|
اعتراف 40 عالم اهل سنت به ولادت امام زمان(عج )
|
|
۱۲:۱۷, ۲۶/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/بهمن/۹۳ ۱۲:۲۷ توسط آوا.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام حق
** اعتراف 40 عالم اهل سنت به ولادت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه) ** يكي از شبهاتي كه با هدف سست كردن اعتقادات شيعه از سوي برخي رسانههاي فارسي زبان ماهوارهاي به خصوص رسانههايي كه از طرف وهابيت راه اندازي شده است، مطرح ميشود، اصل تولد حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) است.به همين جهت گفتوگوي مشروحي با «علي اصغر رضواني» استاد مركز تخصصي مهدويت حوزه علميه قم و نويسنده كتابهاي مختلف درباره امام زمان مانند «علايم ظهور»، «هنگامه ظهور»، «حكومت حضرت مهدي عليهالسلام در عصر ظهور»، «وظايف ما در عصر غيبت»، «بررسي دعاي ندبه» و «دكترين مهدويت تنها راه نجات بشر» انجام داديم كه بخش اول آن از نظر ميگذرد. قرآن به بسياري از مسايل اشاره نكرده است و بيان آن را به پيامبر واگذار نموده است. * به عنوان نخستين سؤال بفرماييد چرا در قرآن به مسيله ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) صريحاً اشاره نشده است؟ √ اولاً قرآن به بسياري از مسايل عقيدتي و عملي اشاره نكرده است، بلكه بيان آن را به پيامبرش واگذار نموده است، گرچه اصول معارف و احكام در قرآن كريم موجود است. موضوع ولادت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) نيز از جمله همين معارف است كه به وسيله پيامبر(صلي الله عليه واله) و اهل بيت عليهم السلام تبيين شده است. ثانياً: از بعضي از آيات قرآن به طور وضوح ولي كلي استظهار ميشود كه بايد در هر زماني انسان كامل و معصومي به نام حجت خدا موجود باشد. پس بايد حجت خدا در اين زمان متولد شده باشد. بيش از چهل نفر از علماي اهل سنت به ولادت امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) اعتراف كردهاند * آيا كسي از علماي اهل سنت به ولادت حضرت اعتراف كرده است؟ √ بله، گروهي از علماي اهل سنّت به ولادت فرزندي براي امام حسن عسكري (عليهالسلام) به نام مهدي (عجل الله تعالي فرجه) اعتراف كردهاند كه تعداد آنها بيش از چهل نفر است.بنده به چند نفر از آنها اشاره ميكنم. علامه شمسالدين قاضي ابن خلكان شافعي. (وفيات الاعيان جلد4 ص 176) ابن اثير جزري. (الكامل في التاريخ جلد4 ص 454) محيي الدين عربي. (فتوحات مكيه باب316) شيخ سليمان قندوزي حنفي. (ينابيع المودة جلد3 ص 306) ابن خلدون. (تاريخ ابن خلدون جلد3 ص 361) جلال الدين بلخي رومي. (به نقل از ينابيع المودة جلد3، ص 350) فخر رازي شافعي. (الشجرة المباركة في انساب الطالبيه ص 78و79) شيخ عبداللَّه بن محمّد شبراوي مصري شافعي. (الاتحاف بحبّ الاشراف ص 179)برخي از علماي اهل سنت تصريح به زنده بودن حضرت و نيز موعود بودن او دارند. * آيا كسي از علماي اهل سنت هست كه فرزند امام عسكري(عجل الله تعالي فرجه) را همان منجي منتظر بداند؟ √ هر چند بعضي از علماي اهل سنت فقط به ولادت فرزندي به نام مهدي از امام حسن عسكري عليهالسلام اشاره كردهاند و حيات او تا اين زمان و منجي و موعود بودن او را به شيعه نسبت ميدهند، ولي عدهاي از آنان تصريح به زنده بودن او تاكنون و نيز موعود و منجي بودن او دارند مثلاً محمّد بن يوسف گنجي شافعي ميگويد: ابو محمّد حسن عسكري(عليه السلام) ازخود فرزندي به جاي گذاشت كه همان امام منتظر است. (كفايةالطالب، ص 312) يا عبدالوهاب شعراني حنفي ميگويد: در آخر الزمان اميد به خروج مهدي است. او از اولاد امام حسن عسكري عليهالسلام است. ولادت او نيمه شعبان سال 255 هجري اتفاق افتاد. تا به حال زنده است تا با حضرت عيسي عليهالسلام اجتماع كند. عمرش تا اين زمان 706 سال است. اين چنين شيخ حسن عراقي به من خبر داد. (اليواقيت و الجواهر، ج 2، ص 127)همچنين نورالدين عبدالرحمن جامي حنفي؛ بعد از بيان تاريخ ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) ميگويد: او كسي است كه زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد. (شواهد النبوه، ص 404) قاضي بهلول بهجت افندي ميگويد: ولادت امام دوازدهم در پانزدهم ماه شعبان سال 255 هجري بود و اسم مادرش نرجس است. براي او دو غيبت است: يكي صغرا و ديگري كبرا. هر گاه خداوند به او اذن دهد ظهور كرده، آن گاه زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد. (المحاكمة في تاريخ آل محّمدصلي الله عليه وآله، ص 246) * لطفاً در پاسخ به اين شبهه كه موضوع ولادت حضرت مورد اتفاق بزرگان شيعه نبوده است توضيح بفرماييد؟ اين مسأله صحيح نيست چون علماء و عموم شيعه اماميه بعد از وفات امام حسن عسكري عليهالسلام در طول قرنها بر ولادت امام زمان عليهالسلام اتفاق داشتهاند.اگر چه در ابتدا حيرت و شكي در ولادت و امامت آن حضرت در بين گروهي از شيعيان بود، ولي بعد از گذشت زمان نه چندان طولاني و به عنايت و تبليغ بزرگان اماميه، همگي به راه مستقيم هدايت شده و به امامت امام عصر عليهالسلام اعتقاد پيدا كردند، همانگونه كه شيخ مفيد در كتاب «الفصول المختاره» به آن اشاره كرده است.محدثين اماميه نهايت كوشش و احتياط خود را در نقل احاديث در كتب خود داشتهاند * آيا صحيح است كه مبناي مؤلفان مصادر مهدويت در نقل حديث قوي نبوده است؟ √ معروف نزد قدما چنين بوده كه هر روايتي در مسايل تاريخي و از آن جمله موضوع مهدويت را بدون بررسي سند آن نقل ميكردند. ولي بعد از آن عصر، حركت جديدي پديد آمد و بين روايات تمييز داده شد، تا زماني كه حركت اصوليين پديد آمد و اخبار را به دستههاي مختلف از قبيل: صحيح، حسن، قوي و ضعيف تقسيم كردند، ولي اين پيشرفت و حركت شامل روايتهاي تاريخي كه از آن جمله روايات مهدويت است، نشد.اين ادعا درست نيست چون اولاً آنچه از قدماي محدثين اماميه ميدانيم اين است كه آنها نهايت سعي و كوشش و احتياط خود را در جمع و نقل احاديث در كتب خود داشتهاند، كه از آن جمله كليني رحمة الله عليه است. كليني نزد اهل فن حديث، معروف به دقت نظر و احتياط در نقل اخبار است. و نيز ميدانيم كه بزرگاني امثال شيخ طوسي رحمة الله عليه چه اهتمام وافري به شناخت شيوخ روايي خود داشتهاند.شخصي مثل شيخ صدوق رحمة الله عليه عادتاً شيوخ خود را ميشناخته و نيز از حالات آنان از ايمان و عدالت آگاهي داشته است، و از كسي كه او را نميشناخته روايت نقل نميكرده است. ثانياً ما اطمينان داريم كه اين بزرگان به صحت اين گونه روايات كه در باب امامت و مهدويت وارد شده اطمينان كامل داشتهاند، و يا لااقل به جهت برخي قراين معتبر كه همراه آنها بوده و موجب جبران ضعف برخي از آنها ميشده، آنها را با اطمينان كامل نقل ميكردند. و گرنه جاي اين سؤال باقي است كه امثال شيخ صدوق و طوسي و ديگران چه اهدافي غير از احتجاج و استدلال به آنها، داشتهاند. مگر اين نيست كه شيخ صدوق كتابش را براي رفع حيرت در امر حضرت مهدي عليهالسلام نوشته است؟ ثالثاً تمام يا بيشتر اصول و منابع اصلي احاديث مهدويت كه در سه قرن اوّل نوشته شده به دست شيخ صدوق، طوسي و نعماني رسيده و خود به آن كتابها استناد داشتهاند، و لذا به آن روايات استدلال مينمودند. رابعاً گرچه تقسيم حديث به چهار قسم از اصطلاحات متأخرين است ولي قدماي محدثين از آن جمله شيخ طوسي روش خاصي در قبول خبر داشتهاند.احتمالي نيز وجود دارد كه بناي قدما بر تمسك به «اصالة الصدق و العدالة» باشد. يعني اصل اولي بر صدق و عدالت راوي است مگر آنكه خلاف آن ثابت شود.مقصود از اين اصل همان اصل عدم و يا استصحاب عدم فسق است. به همين جهت است كه ما احتياجي به اثبات عدالت خواه به معناي ملكه يا حسن ظاهر نداريم؛ زيرا احراز آن مستلزم تعطيل امور و تضييع بسياري از مصالح است. كمتر كسي است كه بتوان عدالت او را به اثبات رسانيد. اين مطلب مورد تأييد عقلا نيز هست. براي اثبات اعتبار روايات نبايد تنها اعتبار سندي را مطرح ساخت، بلكه بايد به همه راهها و اسباب اعتبار شخص توجه كرد و در نظر داشت كه مبناي بسياري از عالمان شيعه، بلكه اكثريت قريب به اتفاق آنان، حجيّت خبر موثوقٌ به است؛ يعني خبري كه از طرق مختلف به آن اطمينان و وثوق حاصل شود.در مورد ولادت حضرت روايات قوي و صحيحي وجود دارد. * آيا روايات ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) ضعيف است؟ √ خير، چون احاديث مربوط به ولادت حضرت مهدي عليهالسلام به خاطر وجود برخي از سندهاي صحيح در بين آنها كافي است كه سند روايات ديگر كه از ضعيف هستند را تقويت كند، و اين مسلكي است كه مورد قبول محدثين شيعه و اهل سنّت واقع شده است.همچنين احاديثي كه درباره مسايل مسلّم اعتقادي و كلامي است از آن جهت كه نزد شيعه ثابت بوده و به تأييد قطعي عقل نيز رسيده است، راويان آن مورد جرح و تعديل قرار نگرفتهاند، و به طور كلي احتياجي به آن نبوده است، كه از آن جمله ميتوان به احاديث مهدويت اشاره كرد.البته احاديث ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) كه به دلالت مطابقي يا تضمني يا التزامي دلالت بر ولادت حضرت دارد از حدّ لازم تواتر فراتر رفته است، لذا به جهت آنكه مفيد يقين است احتياج به بررسي سندي ندارد.خبر متواتر، نقل جماعت كثيري است كه اتفاقشان بر دروغ، محال است و ميدانيم كه در خبر متواتر لازم نيست كه هر يك از راويان حديث از ثقات و عدول باشند، بلكه ميتوان از راه تراكم احتمالات به يقين رسيد. شخص متتبّع بعد از ملاحظه وضع سياسي عصر امام عسكري (عليهالسلام) و قبل و بعد از آن پي ميبرد كه يكي از عوامل جهالت حال راويان احاديث ولادت حضرت مهديعليه السلام همان فشارهاي سياسي بوده كه از طريق حاكمان ظلم و جور بر شيعيان وارد شده است، و لذا بسياري از راويان، خود را با اسامي مستعار معرّفي ميكردند تا شناخته نشوند، خصوصاً با در نظر گرفتن اينكه برخي از راويان از مناطق دور به سامرا ميآمده و در مورد حضرت سؤال ميكردند و براي ديگران نقل مينمودند.حدود 107 روايت از پيامبر(صلي الله عليه واله) در مورد ولادت حضرت نقل شده است. در مورد ولادت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) از رسول خدا(صلي الله عليه واله) خبري رسيده است؟بله، از 107 حديث، شهادت به ولادت آن حضرت از ناحيه رسول خدا صلي الله عليه وآله استفاده ميشود.مثلاً ابن عباس از رسول خدا صلي الله عليه وآله نقل كرده كه فرمود: خداوند تبارك و تعالي توجّهي بر زمين كرد و مرا انتخاب نمود و من را نبي قرار داد سپس بار دوم توجهي كرد و علي را از روي زمين انتخاب نمود و او را امام قرار داد و مرا امر نمود كه او را برادر و وليّ و وصيّ و خليفه و وزير خود قرار دهم، پس علي از من و من از عليام، او شوهر دختر من و پدر دو نوهام حسن و حسين است. آگاه باشيد كه خداوند تبارك و تعالي من و آنان را حجتهايي بر بندگانش قرار داده است. و از صلب حسين اماماني قرار داد كه به امر من قيام كرده و وصيت مرا حفظ خواهند نمود. نهمين از آنها قايم اهل بيت من و مهدي امّت من است. شبيهترين مردم به من در شمايل و اقوال و افعال است. بعد از غيبت طولاني و حيرت گمراه كننده ظهور ميكند.اهل بيت عليهمالسلام با احتياط تمام با نشر قضيه ولادت حضرت برخورد ميكردند. چرا هيچ يك ازامامان هويت شخصي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) را بيان نكردهاند؟ چون همان گونه كه از بسياري روايات استفاده ميشود موقعيّت حضرت مهدي عليهالسلام از جهت سياسي بسيار خطير بوده است، زيرا حاكمان ظلم و جور از آنجا كه ميدانستند او با ظلم و بيعدالتي در سطح گسترده مقابله ميكند و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد، لذا از ابتدا درصدد مقابله شديد با او برآمده بودند.به همين جهت، اهل بيت عصمت و طهارت عليهمالسلام نيز با احتياط تمام با نشر قضيه ولادت حضرت برخورد ميكردند، تا از طرفي زمينه سازي اعتقاد ولادت آن حضرت را بيان كرده باشند و از طرف ديگر كاري نكنند كه جان آن حضرت در خطر افتد.البته هر يك از معصومين عليهمالسلام از حضرت رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گرفته تا امام عسكري(عجل الله تعالي فرجه) در صدد تشخيص هويّت حضرت مهدي عليهالسلام برآمدهاند. وضعيت دشوار سياسي اقتضاء ميكرد ولادت امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) مخفي بماند چرا ولادت حضرت در اختفاي تام صورت پذيرفت؟امام حسن عسكري (عجل الله تعالي فرجه) معاصر با حكومت سه نفر از حاكمان بني عباس؛ يعني معتز، مهتدي و معتمد بوده است.معتمد عباسي تعصّب و كينه خاصي نسبت به اهل بيت عليهمالسلام داشت. از جمله كارهاي او اين بود كه بعد از شهادت امام عسكري عليهالسلام دستور داد خانه حضرت را تفتيش كرده، تا از وجود فرزند حضرت آگاه شود، و اين به جهت سعايتي بود كه جعفر به دستگاه حاكم كرده بود.در اين مورد جرياني نقل شده كه نشان دهنده وضعيت سياسي زمان حضرت است. داوود بن اسود ميگويد: امام عسكري عليهالسلام عصايي به من داد و فرمود: اين را به عَمْري برسان. در بين راه عصا شكست، ناگهان مشاهده كردم كه در ميان آن نامهاي است. خدمت امام كه رسيدم جريان را بازگو كردم. حضرت فرمود: «... وإذا سمعت لنا شاتماً فامض لسبيلك الّتي أمرت بها وإيّاك أن تجاوب من يشتمنا أو تعرفه من أنت، فأنا ببلد سوء ومصر سوء وامض في طريقك فإنّ أخبارك وأحوالك ترد إلينا فاعلم ذلك» يعني هر گاه مشاهده كردي كه كسي ما را دشنام ميدهد تو به دنبال مأموريتي كه فرستاده شدي برو، و مبادا در صدد پاسخ او برآيي يا خودت را به او معرفي كني، زيرا ما در بد شهري قرار داريم، تو به راه خودت ادامه بده، زيرا اخبار و احوال تو به ما ميرسد، اين را به خوبي بدان. حتي مشاهده ميكنيم كه امام به اصحاب خود دستور ميدهد تا هيچ كس به او سلام نكند و با دست به او اشاره ننمايد زيرا در غير اين صورت جانش در امان نخواهد بود.امام حسن عسكري(عجل الله تعالي فرجه) پنهاني با شيعيان ملاقات ميكردحضرت عليهالسلام براي ملاقات با شيعيان خود مكاني را معين ميكرد و ميفرمود: «صيروا إلي موضع كذا وكذا وإلي دار فلان بن فلان. العشاء والعتمة في ليلة كذا، فإنّكم تجدوني هناك...» يعني در فلان مكان و فلان خانه، شب هنگام مراجعه كنيد كه مرا در آنجا خواهيد يافت.محمّد بن عبدالعزيز بلخي ميگويد: صبح هنگامي در خيابان گوسفند فروشان نشسته بودم كه ناگهان مشاهده كردم امام عسكري عليهالسلام از منزل خود خارج شده و به سوي خانه عمومي ميرود. در دلم گفتم: اگر فرياد زنم كه اين مرد، حجت خداست، بر شما باد كه او را بشناسيد مرا خواهند كشت؟ هنگامي كه حضرت به من نزديك شد با انگشت سبّابه خود بر دهان خود اشاره فرمود كه ساكت باش! همان شب حضرت را ملاقات كردم، فرمود: «إنّه هو الكتمان أو القتل فاتّقِ اللَّه علي نفسك» يعني يا بايد كتمان كني و يا اينكه به قتل خواهي رسيد. بر خودت از خدا بترس. به همين جهت است كه مرحوم مقدس اردبيلي ميفرمايد: هرگاه حديثي از «رجل» نقل شد، مقصود امام حسن عسكري عليهالسلام است.اين قضايا وضعيت بس دشوار سياسي عصر امام عسكري عليهالسلام و زمان ولادت امام زمان عليهالسلام را ميرساند. و به همين جهت است كه ولادت آن حضرت در اختفاي تام صورت پذيرفت.در اين بين امام عسكري عليهالسلام دو وظيفه را دنبال ميكرده است: يكي اينكه حضرت در صدد اثبات ولادت و وجود فرزندش بوده است و ديگر اينكه طوري بايد فرزندش را معرفي كند كه جانش در خطر نيفتد.ادلّه نقلي قرآني و حديثي بر ولادت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه) دلالت دارد * آيا ايمان به وجود حضرت يك فرضيه فلسفي و ظني است؟ √ خير، مسأله ايمان به وجود و ولادت حضرت مهدي عليهالسلام گرچه پشتوانه عقلي و فلسفي قطعي دارد، ولي ادلّه نقلي قرآني و حديثي نيز بر آن دلالت دارد.نه تنها روايات فراواني در حدّ تواتر بر ولادت حضرت دلالت دارد، بلكه احاديث صحيح السند نيز اين موضوع را تأييد مينمايد. و نيز ادله نقلي فراواني در حدّ تواتر بر وجود حضرت دلالت دارد.اكثر جامعه شيعي بعد از امام حسن عسكري (عجل الله تعالي فرجه) معتقد به ولادت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه) بودند. گفته شده كه كه برخي از شيعيان بعد از امام حسن عسكري قايل به توقف شدند در اين مورد اگر مطلبي هست بفرماييد؟اين مطلب صحت ندارد چون از كتب تواريخ و ملل و نحل استفاده ميشود اكثر جامعه شيعي در آن زمان، معتقد به ولادت امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) بودند. گرچه بعد از وفات امام عسكري عليهالسلام شيعيان در ابتدا به چهارده فرقه متفرق شدند ولي بعد از مدتي كوتاه با ارشادات علما و اصحاب، همگي معتقد به ولادت و وجود امام خود شدند. در مورد توقف شيعيان روايتي نقل شده كه ادعا شده دلالت بر تحقق فترت و انقطاع امامت دارد، اما با دقت در آن، خلاف آنچه ادعا شده استفاده ميشود، زيرا در آن روايت از امام باقر عليهالسلام نقل است كه فرمود: «إذا غضب اللَّه تبارك و تعالي علي خلقه نحّانا عن جوارهم» يعني هر گاه خداوند تبارك و تعالي بر خلقش غضب كند ما را از جوارشان دور خواهد گرداند. اين حديث به خوبي دلالت بر وجود و غيبت امام زمان عليهالسلام دارد.اختلاف در هر امري دليل بر بطلان آن امر نيست * گاهي اختلاف در امري سبب وهن در آن ميشود آيا اختلاف در مورد ولادت حضرت سبب وهن آن نميشود؟ √ مجرد اختلاف دليل بر بطلان و وهن نميشود اگر مجرد اختلاف دليل بر بطلان باشد، بايد اختلاف در هر امري از جمله اصل امامت و خلافت و نبوت را نيز دليل بر بطلان آن دانست، در حالي كه هيچ كس چنين ادعايي نكرده است. آيا پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله خبر نداده كه امتش بعد از او به 73 فرقه متفرق خواهند شد؟دليل بر ولادت و وجود حضرت مهدي عليهالسلام در حقيقت همان ادله نقلي متواتر و صحيح است كه دلالت بر ولادت و وجود حضرت دارد، زيرا روايات صحيح السند در اين باره شنيده شده و جماعت بسياري نيز آن حضرت را مشاهده نمودند و شيعه نيز بر اين امر تباني و اتفاق داشتند. قدماي از شيعه و متأخرين، مضافاً به اين ادّله، بر ولادت و وجود حضرت به ادله عقلي و فلسفي به جهت تأييد اين مسأله استدلال كردهاند، خصوصاً آنكه اين ادله ميتواند قرينهاي قطعي براي روايات در اين موضوع باشد. حال چه اشكالي در اين نوع استدلال وجود دارد؟از حيث تاريخ نيز جامعه شيعي، امامت امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه) را پذيرفتهاند. از طرفي ديگر ميدانيم كه هر كس وظيفه دارد امام زمان خود را بشناسد و بيعت او را بر گردن داشته باشد. در نتيجه اعتقاد به ولادت و وجود امام زمان، حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) ضروري است، گرچه به جهت شرايط و موانعي در غيبت به سر ميبرد.اختلاف برخي از شيعيان نيز هرگز نميتواند به اين تواتر ضرري برساند؛ زيرا اصل اين اختلاف به جهت سرّي بودن ولادت امري طبيعي است، خصوصاً آنكه تمام كساني كه در مسأله ولادت حضرت مخالف بودند به تعبير شيخ مفيد با ارشادات علما و اصحاب و نيز با بررسي دقيق موضوع و ديدن معجزات از طرف حضرت، ولادت او را پذيرفتند. شيعه نيوز |
|||
|
|
۱۵:۳۰, ۲۶/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
(۲۶/بهمن/۹۳ ۱۲:۱۷)آوا نوشته است: * آيا كسي از علماي اهل سنت به ولادت حضرت اعتراف كرده است؟برای اینکه این افراد رو که بیش از 40 نفر هستن کمی بیشتر اشنا بشین پیشنهاد میدم (۶/تیر/۹۱ ۲۳:۵۱)mahdy30na نوشته است: با سلام در بحثی با موضوع نظر اهلسنت درباره ولادت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







