص 77. 9. مجلسی، محمّد باقر، همان، ص 1187. mastoor.ir |
|||
|
|
۸:۰۰, ۲۰/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
** بازگشت سالار شهیدان به دنیا ** «قبر شکافته می شود»(1)؛ مردی میانه قامت، در کمال تعادل، از میان خاک بیرون می آید. سرش را تکان می دهد و «از سر و صورت خاک می تکاند.»(2) از نور چهره اش، فضا روشن می شود (3)؛ آنگاه فضای کربلا را فریاد «لبیک یا حسین(علیه السلام)» پُر می کند. امام، یاران و یاران یاران، گرد هم می آیند؛ درست همان زمانی که دروازه های آسمان گشوده می شود و به فرمان خداوند، به فرماندهی جبرئیل امین(علیه السلام)، لشکری از فرشتگان به سوی حسین بن علی(علیه السلام) می شتابند.(4) واقعه رخ می نماید: این است بازگشت حسین شهید(علیه السلام) به دنیا. ** نخستین رجعت کننده «نخستین کسى که در رجعت از قبر بیرون مى آید و خاک از سر و روى خود می تکاند، حسین بن على است که با هفتاد و پنج هزار نفر برانگیخته می شوند. چنان که خداوند می فرماید: «و مردم با ایمان را در زندگى دنیا و در روزى که شهیدان برمى خیزند یارى مى کنیم. روزى که عذر ستمگران سودى به حال آنها ندارد. لعنت خدا بر آنها باد و بدعاقبتی دارند.»(5) این سخنی است که بارها و بارها با شکل های مختلف، از زبان امامان ما(علیهم السلام)، شنیده و در کتابهای حدیثی و تاریخی ثبت و ضبط شده است. بازگشت امام حسین(علیه السلام) و یاران شهیدشان در دشت کربلا، یکی از موضوعاتی است که در میان شیعیان، جا افتاده و اختلاف نظری در آن نیست. ** زمان رجعت امام حسین(علیه السلام) این را کسی نمی داند؛ ولی پاسخ آن می شود: «در حوالی ظهور؛ احتمالاً کمی بعد از آغاز قیام.» چنانچه امام حسین(علیه السلام) در شب عاشورا به یارانشان فرمودند: «مژده بر شما! به خدا قسم، اگر این قوم ما را به قتل رسانند، ما به نزد پیغمبرمان برمی گردیم. آنگاه من تا مدّت زمانى که خداوند بخواهد، خواهم ماند. من نخستین کسى خواهم بود که قبرش شکافته می گردد و به موازات برانگیخته شدن امیر المؤمنین از قبر و قیام قائم، از گورم بیرون مى آیم. آنگاه جماعتى از فرشتگان آسمان، به امر الهى فرود مى آیند، جبرئیل و میکائیل و اسرافیل با لشکرى از فرشتگان به سوى من نازل می شوند...»(6 ** امام حسین(علیه السلام) برای چه بازمی گردد؟ سه دسته روایت، درباره ی سه مأموریت مهمّ امام حسین(علیه السلام) در بازگشت به زندگی وجود دارد: الف) برای همراهی با قائم آل محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با توجّه به برخی روایت که اشاره به این دارند که لشکری از تمام موجودات (از جمله فرشتگان و اجنّه و انسانها) برای همراهی با امام حسین(علیه السلام) باز می گردند، به نظر می رسد یکی از کارهایی که امام حسین(علیه السلام) پس از بازگشت به دنیا انجام می دهند، پاک کردن زمین از ناپاکان است. ب) برای سلطنتی شیرین و طولانی پس از پایان انتقام گیری از دشمنان خداوند، وقت آن است که جهان، دوران عدالت ورزی را زیر سایه ی امن خداوند تجربه کند. در همین زمان هاست که حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه)، انگشتر خود را به امام حسین(علیه السلام) می دهند و بدین ترتیب، سلطنت و حاکمیت جهانیان را به ایشان می سپارند. به مردی که عالم و آدم، حیران بزرگی و عظمت اوست. امام باقر(علیه السلام) به مردی عراقی فرمودند: «اوّلین کسى که در رجعت به دنیا برمى گردد، همسایه ی شما حسین(علیه السلام) است. آن حضرت چندان سلطنت مى کند که از پیرى ابروانش روى دیدگانش را مى گیرد.»(7) ج) برای دفن آخرین منجی جهان راستش ما هم اوّلین بار که خواندیم، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه)، رحلت می کنند، های های گریه کردیم و اصلاً دلمان نمی خواست روزی را ببینیم که مولایمان پرده در نقاب خاک می کشند. گویی زنده ماندن ایشان و عمر طولانی شان، آنچنان ما را به وجودشان عادت داده است که روزگار بی او، برایمان غیر قابل تصوّر است؛ البتّه خوشبختانه در دنباله ی روایات رحلت امام عصر(ارواحنا له الفداء)، آمده است که ایشان بار دیگر به جهان رجعت می کنند و تا قیامت کبری باقی خواهند ماند؛ شرح این رجعت در قسمتهای بعدی این سلسله مطلب خواهد آمد؛ ان شاء الله. در هر صورت، وقتی امامی می خواهد از دنیا برود، سنّت خداوند اینگونه است که «امام را جز امام نمی تواند غسل دهد.»(8) امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «...هنگام رحلت حجّت قائم فرا می رسد و آنکه او را غسل می دهد و کفن می کند و حنوط (=بستن چانه و دهان) می نهد و در گورش می گذارد، حسین بن على (علیه السلام) است؛ چون متولى [کفن و دفن] امام جز امام نیست.»(9) پی نوشت: 1. رویاتی از امام صادق(علیه السلام)؛ مجلسى، محمّد باقر، مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، تهران، اسلامیه، چاپ بیست و هشتم، 1378، ص 1186؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5. 2. روایتی از امام صادق(علیه السلام) به نقل از سلیمان بن خالد؛ همان منبع، صص 1223-1224. 3. الافادة فی تاریخ الائمة السادة؛ به نقل از سایت عاشورا؛ به آدرس 4. روایتی از امام باقر(علیه السلام) به نقل از جابر جعفی؛ همان منبع، ص1201. 5. سوره ی تکاثر، آیه ی 8؛ روایت از امام صادق(علیه السلام)، همان منبع، 1223-1224. 6. همان روایت از امام باقر(علیه السلام) به نقل از جابر جعفی؛ همان منبع. 7. به نقل از حمران بن اعین؛ همان منبع، ص 1189. 8. روایت از امام علی بن موسی الرّضا(علیه السلام) به نقل از ابومعمّر، کلینى، محمد بن یعقوب، «أصول الکافی»، ترجمه مصطفوى، تهران، کتاب فروشى علمیه اسلامیه، چاپ: اول، 1369 ش. ج2 ؛ ص225؛ با استفاده از همان نرم افزار. 9. شیخ حر عاملى، محمّد بن حسن، «الإیقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة»، تهران، نوید، چاپ اوّل، 1362، ص368؛ با استفاده از همان نرم افزار. پ.میعاد mastoor.ir |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| رجعت | ali1455 | 0 | 789 |
۹/اسفند/۹۶ ۲۲:۵۳ آخرین ارسال: ali1455 |
|






