|
40 قدم بسوي دوست
|
|
۱۴:۱۳, ۱۲/اردیبهشت/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۴:۳۳ توسط aabbdd.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
(( با قرار دادن اين مطلب در وبلاگ خودتان در ثواب عمل كنندگان به آن شريك باشيد.)) سلام رفقا . ان شاالله رفقايي كه مي خوان سير الي الله رو شروع كنن اين پست رو كه حاصل استفاده از اساتيد عرفان واخلاق وتجربيات شخصي خود و... هستش رو با توجه و دقت كامل مطالعه كنن وحتي مي تونن آنرا چاپ ياروي برگه اي بنويسن و دقيقا بهش عمل كنن كه ان شاالله تاثيرش رو در زندگي معنوي شان خواهند ديد . ان شالله. 1) اهم امور ترك محرمات وانجام واجبات است . با تمام وجود وبا تمام توان وبا عزم جدي تصميم بگيريم كه حتي اگر تمام دنيا را بدهند حاظر نيستيم حتي كوچكترين معصيتي رو انجام بديم. ( هر روز صبح با خودمون شرط كنيم و هرروز مرور كنيم و عزم وتصميم رو جدي تر دنبال كنيم.) كتابهاي گناهان كبيره وقلب سليم آيت الله شهيد دستغيب و واجبات ومحرمات مرحوم مشكيني و البة قسمت دوم رساله آيت الله مظاهري كه مسائل مربوط به اخلاقيات است( قابل استفاده از سايت معظلم له) رو بخوانيم. پس ابتدا حال توبه رو حاصل كنيم و با تمام وجود توبه كاملي رو انجام بديم و نماز يكشنبه ماه ذي القعده را انجام دهيم. رفقا بدانيم با معصيت خدا نمي شه رفيق خدا شد. 2) هرروز قرآن با تفكر بخوانيم.حداقل 50 آيه. در مورد اهميت قرائت قران همين بس كه استاد بزرگوار ما مي فرمود(نقل به مضمون) : 1)كنار بزرگي بودم به ذهنم آمد كه ايشان چه گونه به اين مقام رسيده اند . اون بزرگ از اين نيت دروني من با خبر شدند و فرمودند قران بخوانيد و اولين دستورالعملي كه مربوط به شماست رو عمل كنيد. - مي فرمود: خدا بر من رحم كند اگر يك روز بدون قرآن باشم. -هميشان مي فرمود : چرا تاريكيم چون بين الطلوعين قرآن نمي خوانيم .چون وقت خواب قرآن نمي خوانيم.باز ايشان مي فرمود : روزي كه قرآن بخواني با روزهاي ديگه فرق مي كنه. مي فرمود حتي اگر صبح ها وقت قرآن خواندن هم نداشته باشيد موقع بيرون امدن از خانه قرآن را باز كنيد و به قرآن نگاه كنيد. يكروز ايشان دستور العملي رو براي قرائت آيات خاصي رو دادند كه ما عمل كنيم . ولي ما سستي كرديم . ايشان كه وارد مجلس شدند فرمودند چرا به دستورم عمل نكرديد . من كه وارد شدم نور قران رو در چهره شما نديدم . پس در مرحله اول سعي كنيم هرروز قرآن بخوانيم. 3) دائم متوسل به ائمه اطهار باشيم . ونسبت به امام زمان (عليه السلام) حال توجه و دعا داشته باشيم. آيت الله ري شهري مي فرمايد از آيت الله بهجت پرسيدم (1382/10/4)كه راه رسيدن به محضر امام زمان چيست؟ تاكيد كردند كه (( مومن بايد خود را در همه حال در محضر آن حضرت ببيند توجه داشته باشيد كه هر كاري مي كنيد در محضر اوست او حتي از خيال شنا آگاه است .)) (تاريخ 1387/7/23) گفتم از فرج خبري نداريد؟ فرمودند: (( چرا. معرفت وعلم به اينكه( حضرت ) سخن مرا پيش از شما مي شنود. ...اگر كسي به چنين اعتقادي برسد ديگر امام نسبت به او غايب نيست. (زمزم عزفان/ محمدي ري شهري) با ائمه معصومين(عليهم السلام) به خصوص با مولاي موحدان امير مومنان (عليه السلام) ارتباط روحي وقلبي داشته باشيم.واز خداي متعال با تمام وجود بخواهيم كه محبت مولا را در جانمان حس كنيم وبا محبت وعشق مولا علي در هر دو جهان زندگي ولايي داشته باشيم. نسبت به امام حسين (عليه السلام) بسيار حالت توسل داشته باشيم .ومحبت ايشان و اهل بيت عصمت و طهارت را بسيار شاكر باشيم . و از خدا بخواهيم كه ما هم فداي پسر فاطمه شويم . وجان ومال وبود و نبود خود را فداي محمد (صلي الله عليه واله)وآل محمد( عليهم السلام) كنيم.وسعي كنيم هرشب وروز براي امام حسين(عليه السلام) به تاسي از امام زمان (عليه السلام)قطره اشكي بريزيم. ونسبت به زيارت اهل بيت (عليهم السلام) بسيار تلاش كنيم. دستور عملي: امام زمان حرفهاي ما را مي شنود . پس هر شب حداقل 5 دقيقه در جاي خلوتي با امام زمان( عليه السلام) بشينيم و صحبت كنيم. 4) مراقبه تام. يعني اينكه بدانيم در حضور ومحضر كسي هستيم كه عليم بذات الصدور است. يعني خدا هميشه ما رو مي بيند و از اون فكر وخيالي كه داريم آگاه است . پس بايد از خدا حيا كنيم نسبت به خيلي چيزها . هميشه سعي كنيم و هميشه اين حالت توجه رو داشته باشيم كه خدا نزديك ماست و ما هيچ وقت وهيچ كجا تنها نيستيم. پس با خدا رفيق بشيم و هميشه با عزيز عزيزها صحبت كنيم و البه خيلي به خدا بگيم:(( خداي عزيزم دوست دارم . دوست دارم. دوست دارم.)) آيت الله بهجت مي فرمايد: براي موعظه يك كلمه كافيست وآن توجه به اين است كه خداوند متعال در هر حال شما رامي بيند.(زمزم عرفان / محمدي ري شهري) هميشان مي فرمايد: اقرب از هر چيز خداست انسان بايد تلاش كند همه جا با خدا باشد . توجه به خدا بايد شاغل باشد او را از همه امور .(زمزم عرفان / محمدي ري شهري) بسيار سعي كنيم هميشه فكرمون پيش محبوب ومعبود باشه. سيد حسين يعقوبي نسبت به استادشان عارف بزرگ آيت الله انصاري همداني مي گويد: آنچه كه بيش از هر چيز توجه مرا نسبت به ايشان جلب مي كرد و در نظرم بسيار مهم بود ،حال مراقبه دائمي آ ن بزرگوار بود . اگر انسان اندكي باآن جناب معاشرت مي نمود بالحس در مي يافت كه ايشان دائما خود را همچون بنده اي در حضور مولا مي بيند . وبا اينكه هيچ وقت دوست نمي داشتند خود را ظاهر كنند، لكن خداي متعال به بنده لطفي كرده بود كه حس مي كردم كه گويا قلب ايشان به جايي مرتبط است . واين بسيار مهم مي باشد .( كتاب سفينة الصالحين) آيت الله مصباح در توصيف استادشون علامه طباطبايي مي فرمايد :(( مرحوم علامه طباطبايى(رحمه الله) نمونه بارز و برجسته كسانى بود كه اهل ذكر و خلوت با خدا بودند و لحظه اى توجهشان از خداوند قطع نمىشد. حالات و رفتار ايشان نشان مىداد كه توجهشان به جاى ديگر است و چندان مايل نبود با كسى سخن بگويد و گفتگو كند، چون از توجه ايشان به خدا كاسته مىشد. در جلسه درس، معمولاً به شاگردان نگاه نمىكرد و بيشتر نگاهش را به سقف مىدوخت، و اگر كسى رو در رو با آن بزرگوار گفتگو مىكرد مرحوم علامه به چشمانش نگاه نمىكرد. اين رفتارها براى اين بود كه توجهش به خداوند باقى بماند. حتى گاهى به ايشان سلام مىكردند، اما ايشان در عالم خود بودند و متوجه نمىشدند. ايشان خيلى كم و مختصر حرف مىزدند و همواره در حال ذكر و توجّه بودند.))( كتاب ياد او /تاليف ايت الله مصباح/ پايگاه اطلاع رساني ايت الله مصباح) أيت الله بهجت مي فرمايد: پس مي دانيم به درجه اشتغال به ياد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشيم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهيم بود؛ و فرق بين ما و سلمان سلام الله عليه، در درجه طاعت و ياد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود. و آنچه مي دانيم که اعمالي در دنيا محل ابتلاء ما خواهد شد، بايد بدانيم؛ که آنها هر کدام مورد رضاي خداست، ايضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است. پس بايد بدانيم که هدف بايد اين باشد که تمام عمر، صرف در ياد خدا و طاعت او و عبادت، بايد باشد، تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم، و گرنه بعد از آنکه ديديم بعضي، به مقامات عاليه رسيدند و ما بي جهت، عقب مانديم، پشيمان خواهيم شد. وقفنا الله لترک الاشتغال بغير رضاه بمحمد و آله صلوات الله عليهم اجمعين. الأقل محمد تقي بهجة( سايت شهيد آويني) آيت الله بهجت خودشون نمونه كامل انسان مراقب بودند به طوري كه سعي مي كردند لحظه اي از ياد خدا غافل نشوند .ايشون مي فرمايد:((ترك معصيت دائمي و علي الدوام متوقف بر مراقبه و تذ كر علي الدوام است و مراقبه و تذكر هم ملازم است با وصول به اعلي المقاصد الممكنه . توجه به خداوند متعال كليد وصول به مقامات معنوي وشهود حق تعالي است راه رسيدن به شهود مراقبت بر ياد خدا واز دست ندادن اختياري توجهاتي است كه احيانا براي انسان حاصل مي شود غفلت غير اختياري اهميتي ندارد واضحات را از دست ندادن موجب وصول به شهود تام است . از ايشان درباره راه تداوم ذكر پرسيدم فرمودند: توجه به نماز اگر نماز درست شد همه چيز درست مي شود واعلم ان كل شي ء من عملك تبع لصلاتك ميزان الحراره نماز است . ))(زمزم عرفان/ محمدي ري شهري) در كتاب (( العبد / موسسه شمس الشموش )) در مورد آيت الله بهجت آمده : يكي از شاگردان : ((يكبار سر درس احساس كردم كه آيت الله بهجت دو تا شد يك بهجت نشسته بود و دائما به ياد خدا بود . يك بهجت هم نشسته بود و درس مي داد . يعني اين درس وبحث وغيره هيچ موقع از توجهشان به خدا نمي كا ست واين يك مقام بالايي است كه شخص هيچ موقع از ياد خدا غافل نشود . اگر كسي دقت مي كرد اين امر در زندگي ايشان كاملا مشخص بود . ظاهرش رفت وآمد و صحبت ودرس دادن بود وباطنش يك بهجت ديگر بود كه هميشه به ياد خدا بود.ايشان به ما آموخت كه مي شود انسان با اينكه اشتغال علمي وفكري صد در صدي داشته باشد يك ذره توجهش از خداي متعال قطع نشود .)) ((آقاي بهجت بي ياد خدا مي ميرد آقاي بهجت با ياد خدا زنده است . او با هر كسي صحبت هم مي كرد احساس مي كرد انگار دارد مي ميرد و زود بر مي گشت ان طرف .)) اي كاش ما هم مثل اين مرد بزرگ هميشه با خداي خودمون خوش باشيم كه بالاترين لذتها دوستي وبندگي خداست. سيد ابو ترابي مي فرمود: ( قريب به مضمون) افتخار آيت الله بهجت اين نيست كه در عمرشان گناه نكردند. بلكه افتخارشان اين است كه مراقب بوده اند لحظه اي وآني از ياد خدا غافل نشوند و با تمام وجود مراقب بودند كه حتي براي لحظه اي و ثانيه اي از ياد خدا غافل نشوند . آيت الله ري شهري مي فرمايد: مهمترين ويژگي عملي ايشون(آيت الله بهجت) دوام ذكر بود. ايشون معتقد بود كه با دوام ذكر وتوجه به خدا مي توان به تمام كمالات انساني دست يافت . مبدا تمام كمالات انساني تدا وم ذكر است وتداوم ذكر هم وقتي من از ايشون سوال كردم . توجه به نماز است . آيت الله حق شناس مي فرمايد: دادش جون من چندي پيش داشتم در معناي مراقبه فكر مي كردم . لحظه اي چشمام روي هم رفت وديدم از آسمان باران متصل وبدون انقطاع به سوي من در حال باريدن است . در همان حالت براي يك لحظه كوتاه موضوعي ديگر فكرم رو به خودش جلب كرد . همزمان با آمدن اين خطور بلافاصله آن باران قطع شد . پس صدايي در گوشم گفت : اين است معناي مراقبه . يعني اگر مراقبه باشد باران رحمت ولطف الهي يكسره مي بارد. (شايد نقل به مضمون :كتاب عبد كريم . محمد حسن سيف اللهي . انتشارات نبوغ) .( حضور قلب كلي / ترك غفلت كلي) علامه طباطبايي در دستورالعملي مي فرمايد: (( براي موفق شدن و رسيدن به منظوري که در پشت ورقه مرقوم داشته ايد لازم است همتي بر آورده، توبه اي نموده، به مراقبه و محاسبه پردازيد. به اين نحو که هر روز که طرف صبح از خواب بيدار مي شويد قصد جدي کنيد که در هر عملي که پيش آيد، رضاي خدا - عزاسمه- را مراعات خواهم کرد. آن وقت در سر هر کاري که مي خواهيد انجام دهيد. نفع آخرت را منظور خواهيد داشت، به طوري که اگر نفع اخروي نداشته باشد انجام نخواهيد داد. هرچه باشد. همين حال را تا شب، وقت خواب ادامه خواهيد داد و وقت خواب، چهار پنج دقيقه اي درکارهايي روز انجام داده ايد فکر کرده، يکي يکي از نظر خواهيد گذرانيد. هر کدام مطابق رضاي خدا انجام يافته شکري بکنيد و هر کدام تخلف شده استغفاري بکنيد. اين رويه را هر روز ادامه دهيد. اين روش اگر چه کليد نجات و رستگاري است و هر شب پيش از خواب اگر توانستيد سور مسبحات يعني سوره حديد و حشر و صف و جمعه و تغابن را بخوانيد و اگر نتوانستيد تنها سوره حشر را بخوانيد و پس از بيست روز از حال اشتغال ، حالات خود را براي بنده در نامه بنويسيد. ان شاء الله موفق خواهيد بود. والسلام عليکم. محمد حسين طباطبايي. ))وبلاگ منبرك پس شخص مراقب بايد سعي وقصد تمام كند تا مرتكب گناهي نشود ودر درجات بعدي سعي ميكند هيچ كار خلاف رضاي الهي از او سر نزند . دوستان عزيز سعي كنند هر روز صبح قصد جدي كنند كه امروز هيچ گناهي از من سر نخواهد زد حتي اگر تمام دنيا را به من بدهند حتي يك گناه هم از من سر نخواهد زد . شخص مراقب از صبح زود كه براي تهجد بر مي خيزد تا موقع خواب به ياد محبوب و معبود خود هست .خدايي كه هميشه وهمه جا با اوست (هو معكم اينما كنتم) خدايي كه بالا ترين محبتها را به او دارد . پس واقعا حيف نيست خدايي كه اين قدر ما رو دوست داره وهميشه با ماست رو فراموش كنيم . علامه طباطبايي در معناي مراقبه مي فرمايد: معناي مراقبه؟مراقبه يعني توجه باطني انسان به خدا و روي نگرداندن از ان در همه ي احوال است مراقبه كمالي است كه انسان را به مقصد مي رساند مراقبه اين است كه انسان از اول صبح تا هنگام خواب از ياد خدا غافل نباشد وتمام گفتار وكردارش براي خدا باشد واو را همه جا حاضر وبر كارهاي خود ناضر ببيند وخويشتن را در محضر او بيابد كليد اشيا در مراقبه است .( كتاب در محضر علامه طبا طبايي/محمد حسين رخشاد) ((( دوستاني كه نيت قرب به سوي محبوب رو دارند از امشب حتما اين برنامه رو انجام بدهند : هر شب حتما حتما و در هر شرايط وهر حالتي تصميم قطعي و جدي بگيرند كه به مدت حداقل پنج دقيقه در مكان خلوتي حالا مثلا تو اتاق خونشون تو حياط خونشون يا مثلا تو اتوبوس كه نشستن توجهشون از همه جا قطع كنند و اين پنج دقيقه رو با محبوب ومعبود خودشون خلوت كنند و عرضه بدارن خدايا (( ما در اغيار به روي خود ببستيم از همه باز آمديم وبا تونشستيم)) واين چند دقيقه رو با خداي عزيز درد دل كنن . با خدا صحبت كنند .تا ان شا الله هميشه و همه جا با خدا باشن .))) خوب اين مطالب رو خدمت شما دوباره تكرار كردم تا بسيار روي اين مطالب فكر كنيم. وان شاالله بهشون عمل كنيم . كه كليد سعادت در مراقبه است. 5) نماز شب رفقا بزرگان مي فرمايند: بدون سحر وبدون تهجد نمي شه سير الي الله كرد. مضمون نوشته يكي از بزرگان است كه: ما كسي رو از اهل معرفت سراغ نداريم كه اهل تهجد نباشد. پس بايد هميشه و در هر شرايطي وبا عزم تمام تصميم بگيريم كه قبل از نمازصبح بلند شويم و با محبوب و معبود خودمون راز ونياز و مناجات كنيم. بعد از نماز شب چند دقيقه ي روي سجاده بشينيم و با زبان مادريمون با خدا صحبت كنيم. استاد اخلاق ما سر كلاس مي فرمود ( قريب به مضمون): برخي چهره ها مشخص است كه نماز شب مي خوانند . مثلا برخي چند دقيقه قبل از اذان صبح بيدار شده ا ند. 6) نماز اول وقت آيت الله ري شهري مي نويسد در تاريخ 1370/9/1 آيت الله بهجت در ديداري از آيت الله قاضي نقل فرمودندكه: ((هركس نمازهاي واجب يوميه را اول وقت بخواند .به همه مقامات معنوي خواهد رسيد .اگر نرسيد مرا لعنت كند.)) هميشان مي نويسد :پرسيدم راه رسيدن به حضور قلب چيست؟ فرمودند دو كار كنارهم. 1.(نمازگذار) به وسوسه هاي شيطاني كه غير اختياري پيش مي آيد كاري نداشته باشد. 2. هر وقت در نماز توجه پيدا كرد اختيارا به غير خدا توجه نكند . هميشان مي نويسد (در تاريخ 1374/9/14) از ايشان در مورد حضورقلب در نماز پرسيدم مجددا همان پاسخ پيشين را تكرار كردند كه (( هر كس نماز مي خواند هر چند به اندازه يك لحظه به ياد خدا مي افتد اگر تلاش كند ان لحظه را اختيارا از دست ندهد مشكل حل مي شود.)) مي نويسد( تاريخ 1376/6/28) از ايشان تقاضا كردم كه دعا كنند كه بتوانم در نماز حضور قلب داشته باشم. فرمودند: (( دوايي است . دعايي نيست.)) فرمودند:( 1379/11/21) : ((از خدا مي خواهيم كه از خدا اختيارا برنگرديم.)) فرمودند: (1380): ... همين كه انسان توجه پيدا كند كه(خداوند) محيط بر همه چيز است كافي است. اولم يكف بربك انه علي كل شيء شهيد ... مطلب تا اين حد سهل آسان است : وهو معكم اين ما كنتم. (تاريخ 1384/9/10) پرسيدم برخي سوال مي كنند كه براي حال خشوع پيدا كردن در حرمين چه كنيم؟ فرمودند: نماز خودتان را اصلاح كنيد (( واعلم ان كل شي ء من عملك تبع لصلاتك . ))آقاي قاضي مي فرمود اگر كسي نمازهاي پنجگانه را اول وقت بخواند به مقامات عاليه مي رسد وگرنه مرا لعنت كند. فرمودند براي حضور قلب در نماز عمدا واختيارا روي (دل) خود را برنگرداند . بالاخره يك آن متوجه مي شود كه براي خدا نماز مي خواند وآنرا اختيارا از دست ندهد . اين خيلي آسان است .برهان اين مطلب را كسي مي داند كه عمل كند ونتيجه بگيرد. فرمودند : راه خدا آسان است. (زمزم عزفان/ محمدي ري شهري) حال تعابيري كه از آيت الله بهجت در(( سايت آيت الله بهجت ودر كتاب صداي سخن عشق)) در مورد نماز دارن رو با دقت بخوانيم و روش فكر كنيم. تمام لذّتها روحى است و آن چه از لذّات كه در طيب و يا از راه نساء، به صورت حلال تكوينا مطلوب است، بيش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است تَنَعَّمُوا بِعِبادَتِى فِى الدُّنْيا، فَإِنَّكُمْ تَتَنَعَّمُونَ بِها فِى الاْآخِرَةِ.» فرمودند: اگر کسي بخواهد حضور قلب تحصيل کند، لحظه اي که درنماز، توجه پيدا مي کند، اختيارا قلب خود را منصرف {به غير} نکند. همين اقدام، سبب دوام حضور مي شود.{ تا }عمل نکند، نمي فهمد. شايد اين كرامتى باشد براى خصوص مسلمانها كه به آنها اجازه داده شده است هر جا و هر وقت كه خواستند بدون هيچ رادع و مانع و حاجز و حاجب و بدون اجازه از هيچ دربان و نگهبان، به حضور خداوند كه پادشاه پادشاهان است بار داده شوند. همه چيزتابع نماز است. وقتي نماز با حال گشت انسان آدم شده است. بالاخره محك نماز است . نماز بالا ترين وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خداست . اگر سلا طين عالم مي دانستند كه انسان در حال عبادت چه لذتهايي را ميبرد هيچ گاه دنبال مسايل مادي نمي رفتند . قرب مراتبي دارد وبالاترين آن لقاء است وهر مرتبه از مراتب قرب را مقربي است كه بالاترين آنها نماز است. نماز عروج مؤمن است وعروج مستلزم قرب ولقاءاست. كساني كه ملتزم به نماز در اول وقتش هستند وملتزم به صلات كامله هستند .اگر مقداري مواظب خودشان باشند وببينند حال بعد از نمازشان با حال بعد از صلاتشان فرق كرد واين فرق را اختيارا از دست ندهند اميد است به اين كه از الذين هم علي صلاتهم دائمون باشند. هميشه مصلي باشند هميشه متذكر باشند . نمازي را كه براي تذكر خوانده است تذكر در او ايجاد يك روحيه قوي مي كند كه هميشه به ياد خدا باشد و هميشه اين قوت خودش را حفظ كند. بالاترين مرحله اصلاح نماز روي آوردن وتوجه با تمام وجود در نماز به خداوند متعال است. كسي كه در عبادات قلب را از غير خدا خالي نمايد وفارغ القلب نماز را كه همه چيز تابع آن است انجام دهد هيچ كمالي را فاقد نخواهد انسان بايد فكرش را از غير خدا منصرف كند وتوجهش به غير خدا مشغول نشود. البه اگر بصورت غير اختياري توجهش به جايي رفت كه هيچ ، اما به محض التفات پيدا كردن بايستي قلبش را از غير خدا منصرف كند. در عبادات وتمامي كارها اختيارا غير از خدا و غير از ياد او را راه ندهيد وهمين راه منحصر در سعادت است. اين از امتيازات ومختصات انسان كامل است كه از نمازلذات مي برد. پس رفقا با تمام وجود نسبت به نماز بسيار بسيا ر و بسيار سعي كنند كه نمازشان را اول وقت وبا توجه بخوانند كه تاثير شگرفي رو ان شاالله خواهند ديد. خلاصه اينكه اگر نماز درست شد همه چيز درست مي شود. 7) هميشه با طهارت باشيم. بلافاصله بعد از ابطال وضو تجديد وضو كنيم كه ان شاالله هميشه با نور وضو باشيم. وحتما شب را با وضو بخوابيم . تا ان شا الله ثواب عبادت خدا را عنايت كنند. 8)احترام به والدين يادم نمي ره خدمت استاد رسيدم وگفتم حاج آقا چي كار كنم آدم بشم : فرمود شما سه كار انجام بده ( ترتيب فرمايش ايشون يادم نيست) 1-رساله 2-نماز اول وقت 3- پدر ومادر هروقت كه مي خواهيد قدمي بسوي خدا برداريد برويد كنار مادرتان وبوسه اي بر دستان پر مهر مادر بزنيد و با نگاه خندانتان خنده اي بر چهره مادر بنشانيد .واو را از صميم دل خوشحال كنيد و بگوييد كه مادرم عزيز من از من راضي باش كه ان شاالله خدا هم از شما راضي خواهد شد. در كتاب مستدرك الوسائل حديثي نقل ميكند كه شخصي امد خدمت رسول خدا( صلي الله عليه واله) وگفت : قسم خورده ام درب بهشت را ببوسم چه كاري كنم كه مساوي ان باشد ؟ حضرت فرمودند پاي مادر وپيشاني پدر خود را ببوس مثل ان است كه درب بهشت را بوسيده اي.( كتاب مقام محبت) روي عن رسول الله : نظر الولد الي والديه حبا لهما عباده ( بحار الانوار .ج74.ص84)( كتاب مقام محبت) نگاه فرزند به صورت والدينش از روي محبت عبادت است. عزيزان اگر بتوانيد هر روز مقيد باشيد كه پدر ومادر رو خوشحال كنيد و انها رو از خود راضي كنيد وهر روز بوسه اي بر دستان مادر بزنيد به توفيق بزرگي رسيديد .هر كاره اي هم باشيم دانشجو مهندس دكتر و... هر چي كه باشيم بايد همه رو بريزيم دور و پيش پدر ومادرمون تواضع كنيم . از ته دل خوشحالشون كنيم و ازشون بخوايم برامون دعا كنند . يكي از ارادتنمدان آيت الله بها الديني مي فرمود : در بين سخناني كه با ايشان رد وبدل شد نام حاج آقا فخر تهراني به ميان آمد ...معظم له فرمودند: در جلسه اي كه حضرت ولي عصر( عجل الله تعالي فرجه الشريف) در مكه داشتند نام چندين نفر برده شد كه يكي از آنها حاج آقا فخر بوده است ... رو به آقا كردم و گفتم آقا اجازه مي فرماييد اين مطلب را به حاج آقا فخر عرض كنم . فرمودند مانعي ندارد .چون سخن ايشان را به حاج آقا فخر گفتم شروع به گريه كردند از ايشان پيرامون اين توفيق بزرگ سوال كردم . فرمود: نمي دانم ولي شايد به خاطر خدمتي باشد كه به مادرم كرده ام .زيرا ايشان به خاطر كسالتي كه داشت مدتي بستري گرديد وخانه نشين شد از اين رو تمام كارهايم را تعطيل كردم ومشغول خدمتكاري اوشدم . علي الخصوص كه ايشان علويه بود.( كتاب آيت بصيرت) پس عزيزان حيف نيست كه ما ازاين عنايتي كه بهمون شده ومي تونيم با كسب رضايت پدر و مادرمون اوج بگيريم خداي نكرده كوتاهي كنيم و دستمون خالي باشه .امروز استاد اخلاق از فرزند يكي از اولياي خدا مطلبي رو عرض كردند كه مضمونش اينه كه پدرشون حالا تو عالم كشف (ويا غيره) بهشون فرمودن كه اونهايي كه پدر ومادراشون ازشون راضي اند خدا از برزخ اجازه مي ده مي يام اينجا اونها رو نمي گذارم تو ابتلا ئات بيفتن تو گناه بيفتن . ( حالا طبق فرموده استاد اين يك مكاشفه بوده ) . در آخر مضمون يك خاطره اي كه استاد اخلاق ما نقل كردن رو عرض كنم : ايشون فرمودن مدتي بود كه اون حال معنوي رو نداشتم . برا نماز شب بلند مي شدم ولي اون حال معنوي نبود . ناراحت بودم كه چرا اون حال معنوي رو ندارم . رفتم جمكران اعمالم رو مرور كردم . نگاه . نه خدا رو شكر نگاهم كنترل شده است . زبانم . نه مراقب اون هم هستم ... خدايا من كه مراقبه رو دارم .پس خدايا چرا اون حال رو ندارم . مي فرمود : يه دفعه يه دستي رو شونم اومد ( يكي از اولياي خدا بود) كه آقا شيخ يه هفته است تلفن خونه پدرت يك طرفه است نمي تونن بهت زنگ بزنن . يه هفته به مادرت زنگ نزدي .با اين وضع مي خواي حال معنوي هم داشته باشي ؟ دستور عملي : خجالت نكشيم برا اولين بار هم كه شده همين الان از پشت كامپيوتر پاشين و بريم پيش مادرمون و بوسه اي بر دستان مهربان مادر بزنيم و خنده بر لبان مادر بنشانيم يا اگه از مادر دوريم بهش زنگ بزنيم واز پشت تلفن بگيم كه مادر جان از همين راه دور دستت رو مي بوسم. به هر حال اگه بتونيم دل پدر ومادر مون رو هميشه از خودمون راضي نگه داريم و هرروز مقيد بشيم كه حتما بوسه اي بر دست مادر مون بزنيم و بهش بگيم كه مادر جانم من خاك پاي تو هستم . من پاي تو را مي بوسم كه تو از من راضي باشي ( كه در روايتي مي فرمايد : الجنه تحت اقدام الامهات - بهشت زير قدمهاي مادر است ) مادرجان من رو دعا كن كه با دعاي تو خداي مهربونم از من راضي باشه.بعد تو دلتون به امام زمان (عليه السلام) بگيد پسر فاطمه آقا جانم مادرم از من راضيه شما هم از من راضي باشيد گل فاطمه . جانم به فداي شما . دستور عملي : خجالت نكشيم برا اولين بار هم كه شده همين الان از پشت كامپيوتر پاشيم و بريم پيش مادرمون و بوسه اي بر دستان مهربان مادر بزنيم و خنده بر لبان مادر بنشانيم يا اگه از مادر دوريم بهش زنگ بزنيم واز پشت تلفن بگيم كه مادر جان از همين راه دور دستت رو مي بوسم. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| 40 قدم بسوي دوست(2) | aabbdd | 0 | 881 |
۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۴:۱۴ آخرین ارسال: aabbdd |
|






