کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سید جیکاک کیست؟
۰:۰۹, ۱۴/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #1
آواتار
سرهنگ «جیكاک» مأمور اطلاعاتی بریتانیا، در طی جنگ جهانی دوم و پس از آن در ایران نقش زیادی را در جهت منافع كشورش ایفا نمود. جیكاک با خاتمه جنگ جهانی دوم به استخدام شركت نفت ایران و انگلیس درآمد. می‌گویند كه حكومت واقعی مناطق نفت خیز در دست او بود. جیكاک اغلب اوقات خود را در میان عشایر بختیاری می‌گذراند و با توجه به استعداد خارق العاده خود در یادگیری زبان در مدت بسیار كوتاهی توانست زبان فارسی و از آن مهم‌تر گویش بختیاری را همچون زبان مادری خود یاد بگیرد. به حدی كه تشخیص او از غیر بختیاری‌ها بسیار مشكل بود. خصوصاً اینكه با شگردهای خاص تفاوت ظاهری خود را نیز بوسیله گریم‌های مداوم با چهره بختیاری‌ها به حداقل می‌رساند و البته چنانچه حكایت می‌كنند آنقدر بر زبان و گویش و تاریخ و فرهنگ بختیاری مسلط بود كه چنانچه كسی نیز می‌خواست از ظاهر او به خارجی بودنش مشكوک شود با صحبت كردن و روبرو شدن با اطلاعات او یقین پیدا می‌كرد كه وی بختیاری است! جیكاک علاوه بر قدرت فوق العاده‌اش در زمینه یادگیری و تطبیق با محیط، برگ برنده دیگری نیز داشت و آن شوخ طبعی ذاتی وی بود! نام جیكاک برای مردم مناطق نفت خیز جنوب و خصوصاً مردم مسجدسلیمان و عشایر بختیاری نامی آشناست. نامی كه به نمادی در نیرنگ و حیله‌گری آنهم از نوع انگلیسی تبدیل شده و حتی امروز نیز معمولاً به كسانی كه به نیرنگ و مكر و حیله و البته سیاستمداری از نوع خاص كلمه مشهورند لقب جیكاک می‌دهند! جیكاک در راه جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت تمام تلاش خود را بكار برد. او علاوه بر تشویق بختیاری‌ها به بی‌توجهی به ملی شدن صنعت نفت، كوشش نمود تا در كار هیئت خلع ید از شركت نفت ایران و انگلیس خلل ایجاد نماید. به گفته‌ی حسین مكی به هنگام عزیمت هیئت خلع ید به آبادان، جیكاک تصمیم گرفت عده‌ای را تحریک كند تا اتومبیل اعضای هیئت را از روی پل بهمن شیر به داخل رودخانه بیندازند اما این توطئه ناكام ماند. سرانجام دولت ایران كه به كارشكنی و اخلال جیكاک در امر ملی شدن صنعت نفت پی برده بود وی را از ایران اخراج نمود. حكایتهای زیادی از حضور سرهنگ جیكاک كه بعدها به "مستر جیكاک" و در اواخر حضورش در ایران به "سیدجیكاک" معروف شد نقل می‌شود كه در زیر چند نمونه را می‌آورم: 1- جیكاک در اوایل حضورش در شركت نفت ایران و انگلیس به عنوان سرپرست یک دكل حفاری مشغول به كار شد. یكروز یكی از كارگران محلی از بالای دكل به زمین افتاد و درجا مرد. افراد محلی كه از فوت فامیلشان به شدت عصبانی بودند و جیكاک را مسئول این واقعه می‌دانستند بسوی او حمله كردند. جیكاک كه مرگ را در یک قدمی خود می‌دید ناگهان به سمت دكل حفاری حمله‌ور شد و شروع كردن به زدن دكل با مشت و لگد. مردم محلی كه شگفت زده بودند ناگهان ایستادند جیكاک كه مردد شدن مردم را دید و فهمید انگار نقشه‌اش گرفته شروع كردن با سر كوبیدن به دكل و فحش دادن كه " نامرد تو برادرم را از من گرفتی" و از این گونه صحبتها، نقل می‌كنند كه چند دقیقه بعد مردم دوباره به سمت جیكاک دویدند ولی اینبار نه برای زدن و انتقام گرفتن بلكه برای دلداری دادن به او و جلوگیری كردن از كوبیدن سرش به دكل! 2- از دیگر حكایات جیكاک عصای معروف است كه با آن معجزه می‌كرد و وقتی آنرا به بدن كسی می‌زد به آن شوک عجیبی منتقل می‌شد! جیكاک مدعی بود عصای او بهترین وسیله برای تشخیص حلال‌زاده بودن افراد است و با همین شگرد بسیاری از كسانی را كه به دلایل مختلف می‌خواست از وجهه اجتماعی و قدرت بیاندازد، تخریب می‌كرد ! بعدها فاش شد كه در عصای معجزه آسای مستر جیكاک جز یک پیل خشک الكتریكی و یک مدار ضعیف انتقال برق هیچ چیز وجود نداشته و جریان ضعیف برق باعث انتقال شوک الكتریكی به افراد نگون بختی می‌شده كه مستر جیكاک هنگام تماس عصا با آنها، دكمه وصل جریان را فشار می‌داده!! 3- در مجلسی او حاضران را دروغگو معرفی كرد و هنگامی كه قرار بر اثبات شد، كبریتی روشن كرد و گفت: هر كس راست بگوید این كبریت ریشش را نمی‌سوزاند. اول كبریت را به ریش خود گرفت كه نسوخت سپس ریش تمام افراد ساده لوح حاضر را سوزاند. به آنها قبولاند كه دروغ گفته‌اند و البته بعدها مشخص شد كه ریش او مصنوعی و نسوز بود. 4- اقدام بعدی جیكاک پوشیدن لباس روحانیت و عمامه‌گذاری وی بود! جیكاک مجلس وعظ و منبر برپا میكرد و آخرش هم روضه امام حسین میخواند و وسط روضه موقعی كه همه داغ می‌شدند ناگهان عمامه خود را به درون آتشی كه وسط مجلس بود پرتاب میكرد! از بند قبل علاقه جیكاک به پارچه نسوز را بیاد دارید. عمامه نمیسوخت و جیكاک آنرا به عنوان معجزه خود بیان میكرد و ادعای سید بودن میكرد! در ضمن او هیچكس را هم به سیدی قبول نداشت چون عمامه آنها در آتش میسوخت! از اینجا بود كه او به "سید جیكاک" معروف شد. 5- به هنگام ملی شدن صنعت نفت، جیكاک یا به قولی سید جیكاک با گشت و گذار میان عشایر بختیاری این شعار را به گویش بختیاری برای آنها طرح نمود: "تو كه مهر علی من دلته نفت ملی سی چنته" "یعنی تو كه مهر علی را در دل داری برای چه به دنبال ملی شدن نفت هستی"
بعضی از عشایر بختیاری زندگی خود را رها كرده و با تشكیل دسته جات متعدد و درست كردن پرچم و علم‌های گوناگون علی علی گویان به امامزاده‌ها رفته و طلب عفو می‌كردند





.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aakbarib ، Agha sayyed ، azade
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا