|
آموزش قران به بچه ها از وبلاگ یک مادر
|
|
۲۰:۵۷, ۶/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شنیدن. فقط شنیدن. از من بپرسید، این اولین و مهمترین قدم در راه آموزش قرآن است. دقت کردهاید که بچهها چقدر زود آهنگهای تبلیغات تلویزیونی یا ترانههایی را که ما در ماشین گوش میدهیم حفظ میشوند؟ دلیلش نه اشعار فاخر(!) و جذاب است، نه حتی گاهی موسیقی خوب. دلیلش در اغلب موارد فقط مداومت است. دقیقا همان طوری که خودمان با چند بار شنیدن یک آهنگ حفظش میشویم. بچهها از ما خیلی تیزترند. سریع لحن و آهنگ و متن را میگیرند و فوری هم تحویلمان میدهند. اگر میخواهیم بچههایمان قرآن یاد بگیرند (از شعرهای تبلیغ شامپو و برنج که خیلی بهتر است!!) باید آنها را در معرض شنیدن قرآن قرار بدهیم. فرقی نمیکند بابای بچهها با صدای بلند هر شب کمی قرآن بخواند، یا سیدی قرآن بگذاریم لای سیدیهای توی ماشین، یا خودمان سوره حمد را زمزمه کنیم. بچهها میشنوند. حالا صدای کی را گوش کنیم؟ به شکل واضحی بهتر است ترتیل گوش کنیم، چون صوت برای حفظ کردن مناسب نیست. از بین همه ترتیلهای موجود من دو تا را بهتر میدانم؛ یکی همان ترتیل پرهیزگار که معرف همه هست، و یکی هم منشاوی که اهالی حفظ قرآن به آن واردند. هرکدام از اینها خوبیها و سختیهایی دارد. ترتیل پرهیزگار را دوست دارم چون ایرانی است. اصلا سراغ ترتیلهای وهابی و سعودی نرفتهام چون به تاثیر روح خواننده بر چیزی که میخواند اعتقاد دارم. پرهیزگار به جز آن حس نوستالژی خاص برای من (که خودم با صدای او قرآن را حفظ میکردم) آهنگ خوبی هم دارد. خواندنش فراز و فرود زیاد دارد و آهنگین است. به همین دلیل مثل موسیقی خیلی زود بر ذهن آدم نقش میبندد. کیفیت صوتی فایلهای ترتیل پرهیزگار هم خیلی خوب است و اشتباه در فهم حروف کمتر رخ میدهد. منتها برای حفظ کردن بچهها مشکل مهمی دارد: تند میخواند. خیلی تند. حفظ کردن با ترتیل پرهیزگار برای کسانی که قادر به خواندن از روی قرآن هستند، چندان سخت نیست. اما برای بچهای که "فقط" از راه شنیدن قرار است حفظ کند، این تندی خواندن کار را خیلی سخت میکند. ترتیل منشاوی توصیه جدی معلمین قرآن به حافظین است. اول این که منشاوی در بین قاریان قرآن به صحت خواندن بسیار معروف است. اهل فن میدانند که در خواندن قرآن همه مکثها، بازگشتها، ادای حروف، صداها، مدها و... چقدر مهم هستند و منشاوی معروف است به این که بهترین ترتیل را از نظر صحت دارد. (پرهیزگار چنین جایگاهی ندارد) دوم این که منشاوی خیلی آرام و با طمانینه میخواند و برای حفظ کردن بچهها خیلی بهتر است. با این حال دو تا مشکل هم وجود دارد. یکی این که خواندن منشاوی خیلی یکنواخت و بی فراز و فرود است و آهنگین نیست. هرچند که این خودش موجب صحت بیشتر خواندنش میشود، ولی کار را برای حفظ کردن سخت میکند. یکی دیگر هم این که کیفیت صوتی ترتیلهای موجود از منشاوی اصلا خوب نیست و خش و نویز زیاد دارد و احتمال این که متوجه حروف نشوی، زیاد است. بنابراین باید مراقب باشید بچهها اشتباه نشنوند. حالا انتخاب با خودتان است. هر دو را گوش کنید و یکی را انتخاب کنید. مواظب اشتباهات باشید من اوایل از روش "فقط شنیدن" برای حفظ استفاده میکردم. به هیچ عنوان با نرگس "کار" نمیکردم. فقط در ماشین سورهای را که قرار بود حفظ کند میگذاشتم و بفایل سهبار تکرار آن را گوش میدادیم. معمولا نتیجه عالی بود و ظرف چند روز نرگس ناگهان شروع به خواندن کامل سوره میکرد. منتها یک اشکال بزرگ وجود داشت. در مورد ما که صدای منشاوی را گوش میکنیم، ممکن بود به خاطر کیفیت صدا یا نزدیک بودن حروف به هم، نرگس یک کلمه را اشتباه بشنود و اشتباه هم به خاطر بسپرد. بعدا عوض کردن ذهنیتی که ایجاد شده بود، خیلی سخت میشد. مثلا اگر "الم" را "ولم" حفظ کرده بود، تغییر دادنش خیلی سختتر از حفظ اولیه بود. این شد که من تصمیم گرفتم لااقل اولین بار یک بار سوره را با نرگس دوره کنم. کلمه به کلمه. یکی یکی کلمات را میگفتم و او بعد از من تکرار میکرد. هر وقت مطمئن میشدم که میتواند آن کلمه را درست ادا کند، میرفتیم سراغ کلمه بعدی. بعد از این که کل سوره را این طوری دوره میکردیم، موقع شنیدن بود و فقط شنیدن. دقایق طلایی قبل از خواب به مرور متوجه شدم که دقایق قبل از خواب یک جور دوپینگ برای به خاطر سپردن هر چیزی است. همان موقعی که بچه مسواکش را زده، رفته زیر پتو، چراغ خاموش شده و لالایی هم خوانده شده و قرار است بوسش کنیم و از اتاق بیاییم بیرون. کافی است سه چهار دقیقه یا کمتر با صدای خودمان یا همان ترتیلی که گوش میداده برایش قرآن را پخش کنیم. این صدا به عمق ذهن او میرود و خیلی سریعتر از زمان بیداری در ذهن مینشیند. فشار ممنوع تحت هیچ شرایطی بچه را برای حفظ کردن تحت فشار نگذارید. اگر دیدید خسته است، دلش نمیخواهد، حواسش نیست یا به هر دلیلی نمیخواهد قرآن گوش بدهد، آن را قطع کنید. اگر کودک از حفظ کردن قرآن خسته شده، مدتی برنامه را تعطیل کنید. به جایش برایش قصههای قرآن را تعریف کنید و سورههای دیگری را که حفظ بوده با هم بخوانید. هر وقت خودش خواست، دوباره برگردید. صدای تو خوب است! از صدای خودتان و بچه استفاده کنید. نمایشهای قرآنی خودتان را فیلمبرداری کنید و تماشا کنید. صدای قرآن خواندن خودتان و او را ضبط کنید و گوش بدهید. با هم مشاعره(؟) قرآنی کنید. یک آیه او، یک آیه شما. سورههای قبلی را دوره کنید. در نماز با صدای بلند سورهای را که او تازه حفظ کرده یا دارد حفظ میکند بخوانید. بگذارید صدای قرآنیتان شنیده شود. جایزه بدهید، اما نه همیشه حفظ کردن هر سوره میتواند موجی از سرور و شادی و تشویق و جایزه را در خانواده یا حتی فامیل برپا کند! بچهها قطعا از چنین چیزی خوشحال میشوند و این خیلی هم خوب است. به خصوص اگر سورهها کمی بلند یا سخت باشند، آن اواخر معمولا بچه روحیهاش را از دست میدهد و فکر میکند که نمیتواند و کم آورده، اما تشویقهای پس از پایان کار، او را دوباره تهییج میکند که آستینها را بالا بزند و برود سراغ سوره سختتر! حفظ این روحیه تلاش خیلی خوب است و جایزه پیشنهاد خوبی است، اما... اما... اما... این خیلی مهم است که بچهها شرطی نشوند و احساس نکنند که حفظ کردن قرآن یک جور معامله است برای به دست آوردن جایزه. این خیلی مهم است که بچه احساس طلبکاری بابت قرآن آموزی نداشته باشد. خطر این موضوع را وقتی متوجه میشویم که طرف در سی و چند سالگی در وبلاگش نوشته: خدایا! من همیشه نماز میخوندم، ولی حالا که این اتفاق بد افتاد، دیگر نماز هم نمیخوانم!!!! یعنی تا الان داشته برای یک معامله نماز میخوانده و حالا که جایزه نگرفته، دیگر نمیخواند! چنین آفتی در دینداریهای ما زیاد است و باید تا جایی که میشود جلویش را گرفت، چون آفتی است که اگر در خرمن بیفتد، هیچ چیز از آن باقی نمیگذارد. تمام تلاشتان را بکنید که بچه برای آموزش قرآن شرطی و طلبکار نشود. جایزه را متنوع کنید. گاهی بدهید و گاهی ندهید. مثلا اگر یک بار به او پول دادید، بار بعدی ببریدش تئاتر، بار بعدی بوسش کنید و بگویید جایزهات اینه که من بهت افتخار میکنم و بار بعدی یک شکلات برایش بخرید. این موضوع را جدی بگیرید و اگر افراد دیگری هم هستند که بچه را به خاطر آموزش قرآن تشویق میکنند از قبل این را بهشان گوشزد کنید تا آنها کار را خراب نکنند. کلمات و قصهها را پررنگ کنید حفظ کردن خالی قرآن فایدهاش زیاد نیست. چیزی که مهمتر است، فهمیدن قرآن است، حتی برای بچهها. اگر بچهتان کلاس نمیرود و خودتان دارید بهش آموزش میدهید، اول با قصه و ماجرای آن سوره شروع کنید. قصهاش را با نمایش عروسکی، نقاشی یا در قالب قصه عادی برایش تعریف کنید. حداکثر جذابیت را به داستان بدهید. حواشی را کنار بگذارید و فقط اصل ماجرا را تعریف کنید یا فقط داستان یکی از آیات را که نکته کلیدی سوره است، بگویید. خودتان را جای شخصیتهای داستان بگذارید و بازی کنید. در این حین روی تعدادی (مثلا دو یا سه تا) از کلمات سوره تاکید کنید. عربی و فارسیاش را بگویید و نقششان را بازی کنید و معنایش را در قصه بگویید. قصههای قرآنی را میتوانید با جستجوی اینترنتی هم پیدا کنید. بگذارید کودک از چیزی که دارد میخواند یک فهم ساده داشته باشد. آشنا شدن با کلمات و دانستن نقششان در ماجرای قصه کمک میکند که بچه موقع خواندن سوره بفهمد دارد در مورد چه قصهای حرف میزند. خودتان قرآن بخوانید این از همه آنهای دیگر مهمتر و سختتر است. بچهها هیچ وقت آن چیزی نمیشوند که تلاش میکنیم بشوند. آن چیزی میشوند که ما هستیم. پس تنها راه قرآنیتر کردن بچهها این است که خودمان قرآنیتر شویم. بچهها باید ببینند که ما قرآن دستمان گرفتهایم و میخوانیم. قرآن گوش میدهیم. و قصههای قرآن را برایشان تعریف میکنیم. با قرآنیها بگردید هرچقدر هم که تلاش کنید کودکتان قرآنی شود و قرآن یاد بگیرد، اگر در جمعهای دور و برتان هیچ کس قرآن خواندن و قرآن دانستن را یک "ارزش" نداند، فایدهای ندارد. آدمها از تولد تا مرگ تحت تاثیر جو هستند. مهم است که جو دور و بر شما، کودکتان را و تلاشش را برای قرآن آموختن تایید بکند. مهم است که او کودکان دیگری را ببیند که آنها هم چند آیه بلدند. در سختی حفظ کردن سورههای بلند با هم همدردند! و لذت تمام کردن یک سوره را چشیدهاند. این دنیای مشترک کلی به داشتن یک احساس خوب و ارزشمند از کاری که دارد میکند کمک میکند. ارتباط با این آدمها حتی به خودتان هم حس بهتری میدهد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







